مجمع وکلای دادگستری ایران (مُؤدّا)
328 subscribers
75 photos
5 videos
6 files
25 links
این کانال به منظور اطلاع رسانی فعالیتهای "مجمع" راه اندازی شده است.
Download Telegram
به مناسبت اظهارات خلاف شان نایب رییس کانون وکلا در خصوص منتقدین و معترضین


*«شناور» شدن واژ‌ه‌های زبان و رابطهٔ آن با دموکراسی و استبداد،*

دکتر شفیعی کدکنی

اگر به محیط زندگی مردم جامعه و رسانه‌های کشور انگلستان دقت کنید مُحال است کسی را که «دکتر» نیست در خطاب -خواه کتباً و خواه شفاهاً- «دکتر» بخوانند یا کسی را که «مهندس» نیست مهندس بنامند.
غرض یادآوری این نکته است که در جامعۀ برخوردار از دموکراسی، کلمات را به‌راحتی نمی‌توان شناور کرد. کلمات مانند انسان‌ها حیثیتِ خاص خود را دارند و کل،ّ جامعه است که می‌تواند در باب سرنوشتِ مفهومی کلمات تصمیم بگیرد. بنابراین اگر کسی «کشیش» است شما در چنان جامعه‌ای نمی‌توانید به‌راحتی او را «اسقُفِ اعظم» یا بالاتر خطاب کنید. هم او ناراحت می‌شود و هم جامعه شما را از بابتِ تجاوُز به حدود کلمات مورد شماتت قرار خواهد داد. بر همین قیاس کلماتی از نوع «استاد» و «دانشمند» و «فیلسوف» و امثال آن. امّا در جامعۀ استبدادی مسائل برعکس جریان دارد.
شما جای هر کلمه را با همسایه‌های آن و با مدارجِ بالای آن به‌راحتی می‌توانید عوض کنید. نه مخاطب شما از این بابت احساس شرمساری خواهد کرد و نه جامعه شما را مورد انتقاد قرار خواهد داد که این کسی را که تو مثلاً فلان عنوان را به او داده‌ای، او دارای چنین مقامی نیست.
تجاوز در حریمِ کلمات در جامعۀ استبدادی چنان راحت انجام می‌شود که خیلی به‌آسانی می‌توان کلمۀ «پاپ» را -که مفهومی منحصر به فرد و هیچ‌گاه در تاریخ دو تا نبوده است- اندک‌اندک بر هر دربان و کشیشی، اطلاق کرد و این تجاوز به حدود کلمات را تا آن‌جا گسترش داد که در هر روستایی چندین پاپ در عرض هم وجود داشته باشند... .
همان‌طور که در جامعۀ استبدادی می‌توان به حقوق افراد تجاوز کرد به حدود کلمات هم می‌توان تجاوز کرد، و همان‌طور که در جامعۀ برخوردار از آزادی و قانون به حقوق افراد نمی‌توان تجاوز کرد، به حدود کلمات هم نمی‌توان تجاوز کرد. از این روی زبان قلمروی است که از مطالعۀ در آن می‌توان به حدود رعایت حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی موجود در آن جامعه پی بُرد. اکنون به یاد ندارم که در کجا خوانده‌ام ولی یقین دارم گفتار یکی از حکیمان بزرگ چین است که گفته است: «روزی اگر زمامِ اصلاح جامعه را به من بسپارند، نخست زبانِ ایشان را اصلاح می‌کنم.» گویا مقصود او نشان دادن همین رابطۀ استبداد اجتماعی و شناور شدن زبان است... هرقدر جوامع برخوردار از اندیشۀ دمکراسی باشند زبانشان از شناوری‌های تند بر کنار است و هرقدر استبدادی باشند به همان میزان زبان‌هاشان شناور است.
هرکس با شعر فارسی کوچک‌ترین آشنایی داشته باشد و مدایحِ رودکی را با مدایح فرّخی و مدایح فرّخی را با مدایح انوری سنجیده باشد، شناور شدن کلمات را از حوزۀ قاموسی آن‌ها در مسیر این سه دورۀ تاریخی آشکارا مشاهده خواهد کرد: در شعر رودکی تجاوز به حدودِ کلمات بسیار اندک است، زیرا جامعۀ سامانی جامعه‌ای است تا حدِّ زیادی برخوردار از قانون و آزادی... .
در تاریخ اجتماعی ایران، عصر سامانی و به ویژه در قلمروِ فرمانروایی سامانیان کمتر نشانه‌ای از زورگویی‌های اجتماعی دورۀ غزنوی وجود دارد و با همۀ استبداد غزنویان استبداد مذهبی سلاجقه بسی بی‌رحمانه‌تر از استبداد غزنویان است... . می‌توان با آمار نشان داد که شناوریِ کلمات در فاصلۀ عصر سامانی تا سلجوقی به اوج خود می‌رسد.
شناور بودن زبان هیچ ربطی به زایندگی زبان ندارد، شک نیست که زبان انگلیسی در عصر حاضر -به دلیل هزار عامل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی- زاینده‌ترین زبان جهان است، ولی ممکن است به اعتبار عارضۀ «شناور بودن» با زبان فلان کشور عقب‌ماندۀ نیمه‌مُرده در زنجیر استبداد در اعماق قارۀ سیاه قابل مقایسه نباشد؛ یعنی زبان آن کشور از زبان انگلیسی شناورتر باشد. شناور شدن زبان اصلاً شاید یکی از دلایل نازایی زبان باشد. زیرا زایایی از خواص رشد اجتماعی و فرهنگی است و شناور شدن از لوازم عقب‌گرد و فروماندگی.
وقتی زبانی حرفی برای گفتن ندارد، با شناور کردنِ کلمات خود، خودش را گول می‌زند که من حرف تازه‌ای دارم می‌زنم در صورتی که هیچ حرف تازه‌ای ندارد.

