رادیو میم.کاف 📻
65 subscribers
747 photos
17 videos
9 links
در حال پخش...
Download Telegram
نمونه‌ای از حرف‌های عجیب‌غریب و نامتعادل و خل‌وضعانه‌ای که من تا به حال توی این چنل نوشتم و شما راحت ازشون رد شدید:

"اگرم من‌ یه روز عاشق شدم بدونید همش تحت تاثیر آهنگای Hozier بوده."

"دوست دارم یه نسخه‌ی جدید از توایلایت بسازن که توش کریستین استوارت هم بلا باشه هم ادوارد."

"خریدن بلیت قطار توی این عصر خیلی کار جادویی و فانتزی‌ایه."

"فقط خوشحالم که دیگه به سنی رسیدم که مجبور نیستم تکالیف نوروزی انجام بدم."

"نارگیل چرا پستاندار حساب نمیشه؟ هم مو داره هم شیر میده."

"آره این روزا حالم بهتره اما بازم اگه یه مه غلیظ در امتداد خط افق ببینم توش محو می‌شم و دیگه هیچ وقت برنمی‌گردم."

"نمی‌فهمم چطوری دنبال اینید که چشم سوم داشته باشید من با همین دوتا که دارم از چیزایی که می‌بینم راضی نیستم."

"به طور خلاصه، برای هر کاری که می‌کنید صددرصدتون رو بذارید مگر اهدای خون."

"۴۵ دقیقه داشتم به خودم می‌خندیدم چون یه ارتش از بطری‌های آب‌معدنی رو تصور کردم که دارن به یه آدم حمله می‌کنن."

"یه روز دیگه هم گذشت که صبح خواستم دنیا رو فتح کنم ولی چون خوابم می‌اومد دوباره گرفتم خوابیدم."

"عجیب دلم میخواد مسئول کتابخونه باشم چون به خاطر این که به ملت بگم خفه شن حقوق میگیرم!"

"رسما یادگیری زبان لاتین رو شروع کردم. فعلا تنها انگیزه‌ام اینه که اگه روح یه امپراتور جذاب از روم باستان اومد سراغم و ازم خواست به سرگردانی سه‌هزار‌ ساله‌اش پایان بدم بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم."

"یه فصل دیگه هم این‌جوری گذشت که به زردآلو قول دادم عاشق حقیقیش باشم و تمام وفاداری و محبت و احساسات خالصانه‌ام رو به پاش بریزم و بعد که آلو قطره‌‌طلا از راه رسید در کسری از ثانیه زدم زیر تمام قول‌هام و باهاش به زردآلو خیانت کردم."

"خدا می‌تونست به راحتی برای طراحی شخصیت من از هرکدوم دیگه از کاراکترهای سریال فرندز الهام بگیره ولی به جاش تصمیم گرفت من رو مثل چندلر کنه که این یعنی خصومت شخصی‌. "

"بازداشت خانگی یعنی به طرف میگن برو تو خونت بمون به کار زشتی که کردی فکر کن؟"

"من و ایکاروس عملا یه نفریم با این تفاوت که خورشید برای من مهلت تحویل کارامه و بال پروازم از مهارت مدیریت زمان افتضاح و عادت زشت دقیقه نودی بودنم درست شده."

"درسته که شبیه آدمای جذاب و خوشگل نیستم ولی چیزی که مهم‌تره اینه که خداروشکر شبیه عکس کارت ملیمم نیستم."

"واقعا فکر نمی‌کنم دست و پا چلفتی باشم، فقط فکر کنم در و دیوار و زمین ازم متنفرن."

"شترمرغ برادر دینی بقیه پرنده‌هاست."

"خدا منو ببخشه ولی هر موقع دستم به این میله‌های وسط مترو می‌رسه حس می‌کنم‌ باید رقص میله برم."

"کاش می‌شد انار رو هم مثل سیب گاز زد."

"عدد منفی یعنی عددی که حالش بده؟ منفی بافه؟ افسرده است؟ داره خودکشی میکنه؟ چیه مشکل عدد منفی دقیقا چرا منفیه آخه؟"

"نقطه‌ی قوت من اینه که تحت فشار خوب کار می‌کنم. نقطه‌ی ضعفم هم اینه که اگه تحت فشار نباشم کلا کار نمی‌کنم."

"سرماخوردگی هر چقدرم که گند باشه ولی باعث میشه تلفظ فرانسوی آدم خیلی خوب بشه. دارم خفه می‌شم ولی عوضش قشنگ انگار تو ناف پاریس به دنیا اومدم."

