◼️«و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام»
همکار ارجمند جناب آقای محسن بزرگی
عضو محترم هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز
ریاست محترم شورای مرکزی مجمع وکلای دادگستری ایران(مؤدّا)
کوچ ناباورانه ی پدربزرگ گرامیتان که از غرس کنندگان نهال شهادت در حفظ کیان ایران عزیزمان بود موجب تأثر و اندوه ما گردید.
از درگاه ایزد منان برای ایشان آمرزش و همجواری با فرزند برومندشان شهید احمد حمزهای و صبر نیکو و سلامتی و طول عمر با عزت برای جنابعالی و خانواده ارجمند شهید حمزهای به ویژه مادر محترمتان را خواستاریم.
عرض تسلیت همکاران خود در مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا) را پذیرا باشید.
شورای مرکزی مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا)
@moadda
همکار ارجمند جناب آقای محسن بزرگی
عضو محترم هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز
ریاست محترم شورای مرکزی مجمع وکلای دادگستری ایران(مؤدّا)
کوچ ناباورانه ی پدربزرگ گرامیتان که از غرس کنندگان نهال شهادت در حفظ کیان ایران عزیزمان بود موجب تأثر و اندوه ما گردید.
از درگاه ایزد منان برای ایشان آمرزش و همجواری با فرزند برومندشان شهید احمد حمزهای و صبر نیکو و سلامتی و طول عمر با عزت برای جنابعالی و خانواده ارجمند شهید حمزهای به ویژه مادر محترمتان را خواستاریم.
عرض تسلیت همکاران خود در مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا) را پذیرا باشید.
شورای مرکزی مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا)
@moadda
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📱🖊📌 نحوه استعلام چک های صیاد
بی آفتاب، صبح چه روشنگری کند؟
سخن گفتن از وکیلی متبحر، استادی گرانقدر، انسانی متواضع، پدری دلسوز و شخصی که اندوختههایش را با طبعی منیع در اختیار همه وکلا و کارآموزان قرار میداد و تالیفاتش نیز همه و همه در راستای بهتر شدن فن دفاع چراغ راه جامعه وکالت بود امری بی سود است زیرا معرِف باید اجلی از معرَف باشد.
تعلیماتش در جلسات آموزشی نیز بیش از آن که مستمع را متوجه مطلب نماید محو رفتار و سکنات و احوال خودش مینمود. با رفتارش می آموخت و با گفتارش فقط تاکید می کرد.
ادب، وقار، تعصب، دلسوزی، هوش بالا، تسلط بر کلام جدای بر تبحر ایشان در بکارگیری قوانین و فن دفاع از او نمونهای والا در صنف وکالت ساخته و تا زمانی که استقلال کانون بر جاست همه از تلاشهای او بهره مندند.
عموم وکلای دادگستری از خاندان کشاورزند چون او را به حق می توان چونان پدری برای نهاد وکالت دانست و رفتن «آقای وکیل» خسارتی جبران ناپذیر برای وکلای دادگستری و کانونهای وکلاست زیرا از یادگار پدربزرگ یک تسبیح بی نخ به جا مانده است.
مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا) ضایعه درگذشت استاد بهمن کشاورز را به خاندان بزرگ کشاورز خصوصاً همکاران گرانقدرمان سرکار خانم شهربانو بهارک و جناب آقای کریم کشاورز تسلیت میگوید و از عموم همکاران جهت شرکت در مراسم تشییع ایشان در روز پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1398 در محل کانون وکلای دادگستری مرکز دعوت می نماید.
مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا)
@moadda
سخن گفتن از وکیلی متبحر، استادی گرانقدر، انسانی متواضع، پدری دلسوز و شخصی که اندوختههایش را با طبعی منیع در اختیار همه وکلا و کارآموزان قرار میداد و تالیفاتش نیز همه و همه در راستای بهتر شدن فن دفاع چراغ راه جامعه وکالت بود امری بی سود است زیرا معرِف باید اجلی از معرَف باشد.
تعلیماتش در جلسات آموزشی نیز بیش از آن که مستمع را متوجه مطلب نماید محو رفتار و سکنات و احوال خودش مینمود. با رفتارش می آموخت و با گفتارش فقط تاکید می کرد.
