دوماهنامه میهن | Mihan.net
1.17K subscribers
47 photos
62 files
636 links
Download Telegram
📝 آستانه ۲۸ (تازه‌های ادبیات فارسی)
اا
👤 شمعانه اصفهانی
اا

◀️ رمان "استخوان" نوشته علی‌اکبر حیدری از نشر چشمه، بازتاب تلاش نسلی است که هویتی جعلی داشته‌اند، با آن خوش بوده‌اند و از آن قصه‌ها و افسانه‌ها بافته‌اند اما حوادث روزگار، دروغین بودن آن‌ را عریان کرده است؛ کسانی می‌گریزند تا از این واقعیت دردناک در امان باشند، عده‌ای کتمان می‌کنند و دل به همان قصه‌ها می‌بندند و گروهی سر در پی حقیقت می‌گذارند و از پا می‌افتند. کاوه و مرجان دقیقا همین کار را کردند. به دنبال گذشته‌ی پدر و مادر خود زمین کندند اما به جز استخوان‌های آنها به استخوان‌های دیگر هم رسیدند که هر کدام قصه‌ای داشتند. حیدری از ته مانده‌ی دردها، استخوان‌ها و خون‌های ریخته شده قصه‌ای جذاب درآورده. قصه‌ای بدون اضافه، نثری روان با صحنه‌ها، دیالوگ‌ها و شخصیت‌های به یادماندنی.

◀️ برگ هیچ درختی نوشته صمد طاهری از نشر نیماژ داستان روایت سیامک نوجوان است که از دنیای پاک کودکی به دنیای آدم‌ بزرگها گذاشته. بعد از مرگ پدر و مادرش با عمه و عمو و پدربزرگ بزرگ می‌شود. عمویی که خلافکار است بت سیامک میشود. اما دست سرنوشت سیامک افسر می‌شود و عمو را به جرم همه‌ی این سالها دستگیر می‌کند. یکی از برتری‌های صمد طاهری در داستان‌هایش فضاسازی است. خواننده‌ای که حتی یکبار هم جنوب را ندیده عطرش را از لای کلمات استشمام می‌کند. لحن و زبان یک‌دست و روان همراه با توصیف‌های متفاوت از دیگر نقاط قوتش است. لحن در داستان برای هر شخصیت به گونه‌ای است که حتی اگر اسمی از شخصیت برده نشود، خواننده از نوع گفتار متوجه شخصیت می‌شود زیرا لحن‌ها منحصربه فرد هستند.

◀️ سال‌ها مطالعه و تحقیق محمدحسن شهسواری به رمانی 10 جلدی به نام "ایران‌شهر" رسیده است که جلد اول آن توسط شهرستان ادب به بازار آمد. خواندن این یک جلد خود گواه آن است که شهسواری قدمی بزرگ و ماندگار برداشته است. "ایران‌شهر" روایت خرمشهر از روزهای نخست جنگ تا سقوط است. نویسنده قرار است از29 شهریور 1359 تا 4 آبان 1359 را روایت کند. رمان به روزهای آغاز جنگ تا سقوط خرمشهر می‌پردازد که از تکه‌های فراموش شده‌ی جنگ است.  نویسنده، داستان را از زاویه‌های مختلف تعریف می‌کند. از طرف خانواده‌ای که اصالتشان به هم‌رزمان رضاخان می‌رسد، از طرف خانواده‌ای عرب با درگیری‌های عشیره‌ای، از طرف خانواده‌ای دیگر مقیم تهران که دو شخصیت اصلی آن نظامی هستند.

◀️ ساقه‌ی بامبو نوشته سعودالسنعوسی (ترجمه مریم اکبری و عظیم طهماسبی/نشر نیلوفر) نویسنده کویتی است . شخصیت اصلی رمان پسری کویتی به نام عیسی است که از مادری فیلیپینی زاده شده است. از آنجا که ازدواج پدر او با یک خدمتکار در جامعه‌ی کویت مایه‌ی ننگ بوده، وی را مجبور به جدایی از همسر و فرزندش می‌کنند. عیسی و مادرش به فیلیپین بازگردانده می شوند. اماعیسی تنها به این امید زندگی می‌کند که روزی پدرش بیاید و او را با خود به کویت(بهشتی که مادر برای او توصیف کرده) ببرد. اما پدر در جریان جنگ کویت و عراق کشته می‌شود. تصورات عیسی از کویت قبل و بعد از دیدن آنجا، به خوبی نمایانگر تجمل و رفاه زدگی این جامعه است. به گفته‌ی سنعوسی احساس درد و ناخرسندی از برخی واقعیت‌های تلخ جامعه‌ی کویت، انگیزه اصلی او برای نوشتن "ساقه‌ی بامبو" بوده است؛ جامعه‌ای که چنان سر در گریبان خویش دارد که مردمانش کمتر قادراند با دیدی انتقادی به رفتار و کردار و فرهنگ خویش نظر اندازند.

◀️ کتاب "فلسفه‌ی تنهایی" لارس اسونسن ترجمه خشایار دیهیمی(نشر نو)، جزو کتاب‌هایی است که صرفاً دربرگیرنده مفاهیم انتزاعی و پیچیده‌ی فلسفی نیست و به کار زندگی روزمره مردم عادی هم می‌آید. اسونسن در مقدمه‌ی کتاب اشاره کرده که این اثر، حاصل تلاش‌هایش برای کشف معنای دقیق تنهایی است از نظریات فلاسفه، دانشمندان و پژوهش‌ها و آزمایش‌های نوین هم بهره برده است. او معتقد است ما در دورانی زندگی می‌کنیم که اکثرمان به حال خودمان واگذاشته نشده‌ایم و مکالمات تلفنی، پیغام‌های نوشتاری، توئیتر، فیسبوک و اسکایپ ضامن ارتباط و تعامل‌مان با دیگران هستند. او این گمان را مطرح می‌کند که شاید بزرگ‌ترین مساله دوران ما، احساس تنهایی مفرط نیست بلکه فقدان خلوت و انزوا باشد. از نظر او آنچه خلوت ما را تهدید می‌کند "این است که ما به محض احساس تنهایی، خواه از سر ملال، خواه از سر بی‌قراری، خواه از سر تنبلی، فی‌الفور به دیگران متوسل می‌شویم."

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/05/28/2078/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
شماره 29 دوماهنامه میهن
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
نمایش سرخط مقالات نشریه میهن
میانبر برای این دستور /list <شماره نشریه>

در شماره 29 دوماهنامه میهن آمده است:

http://mihan.net/1398/7/21/


📝 سرسخن بیست و نهم 👈 /read2213

👤 سعید پیوندی 📝 دمکراسی بدون دمکرات ها و دیالوگ انتقادی وجود نخواهد داشت 👈 /read2210

👤 مهدی جامی 📝 میدان رسانه و جنگ روانی 👈 /read2205

👤 علی حاجی قاسمی 📝 زمینه‌های شکل‌گیری و بروز خفقان در فضای مجازی 👈 /read2203

👤 مریم سطوت 📝 دفاع از مخالفین، راه مقابله با اتهام زنی 👈 /read2199

👤 مجید عبدالرحیم‌پور 📝 علل گسترش خشونت فیزیکی و کلامی در فضاهای واقعی ومجازی 👈 /read2196

👤 رضا علیجانی 📝 «جنگ همه علیه همه» جز نردبان یک دیکتاتوری دیگر نیست! 👈 /read2194

👤 بهزاد کریمی 📝 فرهنگ سیاسی، در متن مبارزه سیاسی ساخته می شود! 👈 /read2191

👤 علی کشتگر 📝 چهل سال ترویج رندانه انفعال! 👈 /read2188

👤 امیر مُمبینی 📝 بدفتاری  کلامی در مناسبات سیاسی 👈 /read2182

👤 احمد زیدآبادی 📝 پوپولیسم یا لمپنیسم؟ 👈 /read2178

👤 عبدالستار دو شوکی و رضا علیجانی 📝 نوشته انتقادی عبدالستار دوشوکی و پاسخ رضا علیجانی 👈 /read2175

👤 شهریار صادقی 📝 چرا  پادشاهى؟ 👈 /read2172

👤 احمد علوی 📝 آیا «سلطنت» می تواند در ایران «مشروطه» باشد؟ 👈 /read2168

👤 محسن یلفانی 📝 تاریخچۀ بخش  فارسی بی‌بی‌سی (بخش پایانی) 👈 /read2159

👤 شمعانه اصفهانی 📝 آستانه ۲۹ (تازه های ادبیات فارسی) 👈 /read2166
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
Mihan_29.pdf
934.9 KB
نسخه چاپی شماره 29 دوماهنامه میهن
آسیب شناسی روابط سیاسی در ایران

🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 دمکراسی بدون دمکرات ها و دیالوگ انتقادی وجود نخواهد داشت
اا
👤 سعید پیوندی
اا

◀️ چنین برخوردها و فرهنگ سیاسی منفی در بسیاری دیگر از کشورهای جهان هم وجود دارد و متاسفانه بخشی از زندگی سیاسی را تشکیل می دهد. پدیده ای که به اعتبار سیاست و کار سیاسی نزد افکار عمومی لطمه فراوانی زده و عدم اعتماد به نیروها و شخصیت های سیاسی را در پی آورده است. تفاوت مهمی که می توان در مقایسه کشورهای دمکراتیک با ایران مشاهده کرد حضور پررنگ فضاهای دیالوگ، فعالیت و کنش مشترک بین نیروهایی است که به خانواده های سیاسی گوناگون تعلق دارند. در این کشورها رسانه های آزاد هم نقش مهمی در شکل دادن به این تبادل نظرها، رویارویی سنجشگرانه و دیالوگ دایمی ایفا می کنند. همزمان وجود یک دستگاه قضایی بی طرف این امکان را بوجود می آورد که کسانی که قواعد بازی دمکراتیک را نمی پذیرند توسط مرجع عادلانه و متناسب با جرم خود مجازات شوند.

