رادیو میم.کاف 📻
هایکویی که ازش صحبت میکنم اینه: "ساقهایم گرچه نزار است به جایی میروم که گلها میشکفد، کوه یوشینو."
و معمولا باید هایکوها رو بدون هیچ انتظار پیچیده و زیادی خوند و هر برداشتی که میخواید رو ازش بکنید. اما مترجم انگلیسی برای این هایکو شرحی نوشته که من کاملا عاشقش شدم:
"تماشای شکوفه زیبا و بیشمار گیلاسهای وحشی قلهی یوشینو - در حاکمنشین نارا - بدان میارزد که پیرمردی با پاهای لاغرش که نیروی آنها بسی کمتر از روزگار جوانیشان است شش هزار پا از کوه بالا برود. پس زندگی خوب، صعودی است دراز که خصوصاً در سالهای آخر عمر بسیار سخت است اما پاداش انجام آن جز رضایت خاطر نیست."
"تماشای شکوفه زیبا و بیشمار گیلاسهای وحشی قلهی یوشینو - در حاکمنشین نارا - بدان میارزد که پیرمردی با پاهای لاغرش که نیروی آنها بسی کمتر از روزگار جوانیشان است شش هزار پا از کوه بالا برود. پس زندگی خوب، صعودی است دراز که خصوصاً در سالهای آخر عمر بسیار سخت است اما پاداش انجام آن جز رضایت خاطر نیست."
❤2
رادیو میم.کاف 📻
و معمولا باید هایکوها رو بدون هیچ انتظار پیچیده و زیادی خوند و هر برداشتی که میخواید رو ازش بکنید. اما مترجم انگلیسی برای این هایکو شرحی نوشته که من کاملا عاشقش شدم: "تماشای شکوفه زیبا و بیشمار گیلاسهای وحشی قلهی یوشینو - در حاکمنشین نارا - بدان میارزد…
فقط فکر میکنم که خیلی قشنگ و لطیفه⛰ همین. دیگه حرفی ندارم 🚶♀
👍2
نه سرسختانه به بهشت اعتقاد دارم و نه جهنم و نه خالق هر دو. اما سرسختانه شک دارم که چه به وجود هر سه اعتقاد داشته باشی چه وجود هر سه را نهی کنی، سرنوشتی به جز آسایشخاطر در انتظارت نیست. چرا که در نهایت، تمام زندگیات را با چیزی گذراندهای که هر دین و مذهب و خدایی از تو میخواهد: اعتقاد راسخ و سرسختانه.
باور دارم که عذاب دنیای دیگر، اگر هم واقعی باشد، تنها نصیب کسانی مثل من میشود که هیچگاه نتوانستند تصمیم بگیرند. هیچ گاه اعتقادی به دست نیاوردند و اگر هم آوردند به سرعت افتادن برگی از درخت از دستش دادند. تمام زندگیشان را در شک گذراندند؛ درست روی لبهای میان اعتقاد به وجود و عدم وجود. هم راحتی خیال عدم وجود داور الهی را میخواستند و هم در زمان وحشت و سختی امنیت پناه بردن به قادری مطلق. قلب انسان معتقد، چه معتقد به خدا باشد و چه به غیر خدا، راسخ و محکم است، مثل سنگهایی که از خرابههای باستانی به جا مانده است. میسوزد، مورد حمله قرار میگیرد، اما فرو نمیریزد.
قلب انسان شکاک اما لرزان است و سست. مثل ژله به هر فرمی که عوامل خارجی بخواهند درمیآید و به راحتی هم شکاف میخورد و بریده میشود.
باور دارم که عذاب دنیای دیگر، اگر هم واقعی باشد، تنها نصیب کسانی مثل من میشود که هیچگاه نتوانستند تصمیم بگیرند. هیچ گاه اعتقادی به دست نیاوردند و اگر هم آوردند به سرعت افتادن برگی از درخت از دستش دادند. تمام زندگیشان را در شک گذراندند؛ درست روی لبهای میان اعتقاد به وجود و عدم وجود. هم راحتی خیال عدم وجود داور الهی را میخواستند و هم در زمان وحشت و سختی امنیت پناه بردن به قادری مطلق. قلب انسان معتقد، چه معتقد به خدا باشد و چه به غیر خدا، راسخ و محکم است، مثل سنگهایی که از خرابههای باستانی به جا مانده است. میسوزد، مورد حمله قرار میگیرد، اما فرو نمیریزد.
قلب انسان شکاک اما لرزان است و سست. مثل ژله به هر فرمی که عوامل خارجی بخواهند درمیآید و به راحتی هم شکاف میخورد و بریده میشود.
