برای نخستین بار در فضای مجازی به صورت رایگان منتشر می شود:
جامع ترین و کاملترین کتاب در زمینه ی جذب مشتری و افزایش فروش در 635 صفحه
دانلود به صورت مستقیم و کاملا رایگان
در کانال تلگرام @CRMcc
جامع ترین و کاملترین کتاب در زمینه ی جذب مشتری و افزایش فروش در 635 صفحه
دانلود به صورت مستقیم و کاملا رایگان
در کانال تلگرام @CRMcc
فهیمه احمدی:
به ویترین فروشگاه خود اهمیت دهید!
از نظر بعضی، هزینه کردن برای ویترین، تابلوی سر درب و دکوراسیون فروشگاه، هزینه ای مضاعف و حتی غیر ضروری به نظر می رسد. کمیت و کیفیت محصولات و اجناس داخل فروشگاه قطعا در جذب مشتری و تداوم ارتباط وی تاثیرگذار است اما همه ی ماجرا نیست.
در گذشته در بازارچه های سنتی مغازه های کوچک و ساده با اجناسی که مغازه را انباشته کرده بودند؛ فراوان بود. اتفاقا مشتریان خود را هم داشتند.
ذائقه ی مشتریان امروزی فرق کرده است. ویترین و تابلوی سر درب به عنوان اولین معرف کسب و کار و فروشگاه شما اولین گام بزرگ و موثر در جذب مشتری است. سعی کنید برای ویترین خلاقیت، نور پردازی موثر و جذاب و چیدمان شیک را در نظر داشته باشید.
@salesdr
به ویترین فروشگاه خود اهمیت دهید!
از نظر بعضی، هزینه کردن برای ویترین، تابلوی سر درب و دکوراسیون فروشگاه، هزینه ای مضاعف و حتی غیر ضروری به نظر می رسد. کمیت و کیفیت محصولات و اجناس داخل فروشگاه قطعا در جذب مشتری و تداوم ارتباط وی تاثیرگذار است اما همه ی ماجرا نیست.
در گذشته در بازارچه های سنتی مغازه های کوچک و ساده با اجناسی که مغازه را انباشته کرده بودند؛ فراوان بود. اتفاقا مشتریان خود را هم داشتند.
ذائقه ی مشتریان امروزی فرق کرده است. ویترین و تابلوی سر درب به عنوان اولین معرف کسب و کار و فروشگاه شما اولین گام بزرگ و موثر در جذب مشتری است. سعی کنید برای ویترین خلاقیت، نور پردازی موثر و جذاب و چیدمان شیک را در نظر داشته باشید.
@salesdr
از پرسنل فروش خود انتظار نامعقول نداشته باشید.
انتظارات غیرمنطقی باعث از دست رفتن پرسنل شما می گردد.
salez.ir
doctorsales.ir
@salesdr
مدرسه فروش ایران
انتظارات غیرمنطقی باعث از دست رفتن پرسنل شما می گردد.
salez.ir
doctorsales.ir
@salesdr
مدرسه فروش ایران
من و فروشگاه های شیک و مجلل؟؟!!
بسیاری از افراد به خصوص در جوامع کمتر پیشرفته از ورود به فروشگاه های شیک واهمه دارند.
* نکند قیمتها گران باشند؟
* نکند فروشندگان رفتار مغرورانه و بدی با من داشته باشند؟
* نکند در رودربایستی قرار بگیرم و خریدی کنم که از روی رضایت نیست؟
این ها و افکاری از این دست، در ذهن بسیاری از مشتریان تداعی می شود. چه باید کرد؟ نباید به سمت ویترین ها و دکوراسیون های شیک و جذاب برویم؟
پاسخ منفی است. هم وطنان ما مستحق بهترین ها هستند اما می توان با چند راهکار ترس و تردید مشتریان را از بین برد:
1- در قسمت و یا قسمت هایی از فروشگاه خود، اجناسی با قیمتهای مناسب، تخفیف و یا اشانتیون در نظر بگیرید.
2- قیمتهای شکسته شده و یا پایین تر را اطلاع رسانی کنید. برای این کار می توانید از تابلو، بنر و یا تابلوهای الکترونیکی زیبا و جذاب استفاده کنید.
