مُبهَم
245 subscribers
528 photos
240 videos
12 files
192 links
(عَبدِمُبهَم)

●...من‌گمشده‌عشق‌طُ‌ام⁵⁹...●

هدف‌‌‌نشرشعائروفضائل‌مقدسه‌اهل‌بیت‌علیهم‌السلام‌‌است

B.U.L
Download Telegram
مُبهَم
یاعزیز‌الحسین‌مدد💔
من طفلم و همراه سپاهم بردند
همراه مخدرات شاهم بردند
من که سر شانه عمو جایم بود
دیدی چِقَدَر پیاده راهم بردند؟

•امیر‌فرخنده•
😭1
عالم برات بمیره خانوم جان💔😭
💔1
مُبهَم
عالم برات بمیره خانوم جان💔😭
الهی که فردا صبح رو نبینیم💔
💔1
مقتل

💔 اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّةَ بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ

وقتی در راه شام اهل بیت سلام اللّه علیهم در منزلی توقف کردند دختر کوچکی از اهل بیت سلام اللّه علیهم جدا شد در سایه نخلی خوابید وقتی راه افتادند ناگاه حضرت زینب «جل ذکرها» ناله ای زدند که در عرش پیچید و همه حیوانات و بنی بشر از حرکت باز ماندند از سبب ناله پرسیدند فرمودند حضرت رقیه «جل ذکرها و سلام الله علیها» جا مانده اند.

📚مقتل مفتاح الجنه (مقدس زنجانی)،ص۷۰.

😭 آجرک الله یا صاحب الزمان
مقتل

🩸«ای خواهر جان، تو رفتی و آرام شدی...




حضرت سکینه [بر بالین حضرت رقیه] آمد آهسته زمزمه می‌کرد:
«ای خواهر جان، تو رفتی و آرام شدی... دیگر سیلی‌های شمر را نخواهی خورد... دیگر از گرسنگی رنج نمی‌بری... دیگر سوار بر شتر نمی‌شوی و به مجالس یزید نمی‌روی...»
دست به دامان خواهر زد و با غمی بی‌انتها افزود:
«برو، دامن پاک پدرمان بر تو مبارک باشد، سایه‌ی پر برکت جدّمان بر سر تو مستدام... سلام مرا بر جدّت، حضرت فاطمه زهرا -سلام‌الله‌علیها- برسان...»
صدایش هر لحظه بلندتر می‌شد و بغض به گریه بدل می‌گشت، طوری که مردم شام که آنجا حضور داشتند، نزدیک بود از شدت مصیبت تازه‌وارد شوکه شوند و بفهمند چه فاجعه‌ای رخ داده است.
صبح شد. دسته‌دسته مردم به خرابه می‌آمدند، با چشم‌هایی پر از اشک به آنجا نگاه می‌کردند و در سوگ می‌گریستند.
در این میان، بیمار کربلا پیام فرستاد به یزید ظالم:
«خواهر من از دنیا رفت. اگر این نعش مطهر در خرابه بماند، عمه‌هایم تا شب خود را هلاک خواهند کرد. پس غسال بفرست تا او را غسل دهند و کفن کنند. ما در این شهر غریب و بی‌کس هستیم، در دست تو گرفتار و اسیر.»
غسال آمد، آن بانوی پاک را غسل داد، کفن کرد و در همان خرابه به خاک سپردند.


📚درة الواعظین درمواعظ-مجالس روضه خوانی ائمه طاهرین علیهم السلام، تألیف: حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی خدائی، ناشر: دارالنشر اسلام قم، جلد۲،ص۴۵۱

اللّٰهُمَــ؏َجِـلْ لِوَلیــِـــڪَ الـْفَرَّج
1
گر دخترکی پیش پدر ناز کند،
گره‌ی کرب و بلای همه را باز کند:)

#شب_سوم
تسبیح فرشتگان رحمت
بر زجر حرام زاده لعنت
عالم برات بمیره یااباعبدالله

👑 امام رضا علیه السلام:

📌 کانَ أَبی إِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکا وَکانَتِ الْکَآبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَیّامٍ فَإِذا کانَ یَوْمُ العاشِرِ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَبُکائِهِ وَیَقُولُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الْحُسَیْنُ صَلَّی اللّه ُ عَلَیْهِ

🔹 روش پدرم چنان بود که هرگاه وارد ماه محرّم می‌‌شدیم ، خندان دیده نمی‌شد و غم بر او غلبه می‌یافت تا آن که ده روز از محرم می‌گذشت ، پس هنگامی که روز دهم می‌رسید ، آن روز ، روز مصیبت ، غم و گریه پدرم بود و می‌فرمود : این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد.