👏3👍1
رادیو میم.کاف 📻
نه سرسختانه به بهشت اعتقاد دارم و نه جهنم و نه خالق هر دو. اما سرسختانه شک دارم که چه به وجود هر سه اعتقاد داشته باشی چه وجود هر سه را نهی کنی، سرنوشتی به جز آسایشخاطر در انتظارت نیست. چرا که در نهایت، تمام زندگیات را با چیزی گذراندهای که هر دین و مذهب…
متاسفانه این روزا هر چیزی که به ذهنم میرسه بنویسم مضحک و خندهداره و الان به طور کلی زمانه زمانهی غمانگیزیه. پس حس میکنم نمیتونم چیزی بنویسم چون به دنیای اطرافم و وقایعی که در جریانه بیاحترامی میکنم😐🤷♀ ولی در عین حال باید یه چیزی بنویسم پس...اینا اینو خیلی وقت پیش نوشتمش ولی هیچ استفادهای براش نداشتم. بگیرید:
❤4
راجع به اون تئوری میدونید که میگه در حالی که تام و جری به نظر ما دشمن خونی بودن و همش منتظر بودیم یا جری تام رو دق مرگ کنه یا تام جری رو بخوره، در واقعیت تام و جری با هم رفیق بودن و فقط داشتن برای صاحبخونه نقش بازی میکردن؟
....
خب اگه اون رو میدونید این رو هم میدونید که من در اصل چی میخوام بگم 🤷♀😐😂
....
خب اگه اون رو میدونید این رو هم میدونید که من در اصل چی میخوام بگم 🤷♀😐😂
بازیگری که دو تا کاراکتر موردعلاقهام رو زنده کرد هم از دنیا رفت و من حتی متوجه هم نشدم.
خیلی خوب زندگی کردی بانو مگی اسمیت دوستداشتنی و زیبا💔
@mkbroadcasting 📻
خیلی خوب زندگی کردی بانو مگی اسمیت دوستداشتنی و زیبا💔
@mkbroadcasting 📻
💔2
هر چند سال یه بار یه شبح به من نزدیک میشه و تسخیرم میکنه و مدام زیر گوشم زمزمه میکنه:
"الان وقت خوبیه که موهاتو چتری بزنی. چتری بزن. اصلا مثل ببعی نمیشی. زود باش چتری بزن."
و منم هر بار مثل احمقا بهش گوش میدم😐
@mkbroadcasting 📻
"الان وقت خوبیه که موهاتو چتری بزنی. چتری بزن. اصلا مثل ببعی نمیشی. زود باش چتری بزن."
و منم هر بار مثل احمقا بهش گوش میدم😐
@mkbroadcasting 📻
😁4
رادیو میم.کاف 📻
Photo
دولینگو شاید هوچیگر باشه (برابر درست برای Drama Queen پیدا نکردم. باهاش کنار بیاید.) و شاید در عرض ۱۵ دقیقه از تمام تدابیر و فنون جنگی از مظلومنمایی و خودزنی و سرزنش گرفته تا تحقیر و تهدید و تهییج و ایجاد رعب و وحشت برای باز کردن اپلیکیشن توسط شما استفاده کنه. ولی در واقع اینا همهاش از ترس میاد. همهاش ریشه در احساس ناکافی بودن داره. این بچه همهاش میترسه شما با یه اپلیکیشن یادگیری زبان دیگه بهش خیانت کنید. این یعنی شما توی رابطهاتون به دولینگو احساس اعتماد کافی ندادید. چون نسخهی ویژه و بدون تبلیغ و ویژگیهای ممتازش رو خریداری نکردید و همهاش از نسخهی رایگان استفاده کردید همیشه احساس خطر میکنه. از نظر دولینگو شما مثل این رانندههای ماشین دههی پنجاه و شصت هستید که کل مسیر کمربند ایمنی رو دستشون میگرفتن ولی راضی نمیشدن ببندنش. مثل دوستپسری که هجده ساله با دوستدخترش توی رابطه است ولی باهاش ازدواج نمیکنه. اینا همش به این برمیگرده که دولینگو حس میکنه شما بهش تعهد کافی ندارید و هر لحظه میتونید حذفش کنید و زندگی و خانوادهای که اون همیشه با شما میخواسته رو با یه اپلیکیشن یادگیری زبان دیگه تشکیل بدید. برای همین هر لحظهای که شما از محیط دولینگو دور باشید مساویه با خون به جگر کردنش.
