تاریخ میانه
کدام گزینه درست است؟
🌱
متاسفانه اینگونه سخنان بیپایه و سند را حتی از بزرگان معاصر، بسیار شنیدهایم:
اما باید دانست، نام کوروش در تاریخ ایران هیچگاه گم نشد، که اکنون گروهی بخواهند مدعی یافتن دوبارهٔ آن در قامت کیخسرو روایی و یا ترجمههای کتب فرانسوی شوند:
-نام کوروش در استوانهٔ خط میخی اکدی (بابلی نو)، کتیبهٔ بیستون داریوش، سالنامهٔ نبونید و کتیبهٔ کاخ پاسارگاد ثبت شده است.
-در سنگنوشتههای هخامنشی که به خط و زبان پارسی باستان نگاشته شدهاند، به صورت «کورو» یا «کوروش» و در صیغهٔ مضافالیه «کورائوش» خوانده میشد. در نسخهٔ ایلامی سنگنوشتهها «کوراش» و در متون اکدی «کورِش» نوشته شده است. این نام در تورات به صورت «کورُش» و «کورِش» ضبط شده است.
-تواریخ یونانی مانند هرودت، کتزیاس و گزنفون در زبان یونانی آن را «کورُس» میگفتهاند، که همین نام با اندکی اختلاف در روم (اروپا) «سایروس» یا «سیروس» خوانده میشود.
-در اثر موسی خورنی مورخ ارمنی سده ۵ م. آمده، «خداوند یاری کرد که کوروش مادها را براندازد».
-ابن بلخی مورخ قرن ششم میگوید، «کرش (کوروش) که یهودیان را آزاد ساخت و آخرین پادشاه آشور را شکست داد».
-از مورخین سدههای اسلامی، ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر تاریخالدول «کورش الفارسی» و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام این شاه را «کورُش»، مسعودی در مروجالذهب «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشتهاند. دینوری نیز در داستان بهمن، از «کوروش» نام برده است.
-در سفرنامه پیترو دلاواله (۱۰۲۵ هجری) آمده است، «میگویند آنان (ایرانیان زرتشتی) برای حفظ آتش کماکان به همان طریقی که مغها در زمان کوروش و داریوش عمل میکردند، رفتار میکنند» (صفحه ۷۹).
-در تفسیر قرآن حسینی (مواهب علیه) ملاحسین واعظ کاشفی (۸۹۸ هجری) در باب سوره اسرا آمده، «بختنصر مجوسی را که کاتب سنحاریب (سناخریب) بود ... بر ایشان گماشت تا بیامد و بایشان حرب کرده غالب شد و مسجد ... توریت (تورات) را بسوخت ... بعد از آن کوروش همدانی ... ازین حال خبر یافته...».
-تفسیر سورآبادی معروف به تفسیرالتفاسیر، تفسیری از قرآن و حاصل کار ابوبکر عتیق نیشابوری در قرن پنجم که کهنترین تفسیرهای فارسی قرآن است، در تفسیر آیه ۵ سورهٔ اسرا آورده، «آن بندگانی که خداوند برای مجازات یهودیان بر ایشان گماشت قوم بختالنصر بودند که همگی گَور (گبر، زرتشتی) بودند. خود بختالنصر از فرزندان کیقباد بود و در اصل کیکوروش نام داشت ... بختالنصر یا کیکوروش بعد از سلیمان پادشاه عجم شد و به اورشلیم لشگر کشید ... آنگاه پس از او کوروش همدانی به سلطنت رسید که یهودیان تبعید شده را آزاد کرد».
-در کشف الأسرار و عدة الأبرار تالیف ابوالفضل رشیدالدین میبدی (۵۲۰ قمری) که بر اساس تفسیر خواجه عبدالله انصاری تالیف شده و در بین ترجمهها و تفسیرهای معتبر قرآن به زبان فارسی ارزشی والا و مقامی خاص دارد نیز داستان مرگ کوروش بررسی شده است.
-شیخ ابوالفتوح رازی از مفسران سده ششم، در اثر فارسی خود «روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن» در ترجمهٔ حدیثی از پیامبر اسلام به نقل از حذیفه ابن الیمان (صحابی پیامبر) پیرامون بیتالمقدس و بنیاسرائیل، مینویسد، «…حذیفه گفت، من گفتم: یا رسولالله بیتالمقدس همانا جایى بزرگوار بوده است. [پیامبر] گفت: ... بختنصّر این همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسیران بنیاسرائیل را با خود به آنجا برد و ایشان در دست او صد سال بماندند. ایشان را به بندگى مىداشت و بختنصّر و لشکرش گبرکان بودند و در میان این بنیاسرائیل بعضى صالحان و پیغامبرزادگان بودند خداى تعالى بر زبان بعضى پیغامبران امر کرد پادشاهى را از پادشاهان پارس نام او کورش -و او مردى مؤمن بود- که برو و بنىاسرائیل را از دست بختنصّر بستان و حلّى بیتالمقدّس از او بستان و باز جاى بر».
