موزه خُردتاریخ
491 subscribers
42 photos
10 files
35 links
موزه شواهد تصادفی.


https://t.me/microhismuseum

@Mhmmdghfuri
Download Telegram
کمتر پیش می‌آید که از شمایل‌شناسی دریچه‌ای به سوی تاریخ انضمامی گشوده شود. تصاویر پیشاعکاسیک معمولاً به عنوان منبعی برای تاریخ انگاره‌ها، یا به طور کلی‌تر تاریخ فرهنگی، شناخته و به کار گرفته می‌شوند. در رویکرد شمایل‌نگارانه رابطۀ دلالتی میان تصاویر و مابه‌ازاهای بیرونی آنها پیوندی شمایلی است، نه پیوندی نمایه‌ای (indexical)، به این معنی که هر تصویر (که بنا بر این منطق به ناگزیر شمایل است) به عنوان یک دال، نه تناظری یک به یک و عینی با مدلول/موضوع خود، بلکه رابطه‌ای غیر مستقیم‌تر دارد. به طور مثال، تصویر مزبور از موتسارت، نه تصویر واقعی موتسارت، بلکه تصویری است که نقاش و جامعه از موتسارت داشته است و از این قرار تصویری است «ذهنی» و نه «عینی». با این حال، نوربرت الیاس از این کارکرد ابتدایی و جاافتادۀ شمایل‌‎شناسی در رویکردهای فرهنگ‌‎گرا عبور می‌‎کند و بازی تاریخ‌‎نگارانۀ ماهرانه‌‎ای را میان تاریخ اجتماعی و تاریخ ذهنی آغاز می‌‎کند. او با دریدن رویۀ سطحی بوم نقاشی، شمایل‌‎نگاری و سیماشناسی (Physiognomy) عرفی اجتماعی را در هم می‌آمیزد تا چهرۀ تاریخی، و نه فقط شمایلی، موتسارت را در بافت عینی انتظارات اجتماعی از چهرۀ «حماسی» یا شمایل هنرمند قرار دهد. بدین سان، روایتی تأمل‌برانگیز دربارۀ رابطۀ میان هنرمند و جامعه، که از نظر الیاس نقش انکارناپذیری در مرگ دردناک و زودهنگام نابغۀ عالم موسیقی داشت، به دست می‌دهد.
3
Braudel.pdf
447 KB
آنجا که تاریخ خرد و کلان به هم می‌رسند

یادداشتی به مناسبت انتشار ترجمۀ فارسی کتاب تمدن مادی و سرمایه‎داری
(ماهنامۀ فرهنگ امروز، شمارۀ ۴۱)

🔸گوته در جایی می‎گوید «شکل ظریفی از کار تجربی وجود دارد که چنان با موضوع خود یگانه می‎گردد که در نتیجه تبدیل به نظریه می‎شود» و شاید هیچ مصداقی برای این تعبیر شاعرانه و رازناک او بهتر از آثار مورخان مکتب آنال، خصوصاً برودل نتوان یافت.
🔸برودل تمدن مادی و سرمایه‎داری را در ادامۀ معروف‎ترین اثر خویش یعنی جهان مدیترانه‎ای نوشت و این هر دو اثر نمایانگر نوعی گسست در آن چیزی است که به عنوان سنت تاریخ‎نگاری آنال تا پیش از برودل شناخته می‎شد. تنها مقایسه‎ای سرسری میان تنها آثار بزرگ آنالی‎ها در فارسی، جامعۀ فئودالی بلوک و اثر مورد بحث از برودل، کافی است تا تصویری ابتدایی از این گسست به دست آوریم...

ادامه در متن پیوست.
👍2
همه نام‌های یک حرفه: درباره واژه «مورخ»