3_ با مشتریان خود در هر سطح اجتماعی و اقتصادی، با احترام و خوشرویی برخورد کنید. اجازه دهید راحت باشند. سوال بپرسند و اگر اعتماد به نفس پرسش را ندارند؛ خودتان داوطلبانه کنارشان باشید و باب گفتگو را باز کنید.
4_ در فروشگاه خود جذابیت هایی برای کودکان فراهم آورید. یکی از رموز وارد شدن به دل مشتریان ایجاد شوق و جذابیت برای کودکان است. از اهدای شکلات و بادکنک و اسباب بازی های کوچک گرفته تا امکان نقاشی کشیدن، عکس انداختن، گریم شدن و ..... می تواند نمونه هایی از این موارد باشند.
هر کدام از ما کسب و کاری داریم. بعضی از کسب و کارها به علم نیاز دارند. بعضی به تجربه اما همه ی ما با " مهارت" میتوانیم کار مان را " درست تر" انجام دهیم. مهارت ها آموختنی هستند.
@salesdr
gmas.ir
بسیاری از افراد به خصوص در جوامع کمتر پیشرفته از ورود به فروشگاه های شیک واهمه دارند.
* نکند قیمتها گران باشند؟
* نکند فروشندگان رفتار مغرورانه و بدی با من داشته باشند؟
* نکند در رودربایستی قرار بگیرم و خریدی کنم که از روی رضایت نیست؟
این ها و افکاری از این دست، در ذهن بسیاری از مشتریان تداعی می شود. چه باید کرد؟ نباید به سمت ویترین ها و دکوراسیون های شیک و جذاب برویم؟
پاسخ منفی است. هم وطنان ما مستحق بهترین ها هستند اما می توان با چند راهکار ترس و تردید مشتریان را از بین برد:
1- در قسمت و یا قسمت هایی از فروشگاه خود، اجناسی با قیمتهای مناسب، تخفیف و یا اشانتیون در نظر بگیرید.
2- قیمتهای شکسته شده و یا پایین تر را اطلاع رسانی کنید. برای این کار می توانید از تابلو، بنر و یا تابلوهای الکترونیکی زیبا و جذاب استفاده کنید.
3_ با مشتریان خود در هر سطح اجتماعی و اقتصادی، با احترام و خوشرویی برخورد کنید. اجازه دهید راحت باشند. سوال بپرسند و اگر اعتماد به نفس پرسش را ندارند؛ خودتان داوطلبانه کنارشان باشید و باب گفتگو را باز کنید.
4_ در فروشگاه خود جذابیت هایی برای کودکان فراهم آورید. یکی از رموز وارد شدن به دل مشتریان ایجاد شوق و جذابیت برای کودکان است. از اهدای شکلات و بادکنک و اسباب بازی های کوچک گرفته تا امکان نقاشی کشیدن، عکس انداختن، گریم شدن و ..... می تواند نمونه هایی از این موارد باشند.
هر کدام از ما کسب و کاری داریم. بعضی از کسب و کارها به علم نیاز دارند. بعضی به تجربه اما همه ی ما با " مهارت" میتوانیم کار مان را " درست تر" انجام دهیم. مهارت ها آموختنی هستند.
@salesdr
gmas.ir
همگی خانم و آقای مدیر هستیم!
مدیریت مفهومی است که بسیاری آن را به اشتباه تنها متعلق به کسانی میدانند که به لحاظ قراردادی مسوولیت مدیریت مجموعه ای را دارند اما اگر خوب نگاه کنیم می بینیم همه افراد جامعه نیازمند مدیریت درست و بهینه ی تمام امور شغلی و زندگی خود هستند.اگر :
* توانمندی های خود، زندگی و جامعه و محیط شغلمان را خوب بشناسیم
* محدودیت ها، تهدیدات کنونی و آتی آنها را بدانیم
* برای مسیرمان هدف و یا اهدافی تعریف کنیم
* ابزار رسیدن به هدف ها را مشخص کنیم
آن وقت می توانیم با همت و انگیزه ای مناسب موفقیت را در آغوش بکشیم. مدیر یک فروشگاه، سازمان و شرکت ، فروشنده، پزشک، کار مند، کارگر و حتی یک خانم خانه دار همگی در جایگاه خود مدیر هستند. گاهی دفترچه ای داشته باشیم و برای خود یادداشتهایی بنویسیم:
1_من ...... هستم. شغلم و نقش اجتماعی ام..... است.