◀️ بسیاری شاید در ایران برای توضیح عینی این وضعیت نابسامان انگشت بر فقدان دمکراسی، تجربه های دمکراتیک، نبودن فضای باز سیاسی و یا وجود سرکوب و سانسور بگذارند. چنین درکی از چرایی تداوم تاریخی رفتارهای سیاسی خصمانه و پرخاشجویانه در ایران دور از واقعیت هم نیست. همزمان می توان گفت که این موضوع همه واقعیت این پدیده را توضیح نمی دهد. بخش بزرگی از کنشگران، روشنفکران، نیروهای سیاسی و یا کاربران شبکه های اجتماعی که در طول دهه های گذشته ایران را ترک گفته اند و ساکن کشورهای دمکراتیک در اروپا، آسیا و یا آمریکای شمالی هستند. آیا می توان گفت که زندگی در دمکراسی های دیگر توانسته است بگونه ای چشمگیر فرهنگ فضای سیاسی میان ایرانیان را دگرگون کند؟ چرا برخوردهای منفی و آسیب شناسانه برای بخشی از افکار عمومی، کنشگران و کاربران شبکه های مجازی جذابیت دارد ؟

◀️ در ایران ما می توانیم از نیروهایی سخن بگوئیم که به اصل دمکراسی و پلورالیسم سیاسی بطور واقعی و عملی باور ندارند و حتا گاه آشکارا از اقتدارگریی جانبداری می کنند. این گروه از نیروها هم در درون حاکمیت حضوری فعال و آشکار دارند و هم گاه در میان اپوزیسیون خارج از حاکمیت (مانند مجاهدین خلق) به چشم می خورند. برخوردها پوپولیستی و هویت گرایانه با دیگر نیروها، پرخاشگری، عوام فریبی، دشمن انگاشتن مخالفان، تن ندادن به دیالوگ و همکاری دمکراتیک و نداشتن پروژه دمکراتیک ویژگی اصلی چنین گرایش هایی است

◀️ اگر زمانی مکان های خاص مانند قهوه خانه، پارک، دانشگاه، انجمن، اتحادیه و حزب برای دیدار، بحث و گفتگو وجود داشت امروز بخش بزرگی از این فعالیت ها به فضای مجازی منتقل شده است. فضایی که 24 ساعت در روز و 7 روز در هفته بروی همگان باز است و گروه های بزرگی به آسانی به آن دسترسی دارند. همزمان سازمان های امنیتی، نیروهای افراطی و ضددمکراتیک هم می توانند به آسانی، با نام و بی نام، مستقیم و غیر مستقیم بر حال و هوای این فضاها تاثیر بگذارند، خبرهای ساختگی را بسرعت نشر دهند، با دشنام گویی و پرخاشگری علیه این و آن هیاهو براه بیندازند و امکان داوری منصافانه و سنجیده را کاهش دهند.

◀️ یکی دیگر از جنبه های مهم دگرگونی اجتماعی دهه های اخیر تحول رابطه فرد با ساختارها و گروه های بزرگ و رشد چشمگیر فردیت جدید است. ما با نوعی زوال نسبی و کاهش اعتبار و نفوذ فضاها، نهادها و ساختارهای شناخته شده مدنی که استخوان بندی جامعه مدرن را تشکیل می دادند سر و کار داریم. رونق گفتمان و رفتارهای پوپولیستی جدید که سمت و سوی اصلی آن را درشت گویی، نفرت از دیگری و یکسونگری تشکیل می دهد از جمله به این پدیده می توان مربوط کرد. فردیت جدید به معنای احساس آزادی و خودمختاری بیشتر در داوری و برخورد با دیگران و گاه بی پروایی و زیر پاگذاشتن اصول و چهارچوب های جمعی گذشته است و فضای مجازی هم عرصه خوبی برای هنجار شکنی، بیان آزادانه شادی، خشم، نفرت و بیزاری است.

◀️ در بازخوانی تحلیلی فضای سیاسی کشور می توان به سه ویژگی مهم اشاره کرد.

◀️ ویژگی اول بن بست سیاسی در ایران و نبودن افق های تغییرات مثبت و امید بخش در آینده نزدیک است. ضربه روانی و ترومای ناشی از این شکست ها جامعه و افکار عمومی را نسبت به امکان دگرگونی بسیار بدبین و سرخورده کرده است.

◀️ ویژگی دوم ضعف آسیب شناسانه فرهنگ دمکراسی در کشور است. تجربه ناچیز دمکراتیک در زندگی سیاسی، بیگانگی با مفاهیمی مانند مصلحت عمومی، سازش و پراگماتیسم سیاسی و یا یادنگرفتن همزیستی با غیرخودی.
◀️ ویژگی سوم حضور حکومت اسلامی و گسست ژرفی است که در جامعه سیاسی و در میان نیروها، کنشگران و روشنفکران بوجود آورده است. شماری از سکولارها دین و دینداری را با حکومت دینی همسان می انگارند و به دین باوران با بی اعتمادی و بد بینی می نگرند. گاه در میان دیندارانی که از حکومت اسلامی فاصله گرفته اند هم همین برخورد منفی با سکولارها دیده میشود.

◀️ اگر نیروهای سیاسی در درون یک نهاد مدنی و یا شورای شهر و استان ناچار به تفاهم و سازش بر سر پروژه های مشخص بودند شاید زبان گفتگو با یکدیگر بهتر یاد می گرفتند و رقیب سیاسی و غیر خودی را به عنوان دشمن نگاه نمی کردند. در حقیقت زندگی واقعی و عینی سیاسی برای نیروهای اپوزیسیون دمکرات و مخاطبان آنها وجود ندارد و روابط آنها بیشتر از عوامل ذهنی، تصورات و پیش داوری ها تاثیر می پذیرند.

◀️ اگر بخواهیم با انصاف به سراغ تجربه 40 سال اخیر نیروهای سیاسی برویم شاید بتوان گفت همه چیز منفی، تاریک و نومید کننده نیست. ما از یکسو شاهد ادامه درگیری ها، پرخاش ها و مشاجرات سترون هستیم اما همزمان دست کم در بخشی از نیروهای سیاسی، کنشگران و روشنفکران ایران نوعی رابطه دمکراتیک و دیالوگ سیاسی واقعی شکل گرفته است و ما کمتر شاهد جنجال و تنش میان این بخش از اپوزیسیون دمکرات اهل گفتگو و مدارا هستیم. این دستاورد مثبت دمکرات های اهل گفتگو و مدارا با آنکه همه نیروها را در بر نمی گیرد ولی واقعی و نهادگزارانه است و رو به آینده دارد.

◀️ اگر روشنفکران و نیروهای دمکرات در چکسلواکی 1970 و 1980 توانستند گرد منشور 77 جمع شوند و افق جدیدی را برابر جامعه در بن بست آن زمان کشور خود ترسیم کنند و یا در لهستان سندیکای همبستگی توانست چنین نقشی را بازی کند در ایران ما پس از 4 دهه در شکل دادن به یک آلترناتیو دموکراتیک اهل گفتگو و مدارا باز مانده ایم و دستاوردها در این زمینه برای 4 دهه تجربه چندان چشمگیر نیست. باید پیرامون این ناکامی بزرگ اندیشید و هر کس پیش از آنکه نوک تیز انتقاد را متوجه دیگران کند باید به گونه سنجشگرانه به رفتار، منش و گفتمان خویش بازگردد.

◀️ گاه به نظر می رسد که اپوزیسیون دمکرات پس از 40 سال هنوز بر این باور است که گویا فرهنگ دمکراتیک و رابطه سالم و سنجشگرانه موضوعی است که به آینده و دوران پس از تغییرات دمکراتیک در ایران مربوط می شود. در حالی که وجود یک فرهنگ دمکراتیک و برخوردهای سنجشگرانه و منصفانه است که زمینه تحولات مثبت در افکار عمومی و جامعه را فراهم می کند و نه بر عکس. فقر فرهنگ سیاسی ما از همین امتناع یادگیری مشترک از طریق دیالوگ انتقادی و تلاش برای درک متقابل ناشی می شود. دمکراسی نیاز به فرهنگ دمکراتیک و دمکرات های اهل گفتگو، مدارا و سنجشگری دارد.

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/07/21/2210/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 میدان رسانه و جنگ روانی
اا
👤 مهدی جامی
اا

◀️ از منظر رسانه ای، مشکلات مربوط به ارتباط گروههای مخالف رژیم ولایت فقیه عمدتا مربوط به فقدان میدان اجتماعی است. این پایه اصلی باقی مشکلات است. گروههای مخالف در حال حاضر عمدتا در خارج کشور متمرکزند و اگر در داخل هم باشند عرصه ای برای بروز واقعی و مدنی و سیاسی ندارند. سیاست تنها در پیوند با صحنه و میدان اجتماعی و واقعیت شکل می گیرد. رسانه جای خالی میدان را پر نمی کند. مگر با توهم. اپوزیسیون در سالهای اخیر بیش از همیشه دچار توهم است. بسادگی به این خاطر که دست و پایش از واقعیت دور مانده است.

◀️ بخش بزرگی از آنچه در رسانه های فارسی می بینیم تبلیغات سیاسی و یا جنگ روانی است؛ چه از سوی رژیم ولایی و چه از سوی مخالفان فعال روی شبکه. ویژگی تبلیغات (مثبت) یا جنگ روانی (تخریبی) تاکید بر فضاسازی و تصویرسازی است تا نشان دادن واقعیت. این موضوع باز هم بر واقع گریزی اپوزیسیون دامن می زند و فضایی را ایجاد می کند که در آن ادعا و تکرار آن و دست رد زدن به سینه هر کس مخالف ادعا باشد اصل قرار می  گیرد.

◀️ طبعا در چنین فضایی هیچ تعجب نباید کرد که هتاکی و عقده گشایی و اتهام زنی و اغراق و خبر جعلی رواج یابد. همه اینها بخش های جداناپذیری از جنگ های روانی و رسانه ای هستند. شواهد متعدد می توان نشان داد که بخش بزرگی از هتاکی ها سازمان یافته است. یعنی میان هتاکی سیاسی و هتاکی های منفرد چه از جهت وسعت و دامنه و چه تکرار و قدرت جنجال آفرینی فرق جدی وجود دارد.

