تاریخ میانه
911 subscribers
662 photos
285 videos
3 files
239 links
🌱
این تاربرگ، نسخهٔ دوم تاربرگ «تاریخ روایی ایران» است.
حوزه فعالیت این صفحه، شامل مطالب عمومی‌تر تاریخ، تاریخ ایران دوره اسلامی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی روز خواهد بود.

تماس با مدیر:
@mehrdad_1166
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱
یهودیان در شورای شهر پایتخت

-ایشان فقط پیامبران یهودی کنعان را به عنوان پادشاهان مملکت ایران قبول دارند!
(یادآوری اینکه، حضرت داود که در خدمت شموئیل پیامبر بنی‌اسرائیل بود، با غلبه بر فلسطینی‌ها سرزمین‌شان را تصرف کرد)
-صهیونیست‌ها تاریخ چندین هزار ساله ایران را با عنوان ۲۵۰۰ ساله معرفی کردند و متاسفانه مذهبی‌های داخلی هم همین حرف دروغ را دائم تکرار می‌کنند.
-خود رهبر می‌تواند درباره نام کوچه‌های اطراف بیت اظهارنظر نماید و نیازی به وکیل و وصی ندارند.
-به قول آن فردی که آخر صحبت کرد، ج ا قرار بود اخلاق (نه اختلاس)، مردمداری (نه ریا و ربا) و استقلال (نه برجام) بیاورد و نیز فساد و وابستگی به بیگانه را از میان بردارد.
اما متاسفانه این قِسم ریشوهای رباخوار، تنها به دنبال دو تار موی دختر مردم، محدود کردن فضای مجازی، اختلاس و حقوق نجومی، و نیز حذف تاریخ تمدنی ایران هستند.

@midhistor
🌱
ایرانی مسیحی که ۱۳۰۰ سال پیش به بیزانس رفت و پیش از مرگ این متن را برای سنگ مزارش انتخاب کرد:
این گور خرداد پسر هرمزآفرید است، از ایرانشهر، از روستای چالگان، از ده خشت هستم.

The Middle-Persian Inscriptions from Constantinople: Sasanian Or Post-Sasanian?., François de Blois, 1990, p: 209-218

@midhistor
@Ir_Bahman
🌱
سلبریتی‌ها و کریسمس

نتایج نظرسنجی دیلی‌نیوز از کاربران درباره پیام شادباش به مناسبت جشن پایان ماه دسامبر نشان داد، اکثریت نسبی تبریک "میلاد مسیح" و اقلیتی پرشمار هم تبریک "تعطیلات" را برگزیده‌اند.

و اما، مضحکه جشن نوئل در میان گروه‌های اجتماعی تازه به دوران رسیده ایران، پیرو تمنای تجدد و تدارک تشخص در بیراهه‌ای دیگر به گرامیداشت جشن کریسمسی می‌پردازند، که نه در گستره سنتی و آیینی آن قرار دارند و نه حتی در تعطیلات آن سهیم هستند.
به این قبیل افراد و تقلید نابخردانه‌شان واقعا باید خندید و به آن‌ها یادآور شد که بر خلاف تصورشان مری‌کریسمس گفتن در جوامع غربی، دیگر نه تنها رفتاری امروزی نیست، بلکه دارد ضایع و قدیمی هم می‌شود و جوانان غربی نگاهی عرفی‌تر نسبت به جشن پایانی ماه دسامبر یا همان کریسمس پیدا کرده‌اند.

@midhistor
@iranboom_ir
🌱
پادشاهان ایران

امام محمد غزالی:
فرمانروایان ایران میان رعیت عدل کردند و رعیت را نگاه داشتند و اندر کیش خویش جور و ستم روا نداشتندی و جهان به داد و عدل آبادان کردند و فرمانروایی‌شان دوام یافت. (نصیحت الملوک)

عبدالرحمن جامی:
پنج هزار سال سلطنت عالم تعلق به ایرانیان داشت و این دولت در خاندان ایشان بود. زیرا با رعایا عدل می‌کردند و ظلم روا نمی‌داشتند ... خداوند به داود فرمود، ایشان (پادشاهان ایران) جهان را به عدل آباد کردند تا بندگان من در آن زندگانی کنند. (بهارستان)