2_ چطور می توانم در جایگاه خود موفق تر باشم؟ چه راههایی برای آن وجود دارد؟
3- چه مشکلاتی بر سر راهم وجود دارد؟ چطور می توانم همه یا بخشی از مشکلات را از سر راهم بر دارم؟
پرسش هایی از این دست می تواند بسیار به خود آگاهی و بهبود شرایط زندگی و کسب و کار ما کمک کنید. کافی است گاهی با خودمان خلوت کنیم. مشکلات همیشه وجود دارند. بخشی از آن ها غیر قابل کنترلند. مهم این است که آن ها را بشناسیم و برای پشت سر گذاشتن آن ها تلاش کنیم.
@salesdr
مدیریت مفهومی است که بسیاری آن را به اشتباه تنها متعلق به کسانی میدانند که به لحاظ قراردادی مسوولیت مدیریت مجموعه ای را دارند اما اگر خوب نگاه کنیم می بینیم همه افراد جامعه نیازمند مدیریت درست و بهینه ی تمام امور شغلی و زندگی خود هستند.اگر :
* توانمندی های خود، زندگی و جامعه و محیط شغلمان را خوب بشناسیم
* محدودیت ها، تهدیدات کنونی و آتی آنها را بدانیم
* برای مسیرمان هدف و یا اهدافی تعریف کنیم
* ابزار رسیدن به هدف ها را مشخص کنیم
آن وقت می توانیم با همت و انگیزه ای مناسب موفقیت را در آغوش بکشیم. مدیر یک فروشگاه، سازمان و شرکت ، فروشنده، پزشک، کار مند، کارگر و حتی یک خانم خانه دار همگی در جایگاه خود مدیر هستند. گاهی دفترچه ای داشته باشیم و برای خود یادداشتهایی بنویسیم:
1_من ...... هستم. شغلم و نقش اجتماعی ام..... است.
2_ چطور می توانم در جایگاه خود موفق تر باشم؟ چه راههایی برای آن وجود دارد؟
3- چه مشکلاتی بر سر راهم وجود دارد؟ چطور می توانم همه یا بخشی از مشکلات را از سر راهم بر دارم؟
پرسش هایی از این دست می تواند بسیار به خود آگاهی و بهبود شرایط زندگی و کسب و کار ما کمک کنید. کافی است گاهی با خودمان خلوت کنیم. مشکلات همیشه وجود دارند. بخشی از آن ها غیر قابل کنترلند. مهم این است که آن ها را بشناسیم و برای پشت سر گذاشتن آن ها تلاش کنیم.
@salesdr
www.doctorsales.ir
بازاریابی یا آزار دهی؟!!
امروز دوستی تعریف می کرد که تقریبا ساعت 10 یا 11 صبح خانمی از شرکت .... با ایشان تماس گرفته و با صدای بلند و بسیار حق به جانب گفته اند: سلام. من از شرکت .... تماس می گیرم. شما برای خودروتون باید کارت.... بگیرید که الزامی هست و مبلغ 179 هزار تومن هم هزینه ی این کارته. امروز پنجشنبه است اگر تا یک ساعت دیگه برای این کارت اقدام نکنید از شنبه 750 هزار تومن باید پرداخت کنید.
جالب اینجاست که این خانم بازاریاب تلفنی حتی فرصت فکر کردن، مشورت کردن و حتی سوال پرسیدن هم برای مشتری قائل نبودند و بسیار عصبی و کم حوصله فقط تهدید میکردند یا همین الان این کارت رو میفرستیم و پول رو پرداخت می کنید یا از شنبه 6 برابر می شود!!! در حالی که رفتار تند و پر تنش ایشان مشتری را در نهایت عصبانی و این دوست عزیز تلفن را قطع کردند با پرس و جوی کوتاهی متوجه شدند هیچ الزامی برای دریافت کارت از طرف شرکت مزبور در کار نیست و خانم بازاریاب برای جذب مشتری به دروغ متوسل شدند.
