داغدارِ توام ای خونِ خدا؛ یا جدّاه
سوختم از غم ِ تو صبح و مسا؛ یا جدّاه
نه محرم! که همه عمر عزادارِ توام
هست بر شانهٔ من شال عزا؛ یا جدّاه
من هم از منتظرانم به خدا خوردم زخم
سوختم از غم ِ تو صبح و مسا؛ یا جدّاه
نه محرم! که همه عمر عزادارِ توام
هست بر شانهٔ من شال عزا؛ یا جدّاه
من هم از منتظرانم به خدا خوردم زخم
یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من
به ماه روضه تو خویش را رساندم من
چگونه شکر بگویم اجل امانم داد
که باز چشم تر من به بیرقت افتاد
چه قدر شور دلم زد به ماه غم نرسم
به زیرسایه این بیرق و علم نرسم
به شوق این دهه ی شور وماتمت آقا
تمام سال شمردم همه نفس ها را
چگونه شکر بگویم که باز گریانم
شبیه زلف پریشان تو پریشانم
تمام ترس من این بود با دلی حیران
شب رقیه نباشم میان گریه کنان
چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من
به ماه روضه تو خویش را رساندم من
چگونه شکر بگویم اجل امانم داد
که باز چشم تر من به بیرقت افتاد
چه قدر شور دلم زد به ماه غم نرسم
به زیرسایه این بیرق و علم نرسم
به شوق این دهه ی شور وماتمت آقا
تمام سال شمردم همه نفس ها را
چگونه شکر بگویم که باز گریانم
شبیه زلف پریشان تو پریشانم
تمام ترس من این بود با دلی حیران
شب رقیه نباشم میان گریه کنان
مافـقطازشمامددخواهیم
حضرتلطفبیکرانمددی
صاحــبروضههایعاشورا
حضرتشـاهجاودانمددی
یاصاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
حضرتلطفبیکرانمددی
صاحــبروضههایعاشورا
حضرتشـاهجاودانمددی
یاصاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
❤1
. بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِیم .
حَیّعَلیالعَزا،حیّعلَیالبُکاء
فیْماتَمالحُـسـینع
حَیّعَلیالعَزا،حیّعلَیالبُکاء
فیْماتَمالحُـسـینع
اجرك الله يا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرج الشریف)
شب سوم
شب سنگینه برای تسلای دل اقاصاحب الزمان حتما حتما
صدقه ، دعای فرج، سوره یس، سوره الرحمن ،سوره فجر یادتونه نره
به نیت فقط و فقط برای تسلای دل صاحبمون و سلامتیش
شب سوم
شب سنگینه برای تسلای دل اقاصاحب الزمان حتما حتما
صدقه ، دعای فرج، سوره یس، سوره الرحمن ،سوره فجر یادتونه نره
به نیت فقط و فقط برای تسلای دل صاحبمون و سلامتیش
💔1
مُبهَم
یاعزیزالحسینمدد💔
من طفلم و همراه سپاهم بردند
همراه مخدرات شاهم بردند
من که سر شانه عمو جایم بود
دیدی چِقَدَر پیاده راهم بردند؟
•امیرفرخنده•
همراه مخدرات شاهم بردند
من که سر شانه عمو جایم بود
دیدی چِقَدَر پیاده راهم بردند؟
•امیرفرخنده•
😭1
مقتل
💔 اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّةَ بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ
وقتی در راه شام اهل بیت سلام اللّه علیهم در منزلی توقف کردند دختر کوچکی از اهل بیت سلام اللّه علیهم جدا شد در سایه نخلی خوابید وقتی راه افتادند ناگاه حضرت زینب «جل ذکرها» ناله ای زدند که در عرش پیچید و همه حیوانات و بنی بشر از حرکت باز ماندند از سبب ناله پرسیدند فرمودند حضرت رقیه «جل ذکرها و سلام الله علیها» جا مانده اند.
📚مقتل مفتاح الجنه (مقدس زنجانی)،ص۷۰.
