مکس بلومنتال، وبلاگنویس مشهور آمریکایی و فرزند سیدنی بلومنتال، مشاور سابق دولت بیل کلینتون، اخیراً در گفتگویی مفصل با تحلیل وضعیت سیاسی ایران و تحولات اخیر خاورمیانه، بر این باور است که جریانهای اپوزیسیون خارجنشین و چهرههای وابسته به آن، اعتبار خود را نزد بدنه جامعه ایران به کلی از دست دادهاند.
این روزنامهنگار افشاگر آمریکایی با اشاره به مشاهدات خود از تجمعات سلطنتطلبها در لسآنجلس تصریح میکند که انکار واقعیتها و رویکردهای توهمآمیز، قشر خاصی از اپوزیسیون خارج از کشور را به شدیدترین شکل ممکن از جامعه واقعی ایران جدا کرده است؛ تا جایی که او رفتارهای این جریان را به رفتار گروههای افراطی تبعیدی کوبایی در ساختار قدرت آمریکا تشبیه میکند.
در بخش دیگری از این نشست، یک شهروند ۶۴ ساله ایرانی-آمریکایی که از دوسالگی در خارج از ایران زندگی کرده، از تجربیات متفاوت خود سخن میگوید. این زن ایرانی-آمریکایی یادآور شد که برخلاف تبلیغات مداوم علیه شرایط داخلی ایران و القای این تصور که حتماً باید از سلطنتطلبان یا پهلوی حمایت کرد، سفرش به ایران پس از ۳۵ سال، تصویر کاملاً متفاوتی را برایش رقم زده است. وی خاطرنشان کرد که علیرغم بازداشت کوتاهش توسط گشت ارشاد به دلیل عدم رعایت کامل پوشش، رفتار مسئولان و مردم عادی با او سراسر همراه با احترام و مهربانی بوده است. این شهروند در ادامه این پرسش را مطرح کرد که با توجه به این واقعیات، چگونه میتوان افکار عمومی آمریکا و جامعه ایرانیان خارج از کشور را قانع کرد که واقعیت ایران با آنچه در رسانههای غربی تصویر میشود، فرسنگها فاصله دارد.
مدیر وبسایت گری زون در پاسخ به این پرسش، با یادآوری تجربه سفر شخصیاش به تهران اظهار داشت که او در طول سفر به مناطق مختلف شهر، مراکز خرید و ارتفاعات دربند و توچال، شاهد حیات شبانه پویا و برخورد بسیار صمیمی مردم بوده است.
بلومنتال تاکید میکند تصویری که از ایران ارائه میشود، شباهتی به فیلمهای تبلیغاتیِ هالیوودی نظیر «بدون دخترم هرگز» ندارد؛ چرا که به گفته او، رویکرد حاکمیت در ایران به دلیل مواجهه با یک «جنگ موجودیتی»، بر ایجاد وحدت میان قشر سکولار و مذهبی متمرکز شده و قوانین مربوط به پوشش به شدت انعطافپذیرتر از گذشته شده است. به اعتقاد این روزنامهنگار آمریکایی، اصلاحات واقعی در ایران تنها زمانی رخ خواهد داد که این کشور از زیر فشار پایگاههای نظامی آمریکا، تحریمهای خفهکننده و تهدیدات بیرونی خارج شده و حاکمیت ملی آن کاملاً محترم شمرده شود.
این تحلیلگر برجسته آمریکایی با ارزیابی افول چهرههای اپوزیسیون تصریح کرد فردی مانند مسیح علینژاد که رسانههای غربی سعی داشتند او را نماد جنبشهای داخل ایران نشان دهند، در تمام دوران کاریاش صرفاً یک «مهره و ابزار اطلاعاتی سازمان سیا» برای پیشبرد پروژه تغییر رژیم بوده است. به گفته بلومنتال، این چهرهها با اتخاذ مواضع جنگطلبانه، دعوت ترامپ به دخالت نظامی و سپس عقبنشینیهای خندهدار، پس از فروکش کردن موجهای رسانهای کارایی خود را برای شبکههایی نظیر سیانان از دست دادند و به طور کامل بیاعتبار شدند.
منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=wyrm008uMtk
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این روزنامهنگار افشاگر آمریکایی با اشاره به مشاهدات خود از تجمعات سلطنتطلبها در لسآنجلس تصریح میکند که انکار واقعیتها و رویکردهای توهمآمیز، قشر خاصی از اپوزیسیون خارج از کشور را به شدیدترین شکل ممکن از جامعه واقعی ایران جدا کرده است؛ تا جایی که او رفتارهای این جریان را به رفتار گروههای افراطی تبعیدی کوبایی در ساختار قدرت آمریکا تشبیه میکند.
در بخش دیگری از این نشست، یک شهروند ۶۴ ساله ایرانی-آمریکایی که از دوسالگی در خارج از ایران زندگی کرده، از تجربیات متفاوت خود سخن میگوید. این زن ایرانی-آمریکایی یادآور شد که برخلاف تبلیغات مداوم علیه شرایط داخلی ایران و القای این تصور که حتماً باید از سلطنتطلبان یا پهلوی حمایت کرد، سفرش به ایران پس از ۳۵ سال، تصویر کاملاً متفاوتی را برایش رقم زده است. وی خاطرنشان کرد که علیرغم بازداشت کوتاهش توسط گشت ارشاد به دلیل عدم رعایت کامل پوشش، رفتار مسئولان و مردم عادی با او سراسر همراه با احترام و مهربانی بوده است. این شهروند در ادامه این پرسش را مطرح کرد که با توجه به این واقعیات، چگونه میتوان افکار عمومی آمریکا و جامعه ایرانیان خارج از کشور را قانع کرد که واقعیت ایران با آنچه در رسانههای غربی تصویر میشود، فرسنگها فاصله دارد.
مدیر وبسایت گری زون در پاسخ به این پرسش، با یادآوری تجربه سفر شخصیاش به تهران اظهار داشت که او در طول سفر به مناطق مختلف شهر، مراکز خرید و ارتفاعات دربند و توچال، شاهد حیات شبانه پویا و برخورد بسیار صمیمی مردم بوده است.
بلومنتال تاکید میکند تصویری که از ایران ارائه میشود، شباهتی به فیلمهای تبلیغاتیِ هالیوودی نظیر «بدون دخترم هرگز» ندارد؛ چرا که به گفته او، رویکرد حاکمیت در ایران به دلیل مواجهه با یک «جنگ موجودیتی»، بر ایجاد وحدت میان قشر سکولار و مذهبی متمرکز شده و قوانین مربوط به پوشش به شدت انعطافپذیرتر از گذشته شده است. به اعتقاد این روزنامهنگار آمریکایی، اصلاحات واقعی در ایران تنها زمانی رخ خواهد داد که این کشور از زیر فشار پایگاههای نظامی آمریکا، تحریمهای خفهکننده و تهدیدات بیرونی خارج شده و حاکمیت ملی آن کاملاً محترم شمرده شود.
این تحلیلگر برجسته آمریکایی با ارزیابی افول چهرههای اپوزیسیون تصریح کرد فردی مانند مسیح علینژاد که رسانههای غربی سعی داشتند او را نماد جنبشهای داخل ایران نشان دهند، در تمام دوران کاریاش صرفاً یک «مهره و ابزار اطلاعاتی سازمان سیا» برای پیشبرد پروژه تغییر رژیم بوده است. به گفته بلومنتال، این چهرهها با اتخاذ مواضع جنگطلبانه، دعوت ترامپ به دخالت نظامی و سپس عقبنشینیهای خندهدار، پس از فروکش کردن موجهای رسانهای کارایی خود را برای شبکههایی نظیر سیانان از دست دادند و به طور کامل بیاعتبار شدند.
منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=wyrm008uMtk
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
YouTube
Max Blumenthal reports back from Iran at DC's Busboys and Poets
On July 21, The Grayzone's Max Blumenthal discussed his reporting from Iran and presented his analysis of the current phase of US war on the country before a packed house at Washington DC's Busboys and Poets. Blumenthal then took questions from the crowd…
👍2
اسرائیل هیوم در گزارشی اختصاصی به نقل از ارزیابیهای طبقهبندیشده پنتاگون آورده است که کارزار نظامی ششماهه ایالات متحده علیه ایران، طبق هشدار صریح فرماندهان ارشد، به مرز «فشار بیش از حد و طولانیمدت» رسیده و توانمندیهای دفاعی واشنگتن را در سایر جبهههای جهانی به شدت تضعیف کرده است.
بر اساس مستندات ارائهشده به پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، پافشاری دونالد ترامپ برای محاصره بنادر ایران و اعمال فشار جهت بازگشایی تنگه هرمز، موجب شده است تا بیش از ۵۰ هزار نیروی آمریکایی ماهها در حالت آمادهباش کامل باقی بمانند.
در این راستا، فرماندهان ارشد بخشهای اروپا و جنوبی صراحتاً اعلام کردهاند که انتقال مداوم ناوها و هواپیماهای شناسایی به منطقه تحت پوشش سنتکام، ظرفیت دفاع از سرزمین اصلی آمریکا و اجرای مأموریتهای استراتژیک در دیگر نقاط جهان را با چالش جدی مواجه ساخته است.
در ادامه این گزارش و با استناد به دادههای کتاب دستورات پنتاگون، تصریح شده است که نیروی دریایی آمریکا سنگینترین فرسایش عملیاتی را تحمل کرده؛ تا جایی که طبق اظهارات بالاترین مقام نیروی دریایی، میزان آمادگی ناوگان ناوشکنهای آمریکایی با کاهشی چشمگیر نسبت به پیش از جنگ، به حدود ۲۵ درصد رسیده است.
این مستندات تحلیلی هشدار میدهند که تمدید استقرار یگانهای کلیدی مانند لشکر ۸۲ هوابرد و سامانههای پدافند موشکی پاتریوت تا سال ۲۰۲۷، علاوه بر مختل کردن فرآیند تعمیر و نگهداری تجهیزات حیاتی، آمادگی ارتش را در صورت بروز بحرانهای غیرمنتظره به خطر میاندازد.
در نهایت، گزارش مذکور نشان میدهد که علیرغم تأکید کاخ سفید بر روی میز بودن تمامی گزینههای نظامی، فرماندهان ارشد ارتش نسبت به تداوم ارسال نیرو و تجهیزات به عملیاتی که فاقد افق زمانی مشخص و استراتژی خروج شفاف است، شدیداً معترض و ابراز نگرانی کردهاند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/30/us-commanders-warn-iran-campaign-has-been-too-much-for-too-long/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس مستندات ارائهشده به پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، پافشاری دونالد ترامپ برای محاصره بنادر ایران و اعمال فشار جهت بازگشایی تنگه هرمز، موجب شده است تا بیش از ۵۰ هزار نیروی آمریکایی ماهها در حالت آمادهباش کامل باقی بمانند.
