Mina Kheradmand
77 subscribers
42 photos
4 videos
48 links
من مینام و مدرس ریاضی‌ام🙋‍♀️
اما اینجا از کتاب و زندگی حرف میزنیم. معرفی کامل
https://youtube.com/@mina.book.reader?si=HCupxKMkS6ccdYaIکتاب‌ها تو کانال یوتیوبمه
Download Telegram
تحلیل کتاب کتابخانه نیمه شب از دیدگاه زیگموند فروید:

رمان کتابخانه نیمه‌شب اثر مت هیگ کتابی که خیلی ها گفتن زرده اما واقعا اینطور نیست.

در لایو دیشب یک تحلیل روانکاوانه‌ی عمیق از شخصیت اصلی کتاب یعنی نورا داشتیم و از دیدگاه فروید بررسیش کردیم. اگر به مباحث روانشناسی و روانشناختی علاقه مندی حتما ببین و لطفا ازش حمایت کن🙏🏻

https://www.youtube.com/watch?v=uqQLXZDHo_4
❤‍🔥1
Forwarded from محمد شاه شمس
دوره‌ی آموزشی «اساطیر شاهنامه»


-شاهنامه و هویت ملی
-بنیادهای اساطیری شاهنامه
-داستان‌پردازی در شاهنامه
-ظرفیت خردورزی در اسطوره‌های ایرانی
-بنیادهای مهم فکری در شاهنامه
-کارکرد و تأثیر اسطوره‌های اقوام دیگر در شاهنامه‌ی فردوسی
-مقام اجتماعی زنان در شاهنامه
-همراه با معرفی و مرور مهم‌ترین منابع در شناخت اندیشه‌ی فردوسی

تسهیل‌گر دوره: محمد شاه‌شمس
طول دوره: پنج جلسه
زمان شروع دوره: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
روزهای پنج‌شنبه ساعت ۲۰
نحوه‌ی برگزاری: آنلاین-گوگل میت
بهای دوره: ۶۰۰ هزار تومان


جهت ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر در خصوص نحوه‌ی برگزاری دوره و سرفصل‌های آن به شماره‌ی ۰۹۳۳۷۳۷۲۰۰۳ در تلگرام یا واتس‌اپ پیام بدهید.
آدم ها آنقدرها که جدی می ‌نویسند خشک و عبوس نیستند،
آنقدرها که بذله گویی می کنند شاد و خندان نیستند،
آنقدرها که در نوشته ها قربان صدقه هم میروند دل بسته نیستند،
آنقدرها که شکایت می کنند ناراضی نیستند.
آدم ها آنقدرها که کتاب می خرند کتابخوان نیستند،
آنقدرها که پرده دری می کنند بی حیا نیستند.
آدم ها آنقدرها که پرت و پلا می گویند کم شعور نیستند،
آنقدرها که حرف ‌های زیبا میزنند پاک و منزه نیستند،
آنقدرها که دشمنانشان می گویند پلید نیستند،
آنقدرها که دوستانشان تعریف می کنند دوست داشتنی نیستند.
کار دارد شناختن آدم ها، به این آسانیها نیست...
Forwarded from “کالبـد آبـی” (آبــی.)
تنفس،
بیداری،
قدم‌های متعدد،
شستن صورت با آب یخ،
تنفس،
فکر کردن،
راه‌رفتن در طول و عرض اتاق،
تنفس،
گریه کردن،
فکر کردن،
تنفس،
فکر کردن،
فکر کردن،
قطع تنفس،
سکوت طولانی.


[چکیده‌ای از یک زندگی.]
Forwarded from La Vie En Rose (Masomeh)
کارشان کلا تفکیک است.
زن از مرد.
عقل از بدن.
و انسانيت از جامعه.

#احمدکسروی
🤝2
تو بهترین دوست و با ارزش ترین‌ آدم زندگیت هستی
پس مهمه که حالت خوب باشه!

‌‌
❤‍🔥2
تاریخ را مردان پر هیاهو مینویسند
و بدون اینکه بدانند
قهرمانان داستان هایشان
زاده چه کسانی بوده اند...


زنانی که به ان ها لقب زيبا دادند، قبل از اين كه باهوش يا شجاع خطاب شان کنند...
با اون قسمت از خودت که اشتباه میکنه؛ مهربون‌تر باش...
اون درحال یاد گرفتنه…
گاهی وقتا خیلی ها رو میبخشی جز خودت!
اما یادت باشه اشتباه کردن جزئی از زندگیه...