شناور شدن نشانۀ فقدانِ اندیشه‌های فلسفی و عقلانی در زیربنای جامعه است و جامعه‌ای که در آن اندیشۀ حکیمان و فرزانگان نقشی نداشته باشد، به‌ناگزیر بازیچۀ خودکامگان و عوام‌فریبان است.



(مُفلس کیمیا فروش، محمدرضا شفیعی کدکنی، صص ۹۰-۹۵)
نگاهی دیگر به اتفاقات اخیر

اگر چه مطابق تبصره ۱ ماده ۳۴ قانون نظارت بر رفتار قضات، ابلاغ تصمیمات دادگاه عالی انتظامی قضات تابع آیین دادرسی مدنی است و از این حیث ایرادی بر نامه دوم ارسالی از دادگاه عالی نیست و داخل در موعد بوده است اما ایرادی اساسی تر بر آن وارد است و آن اینکه کلیه تصمیمات دادگاه عالی باید در قالب دادنامه صادر شود (که سیاق عبارت تبصره ماده ۴ نیز مفهم همین مطلب است) و چیزی جز قالب دادنامه برای اعلام تصمیمات دادگاه عالی تعریف نشده است.
جلسه دادگاه عالی نیز مطابق ماده ۳۵ قانون مذکور با حضور رئیس و دو مستشار تشکیل می‌شود و درصورت عدم حضور هریک از آنان عضو معاون جایگزین می‌گردد و رأی اکثریت، مناط اعتبار است
هر دو نامه ای که از سوی دادگاه عالی به کانون ابلاغ شده است با این مشکل اساسی مواجه است که فاقد امضاهای کامل و فاقد شماره دادنامه است و در قالب دادنامه صادر نشده است.
بر این اساس تصمیم دادگاه عالی همچنان "صادرنشده" محسوب میگردد و تفاوتی بین نامه اول و نامه دوم از این حیث وجود ندارد
از سویی مهلت این دادگاه نیز برای صدور یا ابلاغ دادنامه تمام شده و با توجه به انقضای موعد، صلاحیت همه ثبت نام کنندگان احراز و استصحاب میگردد.
به نظر میرسد اکنون که هیئت نظارت در یک تصمیم شجاعانه سعی بر اعمال حق حاکمیت جامعه وکالت بر سرنوشت خویش را دارد برای یکبار هم که شده به کل تصمیمات غیرقانونی دادگاه عالی تمکین نکند (تمکین به نامه دوم با تمکین نسبت به هر دو نامه از حیث آثار و تبعات یکسان است) و کلیه وکلایی که ثبت نام کرده اند و نام آنها بدوا به دادگاه عالی ارسال شده بود (هر ۱۵۰نفر) را به عنوان نامزدهای انتخابات معرفی و انتخابات را برگزار نماید.

مجمع وکلای دادگستری ایران
موءدا
۸ بهمن ۱۳۹۸
💎وکیل محسن بزرگی💎

نامزد انتخابات هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز

🔹عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز‌ دوره ۳۰
🔹 عضو کمیسیون مالیاتی کانون مرکز در دوره ۲۹
🔹نماینده کانون وکلای دادگستری مرکز در هیاتهای حل اختلاف مالیاتی شهر تهران
🔹 دبیر دوم کمیسیون ورزش کانون وکلا دوره ۲۸ و ۲۹
🔹معاون حقوقی،انضباطی باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال ۹۶-۸۹
🔹مشاور حقوقی فدراسیون کونگ فو
🔹 مشاور حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام
🔹 مدیرعامل و نایب رئیس هیات مدیره انجمن خیریه سفیران مهربانی
🔹 دبیر تشکل صنفی مجمع وکلای دادگستری ایران《مودّا》
🔹 عضو شورای مرکزی تشکل صنفی وکلای آزاداندیش
جناب وكيل محسن بزرگی
كانديداي محترم سی و یکمین دوره انتخابات هیات مدیره كانون وكلاي دادگستري مركز؛
▪️
با سلام
به گروه همگام خوش آمديد
ممنون كه تقاضاي ما را براي گفتگو پذيرفتيد.
▪️
اگر بعنوان مقدمه صحبتي داريد بفرماييد؛
ممنونم از شما
همانطور که فرمودید ان شالله که گفتگوی شفاف و صریحی خواهیم داشت؛
جناب وکیل؛

ممنون میشم کمی درخصوص سوابق صنفی خودتان صحبت بفرمایید تا وارد گفتگو شویم؛
جناب وکیل؛

حضرتعالی با چه رتبه ای وارد هیات مدیره شدید و چه تعداد از آرای همکاران رو به خودتان اختصاص دادید؟
جناب وکیل؛

شما عضو کدام تشکل صنفی هستید؟
و تا الان کدام تشکل ها از شما حمایت کردند؟
دوره فعلی منظور نظر بنده بود؛
ممنونم از شما
جناب وکیل؛

بنده هم عضو صفحه دانستنی های مالیاتی وکلا هستم،
مختصرا برخی اقدامات خودتان رو در زمینه مالیات وکلا خدمت همکاران بفرمایید؛