ادب، وقار، تعصب، دلسوزی، هوش بالا، تسلط بر کلام جدای بر تبحر ایشان در بکارگیری قوانین و فن دفاع از او نمونهای والا در صنف وکالت ساخته و تا زمانی که استقلال کانون بر جاست همه از تلاشهای او بهره مندند.
عموم وکلای دادگستری از خاندان کشاورزند چون او را به حق می توان چونان پدری برای نهاد وکالت دانست و رفتن «آقای وکیل» خسارتی جبران ناپذیر برای وکلای دادگستری و کانونهای وکلاست زیرا از یادگار پدربزرگ یک تسبیح بی نخ به جا مانده است.
مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا) ضایعه درگذشت استاد بهمن کشاورز را به خاندان بزرگ کشاورز خصوصاً همکاران گرانقدرمان سرکار خانم شهربانو بهارک و جناب آقای کریم کشاورز تسلیت میگوید و از عموم همکاران جهت شرکت در مراسم تشییع ایشان در روز پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1398 در محل کانون وکلای دادگستری مرکز دعوت می نماید.
مجمع وکلای دادگستری ایران (مؤدّا)
@moadda
به مناسبت اظهارات خلاف شان نایب رییس کانون وکلا در خصوص منتقدین و معترضین
*«شناور» شدن واژههای زبان و رابطهٔ آن با دموکراسی و استبداد،*
✍ دکتر شفیعی کدکنی
▪اگر به محیط زندگی مردم جامعه و رسانههای کشور انگلستان دقت کنید مُحال است کسی را که «دکتر» نیست در خطاب -خواه کتباً و خواه شفاهاً- «دکتر» بخوانند یا کسی را که «مهندس» نیست مهندس بنامند.
غرض یادآوری این نکته است که در جامعۀ برخوردار از دموکراسی، کلمات را بهراحتی نمیتوان شناور کرد. کلمات مانند انسانها حیثیتِ خاص خود را دارند و کل،ّ جامعه است که میتواند در باب سرنوشتِ مفهومی کلمات تصمیم بگیرد. بنابراین اگر کسی «کشیش» است شما در چنان جامعهای نمیتوانید بهراحتی او را «اسقُفِ اعظم» یا بالاتر خطاب کنید. هم او ناراحت میشود و هم جامعه شما را از بابتِ تجاوُز به حدود کلمات مورد شماتت قرار خواهد داد. بر همین قیاس کلماتی از نوع «استاد» و «دانشمند» و «فیلسوف» و امثال آن. امّا در جامعۀ استبدادی مسائل برعکس جریان دارد.
شما جای هر کلمه را با همسایههای آن و با مدارجِ بالای آن بهراحتی میتوانید عوض کنید. نه مخاطب شما از این بابت احساس شرمساری خواهد کرد و نه جامعه شما را مورد انتقاد قرار خواهد داد که این کسی را که تو مثلاً فلان عنوان را به او دادهای، او دارای چنین مقامی نیست.
تجاوز در حریمِ کلمات در جامعۀ استبدادی چنان راحت انجام میشود که خیلی بهآسانی میتوان کلمۀ «پاپ» را -که مفهومی منحصر به فرد و هیچگاه در تاریخ دو تا نبوده است- اندکاندک بر هر دربان و کشیشی، اطلاق کرد و این تجاوز به حدود کلمات را تا آنجا گسترش داد که در هر روستایی چندین پاپ در عرض هم وجود داشته باشند... .
همانطور که در جامعۀ استبدادی میتوان به حقوق افراد تجاوز کرد به حدود کلمات هم میتوان تجاوز کرد، و همانطور که در جامعۀ برخوردار از آزادی و قانون به حقوق افراد نمیتوان تجاوز کرد، به حدود کلمات هم نمیتوان تجاوز کرد. از این روی زبان قلمروی است که از مطالعۀ در آن میتوان به حدود رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی موجود در آن جامعه پی بُرد. اکنون به یاد ندارم که در کجا خواندهام ولی یقین دارم گفتار یکی از حکیمان بزرگ چین است که گفته است: «روزی اگر زمامِ اصلاح جامعه را به من بسپارند، نخست زبانِ ایشان را اصلاح میکنم.» گویا مقصود او نشان دادن همین رابطۀ استبداد اجتماعی و شناور شدن زبان است... هرقدر جوامع برخوردار از اندیشۀ دمکراسی باشند زبانشان از شناوریهای تند بر کنار است و هرقدر استبدادی باشند به همان میزان زبانهاشان شناور است.
