جامِ جمِ تو بر لبِ مَخمور نَگُنجد
این غَمزه به آن چِهرهء مَستور نَگُنجد
تو این همه باده ز کُجا فاش نِمودی
هَفتاد و دو جامِ تو به اَنگور نَگُنجد
بِنوشتهام از وَصفِ رخِ نابِ تو لیکن
توصیفِ تو در دفترِ مَسطور نَگُنجد
پیراهنِ شادی ز تنِ خویش در آرم
زیرا که غَمَت در دلِ مسرور نَگُنجد
آن جِلوهء اصلی تو را من نَشِناسَم
چون در دلِ من جِلوهء آن نور نَگُنجد
شد جلوهء نورانیِ تو نورِ خداوند
آن نور که حتّی به دلِ طور نَگُنجد
سیّدمیرزا✍🏻
این غَمزه به آن چِهرهء مَستور نَگُنجد
تو این همه باده ز کُجا فاش نِمودی
هَفتاد و دو جامِ تو به اَنگور نَگُنجد
بِنوشتهام از وَصفِ رخِ نابِ تو لیکن
توصیفِ تو در دفترِ مَسطور نَگُنجد
پیراهنِ شادی ز تنِ خویش در آرم
زیرا که غَمَت در دلِ مسرور نَگُنجد
آن جِلوهء اصلی تو را من نَشِناسَم
چون در دلِ من جِلوهء آن نور نَگُنجد
شد جلوهء نورانیِ تو نورِ خداوند
آن نور که حتّی به دلِ طور نَگُنجد
سیّدمیرزا✍🏻
هویاحسینمظلوم💔
✍ عن الإمام الرضا عليهالسلام لابن شبيب:
«يا ابن شبيب! إن بكيت على الحسين عليه السلام حتّى تصير دموعك على خديك، غفر الله لك كلّ ذنبٍ أذنبته صغيراً كان أو كبيراً، قليلاً كان أو كثيراً.»
📚 بحار الأنوار، ج ٩٨، ص ١٠٣
✧════•❁🥀❁•════✧
✍ امام رضا علیهالسلام فرمودند به ابن شبیب:
«ای ابن شبیب! اگر برای حسین علیهالسلام گریه کنی تا اشکهایت روی گونههایت جاری شود، خداوند تمام گناهانت را چه کوچک باشد و چه بزرگ، چه کم باشد و چه زیاد، میآمرزد.»
✍ عن الإمام الرضا عليهالسلام لابن شبيب:
«يا ابن شبيب! إن بكيت على الحسين عليه السلام حتّى تصير دموعك على خديك، غفر الله لك كلّ ذنبٍ أذنبته صغيراً كان أو كبيراً، قليلاً كان أو كثيراً.»
📚 بحار الأنوار، ج ٩٨، ص ١٠٣
✧════•❁🥀❁•════✧
✍ امام رضا علیهالسلام فرمودند به ابن شبیب:
«ای ابن شبیب! اگر برای حسین علیهالسلام گریه کنی تا اشکهایت روی گونههایت جاری شود، خداوند تمام گناهانت را چه کوچک باشد و چه بزرگ، چه کم باشد و چه زیاد، میآمرزد.»
[ حزنِ حزینِ امام سجادع ]
حضرت آیت الله العظمی امام سجاد(صلواتاللهعلیه)در رثای مصیبت و شهادت پدرشان مکرر میفرمودند : فرزند گرانمايۀ پيامبر"صلواتاللهعلیه" گرسنه به شهادت رسيد ! پسر پيامبر"صلواتاللهعلیه" را با لب تشنه كشتند ! و آنقدر مىگريستند كه گريبان جامهشان اشک آلود مىگرديد ..
- مثیر الأحزان - ج ۱ - ص ۱۱۵
حضرت آیت الله العظمی امام سجاد(صلواتاللهعلیه)در رثای مصیبت و شهادت پدرشان مکرر میفرمودند : فرزند گرانمايۀ پيامبر"صلواتاللهعلیه" گرسنه به شهادت رسيد ! پسر پيامبر"صلواتاللهعلیه" را با لب تشنه كشتند ! و آنقدر مىگريستند كه گريبان جامهشان اشک آلود مىگرديد ..
- مثیر الأحزان - ج ۱ - ص ۱۱۵
مُبهَم
[ حزنِ حزینِ امام سجادع ] حضرت آیت الله العظمی امام سجاد(صلواتاللهعلیه)در رثای مصیبت و شهادت پدرشان مکرر میفرمودند : فرزند گرانمايۀ پيامبر"صلواتاللهعلیه" گرسنه به شهادت رسيد ! پسر پيامبر"صلواتاللهعلیه" را با لب تشنه كشتند ! و آنقدر مىگريستند كه…
میگفت؛ اشک میخوای برای روضه اباعبدالله، متوسل شو به امام سجاد-علیهالسلام-
🩸 #امام_سجاد صلواتالله علیه و پیرمرد شامی 🩸
🥀 اولین سخن حضرت سجاد علیهالسلام بعد از #اسارت، در شهر #شام آن هنگامى بود که اسرا روى پلههاى مسجد #دمشق ایستاده بودند.