-سمعانی (قرن ششم) در الانساب، شعری عربی را به نقل از یک شاعر ایرانی (وافر) نقل کرده است:
و بیتالمقدس المعمور بیت
ورثناه عن المتقدمینا
بناه کورش البانی المعالی
بامرالله خیر الآمرینا
بیتالمقدس، این خانهٔ آباد را ما از پیشینیان خود به میراث بردهایم. کوروش آن بنیانگذار بزرگواریها به دستور خداوند که بهترین فرماندهان است، آن را بنا نهاد.
@midhistor
متاسفانه اینگونه سخنان بیپایه و سند را حتی از بزرگان معاصر، بسیار شنیدهایم:
«تاریخ کلاسیک ما، تا صد و بیست سال پیش ناشناخته بود. پژوهشگران اروپایی تاریخ کلاسیک جهان را، از روی کتابهای تاریخی یونان و روم، سنگنوشتهها و گنجینههای تاریخی دیگر گردآوری کردند. و ما هم از اروپاییان به تدریج آن را یاد گرفتیم. در حالیکه پیش از آن تنها تاریخ حماسی خود را میشناختیم. و بسیاری آن را تاریخ راستین میانگاشتند. و هنوز هم کم نیستند ایرانیانی که بیشتر با تاریخ حماسی آشنا هستند، تا با تاریخ کلاسیک».
اما باید دانست، نام کوروش در تاریخ ایران هیچگاه گم نشد، که اکنون گروهی بخواهند مدعی یافتن دوبارهٔ آن در قامت کیخسرو روایی و یا ترجمههای کتب فرانسوی شوند:
-نام کوروش در استوانهٔ خط میخی اکدی (بابلی نو)، کتیبهٔ بیستون داریوش، سالنامهٔ نبونید و کتیبهٔ کاخ پاسارگاد ثبت شده است.
-در سنگنوشتههای هخامنشی که به خط و زبان پارسی باستان نگاشته شدهاند، به صورت «کورو» یا «کوروش» و در صیغهٔ مضافالیه «کورائوش» خوانده میشد. در نسخهٔ ایلامی سنگنوشتهها «کوراش» و در متون اکدی «کورِش» نوشته شده است. این نام در تورات به صورت «کورُش» و «کورِش» ضبط شده است.
-تواریخ یونانی مانند هرودت، کتزیاس و گزنفون در زبان یونانی آن را «کورُس» میگفتهاند، که همین نام با اندکی اختلاف در روم (اروپا) «سایروس» یا «سیروس» خوانده میشود.
-در اثر موسی خورنی مورخ ارمنی سده ۵ م. آمده، «خداوند یاری کرد که کوروش مادها را براندازد».
-ابن بلخی مورخ قرن ششم میگوید، «کرش (کوروش) که یهودیان را آزاد ساخت و آخرین پادشاه آشور را شکست داد».
-از مورخین سدههای اسلامی، ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر تاریخالدول «کورش الفارسی» و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام این شاه را «کورُش»، مسعودی در مروجالذهب «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشتهاند. دینوری نیز در داستان بهمن، از «کوروش» نام برده است.
-در سفرنامه پیترو دلاواله (۱۰۲۵ هجری) آمده است، «میگویند آنان (ایرانیان زرتشتی) برای حفظ آتش کماکان به همان طریقی که مغها در زمان کوروش و داریوش عمل میکردند، رفتار میکنند» (صفحه ۷۹).
-در تفسیر قرآن حسینی (مواهب علیه) ملاحسین واعظ کاشفی (۸۹۸ هجری) در باب سوره اسرا آمده، «بختنصر مجوسی را که کاتب سنحاریب (سناخریب) بود ... بر ایشان گماشت تا بیامد و بایشان حرب کرده غالب شد و مسجد ... توریت (تورات) را بسوخت ... بعد از آن کوروش همدانی ... ازین حال خبر یافته...».
