Forwarded from Nima
کلاغجون،
من دیشب دوباره یه چیزی واسه تو گرفتم. یه موقع بودی بگو بیام بدمش بهت.
من دیشب دوباره یه چیزی واسه تو گرفتم. یه موقع بودی بگو بیام بدمش بهت.
Forwarded from Nima
پشت گوش نونوا که دارم ازش سنگک کنجدی میگیرم تتو شده «Fucking Love».
مراقب باش. این همزمانیهای دنیا معمولاً معنای شومی پشتش داره. پیامآور آینده است
و آینده به ندرت خوشآینده!
و آینده به ندرت خوشآینده!
🕊1
Forwarded from Nima
بر مزارم مایست و مزار
بر مزارم مایست و مزار؛
من آنجا نیستم. من نخوابیدهام.
من هزار باد وزانم.
من درخشش الماسگون برفم.
من نور خورشیدم بر دانههای رسیدهٔ گندم.
من باران آرام پاییزم.
وقتی در سکوت صبح برمیخیزی
من آن شور شدید روحافزاام
از پرواز مدور پرندههای ساکت.
من آن ستارههای نرمم که شبها میدرخشند.
بر مزارم مایست و مزار؛
من آنجا نیستم.
من نمردهام.
بر مزارم مایست و مزار؛
من آنجا نیستم. من نخوابیدهام.
من هزار باد وزانم.
من درخشش الماسگون برفم.
من نور خورشیدم بر دانههای رسیدهٔ گندم.
من باران آرام پاییزم.
وقتی در سکوت صبح برمیخیزی
من آن شور شدید روحافزاام
از پرواز مدور پرندههای ساکت.
من آن ستارههای نرمم که شبها میدرخشند.
بر مزارم مایست و مزار؛
من آنجا نیستم.
من نمردهام.
👏3
من چاهی را تعليم کردهام که به آبی نمی رسد،
ولی چه تاريکیی زيبایی!
از آنسو،
تاريکیی زير خاک، چاهی زده است که به چهرهی من میرسد؛
من آبم، آب!
و سيهچردگان معذب، پيش از نماز، مرا میجويند.
نگاهی به آسمان، مجهزم میسازد که سکوت کنم
و از ميان حنجرههای گسيخته، سلاحی به رنگ آی بجويم.
آن لحظه که آب، به رنگ خود پرخاش میکند،
من آنم، آن لحظهام.
و رنگ آب، هرچه بيشتر در آب غرق میشود،
زندهتر میشود: آبیتر!
Va Nagahan Gol-e Sorkh. 16 Dec. '25.pdf
46.9 KB
غارثی فرد، نیما. «و ناگهان گل سرخ.» ۲۵ آذر ۰۴.