🥀 پیرمردى از اهالى شام نزد آنها آمد و گفت: سپاس خداى را که شما را کشت و هلاک کرد. شهرها و روستاها را از آسیب مردان شما آرامش برقرار ساخت و امیرالمؤمنین یزید را بر شما مسلط گردانید.
🥀 سیدالساجدین علیهالسلام به آن پیرمرد گفت: آیا قرآن خواندهاى؟ گفت: بلى! فرمود: آیا این آیه را مىشناسى: «قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى» بگو اى پیامبر! در مقابل ابلاغ رسالت، مزدى از شما نخواستم مگر اینکه خویشانم را دوستبدارید؟
گفت: آرى خواندهام.
🥀 امام علیه السلام فرمود: اى پیرمرد! ما همان «قربى» هستیم. سپس پرسید: آیا این آیه را قرائت کردهاى که خداى سبحان فرموده است: «و اعلموا انما غنمتم من شىء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى» و بدانید هر چیزى که به غنیمت گرفتید، یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان اوست؟
گفت: بلى! امام فرمود: اى پیرمرد ما همان «ذى القربى» هستیم!
🥀 امام بار دیگر پرسید: آیا این آیه را تلاوت کردهاى: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» همانا خدا مىخواهد آلودگى را از شما خاندان بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند؟!
پیرمرد پاسخ داد: آرى این آیه را هم خواندهام. حضرت سجاد علیهالسلام فرمود: اى پیرمرد! ما همان اهلبیتى هستیم که خداوند آیه تطهیر را مخصوص ما قرار داد.
🥀 پیرمرد ساکت شد و از سخنانى که گفته بود، شرمنده و پشیمان شد و با تعجب پرسید: شما را به خدا! شما همانهائید؟!
🥀 سپس على بن الحسین علیهماالسلام فرمود: بدون هیچ شکى به خدا ما همانها هستیم و به حق جدمان سوگند، ما همانهائیم!
🥀 با سخنان امام سجاد علیهالسلام پیرمرد منقلب شد، شروع به گریه کرد، عمامهاش را به زمین انداخت، سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! من از دشمنان آل محمد، اعم از جن و انس، بیزارم. سپس به امام زینالعابدین علیه السلام عرض کرد: آیا راهى براى توبه من هست؟!
🥀 امام فرمود: بله! اگر بازگردى، خداوند توبه تو را مىپذیرد و تو با ما خواهى بود. پیرمرد گفت: من توبه مىکنم!
🥀 هنگامى که خبر گفتگوى امام علیهالسلام و پیرمرد به یزید رسید، دستور داد آن پیرمرد را به شهادت رساندند.
📕 بحارالأنوار جلد ۴۵ صفحه ۱۲۹
#المصیبة_الراتبة
🥀 اولین سخن حضرت سجاد علیهالسلام بعد از #اسارت، در شهر #شام آن هنگامى بود که اسرا روى پلههاى مسجد #دمشق ایستاده بودند.
🥀 پیرمردى از اهالى شام نزد آنها آمد و گفت: سپاس خداى را که شما را کشت و هلاک کرد. شهرها و روستاها را از آسیب مردان شما آرامش برقرار ساخت و امیرالمؤمنین یزید را بر شما مسلط گردانید.
🥀 سیدالساجدین علیهالسلام به آن پیرمرد گفت: آیا قرآن خواندهاى؟ گفت: بلى! فرمود: آیا این آیه را مىشناسى: «قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى» بگو اى پیامبر! در مقابل ابلاغ رسالت، مزدى از شما نخواستم مگر اینکه خویشانم را دوستبدارید؟
گفت: آرى خواندهام.
🥀 امام علیه السلام فرمود: اى پیرمرد! ما همان «قربى» هستیم. سپس پرسید: آیا این آیه را قرائت کردهاى که خداى سبحان فرموده است: «و اعلموا انما غنمتم من شىء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى» و بدانید هر چیزى که به غنیمت گرفتید، یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان اوست؟
گفت: بلى! امام فرمود: اى پیرمرد ما همان «ذى القربى» هستیم!
🥀 امام بار دیگر پرسید: آیا این آیه را تلاوت کردهاى: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» همانا خدا مىخواهد آلودگى را از شما خاندان بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند؟!
پیرمرد پاسخ داد: آرى این آیه را هم خواندهام. حضرت سجاد علیهالسلام فرمود: اى پیرمرد! ما همان اهلبیتى هستیم که خداوند آیه تطهیر را مخصوص ما قرار داد.
🥀 پیرمرد ساکت شد و از سخنانى که گفته بود، شرمنده و پشیمان شد و با تعجب پرسید: شما را به خدا! شما همانهائید؟!
🥀 سپس على بن الحسین علیهماالسلام فرمود: بدون هیچ شکى به خدا ما همانها هستیم و به حق جدمان سوگند، ما همانهائیم!
🥀 با سخنان امام سجاد علیهالسلام پیرمرد منقلب شد، شروع به گریه کرد، عمامهاش را به زمین انداخت، سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! من از دشمنان آل محمد، اعم از جن و انس، بیزارم. سپس به امام زینالعابدین علیه السلام عرض کرد: آیا راهى براى توبه من هست؟!
🥀 امام فرمود: بله! اگر بازگردى، خداوند توبه تو را مىپذیرد و تو با ما خواهى بود. پیرمرد گفت: من توبه مىکنم!
🥀 هنگامى که خبر گفتگوى امام علیهالسلام و پیرمرد به یزید رسید، دستور داد آن پیرمرد را به شهادت رساندند.
📕 بحارالأنوار جلد ۴۵ صفحه ۱۲۹
#المصیبة_الراتبة
❤1
چقدر طعنه شنیدی بقية الماضين
چقدر زود خمیدی بقية الماضين
حلول سال عرب موسم محرم بود
چه ها نشد شب عيدی بقية الماضين
به گرد گردنت ای شاه کشمکش برپاست
ز سلسله ز پلیدی بقية الماضين
میان شام بلا از زیادی غم ها
چقدر موی کشیدی بقية الماضين
صدای حملهء بر خیمه ها و آتش ها
چه روضه ها که ندیدی بقية الماضين
دمی. مدیحه سرا ناله زد حسین حسین
لباس خویش دریدی بقية الماضين
چهار هزار کماندار و قامت عباس
عجب عموی رشیدی بقية الماضين
برای بردن اکبر به خیمه ها گردید
عبا نیاز شدیدی بقية الماضين
برای حنجر اصغر سه شعبه آوردند
گلوی طفل و سفیدی بقية الماضين
برای دفن عزیران دوباره برگشتی
کنار شاه رسیدی بقية الماضين
کفن نبود به صحرای کربلا ای وای
که با حصیر کشیدی بقية الماضين
سه روز پیکر شاه و حرارت خورشید
چه کشته ای چه شهیدی بقية الماضين
سگ سیاه تو باشد قلندر شاهی
که بر سگان تو امیدی بقية الماضين
#زین_العابدین علیه السلام
•قلندرشاهی•
چقدر زود خمیدی بقية الماضين
حلول سال عرب موسم محرم بود
چه ها نشد شب عيدی بقية الماضين
به گرد گردنت ای شاه کشمکش برپاست
ز سلسله ز پلیدی بقية الماضين
میان شام بلا از زیادی غم ها
چقدر موی کشیدی بقية الماضين
صدای حملهء بر خیمه ها و آتش ها
چه روضه ها که ندیدی بقية الماضين
دمی. مدیحه سرا ناله زد حسین حسین
لباس خویش دریدی بقية الماضين
چهار هزار کماندار و قامت عباس
عجب عموی رشیدی بقية الماضين
برای بردن اکبر به خیمه ها گردید
عبا نیاز شدیدی بقية الماضين
برای حنجر اصغر سه شعبه آوردند
گلوی طفل و سفیدی بقية الماضين
برای دفن عزیران دوباره برگشتی
کنار شاه رسیدی بقية الماضين
کفن نبود به صحرای کربلا ای وای
که با حصیر کشیدی بقية الماضين
سه روز پیکر شاه و حرارت خورشید
چه کشته ای چه شهیدی بقية الماضين
سگ سیاه تو باشد قلندر شاهی
که بر سگان تو امیدی بقية الماضين
#زین_العابدین علیه السلام
•قلندرشاهی•
شددستاستغاثهبهدرگاهاوبلند
جانمگرفتهقبضهبهانگیسویکمند
برزخبنامگوشهنگاهعمویماست
سقایباسخاوتصحرایکربلاست
شدمظطرازابهتاودشمنخدا
گشتندقتیلچشماباالفضلباوفا
ازرویاوخجلشدهدریاونهرآب
بدرالهواشماستوعزیزبنیکلاب
گردنبزنمراوزاینسگبگیرتوجان
خونمبریزوحکموقصاصمبکنعیان
قاضیتوییومجرماینمحکمهمنم
فتوایقتلمنبدهایدلبراصنم
کوتهکنمخلاصهکنممنکلامعشق
شدحکبهدربجنت،اباالفضلامامعشق
-وحیدسرشار✍🏼
جانمگرفتهقبضهبهانگیسویکمند
برزخبنامگوشهنگاهعمویماست
سقایباسخاوتصحرایکربلاست
شدمظطرازابهتاودشمنخدا
گشتندقتیلچشماباالفضلباوفا
ازرویاوخجلشدهدریاونهرآب
بدرالهواشماستوعزیزبنیکلاب
گردنبزنمراوزاینسگبگیرتوجان
خونمبریزوحکموقصاصمبکنعیان
قاضیتوییومجرماینمحکمهمنم
فتوایقتلمنبدهایدلبراصنم
کوتهکنمخلاصهکنممنکلامعشق
شدحکبهدربجنت،اباالفضلامامعشق
-وحیدسرشار✍🏼