خستهای بود که ازش انسانیت میبارید.
از سالِ هفتاد و سه تا هشتاد و سه سخت جان کَنده بود.
با برادرش شریک بود.
کفش تولید میکردند.
سخت تولید میکردند.
برادرش، کلاهش را برداشت و رفت!
مانده بود با حوضِ بیماهیهایش!
هنوز هم در نگاهش هم غم میدوید.
میگفت خیلی سال دویدم و دویدم تا بدهیها را صاف کردم.
میگفت:
«اشتباهکردم!»
(انگار نوایی در گوشش باز پیچیده بود که نباید با برادرش شریک میشده)
حالا هنوز هم مسافر با موتورش جا به جا میکند.
تحصیلدار بوده.
هنوز هم گاهی آرام بُغض میکند.
من فقط یک لیوان آبِ خنک بدست پیرمرد دادم.
آن هم از آبْسردْکُنِ طبقه همکف شرکت.
خیلی دعا میکرد.
چشمهایش دعا میکرد.
زبانش دعا میکرد!
کارفرمایی که توانستی اخراجش کنی!
شب سرت را چگونه آرام روی بالش میگذاری؟
دو تا مریض دارد کُنجِ خانهاش.
معتقد است خدا دارد.
باور دارد بیصاحاب (صاحب) نیست!
واقعا؛
شب سرت را چگونه آرام روی بالش میگذاری؟
#میم_محب
#آب
#شبنوشته
@mmsa313
از سالِ هفتاد و سه تا هشتاد و سه سخت جان کَنده بود.
با برادرش شریک بود.
کفش تولید میکردند.
سخت تولید میکردند.
برادرش، کلاهش را برداشت و رفت!
مانده بود با حوضِ بیماهیهایش!
هنوز هم در نگاهش هم غم میدوید.
میگفت خیلی سال دویدم و دویدم تا بدهیها را صاف کردم.
میگفت:
«اشتباهکردم!»
(انگار نوایی در گوشش باز پیچیده بود که نباید با برادرش شریک میشده)
حالا هنوز هم مسافر با موتورش جا به جا میکند.
تحصیلدار بوده.
هنوز هم گاهی آرام بُغض میکند.
من فقط یک لیوان آبِ خنک بدست پیرمرد دادم.
آن هم از آبْسردْکُنِ طبقه همکف شرکت.
خیلی دعا میکرد.
چشمهایش دعا میکرد.
زبانش دعا میکرد!
کارفرمایی که توانستی اخراجش کنی!
شب سرت را چگونه آرام روی بالش میگذاری؟
دو تا مریض دارد کُنجِ خانهاش.
معتقد است خدا دارد.
باور دارد بیصاحاب (صاحب) نیست!
واقعا؛
شب سرت را چگونه آرام روی بالش میگذاری؟
#میم_محب
#آب
#شبنوشته
@mmsa313
Forwarded from MM SA
Gharat zade
Hunafa Group
Fasle Parvaz
«میم.مُحِب»
«فصل پرواز»
تقدیم به مادر یوسف زهرا حضرت نرجس خاتون علیهم السلام
با صدای «میم.مُحِب»
سراینده : سعید مقدس
ملودی : حمیدرضا مقصودی
تنظیم : مهدی شکارچی
تولید : اربعین 1440
کاور آرت: امیررضا مسگرمقدم
با سپاس از احسان جاودان - امین پرواس
به سفارش شرکت پاریلای قشم
تهیه کننده :مهدی حاج محمود عطار
@mmsa313
تقدیم به مادر یوسف زهرا حضرت نرجس خاتون علیهم السلام
با صدای «میم.مُحِب»
سراینده : سعید مقدس
ملودی : حمیدرضا مقصودی
تنظیم : مهدی شکارچی
تولید : اربعین 1440
کاور آرت: امیررضا مسگرمقدم
با سپاس از احسان جاودان - امین پرواس
به سفارش شرکت پاریلای قشم
تهیه کننده :مهدی حاج محمود عطار
@mmsa313
Forwarded from آثار کوچکترین ذریّه (MM SA)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عالم، همه دیوانه…
بانوای:
میم.مُحِبّ
تنظیم:
مهدیشکارچی
تدوین:
علیفلاحتی
ضبط در استودیوی نوریاس
باتشکّر از علیرضاپورمشیر
این اثر پیشکشیست به حضرت علیاصغر (علیهالسّلام)
@mmsa313
بانوای:
میم.مُحِبّ
تنظیم:
مهدیشکارچی
تدوین:
علیفلاحتی
ضبط در استودیوی نوریاس
باتشکّر از علیرضاپورمشیر
این اثر پیشکشیست به حضرت علیاصغر (علیهالسّلام)
@mmsa313
بسماللهالرّحمنالرّحیم
«یک»
کاش همهی سقفها مثل ترمینالِ سلام بلند بود و نورگیر خوب داشت.
«دو»
معمولا کنار کلمننارنجیها بودم؛
طوری که بتوانم طلایی گنبدش را ببینم.
آنوقت سعی میکردم زودتر لیوانِ آب را به دستِ زائرانش برسانم.
حالا امّا،
دمِ دستگاه ATM هستم.
مشغولِ سریعتر وارد کردن کدملّی زوّار و شناسهی فروش…
احتمالا برای دریافت نفری ۵۰۰ دلار.
همهی تلاشم بر این است که چند دقیقه زودتر از این صفِ طویل خلاص شوند.
خوشحال میشوم،
وقتی لبخند میزنند و دعایم میکنند.
#اربعین
@mmsa313
«یک»
کاش همهی سقفها مثل ترمینالِ سلام بلند بود و نورگیر خوب داشت.
«دو»
معمولا کنار کلمننارنجیها بودم؛
طوری که بتوانم طلایی گنبدش را ببینم.
آنوقت سعی میکردم زودتر لیوانِ آب را به دستِ زائرانش برسانم.
حالا امّا،
دمِ دستگاه ATM هستم.
مشغولِ سریعتر وارد کردن کدملّی زوّار و شناسهی فروش…
احتمالا برای دریافت نفری ۵۰۰ دلار.
همهی تلاشم بر این است که چند دقیقه زودتر از این صفِ طویل خلاص شوند.
خوشحال میشوم،
وقتی لبخند میزنند و دعایم میکنند.
#اربعین
@mmsa313
«سه»
سرش پایین است. زیرِ لب میگوید: ((دخیلک یاعبّاس))
فکر کنم اگر برسد حرمِ عمو عبّاس(علیهالسّلام)،
حداقل دوساعتی چشمهایش حرف دارند.
در فرودگاهِ ایران که اوضاعش این است، برسد حرم چه میکند؟
احتمالا گره افتاده به کارش.
شاید هم به بُنْبَستِ ناامیدی نزدیک شده.
حال میخواهد به ماهْمُنیر هاشمیان پناهنده شود.
#اربعین
@mmsa313
سرش پایین است. زیرِ لب میگوید: ((دخیلک یاعبّاس))
فکر کنم اگر برسد حرمِ عمو عبّاس(علیهالسّلام)،
حداقل دوساعتی چشمهایش حرف دارند.
در فرودگاهِ ایران که اوضاعش این است، برسد حرم چه میکند؟
احتمالا گره افتاده به کارش.
شاید هم به بُنْبَستِ ناامیدی نزدیک شده.
حال میخواهد به ماهْمُنیر هاشمیان پناهنده شود.
#اربعین
@mmsa313
«چهار»
داریم ارتفاع کم میکنیم.
چه کسی باورش میشد امسال هم توفیق، رفیقمان بشود و مشرّف شویم؟
کوچَکْکوچَکْ، کنارِ هم اند؛
همهی خانههای نجف انگار همینطور به نظر میآیند.
با خودم میگویم:
((کاش خانهای در نجف داشتم.))
با شما میگویم:
((کاش، نجف خاک کنید رفیقتان را!))
همین طوری که پایین میآئیم،
از نخلستان هم گذر میکنیم.
خوش به حالِ درختِ خرمایی که چندین و چند سال پیش،
به دستهای امیرالمومنین حیدر کرّار علیهالسّلام کاشته شده است.
الحمدلله رسیدیم نجف،
دیدی باز هم غمم از دل بِرَفت!؟
دمِ درهای هواپیما ترافیکِ سنگین زائرین گزارش شده است.
یعنی اسمش فاطمهاست یا زینب؟
یا شایدم رقیه؟ زائرکوچولویی که روی دوشِ راستِ پدرش خوابش برده است.
یعنی زائراوّلی است؟
دستِ محبّت رقیّهخاتون سلاماللهعلیها، سهسالهی بیمثالِ ابیعبدالله علیه السّلام، تا همیشه بر سرش باشد اِنشاالله.
#اربعین
@mmsa313
داریم ارتفاع کم میکنیم.
چه کسی باورش میشد امسال هم توفیق، رفیقمان بشود و مشرّف شویم؟
کوچَکْکوچَکْ، کنارِ هم اند؛
همهی خانههای نجف انگار همینطور به نظر میآیند.
با خودم میگویم:
((کاش خانهای در نجف داشتم.))
با شما میگویم:
((کاش، نجف خاک کنید رفیقتان را!))
همین طوری که پایین میآئیم،
از نخلستان هم گذر میکنیم.
خوش به حالِ درختِ خرمایی که چندین و چند سال پیش،
به دستهای امیرالمومنین حیدر کرّار علیهالسّلام کاشته شده است.
الحمدلله رسیدیم نجف،
دیدی باز هم غمم از دل بِرَفت!؟
دمِ درهای هواپیما ترافیکِ سنگین زائرین گزارش شده است.
یعنی اسمش فاطمهاست یا زینب؟
یا شایدم رقیه؟ زائرکوچولویی که روی دوشِ راستِ پدرش خوابش برده است.
یعنی زائراوّلی است؟
دستِ محبّت رقیّهخاتون سلاماللهعلیها، سهسالهی بیمثالِ ابیعبدالله علیه السّلام، تا همیشه بر سرش باشد اِنشاالله.
#اربعین
@mmsa313