😭 آجرک الله یا صاحب الزمان
💔 اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّةَ بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ
📚مقتل مفتاح الجنه (مقدس زنجانی)،ص۷۰.
😭 آجرک الله یا صاحب الزمان
مقتل
🩸«ای خواهر جان، تو رفتی و آرام شدی...
✍حضرت سکینه [بر بالین حضرت رقیه] آمد آهسته زمزمه میکرد:
«ای خواهر جان، تو رفتی و آرام شدی... دیگر سیلیهای شمر را نخواهی خورد... دیگر از گرسنگی رنج نمیبری... دیگر سوار بر شتر نمیشوی و به مجالس یزید نمیروی...»
دست به دامان خواهر زد و با غمی بیانتها افزود:
«برو، دامن پاک پدرمان بر تو مبارک باشد، سایهی پر برکت جدّمان بر سر تو مستدام... سلام مرا بر جدّت، حضرت فاطمه زهرا -سلاماللهعلیها- برسان...»
صدایش هر لحظه بلندتر میشد و بغض به گریه بدل میگشت، طوری که مردم شام که آنجا حضور داشتند، نزدیک بود از شدت مصیبت تازهوارد شوکه شوند و بفهمند چه فاجعهای رخ داده است.
صبح شد. دستهدسته مردم به خرابه میآمدند، با چشمهایی پر از اشک به آنجا نگاه میکردند و در سوگ میگریستند.
در این میان، بیمار کربلا پیام فرستاد به یزید ظالم:
«خواهر من از دنیا رفت. اگر این نعش مطهر در خرابه بماند، عمههایم تا شب خود را هلاک خواهند کرد. پس غسال بفرست تا او را غسل دهند و کفن کنند. ما در این شهر غریب و بیکس هستیم، در دست تو گرفتار و اسیر.»
غسال آمد، آن بانوی پاک را غسل داد، کفن کرد و در همان خرابه به خاک سپردند.
📚درة الواعظین درمواعظ-مجالس روضه خوانی ائمه طاهرین علیهم السلام، تألیف: حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی خدائی، ناشر: دارالنشر اسلام قم، جلد۲،ص۴۵۱
اللّٰهُمَــ؏َجِـلْ لِوَلیــِـــڪَ الـْفَرَّج
🩸«ای خواهر جان، تو رفتی و آرام شدی...
«ای خواهر جان، تو رفتی و آرام شدی... دیگر سیلیهای شمر را نخواهی خورد... دیگر از گرسنگی رنج نمیبری... دیگر سوار بر شتر نمیشوی و به مجالس یزید نمیروی...»
دست به دامان خواهر زد و با غمی بیانتها افزود:
«برو، دامن پاک پدرمان بر تو مبارک باشد، سایهی پر برکت جدّمان بر سر تو مستدام... سلام مرا بر جدّت، حضرت فاطمه زهرا -سلاماللهعلیها- برسان...»
صدایش هر لحظه بلندتر میشد و بغض به گریه بدل میگشت، طوری که مردم شام که آنجا حضور داشتند، نزدیک بود از شدت مصیبت تازهوارد شوکه شوند و بفهمند چه فاجعهای رخ داده است.
صبح شد. دستهدسته مردم به خرابه میآمدند، با چشمهایی پر از اشک به آنجا نگاه میکردند و در سوگ میگریستند.
در این میان، بیمار کربلا پیام فرستاد به یزید ظالم:
«خواهر من از دنیا رفت. اگر این نعش مطهر در خرابه بماند، عمههایم تا شب خود را هلاک خواهند کرد. پس غسال بفرست تا او را غسل دهند و کفن کنند. ما در این شهر غریب و بیکس هستیم، در دست تو گرفتار و اسیر.»
غسال آمد، آن بانوی پاک را غسل داد، کفن کرد و در همان خرابه به خاک سپردند.
