مُبهَم
245 subscribers
528 photos
240 videos
12 files
192 links
(عَبدِمُبهَم)

●...من‌گمشده‌عشق‌طُ‌ام⁵⁹...●

هدف‌‌‌نشرشعائروفضائل‌مقدسه‌اهل‌بیت‌علیهم‌السلام‌‌است

B.U.L
Download Telegram
«و از تو در مورد عباس"ع" می‌پرسند... بگو:
او امانی‌ست که ترسیدگان به او پناه می‌برند..»


الدخیل یاابوفاضل
🩸 #تاسوعا در کلام امام صادق علیه‌السلام 🩸

🥀 امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

🥀 تاسوعا روزی است كه امام حسین علیه‌السلام و یارانش در کربلا محاصره شدند، و آن روز لشکریان شام گرد هم آمدند و عرصه را به آن حضرت سخت گرفتند.

🥀 ابن مرجانه و عمر بن سعد به انبوه لشکر خود خوشحال شدند. و در آن روز امام حسین عليه‌السلام و یارانش را ضعیف شمردند و یقین کردند که هیچ یار و یاوری برای امام حسین عليه‌السلام نخواهد آمد و مردم عراق آن بزرگوار را یاری نخواهند کرد، پدرم به فدای آن امام غریب...

📕 الکافی، جلد ۴، صفحه ۱۴۷، حدیث ۷، چاپ انتشارات دار الکتب الاسلامیة

🏷
#المصیبة_الراتبة
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الباکینَ عَلَی الْحُسَین "علیه‌السلام"

مارا غرق حزن و اندوه کن
یااباعبدالله💔
پیر ما سقای دشت کربلاست…
خداحافظ ای برادر زینب💔
امام حسین علیه‌السلام:

📌 کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی
برسد ،دیرتر به آرزویش می رسد و زودتر
به آنچه می ترسد گرفتار می شود.

📚بحارالانوار جلد ۷۸ صفحه ۱۲۰
_
فراق پدر را پسر میشناسد
و داغ پسر را پدر میشناسد
چنان واقعه درد دارد که آنرا
فقط پاره های جگر میشناسد
💔😭
علی سنگباران شد و سنگ دشمن
هدف را فقط سمت "سر" میشناسد
عمود آنقدر حجم تخریب دارد
که آسیب آنرا سپر میشناسد
روش های قتل "پدر با پسر" را
چرا حرمله خوب تر میشناسد؟!...
💔1
عبا را که آورد حال حسین را
فقط هر که شد محتضر میشناسد
گل لیلا💔
زینب اسیر نیست
دو عالم اسیر اوست
مُبهَم pinned «زینب اسیر نیست دو عالم اسیر اوست»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عالم برات بمیره عمه جان💔
اجرك الله ياصاحب الزمان

سر پیراهن تو گریه مارا در اوردند😭

#حسین‌بختیاری
روایت است که چون تنگ شد بر او میدان فتاده از حرکت ذوالجناح وز جولان
 
هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
 
نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
 
کشید پــا ز رکـاب آن خلاصه ی ایجاد

به رنگ پرتو خورشید، بر زمین افتاد
 
بلند مرتبه شاهی ز صدر ِ زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
آه ثم آه

چنگ می‌زد بغض غربت، بر گلوی
خیمه‌ها

شطّی از خون بود جاری، روبه‌روی خیمه‌ها
 
گردبادی بود پیدا، در کنار قتلگاه

ذوالجناح آسیمه‌سر می‌تاخت، سوی خیمه‌ها

مُبهَم