◀️ خطر بزرگی که ایجاد شده رفتار و سازماندهی پرفشار افسران جنگ نرم از داخل کشور است طوری که می توان شاهد آورد که بر رفتار و گزینه های روزنامه نگاران خارج از کشور تاثیر گذاشته اند. به عبارت دیگر، اگر ایران امروزه به دنبال تولید و تست موشکهای دوربرد است بی تردید تولید و تست موشکهای رسانه ای را هم دنبال می کند که هم بسیار ارزانترند و هم بی دردسر به آمریکا و کانادا و کشورهای غربی هم می رسند. خطری که امروز رسانه های فارسی زبان را تهدید می کند آن است که از تهران اداره شوند. بی تجربگی عمومی سردبیران و مدیران این رسانه ها در حوزه جنگ روانی خطر را مضاعف کرده است.

◀️ نیروهای معتقد به اصول مدنی در اپوزیسیون برای نجات از دام های جنگ روانی از طرف نیروهای فشار داخل کشور یا از طرف دیگر نیروهای اپوزیسیون نیازمند نوسازی و بهسازی و به کار گرفتن استراتژی های کارآمد رسانه ای هستند. و تلاش بی وقفه برای حفظ ارتباط و تماس با داخل کشور و نیروهای هوادار تا از میدان عمل سیاسی دور نمانند و سرگرم جدالهای رسانه ای بیهوده نشوند.

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/07/21/2205/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
میهن شماره 30 «یادنامه عباس امیر انتظام» فردا 12 آبان 1398 منتشر می شود.
📝 به یاد گل سرخ
اا
👤 الهه امیرانتظام(میزانی)
اا

◀️ به دنبال وقایع 18 تیر78 که با حمله به کوی دانشگاه آغازشده بود، جوجامعه ایران بیش ازپیش روبه تلاطم می گذاشت، حکومت با امنیتی کردن فضا برآمد تا کنترل کامل اوضاع را دردست گرفته، اعتراضات روبه تزاید را مهارنماید. شاید به همین دلیل بودکه یک هفته پس ازشروع آن حادثه روز24 تیربازداشت شدم. درحالی که امیرانتظام هم چنان دوره دوم حبس خورا ازشهریور77 به دنبال مصاحبه اش با صدای آمریکا درباره ترورلاجوردی، سپری می نمود.

◀️ تمام آن سه ماه حبس درسلول انفرادی کمیته مشترک به سختی سپری شد،هرروزبازجویی های طولانی وسنگین برروح وروانم تاثیرمنفی گذاشته ، به طوری که 7 تا 8 کیلو از وزنم  کم  شده  بود. آنچه که مرا بسیار آزار می داد فکر و فشار روانی ناشی ازشکستن احتمالی ام دربرابرآنهایی بود که می خواستند شرایطی فراهم کنند تا ناگزیرشوم علیه جریانی موضع بگیرم. درآن روزهای ترس و تنهایی، تکیه گاه یگانه ام خدا بود که با تمام وجود از او می خواستم تا به من استقامت کافی را ببخشد که دربرابرهمسرقهرمان و وجدان بیدارم روسیاه نگردم.

◀️ بازجویم چند بارازمن پرسیده بود که دوست داری چه کسی ازافراد خانواده ات را ببینی، بعدأ پاسخ دادم که تنها می خواهم با همسرم ملاقاتی داشته باشم، اما او گفت حتمأ شوخی می کنید این غیرممکن است.

◀️ سرانجام به شکل ناباورانه ای آرزویم محقق شد، روزی به طور غیرمنتظره گفتند که با تقاضایم موافقت شده.  روز موعود فرارسید عباس را از اوین به کمیته مشترک آوردند، با چشمان بسته وارد اطاقی شدم که همسرم هم بود اگرچه هنوزهمدیگررا نمی دیدیم، بعد ازدقایقی بطورهمزمان گفتند چشم بندها رابردارید. لحظات فوق العاده ای بود عباس را چون کوهی درمقابلم می دیدم ، آرام و متبسم، شاخه گل سرخی راکه ازحیاط زندان چیده بود به من داد و گفت الی جان این تنهاچیزی است که دراینجا می توانم به توهدیه کنم.

◀️ اگرچه دانش آموخته علوم سیاسی ازغرب بودم و درنتیجه آشنا به اموری که بعد ازوقوع انقلاب درکشورم رخ می داد، اما زندگی با امیرانتظام که خود کوه استقامت بود به من دو آموزه شگرف بخشید. نخست این که چگونه نیروی بالقوه وباورم را بالفعل نمایم ودوم، چگونه برعهد خود به آرمان ها و ملتم وفاداربمانم.

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2280/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 مردی که چهل سال برای اثبات بی گناهی اش ایستاد
اا
👤 علی ایزدی
اا

◀️ زندگی وتقدیرعباس امیرانتظام چه بسا ازمصادیق عملی این نظر شریعتی باشد که: «اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت واگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد، طرح کرد، به زمان شناساند و زنده نگه داشت.»

◀️ آنچه که باعث شد تا ابراهیم یزدی دبیرکل وقت نهضت آزادی پس ازرهاشدن امیرانتظام ازاولین دوره حبس که 17 سال به طول انجامید، اورا ماندلای ایران بنامد، بزرگداشت مقاومت و مدارای او بود. به عبارت دیگرطولانی و طاقت فرسا شدن دوره زندان به تنهائی نمی تواند امتیازی برای یک فعال سیاسی بزرگی چون امیرانتظام محسوب شود.

◀️ عباس امیرانتظام چند شاخصه منحصربه فرد دارد که بخشی ازآن متاثر ازالگوهایی بود که درراه مبارزه انتخاب کرده بود و بعد دیگرمربوط می شد به شخصیت وجودی خود ساخته اش. اولین ویژگی، دلدادگی او به نهضت ملی وشخص دکترمصدق بود وهمین تعلق خاطربه آن حرکت تاریخی بود که اورا وارد سیاست نمود.

◀️ درسال 1332درحالی که دانشجوی سال دوم دانشکده فنی بود، داوطلب شد تا نامه اعتراضیه ملیون نسبت به برکناری مصدق را به ریچارد کاتم نماینده ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهوروقت آمریکا که به تهران سفرکرده بود، تحویل دهد. اقدامی که بعدأ منجربه دستگیری مهندس مهدی بازرگان شد. امیرانتظام درشرایط خطیری پذیرای این اقدام شجاعانه شده بود چراکه همزمان سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران، دراعتراض به این سفردرحادثه 16آذرآن سال جانشان را ازدست دادند.

◀️ دومین خصیصه امیرانتظام، عشق او به مهدی بازرگان بود. صرفنظرازاینکه بازرگان یکی ازاستادان او دردانشکده فنی بود، اما مرام سیاسی و مبارزاتی بازرگان درنهضت مقاومت ملی ازسوئی و شخصیت استثنائی خود ساخته او ازطرف دیگر باعث شد تا امیرانتظام او را به عنوان استاد و الگویی درسرتاسرعمرش بپذیرد. به عبارت دیگربازرگان ومصدق دومراد امیرانتظام بودند.

◀️ چنین تعلق خاطری را حتی دربرخی ازمکاتباتش با بازرگان درزمانی که اسیرسلول انفرادی دانشجویان پیروخط امام بود، به وضوح می توان دید. وقتی اوازمهندس بازرگان به عنوان ابرمرد شجاع، سمبل شرافت و قدرت و حتی انسانی قابل تقدیس یاد می کند. آن هم درشرایطی که بازرگان و یارانش با انگ کفرگونه لیبرالیسم ازهرسومورد آماج قرارمی گرفتند.

◀️ سومین مشخصه، صراحت لهجه امیرانتظام بود.آن هم درجامعه ای که نه تنها غالب عامه مردم بلکه بسیاری ازخواص به بیماری تملق وتزویرمبتلا بودند. امیرانتظام اهل تعارف و لفاظی نبود و درست به همین دلیل بیم آن را نداشت که به زبان آوردن آنچه که دست کم ازنظراو حقیقت بود، چگونه می تواند تاثیرمنفی برموقعیت شخصی یا شغلی اش داشته باشد.

◀️ چهارمین شاخص، صداقت واعتماد بود، مهندس بازرگان درموقعیت خطیری که مسئولیت حساس نخست وزیری را می پذیرفت، به خوبی واقف بود که نماینده و سخنگویش چه ویژگی هایی باید داشته باشد. بازرگان برغم آنکه دوستان نزدیکتری داشت که تا مقطع پیروزی انقلاب درکنارش بودند، اما فقط امیرانتظام را برگزید. زیرا بازرگان به این امرباورداشت که اوتنها شاگرد کاملأ صادق و مطمئنی است که با وفاداریش به سیاست های سالم و گام به گام دولت موقت، می تواند نماینده شایسته ای درعرصه دیپلماتیک و تعامل با غرب درآن برهه خطیرباشد.

◀️ امیرانتظام بی رحمانه قربانی بیدادگری شد وهفده پاییز ازبهترین سال های عمرخودرا درکنج عزلت گذراند. آن طور که خودش می گفت اتهامات او چهارمورد بود: تماس و گفتگو با مقامات آمریکائی، حمایت ازبختیار، پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان و اجازه خروج افراد مظنون ازکشورو بخشی ازتجهیزات یا اموال نظامیان آمریکائی مستقردرایران، اما مشکل اصلی جناح حاکم با امیرانتظام صرفأ اینها نبود...