تنوع و تعدد معادل‌های بی‌مسمایی که دربرابر واژه Historian گذاشته می‌شود دیگر دارد کلافه‌کننده می‌شود: از تاریخ‌نگار، تاریخ‌پژوه، تاریخ‌شناس و ... گرفته تا مسخره‌ترین (و گویا رایج‌ترین) آنها یعنی «تاریخ‌دان‌». دردناک‌تر از همه اینکه گاهی حتی برخی از مترجمان مورخ هم هنگام برابرگزینی برای این واژه پا سست می‌کنند و به جای همان معادل‌ مألوف و کاملا روشن «مورخ»، یکی از آن برابرنهاده‌های بی‌مسما را به کار می‌برند.
اما مشکل به همین‌جا و وادی ترجمه ختم نمی‌شود. بسیاری از مورخان آکادمیک ما هم هنگام نامیدن خویش دچار تردید و لکنت می‌شوند و اکراه یا واهمه شگفتی در اطلاق واژه «مورخ» بر خود یا همکاران خویش نشان می‌دهند.
این امتناع گاه با توجیهات غریبی نیز همراه می‌شود که حتی در میان برخی از برجسته‌ترین استادان رشته تاریخ هم برای آن حامیان و مبلغانی یافت می‌شود. مهم‌ترین این توجیهات، که مبتنی بر درکی سنتی از حرفه مورخ است، از این قرار است: اکنون دیگر موجودی به نام مورخ وجود ندارد! مورخ یعنی وقایع‌نگاری که رخدادهای معاصر خویش را بدون واسطه از منابع دست اول معاصر، یا از مسموعات و مشاهدات خویش، نقل می‌کند. در این معنا، مورخ یعنی طبری، مسعودی، جوینی، و آخرین آنها، احمدعلی سپهر. مورخ یعنی گردیزی که شخصا بسیاری از رخدادهای عصر غزنوی را دیده و ضبط کرده یا اسکندربیک که ناظر  مستقیم و موثق بخشی از وقایع عصر شاه عباس کبیر بوده است.
از این قرار، سعید نفیسی، احمد کسروی، فریدون آدمیت یا کاوه بیات مورخ نیستند؛ آنها «تاریخ‌پژوه» یا یکی از همین تعبیرهای حاصل از ترکیب کلمه تاریخ و آن پسوندهای جورواجور هستند. چرا؟ چون مثلا آدمیت چند دهه پس از وقوع مشروطیت و از روی آثار ناظران و ناقلان مستقیم (همان مصادیق حقیقی اصطلاح مورخ) تاریخ مشروطه را می‌نویسد.
@microhismuseum

این تمایز به وضوح من درآوردی و بی‌اعتبار است. مسعودی، حمزه اصفهانی، ابن اثیر، خواندمیر و امثالهم تنها بخشی از رخدادهای عصر خویش را مستقیما مشاهده و ضبط کرده‌اند. بخش اعظم کار آنها هم حاصل مطالعه، گزینش، بازنویسی و احیانا بازتفسیر منابع پیش از خودشان بوده است. یعنی آنها هم بیشتر از آنکه مورخ باشند، «تاریخ‌پژوه» بوده‌اند! (خواهشا نیایید بگویید پس تکلیف سالنامه‌نویسان بابلی چه می‌شود!) اگر این استدلال قانع‌کننده نیست، سری به مراجع غربی بزنید: آنها از هرودوت و توکودیدس و تاکیتوس گرفته تا رانکه، میشله و برودل و .‌‌.. همه را بی‌هرگونه تبصره و اما و اگری Historian می‌نامند. و این بی‌دلیل نیست، چون هر کدام از آنها تقریبا هدف یکسانی را، هرچند به اشکال و با روش‌های گاه متفاوتی، پیگیری می‌کنند. همان‌طور که همه جامعه‌شناسان را، با همه تفاوت‌ها و اختلافاتشان، «جامعه‌شناس» می‌خوانند نه مثلا «جامعه‌پژوه»، «جامعه‌نگار» یا «جامعه‌شناسی‌دان» و ...
اصطلاح «مورخ» چنان جاافتاده، ریشه‌دار و گویا است که نزد متخصصین و عامه غیرمتخصص هم دلالت کاملا روشنی دارد و همه تقریبا به فهم مشترکی از آن رسیده‌اند.
باری، هر کسی که درباره گذشته می‌نویسد «مورخ» است، حتی اگر  فی‌المثل ابراهیم صفایی باشد.
@microhismuseum
👍42
❇️ یورگن استرهامل مورخی آلمانی است که اگرچه تخصصِ اصلی‌اش علوم سیاسی است، در رشته‌های تاریخ و جامعه‌شناسی نیز تبحری مثال‌زدنی دارد. او در تاریخی که دربارۀ قرن نوزدهم نوشته است، شکلِ جدیدی از تاریخ‌نگاری ارائه کرده است که این کتاب را جایی بسیار فراتر از یک رسالۀ خوب و معمولیِ تاریخ نشانده است. او در این گفت‌وگو می‌گوید به هگل‌گراییِ مغشوش کسی مثل فوکویاما که گفته است تاریخ به پایان خود رسیده، هیچ اهمیتی نمی‌دهد.

❇️ بخشی از گفتگو:
اسمارت‌ست: آیا برای مورخ جوانی که تازه شروع به فعالیت در این رشته کرده است، توصیه‌ای دارید؟

استرهامل: نگران این نباشید که از جدیدترین «چرخش» و مد روز بی‌خبر مانده‌اید.

https://bitly.cx/0zRlM
👍1
Forwarded from کتاب پاژه
باز کردن کتابخانه‌ام: سخنی در باب جمع‌آوری کتاب

والتر بنیامین

نویسندگان واقعاً آدم‌هایی‌اند که نه به دلیل فقر، بلکه به دلیل نارضایتی از کتاب‌هایی که می‌توانند بخرند اما دوست ندارند، کتاب می‌نویسند. شما، خانم‌ها و آقایان، ممکن است این را تعریفی عجیب از نویسندگی تلقی کنید؛ اما باید بدانید هر آنچه از زاویه دیدِ کلکسیونرِ واقعی مطرح شود، عجیب است. از روش‌های مرسومِ به‌دست‌آوردنِ کتاب، روشی که برای کلکسیونر مناسب‌ترین است، می‌تواند به‌امانت‌بردنِ کتاب و برنگرداندنِ آن باشد.

https://anthropologyandculture.com/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-1-%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9%E2%80%8C%D8%A2%D9%88/
👍1
#تازه‌های نشر

شاهد عينی (تاريخ به گواهی تصاوير)

نويسنده: پيتر برک

مترجم: اشكان صالحی

ناشر: بان
👍4
اشاراتی دربارۀ محدودیت‌های پژوهش بایگانیک در ایران

دکتر حسن حضرتی با نقل خاطره‎ای از استاد محمدعلی موحد به شرایط نامطلوب حاکم بر اغلب بایگانی‌های اسنادی کشور اشارۀ انتقادی کوتاه کرده‌اند (اینجا). نگارنده در یادداشت حاضر با اتکا بر تجربۀ خصوصی خویش چند نکتۀ دیگر را به فرستۀ تلگرامی ایشان می‎افزاید.

رفتار بسیاری از متولیان بایگانی‎های عمومی در قبال اسناد و شواهد مکتوب و غیر مکتوب ذخیره‎شده در مراکز تحت مدیریت‌شان همچون واکنش ماری حلقه‎زده بر گرد دفینه‎ای است. شمار قابل توجهی از مدیران و کارکنان این مؤسسات به دارایی‎های بایگانیک خود نه به چشم منابع پژوهشی ملی، که بایستی در اختیار محققان و عموم شهروندان قرار گیرد، بلکه به چشم دارایی خاص آن مؤسسه می‎نگرند؛ در واقع، نگاه آنها نه پژوهشی و دانشگاهی بلکه غالباً عتیقه‎شناسانه است. بدتر از آن، حتی بسیاری از کارکنان و مدیران این مراکز، با نگاهی انحصارطلبانه، منابع تحت اختیار خویش را تیول سازمانی و اقطاع بالاستغلال خود دانسته و اولویت پژوهش با استفاده از این امکانات اسنادی و بایگانیک را برای کارمندان و محققان در استخدام رسمی خود قائل‎اند، و تا سرحد امکان با وضع قوانین سخت‎گیرانۀ اداری و مانع‎تراشی‎های متعدد دسترسی محققان را به اسناد و شواهد مکتوب و غیر مکتوب دشوار می‎سازند. مشکل ولی فقط به قوانین آیین‌نامه‎ای وضع‎شده از بالا ختم نمی‎شود؛ بسیاری از موانع موجود بر سر راه مراجعان به این مراکزریشه در سلایق و تمایلات شخصی کارکنان‎شان دارد، چنانکه برخی از متولیان آنها، که دستی بر آتش پژوهش هم دارند، گاه شروط غیر قابل درکی برای محققان بیرونی وضع می‎کنند؛ فی‎المثل با پژوهشگران شرط می‎کنند که تا پیش از انتشار پژوهش فلان مدیر یا محقق سازمان، که با استفاده از اسناد مورد علاقه و نیاز مراجعه‎کننده تهیه‎شده‎اند، اثر خویش را منتشر نکنند یا حتی از آن اسناد بهره نگیرند. یا شرط می‌کنند که ناشر اثر مورد نظر سهم قابل توجهی از نسخه‌های چاپی آن پژوهش را تقدیم سازمان مورد نظر کند!
نکتۀ دیگر اینکه، گذشته از وضعیت فاجعه‎بار نگهداری و مدیریت اسناد و منابع در برخی از این مراکز، همان مدارک موجود و دسته‎بندی شده نیز به درستی در اختیار پژوهشگران قرار نمی‎گیرد. گرچه نسخۀ تصویری بسیاری از این منابع برای محققان کافی است، اما آنجا که پای بررسی‎های شکلی در میان است مشاهدۀ دست دوم از طریق تصاویر اسکن‎شده کفایت نمی‎کند.
ظرفیت منابع مکتوب چاپی و رسمی برای پژوهش در تاریخ معاصر (و البته پیش از آن) محدود است. توسعه و غنی‎سازی پژوهش تاریخی در این حوزه نیازمند بایگانی‎های مدون و باز با دسترسی هر چه راحت‎تر برای محققان است که با صرف کمترین هزینه و وقت بتوانند بیشترین بهرۀ پژوهشی را از شواهد نوشتاری و مادی ببرند، لیکن رفتار صاحبان این مؤسسات بیش از هر چیز باعث دلسردی و یا کشتن ذوق تحقیق در مراجعان پژوهشگر و ابترماندن بسیاری از طرح‎های پژوهشی می‎شود. دسترسی به این بایگانی‎ها در بسیاری از موارد تنها با همان رویۀ معمول آشنابازی و توصیه از مراجع «بالا»تر امکان‎پذیر است و یک محقق خرده‎پای بدون نفوذ به سختی بتواند از این منابع ملی بهره گیرد. در یک کلام، بسیاری از بایگانی‎های ملی و دولتی در کشور بیشتر شبیه به یک اداره هستند تا یک مرکز پژوهشی و از همان رویه‎ها و قواعد دست‎وپاگیر و کارمندسالار دیگر سازمان‎های دولتی تبعیت می‎کنند.
با این همه، نگارنده در برخی از این ادارات با متخصصان و متولیان دلسوز و متعهدی نیز مواجه شده است که مدیون یاری‎های بی‎دریغ آنهاست و بث‎الشکوای فوق شامل حال آنها نمی‎شود.
👍5
شب مهرداد اسکویی

هفتصد و سی و نهمین شب از شب‌های بخارا را اختصاص داده‌ایم به تجلیل از مهرداد اسکویی، فیلم‌ساز مستند، مدرس فیلم‌سازی ، عکاس و پژوهشگر تاریخ عکاسی. این نشست در ساعت پنج بعد از ظهر چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ با حضور و سخنرانی: احمد الستی، سیف‌الله صمدیان، بابک کریمی، دکتر فریناز راشد مرندی، محمد غفوری، علی دهباشی و پیام تصویری ماندانا کریمی در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان برگزار خواهد شد.

خانه هنرمندان ایران: خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، بوستان هنرمندان، تالار استاد جلیل شهناز
👍1
Hayden White- Historiography and Historiophoty.pdf
433.4 KB
تاریخنگاری و تاریخ‌عکسی
هایدن وایت
ترجمۀ محمد غفوری

توضیح مترجم
: اصطلاح Historiophoty که در این ترجمه به «تاریخ‌عکسی» برگردانده شده است، پس از انتشار این مقاله در ادبیات مربوط به این حوزه گسترش یافت و یکی از مهم‎ترین نوشته‎هایی که به اقتفای اثر وایت به نگارش درآمد مقاله‎ی برایان اف. لوبو با عنوان «تاریخنگاری به ملاقات تاریخ‌عکسی می‎رود: مخاطرات و نویدهای تبدیل گذشته به تاریخ» است. به طور خلاصه، تاریخ‌عکسی به معنای انتقال و ثبت داده‎های تاریخی از طریق رسانه‎ها و اسناد دیداری است. در این معنا تاریخ‌عکسی عملی متمایز از تاریخنگاری (انتقال تاریخ از طریق نوشته) است و گفتمان و روش‎شناسی خاص خود را پرورش می‎دهد. برابرنهاد مزبور (تاریخ‌عکسی) تنها پیشنهادی ابتدایی از سوی مترجم این نوشته است و می‎تواند، و البته ضروری است، که از سوی دیگران مورد بازاندیشی و اصلاح قرار گیرد.
👍4
شب کارت‌پستال‌های تاریخی ایران

با سخنرانی:
مصطفی ده‌پهلوان
احمد چایچی
زینب علیزاده
محمد غفوری
مهرداد اسکویی
علی دهباشی

زمان: شنبه، نوزدهم خردادماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۵ الی ۱۸

مکان: خیابان امام خمینی، ابتدای خیابان سی تیر، روبروی موزه ملی، پلاک ۲، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، سالن خلیج فارس.
نیازمند انقلاب آرشیوی هستیم

گفت‌وگو با محمد غفوری به مناسبت انتشار عكس‌های کاخ گلستان

محسن آزموده
انتشار ۷۶ آلبوم از مجموعه عكس‌های قاجاری توسط يك كاربر ناشناس در فضاي مجازي، در هفته‌های اخير واكنش‌های متفاوتی را در جامعه برانگيخته و پرسش‌هاي فراواني مطرح كرده است، از جمله اينكه اين عكس‌ها چگونه و از كجا آمده‌اند؟ چه چيزي به ما نشان مي‌دهند؟ آيا جامعه قاجار واقعا همين‌طور بوده كه اين عكس‌ها نشان می‌دهند؟ و ...در اين ميان برخی با استناد به اين عكس‌ها به اعاده حيثيت از عصر پهلوی پرداختند و همه مشكلات و بدبختي‌ها را منحصر به دوره قاجار خوانده و گفتند كه اين پهلوی‌ها بودند كه ايران را از آن وضعيت فلاكت‌بار نجات دادند. آيا اين داوری درست است؟ و مساله اساسي‌تر اينكه عكس به چه معنا می‌تواند منبع تاريخی باشد؟ آيا با استناد به چند عكس مي‌توان درباره يك دوره تاريخی قضاوت كرد. اين پرسش‌ها را با محمد غفوری، پژوهشگر تاريخ در ميان گذاشتيم. غفوری، دانش‌آموخته دانشگاه تهران در حوزه ارتباط عكس و تاريخ كتاب‌ها و مقالاتی تاليف و ترجمه كرده كه از آن ميان می‌توان به گردآوري و ترجمه كتاب «تاريخ‌نگاری و عكاسی» اشاره كرد. اين كتاب جستارهايي پيرامون عكس به مثابه سند تاريخی است كه شماری از پژوهشگران برجسته تاريخ آنها را نوشته‌اند.
https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/219304/
#عکاسی
#عکاسی_تاریخ
👍8👎1
تاریخ‌های خرد و کلان گاه در لحظاتی شگفت، و به طرزی غیر منتظره، با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند. در این تلاقی رخدادها و بالتبع روایت آنها چنان در هم تنیده می‌شوند که مرزگذاری‌های متعارف میان رخدادها و راهکارهای رایج در تعیین هویت روایی آنها دشوارتر از همیشه می‌شود. در روایت زیر از روزنامۀ باختر امروز از وقایع روز ۲۵ مرداد، تعیین اینکه ما با لحظه‌ای از تاریخ کلان سیاسی مواجهیم یا لحظه‌ای از تاریخ خرد فرهنگی مسئله‌ای سرگرم‌کننده و البته آموزنده است. گزارش تعطیلی خودخواستۀ عکاسی ساکو، به دلیل انتشار و عرضۀ تجاری عکس‌های خاندان سلطنتی در بحبوحۀ تظاهرات‌های ضد سلطنتی (در روز پس از شکست کودتای نخست) را باید خرده‌روایتی از تاریخ فرهنگی دانست یا تاریخ سیاسی؟
در تاریخ عکاسی ایران، که از حیث منابع مکتوب دچار فقر آزاردهنده‌ای است، در روند معمول و طبیعی آن شاید هرگز محملی برای اشاره صریح به فعالیت‌ها و محصولات عکاسی ساکو فراهم نمی‌آمد، ولی تاریخ سیاسی به صورت ناخودآگاه بستر درخشش لحظه‌ای از تاریخ فرهنگی را فراهم می‌آورد.
#عکاسی_تاریخ
#تاریخ_سیاسی
👍4
نمونه‌ای از عکس‌های عکاسی برق ساکو به همراه نشان عکاسخانه.
نکته جالب توجه دیگر مهر ساده و بی‌پیرایه ساکو است که عاری از عناصر دکوراتیو رایج در مهرهای عکاسخانه‌ای است. این روند غیر تزئینی‌شدن حاشیه‌ها و مهرها در محصولات عکاسخانه‌ای بخشی از فرایند عمومی‌ترشدن عکاسی در دوره پهلوی است.
منبع عکس: https://t.me/oldarchive/7908?single
#عکاسی
#عکاسی_تاریخ
👍31
«بررسی»، «تحلیل» و «تبیین» عنوان‌گزینی در مقالات علمی و پژوهشی رشته تاریخ
(در دو فرسته)
۱.
دکتر معصومعلی پنجه در یادداشتی کوتاه اشاره‌ای انتقادی به کلیشه‌های رایج در عنوان‌گذاری‌های مقالات دانشگاهی در حوزۀ تاریخ و فقدان نوآوری‌های بلاغی و زیباشناختی در آنها کرده است (اینجا). بررسی بوطیقای عنوان‌گذاری در آثار دانشگاهی، اعم از کتاب، مقاله، جستار و ... موضوع جالبی است و می‎تواند حاوی این هشدار باشد که نوشتار آکادمیک در حوزۀ تاریخ به سوی نوعی محافظه‌کاری بلاغی و فرمی می‌رود که فقط در عناوین نوشته‌ها خلاصه نمی‌شود و تبدیل به یک بیماری مسری و به دشواری درمان‌پذیر می‌شود.
در نظریۀ ادبی عنوان‌ها عناصری از متن هستند که به آنها «پیرامتن» (paratext) می‌گویند و ژرار ژنت، نظریه‌پرداز ادبی برجستۀ فرانسوی کتاب مستقلی را به بررسی آنها اختصاص داده است. پیرامتن‌ها عناصر و ابزارهایی نوشتاری در پیرامون متن اصلی هستند که با واقع‌شدن میان نویسنده و خواننده روند انتقال پیام را جهت‌دهی یا تسهیل می‌کنند. از عنوان و فهرست گرفته تا تقدیم‌نامه‌ها، پی‌نوشت‌ها، جداکننده‌های متن و ... از جمله تمهیدات پیرامتنی‌ای هستند که ژنت آنها را به گونه‌ای معنادار و زیبا «آستانه‌های تفسیر» نامیده است.
متأسفانه عناوین اغلب مقالات دانشگاهی – که به آنها «علمی-پژوهشی» می‌گویند- دانشنامه‌ای، گزارشی، بی‌روح و مبتلا به یکنواختی ملال‌آور هستند. در بسیاری از موارد چنین عنوان‌گذاری‌هایی ناشی از اقتضائات بوروکراتیک و سلایق حاکم بر هیئت‌های تحریریه اغلب این مجلات است‌؛ اکثر آنها تصور می‌کنند که عنوان گویا یعنی عنوانی که فاقد هر گونه آرایه‌های کلامی باشد، از همین رو مصرانه شما را وامی‌دارند تا حتما از همان کلیشه‌های معمول تبعیت کنید و خودبه‌خود نوعی تقابل نانوشته و ناموجه میان زیبایی ادبی و جاذبۀ بلاغی با صراحت و گویایی علمی برقرار کنید. بدتر آنکه، این قاعده نادرست در میان مولفان تبدیل به عادتی فردی و تغییرناپذیر می‌شود و هنگامی که پای نوشتن برای یک مجله عمومی‌تر و رسانه‌های غیر تخصصی‌تر در میان است باز هم بسیاری از نویسندگان از همان ضوابط مألوف به ظاهر دانشگاهی پیروی می‌کنند.
البته این به معنای نفی ارزش و تحقیر عنوان‎ها ساده و بی‌پیرایه نیست. شما به سادگی می‌توانید عنوان مقاله یا کتاب خود را بگذارید «زنان در انقلاب مشروطیت»، «دیوان رسائل در عصر غزنوی»، یا مسائل سیاسی و اقتصادی نفت ایران؛ چنانکه احمد اشرف اثر مهمش را به همین سبک نام‌گذاری کرده است: موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران. این عنوان گویا، صریح و بی‌پیرایه است و البته برای مخاطب هم جذاب است، آن هم به علت موضوع بدیع آن. یک لحظه تصور کنید که اشرف به سیاق رایج در عنوان‌گزینی‌های کنونی نام کتابش را می‌گذاشت بررسی و تحلیل موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران! چه تفاوت معنی‌داری ایجاد می‌شد؟ قطعاً هیچ.
کاربست زوائد کلامی فضل‌فروشانه و خسته‌کننده‌ای نظیر "بررسی"، "تحلیل"، "تبیین" گاه ناشی از فقدان اعتماد به نفس مؤلف هم هستند، چه اینکه مؤلف تصور می‌کند اگر به ابتدای عنوان اثر خود چنین عباراتی را نیفزاید مقاله‌اش در نظر خواننده آن چیزی که باید نخواهد بود! و اگر یک دنبالۀ مثلا تئوریک-مفهومی مانند «با رویکرد...» بدان بیفزاید مخاطب مرعوب و مجاب خواهد شد که بله در آن خبری هست که در دیگر مقالات نیست. نتیجۀ چنین نگاهی تبدیل می‌شود به انبوهی از عناوینی که برای مخاطب نه جاذبۀ ادبی دارند و نه از نظر علمی چیزی بیشتر از محتوای کلی مقاله را برای او افشا می‌کنند. فی‌المثل تمام مقالات دربارۀ نقش مستوفیان در طول تاریخ ایران می‌شوند:
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ سلجوقیان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ ایلخانان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ تیموریان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ صفویان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ افشاریان... و قس علی هذا.
👍5
«بررسی»، «تحلیل» و «تبیین» عنوان‌گزینی در مقالات علمی و پژوهشی رشته تاریخ
فرستۀ دوم
...
شگفت آنکه گاهی اوقات برخی از تلاش‎ها برای فرار از این مشکل خود تبدیل به یک معضل جدید می‎شوند. مثلاً برخی نوآوری‌های نوشتاری قدیمی از فرط تکرار در نوشته‎های جدید خود تبدیل به کلیشه‌هایی ملال‎انگیز می‌شوند: نظیر تداوم و تحول در ... ، ستیز و سازش در ... یا به گونه‎ای افراطی‎تر، برخی از عناوین، معمولاً در سازمان‎دهی محتوایی کتاب‎ها، چنان مبهم و شاعرانه می‎شوند که ردیابی یک مطلب و موضوع را در یک اثر پژوهشی دشوار می‌کنند یا اساسا مخاطب را درهمان مواجهه نخست از خواندن آن منصرف می‌کنند. مصداق بارز چنین معضلی کتاب نگاهی به شاه میلانی است. کافی است به عناوین چند فصل متوالی آن بنگرید:
قصر تنهایی
تیپای آژاکس
گربه‎ای روی شیروانی داغ
خرس روسی
سایۀ شوم کاملات
نخست‌وزیر حراف
افق امیدبخش کاملات
بزم بیابانی
معماری و قدرت
کهنه جاسوس
خواننده‎ای که ابتدا به ساکن می‎خواهد به سراغ مقطعی مشخص از زندگی شاه، یا دورۀ خاصی از تحولات تاریخی در این کتاب برود، گیج و سردرگم خواهد شد و پس از توسل به حدس و گمان‎های زیاد در نهایت مجبور می‎شود بخش‎هایی از ابتدا، میانه یا انتهای هر فصل را بخواند تا اندکی به مطلوب خود نزدیک شود.
عنوان‎های خوب معمولاً یا ساده و کوتاه هستند یا ترکیبی از آرایه‎های بلاغی با زیرعنوان‎هایی روشنگر. چنین عنوان‎هایی ابتدا به مخاطب تلنگری ذهنی می‎زنند و سپس سرنخ‎هایی مفید را دربارۀ محتوای اثر به او می‎دهند. مثلا عنوان اصلی کتاب سیروس شایق از این قرار است: توانا بود هر که دانا بود. اگر فقط همین عنوان بر جلد کتاب نقش می‎بست ذهن مخاطب به هر جایی می‌رفت الا آنجا که مقصود کتاب است، ولی وقتی نویسنده زیرعنوان علم، طبقه و تکوین جامعه مدرن ایرانی: ۱۲۸۰-۱۳۳۰ را به آن می‌افزاید تکلیف مخاطب روشن می‌شود. شما اکنون می‌دانید که کتاب تقریباً درباره چیست، از گسترۀ جغرافیایی و زمانی آن اطلاع می‌یابید و ترکیب شاعرانۀ عنوان و کلیدهای موضوعی در زیرعنوان مخاطب را برای مطالعۀ چنین کتابی ترغیب می‌کنند.
خلاصه اینکه انتخاب عنوان برای نوشته‎های آکادمیک علاوه بر قریحه (که لزوماً همیشه انتسابی نیست) نیاز به جسارت و تلاش هم دارد. به فهرستی که تصادفی از یافته‎های جست‎وجویی دم دستی در پایگاه دادگانی JSTOR، با کلیدواژۀ عصر پهلوی، برداشت شده و در زیر آورده شده است نگاهی بیندازید. در این فهرست هم عناوین ساده و کوتاه یافت می‎شود و هم عناوینی که استعاری‎تر و غیر صریح‎تر هستند. ولی در هیچ کدام از آنها از معادل‎های انگلیسی اصطلاحاتی نظیر «تبیین»، «تحلیل»، «بررسی» استفاده نشده است. بله قطعاً می‌توان نمونه‎هایی را نیز یافت که از این واژه‎ها در آنها استفاده شده است، ولی به طور حتم نویسنده از کاربرد آنها مقصود خاصی را دنبال می‎کند.


For a White Revolution: John F. Kennedy and the Shah of Iran
April R. Summitt

The Saudi-Iranian rivalry: An ominous zero-sum game for supremacy
Patrick van der Heiden, Alex Krijger

ECONOMIC DEVELOPMENT AND POLITICAL AUTHORITARIANISM: THE PAHLAVI IRAN PATH TO MODERNISATION IN THE FRAMEWORK OF THE COLD WAR
Claudia Castiglioni

Non-Muslim Religious Minorities in Contemporary Iran
Jamsheed K. Choksy

American-Iranian Alliances: International Education, Modernization, and Human Rights during the Pahlavi Era
Matthew Shannon

Re-Interpreting Modern Iran: Tribe and State in the Twentieth Century
Stephanie Cronin

An Application of Modernization Theory during the Cold War? The Case of Pahlavi Iran
Roland Popp

Politics within the Late-Pahlavi State: The Ministry of Economy and Industrial Policy, 1963-69
Vali Nasr

Muhammad Reza Pahlavi and the Bahrain Question, 1968–1970
ROHAM ALVANDI

Recultivating "Good Taste": The Early Pahlavi Modernists and Their Society for National Heritage
Talinn Grigor

Jewish-Iranian Identities in the Pahlavi Era
Lior Sternfeld
👍3
کتاب مهم میثاق پارسا به تازگی به فارسی ترجمه شده است. ولی کتابی ۵۰۰ صفحه‌ای با قیمت ۸۴۰ هزار تومان را چه کسی می‌خرد؟ دانشجو؟ یا استادی که یقیناً ناگزیر است با این قیمت‌ها الاهم فالاهم کند و در نهایت از خیر خرید بسیاری از کتاب‌های مورد نیازش بگذرد؟ نکتۀ بعدی اینکه، فارغ از توانایی مالی مشتریان بازار کتاب، با این شمارگان‌های پایین ۲۰۰ یا ۳۰۰ تایی (و نهایتاً ۵۰۰ تایی) کتاب فوق در چند کتابفروشی یا کتابخانۀ عمومی توزیع می‌شود؟ بدیهی است که با وضعیت بودجه‌های فرهنگی و اولویت‌بندی دولتی در توزیع سازمانی کتاب‌ها، نه فقط کتابخانه‌های عمومی بلکه بسیاری از کتابخانه‌های دانشگاهی، که وظیفۀ اصلی تغذیۀ فکری پژوهشگران و خوانندگان متخصص را برعهده دارند، نیز از داشتن چنین کتابی محروم خواهند بود. یعنی تا سال‌ها عدۀ زیادی از مخاطبان این اثر بدان دسترسی نخواهند داشت. اگر به این نکته نیز توجه کنیم که هر چقدر هم که این کتاب تخصصی باشد، باز هم به اقتضای موضوعش نظر بسیاری از کتاب‌خوان‌های علاقه‌مند به سیاست و تاریخ معاصر ایران را به خود جلب می‌کند بیشتر به عمق فاجعه پی می‌بریم.
#شقشه_هدرت
👍5👏1
و اما نکته‌ای دیگر:
چرا باید در جلد کتاب یا حتی شناسنامۀ آن عنوان علمی مترجم و وابستگی سازمانی او به مؤسسه یا دانشگاه خاصی بیاید؟ این قانون بی‌معنی، خاستگاهش هر چه باشد، بیش از پیش به رواج فرمالیسم بی‌روح و بی‌فایدۀ علمی دامن می‌زند.
https://t.me/microhismuseum/108
👌3🔥1