هرکس با شعر فارسی کوچکترین آشنایی داشته باشد و مدایحِ رودکی را با مدایح فرّخی و مدایح فرّخی را با مدایح انوری سنجیده باشد، شناور شدن کلمات را از حوزۀ قاموسی آنها در مسیر این سه دورۀ تاریخی آشکارا مشاهده خواهد کرد: در شعر رودکی تجاوز به حدودِ کلمات بسیار اندک است، زیرا جامعۀ سامانی جامعهای است تا حدِّ زیادی برخوردار از قانون و آزادی... .
در تاریخ اجتماعی ایران، عصر سامانی و به ویژه در قلمروِ فرمانروایی سامانیان کمتر نشانهای از زورگوییهای اجتماعی دورۀ غزنوی وجود دارد و با همۀ استبداد غزنویان استبداد مذهبی سلاجقه بسی بیرحمانهتر از استبداد غزنویان است... . میتوان با آمار نشان داد که شناوریِ کلمات در فاصلۀ عصر سامانی تا سلجوقی به اوج خود میرسد.
شناور بودن زبان هیچ ربطی به زایندگی زبان ندارد، شک نیست که زبان انگلیسی در عصر حاضر -به دلیل هزار عامل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی- زایندهترین زبان جهان است، ولی ممکن است به اعتبار عارضۀ «شناور بودن» با زبان فلان کشور عقبماندۀ نیمهمُرده در زنجیر استبداد در اعماق قارۀ سیاه قابل مقایسه نباشد؛ یعنی زبان آن کشور از زبان انگلیسی شناورتر باشد. شناور شدن زبان اصلاً شاید یکی از دلایل نازایی زبان باشد. زیرا زایایی از خواص رشد اجتماعی و فرهنگی است و شناور شدن از لوازم عقبگرد و فروماندگی.
وقتی زبانی حرفی برای گفتن ندارد، با شناور کردنِ کلمات خود، خودش را گول میزند که من حرف تازهای دارم میزنم در صورتی که هیچ حرف تازهای ندارد.
شناور شدن نشانۀ فقدانِ اندیشههای فلسفی و عقلانی در زیربنای جامعه است و جامعهای که در آن اندیشۀ حکیمان و فرزانگان نقشی نداشته باشد، بهناگزیر بازیچۀ خودکامگان و عوامفریبان است.
(مُفلس کیمیا فروش، محمدرضا شفیعی کدکنی، صص ۹۰-۹۵)
*«شناور» شدن واژههای زبان و رابطهٔ آن با دموکراسی و استبداد،*
✍ دکتر شفیعی کدکنی
▪اگر به محیط زندگی مردم جامعه و رسانههای کشور انگلستان دقت کنید مُحال است کسی را که «دکتر» نیست در خطاب -خواه کتباً و خواه شفاهاً- «دکتر» بخوانند یا کسی را که «مهندس» نیست مهندس بنامند.
غرض یادآوری این نکته است که در جامعۀ برخوردار از دموکراسی، کلمات را بهراحتی نمیتوان شناور کرد. کلمات مانند انسانها حیثیتِ خاص خود را دارند و کل،ّ جامعه است که میتواند در باب سرنوشتِ مفهومی کلمات تصمیم بگیرد. بنابراین اگر کسی «کشیش» است شما در چنان جامعهای نمیتوانید بهراحتی او را «اسقُفِ اعظم» یا بالاتر خطاب کنید. هم او ناراحت میشود و هم جامعه شما را از بابتِ تجاوُز به حدود کلمات مورد شماتت قرار خواهد داد. بر همین قیاس کلماتی از نوع «استاد» و «دانشمند» و «فیلسوف» و امثال آن. امّا در جامعۀ استبدادی مسائل برعکس جریان دارد.
شما جای هر کلمه را با همسایههای آن و با مدارجِ بالای آن بهراحتی میتوانید عوض کنید. نه مخاطب شما از این بابت احساس شرمساری خواهد کرد و نه جامعه شما را مورد انتقاد قرار خواهد داد که این کسی را که تو مثلاً فلان عنوان را به او دادهای، او دارای چنین مقامی نیست.