◀️ امیرانتظام به کرات فریاد زد که هرگونه تماس با مسئولین آمریکائی ازبدو انقلاب بعد ازهماهنگی با مقامات ارشد دردولت موقت وبعضأ حتی با اطلاع شورای انقلاب وبرخی روحانیون درحزب جمهوری صورت گرفته است، اما گوش شنوایی پیدا نمی شد، چون ازهمان ابتدا اساسأ بنا براین نبود که اواجازه پاسخ یا دفاع ازخود را داشته باشد.
◀️ دانشجویان پیروخط امام و جریان حاکم درحالی امیرانتظام را به گناه نابخشودنی تلاش درانحلال مجلس خبرگان متهم می کردند که اساسأ او نقشی کلیدی درآن ماجرا نداشت.ازآنجائی که قانون اساسی موقتی که به تایید آیت الله خمینی نیزرسیده بود صرفأ با تعطیلی مجلس خبرگان می توانست قابلیت اجرائی بیابد، بنابراین با توجه به طولانی شدن مدت فعالیت آن مجلس، عده ای ازشخصیت ها به این نتیجه رسیدند که ابتدا باید آن نهاد منحل شود. برهمان اساس مقررشد که ابوالحسن بنی صدرو صدرحاج سید جوادی طرحی را تهیه نمایند، متعاقبأ پیشنهاد مدون مذکورکه با دست خط بنی صدرآماده شده بود پس ازرویت مهندس بازرگان به امضا 17 تن از وزرا رسید. ازآنجائی که ازابتدا هم قراربود مصوبه مذکورتوسط نخست وزیرموقت به تایید خمینی برسد، چنین شد، اگرچه خمینی با آن مخالفت کرد. تنها نقشی که امیرانتظام درجریان پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان داشت، وظایفی بود که به عنوان معاون نخست وزیربرعهده اش گذاشته بودند اما بعدأ متهم به این گناه شد که دشمنی اش را با ولایت فقیه درقالب آن طرح به نمایش گذاشته است.

◀️ امیرانتظام فدای جریانی می شود که تنها جرمش تساهل درداخل و برخورد عقلانی دیپلماتیک با خارج دردورانی ازانقلاب است که احساسات رادیکال مذهبی و چپی فضای غالب بود. به عبارت دیگراو قربانی جبهه گیری جناح بازرگان، مجری سیاست گام به گام، دربرابر خط امام می شود.

◀️ اگرامیرانتظام دربرابراتهاماتی که به اونسبت داده شده بود، سرخم می کرد و آنگونه که حاکمیت می خواست تسلیم درخواست های آنان می شد، قطعأ قربانیان بعدی بازرگان، یارانش و برخی ازاعضای دولت موقت می بودند. او بسیارسترگ تروثابت قدم ترازآن بود که بتوان ناگزیرش کرد تا به اعترافات ابداعی تلویزیونی تن دردهد. چه بسا با چنین اقدامی می توانست خود را ازمظالم ودردهایی که برای چهل سال یعنی تا پایان عمرش ادامه یافت، رهائی بخشد. اما چون بدرستی فهمیده بود که تسلیم پذیری او یعنی تخریب بازرگان، هرگزحاضرنشد که قامت بلندش را دربرابرستمی که براو می رفت، خم نماید.

◀️ امیرانتظام تا آخرین سال های حبسش هم چنان اصرارداشت که حکومت باید ازاو اعاده حیثیت نماید.ازاین رودر پاسخ به مسئولین امنیتی یا قضائی که به کرات ازاو درخواست می کردند تقاضای عفو کند تا آزادش نمایند، به صراحت می گفت درواقع این شما هستید که باید ازمن طلب بخشش کنید، پرونده ام را برای دادرسی ارجاع نمایید و ازمن اعاده حیثیت کنید تا بتوانم آزادی ام را بپذیرم!

◀️ لاجوردی که می خواست با وادارکردنش به توالت شویی او را تحقیرکند و دربرابرزندانیان بشکند، با استقبال امیرانتظام ازآن بیگاری و طرح این درخواستش ازاو که اگرمایع سفید کننده برایش فراهم کند، کیفیت کارنظافت بهترخواهد شد! خودش شکسته شد. ازاینرو بود که عقده لاجوردی نسبت به او دو چندان شد، بعدها به بهانه اعزامش به بهداری آن قدراو را درزیربرف وسرما نگه داشت تا براثرعوارض عفونت امیرانتظام یک گوشش را ازدست داد.

◀️ امیرانتظام اساسأ با تنهایی تقدیرگونه ای درطول حیات خویش دست و پنجه نرم کرد و چه بسا همین خلا سبب آن گشت تا درچنان شهامتی آبدیده شود که بزرگترین بها را بدهد اما دربرابرظلم تسلیم نشود. اولین جنس این تنهایی درخانواده رخ می دهد. اونخستین باراین تنها بودن را آنگاه تجربه کرد که همسراولش ازاوجدا شد، دلیل متارکه آن بود که امیرانتظام تحت فشاراوناگزیرشده بود بین مراقبت ازپدرپیرش که کسی را نداشت و شریک زندگی اش یکی را برگزیند که البته ترجیح داد پدرش را تنها رها نکند.

◀️ دومین تجربه تلخ تنهایی که ازاولین سهمگین تربود، مربوط می شود به مدت کوتاهی پس ازدستگیری اش در28 آذر58 پس ازبازگشت اجتناب پذیرازاستکهلم به تهران. همسردوم و دوفرزندش هم دیگرهیچ سراغی ازاو نگرفتند، به این بهانه که او سیاست را برخانواده اش ترجیح داده است، آنچه که مادربه فرزندانش القا کرده بود. بی گناهی که درحالی درد حبس را تحمل می کرد که هیچ یک ازسه فرزندش ازاوخبری نگرفتند. اگرچه پس از35 سال با همت فراوان الهه، شریک سوم زندگی اش و تنها کسی که درحقش همسری کرد، سرانجام توانست دیداری با فرزندانش داشته باشد.این آرزو نخستین بارچهارسال پیش ازکوتاه شدن دستش ازاین دیارتحقق عملی یافت.
◀️ امیرانتظام درحبس نیزآن هم دربین متهمان سیاسی تنها بود و درحقیقت دومین سنخ تنهایی اش را تجربه کرد، چراکه عملأ درزندان نیززندانی بود. تا سال ها بسیاری ازاوگریزان بودند، چون درفضای سنگین و رادیکال جامعه چه ازجانب مسلمان و چه چپی، کسی که آلوده به ننگ و انگ جاسوسی برای امپریالیسم آمریکا بود، اساسأ حتی ازسوی زندانیان نمی توانست قابل قبول باشد.

◀️ سومین نوع تنهایی او در رابطه باموقعیت سیاسی اش درجامعه تعریف می شود. انتساب و نزدیکی اوبه بازرگان و متعاقبأ توجه خاص نخست وزیردولت موقت به اوسرچشمه حسادت به وی یا دست کم رقابت با او ازسوی برخی ازیاران نزدیک بازرگان شد. بعضی ازاطرافیان مهندس بازرگان به این بهانه نسبت به امیرانتظام حساس بودند که باورداشتند که باید فرد مکتبی تر و شایسته تری به عنوان معاون نخست وزیربرگزیده می شد، آنچه که جناح خط امام نیزحتی پیش ازاشغال سفارت آمریکا برآن تاکید داشت.

◀️ امیرانتظام وبسایت شخصی خود را به این شعارآراسته بود: «دراین دنیا هیچ بن بستی وجود ندارد، یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت.» او درپاسخ به معدود انتقاداتی که برای دیدارش ازگیلانی دربیمارستان صورت گرفته بود و اختصاصأ خطاب به شادی صدرگفت:«جامعه امروز ایران بیش ازهرچیز تشنه اخلاق بخشایشگرانه است وارتقای آن درگرو بخشودن خشونت‌ورزان، اما ازیاد نبردن جنایات آنان است.»

◀️ چه بسا این وصیت بازرگان به مسعود بهنود که خواسته بود درکتاب«275 روزبازرگان» درج شود، درسایه آن دردهایش درباره امیرانتظام قابل درک باشد، وقتی که گفته بود:«تا زمانی که بی‌گناهی امیرانتظام به دنیا ثابت نشود، دست من از قبر بیرون می‌ماند.»

◀️ فرجام راه وپیام مردی که 70سال برای وطن خواهی مبارزه کرد و 40سال ازعمرش را درحبس دربرابردیکتاتوری دینی سپری کرد، خطاب به شادی صدردر این فرازها خلاصه می شود:«درد را فقط دردآشنا می‌تواند با تمام وجودش حس کند ولی کمتر کسی را می‌توان یافت که به اندازه من دردآشنا باشد! اما چارۀ کار آیا دامن زدن به کینه‌توزی‌ها و انتقام‌جویی‌های قبیله‌ای و نسل‌کشی است یا بخشیدن خطاکاران در جهت ایجاد امنیت برای نسل‌های بعدی؟ اینجانب گزینه دوم را منطقی یافته‌ام حال چه به غلط و یا به درست. گذر زمان درست یا غلط بودن این انتخاب را نشان خواهد داد زیرا عدالت‌خانۀ تاریخ هرگزازقضاوت بازنمی‌ایستد!»

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2276/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 زندانی وجدانی که جانش جاوید شد
اا
👤 عبدالعلی بازرگان
اا