📚 وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۰۴، ح۱۹۶۹۷
📚 بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۸۳
صلی الله علیک یااباعبدالله

ای که بازار غمت گرم اباعبدالله
شور پای عَلَمَت گرم اباعبدالله

همه راندند مرا از درشان اما تو
راه دادی و دَمت گرم اباعبدالله

لایق "توبه" نبودم، تو نوشتی که بیا!...
در ِ "باب الکرمت" گرم اباعبدالله

قلم عفو به کارم تو کشیدی... ای جان
تا همیشه قلمت گرم اباعبدالله

در حریمت همه جمع اند؛ چه "علامه" چه "لات"
کار و بار حرمت گرم اباعبدالله

دوست دارم که دَم ِ مُردن خود داد زنم؛
آمدی؟!... ای قدمت گرم اباعبدالله
کربلاء🇮🇶-

کام دل من چنان عسل کن
تک بیت مرا چنان غزل کن

زهر است به کام من جهانی
این زهر مرا به می بدل کن

ای کاش شوم مقیم کویت
آوارگی مرا تو حل کن

کوی تو محل عارفان است
من را سگ کوی آن محل کن

ای کاش که کربلا بمیرم
ای کرب و بلا مرا بغل کن


•سیدمیرزا•
5-7-mobarezat-1-hor.pdf
534.3 KB
باحال مناسب و با توجه خوانده شود

مقتل

🏴 #تقویم
♦️مجلس شهادت اصحاب

📚 ریاض المصائب ملا علی اکبر اعرابی تبریزی
🩸حقیقت اشکِ گریه‌کننده بر سیدالشهدا -علیه‌السلام-

هر قطره اشکی که از چشمان فردی برای مصائب حضرت سیدالشهدا، مظلوم کربلا، فرو می‌ریزد، در حقیقت، قطره‌ای از خون بدن اوست که از شدت حرارت همدردی و عشق به یاری آن مظلوم، به اشک تبدیل شده است.
چنین شخصی با این گریه، در واقع اثبات می‌کند که اگر در روز عاشورا در کربلا حضور می‌داشت، بدون تردید در نصرت و یاری آن حضرت، جان خود را فدای راه او می‌کرد. اما چون این فرد، هزار و سیصد و پنجاه سال پس از آن واقعه‌ی عظیم و ذبح عظیم به دنیا آمده است، امروز از عمق وجود افسوس می‌خورد و می‌گوید:
«کاش در آن روز حاضر می‌بودم تا جانم را در راه یاری آن مظلوم تقدیم می‌کردم.»
این اندوه و حسرت، چنان قلبش را در تنگی قرار می‌دهد که خون بدنش گویی آب شده و به صورت اشک از چشمانش جاری می‌شود.
و این معنا در شریعت مسلم و قطعی است که:
«الأعمالُ بالنّیات»
(اعمال به نیت‌ها سنجیده می‌شوند.)
یعنی خدای متعال نیت مؤمن را در جایگاه عمل قرار می‌دهد و پاداش هر عمل را بر اساس نیت آن عطا می‌فرماید.
پس چون چنین شخصی از روی نیت صادق و سوز دل گریه می‌کند، و از اینکه از یاری آن مظلوم محروم مانده سخت غمگین می‌شود، خدای متعال به فضل خود پاداش کامل شهیدان را به او عطا می‌فرماید، و بهشت را بر او واجب می‌گرداند.



📚 در اسرار ذبح عظیم، مولوی نبی بخش بن جمن مدرس مبارکپوری اعظم هندوستان، تالیف ۱۳۶۴ ه.ق، ص۳۶٠

اللّٰهُمَــ؏َجِـلْ لِوَلیــِـــڪَ الـْفَرَّج
به محشر نسیه ای دارم که قاسم
می‌کند نقدش


خدا را دیده ام بالا نشین در مجلس عقدش

مُبهَم
آه یا داماد کربلا💔
1
«ندارم دست و پایی تا عروسی را بگردانم! حنابندان قاسم شد؛ قبولم کن به قربانی...»
مهمان حسین است دو عالم شب جمعه
زهرا به حرم آمده زین غم شب جمعه
مداح حرم کاش مراعات کند که
افتاده شب هشت محرم شب جمعه

امیرفرخنده
السلام علیک یاعطشان

فرمود:.
[ شیعتی مَهما شَربتُم ماء عَذب فَاذکرونی ]

پس "سلام‌ بر حسینﷺ "؛
بعد از نوشیدن هر جرعه، یادتان‌ نرود.
مواسات


از امام صادق عليه‌السلام و
امام كاظم عليه‌السلام وارد شده:

از شب هفتم آب كمتر بخوريد با
لذت نخوريد، يعني طوري نخوريد
كه سيراب شويد؛ غذا لذيذ نخوريد
مراعات كنيد كه در هفتم محرم‌الحرام
ابن زياد نامه اي ميزند به حجاج زبيدي
كه يه قطره آب به خيام حسين بن علي
نرسد؛ عمروبن حجاج زبيدي با چهار
هزار تيرانداز دور شاطيء الفرات
مستقر شدند...

منابع
الواقع الحوادث ج ٢ ص ١٥٣
فيض العلام ص ١٤٦
" مُرّ بن مُنقِذ عَبدی "
از اصحاب و پرچمداران‌ امیرالمومنینﷺ
در‌جنگ جمل بود؛
که در منابع تاریخ،
به عنوان قاتل علی‌اکبر‌علیه‌السلام
در سپاه عمرسعد،
معرفی شده است...!!

عاقبت‌ به شری
بر عمرسعد لعین لعنت
امروز که تلاقی جمعه و روز هشتم محرم الحرام، خدا رو قسم بدیم به قسم هایی که خیلی زود مستجاب شد و باعث برگشت شهزاده از دل میدون شد...

«يا رادّ يوسف على يعقوب من بعد الفراق و جاعله في الدهر مسرورا و يا رادّ إسماعيل إلى هاجر. إلهي بعطش أبي عبد اللّه إلهي بغربة أبي عبد اللّه امنن علینا بردّ مولانا صاحب الزمان»

پ.ن: خواهش میکنم بخونید حتی اگه یک دقیقه فرج نزدیک بشه، برای دنیا و آخرتمون بسه
1