در این راستا، فرماندهان ارشد بخشهای اروپا و جنوبی صراحتاً اعلام کردهاند که انتقال مداوم ناوها و هواپیماهای شناسایی به منطقه تحت پوشش سنتکام، ظرفیت دفاع از سرزمین اصلی آمریکا و اجرای مأموریتهای استراتژیک در دیگر نقاط جهان را با چالش جدی مواجه ساخته است.
در ادامه این گزارش و با استناد به دادههای کتاب دستورات پنتاگون، تصریح شده است که نیروی دریایی آمریکا سنگینترین فرسایش عملیاتی را تحمل کرده؛ تا جایی که طبق اظهارات بالاترین مقام نیروی دریایی، میزان آمادگی ناوگان ناوشکنهای آمریکایی با کاهشی چشمگیر نسبت به پیش از جنگ، به حدود ۲۵ درصد رسیده است.
این مستندات تحلیلی هشدار میدهند که تمدید استقرار یگانهای کلیدی مانند لشکر ۸۲ هوابرد و سامانههای پدافند موشکی پاتریوت تا سال ۲۰۲۷، علاوه بر مختل کردن فرآیند تعمیر و نگهداری تجهیزات حیاتی، آمادگی ارتش را در صورت بروز بحرانهای غیرمنتظره به خطر میاندازد.
در نهایت، گزارش مذکور نشان میدهد که علیرغم تأکید کاخ سفید بر روی میز بودن تمامی گزینههای نظامی، فرماندهان ارشد ارتش نسبت به تداوم ارسال نیرو و تجهیزات به عملیاتی که فاقد افق زمانی مشخص و استراتژی خروج شفاف است، شدیداً معترض و ابراز نگرانی کردهاند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/30/us-commanders-warn-iran-campaign-has-been-too-much-for-too-long/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israel Hayom
US commanders warn Iran campaign has been 'too much for too long'
Senior military officials warn that the campaign is undermining US capabilities in other theaters, including homeland defense. With more than 50,000 troops
👍2🤣1🤨1
اجرای راهبرد چمن زنی علیه ایران کارآمد نخواهد بود
اریک گارتزکه، استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات صلح و امنیت در دانشگاه کالیفرنیا، در تحلیلی برای نشریه نشنال اینترست استدلال میکند که استراتژی جدید دولت دونالد ترامپ مبنی بر به راهاندازی کمپین « طرد اقتصادی» علیه تهران، راهبردی ناکارآمد و محکوم به شکست است.
وی با بهرهگیری از رویکردی تحلیلی بیان میدارد که پس از ناکامی واشنگتن در تحمیل شکست نظامی به ایران، تغییر رویه به سوی سلاحسازی از اقتصاد بینالملل صرفاً بازتابی از نقاط ضعف ساختاری غرب و اعترافی ضمنی به اشتباه بودن استراتژیهای پیشین است.
از دیدگاه این کارشناس، در حالی که ایالات متحده به دنبال یک پیروزی قاطع است، دغدغه اصلی تهران صرفاً بقای رژیم و جلوگیری از شکست است؛ هدفی که به آنها اجازه میدهد با بهرهگیری از ارادهای قویتر در برابر برتری نظامی آمریکا، درگیری را به یک جنگ فرسایشی مبتنی بر تقابل ارادهها تبدیل کنند.
گارتزکه تأکید میکند که جنگ اقتصادی نیز به اندازه تقابل نظامی بیاثر خواهد بود، زیرا اقتصاد ایران پیشتر در اثر دههها تحریم آسیب جدی دیده است و از سوی دیگر، رهبران تهران نشان دادهاند که فشارهای مالی بر شهروندانشان، آنها را وادار به تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن نخواهد کرد.
در بخش دیگری از این گزارش و با تبیین پیامدهای این بنبست استراتژیک، این تحلیلگر ارشد خاطرنشان میسازد که ایالات متحده اکنون ناخواسته در وضعیتی گرفتار شده است که در اصطلاح به آن استراتژی «چمنزنی» میگویند.
گارتزکه با ارجاع به این تاکتیک که پیشتر توسط اسرائیل در برابر دشمنان سازشناپذیر به کار گرفته میشد، توضیح میدهد که واشنگتن به جای دستیابی به یک راهکار قطعی در میدان نبرد، به حملات دورهای، مقطعی و محدود برای تضعیف توانمندیهای ایران تن داده است و این امر به یک هنجار جدید در سیاست خارجی آمریکا تبدیل خواهد شد.
بر اساس این تحلیل، جنگ حاضر پیامدهای غیرقابل بازگشتی همچون تثبیت حق وتوی عملی تهران بر تنگه هرمز و تسریع جاهطلبیهای هستهای آن را به دنبال داشته و ترامپ نیز با وجود جستجو برای یافتن بهانهای جهت اعلام پیروزی، راه خروج آسانی از این اشتباه بزرگ سیاست خارجی ندارد.
در نهایت، وی هشدار میدهد که این بحرانهای مستمر در خاورمیانه، بار دیگر تمرکز استراتژیک واشنگتن را از مهمترین چالش سیاست خارجی آن یعنی چین منحرف ساخته است و نشان میدهد که بدون وجود ارادهای واقعی برای صلح، سیاست خارجی مبتنی بر خویشتنداری دستنیافتنی خواهد بود.
منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-mowing-the-lawn-isnt-a-winning-strategy-for-the-iran-war
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
اریک گارتزکه، استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات صلح و امنیت در دانشگاه کالیفرنیا، در تحلیلی برای نشریه نشنال اینترست استدلال میکند که استراتژی جدید دولت دونالد ترامپ مبنی بر به راهاندازی کمپین « طرد اقتصادی» علیه تهران، راهبردی ناکارآمد و محکوم به شکست است.
وی با بهرهگیری از رویکردی تحلیلی بیان میدارد که پس از ناکامی واشنگتن در تحمیل شکست نظامی به ایران، تغییر رویه به سوی سلاحسازی از اقتصاد بینالملل صرفاً بازتابی از نقاط ضعف ساختاری غرب و اعترافی ضمنی به اشتباه بودن استراتژیهای پیشین است.
از دیدگاه این کارشناس، در حالی که ایالات متحده به دنبال یک پیروزی قاطع است، دغدغه اصلی تهران صرفاً بقای رژیم و جلوگیری از شکست است؛ هدفی که به آنها اجازه میدهد با بهرهگیری از ارادهای قویتر در برابر برتری نظامی آمریکا، درگیری را به یک جنگ فرسایشی مبتنی بر تقابل ارادهها تبدیل کنند.
گارتزکه تأکید میکند که جنگ اقتصادی نیز به اندازه تقابل نظامی بیاثر خواهد بود، زیرا اقتصاد ایران پیشتر در اثر دههها تحریم آسیب جدی دیده است و از سوی دیگر، رهبران تهران نشان دادهاند که فشارهای مالی بر شهروندانشان، آنها را وادار به تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن نخواهد کرد.
در بخش دیگری از این گزارش و با تبیین پیامدهای این بنبست استراتژیک، این تحلیلگر ارشد خاطرنشان میسازد که ایالات متحده اکنون ناخواسته در وضعیتی گرفتار شده است که در اصطلاح به آن استراتژی «چمنزنی» میگویند.
گارتزکه با ارجاع به این تاکتیک که پیشتر توسط اسرائیل در برابر دشمنان سازشناپذیر به کار گرفته میشد، توضیح میدهد که واشنگتن به جای دستیابی به یک راهکار قطعی در میدان نبرد، به حملات دورهای، مقطعی و محدود برای تضعیف توانمندیهای ایران تن داده است و این امر به یک هنجار جدید در سیاست خارجی آمریکا تبدیل خواهد شد.
بر اساس این تحلیل، جنگ حاضر پیامدهای غیرقابل بازگشتی همچون تثبیت حق وتوی عملی تهران بر تنگه هرمز و تسریع جاهطلبیهای هستهای آن را به دنبال داشته و ترامپ نیز با وجود جستجو برای یافتن بهانهای جهت اعلام پیروزی، راه خروج آسانی از این اشتباه بزرگ سیاست خارجی ندارد.
در نهایت، وی هشدار میدهد که این بحرانهای مستمر در خاورمیانه، بار دیگر تمرکز استراتژیک واشنگتن را از مهمترین چالش سیاست خارجی آن یعنی چین منحرف ساخته است و نشان میدهد که بدون وجود ارادهای واقعی برای صلح، سیاست خارجی مبتنی بر خویشتنداری دستنیافتنی خواهد بود.
منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-mowing-the-lawn-isnt-a-winning-strategy-for-the-iran-war
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
The National Interest
Why ‘Mowing the Lawn’ Isn’t a Winning Strategy for the Iran War
The latest round of Iran sanctions will be anything but an “economic D-Day” for Tehran.
👍1
باراک راوید، خبرنگار آکسیوس در گزارشی در کانال ۱۲ با استناد به اظهارات مقامات ارشد آمریکایی و منابع مطلع گزارش داد که دولت دونالد ترامپ در حال تدوین یک استراتژی جامع و فراگیر برای خاورمیانه در دوران پس از جنگ است.
به گفته این تحلیلگر، این طرح کلان که ترامپ در گفتگوهای محرمانه از آن تحت عنوان «اقدامی بهمراتب بزرگتر» یاد کرده، بر سه محور اصلی استوار است:
نخست، ایجاد یک آرایش امنیتی-منطقهای برای مهار ایران با تکیه بر متحدان منطقهای واشنگتن، بهطوری که آمریکا در نقش ضامن امنیت و نه پلیس منطقه عمل کند؛
دوم، مختومه کردن پروندههای باز منطقه شامل اجرای مرحله بعدی طرح ترامپ برای غزه، نهاییسازی توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه و اجرای کامل توافق با لبنان؛
و سوم، گسترش پیمانهای ابراهیم و شتاببخشی به روند عادیسازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه تحلیل خود تصریح کرد که فرایند تدوین این استراتژی در قالب همکاریهای بینسازمانی و جلسات تخصصی در واشنگتن پیگیری میشود و قرار است رونمایی از آن پس از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا انجام گیرد.
بر اساس این گزارش، بررسیهای محافل تحلیلی نشان میدهد که کاخ سفید قصد دارد این طرح جامع منطقهای را فارغ از نتایج انتخابات اسرائیل یا حتی وقوع بنبست سیاسی احتمالی در تلآویو به پیش ببرد تا با پیوند زدن پروندههای گوناگون خاورمیانه، نظم امنیتی جدیدی را بر پایه تضعیف ایران و توسعه همگرایی منطقهای شکل دهد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-08e9ce6915d60a1027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
به گفته این تحلیلگر، این طرح کلان که ترامپ در گفتگوهای محرمانه از آن تحت عنوان «اقدامی بهمراتب بزرگتر» یاد کرده، بر سه محور اصلی استوار است:
نخست، ایجاد یک آرایش امنیتی-منطقهای برای مهار ایران با تکیه بر متحدان منطقهای واشنگتن، بهطوری که آمریکا در نقش ضامن امنیت و نه پلیس منطقه عمل کند؛
دوم، مختومه کردن پروندههای باز منطقه شامل اجرای مرحله بعدی طرح ترامپ برای غزه، نهاییسازی توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه و اجرای کامل توافق با لبنان؛
و سوم، گسترش پیمانهای ابراهیم و شتاببخشی به روند عادیسازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه تحلیل خود تصریح کرد که فرایند تدوین این استراتژی در قالب همکاریهای بینسازمانی و جلسات تخصصی در واشنگتن پیگیری میشود و قرار است رونمایی از آن پس از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا انجام گیرد.