-تفسیر سورآبادی معروف به تفسیرالتفاسیر، تفسیری از قرآن و حاصل کار ابوبکر عتیق نیشابوری در قرن پنجم که کهنترین تفسیرهای فارسی قرآن است، در تفسیر آیه ۵ سورهٔ اسرا آورده، «آن بندگانی که خداوند برای مجازات یهودیان بر ایشان گماشت قوم بختالنصر بودند که همگی گَور (گبر، زرتشتی) بودند. خود بختالنصر از فرزندان کیقباد بود و در اصل کیکوروش نام داشت ... بختالنصر یا کیکوروش بعد از سلیمان پادشاه عجم شد و به اورشلیم لشگر کشید ... آنگاه پس از او کوروش همدانی به سلطنت رسید که یهودیان تبعید شده را آزاد کرد».
-در کشف الأسرار و عدة الأبرار تالیف ابوالفضل رشیدالدین میبدی (۵۲۰ قمری) که بر اساس تفسیر خواجه عبدالله انصاری تالیف شده و در بین ترجمهها و تفسیرهای معتبر قرآن به زبان فارسی ارزشی والا و مقامی خاص دارد نیز داستان مرگ کوروش بررسی شده است.
-شیخ ابوالفتوح رازی از مفسران سده ششم، در اثر فارسی خود «روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن» در ترجمهٔ حدیثی از پیامبر اسلام به نقل از حذیفه ابن الیمان (صحابی پیامبر) پیرامون بیتالمقدس و بنیاسرائیل، مینویسد، «…حذیفه گفت، من گفتم: یا رسولالله بیتالمقدس همانا جایى بزرگوار بوده است. [پیامبر] گفت: ... بختنصّر این همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسیران بنیاسرائیل را با خود به آنجا برد و ایشان در دست او صد سال بماندند. ایشان را به بندگى مىداشت و بختنصّر و لشکرش گبرکان بودند و در میان این بنیاسرائیل بعضى صالحان و پیغامبرزادگان بودند خداى تعالى بر زبان بعضى پیغامبران امر کرد پادشاهى را از پادشاهان پارس نام او کورش -و او مردى مؤمن بود- که برو و بنىاسرائیل را از دست بختنصّر بستان و حلّى بیتالمقدّس از او بستان و باز جاى بر».
-سمعانی (قرن ششم) در الانساب، شعری عربی را به نقل از یک شاعر ایرانی (وافر) نقل کرده است:
و بیتالمقدس المعمور بیت
ورثناه عن المتقدمینا
بناه کورش البانی المعالی
بامرالله خیر الآمرینا
بیتالمقدس، این خانهٔ آباد را ما از پیشینیان خود به میراث بردهایم. کوروش آن بنیانگذار بزرگواریها به دستور خداوند که بهترین فرماندهان است، آن را بنا نهاد.
@midhistor
❤1
🌱
این شخص با نام «نغمهی توحید»، همان کسی است که در گروه آرتا به بنده هتاکی کرد، چون دربارۀ ادعای وی مبنی بر لواطگر بودن ایرانیان، از او سند خواسته بودم.
سپس چون خودش از مدیران گروه ایرانستیز آرتا است، با حمایت دیگر مدیران آنجا (اشخاصی موسوم به ابراهیمی، شادفر و...)، مرا اخراج کردند.
در ادامه، همین شخص در گروه #مرد_میدان حاضر شد و بنده را «احمق جون» خطاب کرد و متعاقبا توسط مدیران گروه اخراج شد.
متن تصویر، خود گویای میزان لجنی است که ذهن این افراد را پر کرده و حکایت از حد نفرت ایشان از ایران دارد.
#ایرانستیز
#گروه_پژوهشی_آرتا
@midhistor
این شخص با نام «نغمهی توحید»، همان کسی است که در گروه آرتا به بنده هتاکی کرد، چون دربارۀ ادعای وی مبنی بر لواطگر بودن ایرانیان، از او سند خواسته بودم.
سپس چون خودش از مدیران گروه ایرانستیز آرتا است، با حمایت دیگر مدیران آنجا (اشخاصی موسوم به ابراهیمی، شادفر و...)، مرا اخراج کردند.
در ادامه، همین شخص در گروه #مرد_میدان حاضر شد و بنده را «احمق جون» خطاب کرد و متعاقبا توسط مدیران گروه اخراج شد.
متن تصویر، خود گویای میزان لجنی است که ذهن این افراد را پر کرده و حکایت از حد نفرت ایشان از ایران دارد.
#ایرانستیز
#گروه_پژوهشی_آرتا
@midhistor
----👆👆👆👆👆👆👆👆👆----
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
Anonymous Poll
20%
اتفاقی است
29%
ارتباط داشتهاند
47%
از اولی به دومی منتقل شده
4%
از دومی به اولی منتقل شده
تاریخ میانه
----👆👆👆👆👆👆👆👆👆----
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
🌱
-گزینۀ نخست احتمالش در حد صفر است. به میزان شباهت دو نگاره دقت کنید، کلیات و نیز آن همه ریزهکاریهای یکسان، امکان اتفاقی بودن این میزان شباهت را از میان میبرد.
-دربارۀ گزینه دوم نیز، تاکنون شواهدی متقن از رفت و شد ساکنان آمریکای مرکزی به سرزمینهای شرق خود وجود ندارد. اگرچه گزارشهایی از رسیدن اتفاقی قایقهایی از سرخپوستان به ایرلند و دیگر جاها در دست است، که احتمالا با کمک جریانهای دریایی اقیانوس اطلس رخ داده است. همچنین در دوران یخبندان و اتصال یخهای دو سوی اقیانوس اطلس در بخشهای شمالی، احتمال این ارتباط البته در حد اندک وجود داشته است.
-دربارۀ گزینه سوم، با توجه به قدمت بیشتر تمدن در غرب آسیا و نیز وجود شواهد فراوان از حضور مردمان این نقطه از جهان در آمریکای مرکزی، به احتمال فراوان انسانهایی از غرب آسیا این تمدن و هنر را با خود به آمریکای مرکزی بردهاند.
-گزینۀ چهارم نیز به دلایلی که در بالا ذکر شد، چندان محتمل نیست.
@midhistor
-گزینۀ نخست احتمالش در حد صفر است. به میزان شباهت دو نگاره دقت کنید، کلیات و نیز آن همه ریزهکاریهای یکسان، امکان اتفاقی بودن این میزان شباهت را از میان میبرد.
-دربارۀ گزینه دوم نیز، تاکنون شواهدی متقن از رفت و شد ساکنان آمریکای مرکزی به سرزمینهای شرق خود وجود ندارد. اگرچه گزارشهایی از رسیدن اتفاقی قایقهایی از سرخپوستان به ایرلند و دیگر جاها در دست است، که احتمالا با کمک جریانهای دریایی اقیانوس اطلس رخ داده است. همچنین در دوران یخبندان و اتصال یخهای دو سوی اقیانوس اطلس در بخشهای شمالی، احتمال این ارتباط البته در حد اندک وجود داشته است.
-دربارۀ گزینه سوم، با توجه به قدمت بیشتر تمدن در غرب آسیا و نیز وجود شواهد فراوان از حضور مردمان این نقطه از جهان در آمریکای مرکزی، به احتمال فراوان انسانهایی از غرب آسیا این تمدن و هنر را با خود به آمریکای مرکزی بردهاند.
-گزینۀ چهارم نیز به دلایلی که در بالا ذکر شد، چندان محتمل نیست.
@midhistor
🌱
فارس و غیرفارس
فارسیزبان و غیرفارسیزبان
مفاهیم و مقولاتی چون فارس و غیرفارس، آریایی و غیرآریایی، اقلیت و اکثریت، اقوام و قومیتها، مناطق قومی، زبان محلی، زبان مادری، قوم و نژاد، فرهنگ اقوام، تبعیضهای قومی و مذهبی، حق تعیین سرنوشت قومیتها و ملتها(!) و این دست مسائل، عموما الفاظی مرسوم در میان عوام بوده و نباید که در طرح مسائل مملکتی و حاکمیتی، به آنها اعتنا کرد و یا آنها را مورد استفاده قرار داد.
وجود مفهومی موسوم به «اقوام» نیز در میان جمعیتهای ایرانی، اساسا خود دچار چالشِ عدم تحقق است؛ چه رسد که بخواهیم فهرستی از این اقوام را نیز ردیف کرده و در مرزبندی میان ملتِ کهن، یکپارچه و همگن ایران، به کار ببریم!
میدانیم تفاوتی تباری (اِتنیکی) میان مردم ایران (کل فلات) وجود ندارد. بنابراین، دستهبندیهای ناموجه کنونی که البته مرز و تعریف مشخصی هم ندارند، فقط میتواند مفاهیمی فرهنگی به شمار آمده و شاید بتوان آنها را تنها در چارچوب گروههای جمعیتی و خردهفرهنگهای همریشه، مورد بحث و بررسی قرار داد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/16/post-164/
فارس و غیرفارس
فارسیزبان و غیرفارسیزبان
مفاهیم و مقولاتی چون فارس و غیرفارس، آریایی و غیرآریایی، اقلیت و اکثریت، اقوام و قومیتها، مناطق قومی، زبان محلی، زبان مادری، قوم و نژاد، فرهنگ اقوام، تبعیضهای قومی و مذهبی، حق تعیین سرنوشت قومیتها و ملتها(!) و این دست مسائل، عموما الفاظی مرسوم در میان عوام بوده و نباید که در طرح مسائل مملکتی و حاکمیتی، به آنها اعتنا کرد و یا آنها را مورد استفاده قرار داد.
وجود مفهومی موسوم به «اقوام» نیز در میان جمعیتهای ایرانی، اساسا خود دچار چالشِ عدم تحقق است؛ چه رسد که بخواهیم فهرستی از این اقوام را نیز ردیف کرده و در مرزبندی میان ملتِ کهن، یکپارچه و همگن ایران، به کار ببریم!
میدانیم تفاوتی تباری (اِتنیکی) میان مردم ایران (کل فلات) وجود ندارد. بنابراین، دستهبندیهای ناموجه کنونی که البته مرز و تعریف مشخصی هم ندارند، فقط میتواند مفاهیمی فرهنگی به شمار آمده و شاید بتوان آنها را تنها در چارچوب گروههای جمعیتی و خردهفرهنگهای همریشه، مورد بحث و بررسی قرار داد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/16/post-164/
❤1
🌱
برای پرندهها دانه نریزید
مهرداد ایرانمهر
انسان با دخالت در طبیعت، همواره باعث بر هم خوردن تعادل آن شده است.
پرندگان نیز مانند سایر جانداران، خود را با شرایط محیطی وفق میدهند. یعنی در سالهای کمبارش، آنها نیز کمتر تولیدمثل میکنند و در سالهایی که دانههای بیشتری در دسترس باشد، زاد و ولدشان بیشتر میشود...
@midhistor
دنبالۀ نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1401/05/05/post-212/
برای پرندهها دانه نریزید
مهرداد ایرانمهر
انسان با دخالت در طبیعت، همواره باعث بر هم خوردن تعادل آن شده است.
پرندگان نیز مانند سایر جانداران، خود را با شرایط محیطی وفق میدهند. یعنی در سالهای کمبارش، آنها نیز کمتر تولیدمثل میکنند و در سالهایی که دانههای بیشتری در دسترس باشد، زاد و ولدشان بیشتر میشود...
@midhistor
دنبالۀ نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1401/05/05/post-212/
🌱
تجربههای ناموفق آمریکا در آموزش دوزبانگی
ساموئل هانتینگتون
با هر شاخصی، جمعیت آمریکا به شدت حامی زبان انگلیسی هستند. در سال ١٩٩٠ چهار محقق در بررسی دقیق دیدگاههای عموم، به این نتیجه رسیدند که «برای تودۀ مردم، زبان انگلیسی نشانۀ مهمی از هویت ملی است».
در سال ١٩٨۶، ٨١ درصد جمعیت آمریکا معتقد بودند، «هر کسی که بخواهد در این کشور ماندگار شود، باید انگلیسی یاد بگیرد».
در نظرخواهی سال ١٩٨٨، ٧۶ درصد کالیفرنیاییها صحبت کردن به زبان انگلیسی را در آمریکایی شدن افراد، مهم تلقی میکردند و ۶١ درصد معتقد بودند که رأی دادن باید محدود به انگلیسیزبانها باشد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1399/08/21/post-149/
تجربههای ناموفق آمریکا در آموزش دوزبانگی
ساموئل هانتینگتون
با هر شاخصی، جمعیت آمریکا به شدت حامی زبان انگلیسی هستند. در سال ١٩٩٠ چهار محقق در بررسی دقیق دیدگاههای عموم، به این نتیجه رسیدند که «برای تودۀ مردم، زبان انگلیسی نشانۀ مهمی از هویت ملی است».
در سال ١٩٨۶، ٨١ درصد جمعیت آمریکا معتقد بودند، «هر کسی که بخواهد در این کشور ماندگار شود، باید انگلیسی یاد بگیرد».
در نظرخواهی سال ١٩٨٨، ٧۶ درصد کالیفرنیاییها صحبت کردن به زبان انگلیسی را در آمریکایی شدن افراد، مهم تلقی میکردند و ۶١ درصد معتقد بودند که رأی دادن باید محدود به انگلیسیزبانها باشد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1399/08/21/post-149/
🌱
ریشههای پهلویِ گویش گیلکی
دکتر پرویز خانلری دربارهٔ گیلکی چنین آورده است:
گیلکی مشتمل بر دو گویش متمایز در دو ناحیهٔ غربی و شرقی است (بیهپس و بیهپیش).
یکی گویش رایج در رشت، بندر انزلی، لشتنشا، صومعهسرا و کوچصفهان، دیگری نیز گویشی که در لاهیجان، لنگرود، رودسر و... متداول است. اما به هنگام تحقیق، گویش رایج در رشت، معیار بررسی و پژوهش زبان گیلکی است.(تاریخ زبان فارسی جلد ۲ ص۲۲)
ریشهشناسی واژههای گیلکی از جالبترین و مطلوبترین بخشهای زبانشناسی در تحقیق این زبان است. زبان گیلکی از خانوادهٔ بازماندهٔ پهلوی شمالی است. از این لحاظ، در گیلکی به واژههای زیادی برمیخوریم که ریشهٔ زبان پهلوی در آنها نمایان است.
مانند:
والیشتن که در فارسی دری لیسیدن است و در پهلوی لیشتن.
کفتن: در فارسی افتادن و در پهلوی کفتن.
واستی: در فارسی باید و در پهلوی به صورت اپایستن آمده و پازند آن اواپستن است.
واش در گیلکی به معنی علف و در پهلوی همان واش است...
@midhistor
@IRANVEJ
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/18/post-165/
ریشههای پهلویِ گویش گیلکی
دکتر پرویز خانلری دربارهٔ گیلکی چنین آورده است:
گیلکی مشتمل بر دو گویش متمایز در دو ناحیهٔ غربی و شرقی است (بیهپس و بیهپیش).
یکی گویش رایج در رشت، بندر انزلی، لشتنشا، صومعهسرا و کوچصفهان، دیگری نیز گویشی که در لاهیجان، لنگرود، رودسر و... متداول است. اما به هنگام تحقیق، گویش رایج در رشت، معیار بررسی و پژوهش زبان گیلکی است.(تاریخ زبان فارسی جلد ۲ ص۲۲)
ریشهشناسی واژههای گیلکی از جالبترین و مطلوبترین بخشهای زبانشناسی در تحقیق این زبان است. زبان گیلکی از خانوادهٔ بازماندهٔ پهلوی شمالی است. از این لحاظ، در گیلکی به واژههای زیادی برمیخوریم که ریشهٔ زبان پهلوی در آنها نمایان است.
مانند:
والیشتن که در فارسی دری لیسیدن است و در پهلوی لیشتن.
کفتن: در فارسی افتادن و در پهلوی کفتن.
واستی: در فارسی باید و در پهلوی به صورت اپایستن آمده و پازند آن اواپستن است.
واش در گیلکی به معنی علف و در پهلوی همان واش است...
@midhistor
@IRANVEJ
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/18/post-165/
👏1
هدف از برگزاری المپیک چیست؟
Anonymous Quiz
16%
ایجاد دوستی و رفاقت
11%
افزایش مهارتهای بدنی
39%
تحقیر ایران و تاریخش
33%
نزدیکی ملتها به یکدیگر
تاریخ میانه
هدف از برگزاری المپیک چیست؟
🌱
داریوش شکست خورد و دموکراسی پیروز شد
بارها و طی این سالها، عنوان «مذهبیهای غربزده و غربزدههای مذهبی» را طرح کردهایم. یعنی گروهی از مذهبیها و گروهی از غربزدهها شامل این تعریف شده و در یک طیف خاص قرار میگیرند.
گروه نخست، عدهای از ملتزمین به دین و مذهب که ناخودآگاه شیفتۀ برساختهای دروغین غربی از جمله یونان باستان و برهوت بودن ایران باستان و شروع تاریخ ایران از هخامنشیان و موضوع ۲۵۰۰ سال ستمشاهی و... هستند.
و همچنین، غربزدههایی که نمیدانند قبله کدام طرف است، اما اصرار دارند که حتما نام بچۀ اولشان محمد باشد و یا اینکه تا استخاره نگیرند، سفر نمیروند و در حالی که آمریکا را مدینۀ فاضله میدانند، اما هر طوری شده باید برای سفر حج ثبتنام کنند.
موضوع دروغین جنگهای ایران و یونان باستان که توسط غربیها ساخته شده، بدجوری به مذاق دو گروه بالا خوش آمده و مدام به عنوان خبری شوقانگیز توسط ایشان بازگو میشود.
جالب آنکه، در این داستان ساختگی تعداد ۷ شکست از میان ۸ نبرد، برای ایران ثبت شده است. یکی از مصادیق اینگونه دروغها، نبرد موسوم به «ماراتن» است. موضوعی که به زمان دیگری جهت بررسی نیاز دارد و بحث آن در این مقال نمیگنجد. اما همین اندازه بدانیم که اسناد متقن تاریخی این موضوع را پشتیبانی نکرده و اساسا جنگی در این ناحیۀ خالی و متروک، میان ایران و سپاه ناشناختۀ یونان رخ نداده است...
@midhistor
https://s22.picofile.com/file/8447513984/photo_2022_02_13_22_39_50.jpg
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/24/post-166/
داریوش شکست خورد و دموکراسی پیروز شد
بارها و طی این سالها، عنوان «مذهبیهای غربزده و غربزدههای مذهبی» را طرح کردهایم. یعنی گروهی از مذهبیها و گروهی از غربزدهها شامل این تعریف شده و در یک طیف خاص قرار میگیرند.
گروه نخست، عدهای از ملتزمین به دین و مذهب که ناخودآگاه شیفتۀ برساختهای دروغین غربی از جمله یونان باستان و برهوت بودن ایران باستان و شروع تاریخ ایران از هخامنشیان و موضوع ۲۵۰۰ سال ستمشاهی و... هستند.
و همچنین، غربزدههایی که نمیدانند قبله کدام طرف است، اما اصرار دارند که حتما نام بچۀ اولشان محمد باشد و یا اینکه تا استخاره نگیرند، سفر نمیروند و در حالی که آمریکا را مدینۀ فاضله میدانند، اما هر طوری شده باید برای سفر حج ثبتنام کنند.
موضوع دروغین جنگهای ایران و یونان باستان که توسط غربیها ساخته شده، بدجوری به مذاق دو گروه بالا خوش آمده و مدام به عنوان خبری شوقانگیز توسط ایشان بازگو میشود.
جالب آنکه، در این داستان ساختگی تعداد ۷ شکست از میان ۸ نبرد، برای ایران ثبت شده است. یکی از مصادیق اینگونه دروغها، نبرد موسوم به «ماراتن» است. موضوعی که به زمان دیگری جهت بررسی نیاز دارد و بحث آن در این مقال نمیگنجد. اما همین اندازه بدانیم که اسناد متقن تاریخی این موضوع را پشتیبانی نکرده و اساسا جنگی در این ناحیۀ خالی و متروک، میان ایران و سپاه ناشناختۀ یونان رخ نداده است...
@midhistor
https://s22.picofile.com/file/8447513984/photo_2022_02_13_22_39_50.jpg
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/24/post-166/
❤1👏1
🌱
جشن اسفندگان
(روز عشق ایرانی)
۲۹ بهمنماه خیامی برابر با پنجمین روز از ماه سپندارمز باستانی
#نه_به_ولنتاین
@midhistor
جشن اسفندگان
(روز عشق ایرانی)
۲۹ بهمنماه خیامی برابر با پنجمین روز از ماه سپندارمز باستانی
#نه_به_ولنتاین
@midhistor
🌱
واژگانی برای فرهنگ
«بستنی/ ice cream»
وقتی یک فرهنگ، واژگانی برای مفاهیم مشخص دارد، بدان معناست که آنها را میشناخته است.
برای مثال، واژۀ «فولاد/پولاد»، یعنی ایرانیان فرآوری آهن با ذغال را میشناختهاند و با آن میتوانستند به فلزی محکمتر از آهن دست یابند.
اما زمانی که به واژههای هممعنا با آهن در دیگر فرهنگها مینگریم، درمییابیم که این واژگان در آن زبانها ریشه ندارد.
مثال دیگر، واژۀ «بستنی» که در نگاه نخست، یک نام خاص فرض میشود. اما در اصل، یک مشتق از ریشۀ فعل «بستن» است.
دو بشکۀ کوچک و بزرگ را درون هم قرار میدادند، سپس در لایۀ بیرونی یخ میریختند و درون بشکۀ کوچک نیز مخلوط شیر و خامه و شکر. آنگاه آنقدر بشکۀ کوچک درونی را با دستهای میچرخاندند تا مایع درون بشکۀ کوچک به قول معروف «ببندد» و از این بستن با عنوان محصولی به نام «بستنی» یعنی چیزی که بسته است (سفت شده است)، یاد میشد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/30/post-169/
واژگانی برای فرهنگ
«بستنی/ ice cream»
وقتی یک فرهنگ، واژگانی برای مفاهیم مشخص دارد، بدان معناست که آنها را میشناخته است.
برای مثال، واژۀ «فولاد/پولاد»، یعنی ایرانیان فرآوری آهن با ذغال را میشناختهاند و با آن میتوانستند به فلزی محکمتر از آهن دست یابند.