📚درة الواعظین درمواعظ-مجالس روضه خوانی ائمه طاهرین علیهم السلام، تألیف: حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی خدائی، ناشر: دارالنشر اسلام قم، جلد۲،ص۴۵۱
اللّٰهُمَــ؏َجِـلْ لِوَلیــِـــڪَ الـْفَرَّج
❤1
عالم برات بمیره یااباعبدالله
👑 امام رضا علیه السلام:
📌 کانَ أَبی إِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکا وَکانَتِ الْکَآبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَیّامٍ فَإِذا کانَ یَوْمُ العاشِرِ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَبُکائِهِ وَیَقُولُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الْحُسَیْنُ صَلَّی اللّه ُ عَلَیْهِ
🔹 روش پدرم چنان بود که هرگاه وارد ماه محرّم میشدیم ، خندان دیده نمیشد و غم بر او غلبه مییافت تا آن که ده روز از محرم میگذشت ، پس هنگامی که روز دهم میرسید ، آن روز ، روز مصیبت ، غم و گریه پدرم بود و میفرمود : این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد.
📚 وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۰۴، ح۱۹۶۹۷
📚 بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۸۳
👑 امام رضا علیه السلام:
📌 کانَ أَبی إِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکا وَکانَتِ الْکَآبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَیّامٍ فَإِذا کانَ یَوْمُ العاشِرِ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَبُکائِهِ وَیَقُولُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الْحُسَیْنُ صَلَّی اللّه ُ عَلَیْهِ
🔹 روش پدرم چنان بود که هرگاه وارد ماه محرّم میشدیم ، خندان دیده نمیشد و غم بر او غلبه مییافت تا آن که ده روز از محرم میگذشت ، پس هنگامی که روز دهم میرسید ، آن روز ، روز مصیبت ، غم و گریه پدرم بود و میفرمود : این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد.
📚 وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۰۴، ح۱۹۶۹۷
📚 بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۸۳
صلی الله علیک یااباعبدالله
ای که بازار غمت گرم اباعبدالله
شور پای عَلَمَت گرم اباعبدالله
همه راندند مرا از درشان اما تو
راه دادی و دَمت گرم اباعبدالله
لایق "توبه" نبودم، تو نوشتی که بیا!...
در ِ "باب الکرمت" گرم اباعبدالله
قلم عفو به کارم تو کشیدی... ای جان
تا همیشه قلمت گرم اباعبدالله
در حریمت همه جمع اند؛ چه "علامه" چه "لات"
کار و بار حرمت گرم اباعبدالله
دوست دارم که دَم ِ مُردن خود داد زنم؛
آمدی؟!... ای قدمت گرم اباعبدالله
ای که بازار غمت گرم اباعبدالله
شور پای عَلَمَت گرم اباعبدالله
همه راندند مرا از درشان اما تو
راه دادی و دَمت گرم اباعبدالله
لایق "توبه" نبودم، تو نوشتی که بیا!...
در ِ "باب الکرمت" گرم اباعبدالله
قلم عفو به کارم تو کشیدی... ای جان
تا همیشه قلمت گرم اباعبدالله
در حریمت همه جمع اند؛ چه "علامه" چه "لات"
کار و بار حرمت گرم اباعبدالله
دوست دارم که دَم ِ مُردن خود داد زنم؛
آمدی؟!... ای قدمت گرم اباعبدالله
کربلاء🇮🇶-
کام دل من چنان عسل کن
تک بیت مرا چنان غزل کن
زهر است به کام من جهانی
این زهر مرا به می بدل کن
ای کاش شوم مقیم کویت
آوارگی مرا تو حل کن
کوی تو محل عارفان است
من را سگ کوی آن محل کن
ای کاش که کربلا بمیرم
ای کرب و بلا مرا بغل کن
•سیدمیرزا•
کام دل من چنان عسل کن
تک بیت مرا چنان غزل کن
زهر است به کام من جهانی
این زهر مرا به می بدل کن
ای کاش شوم مقیم کویت
آوارگی مرا تو حل کن
کوی تو محل عارفان است
من را سگ کوی آن محل کن
ای کاش که کربلا بمیرم
ای کرب و بلا مرا بغل کن
•سیدمیرزا•