علی بن حسین مسعودی:
ما آنچه را که ایرانیان در باب نسب ایرانیان و نام ملوک و مدت پادشاهی آن‌ها آورده‌اند، یاد کردیم. گرچه به مرور زمان و در پی حوادث پیاپی، اخبار ایشان از یادها برفته و فضایلشان فراموش شده و آثارشان متروک مانده و فقط اندکی از آن نقل می‌شود. (التنبیه و الاشراف)

نَسَـب‌نـامهء دولـت كی‌قبـاد
ورق بر ورق، هر سویی بُرده باد
(نظامی گنجوی)

@midhistor

https://kuroshebozorg.blogsky.com/1402/03/09/post-278/
🌱
مُروُج‌ُالذهب و معادن‌الجوهر

کتابی تاریخی نوشته علی بن حسین مسعودی، تاریخ‌نویس و جغرافیدان سدهٔ ۴ هجری است. نام کتاب به معنی مَرغزارهای زر و کان‌های گوهر می‌باشد. (مروج جمع مَرج)

مروج‌الذهب که در ۱۳ جلد به نگارش در آمده، به ضبط و ثبت تاریخ مللی می‌پردازد که مسعودی در مسیر مسافرت‌های خود از مصر تا هندوستان آن‌ها را ملاقات کرده بود. مروج‌الذهب به زبان‌های مختلف ترجمه شده است.
مروج‌الذّهب آخرین اثر مسعودی و حاصل یک عمر جهانگردی و مطالعه وی در حوزهٔ اندیشه و رفتار اقوام مختلف است.

او این کتاب را در ۳۳۲ قمری نگاشته و در سال ۳۳۶ در آن تجدیدنظر کرده است. این کتاب که نزد اروپاییان "آواز قوی مسعودی" نیز نامیده می‌شود، در ۱۳۲ باب تنظیم و به دو بخش قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم شده است.
مسعودی در بخش نخست به خلقت جهان و توصیف زمین و ذکر سرزمین‌ها و دریاها و رودها و کوه‌ها پرداخته و همچنین از تاریخ انبیا و اخبار ملت‌ها اعم از یهودی، مسیحی، هندی، ایرانی، یونانی و رومی و عرب سخن گفته و در بخش دوم مطالبی از ولادت پیامبر، تاریخ بعثت و هجرت و خلفای راشدین، اموی و عباسی تا سال ۳۳۶ قمری مطرح کرده است.

@midhistor
🌱
اصفهان، مسجد شیخ لطف‌الله

@midhistor
شاهنامه‌پژوهان گرامی، کدام گزینه درست است؟
به نام خداوند جان و خرد...
Anonymous Poll
60%
کزین برتر اندیشه، برنگذرد
40%
کزین برتر اندیشه‌بر، نگذرد
تاریخ میانه pinned «شاهنامه‌پژوهان گرامی، کدام گزینه درست است؟
به نام خداوند جان و خرد...
»
🌱
به گروه تاریخ میانی بپیوندید:
https://t.me/+GzCyyJy2z6QwZTlk

در اینجا می‌توانید دیدگاه‌های خود درباره مطالب درج شده در تاربرگ تاریخ میانه را در میان بگذارید.

@midhistor
🌱
گفتاری پیرامون بیت آغازین شاهنامه
مهرداد ایران‌مهر

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد

ابیات زیر را ببینیم:
به جمشید بَر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند...

سراسر زمانه پُر از جنگ بود
به جویندگان بَر، جهان تنگ بود...

فریدون که بودش پدر آبتین
شده تنگ بر آبتین‌بر زمین...

یکایک ازو بخت برگشته شد
به دست یکی بنده بر کشته شد...

واژۀ «بر» در ابیات بالا دیده می‌شود:
به جمشید بَر گوهر افشاندند… (بر جمشید گوهر افشاندند)
در اینجا فردوسی ترکیب «بَر جمشید» را به گونه «جمشید‌ بَر» به کار برده، تا که هم معنا را رسانده و هم از آهنگ شاهنامه پاسداری نموده باشد.
(تناتن تناتن تناتن تنا: فعولن فعولن فعولن فعول)...

@midhistor

دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/10/29/post-161/
🌱
افغانستان، برادر عزیز ایران است
دکتر محمود افشار

یکی از بزرگترین آرزوهای من پس از «حفظ تمامیت ارضی ایران»، اینست که همواره در قلمرو زبان فارسی یگانگی و همزیستی حکمفرما باشد. «قلمرو زبان فارسی» کجاست و «زبان فارسی» چیست که من تا این اندازه دلباختۀ این و پایبند آنم؟
بیست و چند سال پیش که با کشتی از اروپا به ایران می‌آمدم، یک تاجیک اهل فرارود با من همسفر شد. همین که لب به سخن گشود، به راستی لذتی که از گفتگو با او بردم، فراموش‌ناشدنی است. انگار که اشعار نغز رودکی را با لهجۀ بخارایی می‌شنیدم، که می‌فرمود:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی‌های آن
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون با همه پهناوری
خنگ ما را تا میان آید همی...

@midhistor

دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/10/28/post-160/
تاریخ میانه pinned «خاستگاه خط کنونی ما (فارسی) کجاست؟»
🌱
گفتاری دربارهٔ وطن و زبان فارسی
دکتر پرویز ناتل خانلری

نزد من وطن آن نیست که شما می‌پندارید. این چهار خط فرضی که دور ایران کشیده‌اند وطن مرا محدود نمی‌کند...
آنان که به زبان فارسی تاخته‌اند، به وطن من می‌تازند. چرا در دفاع درشت نباشم؟ خاصه که می‌بینم دست غرض دشمنان در این کار است. یکی از جهانگردان اروپایی، ششصد و پنجاه سال پیش از این نوشته بود که ایران چیزی ندارد جز زبانی که در سراسر آسیای میانه و غربی رایج است. آری این نیروی بزرگ ملی بود و دشمن آن را به زیان خود دید و با آن در آویخت.

کشورهای فارسی‌زبان یا فارسی‌دان یک یک به اشاره‌ای یا تحریکی پیوند از فارسی بریدند. در بعضی از کشورها، به بهانهٔ استقلال، لهجه‌های محلی رسمی شد و به جای زبان ادبی و سرافراز فارسی نشست. یعنی هم خود زیان کردند و هم به ما آسیب رساندند.
در سر کشورهایی دیگر که زبانشان با لغات فارسی و عربی آمیخته بود نیز داعیهٔ تهذیب زبان افکندند (ترکیه). اما نمی‌دانم چرا در عمل، بیشتر در طرد فارسی به کار رفت.

-زبانشناسی و زبان فارسی
-دفاع از زبان فارسی، انتشارات توس، ۱۳۶۱

@midhistor
@atorabanorg
برای حل بحران آب، با کدام گزینه موافقید؟
(آبخیزداری: فن جذب و هدایت آب‌های سطحی به سمت سفره‌های زیرزمینی)
Anonymous Poll
12%
سدسازی
33%
آبخیزداری
3%
هر دو، با اولویت گزینه ۱
24%
هر دو، با اولویت گزینه ۲
6%
سایر
23%
صرفا دیدن نتایج
تاریخ میانه pinned «آیا نام کوروش در شاهنامه آمده است؟»
🌱
آیا نام کوروش در شاهنامه آمده است؟

کوروش و کیخسرو
چند سالی است که آثارالباقیه بیرونی بهانۀ عده‌ای برای یکی دانستن کوروش و کیخسرو شده است. ایشان با استناد به یک خط از یکی از جداول آمده در کتاب، مدعی یکی بودن کوروش و کیخسرو شده‌اند. جایی که در میانۀ جدول فوق آمده، «کوروش که کیخسرو است».
اما ایشان بدون دقت به چند خط بالاتر و پایین‌تر در جدول مذکور، با ذوق‌زدگی چنین ادعا کرده‌اند که کوروش همان کیخسرو است. حال آنکه، با اندکی دقت می‌توان دید در زیر همان بخش از جدول، چنین نیز آمده، «قورس که لهراسب است».
همانگونه که می‌دانیم، نام کوروش در اسناد ایران دوره اسلامی به گونه‌های کورش، کورس، قورش و قورس هم آمده است. بنابراین باید دقت کرد که این کوروش (قورس) در جدول کیست؟ با اندکی جستجو و با اطلاع از این موضوع که دو کوروش در دودمان هخامنشی داریم، پیداست که کوروش بالایی همان کوروش یکم و پدربزرگ کوروش معروف است و آن قورس که در جدول آمده، کوروش بزرگ است. حال جدا از این موضوع که، این جدول مربوط به کتب اهل مغرب است و بیرونی اساسا پیش‌تر صحت آن را رد کرده است.
به هر حال، مدعیان کنونی یکی بودن کوروش و کیخسرو از سند بیرونی، حتی به این موضوع ساده توجه نکرده‌اند که اگر کوروش همان کیخسرو است، پس چرا در اسناد و برای مثال در شاهنامه بین کیکاوس و لهراسپ آمده است. در حالی که باید میان بهمن و داراب می‌آمد.
برخی نیز از روی شباهت‌هایی در زادن و صدور منشور از سوی کوروش و کیخسرو، به این فرض رسیده‌اند که کوروش همان کیخسرو آمده در متون است.
جدا از اینکه این شباهت‌ها چگونه و چرا به تار و پود استوره و تاریخ ما پیچیده است، باید دانست در طول زمان این روایت‌ها هستند که در هم می‌شوند، نه شخصیت‌ها.

کوروش و داراب
نقشی از کوروش که از هندوستان تا روم برایش هدیه بیاورند، موجود نیست و آنچه با این عنوان در شاهنامه آمده به درستی با کردارهای داریوش همخوانی دارد.
این ابیات شاهنامه با متن کتیبه‌های داریوش مو نمی‌زند:
که گیتی نجستم به رنج و به داد
مرا تاج، یزدان به سر بر نهاد
شگفتی‌تر از کار من در جهان
نبیند کسی آشکار و نهان
ندانیم جز داد پاداش این
که بر ما پس از ما کنند آفرین
نباید که پیچد کس از رنج ما
ز بیشی و آگندن گنج ما
زمانه ز داد من آباد باد
دل زیر دستان ما شاد باد
ازان پس ز هندوستان و ز روم
ز هر مرز با ارز و آباد بوم
برفتند با هدیه و با نثار
بجستند خشنودی شهریار

کوروش و خداینامه‌ها
کوروش هخایی با همهٔ بزرگی و البته توجه به موضوع عدم حضور نام او در اسناد پراکنده در دست موبدان ایران خاوری، اما از دیدگاه مذهبی دَئوامذهبی شناخته می‌شود که در هر حال نمی‌توانسته جایی در خداینامه‌های اهوراپرست ساسانی بیابد.
به این نکته‌ها دقت کنید:
-نامگذاری فرزند کوروش با نام دانو.
-اشارۀ خشیارشا فرزند داریوش به پیوند «پارس-دانو».
-همچنین ستایش دانوها نزد هخامنشیان با عنوان نیاکانِ پهلوانان دوران کهن.
این در حالیست که در اوستا، برای شکست دانوها نیایش برگزار می‌گردد. اینکه کوروش در داستان‌های ایران خاوری به فراموشی سپرده شده، از آن روست که او نه پهلوانی دین‌گرا، که قهرمانی میهن‌گرا بود. (وکیلی، ۱۳۸۹)

فراموشی نام کوروش
نام کوروش در تاریخ ایران هیچگاه گم نشد، برای نمونه:
-ابوالفرج بن عبری در مختصر تاریخ‌الدول «کورش الفارسی» و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام این شاه را «کورُش»، ابن بلخی مورخ قرن ششم «کرش»، مسعودی در مروج‌الذهب «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشته‌اند.
-در تفسیر سورآبادی آمده، «آن بندگانی که خداوند برای مجازات یهودیان بر ایشان گماشت قوم بخت‌النصر بودند که همگی گَور (گبر، ایرانی) بودند. خود بخت‌النصر از فرزندان کی‌قباد بود و در اصل کی‌کوروش نام داشت ... آنگاه پس از او کوروش همدانی به سلطنت رسید که یهودیان تبعید‌ شده را آزاد کرد».
-سمعانی (قرن ششم) در الانساب، شعری عربی را به نقل از وافر نقل کرده، «بیت‌المقدس، این خانهٔ آباد را ما از پیشینیان خود به میراث برده‌ایم. کوروش آن بنیانگذار بزرگواری‌ها به دستور خداوند که بهترین فرماندهان است، آن را بنا نهاد»...
(برای آگاهی از توضیحات تکمیلی، پیوند پایین متن را ببینید)

@midhistor

https://s23.picofile.com/file/8447568276/IMG_20220219_142659_662.jpg

دنباله نوشتار👇
https://kuroshebozorg.blogsky.com/1400/11/04/post-162/
🌱
آیا ساسانیان وارثان هخامنشیان بودند؟

احسان یارشاطر
مترجم: آذردخت جلیلیان
هرودین دربارۀ بر آمدن اردشیر یکم، بنیانگدار سلسله ساسانی، گزارش می‌دهد که فرمانروایان سوریه و میانرودان امپراتور الکساندر سوروس را آگاه کردند که اردشیر، پادشاه پارس، پس از دست یافتن به شاهنشاهی اشکانی آرام نخواهد ماند و سوریه و میانرودان را به چنگ خواهد آورد.

اردشیر که باور داشت این سرزمین‌ها میراث او هستند، اعلام کرد که تمام کشورهای آن ناحیه شامل ایونی و کاریا، میراث فرمانروایان پارسی بوده‌اند که با کوروش آغاز شده و با داریوش پایان گرفته است. از این رو اردشیر ادعا می‌کرد که شایسته می‌داند برای پارسی‌ها پادشاهی را که پیش‌تر داشته‌اند، دوباره به دست آورد.
دیوکاسیوس هم‌روزگار اردشیر، این نگرش را از سوی او تایید می‌کند و گزارش می‌دهد که «اردشیر می‌بالید هر آنچه را که روزی پارسی‌های روزگاران گذشته تا دریای یونان داشته‌اند، باز پس خواهد گرفت و ادعا می‌کرد که همۀ این سرزمین‌ها میراث قانونی اوست که از نیاکانش به او رسیده است».

@oldhistor
https://s22.picofile.com/file/8447568126/IMG_20220219_130125_396.jpg

https://kuroshebozorg.blogsky.com/1402/04/22/post-293/
با کدام مورد در تحلیل تاریخ و استوره موافقید؟
(مبانی علم تاریخ: مورخ برای ارائه فرضیه خود، می‌بایست نخست از نظرات سایر مورخین آگاه گشته و سپس تحلیل خود از شواهد، اسناد و داده‌ها را ارائه نماید)
Anonymous Poll
39%
رجوع به تحلیل مورخین خارجی و داخلی در منابع پژوهشی (کتاب‌های موجود)
31%
ارائه تحلیل شخصی از اسناد دست اول شامل شواهد، اسناد کهن و داده‌های دانش‌های نوین
30%
رفتار طبق مبانی علم تاریخ و تبعیت از آن
تاریخ میانه
با کدام مورد در تحلیل تاریخ و استوره موافقید؟
(مبانی علم تاریخ: مورخ برای ارائه فرضیه خود، می‌بایست نخست از نظرات سایر مورخین آگاه گشته و سپس تحلیل خود از شواهد، اسناد و داده‌ها را ارائه نماید)
🌱

البته نتایج این نظرسنجی قابل انتظار بود. زیرا از جامعۀ خواب‌آلود علوم انسانی و دانشگاه‌های غربزدۀ ما چیزی جز این برون نخواهد تراوید.
کل دستاوردی که تاکنون از این جامعه بیرون آمده، جستجو و گردآوری مطالب کتاب‌های ترجمه از نویسندگان خارجی است، و از بررسی اسناد دست اول و ارائه تحلیل بومی خبری نیست.
بنابراین عجیب هم نیست که بخشی از این جامعه، گزینۀ راحت ۱ را انتخاب کرده و از گزینۀ خردمندانه ۳ که البته باید مرسوم باشد، بپرهیزد.

بر خلاف نیاکان، خودباوری خود را از دست داده و ریزه‌خوار بیگانگان شده‌ایم.
نیاکانمان شایستۀ همان چیزی بودند که بودند،
ما نیز شایستۀ همین چیزی هستیم که هستیم.

@midhistor