"فقط می‌خوام بدونی که یه نفر بهت اهمیت میده. اون یه نفر من نیستم ولی بالاخره یکی بهت اهمیت میده."

"بهترین نکته راجع به ورزش کردن و سالم غذا خوردن اینه که می‌دونی آخرش بالاخره می‌‌میری و دیگه مجبور نیستی به این فلاکت ادامه بدی."

"وقتی من مردم بیخودی روی سنگ مزارم ننویسید شادروان. روان من از پنج شیش سالگی به بعد دیگه هیچ وقت واقعا شاد نبوده."

"انگیزه‌ی من اینه که همیشه جوری زندگی کنم که اگر پروفسور مک‌گوناگل منو ببینه ازم راضی باشه."

"من آماده نیستم توی دنیایی که به همین راحتی طلق و شیرازه رو محو کرده زندگی کنم."

"در صورتی که یه فاجعه‌ی آخرالزمانی پیش بیاد بهشت زهرای تهران بهترین جا برای مخفی شدنه."

"آنتون چخوف به چشم برادری خوب چیزی بود."

@mkbroadcasting 📻
🤣3👍2
همیشه قبل از شروع کردن یه کتاب به حال روحیتون خیلی توجه کنید.
مثلا من در حالی که این چند وقت حس خوبی نداشتم مشغول خوندن نامه‌های ونگوک شدم. الان علاوه بر بدبختی‌های خودم دارم غصه‌ی بدبختی‌های ونگوکم می‌خورم.

@mkbroadcasting 📻
👍4
هنوزم فکر می‌کنم دختر و پسرش فرق نداره، همه لیاقتشون اینه که یه شوهر مثل دوان جیاشو داشته باشن😂🤦‍♀
😁2
دیر زمانیه که دیگه هر وقت می‌خوام از قبل برای چیزی نگران شم، دلشوره بگیرم، یا از استرس پر شم، به این بیت از گلستان سعدی فکر می‌کنم:

"شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون روز بشد بمرد و بیمار بزیست."


@mkbroadcasting 📻
👏2
اوضاع طوریه که حتی اگر به تکنولوژی نوینی دست پیدا کنن که بتونن کولر رو بین ارگان‌های داخلی خود من تعبیه کنن هم باز گرمه 🗿
😁2
*در حال تماشای سریال ژاپنی"

من: ....یه چیزی درست به نظر نمیاد‌.

*رخ دادن یه سوتفاهم مسخره که با دو کلمه حرف زدن حل میشه اما کاراکترها ترجیح می‌دن بمیرن تا در موردش حرف بزنن.*

من: آها الان درست شد.

@mkbroadcasting 📻
😁2❤1
"چرا این قدر سخت به بقیه اعتماد می‌کنی؟"

چون که جونم براتون بگه، عرضم به حضورتون:

@mkbroadcasting 📻
👍1
بابت این نظر خیلی نامحبوب ببخشید اما میشه راجع به این حرف بزنیم که سازنده‌های سریال فرندز یکی از متظاهر‌ترین، رومخ‌ترین، عوضی‌ترین، خودمحورترین، کوته‌بین‌ترین، خودپرست‌ترین، بی‌فکر‌ترین، خودخواه‌ترین، حق‌ به جانب‌ترین و خشک‌مغز‌ترین کاراکترهای تاریخ تلویزیون رو در قالب راس گلر تحویل جامعه دادند و بعد هم سعی کردند بفرمایند که "نه ایشون خیلی هم پسر خوب و نجیبیه." ؟؟؟؟

@mkbroadcasting 📻
👍4
کار ترجمه این شکلیه که شما به خودت میای می‌بینی ۳۰ دقیقه است داری دنبال معادل واژه‌ی "قرتی" توی زبان انگلیسی می‌گردی....

@mkbroadcasting 📻
🤣4
دلم می‌خواد سرسخت باشم. لجوج باشم. کله‌خر باشم. از بین نرم. مقاومت کنم. گریه‌ی کسی که می‌خواد حذفم کنه رو دربیارم.