سال‌ها قبل هموطنى بى‌خبر از بلاهایى که در زندان سَرِ مهندس امیرانتظام آورده وانواع قصد جانى که علیه او کرده بودند، ازاینکه گه‌گاه نامه‌هاى تند و تیزى از درون یا بیرون زندان، در ایام مرخصى منتشرمى‌کرد، دوستانه پرسید؛ «چرا شما را تا حالا از بین نبرده‌اند؟» و او با لبخند و جمله‌اى مخلوط انگلیسى فارسى گفت: «من قبلا نوبادى بودم، حالا سامبادى شده‌ام!»
و اضافه کرد که اتفاقاً یکى از مسئولین زندان هم به او گفته بود: «بزرگترین اشتباه ما این بود که همان سال ۵۹ بعد از بستن لانه جاسوسى و گرماگرم گروگانگیرى و جوّ انقلابى کلک تو را نکندیم و امروز اگر دستى رویت بلند کنیم، رسانه‌هاى خارجى صدا‌شان در مى‌آید، سازمان‌های حقوق بشرى اعتراض مى‌کنند و باز سر و کله گالیندوپل (نماینده سابق حقوق بشر سازمان ملل) پیدا مى‌شود!» مى‌گفت: «انگار رفتار با من شده ملاک رعایت حقوق بشردر مورد زندانیان!»
درست است که امیرانتظام به عنوان معاون و سخنگوى دولت موقت و سفیر جمهورى اسلامى در کشورهاى اسکاندیناوى، شخصیتى معروف بود و به راحتى نمى‌شد سرش را زیر آب کرد، اما معروف‌تر از او را هم به راحتى خلاص کرده بودند! پس چیزى بیش از معروفیت لازم است تا کسى ضربه ناپذیر شود. ظاهراً امیرانتظام با گذشت از همسرو فرزند، خانه و زندگى، جان و مال خود، چیزى براى از دست دادن نداشت که بخواهد از کسى یا چیزى بترسد، به خصوص او که شاهد اعدام‌هاى سالیان ۶۰ تا ۶۷ بود، با شکستن طلسم ترس مى‌توانست سینه به سینه مرگ برود و ماندلایى براى وطن گردد.
گناه امیرانتظام مذاکره با کارمندان سفارت آمریکا بود و امروزهمچنان در بر همان پاشنه می‌گردد و اگر رئیس جمهور یک روحانی وفادار به نظام ولایت فقیه و رهبری روحانیت و امتحان داده در امنیتی‌ترین پُست‌های نظام است، دولت موقت از دید آقایان کاملا غریبه بود و با نظریه ولایت فقیه عمیقاً مخالفت داشت.
مقایسه این دو فضا برای حس کردن فضای وحشتناکی است که علیه امیرانتظام وجود داشت. در آن روز به غیر از رئیس دولت موقت هیچ مقامی از امیرانتظام دفاع نکرد و او که به گفته قدوسی (دادستان انقلاب به مهندس بازرگان)، قرار بود به توصیه آقای خمینی برای تنبیه از تلاشش در تعطیل مجلس خبرگان چند ماهی در زندان بماند تا آبها از آسیاب بیفتد، یوسف‌وار به فراموشی سپرده شد و دهه‌ها در زندان ماند.
در آخرین جلسه دادگاه امیرانتظام، که در حقیقت دادگاه تفکر و اندیشه دولت موقت و آزادیخواهان دیگر بود، با جوّ سازی شدید روزنامه‌های جناح تازه به قدرت رسیده، که از دفاعیات محکم و مستند او و شهادت رئیس دولت موقت و همکاران دیگر در بی‌گناهی‌اش به شدّت...

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2274/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 درس های استقامت امیرانتظام
اا
👤 ابوالحسن بنی‌صدر
اا

◀️ استقامت امیرانتظام از نوع دیگر است: نه اتهام را می‌پذیرد که  این نپذیرفتن، ایستادن بر حقوق و کرامت خویش است. برغم شرائط سخت زندان، تسلیم جبار و دستیاران او نمی‌شود و به حبس ابد در چنان زندانی، روحیه نمی‌بازد. از احقاق حق خویش دست نمی‌کشد و مبارزه برای متحقق کردن هدف را ترک نمی‌گوید. تن به خواری نمی‌دهد و از رویارویی همه روزه با جبار طفره نمی‌رود. در درون و بیرون زندان رو در روی جبار می‌ایستد. بدین‌خاطر، الگو/ بدیل می‌شود. الگوی استقامت و بدیل زیست در حقوندی.

◀️ این آن روش است که جبار و دژخیم را می‌شکند و زندان را عرصه شکست آنها می‌کند. راستی این‌است که هرکس در عمل کردن به حق و ایستادن بر حق، نفس خویش را مکلف بشمارد و غفلت همه دیگر انسانها را از حقوق خویش، بهانه غافل شدن از حقوق خود نکند، الگوی زندگی در استقلال و آزادی می‌شود. در وجدان انسانها، خانه می‌کند و دائم انسانها را به حق می‌خواند.

◀️ ایستادگی کنندگان، از جمله امیرانتظام، ماهیت جبار و دستیاران و جلادان و شکنجه‌گران آنها را، برجمهور مردم می‌شناسانند و در همان‌حال، به نوع زیستن خود، زندگی از نوع دیگری را به مردم می‌شناسانند.

◀️ کار دژخیمان در زندان تنها این نیست که شخصیت زندانی را بشکنند و او را دستیار خویش کنند، بلکه کار آنها شکستن اراده مستقل و آزاد زیستنِ همه مردمان، بویژه جوانان است. چرا که جوانان نیروی محرکه تغییرند. بدین‌سان، زندان میدان نبردی است که جبار و دستیاران او، خود را، در آن، مطلقا پیروز می‌انگارند و بر این گمانند که تسلیم شدن زندانیان، همه شهروندان را ناگزیر از تسلیم می‌کند. از این‌رو، آنها که به استقامت می‌ایستند، از کسانی که از درون نمی‌شکنند گرفته تا آنها که زیر شکنجه، شهید می‌شوند، زندان را به میدان شکست جبار و رﮊیمش بدل می‌کنند.

◀️ غفلت از حقوق، از مسئولیت گریختن، بی‌تفاوت شدن، برای مسئله‌های جمعی راه‌حلهای فردی جستن و فعل‌پذیر شدن و کردن و همگانی شدن بی‌تفاوتی و فعل‌پذیری، خسهای دیگر و بس زهرآگین هستند. بدین‌خاطر است که استقامت کنندگان بر استقلال و آزادی، در زندانها، در درون و بیرون مرزها، الگوهای اخلاق و  الگوهای زندگی اخلاق‌مند هستند.

◀️ امیر انتظام محکوم به حبس ابد بود اما در خانه خود مرد. بدین‌سان، ایستادگی بی‌خدشه او بر حق خویش، ورق را برگرداند. توضیح این‌که نه در روزها و ماههای اول، بلکه در سالهای اول، او زندانی غیر قابل دفاع بود. استقامت خود او بر حق خویش و مداومت انگشت شماری که حقوق انسان را ذاتی حیات او و مقدم بر نوع عمل او می‌دانند و به دفاع عام از حقوق همه زندانیان صرف نظر از طرزفکر آنها معتقدند، از حق او، سبب شد که دفاع از حق او، همگانی‌تر بگردد و سرانجام، رابطه تغییر  کند: ایستادگان بر حق فعال شده‌اند و  رﮊیم  فعال مایشاء؛ فعل‌پذیر گشته‌ است.

◀️ بدین‌سان، وقتی اندک شمار انسانهای شجاع بر حق خود می‌ایستند، فعال می‌شوند و رﮊیم را فعل‌پذیر می‌کنند، وقتی جمهور شهروندان بر حقوق خویش عارف و بدانها عمل می‌‌کنند، کجا ممکن است اثری از استبداد برجا بماند؟

◀️ ایستادگی بدون امید و شادی ممکن نیست. آنها که در استقلال و آزادی می‌زیند و رشد می‌کنند، امید بر امید و شادی بر شادی می‌افزایند. امید و شادی ذاتی حیات هر انسان است. اما وقتی انسانی شجاعت زندگی کردن را از دست می‌دهد، ناامیدی و غم که ذاتی مرگ هستند، جانشین شادی و امید می‌شوند. از این‌رو است که تسلیم شدگان ناامید و غم‌زده می‌شوند، کز می‌کنند و در شیپور ناامیدی و غم می‌دمند.

◀️ امیر انتظام و دیگر ایستادگان بر حق رفته‌اند و می‌روند تا بمثابه الگو/بدیل بمانند و جبار و دستیاران و دژخیمان او می‌روند و خواهند رفت تا نمانند مگر بمثابه، اعلان خطر: انسانها تن به اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت ندهید؛ اگر تن بدهید، گرفتار جباران و دژخیمانی چون ما می‌شوید.

💬 درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2271/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 عباس امیرانتظام، نماد پایداری و استقامت
اا
👤 جبهه ملی ایران
اا

◀️ ارزش والای میراثِ امیر انتظام از مرزهای جغرافیایی عبور می‌کند و برای جهان امروز پیام‌آور صُلح، بشردوستی، دفاع از حقوق انسان‌ها و حَقِّ حاکمیت ملّت‌ها است.

◀️ مهندس عباس امیرانتظام فرزند راستین نَهضَت ملّی ایران است. او در عُنفُوان جوانی در جریان مبارزات نَهضَت ملّی ایران، به‌رهبری دکتر محمد مصدق، به حزب زحمتکشان ملّت ایران، از احزاب جبهه ملّی ایران راه پیدا کرد. پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد، ناامیدی بر وی چیره نشد و راه مصدق بزرگ را در «نَهضَت مقاومت ملّی» به پیشگامی «آیت‌الله حاج سیدرضا زنجانی» ادامه داد.

◀️ هدف اصلی انقلاب ایران پایه‌ریزی «استقلال» و «آزادی» به‌عنوان ارکان «حاکمیت ملّی» و دموکراسی بود. بنا بود نظام «جمهوریت» عُرفی و مُترقی، جایگزین نظام سلطنت موروثی شود. مصداق بارز آن، تدوین پیش‌نویس قانون اساسی بود که توسط نمایندگان جریان‌های ملّی تدوین شد و با اندکی جَرح و تعدیل، به‌تأیید آیت‌الله خمینی نیز رسید. اما انقلابی که برای تحقق استقلال و آزادی، جمهوریت و حاکمیت ملّی و عَدالت اجتماعی بود، نَخُست با تغییر ساختار مجلس مُؤسسان قانون اساسی به مجلس خبرگان قانون اساسی، سپس تغییر متن پیش‌نویس قانون اساسی مبتنی بر اصول حاکمیت ملّی و جمهوریت، توسط انحصارطلبان و اقتدارگرایان، تبدیل به حاکمیت فردی و ایدئولوژیکی گشت که ملّت و جمهور مردم در آن نقشی نداشتند.

◀️ درک بالای مهندس امیرانتظام از شرایط پیش آمده در مجلس خبرگان و شرایط بحران‌زای کشور، وی را برآن داشت که با گردآوری چندتن از یاران و حقوق‌دانان نَهضَت ملّی، غیر قانونی و غیر حقوقی بودن مجلس را تصدیق و لایحه انحلال مجلس خبرگان را تدوین نمایند. این لایحه به‌رغم موافقت اکثریت قاطع اعضای هیأت دولت، به‌ویژه شخص مهندس بازرگان، در نهایت توسط دولت تصویب شد. اما اقتدارگرایان نه‌تنها نسبت به تصویب این لایحه اصولی، توجهی نکردند که نسبت به طراح آن به شدت عَداوَت ورزیدند.