متاسفانه در کشور ما این داستان عجیبی نیست. همه ما گاهی با بازاریابانی مواجه شده ایم که بسیار خشن، عصبی، دروغگو و نا آرامند. شک نداشته باشید چنین افرادی جز " آزاردهی" برای مشتریان کاری نمی کنند. اینان نه تنها برای محصول شما مشتری جذب نمی کنند بلکه مشتریان را دلسرد و عصبانی می کنند.
بازاریابان محصول و خدمات چه به صورت تلفنی و چه حضوری اولین نکاتی که باید مد نظر داشته باشند " صداقت" و" احترام به حقوق مشتری" است.
مشتری ما حق دارد:
1_ به او حقیقت گفته شود.
2- به او اطلاعات کافی برای تصمیم گیری ارائه شود.
3_ برای او زمانی برای انتخاب و تصمیم گیری در نظر گرفته شود.
یادمان باشد رفتار بازاریاب اولین عامل " جذب مشتری" است.
@salesdr
بازاریابی یا آزار دهی؟!!
امروز دوستی تعریف می کرد که تقریبا ساعت 10 یا 11 صبح خانمی از شرکت .... با ایشان تماس گرفته و با صدای بلند و بسیار حق به جانب گفته اند: سلام. من از شرکت .... تماس می گیرم. شما برای خودروتون باید کارت.... بگیرید که الزامی هست و مبلغ 179 هزار تومن هم هزینه ی این کارته. امروز پنجشنبه است اگر تا یک ساعت دیگه برای این کارت اقدام نکنید از شنبه 750 هزار تومن باید پرداخت کنید.
جالب اینجاست که این خانم بازاریاب تلفنی حتی فرصت فکر کردن، مشورت کردن و حتی سوال پرسیدن هم برای مشتری قائل نبودند و بسیار عصبی و کم حوصله فقط تهدید میکردند یا همین الان این کارت رو میفرستیم و پول رو پرداخت می کنید یا از شنبه 6 برابر می شود!!! در حالی که رفتار تند و پر تنش ایشان مشتری را در نهایت عصبانی و این دوست عزیز تلفن را قطع کردند با پرس و جوی کوتاهی متوجه شدند هیچ الزامی برای دریافت کارت از طرف شرکت مزبور در کار نیست و خانم بازاریاب برای جذب مشتری به دروغ متوسل شدند.
متاسفانه در کشور ما این داستان عجیبی نیست. همه ما گاهی با بازاریابانی مواجه شده ایم که بسیار خشن، عصبی، دروغگو و نا آرامند. شک نداشته باشید چنین افرادی جز " آزاردهی" برای مشتریان کاری نمی کنند. اینان نه تنها برای محصول شما مشتری جذب نمی کنند بلکه مشتریان را دلسرد و عصبانی می کنند.
بازاریابان محصول و خدمات چه به صورت تلفنی و چه حضوری اولین نکاتی که باید مد نظر داشته باشند " صداقت" و" احترام به حقوق مشتری" است.
مشتری ما حق دارد:
1_ به او حقیقت گفته شود.
2- به او اطلاعات کافی برای تصمیم گیری ارائه شود.
3_ برای او زمانی برای انتخاب و تصمیم گیری در نظر گرفته شود.
یادمان باشد رفتار بازاریاب اولین عامل " جذب مشتری" است.
@salesdr
🔺بزرگترین قاب عکس دنیا در دبی
🔹ساختمانی به شکل قاب عکس با روکش طلا که به بزرگ ترین قاب عکس دنیا معروف شده است.
دکتر فروش باشید.
همراه ما باشید.
http://t.me/salesdr
salez.ir
doctorsales.ir
🔹ساختمانی به شکل قاب عکس با روکش طلا که به بزرگ ترین قاب عکس دنیا معروف شده است.
دکتر فروش باشید.