@mkbroadcasting 📻
@mkbroadcasting 📻
🤣4
فیلم One Hour Photo اثر مارک رومَنِک به خوبی نشوندهندهی این نکته است که کمبود توجه و مهر و محبت، حس نکردن گرمای عشق خالصانه، و تنهایی غیرانتخابی که حاکی از آسیبهای روانی و ناخودآگاهه چقدر آسون میتونه افراد رو از لبهی بیماری به پرتگاه جنایت سوق بده و اونها رو از فرد آسیبدیدهی قربانی به آسیبزنندهی مهاجم تبدیل کنه.
@mkbroadcasting 📻
@mkbroadcasting 📻
❤🔥3
رادیو میم.کاف 📻
فیلم One Hour Photo اثر مارک رومَنِک به خوبی نشوندهندهی این نکته است که کمبود توجه و مهر و محبت، حس نکردن گرمای عشق خالصانه، و تنهایی غیرانتخابی که حاکی از آسیبهای روانی و ناخودآگاهه چقدر آسون میتونه افراد رو از لبهی بیماری به پرتگاه جنایت سوق بده و اونها…
حدس میزنم هر چقدر هم که دنیا باهامون مهربون باشه و بهمون منابع و افرادی رو داده باشه تا توی زندگی روزمره چنین کمبودهایی رو حس نکنیم، باز هم توی مسیر زندگی ممکنه روزنههایی باشن که چنین کمبودهایی رو به رومون بیارن؟ برای مثال، روابط دوستانه، خانوادگی، عاشقانه یا هر نوع روابط دیگهای که صرفنظر از عمقش یا مدتش، شکست خوردنش یا صدمه دیدنش میتونه تا مدتی ما رو غمگین کنه.
@mkbroadcasting 📻
@mkbroadcasting 📻
👍2
رادیو میم.کاف 📻
حدس میزنم هر چقدر هم که دنیا باهامون مهربون باشه و بهمون منابع و افرادی رو داده باشه تا توی زندگی روزمره چنین کمبودهایی رو حس نکنیم، باز هم توی مسیر زندگی ممکنه روزنههایی باشن که چنین کمبودهایی رو به رومون بیارن؟ برای مثال، روابط دوستانه، خانوادگی، عاشقانه…
حالا تصور کنید بر خلاف آدمهای عادیِ تا حدی خوششانس (چون هر آدم با یه زندگی عادی توی این دنیا بالاخره یه کم خوششانسه. دقیقا به خاطر این که یه زندگی عادی داره.)، که دیوار دلشون محکم و برپاست و فقط شکستهای عاطفی این جا و اون جا روزنههایی روی دیوارشون جا گذاشته باشه، آدمهایی باشن که این شکستهای عاطفی و روانیشون اونقدر عمیق و زیاد باشه که عملا باعث فروریزی دیوار شده باشه.
@mkbroadcasting 📻
@mkbroadcasting 📻
😢2
رادیو میم.کاف 📻
حالا تصور کنید بر خلاف آدمهای عادیِ تا حدی خوششانس (چون هر آدم با یه زندگی عادی توی این دنیا بالاخره یه کم خوششانسه. دقیقا به خاطر این که یه زندگی عادی داره.)، که دیوار دلشون محکم و برپاست و فقط شکستهای عاطفی این جا و اون جا روزنههایی روی دیوارشون جا…
یعنی میخوام بگم که من متخصص تنهایی و بیکسی نیستم و فکرم میتونه اشتباه باشه. ولی با استنباط به همین روزنههایی که روی دیوار عاطفی همهامون هست، میتونم حدس بزنم که توی تنهایی و طرد شدنی که بر خلاف میل آدمه نوعی حس حقارت وجود داره؟ حس خیلی آزاردهندهای راجع به این که کسی انتخابمون نکرده و کسی (بهتره بگیم کسی که میخواستیم) بهمون اهمیت نداده. و بعد حس حسادت نسبت به افرادی که خوششانستر بودن و آدمهایی رو داشتن که توسطشون انتخاب بشن و ازشون عشق دریافت کنند. و بعد در مرحلهای، حس خشم نسبت به افرادی که این عشق و گرما رو دارن و با قدرناشناسی پا روش میذارن. که این خشم و حسادت خیلی راحت میتونه ریشهی رفتارهای تهاجمی و آسیبزننده باشه.
@mkbroadcasting 📻
@mkbroadcasting 📻
👍2
رادیو میم.کاف 📻
یعنی میخوام بگم که من متخصص تنهایی و بیکسی نیستم و فکرم میتونه اشتباه باشه. ولی با استنباط به همین روزنههایی که روی دیوار عاطفی همهامون هست، میتونم حدس بزنم که توی تنهایی و طرد شدنی که بر خلاف میل آدمه نوعی حس حقارت وجود داره؟ حس خیلی آزاردهندهای راجع…
قاتلها، مجرمها، متجاوزها، دیکتاتورها و آزارگرهای زیادی وجود ندارند که کانون خانوادگی و/یا روابط غیرخانوادگی گرم و امنی داشته باشند و از افراد زیادی عشق و محبت با خلوص نیت دریافت کرده باشند.
یه مثال خیلی اغراقآمیز براتون میزنم که منظورم بهتر منتقل بشه: صادقانه فکر میکنم اگر هیتلر توی زندگیش احساس خلا و کمبود توجه و عشق نمیکرد، نمیتونست توی جنگ جهانی دوم و قتل و غارتهاش نقشی به اون حد حیاتی و مرکزی داشته باشه.
@mkbroadcasting 📻
یه مثال خیلی اغراقآمیز براتون میزنم که منظورم بهتر منتقل بشه: صادقانه فکر میکنم اگر هیتلر توی زندگیش احساس خلا و کمبود توجه و عشق نمیکرد، نمیتونست توی جنگ جهانی دوم و قتل و غارتهاش نقشی به اون حد حیاتی و مرکزی داشته باشه.
@mkbroadcasting 📻
👏2
رادیو میم.کاف 📻
قاتلها، مجرمها، متجاوزها، دیکتاتورها و آزارگرهای زیادی وجود ندارند که کانون خانوادگی و/یا روابط غیرخانوادگی گرم و امنی داشته باشند و از افراد زیادی عشق و محبت با خلوص نیت دریافت کرده باشند. یه مثال خیلی اغراقآمیز براتون میزنم که منظورم بهتر منتقل بشه:…
برگردیم به One Hour Photo، جایی هست که نقش اصلی میگه "عکسها در واقع میخوان این رو بگن: من این جا بودم، من وجود داشتم، و یکی دیگه هم بوده که به قدری من و دنیا براش اهمیت داشتیم که عکس من رو بگیره."
که باعث میشه فکر کنید اگر در هر مرحلهای از زندگی این آدم، آدم دیگهای پیدا میشد که دوستش داشته باشه، بهش عشق و محبت بورزه و از لحظات و خاطرات خوشش عکس بگیره و ثبتش کنه، این فرد هیچوقت به چیزی که هست تبدیل نمیشد و به هیچوجه کارهایی که انجام میداد رو نمیکرد.
سرچشمهی تمام رفتارهای آسیبزنندهی این فرد، به سادگی این بود که آرزو داشت چیزی رو داشته باشه که خیلیها توی این دنیا به صورت پیشفرض دارند: نزدیکان و خویشاوندانی که دوستش داشته باشند و اون بتونه لحظات خوش و پر از مهری رو باهاشون شریک بشه.
@mkbroadcasting 📻
که باعث میشه فکر کنید اگر در هر مرحلهای از زندگی این آدم، آدم دیگهای پیدا میشد که دوستش داشته باشه، بهش عشق و محبت بورزه و از لحظات و خاطرات خوشش عکس بگیره و ثبتش کنه، این فرد هیچوقت به چیزی که هست تبدیل نمیشد و به هیچوجه کارهایی که انجام میداد رو نمیکرد.
سرچشمهی تمام رفتارهای آسیبزنندهی این فرد، به سادگی این بود که آرزو داشت چیزی رو داشته باشه که خیلیها توی این دنیا به صورت پیشفرض دارند: نزدیکان و خویشاوندانی که دوستش داشته باشند و اون بتونه لحظات خوش و پر از مهری رو باهاشون شریک بشه.
@mkbroadcasting 📻
👏2
رادیو میم.کاف 📻
برگردیم به One Hour Photo، جایی هست که نقش اصلی میگه "عکسها در واقع میخوان این رو بگن: من این جا بودم، من وجود داشتم، و یکی دیگه هم بوده که به قدری من و دنیا براش اهمیت داشتیم که عکس من رو بگیره." که باعث میشه فکر کنید اگر در هر مرحلهای از زندگی این آدم،…
حالا چرا و چطور این آدم که تمام زندگیش فرد بیسروصدا و مطیعی بوده تونسته دست به کارهای تهاجمی و آزار و پرخاشگری بزنه؟
حدس میزنم در کنار تمام اون حقارت و حسادت و خشم که از تنهایی ریشه میگیرند، تنهایی و طرد شدگی با خودش نوعی آسودگی خاطر رو هم به همراه داره که میتونه خطرناکترین نوع آسودگی باشه.
وقتی از طرف همه ترک شده باشید، وقتی بدونید که مطلقا هیچکس به حد کافی به این که با خودتون و زندگیتون چی کار کنید اهمیت نمیده، میتونید تا حدی احساس راحتی کنید که بدونید هر کاری هم که ازتون سر بزنه، براتون ضرر و زیان به همراه نداره.
فکر میکنم برای همینه که میگن از آدمی که چیزهای زیادی برای از دست دادن داره نباید ترسید. اونی که چیزی برای از دست دادن نداره است که ترسناکه.
شخصیت اصلی One Hour Photo، در بدترین حالت با کارهاش فقط به خودش آسیب میزد و لازم نبود نگران آسیب دیدن فرد دیگهای باشه. و وقتی از طرف کل دنیا طرد شده باشید و حقارت تکوتنها موندن رو حس کرده باشید این "خود" دیگه براتون ارزش زیادی نداره.
@mkbroadcasting 📻
حدس میزنم در کنار تمام اون حقارت و حسادت و خشم که از تنهایی ریشه میگیرند، تنهایی و طرد شدگی با خودش نوعی آسودگی خاطر رو هم به همراه داره که میتونه خطرناکترین نوع آسودگی باشه.
وقتی از طرف همه ترک شده باشید، وقتی بدونید که مطلقا هیچکس به حد کافی به این که با خودتون و زندگیتون چی کار کنید اهمیت نمیده، میتونید تا حدی احساس راحتی کنید که بدونید هر کاری هم که ازتون سر بزنه، براتون ضرر و زیان به همراه نداره.
فکر میکنم برای همینه که میگن از آدمی که چیزهای زیادی برای از دست دادن داره نباید ترسید. اونی که چیزی برای از دست دادن نداره است که ترسناکه.
شخصیت اصلی One Hour Photo، در بدترین حالت با کارهاش فقط به خودش آسیب میزد و لازم نبود نگران آسیب دیدن فرد دیگهای باشه. و وقتی از طرف کل دنیا طرد شده باشید و حقارت تکوتنها موندن رو حس کرده باشید این "خود" دیگه براتون ارزش زیادی نداره.
@mkbroadcasting 📻
👍2
رادیو میم.کاف 📻
حالا چرا و چطور این آدم که تمام زندگیش فرد بیسروصدا و مطیعی بوده تونسته دست به کارهای تهاجمی و آزار و پرخاشگری بزنه؟ حدس میزنم در کنار تمام اون حقارت و حسادت و خشم که از تنهایی ریشه میگیرند، تنهایی و طرد شدگی با خودش نوعی آسودگی خاطر رو هم به همراه داره…
در نتیجهی تمام این حرفها، میشه از دیدگاه مارک رومَنِک این برداشت رو کرد که درصد قابل توجهی از افراد آسیبزننده و آزارگر، همون افرادی هستند که آرزوی عشق، توجه، و حمایت رو داشتند ولی به تنهایی، بیکسی، و شکستهای عاطفی و روانی محکوم شدند. افرادی که نه تنها زمانی آسیب دیدند و نتونستند به تنهایی باهاش مقابله کنند، بلکه حتی گذر زمان و زندگی هم کمکشون نکرد بالاخره فردی رو پیدا کنند که به اونها و آسیبهاشون اهمیت بده و مرهم زخمهاشون بشه.
@mkbroadcasting 📻
@mkbroadcasting 📻
👍2
رادیو میم.کاف 📻
در نتیجهی تمام این حرفها، میشه از دیدگاه مارک رومَنِک این برداشت رو کرد که درصد قابل توجهی از افراد آسیبزننده و آزارگر، همون افرادی هستند که آرزوی عشق، توجه، و حمایت رو داشتند ولی به تنهایی، بیکسی، و شکستهای عاطفی و روانی محکوم شدند. افرادی که نه تنها…
ختم کلام، گویا تمام فسادهای اخلاقی و اتفاقات بد این دنیا، بالاخره از یک راه یا راه دیگه، به این برمیگرده که سطح عشق، محبت، و مهر در این دنیا، خیلی پایینتر از حد لازمه.
@mkbroadcasting 📻
@mkbroadcasting 📻
👏1
گُر: زمانی که شیطان...
آرام: چی میخواست؟
گُر: روحم رو.
آرام: باید میدادی. وقتی عقلت رو برده، روح به چه دردت میخوره؟
🎭 پشت چراغ قرمز، ساموئل گوسیان
@mkbroadcasting 📻
آرام: چی میخواست؟
گُر: روحم رو.
آرام: باید میدادی. وقتی عقلت رو برده، روح به چه دردت میخوره؟
🎭 پشت چراغ قرمز، ساموئل گوسیان
@mkbroadcasting 📻
🔥2👍1