◀️ مهندس امیرانتظام نماد و پژواک آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی ملّت ایران از انقلاب مشروطه، نَهضَت ملّی و انقلاب ۱۳۵۷ است که در نبرد با استبداد، سرکوب می‌شود.

◀️ تاریخ بیش از یک قرن اخیر نشان داده است که با هر انقلاب و نَهضَتی، کودتایی جهت استقرار استبداد ایجاد می‌شود که سرنوشت دکتر مصدق، شهید دکتر حسین فاطمی و مهندس عباس امیرانتظام بیان‌کننده این دوره تسلسل است. گرچه پایه‌های  نهضت ملی ایران چنان عمیق است که هیچ‌گاه با کودتا و اختناق خاموشی نمی‌گیرد و این نَهضَت بزرگ ملّی همچنان ادامه دارد.

◀️ مهندس امیرانتظام حتی در زندان هم از روابط سیاسی و تسلیحاتی حاکمیت با غرب، پرده بر می‌داشت. روابطی که موجب حذف نیروهای انقلابی واقعی و تثبیت انحصارطلبان و اقتدارگرایان شد.

◀️ کشتار هزاران نفر از فرزندان این سرزمین در تابستان ۱۳۶۷ پیامد آن روابط بود که مهندس امیرانتظام دلیرانه در زندان طی دیدار با نمایندگان کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل به افشای کشتار بی‌ر‌حمانه زندانیان پرداخت.

◀️ او تا آخر عمر به‌گفته خود زندانی اخراجی بود! فردی که در زندان زیر بدترین انواع شکنجه‌ها قرار گرفت و بارها در زندان و بیرون زندان، تا همین روزهای آخر به واسطه آن شرایط بد زندان، تحت سخت‌ترین عمل‌های جراحی قرار گرفت به طوری‌که این اواخر آمد و شد با ویلچر برای وی یکی از تلخ‌ترین روزهای زندگی بود.

◀️ مهندس امیرانتظام هیچگاه نتوانست در دادگاهی عادلانه اعاده حیثیت شود و دلائل و حقایق این ظلم فاحشی را که بر او شد، بیان کند. حتی وی درخواست عفو را متناسب با منش ملّی و مصدقی خود نپذیرفت. با این‌حال از همان ابتدای دهه هفتاد تا آخرین روزهای حیات، با روشنگری و گفت‌وگوهای مختلف و همچنین با برملا شدن حقایق پس از گذشت چهل سال، نام او سربلند و سرافراز در وجدان عمومی بشریت می‌درخشد.

◀️ باز تأکید می‌کنیم آزادی تمامی زندانیان سیاسی، وجود آزادی‌های اساسی مانند آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و آزادی انتخابات و در نهایت برگزاری انتخابات صحیح وسالم مجلس مؤسسان قانون اساسی زیر نظارت قابل قبول برای همگان، روشی درست برای جلوگیری از تشدید بحران‌ها و رفع آن‌ها خواهد بود.

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2266/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 امیرانتظام قهرمانانه و با افتخار زیست
اا
👤 محمد جعفری
اا

◀️ بعد از پیروزی انقلاب، روحانیت وحزب جمهوری اسلامی تمامی فکر و ذکرشان در حول و حوش قبضه کردن قدرت و به انحصار در آوردن آن بود و با پشتبانی و رهبری آقای خمینی و برای تسخیر قدرت و به قول دکتر بهشتی برپائی دیکتاتوری «صلحا» و یا «صالح» و یا «دیکتاتوری ملی» دستشان باز گذاشته شده بود و برای رسیدن به مقصود از هر وسیله ممکن سود می جستند.

◀️ روحانیت تشنۀ قدرت با وجود تشکیل حزب جمهوری اسلامی و پشتیبانی آقای خمینی قادر نبودند که همه را کنار زده و خود قدرت فائقه شوند، لذا قدم به قدم در صدد حذف همه کسانی که در جامعه مطرح و از عزت و احترامی برخوردار بودند، بر آمدند.

◀️ بعد از اشغال سفارت آمریکا و استعفای دولت موقت، هر روز دانشجویان پیرو خط امام با در اختیار داشتن صدا و سیما، به افشاگری پرداختند، و نوک تیز حملۀ خود را متوجۀ نهضت آزادی و دولت موقت ساختند. هدف افشاگری ها هم در وحله اول حذف مرحوم بازرگان و نهضت آزادی و در مرحله بعدی سایر آزادیخواهان و ملیون از گردونه انقلاب بود.

◀️ آقای بهزاد نبوی در وصف گروگانگیری، گفت که اشغال سفارت و گروگان گیری برای ملت ایران ثمراتی در برداشته:«بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی و تیرگی روابط ایران و آمریکا عده ای تصور می کردند که آمریکا به ایران حمله نظامی خواهد کرد. ‏اما دانشجویان پیرو خط امام با اشغال لانه جاسوسی و گروگان گرفتن جاسوسان آمریکایی اقدام آنان را خنثی کردند» و«از همه مهمتر جناح خاصی از قدرت به زیر کشیده شد». یعنی اینکه نهضت آزادی به زیر کشیده شد.

◀️ آقای سید محمد خاتمی سرپرست آن موقع کیهان نوشت اشغال سفارت «توطئه وحشتناک آمریکا را در زمینه ‏نفوذ در مراکز بالای تصمیم گیری و اجرایی جمهوری نوپای اسلامی خنثی کرد». یعنی به نظرآقای محمد خاتمی،«درمراکز بالای تصمیم گیری و اجرایی جمهوری اسلامی» که در اختیار دولت موقت بود، آمریکایی ها نفوذ داشتند و با گروگانگیری و با به زیر کشیده شدن دولت موقت، نفوذ آمریکایی ها در جمهوری اسلامی خنثی شد.

◀️ برای حذف کامل نهضت آزادی از گرودنه انقلاب بایستی در درون نهضت آزادی حلقه ضعیفی که کمتر قابل دفاع باشد جستجوکرد و این حلقه ضعیف امیر انتظام بود. چرا امیر انتظام؟ به چهار دلیل عمده:یک- آقای محمد منتظری با تمام توان خود، برای اولین بار بعد از اینکه وی به معاونت نخست وزیر و سخنگوی دولت منصوب شد غیر مستقیم مطرح می کرد که امیر انتظام یهودی است، بدین شکل که می گفت پدر امیر انتظام یعقوب روافیان (و خودش هم عباس روافیان) بوده و بعد فامیل خود را از روافیان به امیر انتظام تغییر داده است. او این نکته و جاسوس بودن وی را در همه جا مطرح می کرد .

◀️ دو-امیرانتظام خیلی شیک پوش و شکل شمایل غربی داشت. این نوع شکل و شمایل در آن دوران که اورکت دست دوم و لباسهای مندرس مد جوانان هیجان زده و بخشی از سیاسیون به دنبال نان و آب و نان به نرخ روز خور بودند، همخوانی نداشت. امیر انتظام هم خود معترف است که « من در نظر او (منظور دکتر یزدی) مسلمان غیر مذهبی بودم و شباهتی با اکثریت اعضای مذهبی هیئت دولت نداشتم». وقتی در نظر دکتر یزدی چنین است شما خود می توانید حدس بزنید که در نظر دیگران چگونه بوده است.

◀️ سه- امیر انتظام در بین سیاسیون فرد شناخته شده ای نبود. وی در سالهای 1332و1333 بعد از کودتای 28 مرداد 1232، در دفتر نهضت مقاومت ملی عضویت داشته و در زمان آمدن نیکسون به ایران نامه اعتراضی کمیته مرکزی نهضت مقاومت ملی را در سفارت آمریکا تحویل شخصی بنام ریچارد کاتم می دهد (13) و بعد از آن به کار بازرگانی می پردازد و از امور سیاسی دست می شوید. این ناشناخته بودن و ناگهان پیدا شدنش در یکی از مهمترین پست های دولت موقت، وی را نزد سیاسیون داخل و خارج ضربه پذیر ساخته بود.

◀️ 4- آنها می دانستند آقای امیر انتظام در بین اعضای کلیدی نهضت آزادی مخالف جدی دارد. یزدی و صباغیان از مخالفان سرسخت امیر انتظام در هیئت دولت بودند.

◀️ افشاگری ها به طور مستقیم امیرانتظام حلقه ضعیف تر و غیرمستقیم کل نهضت آزادی و سایر ملیون را در بر گرفت و با انتشار اسناد بی سر و ته با تمام قدرت تبلیغاتی صدا و سیما و سایر دستگاه های روابط جمعی و از جمله منابر و نماز جمعه، وی به عنوان جاسوس آمریکا و سازمان "سیا" در بوق و کرنا گذاشته شد. و با جعل امضای صادق قطب زاده وزیر امور خارجه توسط کمال خرازی معاون وزیر خارجه و همدستی دادستانی انقلاب و دانشجویان پیرو خط امام امیرانتظام از استکهلم به ایران فراخوانده شد و شبی بعد از ورود به ایران در 27 آذر 57 بازداشت گردید و همزمان افشاگری ها و جاسوسی امیر انتظام از صدا و سیمای جمهوری شروع شد. و امیر انتظام تحت نام جاسوسی به زندان فرستاده شد و حتی اجازه وکیل گرفتن هم به وی داده نشد.
◀️ در دادگاه هم چند نفر شاهد از جمله محمد منتظری، معادیخواه، و... شهادت به جاسوسی وی دادند و از دادگاه تقاضای اعدام کردند و دادگاه فرمایشی با حکم محمدی گیلانی امیر انتظام را به حبس ابد بدون تخفیف محکوم ساخت. با وجودیکه مرحوم مهندس بازرگان و دکتر سحابی در دادگاه حاضر شدند و مهندس بازرگان در دفاع از امیر انتظام گفت هر کاری که او کرده و با هر جا که تماس گرفته با اجازه و دستور من بوده است اما این دفاع از نظر دادگاه مسموع نیفتاد. البته دکتر یزدی که هنوز به دلایل خاصی نزد آقای خمینی نفوذی داشت کوچکترین دفاعی از امیر انتظام بعمل نیاورد.