بر اساس این گزارش، بررسیهای محافل تحلیلی نشان میدهد که کاخ سفید قصد دارد این طرح جامع منطقهای را فارغ از نتایج انتخابات اسرائیل یا حتی وقوع بنبست سیاسی احتمالی در تلآویو به پیش ببرد تا با پیوند زدن پروندههای گوناگون خاورمیانه، نظم امنیتی جدیدی را بر پایه تضعیف ایران و توسعه همگرایی منطقهای شکل دهد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-08e9ce6915d60a1027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
N12
ממשל טראמפ מגבש אסטרטגיה מקיפה למזרח התיכון ליום שאחרי המלחמה
התוכנית האמריקנית, שנמצאת בשלבי גיבוש וצפויה להיות מוצגת לאחר הבחירות בישראל, כוללת הקמת מערך ביטחוני אזורי וסגירת "התיקים הפתוחים" בעזה, בסוריה ובלבנון
👍1
بر اساس پژوهش جدیدی که توسط پروفسور ایتای اتر، پروفسور نتای برگمان و دورون زمیر، از پژوهشگران دانشگاه تلآویو انجام شده و در پایگاه خبری کانال ۱۲ انعکاس یافته است، روند خروج پزشکان از اسرائیل طی سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ با جهش کمسابقه ۹۴ درصدی نسبت به دوره مشابه در دهه قبل مواجه شده است.
بر پایه دادههای گردآوریشده از اداره مرکزی آمار و مرجع ثبت پروانههای پزشکی، در این بازه زمانی حدود ۱۳۷۰ پزشک برای مدتی بیش از یک سال سرزمینهای اشغالی را ترک کردهاند که این میزان در مقایسه با آمار ۷۰۵ نفری دهه گذشته، ابعاد بیسابقهای از فرار سرمایههای انسانی را در تمامی تخصصها و مناطق، بهویژه در استانهای تلآویو و مرکز، نشان میدهد.
همچنین ارزیابیها حاکی از آن است که حتی با احتساب افراد بازگشته، خروج خالص سالانه پزشکان به میانگین ۲۵۵ نفر رسیده که پنج برابر نرخ دهه گذشته است و نظام درمانی را با بحران طولانی شدن صفهای انتظار و افول کیفیت خدمات روبرو میسازد.
در همین راستا، تحلیلگران این گزارش با ابراز نگرانی از تعمیق این بحران خاطرنشان میکنند که برخلاف گذشته، خروج پزشکان دیگر محدود به دورههای آموزشی و پژوهشی موقت نیست، چرا که سهم پزشکان باسابقه و بالای ۴۵ سال از کل مهاجران به بالای ۲۰ درصد افزایش یافته است.
بر برآورد این پژوهش، بیشترین نرخ خروج در میان متخصصان اطفال، چشم، پوست و جراحی ثبت شده و در گروه سنی زیر ۶۰ سال، درصد خروج در برخی رشتهها نظیر چشمپزشکی و جراحی تا حدود ۹ درصد نیز بالغ میشود.
کارشناسان مذکور در نهایت هشدار میدهند که تداوم این روند نهتنها به کیفیت ارائه خدمات درمانی و سلامت عمومی آسیبهای جدی وارد میکند، بلکه فرایند آموزش و تربیت نسل آینده پزشکان را نیز با چالش و اختلال ساختاری روبهرو خواهد ساخت.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-lifestyle/2026_q3/Article-2f94e4f0b8370a1027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر پایه دادههای گردآوریشده از اداره مرکزی آمار و مرجع ثبت پروانههای پزشکی، در این بازه زمانی حدود ۱۳۷۰ پزشک برای مدتی بیش از یک سال سرزمینهای اشغالی را ترک کردهاند که این میزان در مقایسه با آمار ۷۰۵ نفری دهه گذشته، ابعاد بیسابقهای از فرار سرمایههای انسانی را در تمامی تخصصها و مناطق، بهویژه در استانهای تلآویو و مرکز، نشان میدهد.
همچنین ارزیابیها حاکی از آن است که حتی با احتساب افراد بازگشته، خروج خالص سالانه پزشکان به میانگین ۲۵۵ نفر رسیده که پنج برابر نرخ دهه گذشته است و نظام درمانی را با بحران طولانی شدن صفهای انتظار و افول کیفیت خدمات روبرو میسازد.
در همین راستا، تحلیلگران این گزارش با ابراز نگرانی از تعمیق این بحران خاطرنشان میکنند که برخلاف گذشته، خروج پزشکان دیگر محدود به دورههای آموزشی و پژوهشی موقت نیست، چرا که سهم پزشکان باسابقه و بالای ۴۵ سال از کل مهاجران به بالای ۲۰ درصد افزایش یافته است.
بر برآورد این پژوهش، بیشترین نرخ خروج در میان متخصصان اطفال، چشم، پوست و جراحی ثبت شده و در گروه سنی زیر ۶۰ سال، درصد خروج در برخی رشتهها نظیر چشمپزشکی و جراحی تا حدود ۹ درصد نیز بالغ میشود.
کارشناسان مذکور در نهایت هشدار میدهند که تداوم این روند نهتنها به کیفیت ارائه خدمات درمانی و سلامت عمومی آسیبهای جدی وارد میکند، بلکه فرایند آموزش و تربیت نسل آینده پزشکان را نیز با چالش و اختلال ساختاری روبهرو خواهد ساخت.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-lifestyle/2026_q3/Article-2f94e4f0b8370a1027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
N12
המספרים המדאיגים נחשפים: זינוק במספר הרופאים שעוזבים את ישראל
מחקר חדש של אוניברסיטת תל אביב חושף את הזינוק של רופאים שעזבו את המדינה - כמעט כפול מהתקופה המקבילה בעשור הקודם. בראש הרשימה: רופאי ילדים, עיניים ועור
👍1🥱1
مایکل میلشتاین، پژوهشگر مرکز دایان در دانشگاه تلآویو، در گفتگو با رادیو ۱۰۳ افام که مشروح آن در روزنامه معاریو بازتاب یافته است، در ارزیابی جدید خود از شرایط منطقهای تأکید میکند که جهان عرب با دقت و سطح درک بالایی تحولات سیاسی و امنیتی تلآویو را رصد میکند.
به گفته این کارشناس، آنچه در هفتههای اخیر بیش از همه موجب تشویش فزاینده در میان کشورهای عربی شده، عادیسازی گفتمان «کوچ اجباری» در ادبیات سیاسی کنونی رژیم صهیونیستی است که در صورت عدم تغییر ساختار حاکمیتی، میتواند به یک سناریوی عملیاتی تبدیل شود.
وی همچنین با اشاره به التهابات کرانه باختری، اذعان میدارد که سیاستهای تهاجمی طرف اسرائیلی عامل اصلی تشدید تنشها در این منطقه است؛ موضوعی که حتی انتقادات بیسابقه سفیر آمریکا را به همراه داشته و همزمان فلسطینیها را به سمت بهرهگیری از مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای پیشبرد راهبرد اعمال تحریم علیه این رژیم سوق داده است.
از سوی دیگر، عاموس هارئل، مفسر نظامی روزنامه هآرتص در بخش دیگری از این برنامه، به واکاوی استراتژیهای داخلی بنیامین نتانیاهو پرداخته و معتقد است که بازگشت مجدد پرونده عملکرد وی در صبح روز هفتم اکتبر به صدر افکار عمومی، در واقع یک تاکتیک انحرافی از سوی خود اوست تا با سوءاستفاده از قدرت رقبایش، کنترل روایتها را در آستانه انتخابات به دست گیرد.
این تحلیلگر برجسته نظامی در ادامه با هشدار نسبت به احتمال وقوع یک جنگ چندجبههای، تصریح میکند که ارتش پس از ضربات پیشین، هماکنون در حال تمرین برای مقابله با چنین سناریوهای حساسی است.
هارئل در نهایت این برآورد را مطرح میسازد که با توجه به نبرد اقتصادی جاری، ایران ممکن است با تشدید عامدانه تنشها و کشاندن اسرائیل به یک درگیری فراگیرتر، به دنبال اعمال فشار بر ایالات متحده جهت دستیابی به یک توافق باشد؛ شرایطی که به زعم کارشناسان، با توجه به زمان کوتاه ۵۰ روزه باقیمانده تا انتخابات، میتواند آبستن چالشها و تغییرات چشمگیری باشد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1363427
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
به گفته این کارشناس، آنچه در هفتههای اخیر بیش از همه موجب تشویش فزاینده در میان کشورهای عربی شده، عادیسازی گفتمان «کوچ اجباری» در ادبیات سیاسی کنونی رژیم صهیونیستی است که در صورت عدم تغییر ساختار حاکمیتی، میتواند به یک سناریوی عملیاتی تبدیل شود.
وی همچنین با اشاره به التهابات کرانه باختری، اذعان میدارد که سیاستهای تهاجمی طرف اسرائیلی عامل اصلی تشدید تنشها در این منطقه است؛ موضوعی که حتی انتقادات بیسابقه سفیر آمریکا را به همراه داشته و همزمان فلسطینیها را به سمت بهرهگیری از مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای پیشبرد راهبرد اعمال تحریم علیه این رژیم سوق داده است.
از سوی دیگر، عاموس هارئل، مفسر نظامی روزنامه هآرتص در بخش دیگری از این برنامه، به واکاوی استراتژیهای داخلی بنیامین نتانیاهو پرداخته و معتقد است که بازگشت مجدد پرونده عملکرد وی در صبح روز هفتم اکتبر به صدر افکار عمومی، در واقع یک تاکتیک انحرافی از سوی خود اوست تا با سوءاستفاده از قدرت رقبایش، کنترل روایتها را در آستانه انتخابات به دست گیرد.
این تحلیلگر برجسته نظامی در ادامه با هشدار نسبت به احتمال وقوع یک جنگ چندجبههای، تصریح میکند که ارتش پس از ضربات پیشین، هماکنون در حال تمرین برای مقابله با چنین سناریوهای حساسی است.