اگه اشتباه کردن نبود؛ ما هیچ وقت بزرگ نمیشدیم و رشد نمیکردیم...
چون با تجربه کردنِ خیلی چیزها جهان اطرافمون رو شناختیم...
Forwarded from SayehTalks
📖 تحلیل و نقد و بررسی و #معرفی_کتاب در لایو سه‌شنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
#شنل یا The Overcoat Шине́ль از #نیکلای_گوگول


شنل فقط یک داستان کوتاه نیست؛ مرثیه‌ای است برای آدم‌هایی که در هیاهوی قدرت و بوروکراسی، صدایشان هرگز شنیده نمی‌شود.
📖 گوگول در دل سرمای سن‌پترزبورگ، کارمندی را تصویر می‌کند که همه چیزش را در "شنل"اش خلاصه می‌کند؛ پوششی نه فقط برای بدن، که برای عزت نفس، امید و موجودیت انسانی‌اش.

🎙امشب در لایو، از گوگول و شنل شروع می‌کنیم، و به رنج طبقه‌ی فرودست، از خودبیگانگی، و معنای دیده شدن در جهان مدرن می‌رسیم. با ما همراه باشید ساعت هشت شب به وقت تهران:
https://youtube.com/live/A5Vb8ng0_j8
سلام سلام چطورین؟
آقا من چندوقته ویدئو یوتیوب نداشتم اما دیگه بسه..
شروع مجدد با آبشوران از علی اشرف درویشیان
🤩2
ببینم چطور ازش حمایت میکنید❤️
🔥2
همه می‌تونن از روزهای خوب لذت ببرن اما این نحوه‌ی تاب آوری روزهای سخته که آدمارو متمایز می‌کنه...
🔥2
Forwarded from صدای کتاب️
#تیکه_کتاب

قاعده پانزدهم شمس:

خدا هر لحظه در حال کامل کردنِ ماست، چه از درون و چه از بیرون. هر کدام ما اثر هنریِ ناتمامی است.

هر حادثه ای که تجربه می کنیم، هر مخاطره ای که پشت سر می گذاریم، برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده است. پروردگار به کمبودهایمان جداگانه می پردازد، زیرا اثری که انسان نام دارد در پی کمال است.


📕 #ملت_عشق
#الیف_شافاک


📚 @audiobook_worldd
کاش بلد نبودم درستش کنم، کاش بلد نبودم از اشتباهاتم راه حل پیدا کنم و بلد نبودم همیشه یه راهی پیدا کنم...
مسئولیت‌پذیری و قوی بودن اصلا خوب نیست، نفرینه...
و هی سطح طنزم بالاتر می‌ره چون هر روز صبح، نقشیه که باید تنم کنم و شب وانمود کنم که منم یه زندگی عادی دارم مثل بقیه و بشینم سریالم رو ببینم و با زندگی شوخی کنم و لب‌خند بزنم که انگار هیچی نشده و من روبه‌راهم...

اولش یک تصمیم بود، چون وقتی کسی کوچک‌ترین کمکی بکنه به خودش اجازه می‌ده کنترل زندگی آدم رو دستش بگیره و بعد به نقش تبدیل شد...

پس بریم زره بپوشیم و وانمود کنیم که سطح دغدغه‌های ما هم بوسیدنیه
🔥1
Forwarded from November 25th
آدم امن کیست؟ چیست و چرا؟

گذاشتم ترکش‌های یک اتفاقی در حواشی ام فروکش کنند تا یک چیزی اینجا بگویم درباره فهم خودم از آدم امن و آنچه از «نظر من» بین عامه اشتباه فهم شده.

یک آدمهایی در زندگی بعنوان آدم امن برچسب می خورند. حالا چرا، دلیلش خیلی چیزهاست. لابد شکل تحلیلشان از جهان یا نزدیک بودن زوایای دیدشان با شخصی که امن فرضشان کرده یا تجربه زیسته شان و...
امن: از سوی امن گزندی به تو نرسد. انتظار آسیب از امن نداری.

با آدم امن حرف زدن، یعنی تو بتوانی گره های دلت را بشکافی، از حیرت و حسرت و غصه و شادی ات بگویی، فضای بین تو و آن آدم ولی خالی از خلل باشد. این حرفها جای دیگر نروند، این حرفها به گوش بقیه نرسند. آنچه در دل توست، در یاد او بماند و برایش مهم باشند.
*** اینجایش مهمترین است: امنیت در خود آن فضا تعریف نمیشود صرفا. یعنی اگر روزی آن فضا هم دیگر به هر دلیلی نبود و شما کنار هم نبودید؛ حتی که چون انسانید و فرشته نیستید، (یا چون آدمها حق تغییر دادن اولویت‌ها و ظرفیتهاشان را دارند) دیگر مقابل هم قرار گرفتید یا اصلا از زندگی هم حذف شدید؛ آنچه‌ولی زمانی بین شما رد و بدل شده در جای خودش ثابت بماند. راز شما برملا نشود، پاشنه آشیل شما را تیر جدیدی از غیب نشانه نرود، آنچه از دل ریخته اید در بین، به بیرون آن حلقه شره نکند، هیچ جای دیگری نرود و نقل هیچ محفل دیگری نشود.
این معنی دیگری هم دارد: همان‌قدر که آن آدم را گفته اید امن، خود شما هم باید امین آن فضا و او بمانید. همان‌جور که انتظار داشته اید او حفره اسرار شما باشد، شما نیز موظفید که بازگوینده کنشها و قصه ها و لحظات مشترکتان، نباشید حتی اگر آن مقدار خدمت و نعمت که از آن فضا انتظار داشته اید، دریافت نکرده آید و ناامید و مأیوسید. امنیت صرفا یک طرفه تامین نمیشود.
در امن ترین مکان ها، برگردید هنجارها را بشکنید و معنای هر فعل گذشته را تغییر بدهید و خاطرات صلبی از وقایع مشخص را بازخوانی و از نو نیت‌بابی سیال کنید، آنچه آفریده اید از میدان جنگ خطرناکتر است حتی برای خود شما. انگار که روی دوچرخه‌ای آتش گرفته، رکاب بزنید به دل جهنم.

آدم امن، حین و بعد از اتمام رابطه اش با شما پرونده تشکیل نمی‌دهد. آدم امن، سقف فضای مشترک را سوراخ نمیکند که تبادل اطلاعات به هر طریق ممکن شود. آدم امن قرار نیست فقط شنونده باشد، دیوار نیست. قرار نیست چون امن است همواره سر تایید تکان بدهد، درخت در وزش نسیم نیست.
این ها از نظر من قیمه هایی است که خلق ریخته آمد روی ماست‌ها...
اتفاقا که آدم امن درست و با جزییات می شنود و ذهنش اتفاقا که قاضی است و بد و خوب را از منظر خودش می‌بیند و حقیقتا موظف است پنهان کاری نکند و مخفیانه نبرد و‌ ندوزد‌ و باید که آنچه از ذهنش میگذرد با شما در میان بگذارد. آدم امن نه رادیو است نه ضبط صوت. قرار است بتواند با شما در فضایی که مال شماست گفت و گو کند بدون آنکه آنچه از شما میداند را در روزهای خوشی بگذارد زیر بالش و در دوره ناخوشی بیاورد بکوبد توی صورتتان.

آدم امن اتفاقا قرار نیست دائم به شما بگوید صد در صد درستید و حق دارید. تراپیست دوزاری نیست که بروید پیشش و سهم روزانه «همه بدن تو خوبی» را بریزد توی کاسه و تند تند به خورد شما بدهد.

آدم امن اتفاقا که باید در رابطه با شما، هنگام مخالفت با شما، وقت نقد شما احساس امنیت کند. بتواند بگوید نه، مخالفم، این را دوست نداشتم، جور دیگری فکر میکنم، شبیه تو فکر نمیکنم، ... و نترسد که شما الان چه عکس العملی نشان میدهید. آدم امن باید بتواند خودش باشد نه سایه اش. هیچکس نباید مجبور بشود دائم و یک طرفه، وجودش را برای آرام ماندن و خشنودی دیگری، تهی و رقیق و سبک کند. این اسمش امن ماندن نیست.

شما اگر امنیت حضورتان کنار یک آدمی را می خواهید، همزمان باید روی امن بودن خودتان تمرکز و تمرین کنید. مستمر. و از آنچه خشنود نیستید، گفت و گو ایجاد کنید. بپرسید. زمان بدهید. بروید دورتر که کل یک فضا را بهتر ببینید. نزدیک بیایید و دوباره نگاه کنید. خودتان هم سهمی از صبر و کمک به فهمیدن، به دست بگیرید. منفعل و منتظر و صرفا دریافت کننده نباشید. اگر که حقیقتا دنبال نشست و آرامش و صلح در یک فضای امن هستید.
این جهان، نتیجه واکنشهاست. هیچ کنشی، یک سویه و یک طرفه نیست وگرنه خاموش می شود.