اما زمانی که به واژههای هممعنا با آهن در دیگر فرهنگها مینگریم، درمییابیم که این واژگان در آن زبانها ریشه ندارد.
مثال دیگر، واژۀ «بستنی» که در نگاه نخست، یک نام خاص فرض میشود. اما در اصل، یک مشتق از ریشۀ فعل «بستن» است.
دو بشکۀ کوچک و بزرگ را درون هم قرار میدادند، سپس در لایۀ بیرونی یخ میریختند و درون بشکۀ کوچک نیز مخلوط شیر و خامه و شکر. آنگاه آنقدر بشکۀ کوچک درونی را با دستهای میچرخاندند تا مایع درون بشکۀ کوچک به قول معروف «ببندد» و از این بستن با عنوان محصولی به نام «بستنی» یعنی چیزی که بسته است (سفت شده است)، یاد میشد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/30/post-169/
در غائله اشغال تبریز، کدام طرف پیروز میدان شد؟
Anonymous Quiz
18%
مولوتف-استالین
53%
قوام-پهلوی
15%
مصدق-کاشانی
14%
روزولت-چرچیل
تاریخ میانه
در غائله اشغال تبریز، کدام طرف پیروز میدان شد؟
🌱
قوام و غائله فرقه دموکرات
قوام در بهمن ۱۳۲۴، دوره چهارم نخستوزیری خود را آغاز کرد. وزارت امور خارجه ایران در ۲۹ اردیبهشت، با فرستادن سه یادداشت رسمی به سفارتخانههای آمریکا، شوروی و انگلیس، خواستار بیرون بردن نیروهای آنها از ایران شد. بر پایه پیمان سهجانبه، متفقین متعهد بودند حداکثر تا شش ماه، خاک ایران را ترک کنند. استالین تنها به تخلیه تهران تن داد، و با حمایت همهجانبه خود موجب به وجود آمدن حزب دموکرات آذربایجان به رهبری پیشهوری شده بود و قسمت اعظم شمالغربی و قسمتی از شمال ایران را در تصرف خود داشت.
قوام برای دیدار و گفتگو با مقامات شوروی جهت خروج نیروهای شوروی از ایران و حل و فصل بحران آذربایجان و کردستان، راهی مسکو شد. استالین در مورد خودمختاری آذربایجان به قوام گفت، آن را مغایر با استقلال ایران نمیبیند. پیرامون تخلیه ارتش سرخ نیز تأکید داشت که بر پایه بند ششم قرارداد ۱۹۲۱، شوروی حق دارد نیروهایش را در ایران نگهدارد. همچنین او در گفتگو با قوام به مسئله نفت شمال و درخواست شوروی برای اخذ امتیاز آن اشاره کرد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/12/01/post-170/
قوام و غائله فرقه دموکرات
قوام در بهمن ۱۳۲۴، دوره چهارم نخستوزیری خود را آغاز کرد. وزارت امور خارجه ایران در ۲۹ اردیبهشت، با فرستادن سه یادداشت رسمی به سفارتخانههای آمریکا، شوروی و انگلیس، خواستار بیرون بردن نیروهای آنها از ایران شد. بر پایه پیمان سهجانبه، متفقین متعهد بودند حداکثر تا شش ماه، خاک ایران را ترک کنند. استالین تنها به تخلیه تهران تن داد، و با حمایت همهجانبه خود موجب به وجود آمدن حزب دموکرات آذربایجان به رهبری پیشهوری شده بود و قسمت اعظم شمالغربی و قسمتی از شمال ایران را در تصرف خود داشت.
قوام برای دیدار و گفتگو با مقامات شوروی جهت خروج نیروهای شوروی از ایران و حل و فصل بحران آذربایجان و کردستان، راهی مسکو شد. استالین در مورد خودمختاری آذربایجان به قوام گفت، آن را مغایر با استقلال ایران نمیبیند. پیرامون تخلیه ارتش سرخ نیز تأکید داشت که بر پایه بند ششم قرارداد ۱۹۲۱، شوروی حق دارد نیروهایش را در ایران نگهدارد. همچنین او در گفتگو با قوام به مسئله نفت شمال و درخواست شوروی برای اخذ امتیاز آن اشاره کرد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/12/01/post-170/
هویت و خردههویت مردم استانهای آذربایجان چیست؟
Anonymous Quiz
20%
ایرانی-ترکی
71%
ایرانی-آذری
4%
ترکی-آذری
5%
آذری-ترکی