هارئل در نهایت این برآورد را مطرح میسازد که با توجه به نبرد اقتصادی جاری، ایران ممکن است با تشدید عامدانه تنشها و کشاندن اسرائیل به یک درگیری فراگیرتر، به دنبال اعمال فشار بر ایالات متحده جهت دستیابی به یک توافق باشد؛ شرایطی که به زعم کارشناسان، با توجه به زمان کوتاه ۵۰ روزه باقیمانده تا انتخابات، میتواند آبستن چالشها و تغییرات چشمگیری باشد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1363427
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
החוקר הבכיר מעריך: "העולם הערבי רוצה שגוש השינוי ייבחר"
בעולם הערבי עוקבים מקרוב אחר ההתפתחויות בישראל וחוששים מהסלמה ביהודה ושומרון ומהמשך שיח הטרנספר. במקביל, הוויכוח על תפקוד נתניהו ב-7 באוקטובר חוזר והחשש ממלחמה רב-זירתית מתגבר
❤1
تحلیل «نشنال اینترست» از چالشهای فنی، مأموریتهای طولانیمدت و عواقب فرسایش بدنه ناوهای نیروی دریایی ایالات متحده
پیتر سوچیو، کارشناس و تحلیلگر مسائل نظامی در نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» در تحلیلی جامع به بررسی علل فرسودگی چشمگیر و زنگزدگی بدنه ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» هنگام پهلوگیری در بندر پاتایای تایلند پرداخته است.
بر اساس این گزارش، حضور این ناو غولپیکر با بدنه پوشیده از جلبک و زنگزدگی پس از یک ماموریت طولانی ۲۸۵ روزه در خاورمیانه ـ که طی آن تنها دو روز را در بندر سپری کرده بود ـ موجی از واکنشها را در رسانهها و شبکههای اجتماعی برانگیخت.
در این میان، سکوت تأملبرانگیز دونالد ترامپ توجه کارشناسان را جلب کرده است؛ زیرا وی در بهار ۲۰۲۵ دستور مستقیمی برای برطرفکردن زنگزدگی ناوگان آمریکا صادر کرده بود، بدون آنکه ماهیت ساختاری و اجتنابناپذیر اکسیداسیون فلزات در آبهای شور دریا را در نظر بگیرد.
در همین راستا، کارل شوستر، از کاپیتانهای سابق نیروی دریایی آمریکا، با اشاره به ثبت رکورد طولانیترین دوره حضور مداوم در دریا بدون پهلوگیری برای این ناو، تاکید میکند که بروز زنگزدگی در خط آب برای شناوری که دهها روز پیوسته در شرایط عملیاتی دریا حضور داشته، امری کاملاً طبیعی و اجتنابناپذیر است.
در ادامه این ارزیابی تخصصی، نویسنده با تشریح ابعاد فنی نگهداری شناورهای رزمی یادآور میشود که زدودن کامل زنگزدگی نیازمند فرآیندی پیچیده و زیرساختهای خشکسنگ (دراک) است که تنها طی دورههای نگهداری و مدرنسازی برنامهریزیشده (PIA و DPIA) با سندبلاست و رنگآمیزی چندلایه محقق میشود.
بر پایه این تحلیل، اگرچه خدمه ناو و کارگران تایلندی در لنگرگاه پنجروزه پاتایا اقدام به لکهگیری اضطراری بخشهای جلویی بدنه کردند، اما بازسازی کامل بدنه دستکم به یک ماه کار کارگاهی منسجم نیاز دارد.
گزارش مذکور در نهایت تصریح میکند که انتشار وسیع تصاویر بدنه فرسوده ناو در شبکههای اجتماعی، کنترل سنتی نیروی دریایی آمریکا بر تصویرسازی رسانهای را تضعیف کرده و چالش مزمن فرسایش ناشی از آبهای شور را برجسته ساخته است؛ معضلی مداوم که علاوه بر افت آمادگی رزمی، هزینههای نگهداری سنگینی را به بدنه نظامی آمریکا فرض کرده و حتی برگزاری همایشهای تخصصی نظیر «مگاراست» را برای مهار آن ناگزیر ساخته است.
منبع:
https://nationalinterest.org/blog/buzz/uss-abraham-lincoln-rust-thailand-ps-090626
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
پیتر سوچیو، کارشناس و تحلیلگر مسائل نظامی در نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» در تحلیلی جامع به بررسی علل فرسودگی چشمگیر و زنگزدگی بدنه ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» هنگام پهلوگیری در بندر پاتایای تایلند پرداخته است.
بر اساس این گزارش، حضور این ناو غولپیکر با بدنه پوشیده از جلبک و زنگزدگی پس از یک ماموریت طولانی ۲۸۵ روزه در خاورمیانه ـ که طی آن تنها دو روز را در بندر سپری کرده بود ـ موجی از واکنشها را در رسانهها و شبکههای اجتماعی برانگیخت.
در این میان، سکوت تأملبرانگیز دونالد ترامپ توجه کارشناسان را جلب کرده است؛ زیرا وی در بهار ۲۰۲۵ دستور مستقیمی برای برطرفکردن زنگزدگی ناوگان آمریکا صادر کرده بود، بدون آنکه ماهیت ساختاری و اجتنابناپذیر اکسیداسیون فلزات در آبهای شور دریا را در نظر بگیرد.
در همین راستا، کارل شوستر، از کاپیتانهای سابق نیروی دریایی آمریکا، با اشاره به ثبت رکورد طولانیترین دوره حضور مداوم در دریا بدون پهلوگیری برای این ناو، تاکید میکند که بروز زنگزدگی در خط آب برای شناوری که دهها روز پیوسته در شرایط عملیاتی دریا حضور داشته، امری کاملاً طبیعی و اجتنابناپذیر است.
در ادامه این ارزیابی تخصصی، نویسنده با تشریح ابعاد فنی نگهداری شناورهای رزمی یادآور میشود که زدودن کامل زنگزدگی نیازمند فرآیندی پیچیده و زیرساختهای خشکسنگ (دراک) است که تنها طی دورههای نگهداری و مدرنسازی برنامهریزیشده (PIA و DPIA) با سندبلاست و رنگآمیزی چندلایه محقق میشود.
بر پایه این تحلیل، اگرچه خدمه ناو و کارگران تایلندی در لنگرگاه پنجروزه پاتایا اقدام به لکهگیری اضطراری بخشهای جلویی بدنه کردند، اما بازسازی کامل بدنه دستکم به یک ماه کار کارگاهی منسجم نیاز دارد.
گزارش مذکور در نهایت تصریح میکند که انتشار وسیع تصاویر بدنه فرسوده ناو در شبکههای اجتماعی، کنترل سنتی نیروی دریایی آمریکا بر تصویرسازی رسانهای را تضعیف کرده و چالش مزمن فرسایش ناشی از آبهای شور را برجسته ساخته است؛ معضلی مداوم که علاوه بر افت آمادگی رزمی، هزینههای نگهداری سنگینی را به بدنه نظامی آمریکا فرض کرده و حتی برگزاری همایشهای تخصصی نظیر «مگاراست» را برای مهار آن ناگزیر ساخته است.
منبع:
https://nationalinterest.org/blog/buzz/uss-abraham-lincoln-rust-thailand-ps-090626
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
The National Interest
Was It Normal for the USS Abraham Lincoln to Look So Rusty in Thailand?
The US Navy is constantly fighting rust on its ships, and there’s no quick and easy fix for the USS Abraham Lincoln.
❤1👍1👎1
دنی سیترینوویچ، کارشناس مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات و پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در واکنش به تشدید درگیریها و حملات اخیر مرتبط با نفتکشها، در حساب کاربری خود در ایکس نوشت:
مسئله تنگه هرمز راهحل نظامی ندارد و هر تلاش برای حل آن از مسیر نظامی، واشنگتن و تهران را به سمت چرخهای از تشدید تنش سوق میدهد؛ چرخهای که ممکن است در ادامه، کنترل آن برای دو طرف دشوارتر شود.
او معتقد است راهبرد «نفتکش در برابر نفتکش» نمیتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند و احتمالاً در مقابل، با واکنش تلافیجویانه تهران مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که در نهایت میتواند دونالد ترامپ را بر سر یک دوراهی قرار دهد: تشدید قابلتوجه درگیری یا یافتن راهی برای خروج از بحران.
سیترینوویچ در ادامه هشدار میدهد که وضعیت موجود ذاتاً بیثبات است و این تصور که میتوان فشار اقتصادی علیه ایران را برای مدت نامحدود ادامه داد، بدون آنکه آمریکا وارد یک رویارویی نظامی گستردهتر شود با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
از نگاه این تحلیلگر، ایران در برابر فشار مستمر واکنش نشان خواهد داد و هر دور تازه از اقدام، تلافی و ضدتلافی، ریسک بیشتری را متوجه بازارهای جهانی انرژی خواهد کرد. در چنین شرایطی، حتی ادامه حملات آمریکا به نفتکشهای ایرانی نیز لزوماً مانع افزایش قیمت نفت نخواهد شد.
سیترینوویچ در جمعبندی تأکید میکند که اقدام نظامی ممکن است هزینههایی را به تهران تحمیل کند، اما مسئله تنگه هرمز را حل نخواهد کرد. به اعتقاد او، بدون ایجاد یک مسیر دیپلماتیک معتبر برای خروج از بحران، فشار نظامی میتواند به چرخهای از تشدید تنش تبدیل شود؛ چرخهای که پایان مشخصی برای آن وجود ندارد.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2097407786825216024
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
مسئله تنگه هرمز راهحل نظامی ندارد و هر تلاش برای حل آن از مسیر نظامی، واشنگتن و تهران را به سمت چرخهای از تشدید تنش سوق میدهد؛ چرخهای که ممکن است در ادامه، کنترل آن برای دو طرف دشوارتر شود.
او معتقد است راهبرد «نفتکش در برابر نفتکش» نمیتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند و احتمالاً در مقابل، با واکنش تلافیجویانه تهران مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که در نهایت میتواند دونالد ترامپ را بر سر یک دوراهی قرار دهد: تشدید قابلتوجه درگیری یا یافتن راهی برای خروج از بحران.
سیترینوویچ در ادامه هشدار میدهد که وضعیت موجود ذاتاً بیثبات است و این تصور که میتوان فشار اقتصادی علیه ایران را برای مدت نامحدود ادامه داد، بدون آنکه آمریکا وارد یک رویارویی نظامی گستردهتر شود با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
از نگاه این تحلیلگر، ایران در برابر فشار مستمر واکنش نشان خواهد داد و هر دور تازه از اقدام، تلافی و ضدتلافی، ریسک بیشتری را متوجه بازارهای جهانی انرژی خواهد کرد. در چنین شرایطی، حتی ادامه حملات آمریکا به نفتکشهای ایرانی نیز لزوماً مانع افزایش قیمت نفت نخواهد شد.