◀️ به نظر اینجانب اشتباه بزرگ نهضتی ها و بویژه دکتر یزدی و بازرگان در مورد دفاع از امیر انتظام در این بود که در زمانی که جامعه را تب و تاب افشاگری در رابطه با آمریکا و جاسوسی فرا گرفته بود و لبۀ تیز حمله متوجه امیرانتظام بود و او عامل آمریکا قلمداد می شد، نیامدند روشن با اسناد و مدارک به جامعه بگویند که بله گفتگو و رابطه با آمریکائی ها که در پاریس و آمریکا برقرار بوده با مجوز آقای خمینی انجام شده است و حتی دکتر بهشتی در اردیبهشت 57 یک ماهی در واشنگتن بوده و با آنها گفتگو می کرده است. آن وقت دیگر امکان نداشت که تمامی کاسه و کوسه ها بر سر امیر انتظام شکسته شود و شدیداً این حربه تماس با آمریکائی ها و جاسوسی کند می شد. اگر آقای یزدی همان اطلاعاتی را که در جلد سوم خاطرات خود بعد از گذشت سی سال منتشر کرد، آن روز منتشر می کرد وضعیت جور دیگری رقم می خورد.

◀️ اسناد سفارت نشان دهنده جاسوسی نیست زیرا اولاً متن اسناد، دم بريده و به دلخواه ارائه شده و با توضيح و تفسير دانشجويان مخلوط است و معلوم نيست چقدر ترجمه اسناد صحيح و ‏بدون دخل و تصرف ترجمه شده است. چنين به نظر می رسد که اسناد چنان ترجمه شده که خواست دل و برداشت خود را از آنها در ‏بياورند.‏ثانياً به فرض صحت ترجمه، بیشتر اسناد توصيف شخصی از شخص ديگر است که ممکن است درست و يا نادرست باشد. و به «توصيف» سند ‏گفته نمی شود و با توصيف شخصی از شخصی، کسی جاسوس از کار در نمی آيد.

◀️ بنا به تشخیص وی، «در زمان تشکيل مجلس خبرگان سه تخلف انجام شده بود: ‌‏1 ـ باید پيش نويس قانون اساسی تهيه شده توسط دولت موقت مورد بررسی قرار می گرفت، در حاليکه اين پيش ‏نويس دور انداخته شده بود ‏2 ـ قرار بود این پيش نويس در مجلس مؤسسان مورد بررسی قرار گيرد در حالي که‏ مجلس خبرگان با نمايندگانی که ‏اکثرا ً روحانی بودند و با تعداد 75 نفر تشکيل شده بود ‏3 ـ مدت زمان رسيدگی يک ماه تعيين شده بود، در حاليکه مجلس بيش از سه ماه ادامه داشت.

◀️ وی بعد از آماده کردن طرح انحلال مجلس خبرگان و گرفتن موافقت نخست وزیر مهندس بازرگان، آن را به امضای 18 نفر از وزراء رساند و چهار نفر آقايان دکتر ابراهيم يزدی، مهندس هاشم صباغيان، ‏مهندس علی اکبر معين فر و ‏دکتر ناصر ميناچی مخالف طرح بودند و آنرا امضاء نکردند.

◀️ اینکه گفته شد امیر انتظام مظلوم زیست بدین علت است که زعمای حزب جمهوری کاملاً آگاه بودند، که این اسناد ارائه شده بیان کننده جاسوسی کسی نیست اما برای قبضه کردن قدرت نه تنها صدایشان در نمی آمد، بلکه همه جانبه از دانشجویانی که عامل دست خودشان بودند حمایت و پشتیبانی می کردند.

◀️ بالاخره به نظر آقاي رفسنجانی، آقاي امیر انتظام جاسوس بوده است یا خیر؟ آقاي رفسنجانی می گوید اسناد فاش شده، نشان دهنده جاسوسی امیر انتظام نبود و حرف هاي بازرگان که ایشان را جاسوس نمی دانست، تائید می کردیم و معتقد بودیم که اسنادي که آنها فاش کرده اند، نشان دهنده جاسوسی نیست جدا از آنکه استنباط قطعی در این زمینه را مربوط به وزارت دادگستري می دانستیم و می گفتیم آنها باید قضاوت را بکنند» ولی (نمی خواستیم بگوئیم که دانشجویان دروغ می گویند)!» این که امروز آقاي رفسنجانی حتی 23 سال بعد از حادثه هنوز به نعل و به میخ میزند و حاضر نمیشود شفاف حرف بزند جز براي تبرئه خود و حفظ کسانی نیست که وسیله آقاي خمینی و حزب جمهوري اسلامی آلت دست قرار گرفته بودند؟

◀️ شاید ناگهان پیدا شدن امیرانتظام در حوزه سیاسی و نزدیکی اش به مهندس بازرگان و قرار گرفتن در دو پست عالی دولتی حسادت بعضی از دوستان نهضتی را بر انگیخته باشد. و حتی دیده شد که وقتی امیر انتظام در دادگاه و بیرون دادگاه در اوج فشار بود، بعضی اعضای مهم نهضت آزادی بویژه دکتر یزدی حاضر نشد که کوچکترین پشتیبانی از امیرانتظام هم حزبی خود روا دارد. این هم مظلومیت وی از جانب دوستان هم حزبی خودش.
◀️ وقتی من اول بار در اوین از وجود یك چنین سلولهایی در قلمرو تحت سلطه ی حاج داوود رحمانی مطلع شدم، باورم نمی شد كه یك چنین بندهای تنبیهی وجود داشته باشد و چگونه ممكن است این عده در یك چنین سلولی به ابعاد دو و نیم در دو و هفتاد در یكمتر و شصت حتی یك روز بسر ببرند. اما این واقعیتی است كه بسیاری از زندانیان با گوشت و پوست خود آنرا لمس كرده اند. و امیرانتظام به طوری که نقل کرد سه،چهارماهی را در این سلول های تنبیهی سی نفره زندگی کرده که بر اثر فشار و نبود امکان خواب درست و سایر امکانات به بیماری های مختلفی دچار شده است.

◀️ بار دوم در سال 1363 بود که مرا به بند 6 واحد 2 قزل حصار انتقال دادند. در این بند بود که باز با امیرانتظام هم بند شدم. در این بند چون در آن موقع امکان هواخوری و قدم زدن در حیاط بند را داشتیم، امیرانتظام به من گفت: کسانی که انتظار مرگ مرا می کشیدند، هم اکنون کفن خودشان پوسیده شده است و منظورش از این کلام بیشتر محمد منتظری بود. وقتی هم که صحبت از بنی صدر به میان می آمد، به عنوان دوست با نام کوچک ابوالحسن از او یاد می کرد. از روزنامه انقلاب اسلامی هم سپاسگزار بود که گزارش دادگاه، نامه های وی به رئیس جمهور و دیگران و مشروح دفاعیات وی را منتشر کرده است.

◀️ وی بر خلاف بعضی ها که خود را بسیار قدرتمند و سیاستمدار می دانستند، و فریب زعمای زندان و دادستانی را خوردند و حاضر شدند که در مصاحبه ها سخنانی علیه مهندس بازرگان و نهضت و یا نقدهایی از عملکرد و تفکر وی عنوان کنند و بعد که بخشهایی از آن مصاحبه ها در سیمای جمهوری ولایت فقیه پخش شد، دادشان در آمد که گفته شده بود که این مصاحبه خصوصی است و پخش نخواهد شد؛ از او به طرق مختلف و دادن وعده و وعید و انواع و اقسام حیله ها می خواستند که بیاید و سخنی علیه مهندس بازرگان بر زبان آورد، اما وی بر خلاف آن ها تمامی شکنجه های روحی و تنبیهی را تحمل کرد و مانند یک قهرمان داغ فریب نخوردن خود از زعمای زندان و دادستانی و سایر مقامات جمهوری اسلامی را بر دلشان نهاد و حاضر نشد کوچکترین سخنی علیه بازرگان بر زبان آورد.

◀️ ‏2/3 طرح انحلال مجلس خبرگان‏

◀️ بطوريکه بعدها نقل و فاش گرديد، هيئت دولت در جمع خود طرح انحلال مجلس خبرگان را از جمله بدليل ‏اينکه طبق دستور و بيانات آقای ‏خمينی و هيئت دولت قرار بوده مجلس يکماهه کار خود را تمام کند و اکنون ‏بيش از دوماه از زمان گشايش آن می گذرد و هنوز به کار ‏خود پايان نداده و معلوم نيست کی تمام خواهد شد، ‏بنا براين پيشنهاد می شود مجلس خبرگان منحل و همان قانون اساسی مصوب هيئت ‏دولت و شورای انقلاب و ‏تأييد آقای خمينی به رفراندم گذاشته شود.‏

◀️ ‏ اصل ماجرا را از زبان آقای امير انتظام که پيشنهاد ‏کننده طرح است بشنويد:‏

◀️ آن سوی اتهام ص 50-48و86-87 و گروگان گیری ص 34-31.