تجاوز در حریمِ کلمات در جامعۀ استبدادی چنان راحت انجام میشود که خیلی بهآسانی میتوان کلمۀ «پاپ» را -که مفهومی منحصر به فرد و هیچگاه در تاریخ دو تا نبوده است- اندکاندک بر هر دربان و کشیشی، اطلاق کرد و این تجاوز به حدود کلمات را تا آنجا گسترش داد که در هر روستایی چندین پاپ در عرض هم وجود داشته باشند... .
همانطور که در جامعۀ استبدادی میتوان به حقوق افراد تجاوز کرد به حدود کلمات هم میتوان تجاوز کرد، و همانطور که در جامعۀ برخوردار از آزادی و قانون به حقوق افراد نمیتوان تجاوز کرد، به حدود کلمات هم نمیتوان تجاوز کرد. از این روی زبان قلمروی است که از مطالعۀ در آن میتوان به حدود رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی موجود در آن جامعه پی بُرد. اکنون به یاد ندارم که در کجا خواندهام ولی یقین دارم گفتار یکی از حکیمان بزرگ چین است که گفته است: «روزی اگر زمامِ اصلاح جامعه را به من بسپارند، نخست زبانِ ایشان را اصلاح میکنم.» گویا مقصود او نشان دادن همین رابطۀ استبداد اجتماعی و شناور شدن زبان است... هرقدر جوامع برخوردار از اندیشۀ دمکراسی باشند زبانشان از شناوریهای تند بر کنار است و هرقدر استبدادی باشند به همان میزان زبانهاشان شناور است.
هرکس با شعر فارسی کوچکترین آشنایی داشته باشد و مدایحِ رودکی را با مدایح فرّخی و مدایح فرّخی را با مدایح انوری سنجیده باشد، شناور شدن کلمات را از حوزۀ قاموسی آنها در مسیر این سه دورۀ تاریخی آشکارا مشاهده خواهد کرد: در شعر رودکی تجاوز به حدودِ کلمات بسیار اندک است، زیرا جامعۀ سامانی جامعهای است تا حدِّ زیادی برخوردار از قانون و آزادی... .
در تاریخ اجتماعی ایران، عصر سامانی و به ویژه در قلمروِ فرمانروایی سامانیان کمتر نشانهای از زورگوییهای اجتماعی دورۀ غزنوی وجود دارد و با همۀ استبداد غزنویان استبداد مذهبی سلاجقه بسی بیرحمانهتر از استبداد غزنویان است... . میتوان با آمار نشان داد که شناوریِ کلمات در فاصلۀ عصر سامانی تا سلجوقی به اوج خود میرسد.
شناور بودن زبان هیچ ربطی به زایندگی زبان ندارد، شک نیست که زبان انگلیسی در عصر حاضر -به دلیل هزار عامل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی- زایندهترین زبان جهان است، ولی ممکن است به اعتبار عارضۀ «شناور بودن» با زبان فلان کشور عقبماندۀ نیمهمُرده در زنجیر استبداد در اعماق قارۀ سیاه قابل مقایسه نباشد؛ یعنی زبان آن کشور از زبان انگلیسی شناورتر باشد. شناور شدن زبان اصلاً شاید یکی از دلایل نازایی زبان باشد. زیرا زایایی از خواص رشد اجتماعی و فرهنگی است و شناور شدن از لوازم عقبگرد و فروماندگی.
وقتی زبانی حرفی برای گفتن ندارد، با شناور کردنِ کلمات خود، خودش را گول میزند که من حرف تازهای دارم میزنم در صورتی که هیچ حرف تازهای ندارد.
شناور شدن نشانۀ فقدانِ اندیشههای فلسفی و عقلانی در زیربنای جامعه است و جامعهای که در آن اندیشۀ حکیمان و فرزانگان نقشی نداشته باشد، بهناگزیر بازیچۀ خودکامگان و عوامفریبان است.
(مُفلس کیمیا فروش، محمدرضا شفیعی کدکنی، صص ۹۰-۹۵)
نگاهی دیگر به اتفاقات اخیر
اگر چه مطابق تبصره ۱ ماده ۳۴ قانون نظارت بر رفتار قضات، ابلاغ تصمیمات دادگاه عالی انتظامی قضات تابع آیین دادرسی مدنی است و از این حیث ایرادی بر نامه دوم ارسالی از دادگاه عالی نیست و داخل در موعد بوده است اما ایرادی اساسی تر بر آن وارد است و آن اینکه کلیه تصمیمات دادگاه عالی باید در قالب دادنامه صادر شود (که سیاق عبارت تبصره ماده ۴ نیز مفهم همین مطلب است) و چیزی جز قالب دادنامه برای اعلام تصمیمات دادگاه عالی تعریف نشده است.
جلسه دادگاه عالی نیز مطابق ماده ۳۵ قانون مذکور با حضور رئیس و دو مستشار تشکیل میشود و درصورت عدم حضور هریک از آنان عضو معاون جایگزین میگردد و رأی اکثریت، مناط اعتبار است
هر دو نامه ای که از سوی دادگاه عالی به کانون ابلاغ شده است با این مشکل اساسی مواجه است که فاقد امضاهای کامل و فاقد شماره دادنامه است و در قالب دادنامه صادر نشده است.
بر این اساس تصمیم دادگاه عالی همچنان "صادرنشده" محسوب میگردد و تفاوتی بین نامه اول و نامه دوم از این حیث وجود ندارد
از سویی مهلت این دادگاه نیز برای صدور یا ابلاغ دادنامه تمام شده و با توجه به انقضای موعد، صلاحیت همه ثبت نام کنندگان احراز و استصحاب میگردد.
به نظر میرسد اکنون که هیئت نظارت در یک تصمیم شجاعانه سعی بر اعمال حق حاکمیت جامعه وکالت بر سرنوشت خویش را دارد برای یکبار هم که شده به کل تصمیمات غیرقانونی دادگاه عالی تمکین نکند (تمکین به نامه دوم با تمکین نسبت به هر دو نامه از حیث آثار و تبعات یکسان است) و کلیه وکلایی که ثبت نام کرده اند و نام آنها بدوا به دادگاه عالی ارسال شده بود (هر ۱۵۰نفر) را به عنوان نامزدهای انتخابات معرفی و انتخابات را برگزار نماید.
مجمع وکلای دادگستری ایران
موءدا
۸ بهمن ۱۳۹۸
اگر چه مطابق تبصره ۱ ماده ۳۴ قانون نظارت بر رفتار قضات، ابلاغ تصمیمات دادگاه عالی انتظامی قضات تابع آیین دادرسی مدنی است و از این حیث ایرادی بر نامه دوم ارسالی از دادگاه عالی نیست و داخل در موعد بوده است اما ایرادی اساسی تر بر آن وارد است و آن اینکه کلیه تصمیمات دادگاه عالی باید در قالب دادنامه صادر شود (که سیاق عبارت تبصره ماده ۴ نیز مفهم همین مطلب است) و چیزی جز قالب دادنامه برای اعلام تصمیمات دادگاه عالی تعریف نشده است.
جلسه دادگاه عالی نیز مطابق ماده ۳۵ قانون مذکور با حضور رئیس و دو مستشار تشکیل میشود و درصورت عدم حضور هریک از آنان عضو معاون جایگزین میگردد و رأی اکثریت، مناط اعتبار است
هر دو نامه ای که از سوی دادگاه عالی به کانون ابلاغ شده است با این مشکل اساسی مواجه است که فاقد امضاهای کامل و فاقد شماره دادنامه است و در قالب دادنامه صادر نشده است.
بر این اساس تصمیم دادگاه عالی همچنان "صادرنشده" محسوب میگردد و تفاوتی بین نامه اول و نامه دوم از این حیث وجود ندارد
از سویی مهلت این دادگاه نیز برای صدور یا ابلاغ دادنامه تمام شده و با توجه به انقضای موعد، صلاحیت همه ثبت نام کنندگان احراز و استصحاب میگردد.
به نظر میرسد اکنون که هیئت نظارت در یک تصمیم شجاعانه سعی بر اعمال حق حاکمیت جامعه وکالت بر سرنوشت خویش را دارد برای یکبار هم که شده به کل تصمیمات غیرقانونی دادگاه عالی تمکین نکند (تمکین به نامه دوم با تمکین نسبت به هر دو نامه از حیث آثار و تبعات یکسان است) و کلیه وکلایی که ثبت نام کرده اند و نام آنها بدوا به دادگاه عالی ارسال شده بود (هر ۱۵۰نفر) را به عنوان نامزدهای انتخابات معرفی و انتخابات را برگزار نماید.
مجمع وکلای دادگستری ایران
موءدا
۸ بهمن ۱۳۹۸
💎وکیل محسن بزرگی💎
نامزد انتخابات هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز
🔹عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز دوره ۳۰
🔹 عضو کمیسیون مالیاتی کانون مرکز در دوره ۲۹
🔹نماینده کانون وکلای دادگستری مرکز در هیاتهای حل اختلاف مالیاتی شهر تهران
🔹 دبیر دوم کمیسیون ورزش کانون وکلا دوره ۲۸ و ۲۹
🔹معاون حقوقی،انضباطی باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال ۹۶-۸۹
🔹مشاور حقوقی فدراسیون کونگ فو
🔹 مشاور حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام
🔹 مدیرعامل و نایب رئیس هیات مدیره انجمن خیریه سفیران مهربانی
🔹 دبیر تشکل صنفی مجمع وکلای دادگستری ایران《مودّا》
🔹 عضو شورای مرکزی تشکل صنفی وکلای آزاداندیش
نامزد انتخابات هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز
🔹عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز دوره ۳۰
🔹 عضو کمیسیون مالیاتی کانون مرکز در دوره ۲۹
🔹نماینده کانون وکلای دادگستری مرکز در هیاتهای حل اختلاف مالیاتی شهر تهران
🔹 دبیر دوم کمیسیون ورزش کانون وکلا دوره ۲۸ و ۲۹
🔹معاون حقوقی،انضباطی باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال ۹۶-۸۹
🔹مشاور حقوقی فدراسیون کونگ فو
🔹 مشاور حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام
🔹 مدیرعامل و نایب رئیس هیات مدیره انجمن خیریه سفیران مهربانی
🔹 دبیر تشکل صنفی مجمع وکلای دادگستری ایران《مودّا》
🔹 عضو شورای مرکزی تشکل صنفی وکلای آزاداندیش
Forwarded from توحید بختیاری
جناب وكيل محسن بزرگی
كانديداي محترم سی و یکمین دوره انتخابات هیات مدیره كانون وكلاي دادگستري مركز؛
▪️
با سلام
به گروه همگام خوش آمديد
ممنون كه تقاضاي ما را براي گفتگو پذيرفتيد.
▪️
اگر بعنوان مقدمه صحبتي داريد بفرماييد؛
كانديداي محترم سی و یکمین دوره انتخابات هیات مدیره كانون وكلاي دادگستري مركز؛
▪️
با سلام
به گروه همگام خوش آمديد
ممنون كه تقاضاي ما را براي گفتگو پذيرفتيد.
▪️
اگر بعنوان مقدمه صحبتي داريد بفرماييد؛
Forwarded from توحید بختیاری
ممنونم از شما
همانطور که فرمودید ان شالله که گفتگوی شفاف و صریحی خواهیم داشت؛
همانطور که فرمودید ان شالله که گفتگوی شفاف و صریحی خواهیم داشت؛
Forwarded from توحید بختیاری
جناب وکیل؛
ممنون میشم کمی درخصوص سوابق صنفی خودتان صحبت بفرمایید تا وارد گفتگو شویم؛
ممنون میشم کمی درخصوص سوابق صنفی خودتان صحبت بفرمایید تا وارد گفتگو شویم؛
Forwarded from توحید بختیاری
جناب وکیل؛
حضرتعالی با چه رتبه ای وارد هیات مدیره شدید و چه تعداد از آرای همکاران رو به خودتان اختصاص دادید؟
حضرتعالی با چه رتبه ای وارد هیات مدیره شدید و چه تعداد از آرای همکاران رو به خودتان اختصاص دادید؟
Forwarded from توحید بختیاری
جناب وکیل؛
شما عضو کدام تشکل صنفی هستید؟
و تا الان کدام تشکل ها از شما حمایت کردند؟
شما عضو کدام تشکل صنفی هستید؟
و تا الان کدام تشکل ها از شما حمایت کردند؟
Forwarded from توحید بختیاری
دوره فعلی منظور نظر بنده بود؛
ممنونم از شما
ممنونم از شما