Forwarded from غزلِ آهنگین.
بچههای بیان (سرویس وبلاگ نویسی.), من تصمیم دارم یه لیست از دیلیهای همهتون توی تلگرام جمعآوری کنم چون بیان کلاً تا ۱۵ اسفند هستش و بعد سرورهاش بسته میشن، نمیخوام هم رو گُم کنیم.
بچههای بیان لطفاً اینو فروارد کنید و توی دایرکتِ اینجا بهم لینک دیلیتون رو بدید با اسمی که باهاش تو دنیای وبلاگ میشناسیمتون.
(این لیست اینجا باقی میمونه و آپدیت میشه، میتونید از اینجا چکش کنید.)
لیست دیلیها:
https://t.me/MusicalGhazal - غزل
https://t.me/loveememore - نادشیکو/هاله
https://t.me/alittledeath_aroundtheeyes - آروشا/سانبین
https://t.me/buttercupp98 - آیامه
https://t.me/DarsMikhoonimInja - ایمی
https://t.me/CheersToOurYouth - منگاتا ورژنِ تلگرام (منگاتا وبلاگی بود که توش رول نویسی انجام میدادیم یه دورانی.)
https://t.me/dalloun - آسمان
https://t.me/+Bw2efvYr5LplN2Q0 - فرهان
https://t.me/ellabailaba - یوری/آیلین
https://t.me/sweexot82 - سحر
https://t.me/mitsugonfly - میتسوری
https://t.me/intothemadnesss - سولویگ
https://t.me/staralder - نوبادی
بچههای بیان لطفاً اینو فروارد کنید و توی دایرکتِ اینجا بهم لینک دیلیتون رو بدید با اسمی که باهاش تو دنیای وبلاگ میشناسیمتون.
(این لیست اینجا باقی میمونه و آپدیت میشه، میتونید از اینجا چکش کنید.)
لیست دیلیها:
https://t.me/MusicalGhazal - غزل
https://t.me/loveememore - نادشیکو/هاله
https://t.me/alittledeath_aroundtheeyes - آروشا/سانبین
https://t.me/buttercupp98 - آیامه
https://t.me/DarsMikhoonimInja - ایمی
https://t.me/CheersToOurYouth - منگاتا ورژنِ تلگرام (منگاتا وبلاگی بود که توش رول نویسی انجام میدادیم یه دورانی.)
https://t.me/dalloun - آسمان
https://t.me/+Bw2efvYr5LplN2Q0 - فرهان
https://t.me/ellabailaba - یوری/آیلین
https://t.me/sweexot82 - سحر
https://t.me/mitsugonfly - میتسوری
https://t.me/intothemadnesss - سولویگ
https://t.me/staralder - نوبادی
Telegram
غزلِ آهنگین.
Just a playlist.
libellule ིུ͠༄🐛`♤
Photo
بکش، ببر، پاره کن.
فکر میکردی با رژ قرمز تیره ت نامیرایی. قدم های تیز روی سنگفرش خیابون ها. چقدر زیبایی. ریشه های غم به مچ پاهات میپیچن و تورو متوقف نمیکنن. بند انگشت هات از رد بوسه ی کسی میلرزه، این زردی بیمار زیر پوستت جای لبهای به هم دوخته شده از لبهای کسی ات؛ حرف میزنه
عشق.
به رقصِ شبانهات از سوزش نبود دستهای کسی روی تنت، مهر جنون زدن. این طنابها دور مچ هات تورو به هیچ تختی نمیبندن. باز کن بالهای ترست رو. سقوط کن به اوج شیاطینی که زیر پوست پر از زخمت شیون میکنن
فریاد.
به نظاره ی خاکستری بنشین که هرگز مولودی نداشت جز وهم. این اشکها دروغن. قهقهه ی مرگ رو به آسمون دردت بفرست که ناخن غم روی گونه ت سخت گیر افتاده. ترس نداره که، اینها فقط خونن. بذار روی زمین بریزه، بجای اینکه توی رگهات مثل سم به جونت بیوفته و عذاب بکشی از جریان ناعادلانه ش توی وجودت.
گریز.
اون سیاهی کوچیک وسط چشمت، رد خنجر گناهه. چی بدتر ازینکه همه ی اینهارو دیدی و جایی توی ذهنت جا خوش کردن؟ قسم به سرخی کاسه چشمهاش. دردِ تیرِ مهرت توی سینه ش هنوز گوشه ی استخونهاش سینه قبرستون نبض میزنه
آه.
بدنیا اومدی که همین رو بشنوی نه؟ شکلات های سفت و کهنه شده. طوری برای مرگت تمنا کردی که روحت هرگز آروم نگیره. بکش! چه افسوس عظیمی بین تو و لبهاش رو پر میکرد. عجیب ریشه دوونده این حرارت ها گوشه ی دهنت. گریه کن تا شاید رو سیاهی هات پاک بشن. چی داغ تر ازین عشق بسوزونه پیکرت رو؟
ابله.
