نیلیشرابی|مبینا وفا
Photo
Accordeon et violon - Mehrdad Mahdi
<unknown>
چون امروز دلم لک زده برای رقص کولیوار آکاردئون تو دستای مهرداد مهدی، که تو گوشت تنم خراش بندازه و خون رگمو سبک کنه.
❤🔥3❤1
نیلیشرابی|مبینا وفا
Photo
Accordeon - Mehrdad Mahdi (1)
<unknown>
میدوم تو ایوون، دست پریا رو میگیرم و میکشم،
-Amèlie!
+J'adore cette chanson!
-Amèlie!
+J'adore cette chanson!
❤🔥4
Forwarded from ⚜پرنیان⚜
اشک میریزی و میگویی: پس رویاهایمان چه؟
میبوسمت و میگویم: بخواب،
در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست.
میبوسمت و میگویم: بخواب،
در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست.
❤6
Idea 1 (Slowed + Reverb)
Gibran Alcocer
و بخشی از روحم به تسخیر جبرانالکوسر درومد.
❤5💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم میخواست دوباره با دوربینم گیرتون مینداختم، بایبای میکردیم و قرار بود بهار بیاد.
❤2💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در را بست. نشست، با لیوان چای، در مرکز اتاق. به روبرو نگاه میکرد. نوشید. سرش را چرخاند.
همیشه لباسها را تا میکرد؛ و به ترتیب رنگ، آویزان. پالت سایه باید توی کشو باشد. روتختی چند روز پیش شسته شده. سشوار کوچک برای چتریهاست؛ همیشه توی کشوی اول. سشوار بزرگ برای ساقهی مو؛ همیشه در جعبه، توی کمد بزرگ قهوهای.
حالا تخت، بدون روتختی. سشوارها، روی فرش. موها، بههمریخته. لباسها، تپه. گلها پژمرده. عروسکها مرده.
نوشید. وحشت کرد. گریست. او بازگشته است.
[در باب اضطراب و افسردگی]
همیشه لباسها را تا میکرد؛ و به ترتیب رنگ، آویزان. پالت سایه باید توی کشو باشد. روتختی چند روز پیش شسته شده. سشوار کوچک برای چتریهاست؛ همیشه توی کشوی اول. سشوار بزرگ برای ساقهی مو؛ همیشه در جعبه، توی کمد بزرگ قهوهای.
حالا تخت، بدون روتختی. سشوارها، روی فرش. موها، بههمریخته. لباسها، تپه. گلها پژمرده. عروسکها مرده.
نوشید. وحشت کرد. گریست. او بازگشته است.
[در باب اضطراب و افسردگی]
❤4💘1