همراه ما باشید.
http://t.me/salesdr
salez.ir
doctorsales.ir
Forwarded from CRM مدیریت ارتباط با مشتری
دلبری کردن همیشه کار انسان ها که نیست...
گاه گاهی استکانی چای هم دل میبرد...!
سلام روزتون پر از نیکی
کانال مدیریت ارتباط با مشتریان
@crmcc
marketingdoctor.ir
گاه گاهی استکانی چای هم دل میبرد...!
سلام روزتون پر از نیکی
کانال مدیریت ارتباط با مشتریان
@crmcc
marketingdoctor.ir
@salesdr
کاری کنیم کارستان!
همه ما کسب و کاری داریم. درآمدی داریم و شغلمان برای ما "نقش اجتماعی" محسوب می شود که مشتریان و ارباب رجوعمان، ما را با آن خواهد شناخت.
کسانی که معتقدند برای کسب و کارشان می بایست " وقت ، تلاش و خلاقیت" صرف کنند بدون شک موفق خواهند شد. آنها در نزد مشتریان خود از محبوبیت، اعتماد و رضایت بیشتری برخوردار خواهند بود.
شاید تک تک ما موانعی در راه پیشرفت شغلمان داشته باشیم.
_ آقا بازار خرابه
_ رقبا زیادند
_ دست توی کار ما زیاد شده
_ مردم پول خرج نمی کنند.
همه ما بارها این جملات را شنیده و یا خود گفته ایم. بپذیریم که :
مشکلات همیشه وجود دارند.
اما به جای آنکه با مشکلات بایستیم، مشکلات را دور بزنیم.
گاهی بگویید: این مشکل هست نمی شود کاریش کرد. حالا باید چه کار کنم؟
آن وقت است که می روید دنبال راه حل و یافتن راه حل ها همیشه میتوانند آغاز تحول باشند. اگر مشکلات وجود داشتند و ما توانستیم موفق شویم آن وقت کاری کرده ایم کارستان!
کاری کنیم کارستان!
همه ما کسب و کاری داریم. درآمدی داریم و شغلمان برای ما "نقش اجتماعی" محسوب می شود که مشتریان و ارباب رجوعمان، ما را با آن خواهد شناخت.
کسانی که معتقدند برای کسب و کارشان می بایست " وقت ، تلاش و خلاقیت" صرف کنند بدون شک موفق خواهند شد. آنها در نزد مشتریان خود از محبوبیت، اعتماد و رضایت بیشتری برخوردار خواهند بود.
شاید تک تک ما موانعی در راه پیشرفت شغلمان داشته باشیم.
_ آقا بازار خرابه
_ رقبا زیادند
_ دست توی کار ما زیاد شده
_ مردم پول خرج نمی کنند.
همه ما بارها این جملات را شنیده و یا خود گفته ایم. بپذیریم که :
مشکلات همیشه وجود دارند.
اما به جای آنکه با مشکلات بایستیم، مشکلات را دور بزنیم.
گاهی بگویید: این مشکل هست نمی شود کاریش کرد. حالا باید چه کار کنم؟
آن وقت است که می روید دنبال راه حل و یافتن راه حل ها همیشه میتوانند آغاز تحول باشند. اگر مشکلات وجود داشتند و ما توانستیم موفق شویم آن وقت کاری کرده ایم کارستان!
سعی کنید برای آموزش و مشاوره در شرکت خود، از اساتیدی استفاده کنید که هم تجربه اجرایی دارند هم دانش آکادمیک.
به داستان زیر توجه کنید.
@salesdr
شاید نام وارن بافت را شنیده باشید. بزرگ ترین، معروف ترین و موفق ترین سرمایه گذار تاریخ. وی اکنون بدون آن که چیزی تولید کند (نه کالایی و نه نرم افزاری) ونه کارخانه ای بزند همراه با بیل گیتس جزو سه نفر ثروتمند دنیاست. همه به او لقب نابغه و باهوش می دهند. فرض ما این است که که وی یک استعداد فوق العاده داشته که از همان روز اول دست به هر چی می زده طلا می شده و بعد از دانشگاه آمده وارد بازار کار شده و خیلی سریع به موفقیت رسیده است.