سیترینوویچ در جمعبندی تأکید میکند که اقدام نظامی ممکن است هزینههایی را به تهران تحمیل کند، اما مسئله تنگه هرمز را حل نخواهد کرد. به اعتقاد او، بدون ایجاد یک مسیر دیپلماتیک معتبر برای خروج از بحران، فشار نظامی میتواند به چرخهای از تشدید تنش تبدیل شود؛ چرخهای که پایان مشخصی برای آن وجود ندارد.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2097407786825216024
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
Another rung on the escalation ladder.
There is no kinetic solution to the Strait of Hormuz problem. Every attempt to impose one only brings Washington and Tehran closer to an escalation that may…
There is no kinetic solution to the Strait of Hormuz problem. Every attempt to impose one only brings Washington and Tehran closer to an escalation that may…
رابین بروکس، پژوهشگر ارشد و بن هریس، مدیر مطالعات اقتصادی در مؤسسه بروکینگز، در تحلیل اخیر خود به بررسی روند کاهشی اثربخشی تحریمهای ایالات متحده علیه ناوگان سایه نفتی روسیه پرداختهاند.
بر پایه این گزارش راهبردی، اگرچه تحریمهای واشنگتن در گذشته به دلیل هراس از پیامدهای «تحریمهای ثانویه» بسیار کارآمدتر از اقدامات مشابه بریتانیا و اتحادیه اروپا عمل میکرد، اما در شرایط کنونی این بازدارندگی با افت چشمگیری روبرو شده است.
این کارشناسان با اشاره به آمارهای تازه بیان میدارند که در حالی که متحدان اروپایی دامنه تحریمهای خود را به بیش از ۶۰۰ نفتکش گسترش دادهاند، فهرست ایالات متحده از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون روی عدد ۲۱۶ فروند ثابت مانده است. ارزیابیها گواه آن است که عدم تمایل دولت کنونی آمریکا به اعمال قاطعانه تحریمهای ثانویه سبب شده تا اثر روانی و ترسیمشده این محدودیتها رنگ ببازد؛ بهگونهای که پس از یک افت ۸۰ درصدی و موفق در صادرات نفت روسیه از طریق این ناوگان در دوران پیشین، اکنون بار دیگر شاهد روند افزایشی انتقال محمولههای نفتی از بنادر روسیه به بازارهای جهانی هستیم.
این تحلیلگران در بخش پایانی ارزیابی خود ضمن ارائه راهکارهایی برای برونرفت از این چالش، تأکید میکنند که تقویت جبهه مشترک تحریمی نیازمند دو اقدام فوری و هماهنگ از سوی واشنگتن است.
از دیدگاه آنان، دفتر کنترل داراییهای خارجی خزانهداری آمریکا (اوفک) باید در گام نخست و بهصورت یکجانبه، ۵۲۴ نفتکشی را که پیشتر از سوی اروپا و بریتانیا تحریم شدهاند، به فهرست سیاه خود بیفزاید تا مسیرهای دور زدن سقف قیمتی گروه هفت مسدود گردد.
افزون بر این، نویسندگان گزارش استدلال میکنند که حاکمیت آمریکا باید سیاست تهدید به اعمال تحریمهای ثانویه علیه شبکههای واسطه و نهادهای تسهیلگر تجارت نفت روسیه، بهویژه پالایشگاههای آسیایی را با قدرت بیشتری از سر بگیرد. به باور این پژوهشگران، الگوبرداری از رویههای پیشین در برخورد با نهادهای پالایشگاهی خریدار نفتِ تحت تحریم، میتواند بازدارندگی ازدسترفته را به ساختار تحریمهای هدفمند بازگرداند و کارآمدی اهرم فشارهای اقتصادی را در برابر ناوگان سایه بازیابی کند.
منبع:
https://www.brookings.edu/articles/the-fading-efficacy-of-us-shadow-fleet-sanctions/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر پایه این گزارش راهبردی، اگرچه تحریمهای واشنگتن در گذشته به دلیل هراس از پیامدهای «تحریمهای ثانویه» بسیار کارآمدتر از اقدامات مشابه بریتانیا و اتحادیه اروپا عمل میکرد، اما در شرایط کنونی این بازدارندگی با افت چشمگیری روبرو شده است.
این کارشناسان با اشاره به آمارهای تازه بیان میدارند که در حالی که متحدان اروپایی دامنه تحریمهای خود را به بیش از ۶۰۰ نفتکش گسترش دادهاند، فهرست ایالات متحده از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون روی عدد ۲۱۶ فروند ثابت مانده است. ارزیابیها گواه آن است که عدم تمایل دولت کنونی آمریکا به اعمال قاطعانه تحریمهای ثانویه سبب شده تا اثر روانی و ترسیمشده این محدودیتها رنگ ببازد؛ بهگونهای که پس از یک افت ۸۰ درصدی و موفق در صادرات نفت روسیه از طریق این ناوگان در دوران پیشین، اکنون بار دیگر شاهد روند افزایشی انتقال محمولههای نفتی از بنادر روسیه به بازارهای جهانی هستیم.
این تحلیلگران در بخش پایانی ارزیابی خود ضمن ارائه راهکارهایی برای برونرفت از این چالش، تأکید میکنند که تقویت جبهه مشترک تحریمی نیازمند دو اقدام فوری و هماهنگ از سوی واشنگتن است.
از دیدگاه آنان، دفتر کنترل داراییهای خارجی خزانهداری آمریکا (اوفک) باید در گام نخست و بهصورت یکجانبه، ۵۲۴ نفتکشی را که پیشتر از سوی اروپا و بریتانیا تحریم شدهاند، به فهرست سیاه خود بیفزاید تا مسیرهای دور زدن سقف قیمتی گروه هفت مسدود گردد.
افزون بر این، نویسندگان گزارش استدلال میکنند که حاکمیت آمریکا باید سیاست تهدید به اعمال تحریمهای ثانویه علیه شبکههای واسطه و نهادهای تسهیلگر تجارت نفت روسیه، بهویژه پالایشگاههای آسیایی را با قدرت بیشتری از سر بگیرد. به باور این پژوهشگران، الگوبرداری از رویههای پیشین در برخورد با نهادهای پالایشگاهی خریدار نفتِ تحت تحریم، میتواند بازدارندگی ازدسترفته را به ساختار تحریمهای هدفمند بازگرداند و کارآمدی اهرم فشارهای اقتصادی را در برابر ناوگان سایه بازیابی کند.
منبع:
https://www.brookings.edu/articles/the-fading-efficacy-of-us-shadow-fleet-sanctions/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Brookings
The fading efficacy of US shadow fleet sanctions | Brookings
Robin Brooks and Ben Harris track how the deterrent effect of U.S. shadow fleet sanctions on Russian oil is fading—and what could restore it.
سونی ثانگ، مفسر سیاسی و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک:
لیبی بالاترین سطح رفاه و استاندارد زندگی را در آفریقا داشت. سپس آن را «آزاد» کردند! حالا در این کشور بازارهای بردهفروشیِ علنی وجود دارد. واقعا، به معنای واقعی کلمه، بازار بردهفروشی؛ در سال ۲۰۲۶! کسانی که این «آزادسازی» را انجام دادند، نه تنها برنگشتهاند که خرابیها را جبران کنند، بلکه مشغول پیدا کردن کشور بعدی هستند که باید «آزاد» شود!
لیبی بالاترین سطح رفاه و استاندارد زندگی را در آفریقا داشت. سپس آن را «آزاد» کردند! حالا در این کشور بازارهای بردهفروشیِ علنی وجود دارد. واقعا، به معنای واقعی کلمه، بازار بردهفروشی؛ در سال ۲۰۲۶! کسانی که این «آزادسازی» را انجام دادند، نه تنها برنگشتهاند که خرابیها را جبران کنند، بلکه مشغول پیدا کردن کشور بعدی هستند که باید «آزاد» شود!
👍4
دنی سیترینوویچ متخصص مسائل امور امنیتی و پژوهشگر اندیشکده شورای اتلانتیک، در تحلیل اخیر خود استدلال میکند که جنگ اخیر نه توانست حکومت ایران را سرنگون کند و نه چالش هستهای این کشور را حلوفصل نماید؛ موضوعی که ابهامات ادامهدار درباره فعالیتها در «کوه کلنگ» آن را به شکلی دردناک نمایان میسازد.
وی در ادامه میافزاید که این جنگ حتی نتوانست ظرفیت ایران برای بازسازی زرادخانه موشکهای بالستیکش را از بین ببرد یا به روابط تهران با انصارالله، گدوههای نظامی شیعه در عراق و حزبالله پایان دهد.
این پژوهشگر با لحنی انتقادی به تنها دستاوردی اشاره میکند که ظاهراً قرار است آن را جشن بگیریم: عبور حدود ۳۰ درصد از ترانزیت نفت از تنگه هرمز؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ اساساً باز و کاملاً امن بود. به اعتقاد او، این وضعیت نه تنها یک موفقیت راهبردی نیست، بلکه یک شکست استراتژیک تمامعیار محسوب میشود که در آن، دستاوردهای تاکتیکی و عملیاتی، هر روز بیشتر زیر سایه اهداف محققنشدهی جنگ رنگ میبازند.
سیترینوویچ سپس این پرسش بنیادین را مطرح میکند که واشنگتن و تلآویو اکنون باید از خود بپرسند آیا واقعاً برای این چالشهای کلان استراتژیک، راهحلی نظامی وجود دارد؟
از نگاه وی، پاسخ به این پرسش حیاتی است؛ زیرا اگر جمهوری اسلامی با پرونده هستهای باز، ظرفیت دستنخوردهی تولید موشک، شبکههای منطقهای فعال و تنگه هرمزی ناامنتر از قبل به بقای خود ادامه دهد، در آن صورت موقعیت راهبردی ما پس از جنگ حتی از زمان آغاز آن نیز وخیمتر خواهد بود.
این کارشناس مسائل امنیتی هشدار میدهد که تمامی این ناکامیها، فارغ از در نظر گرفتن مهمترین و سرنوشتسازترین پیامد این جنگ است: دگرگونی در دکترین نظامی و سیاسی درون خود ایران.
ارزیابیهای او نشان میدهد ایرانی که از این جنگ بیرون میآید، تمایل بیشتری به ریسکپذیری و اقدام مستقیم دارد، کمتر دچار تردید میشود و رفتارهایش بهطور بالقوه غیرقابلپیشبینیتر شده است.
وی ضمن تایید اهمیت دستاوردهای عملیاتی، تاکید میکند که معیار نهایی سنجش جنگها، واقعیتِ راهبردی بهجامانده از آنهاست. به گفته او، با در نظر گرفتن این معیار، موفقیتآمیز خواندن این کارزار نظامی روز به روز دشوارتر میشود.
پژوهشگر شورای آتلانتیک در بررسی احتمال فروپاشی حاکمیت ایران زیر بار فشارهای اقتصادی، تصریح میکند که اگرچه این امر ممکن است، اما هیچکس با قطعیت از آن خبر ندارد. به عقیده او، نکته کلیدی دقیقاً همینجاست که نمیتوان یک استراتژی را بر پایه نتیجهای غیرقابلپیشبینی استوار کرد؛ چرا که این حاکمیت ممکن است ماه آینده، پنج سال دیگر یا دههها بعد سقوط کند.
در نهایت، نتیجهگیری صریح این تحلیلگر این است که فشارهای اقتصادی شاید صرفاً به تضعیف تهران منجر شود و در عین حال آن را ترغیب کند تا برای تحمیل هزینه به دشمنانش، تنشها را در خارج از مرزها تشدید نماید. بنابراین، او تاکید میکند که فروپاشی حاکمیت تنها یک «احتمال» است و نه یک «استراتژی»؛ و یک سیاست جدی در قبال ایران باید بر مبنای مسائلی شکل بگیرد که واشنگتن واقعاً توانایی اثرگذاری و برنامهریزی بر روی آنها را دارد، نه بر اساس امید به نتیجهای سیاسی که زمانبندی، سازوکار و پیامدهای آن اساساً غیرقابلپیشبینی است.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2098149988257980856
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی در ادامه میافزاید که این جنگ حتی نتوانست ظرفیت ایران برای بازسازی زرادخانه موشکهای بالستیکش را از بین ببرد یا به روابط تهران با انصارالله، گدوههای نظامی شیعه در عراق و حزبالله پایان دهد.
این پژوهشگر با لحنی انتقادی به تنها دستاوردی اشاره میکند که ظاهراً قرار است آن را جشن بگیریم: عبور حدود ۳۰ درصد از ترانزیت نفت از تنگه هرمز؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ اساساً باز و کاملاً امن بود. به اعتقاد او، این وضعیت نه تنها یک موفقیت راهبردی نیست، بلکه یک شکست استراتژیک تمامعیار محسوب میشود که در آن، دستاوردهای تاکتیکی و عملیاتی، هر روز بیشتر زیر سایه اهداف محققنشدهی جنگ رنگ میبازند.
سیترینوویچ سپس این پرسش بنیادین را مطرح میکند که واشنگتن و تلآویو اکنون باید از خود بپرسند آیا واقعاً برای این چالشهای کلان استراتژیک، راهحلی نظامی وجود دارد؟
از نگاه وی، پاسخ به این پرسش حیاتی است؛ زیرا اگر جمهوری اسلامی با پرونده هستهای باز، ظرفیت دستنخوردهی تولید موشک، شبکههای منطقهای فعال و تنگه هرمزی ناامنتر از قبل به بقای خود ادامه دهد، در آن صورت موقعیت راهبردی ما پس از جنگ حتی از زمان آغاز آن نیز وخیمتر خواهد بود.
این کارشناس مسائل امنیتی هشدار میدهد که تمامی این ناکامیها، فارغ از در نظر گرفتن مهمترین و سرنوشتسازترین پیامد این جنگ است: دگرگونی در دکترین نظامی و سیاسی درون خود ایران.
ارزیابیهای او نشان میدهد ایرانی که از این جنگ بیرون میآید، تمایل بیشتری به ریسکپذیری و اقدام مستقیم دارد، کمتر دچار تردید میشود و رفتارهایش بهطور بالقوه غیرقابلپیشبینیتر شده است.
وی ضمن تایید اهمیت دستاوردهای عملیاتی، تاکید میکند که معیار نهایی سنجش جنگها، واقعیتِ راهبردی بهجامانده از آنهاست. به گفته او، با در نظر گرفتن این معیار، موفقیتآمیز خواندن این کارزار نظامی روز به روز دشوارتر میشود.
پژوهشگر شورای آتلانتیک در بررسی احتمال فروپاشی حاکمیت ایران زیر بار فشارهای اقتصادی، تصریح میکند که اگرچه این امر ممکن است، اما هیچکس با قطعیت از آن خبر ندارد. به عقیده او، نکته کلیدی دقیقاً همینجاست که نمیتوان یک استراتژی را بر پایه نتیجهای غیرقابلپیشبینی استوار کرد؛ چرا که این حاکمیت ممکن است ماه آینده، پنج سال دیگر یا دههها بعد سقوط کند.
در نهایت، نتیجهگیری صریح این تحلیلگر این است که فشارهای اقتصادی شاید صرفاً به تضعیف تهران منجر شود و در عین حال آن را ترغیب کند تا برای تحمیل هزینه به دشمنانش، تنشها را در خارج از مرزها تشدید نماید. بنابراین، او تاکید میکند که فروپاشی حاکمیت تنها یک «احتمال» است و نه یک «استراتژی»؛ و یک سیاست جدی در قبال ایران باید بر مبنای مسائلی شکل بگیرد که واشنگتن واقعاً توانایی اثرگذاری و برنامهریزی بر روی آنها را دارد، نه بر اساس امید به نتیجهای سیاسی که زمانبندی، سازوکار و پیامدهای آن اساساً غیرقابلپیشبینی است.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2098149988257980856
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
A war that did not bring down the Iranian regime.
A war that did not resolve the Iranian nuclear challenge, as the continuing uncertainty surrounding activities at Pickaxe mountain makes painful…
A war that did not resolve the Iranian nuclear challenge, as the continuing uncertainty surrounding activities at Pickaxe mountain makes painful…
روزنامه عبریزبان «معاریو» در گزارشی پیرامون تحولات اخیر منطقه عنوان کرده است که ایالات متحده به کشورهای همسایه رژیم صهیونیستی هشدار داده تا خود را برای یک تشدید تنش بیسابقه و گسترده آماده کنند.
بر اساس این ارزیابیها، در سایه افزایش گمانهزنیها و افشای اطلاعاتی مبنی بر احتمال آغاز مجدد درگیریهای نظامی با تهران، این نگرانی عمیق در منطقه شکل گرفته است که هرگونه رویارویی جدید صرفاً به ایران محدود نخواهد شد و به طور همزمان جبهههای متعددی را شعلهور خواهد ساخت.
این نشریه با اشاره به تحولات چشمگیر در جنوب لبنان، یمن و دریای سرخ و همچنین فشارهای وارد بر تنگه بابالمندب، تصریح میکند که واشنگتن در بحبوحه شرایط حساس سیاسی پیش از انتخابات میاندورهای خود، به شدت در تلاش است تا بدون از دست دادن کنترل اوضاع، از کشیده شدن به یک جنگ فراگیر منطقهای جلوگیری نماید؛ جنگی که میتواند به یک واکنش زنجیرهای مهارنشدنی توسط نیروهای همپیمان ایران در جبهههای مختلف منجر شود.
این رسانه در بخش دیگری از تحلیل خود به تکاپوی فزاینده دیپلماتیک برای مهار این بحران پرداخته و میافزاید که علیرغم به صدا درآمدن طبل جنگ، شماری از کشورهای عربی و در رأس آنها کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر قطر، عربستان سعودی و عمان، تلاشهای فشردهای را برای جلوگیری از وخامت اوضاع آغاز کردهاند.
این تحرکات که با میانجیگری بازیگرانی همچون پاکستان و ترکیه در حال پیگیری است، بر مهار تنشها، احیای مسیر مذاکرات میان واشنگتن و تهران و حفظ تفاهمنامههای پیشین متمرکز است تا از انسداد کامل پنجره دیپلماسی جلوگیری به عمل آید.
بنا بر این گزارش، محرک اصلی این تکاپو، هراس شدید از انباشت سریع و غیرقابل جبران خسارات اقتصادی و امنیتی، اعم از فلج شدن تجارت بینالمللی، اختلال در شریانهای انرژی و هوانوردی و همچنین فروپاشی ثبات داخلی کشورهای منطقه در صورت گشایش همزمان چند جبهه است؛ وضعیتی که نشان میدهد اگرچه هنوز دیپلماسی در جریان است، اما دستگاههای امنیتی و نظامی منطقه نیز همزمان خود را برای سناریوی تاریکِ شکست این مذاکرات مهیا کردهاند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1365532
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این ارزیابیها، در سایه افزایش گمانهزنیها و افشای اطلاعاتی مبنی بر احتمال آغاز مجدد درگیریهای نظامی با تهران، این نگرانی عمیق در منطقه شکل گرفته است که هرگونه رویارویی جدید صرفاً به ایران محدود نخواهد شد و به طور همزمان جبهههای متعددی را شعلهور خواهد ساخت.
این نشریه با اشاره به تحولات چشمگیر در جنوب لبنان، یمن و دریای سرخ و همچنین فشارهای وارد بر تنگه بابالمندب، تصریح میکند که واشنگتن در بحبوحه شرایط حساس سیاسی پیش از انتخابات میاندورهای خود، به شدت در تلاش است تا بدون از دست دادن کنترل اوضاع، از کشیده شدن به یک جنگ فراگیر منطقهای جلوگیری نماید؛ جنگی که میتواند به یک واکنش زنجیرهای مهارنشدنی توسط نیروهای همپیمان ایران در جبهههای مختلف منجر شود.
این رسانه در بخش دیگری از تحلیل خود به تکاپوی فزاینده دیپلماتیک برای مهار این بحران پرداخته و میافزاید که علیرغم به صدا درآمدن طبل جنگ، شماری از کشورهای عربی و در رأس آنها کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر قطر، عربستان سعودی و عمان، تلاشهای فشردهای را برای جلوگیری از وخامت اوضاع آغاز کردهاند.
این تحرکات که با میانجیگری بازیگرانی همچون پاکستان و ترکیه در حال پیگیری است، بر مهار تنشها، احیای مسیر مذاکرات میان واشنگتن و تهران و حفظ تفاهمنامههای پیشین متمرکز است تا از انسداد کامل پنجره دیپلماسی جلوگیری به عمل آید.
بنا بر این گزارش، محرک اصلی این تکاپو، هراس شدید از انباشت سریع و غیرقابل جبران خسارات اقتصادی و امنیتی، اعم از فلج شدن تجارت بینالمللی، اختلال در شریانهای انرژی و هوانوردی و همچنین فروپاشی ثبات داخلی کشورهای منطقه در صورت گشایش همزمان چند جبهه است؛ وضعیتی که نشان میدهد اگرچه هنوز دیپلماسی در جریان است، اما دستگاههای امنیتی و نظامی منطقه نیز همزمان خود را برای سناریوی تاریکِ شکست این مذاکرات مهیا کردهاند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1365532
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
אחרי אזהרת ארה"ב מהסלמה: אזעקות הופעלו בסעודיה - פיצוצים נשמעו באיראן
על רקע החשש מחידוש המלחמה עם איראן, מדינות במפרץ פועלות לבלום הידרדרות אזורית. לפי דיווחים, וושינגטון ביקשה ממדינות באזור להיערך לתרחיש של לחימה בכמה חזיתות במקביל
بر اساس تحلیل یوآو لیمور، کارشناس و نویسنده در نشریه «اسرائیل هیوم» تسلط انصارالله بر تنگه استراتژیک بابالمندب نه تنها به تجارت دریایی جهانی آسیب رسانده، بلکه جایگاه منطقهای ایران را نیز به شدت تقویت کرده است.
این تحلیلگر با اشاره به عقبنشینی ایالات متحده از درگیریها، خاطرنشان میسازد که دونالد ترامپ با کنارهگیری از نقش «پلیس جهانی» در آستانه انتخابات میاندورهای، عملاً متحدان واشنگتن را به حال خود رها کرده است.
به گفته وی، این رویکرد انفعالی، عربستان سعودی را در میان قدرتگیری انصارالله و ایران بدون توانمندیهای دفاعی کافی به شدت آسیبپذیر ساخته و ممکن است ریاض را به سوی نزدیکی به تهران یا تعمیق ائتلاف با کشورهایی نظیر ترکیه، پاکستان و قطر سوق دهد.
لیمور در ادامه تصریح میکند که اسرائیل نیز با وجود ترور برخی رهبران انصارالله در سال گذشته، در ارزیابی قدرت واقعی آنها دچار اشتباه محاسباتی شده و اکنون با درک این موضوع، باید خود را برای دور جدیدی از نبردها در این جبهه آماده سازد.
در بخش دیگری از این گزارش، لیمور ضمن واکاوی ابعاد دیگر این بحران منطقهای، تاکید میکند که نگرانی اصلی و عمده تلآویو همچنان معطوف به تحولات مرتبط با برنامه هستهای ایران و فعالیتهای مشکوک در تاسیسات زیرزمینی نزدیک نطنز است.
وی بیان میدارد که اسرائیل تمایل دارد به طور مستقل علیه ایران اقدام کند، اما انجام این کار بدون تایید صریح واشنگتن غیرممکن خواهد بود.
افزون بر این، این کارشناس با اشاره به انهدام زیرساختهای تونلی حزبالله در جنوب لبنان توسط ارتش اسرائیل، عدم واکنش به این عملیات را نشانهای از تمایل ضمنی آمریکا و لبنان برای تضعیف این گروه به منظور تسهیل ماموریت ارتش لبنان ارزیابی میکند.
در نهایت، لیمور با هشدار نسبت به شکلگیری یک «گلوله برفی خطرناک» ناشی از تحریمهای بینالمللی اخیر علیه اسرائیل و احتمال تشدید تنشها در مناطق حساس در ایام تعطیلات، از رهبران سیاسی انتقاد میکند که به جای مهار این بحرانهای فوری، تمام توان خود را صرف درگیریهای حزبی و رقابتهای مخرب داخلی کردهاند.
منبع:
http://israelhayom.com/2026/09/14/houthis-grow-stronger-as-trump-turns-his-back-on-us-allies/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این تحلیلگر با اشاره به عقبنشینی ایالات متحده از درگیریها، خاطرنشان میسازد که دونالد ترامپ با کنارهگیری از نقش «پلیس جهانی» در آستانه انتخابات میاندورهای، عملاً متحدان واشنگتن را به حال خود رها کرده است.
به گفته وی، این رویکرد انفعالی، عربستان سعودی را در میان قدرتگیری انصارالله و ایران بدون توانمندیهای دفاعی کافی به شدت آسیبپذیر ساخته و ممکن است ریاض را به سوی نزدیکی به تهران یا تعمیق ائتلاف با کشورهایی نظیر ترکیه، پاکستان و قطر سوق دهد.
لیمور در ادامه تصریح میکند که اسرائیل نیز با وجود ترور برخی رهبران انصارالله در سال گذشته، در ارزیابی قدرت واقعی آنها دچار اشتباه محاسباتی شده و اکنون با درک این موضوع، باید خود را برای دور جدیدی از نبردها در این جبهه آماده سازد.
در بخش دیگری از این گزارش، لیمور ضمن واکاوی ابعاد دیگر این بحران منطقهای، تاکید میکند که نگرانی اصلی و عمده تلآویو همچنان معطوف به تحولات مرتبط با برنامه هستهای ایران و فعالیتهای مشکوک در تاسیسات زیرزمینی نزدیک نطنز است.
وی بیان میدارد که اسرائیل تمایل دارد به طور مستقل علیه ایران اقدام کند، اما انجام این کار بدون تایید صریح واشنگتن غیرممکن خواهد بود.
افزون بر این، این کارشناس با اشاره به انهدام زیرساختهای تونلی حزبالله در جنوب لبنان توسط ارتش اسرائیل، عدم واکنش به این عملیات را نشانهای از تمایل ضمنی آمریکا و لبنان برای تضعیف این گروه به منظور تسهیل ماموریت ارتش لبنان ارزیابی میکند.
در نهایت، لیمور با هشدار نسبت به شکلگیری یک «گلوله برفی خطرناک» ناشی از تحریمهای بینالمللی اخیر علیه اسرائیل و احتمال تشدید تنشها در مناطق حساس در ایام تعطیلات، از رهبران سیاسی انتقاد میکند که به جای مهار این بحرانهای فوری، تمام توان خود را صرف درگیریهای حزبی و رقابتهای مخرب داخلی کردهاند.
منبع:
http://israelhayom.com/2026/09/14/houthis-grow-stronger-as-trump-turns-his-back-on-us-allies/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israel Hayom
Houthis grow stronger as Trump turns his back on US allies
Houthi takeover of Bab el-Mandeb strengthens Iran, leaves Saudi Arabia exposed and forces Jerusalem to prepare for renewed fighting.
تحلیلگران روزنامه جروزالم پست در یک ارزیابی راهبردی و امنیتی مدعی هستند که نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل با تغییر رویکرد خود نسبت به رویارویی با تهران، به دنبال اجرای یک طرح جامع و مشترک برای ایجاد شرایط فروپاشی حاکمیت از درون هستند.
بر اساس این گزارش، در دیدار اخیر بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در کاخ سفید، توافق شده است تا راهبردی مبتنی بر سه رکن اصلی شامل پشتیبانی از رهبری جایگزین، اجرای کمپینهای نفوذ هدفمند و عملیاتهای زمینی در دستور کار قرار گیرد، چرا که ارزیابیها نشان میدهد حملات هوایی به تنهایی برای دستیابی به این هدف کفایت نمیکند.
این روزنامه با اشاره به مسدود شدن صادرات نفت و چالشهای عمیق اقتصادی داخلی، ادعا میکند که علیرغم دستنخورده باقی ماندن تأسیسات هستهای زیرزمینی ایران، فشارهای فزاینده تهران را در یک روند فرسایشی قرار داده است.
در بخش دیگری از این تحلیل با پرداختن به مفهوم «بازی زمان» میان تهران و واشنگتن، تصریح شده است که ایالات متحده با اعمال فشار مضاعف بر خریداران نفت ایران در بازار سیاه نظیر چین و امارات متحده عربی، در تلاش است تا حلقه محاصره اقتصادی را به حداکثر برساند.
این گزارش خاطرنشان میسازد که در سایه این فشارهای بیسابقه، نهادهای امنیتی اسرائیل به شدت نگرانند که تهران برای خروج از این بنبست و تحمیل یک مذاکره محدود، دست به یک حمله نظامی غافلگیرانه بزند.
. در مقابل، تلآویو هشدار داده است که هرگونه اقدام نظامی با واکنش ویرانگر و نابودی زیرساختهای حیاتی و غیرقابل بازسازی ایران مواجه خواهد شد؛ وضعیتی پرالتهاب که به زعم این نشریه، موجب شده تا مقامات ارشد در تهران، از جمله مسعود پزشکیان، نسبت به ضرورت دستیابی به یک توافق دیپلماتیک پیش از تشدید غیرقابل کنترل بحرانها و تا زمانی که کشور توان ایستادگی دارد، ابراز تمایل کنند.
منبع:
https://www.jpost.com/middle-east/iran-news/article-908469
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش، در دیدار اخیر بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در کاخ سفید، توافق شده است تا راهبردی مبتنی بر سه رکن اصلی شامل پشتیبانی از رهبری جایگزین، اجرای کمپینهای نفوذ هدفمند و عملیاتهای زمینی در دستور کار قرار گیرد، چرا که ارزیابیها نشان میدهد حملات هوایی به تنهایی برای دستیابی به این هدف کفایت نمیکند.
این روزنامه با اشاره به مسدود شدن صادرات نفت و چالشهای عمیق اقتصادی داخلی، ادعا میکند که علیرغم دستنخورده باقی ماندن تأسیسات هستهای زیرزمینی ایران، فشارهای فزاینده تهران را در یک روند فرسایشی قرار داده است.
در بخش دیگری از این تحلیل با پرداختن به مفهوم «بازی زمان» میان تهران و واشنگتن، تصریح شده است که ایالات متحده با اعمال فشار مضاعف بر خریداران نفت ایران در بازار سیاه نظیر چین و امارات متحده عربی، در تلاش است تا حلقه محاصره اقتصادی را به حداکثر برساند.
این گزارش خاطرنشان میسازد که در سایه این فشارهای بیسابقه، نهادهای امنیتی اسرائیل به شدت نگرانند که تهران برای خروج از این بنبست و تحمیل یک مذاکره محدود، دست به یک حمله نظامی غافلگیرانه بزند.
. در مقابل، تلآویو هشدار داده است که هرگونه اقدام نظامی با واکنش ویرانگر و نابودی زیرساختهای حیاتی و غیرقابل بازسازی ایران مواجه خواهد شد؛ وضعیتی پرالتهاب که به زعم این نشریه، موجب شده تا مقامات ارشد در تهران، از جمله مسعود پزشکیان، نسبت به ضرورت دستیابی به یک توافق دیپلماتیک پیش از تشدید غیرقابل کنترل بحرانها و تا زمانی که کشور توان ایستادگی دارد، ابراز تمایل کنند.
منبع:
https://www.jpost.com/middle-east/iran-news/article-908469
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
The Jerusalem Post | JPost.com
Could Iran’s regime collapse? Inside the Israeli assessment of Tehran’s future - analysis
If Iran attacks, there will be no way back. Israel’s response, officials have indicated, would target critical national infrastructure that a collapsing regime would not be able to rebuild.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیراً تصاویری در شبکههای اجتماعی اردن منتشر شده که نشان میدهد لاشه چهار بالگرد بلکهاوک آمریکایی روی تریلی در حال جابجایی هستند؛ اما حقیقت این تصاویر چیست؟
در حقیقت این تصاویر مربوط به تلفات حمله ایران در جنگ ۴۰ روزه به پایگاه «موفق السلطی» است که طی آن ۴ بالگرد به کلی منهدم شده، ۸ جنگنده F-15 آسیب دیده و یک بال هواپیمای A-10 از بدنه جدا شده است.
در این حمله موشکی که خوابگاه نیروها را هدف قرار داد، ۳ سرباز آمریکایی در خواب کشته و ۴ تن دیگر مجروح شدند؛ عملیاتی که والاستریت ژورنال پیشتر جزئیاتی از آن افشا کرده و در آن گزارش گفته که ایران به لطف تصاویر ماهوارهای باکیفیت توانسته چین اقدامی را انجام دهد.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
در حقیقت این تصاویر مربوط به تلفات حمله ایران در جنگ ۴۰ روزه به پایگاه «موفق السلطی» است که طی آن ۴ بالگرد به کلی منهدم شده، ۸ جنگنده F-15 آسیب دیده و یک بال هواپیمای A-10 از بدنه جدا شده است.
در این حمله موشکی که خوابگاه نیروها را هدف قرار داد، ۳ سرباز آمریکایی در خواب کشته و ۴ تن دیگر مجروح شدند؛ عملیاتی که والاستریت ژورنال پیشتر جزئیاتی از آن افشا کرده و در آن گزارش گفته که ایران به لطف تصاویر ماهوارهای باکیفیت توانسته چین اقدامی را انجام دهد.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
❤1
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل، عضو غیرمقیم شورای اتلانتیک و از تحلیلگران و کارشناسان ارشد حوزه امنیت ملی، امور اطلاعاتی و مسائل خاورمیانه و ایران در تحلیل جدید خود در خصوص بحران یمن تأکید میکند که عربستان سعودی در حال حاضر با انتخابی میان «جنگ و صلح» روبهرو نیست، بلکه در برابر تصمیمی دشوار میان «دو شکست استراتژیک متفاوت» قرار گرفته است.
به باور این پژوهشگر شورای اتلانتیک، اگر ریاض بخواهد به تنشها پایان دهد، در عمل مجبور خواهد بود خواستههای محوری حوثیها را پذیرفته و محدودیتهای اعمالشده بر مناطق تحت کنترل آنان در یمن را برچیند.
سیترینوویچ معتقد است هرچند این اقدام میتواند به حملات پایان دهد، اما در مقابل، موجب تقویت اقتصادی و نظامی حوثیها شده، به رفتار متکی بر زور پاداش میدهد و عربستان را با رقیبی قدرتمندتر در مرزهای جنوبیاش مواجه میسازد.
در سوی دیگر این کارشناس امور اطلاعاتی عنوان میکند که اگر پادشاهی سعودی از پذیرش شروط حوثیها سر باز زند، ناچار است رویاروییای را ادامه دهد که بیشتر هزینههایش بر دوش خود اوست؛ بهویژه در شرایطی که کمتر شریک و متحدی تمایل دارد به نیابت از ریاض وارد جنگ با حوثیها شود.
سیترینوویچ با اشاره به تصاعدی بودن این هزینهها خاطرنشان میسازد که حملات حوثیها در کنار ضربات متحدان عراقیشان به زیرساختهای انرژی عربستان—از جمله خط لوله «شرق به غرب»—تداوم این مواجهه را به تهدیدی مستقیم برای منافع اقتصادی و ثبات راهبردی ریاض تبدیل کرده است.
این تحلیلگر برجسته، وضعیت موجود را یک «تله استراتژیک» برای عربستان میداند و تصریح میکند: انعطاف و امتیازدهی، تنها آرامشی کوتاهمدت را به قیمت مواجهه با تهدیدی بزرگتر در آینده میخرد و در مقابل، تشدید تنش اگرچه اعتبار امروز ریاض را حفظ میکند، اما خطر ورود به جنگی فرسایشی و پرهزینه را به همراه دارد که عربستان قادر به پیروزی قاطع در آن نیست.
پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیتملی در پایان یادآور میشود که هرچه عربستان این بار سنگین را بیشتر بهتنهایی دوش بکشد، حوثیها فرصت بیشتری مییابند تا از عدم تقارن بنیادی میان دو طرف بهرهبرداری کنند؛ چراکه ریاض در صورت تداوم بیثباتی، آسیبپذیری و داراییهای بهمراتب بیشتری برای از دست دادن دارد.
به عقیده وی، بدون مداخله و مشارکت گستردهتر بینالمللی، هیچ راه خروج کمهزینهای برای عربستان وجود ندارد و این کشور مجبور است میان «توانمندسازی حوثیها» یا «تحمل یک جنگ فرسایشی و بیانتها» دست به انتخابی تلخ بزند.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2099845044123455612
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
به باور این پژوهشگر شورای اتلانتیک، اگر ریاض بخواهد به تنشها پایان دهد، در عمل مجبور خواهد بود خواستههای محوری حوثیها را پذیرفته و محدودیتهای اعمالشده بر مناطق تحت کنترل آنان در یمن را برچیند.
سیترینوویچ معتقد است هرچند این اقدام میتواند به حملات پایان دهد، اما در مقابل، موجب تقویت اقتصادی و نظامی حوثیها شده، به رفتار متکی بر زور پاداش میدهد و عربستان را با رقیبی قدرتمندتر در مرزهای جنوبیاش مواجه میسازد.
در سوی دیگر این کارشناس امور اطلاعاتی عنوان میکند که اگر پادشاهی سعودی از پذیرش شروط حوثیها سر باز زند، ناچار است رویاروییای را ادامه دهد که بیشتر هزینههایش بر دوش خود اوست؛ بهویژه در شرایطی که کمتر شریک و متحدی تمایل دارد به نیابت از ریاض وارد جنگ با حوثیها شود.
سیترینوویچ با اشاره به تصاعدی بودن این هزینهها خاطرنشان میسازد که حملات حوثیها در کنار ضربات متحدان عراقیشان به زیرساختهای انرژی عربستان—از جمله خط لوله «شرق به غرب»—تداوم این مواجهه را به تهدیدی مستقیم برای منافع اقتصادی و ثبات راهبردی ریاض تبدیل کرده است.
این تحلیلگر برجسته، وضعیت موجود را یک «تله استراتژیک» برای عربستان میداند و تصریح میکند: انعطاف و امتیازدهی، تنها آرامشی کوتاهمدت را به قیمت مواجهه با تهدیدی بزرگتر در آینده میخرد و در مقابل، تشدید تنش اگرچه اعتبار امروز ریاض را حفظ میکند، اما خطر ورود به جنگی فرسایشی و پرهزینه را به همراه دارد که عربستان قادر به پیروزی قاطع در آن نیست.
پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیتملی در پایان یادآور میشود که هرچه عربستان این بار سنگین را بیشتر بهتنهایی دوش بکشد، حوثیها فرصت بیشتری مییابند تا از عدم تقارن بنیادی میان دو طرف بهرهبرداری کنند؛ چراکه ریاض در صورت تداوم بیثباتی، آسیبپذیری و داراییهای بهمراتب بیشتری برای از دست دادن دارد.
به عقیده وی، بدون مداخله و مشارکت گستردهتر بینالمللی، هیچ راه خروج کمهزینهای برای عربستان وجود ندارد و این کشور مجبور است میان «توانمندسازی حوثیها» یا «تحمل یک جنگ فرسایشی و بیانتها» دست به انتخابی تلخ بزند.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2099845044123455612
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
Saudi Arabia is not facing a choice between war and peace. It is facing a choice between two different strategic defeats.
If Riyadh wants to end the confrontation, it will effectively have to acc…
If Riyadh wants to end the confrontation, it will effectively have to acc…
یک کارشناس عرب در برنامه «محاولة فهم» شبکه الجزیره با تحلیل ظرفیتهای اقتصادی و ساختاری ایران تأکید کرد که مهار و محدودسازی ایران بهمراتب پیچیدهتر و دشوارتر از نمونههایی چون کوبا یا کره شمالی خواهد بود.
وی توضیح داد که اگرچه تحریمهای بینالمللی توانستهاند کوبا را در گوشهای محصور کرده و مانع پیشرفت آن شوند—هرچند این کشور همچنان پابرجا مانده—اما ایران از نظر مؤلفههای قدرت و ابعاد زیرساختی در سطحی کاملاً متفاوت قرار دارد.
به گفته این تحلیلگر، ایران با مساحتی بیش از ۱.۶۵ میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر، از ظرفیت سرزمینی و انسانی عظیمی برخوردار است. وی با اشاره به شاخصهای سلامت و سرمایه انسانی یادآور شد که حضور ۱۶۷ هزار پزشک در این کشور—بهطوری که به ازای هر هزار نفر یک پزشک وجود دارد—نشاندهنده سطح بالای توانمندیهای ساختاری و علمی در ایران است.
این کارشناس در ادامه افزود که برخلاف برخی دیدگاهها، ایران صرفاً یک کشور متکی به نفت نیست؛ بلکه از تولید ناخالص داخلی قابل توجه و اقتصادی متنوع در حوزههای صنعتی، کشاورزی و فناوری بهره میبرد.
به باور وی، فعالیت حجم عظیمی از کارخانهها و مراکز تولیدی، بهویژه در بخشهای وابسته به فناوریهای پیشرفته، قدرت مانور اقتصادی ویژهای به این کشور بخشیده است.
در نهایت، این تحلیلگر نتیجهگیری کرد که ترکیب همین ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، صنعتی و تکنولوژیک باعث میشود مهار ایران نسبت به الگوی کوبا یا کره شمالی بسیار سختتر باشد.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی توضیح داد که اگرچه تحریمهای بینالمللی توانستهاند کوبا را در گوشهای محصور کرده و مانع پیشرفت آن شوند—هرچند این کشور همچنان پابرجا مانده—اما ایران از نظر مؤلفههای قدرت و ابعاد زیرساختی در سطحی کاملاً متفاوت قرار دارد.
به گفته این تحلیلگر، ایران با مساحتی بیش از ۱.۶۵ میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر، از ظرفیت سرزمینی و انسانی عظیمی برخوردار است. وی با اشاره به شاخصهای سلامت و سرمایه انسانی یادآور شد که حضور ۱۶۷ هزار پزشک در این کشور—بهطوری که به ازای هر هزار نفر یک پزشک وجود دارد—نشاندهنده سطح بالای توانمندیهای ساختاری و علمی در ایران است.
این کارشناس در ادامه افزود که برخلاف برخی دیدگاهها، ایران صرفاً یک کشور متکی به نفت نیست؛ بلکه از تولید ناخالص داخلی قابل توجه و اقتصادی متنوع در حوزههای صنعتی، کشاورزی و فناوری بهره میبرد.
به باور وی، فعالیت حجم عظیمی از کارخانهها و مراکز تولیدی، بهویژه در بخشهای وابسته به فناوریهای پیشرفته، قدرت مانور اقتصادی ویژهای به این کشور بخشیده است.
در نهایت، این تحلیلگر نتیجهگیری کرد که ترکیب همین ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، صنعتی و تکنولوژیک باعث میشود مهار ایران نسبت به الگوی کوبا یا کره شمالی بسیار سختتر باشد.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Telegram
مشکات اندیشه
راه اندیشه بیهمراهان، ره به جایی نمیبرد. ما مشتاق شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایهای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir