🌱
افغانستان، برادر عزیز ایران است
دکتر محمود افشار
یکی از بزرگترین آرزوهای من پس از «حفظ تمامیت ارضی ایران»، اینست که همواره در قلمرو زبان فارسی یگانگی و همزیستی حکمفرما باشد. «قلمرو زبان فارسی» کجاست و «زبان فارسی» چیست که من تا این اندازه دلباختۀ این و پایبند آنم؟
بیست و چند سال پیش که با کشتی از اروپا به ایران میآمدم، یک تاجیک اهل فرارود با من همسفر شد. همین که لب به سخن گشود، به راستی لذتی که از گفتگو با او بردم، فراموشناشدنی است. انگار که اشعار نغز رودکی را با لهجۀ بخارایی میشنیدم، که میفرمود:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتیهای آن
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون با همه پهناوری
خنگ ما را تا میان آید همی...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/10/28/post-160/
افغانستان، برادر عزیز ایران است
دکتر محمود افشار
یکی از بزرگترین آرزوهای من پس از «حفظ تمامیت ارضی ایران»، اینست که همواره در قلمرو زبان فارسی یگانگی و همزیستی حکمفرما باشد. «قلمرو زبان فارسی» کجاست و «زبان فارسی» چیست که من تا این اندازه دلباختۀ این و پایبند آنم؟
بیست و چند سال پیش که با کشتی از اروپا به ایران میآمدم، یک تاجیک اهل فرارود با من همسفر شد. همین که لب به سخن گشود، به راستی لذتی که از گفتگو با او بردم، فراموشناشدنی است. انگار که اشعار نغز رودکی را با لهجۀ بخارایی میشنیدم، که میفرمود:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتیهای آن
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون با همه پهناوری
خنگ ما را تا میان آید همی...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/10/28/post-160/
خاستگاه خط کنونی ما (فارسی) کجاست؟
Anonymous Poll
59%
پهلوی (با ریشه ایرانی)
26%
پهلوی (با ریشه سامی-آرامی)
8%
عربی
7%
نمیدانم
🌱
گفتاری دربارهٔ وطن و زبان فارسی
دکتر پرویز ناتل خانلری
نزد من وطن آن نیست که شما میپندارید. این چهار خط فرضی که دور ایران کشیدهاند وطن مرا محدود نمیکند...
آنان که به زبان فارسی تاختهاند، به وطن من میتازند. چرا در دفاع درشت نباشم؟ خاصه که میبینم دست غرض دشمنان در این کار است. یکی از جهانگردان اروپایی، ششصد و پنجاه سال پیش از این نوشته بود که ایران چیزی ندارد جز زبانی که در سراسر آسیای میانه و غربی رایج است. آری این نیروی بزرگ ملی بود و دشمن آن را به زیان خود دید و با آن در آویخت.
کشورهای فارسیزبان یا فارسیدان یک یک به اشارهای یا تحریکی پیوند از فارسی بریدند. در بعضی از کشورها، به بهانهٔ استقلال، لهجههای محلی رسمی شد و به جای زبان ادبی و سرافراز فارسی نشست. یعنی هم خود زیان کردند و هم به ما آسیب رساندند.
در سر کشورهایی دیگر که زبانشان با لغات فارسی و عربی آمیخته بود نیز داعیهٔ تهذیب زبان افکندند (ترکیه). اما نمیدانم چرا در عمل، بیشتر در طرد فارسی به کار رفت.
-زبانشناسی و زبان فارسی
-دفاع از زبان فارسی، انتشارات توس، ۱۳۶۱
@midhistor
@atorabanorg
گفتاری دربارهٔ وطن و زبان فارسی
دکتر پرویز ناتل خانلری
نزد من وطن آن نیست که شما میپندارید. این چهار خط فرضی که دور ایران کشیدهاند وطن مرا محدود نمیکند...
آنان که به زبان فارسی تاختهاند، به وطن من میتازند. چرا در دفاع درشت نباشم؟ خاصه که میبینم دست غرض دشمنان در این کار است. یکی از جهانگردان اروپایی، ششصد و پنجاه سال پیش از این نوشته بود که ایران چیزی ندارد جز زبانی که در سراسر آسیای میانه و غربی رایج است. آری این نیروی بزرگ ملی بود و دشمن آن را به زیان خود دید و با آن در آویخت.
کشورهای فارسیزبان یا فارسیدان یک یک به اشارهای یا تحریکی پیوند از فارسی بریدند. در بعضی از کشورها، به بهانهٔ استقلال، لهجههای محلی رسمی شد و به جای زبان ادبی و سرافراز فارسی نشست. یعنی هم خود زیان کردند و هم به ما آسیب رساندند.
در سر کشورهایی دیگر که زبانشان با لغات فارسی و عربی آمیخته بود نیز داعیهٔ تهذیب زبان افکندند (ترکیه). اما نمیدانم چرا در عمل، بیشتر در طرد فارسی به کار رفت.
-زبانشناسی و زبان فارسی
-دفاع از زبان فارسی، انتشارات توس، ۱۳۶۱
@midhistor
@atorabanorg
برای حل بحران آب، با کدام گزینه موافقید؟
(آبخیزداری: فن جذب و هدایت آبهای سطحی به سمت سفرههای زیرزمینی)
(آبخیزداری: فن جذب و هدایت آبهای سطحی به سمت سفرههای زیرزمینی)
Anonymous Poll
12%
سدسازی
33%
آبخیزداری
3%
هر دو، با اولویت گزینه ۱
24%
هر دو، با اولویت گزینه ۲
6%
سایر
23%
صرفا دیدن نتایج
آیا نام کوروش در شاهنامه آمده است؟
Anonymous Quiz
34%
بله، با عنوان کیخسرو آمده است
18%
بله، دارابِ شاهنامه همان کوروش است
29%
نه، نامش به علل خاصی از خداینامههای ساسانی قلم گرفته شده بود
19%
نه، چون کوروش در تاریخ ما فراموش شده بود
🌱
آیا نام کوروش در شاهنامه آمده است؟
کوروش و کیخسرو
چند سالی است که آثارالباقیه بیرونی بهانۀ عدهای برای یکی دانستن کوروش و کیخسرو شده است. ایشان با استناد به یک خط از یکی از جداول آمده در کتاب، مدعی یکی بودن کوروش و کیخسرو شدهاند. جایی که در میانۀ جدول فوق آمده، «کوروش که کیخسرو است».
اما ایشان بدون دقت به چند خط بالاتر و پایینتر در جدول مذکور، با ذوقزدگی چنین ادعا کردهاند که کوروش همان کیخسرو است. حال آنکه، با اندکی دقت میتوان دید در زیر همان بخش از جدول، چنین نیز آمده، «قورس که لهراسب است».
همانگونه که میدانیم، نام کوروش در اسناد ایران دوره اسلامی به گونههای کورش، کورس، قورش و قورس هم آمده است. بنابراین باید دقت کرد که این کوروش (قورس) در جدول کیست؟ با اندکی جستجو و با اطلاع از این موضوع که دو کوروش در دودمان هخامنشی داریم، پیداست که کوروش بالایی همان کوروش یکم و پدربزرگ کوروش معروف است و آن قورس که در جدول آمده، کوروش بزرگ است. حال جدا از این موضوع که، این جدول مربوط به کتب اهل مغرب است و بیرونی اساسا پیشتر صحت آن را رد کرده است.
به هر حال، مدعیان کنونی یکی بودن کوروش و کیخسرو از سند بیرونی، حتی به این موضوع ساده توجه نکردهاند که اگر کوروش همان کیخسرو است، پس چرا در اسناد و برای مثال در شاهنامه بین کیکاوس و لهراسپ آمده است. در حالی که باید میان بهمن و داراب میآمد.
برخی نیز از روی شباهتهایی در زادن و صدور منشور از سوی کوروش و کیخسرو، به این فرض رسیدهاند که کوروش همان کیخسرو آمده در متون است.
جدا از اینکه این شباهتها چگونه و چرا به تار و پود استوره و تاریخ ما پیچیده است، باید دانست در طول زمان این روایتها هستند که در هم میشوند، نه شخصیتها.
کوروش و داراب
نقشی از کوروش که از هندوستان تا روم برایش هدیه بیاورند، موجود نیست و آنچه با این عنوان در شاهنامه آمده به درستی با کردارهای داریوش همخوانی دارد.
این ابیات شاهنامه با متن کتیبههای داریوش مو نمیزند:
که گیتی نجستم به رنج و به داد
مرا تاج، یزدان به سر بر نهاد
شگفتیتر از کار من در جهان
نبیند کسی آشکار و نهان
ندانیم جز داد پاداش این
که بر ما پس از ما کنند آفرین
نباید که پیچد کس از رنج ما
ز بیشی و آگندن گنج ما
زمانه ز داد من آباد باد
دل زیر دستان ما شاد باد
ازان پس ز هندوستان و ز روم
ز هر مرز با ارز و آباد بوم
برفتند با هدیه و با نثار
بجستند خشنودی شهریار
کوروش و خداینامهها
کوروش هخایی با همهٔ بزرگی و البته توجه به موضوع عدم حضور نام او در اسناد پراکنده در دست موبدان ایران خاوری، اما از دیدگاه مذهبی دَئوامذهبی شناخته میشود که در هر حال نمیتوانسته جایی در خداینامههای اهوراپرست ساسانی بیابد.
به این نکتهها دقت کنید:
-نامگذاری فرزند کوروش با نام دانو.
-اشارۀ خشیارشا فرزند داریوش به پیوند «پارس-دانو».
-همچنین ستایش دانوها نزد هخامنشیان با عنوان نیاکانِ پهلوانان دوران کهن.
این در حالیست که در اوستا، برای شکست دانوها نیایش برگزار میگردد. اینکه کوروش در داستانهای ایران خاوری به فراموشی سپرده شده، از آن روست که او نه پهلوانی دینگرا، که قهرمانی میهنگرا بود. (وکیلی، ۱۳۸۹)
فراموشی نام کوروش
نام کوروش در تاریخ ایران هیچگاه گم نشد، برای نمونه:
-ابوالفرج بن عبری در مختصر تاریخالدول «کورش الفارسی» و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام این شاه را «کورُش»، ابن بلخی مورخ قرن ششم «کرش»، مسعودی در مروجالذهب «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشتهاند.
-در تفسیر سورآبادی آمده، «آن بندگانی که خداوند برای مجازات یهودیان بر ایشان گماشت قوم بختالنصر بودند که همگی گَور (گبر، ایرانی) بودند. خود بختالنصر از فرزندان کیقباد بود و در اصل کیکوروش نام داشت ... آنگاه پس از او کوروش همدانی به سلطنت رسید که یهودیان تبعید شده را آزاد کرد».
-سمعانی (قرن ششم) در الانساب، شعری عربی را به نقل از وافر نقل کرده، «بیتالمقدس، این خانهٔ آباد را ما از پیشینیان خود به میراث بردهایم. کوروش آن بنیانگذار بزرگواریها به دستور خداوند که بهترین فرماندهان است، آن را بنا نهاد»...
(برای آگاهی از توضیحات تکمیلی، پیوند پایین متن را ببینید)
@midhistor
https://s23.picofile.com/file/8447568276/IMG_20220219_142659_662.jpg
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/04/post-162/
آیا نام کوروش در شاهنامه آمده است؟
کوروش و کیخسرو
چند سالی است که آثارالباقیه بیرونی بهانۀ عدهای برای یکی دانستن کوروش و کیخسرو شده است. ایشان با استناد به یک خط از یکی از جداول آمده در کتاب، مدعی یکی بودن کوروش و کیخسرو شدهاند. جایی که در میانۀ جدول فوق آمده، «کوروش که کیخسرو است».
اما ایشان بدون دقت به چند خط بالاتر و پایینتر در جدول مذکور، با ذوقزدگی چنین ادعا کردهاند که کوروش همان کیخسرو است. حال آنکه، با اندکی دقت میتوان دید در زیر همان بخش از جدول، چنین نیز آمده، «قورس که لهراسب است».
همانگونه که میدانیم، نام کوروش در اسناد ایران دوره اسلامی به گونههای کورش، کورس، قورش و قورس هم آمده است. بنابراین باید دقت کرد که این کوروش (قورس) در جدول کیست؟ با اندکی جستجو و با اطلاع از این موضوع که دو کوروش در دودمان هخامنشی داریم، پیداست که کوروش بالایی همان کوروش یکم و پدربزرگ کوروش معروف است و آن قورس که در جدول آمده، کوروش بزرگ است. حال جدا از این موضوع که، این جدول مربوط به کتب اهل مغرب است و بیرونی اساسا پیشتر صحت آن را رد کرده است.
به هر حال، مدعیان کنونی یکی بودن کوروش و کیخسرو از سند بیرونی، حتی به این موضوع ساده توجه نکردهاند که اگر کوروش همان کیخسرو است، پس چرا در اسناد و برای مثال در شاهنامه بین کیکاوس و لهراسپ آمده است. در حالی که باید میان بهمن و داراب میآمد.
برخی نیز از روی شباهتهایی در زادن و صدور منشور از سوی کوروش و کیخسرو، به این فرض رسیدهاند که کوروش همان کیخسرو آمده در متون است.
جدا از اینکه این شباهتها چگونه و چرا به تار و پود استوره و تاریخ ما پیچیده است، باید دانست در طول زمان این روایتها هستند که در هم میشوند، نه شخصیتها.
کوروش و داراب
نقشی از کوروش که از هندوستان تا روم برایش هدیه بیاورند، موجود نیست و آنچه با این عنوان در شاهنامه آمده به درستی با کردارهای داریوش همخوانی دارد.
این ابیات شاهنامه با متن کتیبههای داریوش مو نمیزند:
که گیتی نجستم به رنج و به داد
مرا تاج، یزدان به سر بر نهاد
شگفتیتر از کار من در جهان
نبیند کسی آشکار و نهان
ندانیم جز داد پاداش این
که بر ما پس از ما کنند آفرین
نباید که پیچد کس از رنج ما
ز بیشی و آگندن گنج ما
زمانه ز داد من آباد باد
دل زیر دستان ما شاد باد
ازان پس ز هندوستان و ز روم
ز هر مرز با ارز و آباد بوم
برفتند با هدیه و با نثار
بجستند خشنودی شهریار
کوروش و خداینامهها
کوروش هخایی با همهٔ بزرگی و البته توجه به موضوع عدم حضور نام او در اسناد پراکنده در دست موبدان ایران خاوری، اما از دیدگاه مذهبی دَئوامذهبی شناخته میشود که در هر حال نمیتوانسته جایی در خداینامههای اهوراپرست ساسانی بیابد.
به این نکتهها دقت کنید:
-نامگذاری فرزند کوروش با نام دانو.
-اشارۀ خشیارشا فرزند داریوش به پیوند «پارس-دانو».
-همچنین ستایش دانوها نزد هخامنشیان با عنوان نیاکانِ پهلوانان دوران کهن.
این در حالیست که در اوستا، برای شکست دانوها نیایش برگزار میگردد. اینکه کوروش در داستانهای ایران خاوری به فراموشی سپرده شده، از آن روست که او نه پهلوانی دینگرا، که قهرمانی میهنگرا بود. (وکیلی، ۱۳۸۹)
فراموشی نام کوروش
نام کوروش در تاریخ ایران هیچگاه گم نشد، برای نمونه:
-ابوالفرج بن عبری در مختصر تاریخالدول «کورش الفارسی» و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام این شاه را «کورُش»، ابن بلخی مورخ قرن ششم «کرش»، مسعودی در مروجالذهب «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشتهاند.
-در تفسیر سورآبادی آمده، «آن بندگانی که خداوند برای مجازات یهودیان بر ایشان گماشت قوم بختالنصر بودند که همگی گَور (گبر، ایرانی) بودند. خود بختالنصر از فرزندان کیقباد بود و در اصل کیکوروش نام داشت ... آنگاه پس از او کوروش همدانی به سلطنت رسید که یهودیان تبعید شده را آزاد کرد».
-سمعانی (قرن ششم) در الانساب، شعری عربی را به نقل از وافر نقل کرده، «بیتالمقدس، این خانهٔ آباد را ما از پیشینیان خود به میراث بردهایم. کوروش آن بنیانگذار بزرگواریها به دستور خداوند که بهترین فرماندهان است، آن را بنا نهاد»...
(برای آگاهی از توضیحات تکمیلی، پیوند پایین متن را ببینید)
@midhistor
https://s23.picofile.com/file/8447568276/IMG_20220219_142659_662.jpg
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/04/post-162/
🌱
آیا ساسانیان وارثان هخامنشیان بودند؟
احسان یارشاطر
مترجم: آذردخت جلیلیان
هرودین دربارۀ بر آمدن اردشیر یکم، بنیانگدار سلسله ساسانی، گزارش میدهد که فرمانروایان سوریه و میانرودان امپراتور الکساندر سوروس را آگاه کردند که اردشیر، پادشاه پارس، پس از دست یافتن به شاهنشاهی اشکانی آرام نخواهد ماند و سوریه و میانرودان را به چنگ خواهد آورد.
اردشیر که باور داشت این سرزمینها میراث او هستند، اعلام کرد که تمام کشورهای آن ناحیه شامل ایونی و کاریا، میراث فرمانروایان پارسی بودهاند که با کوروش آغاز شده و با داریوش پایان گرفته است. از این رو اردشیر ادعا میکرد که شایسته میداند برای پارسیها پادشاهی را که پیشتر داشتهاند، دوباره به دست آورد.
دیوکاسیوس همروزگار اردشیر، این نگرش را از سوی او تایید میکند و گزارش میدهد که «اردشیر میبالید هر آنچه را که روزی پارسیهای روزگاران گذشته تا دریای یونان داشتهاند، باز پس خواهد گرفت و ادعا میکرد که همۀ این سرزمینها میراث قانونی اوست که از نیاکانش به او رسیده است».
@oldhistor
https://s22.picofile.com/file/8447568126/IMG_20220219_130125_396.jpg
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1402/04/22/post-293/
آیا ساسانیان وارثان هخامنشیان بودند؟
احسان یارشاطر
مترجم: آذردخت جلیلیان
هرودین دربارۀ بر آمدن اردشیر یکم، بنیانگدار سلسله ساسانی، گزارش میدهد که فرمانروایان سوریه و میانرودان امپراتور الکساندر سوروس را آگاه کردند که اردشیر، پادشاه پارس، پس از دست یافتن به شاهنشاهی اشکانی آرام نخواهد ماند و سوریه و میانرودان را به چنگ خواهد آورد.
اردشیر که باور داشت این سرزمینها میراث او هستند، اعلام کرد که تمام کشورهای آن ناحیه شامل ایونی و کاریا، میراث فرمانروایان پارسی بودهاند که با کوروش آغاز شده و با داریوش پایان گرفته است. از این رو اردشیر ادعا میکرد که شایسته میداند برای پارسیها پادشاهی را که پیشتر داشتهاند، دوباره به دست آورد.
دیوکاسیوس همروزگار اردشیر، این نگرش را از سوی او تایید میکند و گزارش میدهد که «اردشیر میبالید هر آنچه را که روزی پارسیهای روزگاران گذشته تا دریای یونان داشتهاند، باز پس خواهد گرفت و ادعا میکرد که همۀ این سرزمینها میراث قانونی اوست که از نیاکانش به او رسیده است».
@oldhistor
https://s22.picofile.com/file/8447568126/IMG_20220219_130125_396.jpg
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1402/04/22/post-293/
با کدام مورد در تحلیل تاریخ و استوره موافقید؟
(مبانی علم تاریخ: مورخ برای ارائه فرضیه خود، میبایست نخست از نظرات سایر مورخین آگاه گشته و سپس تحلیل خود از شواهد، اسناد و دادهها را ارائه نماید)
(مبانی علم تاریخ: مورخ برای ارائه فرضیه خود، میبایست نخست از نظرات سایر مورخین آگاه گشته و سپس تحلیل خود از شواهد، اسناد و دادهها را ارائه نماید)
Anonymous Poll
39%
رجوع به تحلیل مورخین خارجی و داخلی در منابع پژوهشی (کتابهای موجود)
31%
ارائه تحلیل شخصی از اسناد دست اول شامل شواهد، اسناد کهن و دادههای دانشهای نوین
30%
رفتار طبق مبانی علم تاریخ و تبعیت از آن
تاریخ میانه
با کدام مورد در تحلیل تاریخ و استوره موافقید؟
(مبانی علم تاریخ: مورخ برای ارائه فرضیه خود، میبایست نخست از نظرات سایر مورخین آگاه گشته و سپس تحلیل خود از شواهد، اسناد و دادهها را ارائه نماید)
(مبانی علم تاریخ: مورخ برای ارائه فرضیه خود، میبایست نخست از نظرات سایر مورخین آگاه گشته و سپس تحلیل خود از شواهد، اسناد و دادهها را ارائه نماید)
🌱
البته نتایج این نظرسنجی قابل انتظار بود. زیرا از جامعۀ خوابآلود علوم انسانی و دانشگاههای غربزدۀ ما چیزی جز این برون نخواهد تراوید.
کل دستاوردی که تاکنون از این جامعه بیرون آمده، جستجو و گردآوری مطالب کتابهای ترجمه از نویسندگان خارجی است، و از بررسی اسناد دست اول و ارائه تحلیل بومی خبری نیست.
بنابراین عجیب هم نیست که بخشی از این جامعه، گزینۀ راحت ۱ را انتخاب کرده و از گزینۀ خردمندانه ۳ که البته باید مرسوم باشد، بپرهیزد.
بر خلاف نیاکان، خودباوری خود را از دست داده و ریزهخوار بیگانگان شدهایم.
نیاکانمان شایستۀ همان چیزی بودند که بودند،
ما نیز شایستۀ همین چیزی هستیم که هستیم.
@midhistor
البته نتایج این نظرسنجی قابل انتظار بود. زیرا از جامعۀ خوابآلود علوم انسانی و دانشگاههای غربزدۀ ما چیزی جز این برون نخواهد تراوید.
کل دستاوردی که تاکنون از این جامعه بیرون آمده، جستجو و گردآوری مطالب کتابهای ترجمه از نویسندگان خارجی است، و از بررسی اسناد دست اول و ارائه تحلیل بومی خبری نیست.
بنابراین عجیب هم نیست که بخشی از این جامعه، گزینۀ راحت ۱ را انتخاب کرده و از گزینۀ خردمندانه ۳ که البته باید مرسوم باشد، بپرهیزد.
بر خلاف نیاکان، خودباوری خود را از دست داده و ریزهخوار بیگانگان شدهایم.
نیاکانمان شایستۀ همان چیزی بودند که بودند،
ما نیز شایستۀ همین چیزی هستیم که هستیم.
@midhistor
🌱
فرار ماه
جاذبۀ قمرها میتواند بر سیارههای میزبانشان تأثیر بگذارد و باعث اندک برآمدگی آنها بهسمت بیرون شود. در سیارهای اقیانوسی مثل زمین، این اثر به شکل جزر و مد دیده میشود.
جیمز اودونوگ، دانشمند سازمان فضایی ژاپن میگوید: اگر سرعت خود را هنگام چرخش در مدار زمین افزایش دهید، میتوانید با موفقیت بیشتری از جاذبۀ زمین بگریزید.
حرکت ماه نیز به مرور در مدار خود افزایش مییابد. دانشمندان این پدیده را عقبنشینی قمری مینامند. سرعت عقبنشینی ماه در طول سالهای گذشته تغییر کرده و نوسانهایی متقارن با رویدادهایی مثل بمبارانهای شهابسنگی ماه و تغییرات عصر یخبندان زمین رخ داده است.
عقبنشینی پیوسته، تأثیری فراتر از جزر و مد بر زمین خواهد گذاشت. نیروهایی که ماه را از ما دور میکنند، باعث آهسته شدن چرخش زمین و افزایش طول روزها میشوند. در ابتدا که ماه به زمین نزدیکتر بود، زمین با سرعت بیشتری به دور خود میچرخید و یک روز زمینی، تنها معادل چهار ساعت بود. بر اساس سرعت فعلی عقبنشینی قمری، یک قرن طول میکشد تا دو میلیثانیه به روز زمینی اضافه شود.
زمین حدود ۶۰۰ میلیون سال دیگر، ماه را از دست خواهد داد.
@midhistor
فرار ماه
جاذبۀ قمرها میتواند بر سیارههای میزبانشان تأثیر بگذارد و باعث اندک برآمدگی آنها بهسمت بیرون شود. در سیارهای اقیانوسی مثل زمین، این اثر به شکل جزر و مد دیده میشود.
جیمز اودونوگ، دانشمند سازمان فضایی ژاپن میگوید: اگر سرعت خود را هنگام چرخش در مدار زمین افزایش دهید، میتوانید با موفقیت بیشتری از جاذبۀ زمین بگریزید.
حرکت ماه نیز به مرور در مدار خود افزایش مییابد. دانشمندان این پدیده را عقبنشینی قمری مینامند. سرعت عقبنشینی ماه در طول سالهای گذشته تغییر کرده و نوسانهایی متقارن با رویدادهایی مثل بمبارانهای شهابسنگی ماه و تغییرات عصر یخبندان زمین رخ داده است.
عقبنشینی پیوسته، تأثیری فراتر از جزر و مد بر زمین خواهد گذاشت. نیروهایی که ماه را از ما دور میکنند، باعث آهسته شدن چرخش زمین و افزایش طول روزها میشوند. در ابتدا که ماه به زمین نزدیکتر بود، زمین با سرعت بیشتری به دور خود میچرخید و یک روز زمینی، تنها معادل چهار ساعت بود. بر اساس سرعت فعلی عقبنشینی قمری، یک قرن طول میکشد تا دو میلیثانیه به روز زمینی اضافه شود.
زمین حدود ۶۰۰ میلیون سال دیگر، ماه را از دست خواهد داد.
@midhistor
تاریخ میانه
کدام گزینه درست است؟
🌱
متاسفانه اینگونه سخنان بیپایه و سند را حتی از بزرگان معاصر، بسیار شنیدهایم:
اما باید دانست، نام کوروش در تاریخ ایران هیچگاه گم نشد، که اکنون گروهی بخواهند مدعی یافتن دوبارهٔ آن در قامت کیخسرو روایی و یا ترجمههای کتب فرانسوی شوند:
-نام کوروش در استوانهٔ خط میخی اکدی (بابلی نو)، کتیبهٔ بیستون داریوش، سالنامهٔ نبونید و کتیبهٔ کاخ پاسارگاد ثبت شده است.
-در سنگنوشتههای هخامنشی که به خط و زبان پارسی باستان نگاشته شدهاند، به صورت «کورو» یا «کوروش» و در صیغهٔ مضافالیه «کورائوش» خوانده میشد. در نسخهٔ ایلامی سنگنوشتهها «کوراش» و در متون اکدی «کورِش» نوشته شده است. این نام در تورات به صورت «کورُش» و «کورِش» ضبط شده است.
-تواریخ یونانی مانند هرودت، کتزیاس و گزنفون در زبان یونانی آن را «کورُس» میگفتهاند، که همین نام با اندکی اختلاف در روم (اروپا) «سایروس» یا «سیروس» خوانده میشود.
-در اثر موسی خورنی مورخ ارمنی سده ۵ م. آمده، «خداوند یاری کرد که کوروش مادها را براندازد».
-ابن بلخی مورخ قرن ششم میگوید، «کرش (کوروش) که یهودیان را آزاد ساخت و آخرین پادشاه آشور را شکست داد».
-از مورخین سدههای اسلامی، ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر تاریخالدول «کورش الفارسی» و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام این شاه را «کورُش»، مسعودی در مروجالذهب «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشتهاند. دینوری نیز در داستان بهمن، از «کوروش» نام برده است.
-در سفرنامه پیترو دلاواله (۱۰۲۵ هجری) آمده است، «میگویند آنان (ایرانیان زرتشتی) برای حفظ آتش کماکان به همان طریقی که مغها در زمان کوروش و داریوش عمل میکردند، رفتار میکنند» (صفحه ۷۹).
-در تفسیر قرآن حسینی (مواهب علیه) ملاحسین واعظ کاشفی (۸۹۸ هجری) در باب سوره اسرا آمده، «بختنصر مجوسی را که کاتب سنحاریب (سناخریب) بود ... بر ایشان گماشت تا بیامد و بایشان حرب کرده غالب شد و مسجد ... توریت (تورات) را بسوخت ... بعد از آن کوروش همدانی ... ازین حال خبر یافته...».
-تفسیر سورآبادی معروف به تفسیرالتفاسیر، تفسیری از قرآن و حاصل کار ابوبکر عتیق نیشابوری در قرن پنجم که کهنترین تفسیرهای فارسی قرآن است، در تفسیر آیه ۵ سورهٔ اسرا آورده، «آن بندگانی که خداوند برای مجازات یهودیان بر ایشان گماشت قوم بختالنصر بودند که همگی گَور (گبر، زرتشتی) بودند. خود بختالنصر از فرزندان کیقباد بود و در اصل کیکوروش نام داشت ... بختالنصر یا کیکوروش بعد از سلیمان پادشاه عجم شد و به اورشلیم لشگر کشید ... آنگاه پس از او کوروش همدانی به سلطنت رسید که یهودیان تبعید شده را آزاد کرد».
-در کشف الأسرار و عدة الأبرار تالیف ابوالفضل رشیدالدین میبدی (۵۲۰ قمری) که بر اساس تفسیر خواجه عبدالله انصاری تالیف شده و در بین ترجمهها و تفسیرهای معتبر قرآن به زبان فارسی ارزشی والا و مقامی خاص دارد نیز داستان مرگ کوروش بررسی شده است.
-شیخ ابوالفتوح رازی از مفسران سده ششم، در اثر فارسی خود «روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن» در ترجمهٔ حدیثی از پیامبر اسلام به نقل از حذیفه ابن الیمان (صحابی پیامبر) پیرامون بیتالمقدس و بنیاسرائیل، مینویسد، «…حذیفه گفت، من گفتم: یا رسولالله بیتالمقدس همانا جایى بزرگوار بوده است. [پیامبر] گفت: ... بختنصّر این همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسیران بنیاسرائیل را با خود به آنجا برد و ایشان در دست او صد سال بماندند. ایشان را به بندگى مىداشت و بختنصّر و لشکرش گبرکان بودند و در میان این بنیاسرائیل بعضى صالحان و پیغامبرزادگان بودند خداى تعالى بر زبان بعضى پیغامبران امر کرد پادشاهى را از پادشاهان پارس نام او کورش -و او مردى مؤمن بود- که برو و بنىاسرائیل را از دست بختنصّر بستان و حلّى بیتالمقدّس از او بستان و باز جاى بر».
-سمعانی (قرن ششم) در الانساب، شعری عربی را به نقل از یک شاعر ایرانی (وافر) نقل کرده است:
و بیتالمقدس المعمور بیت
ورثناه عن المتقدمینا
بناه کورش البانی المعالی
بامرالله خیر الآمرینا
بیتالمقدس، این خانهٔ آباد را ما از پیشینیان خود به میراث بردهایم. کوروش آن بنیانگذار بزرگواریها به دستور خداوند که بهترین فرماندهان است، آن را بنا نهاد.
@midhistor
متاسفانه اینگونه سخنان بیپایه و سند را حتی از بزرگان معاصر، بسیار شنیدهایم:
«تاریخ کلاسیک ما، تا صد و بیست سال پیش ناشناخته بود. پژوهشگران اروپایی تاریخ کلاسیک جهان را، از روی کتابهای تاریخی یونان و روم، سنگنوشتهها و گنجینههای تاریخی دیگر گردآوری کردند. و ما هم از اروپاییان به تدریج آن را یاد گرفتیم. در حالیکه پیش از آن تنها تاریخ حماسی خود را میشناختیم. و بسیاری آن را تاریخ راستین میانگاشتند. و هنوز هم کم نیستند ایرانیانی که بیشتر با تاریخ حماسی آشنا هستند، تا با تاریخ کلاسیک».
اما باید دانست، نام کوروش در تاریخ ایران هیچگاه گم نشد، که اکنون گروهی بخواهند مدعی یافتن دوبارهٔ آن در قامت کیخسرو روایی و یا ترجمههای کتب فرانسوی شوند:
-نام کوروش در استوانهٔ خط میخی اکدی (بابلی نو)، کتیبهٔ بیستون داریوش، سالنامهٔ نبونید و کتیبهٔ کاخ پاسارگاد ثبت شده است.
-در سنگنوشتههای هخامنشی که به خط و زبان پارسی باستان نگاشته شدهاند، به صورت «کورو» یا «کوروش» و در صیغهٔ مضافالیه «کورائوش» خوانده میشد. در نسخهٔ ایلامی سنگنوشتهها «کوراش» و در متون اکدی «کورِش» نوشته شده است. این نام در تورات به صورت «کورُش» و «کورِش» ضبط شده است.
-تواریخ یونانی مانند هرودت، کتزیاس و گزنفون در زبان یونانی آن را «کورُس» میگفتهاند، که همین نام با اندکی اختلاف در روم (اروپا) «سایروس» یا «سیروس» خوانده میشود.
-در اثر موسی خورنی مورخ ارمنی سده ۵ م. آمده، «خداوند یاری کرد که کوروش مادها را براندازد».
-ابن بلخی مورخ قرن ششم میگوید، «کرش (کوروش) که یهودیان را آزاد ساخت و آخرین پادشاه آشور را شکست داد».
-از مورخین سدههای اسلامی، ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر تاریخالدول «کورش الفارسی» و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام این شاه را «کورُش»، مسعودی در مروجالذهب «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشتهاند. دینوری نیز در داستان بهمن، از «کوروش» نام برده است.
-در سفرنامه پیترو دلاواله (۱۰۲۵ هجری) آمده است، «میگویند آنان (ایرانیان زرتشتی) برای حفظ آتش کماکان به همان طریقی که مغها در زمان کوروش و داریوش عمل میکردند، رفتار میکنند» (صفحه ۷۹).
-در تفسیر قرآن حسینی (مواهب علیه) ملاحسین واعظ کاشفی (۸۹۸ هجری) در باب سوره اسرا آمده، «بختنصر مجوسی را که کاتب سنحاریب (سناخریب) بود ... بر ایشان گماشت تا بیامد و بایشان حرب کرده غالب شد و مسجد ... توریت (تورات) را بسوخت ... بعد از آن کوروش همدانی ... ازین حال خبر یافته...».
-تفسیر سورآبادی معروف به تفسیرالتفاسیر، تفسیری از قرآن و حاصل کار ابوبکر عتیق نیشابوری در قرن پنجم که کهنترین تفسیرهای فارسی قرآن است، در تفسیر آیه ۵ سورهٔ اسرا آورده، «آن بندگانی که خداوند برای مجازات یهودیان بر ایشان گماشت قوم بختالنصر بودند که همگی گَور (گبر، زرتشتی) بودند. خود بختالنصر از فرزندان کیقباد بود و در اصل کیکوروش نام داشت ... بختالنصر یا کیکوروش بعد از سلیمان پادشاه عجم شد و به اورشلیم لشگر کشید ... آنگاه پس از او کوروش همدانی به سلطنت رسید که یهودیان تبعید شده را آزاد کرد».
-در کشف الأسرار و عدة الأبرار تالیف ابوالفضل رشیدالدین میبدی (۵۲۰ قمری) که بر اساس تفسیر خواجه عبدالله انصاری تالیف شده و در بین ترجمهها و تفسیرهای معتبر قرآن به زبان فارسی ارزشی والا و مقامی خاص دارد نیز داستان مرگ کوروش بررسی شده است.
-شیخ ابوالفتوح رازی از مفسران سده ششم، در اثر فارسی خود «روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن» در ترجمهٔ حدیثی از پیامبر اسلام به نقل از حذیفه ابن الیمان (صحابی پیامبر) پیرامون بیتالمقدس و بنیاسرائیل، مینویسد، «…حذیفه گفت، من گفتم: یا رسولالله بیتالمقدس همانا جایى بزرگوار بوده است. [پیامبر] گفت: ... بختنصّر این همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسیران بنیاسرائیل را با خود به آنجا برد و ایشان در دست او صد سال بماندند. ایشان را به بندگى مىداشت و بختنصّر و لشکرش گبرکان بودند و در میان این بنیاسرائیل بعضى صالحان و پیغامبرزادگان بودند خداى تعالى بر زبان بعضى پیغامبران امر کرد پادشاهى را از پادشاهان پارس نام او کورش -و او مردى مؤمن بود- که برو و بنىاسرائیل را از دست بختنصّر بستان و حلّى بیتالمقدّس از او بستان و باز جاى بر».
-سمعانی (قرن ششم) در الانساب، شعری عربی را به نقل از یک شاعر ایرانی (وافر) نقل کرده است:
و بیتالمقدس المعمور بیت
ورثناه عن المتقدمینا
بناه کورش البانی المعالی
بامرالله خیر الآمرینا
بیتالمقدس، این خانهٔ آباد را ما از پیشینیان خود به میراث بردهایم. کوروش آن بنیانگذار بزرگواریها به دستور خداوند که بهترین فرماندهان است، آن را بنا نهاد.
@midhistor
❤1
🌱
این شخص با نام «نغمهی توحید»، همان کسی است که در گروه آرتا به بنده هتاکی کرد، چون دربارۀ ادعای وی مبنی بر لواطگر بودن ایرانیان، از او سند خواسته بودم.
سپس چون خودش از مدیران گروه ایرانستیز آرتا است، با حمایت دیگر مدیران آنجا (اشخاصی موسوم به ابراهیمی، شادفر و...)، مرا اخراج کردند.
در ادامه، همین شخص در گروه #مرد_میدان حاضر شد و بنده را «احمق جون» خطاب کرد و متعاقبا توسط مدیران گروه اخراج شد.
متن تصویر، خود گویای میزان لجنی است که ذهن این افراد را پر کرده و حکایت از حد نفرت ایشان از ایران دارد.
#ایرانستیز
#گروه_پژوهشی_آرتا
@midhistor
این شخص با نام «نغمهی توحید»، همان کسی است که در گروه آرتا به بنده هتاکی کرد، چون دربارۀ ادعای وی مبنی بر لواطگر بودن ایرانیان، از او سند خواسته بودم.
سپس چون خودش از مدیران گروه ایرانستیز آرتا است، با حمایت دیگر مدیران آنجا (اشخاصی موسوم به ابراهیمی، شادفر و...)، مرا اخراج کردند.
در ادامه، همین شخص در گروه #مرد_میدان حاضر شد و بنده را «احمق جون» خطاب کرد و متعاقبا توسط مدیران گروه اخراج شد.
متن تصویر، خود گویای میزان لجنی است که ذهن این افراد را پر کرده و حکایت از حد نفرت ایشان از ایران دارد.
#ایرانستیز
#گروه_پژوهشی_آرتا
@midhistor
----👆👆👆👆👆👆👆👆👆----
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
Anonymous Poll
20%
اتفاقی است
29%
ارتباط داشتهاند
47%
از اولی به دومی منتقل شده
4%
از دومی به اولی منتقل شده
تاریخ میانه
----👆👆👆👆👆👆👆👆👆----
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
این مقدار شباهت میان هنر و نمادهای دو تمدن، یکی در "غرب آسیا" و دیگری در "آمریکای مرکزی"، چگونه توجیه میشود؟
https://t.me/midhistor/537
🌱
-گزینۀ نخست احتمالش در حد صفر است. به میزان شباهت دو نگاره دقت کنید، کلیات و نیز آن همه ریزهکاریهای یکسان، امکان اتفاقی بودن این میزان شباهت را از میان میبرد.
-دربارۀ گزینه دوم نیز، تاکنون شواهدی متقن از رفت و شد ساکنان آمریکای مرکزی به سرزمینهای شرق خود وجود ندارد. اگرچه گزارشهایی از رسیدن اتفاقی قایقهایی از سرخپوستان به ایرلند و دیگر جاها در دست است، که احتمالا با کمک جریانهای دریایی اقیانوس اطلس رخ داده است. همچنین در دوران یخبندان و اتصال یخهای دو سوی اقیانوس اطلس در بخشهای شمالی، احتمال این ارتباط البته در حد اندک وجود داشته است.
-دربارۀ گزینه سوم، با توجه به قدمت بیشتر تمدن در غرب آسیا و نیز وجود شواهد فراوان از حضور مردمان این نقطه از جهان در آمریکای مرکزی، به احتمال فراوان انسانهایی از غرب آسیا این تمدن و هنر را با خود به آمریکای مرکزی بردهاند.
-گزینۀ چهارم نیز به دلایلی که در بالا ذکر شد، چندان محتمل نیست.
@midhistor
-گزینۀ نخست احتمالش در حد صفر است. به میزان شباهت دو نگاره دقت کنید، کلیات و نیز آن همه ریزهکاریهای یکسان، امکان اتفاقی بودن این میزان شباهت را از میان میبرد.
-دربارۀ گزینه دوم نیز، تاکنون شواهدی متقن از رفت و شد ساکنان آمریکای مرکزی به سرزمینهای شرق خود وجود ندارد. اگرچه گزارشهایی از رسیدن اتفاقی قایقهایی از سرخپوستان به ایرلند و دیگر جاها در دست است، که احتمالا با کمک جریانهای دریایی اقیانوس اطلس رخ داده است. همچنین در دوران یخبندان و اتصال یخهای دو سوی اقیانوس اطلس در بخشهای شمالی، احتمال این ارتباط البته در حد اندک وجود داشته است.
-دربارۀ گزینه سوم، با توجه به قدمت بیشتر تمدن در غرب آسیا و نیز وجود شواهد فراوان از حضور مردمان این نقطه از جهان در آمریکای مرکزی، به احتمال فراوان انسانهایی از غرب آسیا این تمدن و هنر را با خود به آمریکای مرکزی بردهاند.
-گزینۀ چهارم نیز به دلایلی که در بالا ذکر شد، چندان محتمل نیست.
@midhistor
🌱
فارس و غیرفارس
فارسیزبان و غیرفارسیزبان
مفاهیم و مقولاتی چون فارس و غیرفارس، آریایی و غیرآریایی، اقلیت و اکثریت، اقوام و قومیتها، مناطق قومی، زبان محلی، زبان مادری، قوم و نژاد، فرهنگ اقوام، تبعیضهای قومی و مذهبی، حق تعیین سرنوشت قومیتها و ملتها(!) و این دست مسائل، عموما الفاظی مرسوم در میان عوام بوده و نباید که در طرح مسائل مملکتی و حاکمیتی، به آنها اعتنا کرد و یا آنها را مورد استفاده قرار داد.
وجود مفهومی موسوم به «اقوام» نیز در میان جمعیتهای ایرانی، اساسا خود دچار چالشِ عدم تحقق است؛ چه رسد که بخواهیم فهرستی از این اقوام را نیز ردیف کرده و در مرزبندی میان ملتِ کهن، یکپارچه و همگن ایران، به کار ببریم!
میدانیم تفاوتی تباری (اِتنیکی) میان مردم ایران (کل فلات) وجود ندارد. بنابراین، دستهبندیهای ناموجه کنونی که البته مرز و تعریف مشخصی هم ندارند، فقط میتواند مفاهیمی فرهنگی به شمار آمده و شاید بتوان آنها را تنها در چارچوب گروههای جمعیتی و خردهفرهنگهای همریشه، مورد بحث و بررسی قرار داد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/16/post-164/
فارس و غیرفارس
فارسیزبان و غیرفارسیزبان
مفاهیم و مقولاتی چون فارس و غیرفارس، آریایی و غیرآریایی، اقلیت و اکثریت، اقوام و قومیتها، مناطق قومی، زبان محلی، زبان مادری، قوم و نژاد، فرهنگ اقوام، تبعیضهای قومی و مذهبی، حق تعیین سرنوشت قومیتها و ملتها(!) و این دست مسائل، عموما الفاظی مرسوم در میان عوام بوده و نباید که در طرح مسائل مملکتی و حاکمیتی، به آنها اعتنا کرد و یا آنها را مورد استفاده قرار داد.
وجود مفهومی موسوم به «اقوام» نیز در میان جمعیتهای ایرانی، اساسا خود دچار چالشِ عدم تحقق است؛ چه رسد که بخواهیم فهرستی از این اقوام را نیز ردیف کرده و در مرزبندی میان ملتِ کهن، یکپارچه و همگن ایران، به کار ببریم!
میدانیم تفاوتی تباری (اِتنیکی) میان مردم ایران (کل فلات) وجود ندارد. بنابراین، دستهبندیهای ناموجه کنونی که البته مرز و تعریف مشخصی هم ندارند، فقط میتواند مفاهیمی فرهنگی به شمار آمده و شاید بتوان آنها را تنها در چارچوب گروههای جمعیتی و خردهفرهنگهای همریشه، مورد بحث و بررسی قرار داد...
@midhistor
دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/16/post-164/
❤1
🌱
برای پرندهها دانه نریزید
مهرداد ایرانمهر
انسان با دخالت در طبیعت، همواره باعث بر هم خوردن تعادل آن شده است.
پرندگان نیز مانند سایر جانداران، خود را با شرایط محیطی وفق میدهند. یعنی در سالهای کمبارش، آنها نیز کمتر تولیدمثل میکنند و در سالهایی که دانههای بیشتری در دسترس باشد، زاد و ولدشان بیشتر میشود...
@midhistor
دنبالۀ نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1401/05/05/post-212/
برای پرندهها دانه نریزید
مهرداد ایرانمهر
انسان با دخالت در طبیعت، همواره باعث بر هم خوردن تعادل آن شده است.
پرندگان نیز مانند سایر جانداران، خود را با شرایط محیطی وفق میدهند. یعنی در سالهای کمبارش، آنها نیز کمتر تولیدمثل میکنند و در سالهایی که دانههای بیشتری در دسترس باشد، زاد و ولدشان بیشتر میشود...
@midhistor
دنبالۀ نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1401/05/05/post-212/