مثل لکه‌ی آب مرغ روی ظرف پلاستیکی😑🤦‍♀

@mkbroadcasting 📻
😁2
متاسفانه به چندتا کلیپ از سریال The Idol برخوردم و با دیدن نقش اصلی مرد، مایلم از همین تریبون به طور رسمی از آقایان

۱. ادوارد کالن از مجموعه‌ی Twilight،
۲. کریستین گری از مجموعه‌ی Fifty Shades of Grey
3. و نقش اصلی مرد مجموعه‌ی 365 که همش با اسبه توی کارتون گیسوکمند اشتباهش می‌گیرم و فکر می‌کنم اسمش ماکسیموسه ولی نیست.

عذرخواهی کنم. ما لایق شما نبودیم. شما رسما مثل شاهزاده‌های دیزنی بی‌نقص بودید. خیلی خوب و جنتلمن بودید. اصلا هم سم نبودید.
👍1
این تابستون فقط یه مزیت داشت اونم این بود که من تونستم شخصیت اصلی رمان بیگانه‌ی آلبر کامو رو بیشتر درک کنم😐

جدی می‌فهممت مرد😐 هوا یه جوری گرمه حتی منم می‌تونم آدم بکشم😐

@mkbroadcasting 📻
👍4
من وقتی بقیه اشتباه می‌کنن: ای بابا فدای سرت. چیزی نشده که. اصلا اشتباه برای آدمه.

من وقتی خودم اشتباه می‌کنم: البته که همچین گندی زدی احمق نالایق پریشون‌احوال روانی!

@mkbroadcasting 📻
👍2
اگه واژه‌نامه رو باز کنید و برید سراغ واژه‌ی "فاجعه"، یه تصویر از من رو می‌بینید که دارم سعی می‌کنم روی ظرف غذا سلفون بکشم.

@mkbroadcasting 📻
🤣2
بین کتاب‌هایی که این دفعه از کتابخونه گرفتم یکی هست به اسم "صد هایکوی مشهور" که پر از هایکوهای متنوع و رنگارنگه. (که صادقانه فکر می‌کنم بابت این موضوع باید یه کم بهم حسودی کنید🤓)
👏1
رادیو میم.کاف 📻
بین کتاب‌هایی که این دفعه از کتابخونه گرفتم یکی هست به اسم "صد هایکوی مشهور" که پر از هایکوهای متنوع و رنگارنگه. (که صادقانه فکر می‌کنم بابت این موضوع باید یه کم بهم حسودی کنید🤓)
اگه نمی‌دونید هایکو چیه در واقع چیز زیادی لازم نیست بدونید. یه قالب شعر ژاپنیه که فقط سه خط و هفده هجا داره؛ یعنی که خیلی کوتاهه. مضمونش میتونه هر چیزی باشه اما تقریبا همیشه پر از نمادگرایی و تصویرسازیه و اشاره‌های زیادی به طبیعت داره.
👍2
رادیو میم.کاف 📻
اگه نمی‌دونید هایکو چیه در واقع چیز زیادی لازم نیست بدونید. یه قالب شعر ژاپنیه که فقط سه خط و هفده هجا داره؛ یعنی که خیلی کوتاهه. مضمونش میتونه هر چیزی باشه اما تقریبا همیشه پر از نمادگرایی و تصویرسازیه و اشاره‌های زیادی به طبیعت داره.
بین هایکوهای این کتاب یه دونه‌ی به خصوصش هست از ماتسو باشو که میشه گفت بزرگترین هایکوسرای ژاپنیه. اما خارج از دنیای شعر شاید فقط به عنوان یه پیرمرد فقیر و تنگدست دیده بشه.
👍1
رادیو میم.کاف 📻
هایکویی که ازش صحبت می‌کنم اینه: "ساق‌هایم گرچه نزار است به جایی می‌روم که گل‌ها می‌شکفد، کوه یوشینو."
و معمولا باید هایکوها رو بدون هیچ انتظار پیچیده‌ و زیادی خوند و هر برداشتی که می‌خواید رو ازش بکنید. اما مترجم انگلیسی برای این هایکو شرحی نوشته که من کاملا عاشقش شدم:

"تماشای شکوفه‌ زیبا و بی‌شمار گیلاس‌های وحشی قله‌ی یوشینو - در حاکم‌نشین نارا - بدان می‌ارزد که پیرمردی با پاهای لاغرش که نیروی آن‌ها بسی کم‌تر از روزگار جوانی‌شان است شش هزار پا از کوه بالا برود. پس زندگی خوب، صعودی است دراز که خصوصاً در سال‌های آخر عمر بسیار سخت است اما پاداش انجام آن جز رضایت خاطر نیست."
❤2