اما نکته اینجاست که وی در این راه استخوان خرد کرده است. به بخشی از واقعیت های زندگی او دقت کنید:
پنج ساله بود که اولین کسب و کار خود یعنی فروش آدامس به رهگذران در دکه جلوی خانه شان را آغاز کرد.
سپس دکه دیگری جلوی خانه یکی از دوستان برای فروش لیموناد زد چون متوجه شد که آنجا رفت و آمد بیشتری صورت می گیرد
در شش سالگی بسته های شش تایی نوشابه را از مغازه به قیمت ۲۵ سنت می خرید و هر بطری را به قیمت ۵ سنت در درب منازل می فروخت.در حالي كه كودكان هم سن و سال او بر روي چمن لي لي و بولينگ بازي ميكردند.
او اولین سهام خود را در یازده سالگی خریداری کرد.
در ۱۳ سالگی به اداره مالیات به دلیل گرفتن مالیات ۳۵ دلاری برای دوچرخهاش، اعتراض كرد و سرانجام موفق شد مالیات ۳۵ دلاری دوچرخهاش را حذف كند.
در۱۴ سالگی بافت روزنامه فروشی می کرد. بعدها تصمیم گرفت همزمان با فروش روزنامه اشتراک مجلات نیز به آنها بفروشد. از دیگر فعالیت های تجاری او، جمع آوری توپهای گلف گم شده و فروش آنها بود.
او در ۱۷ سالگی مالک نیمی از يک اتوميل رولزرويس بود که خود از آن استفاده نمی کرد و ۳۵ دلار در روز آن را اجاره می داد.
بافت به تجربه عملی خود را محدود نکرد و در دانشگاه در رشته ای مرتبط و با تمرکز بر دروس سرمایه گذاری تحصیل کرد. بعد از دوره فارغ التحصيلي هم تصميم گرفت تا براي یک شرکت به صورت رايگان كار كند، ولي بن نپذيرفت. او بعد از رد شدن پيشنهاد كار توسط گراهام، در وال استريت به عنوان دلال سهام مشغول به كار شد. او با استفاده از در آمد كم اين دوران ، پمپ بنزين سينكلاير را خريد؛ اما چنان كه انتظار ميرفت، پمپ بنزين بازدهي نداشت. بافت به خانهاش در اوماها برگشت و در بنگاه پدرش مشغول به كار شد.
به گفته خودش او بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینه سرمایه گذاری و تجارت خواند (تقریبا هر کتابی که آن زمان چاپ شده بود و پیدا می شد).
تمام این کارها و تجربیات و درآمدها در برابر درآمد افسانه ای وی در شرکت سرمایه گذاری اش تقریبا هیچ بود. اصلا این درآمدها با آن سودآوری قابل مقایسه نبود. او بعدها به عنوان یکی از بزرگترین ثروتمندان و نیکوکاران جهان ثبت شد.
http://t.me/salesdr
http://marketingworld.ir
salesteacher.ir
به داستان زیر توجه کنید.
@salesdr
شاید نام وارن بافت را شنیده باشید. بزرگ ترین، معروف ترین و موفق ترین سرمایه گذار تاریخ. وی اکنون بدون آن که چیزی تولید کند (نه کالایی و نه نرم افزاری) ونه کارخانه ای بزند همراه با بیل گیتس جزو سه نفر ثروتمند دنیاست. همه به او لقب نابغه و باهوش می دهند. فرض ما این است که که وی یک استعداد فوق العاده داشته که از همان روز اول دست به هر چی می زده طلا می شده و بعد از دانشگاه آمده وارد بازار کار شده و خیلی سریع به موفقیت رسیده است.
اما نکته اینجاست که وی در این راه استخوان خرد کرده است. به بخشی از واقعیت های زندگی او دقت کنید:
پنج ساله بود که اولین کسب و کار خود یعنی فروش آدامس به رهگذران در دکه جلوی خانه شان را آغاز کرد.
سپس دکه دیگری جلوی خانه یکی از دوستان برای فروش لیموناد زد چون متوجه شد که آنجا رفت و آمد بیشتری صورت می گیرد
در شش سالگی بسته های شش تایی نوشابه را از مغازه به قیمت ۲۵ سنت می خرید و هر بطری را به قیمت ۵ سنت در درب منازل می فروخت.در حالي كه كودكان هم سن و سال او بر روي چمن لي لي و بولينگ بازي ميكردند.
او اولین سهام خود را در یازده سالگی خریداری کرد.
در ۱۳ سالگی به اداره مالیات به دلیل گرفتن مالیات ۳۵ دلاری برای دوچرخهاش، اعتراض كرد و سرانجام موفق شد مالیات ۳۵ دلاری دوچرخهاش را حذف كند.
در۱۴ سالگی بافت روزنامه فروشی می کرد. بعدها تصمیم گرفت همزمان با فروش روزنامه اشتراک مجلات نیز به آنها بفروشد. از دیگر فعالیت های تجاری او، جمع آوری توپهای گلف گم شده و فروش آنها بود.
او در ۱۷ سالگی مالک نیمی از يک اتوميل رولزرويس بود که خود از آن استفاده نمی کرد و ۳۵ دلار در روز آن را اجاره می داد.
بافت به تجربه عملی خود را محدود نکرد و در دانشگاه در رشته ای مرتبط و با تمرکز بر دروس سرمایه گذاری تحصیل کرد. بعد از دوره فارغ التحصيلي هم تصميم گرفت تا براي یک شرکت به صورت رايگان كار كند، ولي بن نپذيرفت. او بعد از رد شدن پيشنهاد كار توسط گراهام، در وال استريت به عنوان دلال سهام مشغول به كار شد. او با استفاده از در آمد كم اين دوران ، پمپ بنزين سينكلاير را خريد؛ اما چنان كه انتظار ميرفت، پمپ بنزين بازدهي نداشت. بافت به خانهاش در اوماها برگشت و در بنگاه پدرش مشغول به كار شد.
به گفته خودش او بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینه سرمایه گذاری و تجارت خواند (تقریبا هر کتابی که آن زمان چاپ شده بود و پیدا می شد).
تمام این کارها و تجربیات و درآمدها در برابر درآمد افسانه ای وی در شرکت سرمایه گذاری اش تقریبا هیچ بود. اصلا این درآمدها با آن سودآوری قابل مقایسه نبود. او بعدها به عنوان یکی از بزرگترین ثروتمندان و نیکوکاران جهان ثبت شد.
http://t.me/salesdr
http://marketingworld.ir
salesteacher.ir
Telegram
آکادمی فروش و بازاریابی. دکتر بازاریابی و فروش
دکتر بازاریابی و فروش
Instagram.com/doctorsales.ir
Khooyeh.ir
Khooyeh.com
دکتر فروش
Doctorsales.ir
Instagram.com/doctorsales.ir
Khooyeh.ir
Khooyeh.com
دکتر فروش
Doctorsales.ir
Forwarded from Deleted Account
دوره آموزشی بازاریابی پارتیزانی و چریکی . گوریلا مارکتینگ.
http://igma.blogfa.com/post/19
http://igma.blogfa.com/post/19
Blogfa
انجمن بازاریابی پارتیزانی ایران - دوره آموزشی بازاریابی چریکی
انجمن بازاریابی پارتیزانی ایران - دوره آموزشی بازاریابی چریکی - انجمن بازاریابی و فروش پارتیزانی و چریکی ایران، انجمن مدیریت پارتیزانی و چریکی ا - انجمن بازاریابی پارتیزانی ایران
سمینار و کارگاه آموزشی اسپانسرینگ – تکنیک ها و مهارت های اسپانسر گیری
مدیریت بازاریابی اسپانسرینگ
Sponsorship marketing management
http://sponsorship.blogfa.com/
مدیریت بازاریابی اسپانسرینگ
Sponsorship marketing management
http://sponsorship.blogfa.com/
Blogfa
اسپانسرشیپ اسپانسرگیری بازاریابی اسپانسر
اسپانسرشیپ اسپانسرگیری بازاریابی اسپانسر - اسپانسرشیپ اسپانسرگیری بازاریابی اسپانسر اصول و فنون اسپانسرگیری مدیریت اسپانسر حامی مالی و غیر مالی