◀️ ‏«... در مهر ماه 1358 برای شرکت در جلسه ايکه جان استمپل و جرج کيو و کارمند ديگر ‏وزارت خارجه آمريکا قرار بود با مهندس ‏بازرگان نخست وزير داشته باشند به تهران آمدم.» 93‏ در چند ‏روز اقامت در تهران در چند ميهمانی خانوادگی شرکت کردم و دليل آن هم اين ‏بود که بتوانم از نظرات ‏دوستان و هموطنانم آگاه شوم. در اين جلسات عموما ً از وضعيت موجود شکايت داشتند و اوضاع را خيلی ‏وخيم ‏توصيف می کردند. چون در اين جلسات اغلب زن و مرد و عده ای نوجوان هم شرکت داشتند، من نمی ‏توانستم نظرات خود را در باره ‏اوضاع و دورنمای آينده مملکت تشريح کنم، بنابر اين در صدد برآمدم ‏اعضای شورای مقاومت ملی سال 1332 را برای مشورت و تبادل ‏نظر دعوت کنم. اين جلسه در منزل آقای ‏محمد تقی انوری يکی از افراد مبارز و فداکار نهضت در بازار تشکيل شد. اعضای شرکت کننده ‏تا آنجا که ‏بخاطر دارم عبارت بودند از آقايان عباس سميعی، احمد صدرحاج سيد جوادی، فتح الله بنی صدر، امير حسين ‏پولادی، رحيم ‏عطائي، عباس رادنيا، مقدم مراغه 94‏...‏

◀️ در اين گردهمائي ضمن تشريح وضع نابسامان موجود و بحث و تبادل نظر پيرامون مسائل جاری، عدم ‏وجود قانون فراگير، هرج و ‏مرج و تعدد مراکز قدرت بدون نظارت و امکان پاسخگويی، هريک از ‏حاضران برای چاره جوئي پيشنهادی را مطرح نمود که مورد تأييد ‏ديگران واقع نشد. نظر من بر اين بود که ‏مشکلاًت ما از فقدان قانون است و چون در اين رابطه مجلس خبرگان ماهيتی بدعت آميز داشت، ‏تخلف کرده ‏بود، طرح انحلال آن را پيشنهاد کردم. مردم ايران به نمايندگان خود اين وظيفه را محول کرده بودند که پيش ‏نويس قانون ‏اساسی تهيه شده توسط هيئت دولت موقت را مورد بررسی قرار دهند و اين بررسی را مدت ‏يکماه به پايان ببرند.‏
◀️ در زمان تشکيل مجلس خبرگان سه تخلف نسبت به رفراندم 12 فروردين 58 انجام شده بود: ‏

◀️ ‏1 ـ پيش نويس قانون اساسی تهيه شده توسط دولت موقت مورد بررسی قرار می گرفت، در حاليکه اين پيش ‏نويس دور انداخته شده بود و ‏يک پيش نويس قانون اساسی مذهبي مورد بررسی و مداقه قرار داشت.‏

◀️ ‏2 ـ قرار بود پيش نويس قانون اساسی دولت موقت در مجلس مؤسسان مورد بررسی قرار گيرد در حاليکه‏ مجلس خبرگان با نمايندگانی که ‏اکثرا ً روحانی بودند و با تعداد 75 نفر تشکيل شده بود.‏

◀️ ‏3 ـ مدت زمان رسيدگی يک ماه تعيين شده بود، در حاليکه مجلس بيش از سه ماه ادامه داشت. بنابر اين طرح ‏انحلال مجلس خبرگان، ‏پاسخی بود به خواست مردم که منتظر يک قانون اساسی جديد و دموکراتيک در ‏مقابل قوانين رژيم سلطنتی بودند و به اين ترتيب برمبنای ‏پيش بينی من، از تدوين يک قانون اساسی که قدرت را در انحصار روحانيون قرار ‏می داد، جلوگيری بعمل می آمد.‏

◀️ پس از تأييد پيشنهاد من، از افراد حاضر در جلسه که عده ای حقوق دان در بين آنها بود تقاضا کردم که متن ‏حقوقی طرح را تهيه نمايند. ‏متن اين طرح توسط آقايان احمد صدر حاج سيد جوادی و فتح الله بنی صدر تهيه و انشاء ‏و اصلاًح نهايی آن به عهده فتح الله بنی صدر ‏گذاشته شد. صبح روز بعد به منزل فتح الله بنی صدر رفتم و ‏طرح تهيه شده را گرفتم . ولی طرح مزبور بدون اطلاع مهندس بازرگان ‏نخست وزير تهيه شده بود و من ‏مخصوصا ً ايشان را در جريان جلسه طرح قرار نداده بودم تا نتيجه کار را به اطلاع ايشان برسانم . لذا ‌‏طرح را به نخست وزيری بردم و از آقای بازرگان خواهش کردم دستور بدهد در اتاق ايشان را قفل کنند تا ‏من بتوانم جريان مذاکرات ‏ديشب را به اطلاعشان برسانم. ايشان دستور داد در اتاقشان را قفل کردند و من ‏نخست وزير را در جريان مذاکرات و تصميمات و نتايج ‏جلسه شب قبل قرار دادم . آقای بازرگان پس از ‏مطالعه طرح، سرش را روی دست های خود روی ميز قرار داد، و مدتی فکر کرد. پس ‏از نزديک به بيست ‏دقيقه سرش را بلند کرد و گفت: من هم با اين طرح موافقم، بعد اضافه کرد: برو خودت متن را روی کاغذ ‏بلندی ماشين ‏کن و آن را به امضاء وزرا برسان. من متن ماشين شده را به وزارتخانه های مختلف بردم و 14 ‏نفر از وزراء آن را امضاء کردند. وقتی ‏به نخست وزيری بازگشتم نتيجه را به اطلاع نخست وزير رساندم. ‏ايشان پرسيد برای بقيه امضاها چه کنيم؟ گفتم معمولا ً آقايان وزراء قبل ‏از تشکيل جلسه دولت برای سلام به ‏اتاق شما سرمی زنند، از آنها بخواهيد در صورت موافقت ‏آنرا امضاء کنند. همين کار را کرد و 4 نفر ‏ديگر نيز طرح را امضاء کردند، به اين ترتيب 18 نفر وزير آن ‏را تأييد کردند. 95‏

◀️ آقايانی که مخالف طرح بودند و آنرا امضاء نکردند عبارتند از: دکتر ابراهيم يزدی، مهندس هاشم صباغيان، ‏مهندس علی اکبر معين فر و ‏دکتر ناصر ميناچی.‏

◀️ در آن زمان به دليل بروز اختلافاتی بين دولت و شورای انقلاب پنج نفر از اعضاء دولت در شورای انقلاب و ‏پنج نفر از اعضای شورای ‏انقلاب، بدون داشتن حق رأی در هيئت دولت شرکت می کردند و من می دانستم ‏در صورتی که طرح تصويب شده در هيئت وزيران برای ‏اطلاع مردم ايران اعلام نشود و موکول به تصويب ‏آيت الله خمينی گردد، آن طرح اجرا نخواهد شد، به همين دليل قبل از اينکه نخست ‏وزير از اتاق به محل ‏تشکيل کابينه برود به ايشان پيشنهاد کردم خبرنگاران راديو و تلويزيون و روزنامه ها را دعوت کنيم تا در ‏نخست ‏وزيری حضور پيدا کنند و آقای بازرگان بلافاصله پس از خروج از هيئت دولت طرح تصويب شده را ‏به اطلاع خبرنگاران برسانند. ‏نخست وزير پيشنهادم را پذيرفت و من از رئيس دفتر ايشان خواستم تا از ‏خبرنگاران دعوت کنند و خودم در اطاق رئيس دفتر ايشان ماندم. ‏جلسه هيئت دولت پنج ساعت طول کشيد و ‏در ساعت ده شب خاتمه يافت. اولين کسی که از جلسه خارج شد و به طبقه بالا آمد، شخص ‏نخست وزير بود. ‏من بالای پله ها انتظار ايشان را می کشيدم. ايشان فوق العاده عصبي و هيجان زده بود، وقتی به من رسيد مرا ‏به کناری ‏کشيد و ابتدا سوگند داد تا مسئله را فراموش کنم و دوم اينکه بلافاصله به سوئد باز گردم، از ايشان ‏جريان را پرسيدم گفت بعدا ً برايت ‏خواهم گفت روز بعد به سوئد بازگشتم و ماوقع را در هواپيما نوشتم تا ‏روزی در کتابي آنرا مورد بررسی قرار دهم.» 96‏

💬 درمورد این مقاله 1 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2261/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 تلاش بیهوده انقلابیون
اا
👤 شیرین عبادی
اا

◀️ در ماههای اول انقلاب خروج آقایان از ایران ممنوع بود و چون با همسرم یک پاسپورت گرفته بودم، ممکن بود سفرم مواجه با مشکل شود. پس از تحقیقات متوجه شدم خروج از کشور برای آقایان تنها با اجازه «نخست وزیری» امکان دارد و مسئول این امر کسی بود به نام عباس امیرانتظام. …این اولین ملاقات حضوری من با زنده یاد عباس امیرانتظام بود. چندی بعد خبر بازداشت ایشان را در روزنامه ها خواندم، دفاع شجاعانه مهندس بازرگان از معاونش را از طریق رسانه ها پیگری می کردم. اما از آنجایی که قرار نبود بیدادگاه انقلاب به عدالت حکم کند، امیرانتظام را به حبس ابد محکوم کردند.

◀️ دیدار دوم ما در اتاق ملاقات زندان اوین بود. من برای دیدن زرافشان – وکیل دادگستری که به ۵ سال حبس محکوم شده بودـ رفته بودم و امیرانتظام نیز با وکیل خود ملاقات داشت. نیم ساعتی به صحبت و گفتگو گذشت و عجیب آن که پس از آن همه سال او را استوارتر و مقاوم تر از روزی دیدم که معاون نخست وزیر بود. من بیرون از زندان و او در زندان بود. اما این زندانی به من قوت قلب می داد که این روزهای تیره خواهد گذشت و ملت ایران ققنوس وار از خاکستر بی عدالتی و خرابی های ناشی از کژرفتاری های انقلابیون به قدرت رسیده برخواهد خاست.

◀️ دیدار سوم در خانه هنرمندان بود که برای بزرگداشت عزیزی برپا شده بود و او جهت ادای احترام به هنرمندان در آن جلسه با استفاده از فرصت مرخصی که داشت، شرکت کرده بود. با دیدن او جماعت حاضر در تالار یک صدا فریاد برآودند: «درود بر امیرانتظام» با خوشرویی پاسخی داد و نشست. در آنجا معنای واقعی عدالت را یکبار دیگر دریافتم.

◀️ انقلابیون!! تمام توان خود را بکار برده بودند و با اسناد دروغین تلاش کردند که او را جاسوس معرفی کنند و فریاد شادی مردم پاسخی به تلاش های بیهوده گروگان گیران سفارت آمریکا بود. همان کسانی که باعث شدند سیاست خارجی ایران تا به امروز به کژراهه رود، در حالی که  تعدادی از آنان فرزندانشان امروزه در آمریکا زندگی می کنند و یا تحصیل کرده اند.

💬 درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2252/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot