مشکات اندیشه
804 subscribers
32 photos
37 videos
526 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
راس هریسون، کارشناس سیاست بین‌الملل و پژوهشگر سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه، در تازه‌ترین گزارش تحلیلی خود برای «مؤسسه خاورمیانه» این گزاره راهبردی را بسط می‌دهد که جنگ‌ها هیچ‌گاه صرفاً به پایان نمی‌رسند، بلکه در ساحت تفسیر، به دکترین‌های کلان امنیتی بدل می‌گردند.

وی در تبیین این دیدگاه، به جنگ دهه ۱۹۸۰ میلادی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که این نبرد—که با حمایت واشنگتن از دشمنان تهران همراه بود—سه آموزه تاریخی و تغییرناپذیر را در ادراک راهبردی جمهوری اسلامی نهادینه کرد.

به باور این تحلیلگر، تهران به این جمع‌بندی رسید که واشنگتن ذاتاً در پی تغییر نظام است، ایران در عرصه بین‌الملل در وضعیتی از «تنهایی استراتژیک» به سر می‌برد و در نهایت، بقای آن در گرو پرهیز از رویارویی عیان و مستقیم با آمریکا و اسرائیل است.

هریسون استدلال می‌کند که برونداد همین آموزه‌ها، رفتار چهار دهه گذشته ایران را در قالب استراتژی «تقابل غیرمستقیم و نامتقارن»، حمایت از شبکه متحدان منطقه‌ای همچون حزب‌الله و انصارالله، پیشبرد اهداف هسته‌ای و حفظ نگاهی کاملاً بی‌اعتماد به هرگونه ابتکار دیپلماتیک آمریکا، شکل داده است.

در بخش پایانی و نتیجه‌گیری این ارزیابی امنیتی، این پژوهشگر برجسته توجه سیاست‌گذاران را به تحولات اخیر معطوف ساخته و خاطرنشان می‌کند که جمهوری اسلامی با پشت سر گذاشتن دو نبرد جدید در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، در حال استخراج و تدوین آموزه‌های راهبردی نوینی است که بر بستر تجربیات پیشین آن انباشت می‌شوند.

هریسون صراحتاً به مقامات واشنگتن هشدار می‌دهد که باید با دقتی مضاعف و نگاهی موشکافانه این درس‌آموخته‌های تازه را رصد و واکاوی کنند.

از منظر وی، اهمیت حیاتی این مسئله در آنجاست که همین برداشت‌های جدید و ادراکات ناشی از رویارویی‌های اخیر، قطب‌نمای ژئوپلیتیک تهران را تنظیم کرده و معماری استراتژیک ایران را برای سال‌های متمادی پیش رو تعیین و هدایت خواهند کرد.

منبع:
https://mei.edu/commentary/the-iran-war-was-always-about-regime-change/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
3
دودی کوگان، تحلیلگر مسائل منطقه‌ای، در گزارش اخیر خود در روزنامه «اسرائیل هیوم»، این‌گونه استدلال می‌کند که با گذشت شش ماه از آغاز تهاجم نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، استراتژی واشنگتن برای فروپاشی ساختار سیاسی ایران با بن‌بست مواجه شده است.

وی با استناد به ارزیابی کارشناسانی نظیر صنم وکیل از مؤسسه چتم هاوس و سوزان مالونی از مؤسسه بروکینگز، بیان می‌دارد که اگرچه حملات نظامی به زیرساخت‌های دفاعی آسیب رساند، اما نه تنها به شورش مردمی یا سقوط حاکمیت منجر نشد، بلکه جمهوری اسلامی ایران از این کارزار قوی‌تر از گذشته بیرون آمده است.

بر اساس این گزارش، ناکامی در عرصه نظامی، دولت ترامپ را بر آن داشته است تا با آغاز کارزاری تحت عنوان «طرد اقتصادی» و به رهبری وزارت خزانه‌داری آمریکا، به جنگ تمام‌عیار مالی روی آورد. در این راستا، واشنگتن با اعمال محدودیت‌های شدید بر شبکه‌های بانکی مرتبط با ایران، نظیر شعبه بانک مصر در امارات و بانک ملی، به دنبال تسلیم کردن تهران است، هرچند که هدف نهایی این فشارها همچنان برای خود تحلیلگران آمریکایی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

این کارشناس در بخش دیگری از ارزیابی جامع خود به این موضوع می‌پردازد که با وجود فشارهای بی‌سابقه اقتصادی و همچنین ابهامات موجود پیرامون وضعیت جسمانی برخی مقامات ارشد از جمله آقای مجتبی خامنه‌ای در پی حملات، رهبران ایران با اتحادی مثال‌زدنی همچنان بر حفظ مواضع راهبردی خود از جمله کنترل بر تنگه هرمز پافشاری می‌کنند.

وی خاطرنشان می‌سازد که مقامات ارشد تهران، از جمله رئیس‌جمهور و رئیس مجلس، مسیر دیپلماسی و بازگشت به تفاهم‌نامه‌های پیشین را پیگیری می‌کنند؛ هرچند که رئیس‌جمهور آمریکا پیش‌تر این توافقات را باطل اعلام کرده است.

کوگان در نهایت چنین نتیجه‌گیری می‌کند که وضعیت کنونی به یک بن‌بست خطرناک تقلیل یافته است؛ جایی که تشدید تحریم‌ها به جای وادار ساختن حکومت به تسلیم، صرفاً بار سنگینی بر دوش غیرنظامیان ایرانی تحمیل کرده و دورنمای استراتژی ایالات متحده را در برابر تاب‌آوری ساختار سیاسی ایران، بیش از پیش مبهم ساخته است.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/29/six-months-into-iran-war-regime-survives-as-us-strategy-stalls/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2🤣1
کاترین تامپسون، پژوهشگر ارشد مطالعات دفاعی در موسسه کیتو، در تحلیل خود با هشدار نسبت به رویکردهای نظامی واشنگتن تاکید می‌کند که بحران کنونی کمبود مهمات در ایالات متحده، بیش از آنکه صرفاً پیامد جنگ با ایران یا کمک ۶۷ میلیارد دلاری به اوکراین باشد، ریشه در تعهد بیش از حد آمریکا به دفاع از سایر کشورها و فقدان اولویت‌بندی استراتژیک دارد.

این کارشناس با اشاره به تخلیه ۸۰ درصدی موجودی سامانه‌های تاد و کاهش ۵۰ درصدی رهگیرهای پاتریوت و موشک‌های دوربرد تاماهاک، استدلال می‌کند که تزریق بودجه‌های نجومی نظیر بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری و ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای جنگ ایران، نمی‌تواند به سرعت بر محدودیت‌های فیزیکی زنجیره تولید غلبه کند و جایگزین فقدان یک استراتژی منسجم شود.

در واقع، پیام اصلی و هدف نهایی وی از این ارزیابی، درخواست صریح از کنگره آمریکاست تا با کنار گذاشتن اعتماد به نفس کاذب، پیش از تصویب هرگونه بودجه جدید، محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای برای محافظت از منابع تسلیحاتی وضع کرده و واشنگتن را وادار سازد تا به جای تقلا برای حضور در چندین جبهه همزمان، توان محدود خود را بر اولویت اصلی استراتژیک آمریکا، یعنی بازدارندگی در منطقه هند-آرام متمرکز کند.

منبع:
https://www.cato.org/commentary/us-munitions-crisis-goes-back-further-iran

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
«عبدالرحمن الراشد»، کارشناس، تحلیلگر و سردبیر پیشین روزنامه «الشرق الأوسط»، در یادداشتی تحلیلی در این نشریه به بررسی رویکرد متمایز پکن در خاورمیانه پرداخته و بیان می‌کند که پکن به‌ عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت از دو کشور ایران و عربستان، بیش از هر قدرت دیگری در جهان دغدغه امنیت انرژی و دریانوردی در این منطقه را دارد.

این تحلیلگر سعودی ضمن مقایسه سیاست‌های چین و ایالات متحده، خاطرنشان می‌سازد در حالی که واشنگتن امروزه به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت بدل شده و نیازی به انرژی خلیج فارس ندارد، پکن با وجود وابستگی شدید به این منابع، سیاست‌هایی کاملاً متفاوت از آمریکا اتخاذ کرده و از ایفای نقش به‌ عنوان حامی نظامی منافع خود امتناع می‌ورزد.

بر اساس ارزیابی‌های وی، ناوگان‌های عظیم تجاری و نظامی چین ترجیح می‌دهند در مواجهه با تنش‌های منطقه‌ای نظیر رویارویی‌های ایران و آمریکا یا تهدیدات انصارالله در خلیج عدن، وارد هیچ‌گونه درگیری نشوند.

الراشد استدلال می‌کند که سیاست فعلی چین، همزیستی با هژمونی آمریکا و بهره‌برداری رایگان از چتر امنیتی واشنگتن برای عبور امن محموله‌های انرژی است؛ چرا که اولویت‌های ژئوپلیتیک پکن در حال حاضر معطوف به مناطقی چون تایوان و دریاهای پیرامونی خود بوده و ترجیح می‌دهد با اتخاذ یک موضع خنثی و متناقض، همزمان شریک تجاری تمامی طرف‌های متخاصم منطقه باقی بماند.

در بخش دیگری از این گزارش، تحلیلگر مذکور با نگاهی به آینده، پیش‌بینی می‌کند که این بی‌طرفی مبهم و خسته‌کننده چین در منطقه پایدار نخواهد بود و با گسترش و تداخل منافع کلان این کشور، پکن ناگزیر به تغییر رویه خواهد شد.

وی در ادامه تحلیل خود تصریح می‌کند که چین در درازمدت همان استراتژی قدرت‌های بزرگ پیشین نظیر بریتانیا و آمریکا را در پیش خواهد گرفت و با ساخت ناوگان‌های بزرگ‌تر، تاسیس پایگاه‌های نظامی (همان‌گونه که در جیبوتی آغاز کرده است) و انعقاد پیمان‌های دفاعی، جای خالی نیروهای آمریکایی را پر خواهد کرد.

به عقیده این مقام رسانه‌ای، اگرچه تهران، پکن را تنها متحد خود می‌داند و چین نیز در حال حاضر به‌صورت پنهانی و محدود، بدون به چالش کشیدن علنی تحریم‌های آمریکا، به ایران کمک می‌کند، اما کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز توانسته‌اند با ایجاد روابط مبتنی بر منافع کلان، مواضع پکن را تا حد زیادی به سمت خود متمایل یا دست‌کم خنثی سازند.

وی در نهایت نتیجه‌گیری می‌کند که طولانی شدن و گسترش دایره بحران‌های خاورمیانه، آزمونی جدی برای سیاست‌های محافظه‌کارانه چین خواهد بود و این امپراتوری نوظهور را مجبور خواهد کرد تا دیر یا زود پرده از چهره بی‌طرفانه خود بردارد و به‌سوی یک انحطاب و صف‌بندی مشخص‌تر حرکت کند.

منبع:
https://aawsat.com/%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%A3%D9%8A/5312523-%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D9%8A%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D9%88%D8%A5%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1😐1
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
لقا مکی تحلیلگر عراقی‌الاصل الجزیره در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت که تلاش‌ها برای احیای مسیر دیپلماتیک در رویارویی با ایران، با موافقت یا درخواست دولت ترامپ در جریان است، اما وی معتقد است واشنگتن این روند را صرفاً برای وقت‌کشی می‌خواهد و نه هیچ‌چیز دیگر.

​او در ادامه توضیح می‌دهد که توافق مدنظر آمریکا در واقع به معنای تسلیم شدن ایران است؛ اتفاقی که به خودی خود باعث سقوط نظام از درون می‌شود. با این حال، مکی تأکید می‌کند که چنین سناریویی رخ نخواهد داد، زیرا به باور او جناح تندرو و تصمیم‌گیر در ایران دقیقاً خواهان عکس این موضوع است؛ یعنی ترامپ تسلیم شود و دست‌خالی صحنه را ترک کند.

​این تحلیلگر شرایط فعلی را یک «معادله با حاصل‌جمع صفر» توصیف کرده و بر این باور است که شرایط از همان ابتدا نیز چنین بوده و به احتمال زیاد تمام پل‌های پشت سر عملاً سوخته‌اند.


​مکی ماه‌های پیش‌رو تا پایان سال را بسیار سرنوشت‌ساز ارزیابی کرده و پیش‌بینی می‌کند که اگر تغییر بنیادین و غافلگیرکننده‌ای در موضع یکی از طرفین رخ ندهد یا ایران برای شکستن این بن‌بست اقدام به تشدید تنش نظامی نکند، ترامپ پس از ۳ نوامبر این کار را انجام خواهد داد.

اما به گفته وی، این اقدام پایان درگیری نخواهد بود، بلکه در سال ۲۰۲۷ فصل جدیدی از آن را در داخل ایران آغاز خواهد کرد.

​او در پایان خاطرنشان می‌سازد که موفقیت یا شکست این روند نامشخص است، اما آنچه قطعیت دارد آسیب دیدن کشورهای منطقه از تمامی این گزینه‌هاست؛ مگر آنکه یک توافق متوازن و واقعی شکل بگیرد که به طور همزمان هم به جنگ و هم به آنچه وی مطالبات افراطی ایران می‌خواند، پایان دهد، احتمالی که وی آن را بسیار بعید و شاید غیرممکن می‌داند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
🤣1
انتقاد بی‌سابقه مشاور ولیعهد سعودی به رئیس امارات؛ القحطانی: بن‌زاید یک «رئیس باند» است تا رهبر یک کشور

سعود القحطانی، مشاور محمد بن سلمان (ولیعهد عربستان سعودی)، در اظهاراتی تند و بی‌سابقه، انتقادات شدیدی را متوجه شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی کرده و سیاست‌های منطقه‌ای وی را به شدت زیر سؤال برده است.

القحطانی در ابتدای سخنان خود با اشاره به آنچه «عقده حقارت ناشی از کوچکی کشور» در محمد بن زاید می‌خواند، اظهار داشت که دوران ریاست شیخ زاید (بنیان‌گذار امارات) که امارات در آن زمان جمعیت بسیار اندک داشت، به دلیل خردمندی رهبر خود که «حکیم عرب» نامیده می‌شد، از جایگاه و احترام ویژه‌ای در جهان عرب و منطقه خلیج فارس برخوردار بود.

این مقام سعودی تأکید کرد که اگر بن‌زاید این «عقده» را کنار بگذارد، امارات می‌تواند به همان دوران معتبر گذشته بازگردد.

این مقام سعودی در ادامه ضمن متهم کردن رئیس امارات به جنگ‌افروزی، ادعا کرد که ائتلاف ابوظبی با بنیامین نتانیاهو (که وی از او با لحنی تحقیرآمیز یاد کرد) با توهم تسلط بر غزه صورت گرفت، اما هیچ دستاوردی برای این کشور به همراه نداشت. القحطانی همچنین بن‌زاید را عامل اصلی تحریک و شعله‌ور کردن تنش‌ها با ایران دانست.

وی با اشاره به دخالت‌های ابوظبی در سایر کشورهای عربی و آفریقایی افزود که تلاش‌های امارات برای نفوذ در سودان از طریق حمایت از شبه‌نظامیانی چون (حمیدتی) و تلاش برای انضمام این کشور به امارات، کاملاً با شکست مواجه شده است.

به گفته او، ائتلاف با افرادی نظیر حمیدتی در سودان و عیدروس (الزبیدی) در یمن، به معنای هم‌پیمانی با «رؤسای باندهای تبهکار و پست‌ترین افراد» است.

القحطانی در اظهاراتی تند خطاب به بن‌زاید گفت که او اکنون بیشتر شبیه به یک «رئیس باند تبهکار» عمل می‌کند تا رهبر یک دولت.

مشاور ولیعهد سعودی با ابراز تأسف نسبت به پیامدهای این سیاست‌ها برای شهروندان اماراتی، تصریح کرد که تمامی این اقدامات نسنجیده دودش به چشم مردم این کشور رفته است.

وی خاطرنشان کرد: «مردم امارات که روزگاری در کشورهای عربی و جهان مورد تکریم بودند و به آن‌ها احترام گذاشته می‌شد، اکنون در خارج از کشور با واکنش‌های منفی و سخنانی مواجه می‌شوند که در تاریخ خود هرگز نشنیده بودند.» به گفته وی، تمامی پروژه‌های منطقه‌ای بن‌زاید با شکست مطلق روبه‌رو شده است.

القحطانی در بخش دیگری از اظهاراتش، بن‌زاید را به «فساد در زمین» و ریختن خون بی‌گناهان متهم کرد و گفت که جنگ او علیه گروه‌هایی نظیر اخوان‌المسلمین نه تنها سودی نداشته، بلکه باعث شده تا آن‌ها امروز قوی‌تر از گذشته بازگردند.

وی با زیر سؤال بردن منابع مالی امارات، ادعا کرد که این امپراتوری مالی از طریق «پول‌های مشکوک، پناه دادن به قاچاقچیان مواد مخدر، پول‌شویی‌های ناشی از جنگ روسیه و اوکراین و همچنین قمار» به دست آمده است.

به گفته او، این ثروت بادآورده که با حجم و جمعیت امارات همخوانی ندارد، بن‌زاید را به توهم توسعه‌طلبی و رهبری پوشالی مبتلا کرده است که در نهایت به ویرانی کشورش منجر خواهد شد. وی به بن‌زاید توصیه کرد که دست از این اقدامات بردارد و به آغوش برادران خود در شورای همکاری خلیج فارس بازگردد که جز خیر و صلاح او را نمی‌خواهند.

در پایان، القحطانی با لحنی گزنده به روابط امارات و مصر پرداخت و مدعی شد که بن‌زاید، عبدالفتاح السیسی (رئیس‌جمهور مصر) را به استیصال کشانده و او را همچون «دانش‌آموزی ترسان» در برابر خود مطیع کرده است.

وی افزود که رئیس امارات با سوءاستفاده از این وضعیت، اراضی، سواحل و بنادر مصر را خریداری کرده است. با این حال، القحطانی هشدار داد که حکومت السیسی دائمی نخواهد بود و او نمی‌تواند مصر را برای همیشه در اختیار امارات قرار دهد.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2👍1
مکس بلومنتال، وبلاگ‌نویس مشهور آمریکایی و فرزند سیدنی بلومنتال، مشاور سابق دولت بیل کلینتون، اخیراً در گفتگویی مفصل با تحلیل وضعیت سیاسی ایران و تحولات اخیر خاورمیانه، بر این باور است که جریان‌های اپوزیسیون خارج‌نشین و چهره‌های وابسته به آن، اعتبار خود را نزد بدنه جامعه ایران به کلی از دست داده‌اند.

این روزنامه‌نگار افشاگر آمریکایی با اشاره به مشاهدات خود از تجمعات سلطنت‌طلب‌ها در لس‌آنجلس تصریح می‌کند که انکار واقعیت‌ها و رویکردهای توهم‌آمیز، قشر خاصی از اپوزیسیون خارج از کشور را به شدیدترین شکل ممکن از جامعه واقعی ایران جدا کرده است؛ تا جایی که او رفتارهای این جریان را به رفتار گروه‌های افراطی تبعیدی کوبایی در ساختار قدرت آمریکا تشبیه می‌کند.

در بخش دیگری از این نشست، یک شهروند ۶۴ ساله ایرانی-آمریکایی که از دوسالگی در خارج از ایران زندگی کرده، از تجربیات متفاوت خود سخن می‌گوید. این زن ایرانی-آمریکایی یادآور شد که برخلاف تبلیغات مداوم علیه شرایط داخلی ایران و القای این تصور که حتماً باید از سلطنت‌طلبان یا پهلوی حمایت کرد، سفرش به ایران پس از ۳۵ سال، تصویر کاملاً متفاوتی را برایش رقم زده است. وی خاطرنشان کرد که علیرغم بازداشت کوتاهش توسط گشت ارشاد به دلیل عدم رعایت کامل پوشش، رفتار مسئولان و مردم عادی با او سراسر همراه با احترام و مهربانی بوده است. این شهروند در ادامه این پرسش را مطرح کرد که با توجه به این واقعیات، چگونه می‌توان افکار عمومی آمریکا و جامعه ایرانیان خارج از کشور را قانع کرد که واقعیت ایران با آنچه در رسانه‌های غربی تصویر می‌شود، فرسنگ‌ها فاصله دارد.

مدیر وب‌سایت گری زون در پاسخ به این پرسش، با یادآوری تجربه سفر شخصی‌اش به تهران اظهار داشت که او در طول سفر به مناطق مختلف شهر، مراکز خرید و ارتفاعات دربند و توچال، شاهد حیات شبانه پویا و برخورد بسیار صمیمی مردم بوده است.

بلومنتال تاکید می‌کند تصویری که از ایران ارائه می‌شود، شباهتی به فیلم‌های تبلیغاتیِ هالیوودی نظیر «بدون دخترم هرگز» ندارد؛ چرا که به گفته او، رویکرد حاکمیت در ایران به دلیل مواجهه با یک «جنگ موجودیتی»، بر ایجاد وحدت میان قشر سکولار و مذهبی متمرکز شده و قوانین مربوط به پوشش به شدت انعطاف‌پذیرتر از گذشته شده است. به اعتقاد این روزنامه‌نگار آمریکایی، اصلاحات واقعی در ایران تنها زمانی رخ خواهد داد که این کشور از زیر فشار پایگاه‌های نظامی آمریکا، تحریم‌های خفه‌کننده و تهدیدات بیرونی خارج شده و حاکمیت ملی آن کاملاً محترم شمرده شود.

این تحلیل‌گر برجسته آمریکایی با ارزیابی افول چهره‌های اپوزیسیون تصریح کرد فردی مانند مسیح علی‌نژاد که رسانه‌های غربی سعی داشتند او را نماد جنبش‌های داخل ایران نشان دهند، در تمام دوران کاری‌اش صرفاً یک «مهره و ابزار اطلاعاتی سازمان سیا» برای پیشبرد پروژه تغییر رژیم بوده است. به گفته بلومنتال، این چهره‌ها با اتخاذ مواضع جنگ‌طلبانه، دعوت ترامپ به دخالت نظامی و سپس عقب‌نشینی‌های خنده‌دار، پس از فروکش کردن موج‌های رسانه‌ای کارایی خود را برای شبکه‌هایی نظیر سی‌ان‌ان از دست دادند و به طور کامل بی‌اعتبار شدند.

منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=wyrm008uMtk

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
اسرائیل هیوم در گزارشی اختصاصی به نقل از ارزیابی‌های طبقه‌بندی‌شده پنتاگون آورده است که کارزار نظامی شش‌ماهه ایالات متحده علیه ایران، طبق هشدار صریح فرماندهان ارشد، به مرز «فشار بیش از حد و طولانی‌مدت» رسیده و توانمندی‌های دفاعی واشنگتن را در سایر جبهه‌های جهانی به شدت تضعیف کرده است.

بر اساس مستندات ارائه‌شده به پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، پافشاری دونالد ترامپ برای محاصره بنادر ایران و اعمال فشار جهت بازگشایی تنگه هرمز، موجب شده است تا بیش از ۵۰ هزار نیروی آمریکایی ماه‌ها در حالت آماده‌باش کامل باقی بمانند.

در این راستا، فرماندهان ارشد بخش‌های اروپا و جنوبی صراحتاً اعلام کرده‌اند که انتقال مداوم ناوها و هواپیماهای شناسا‌یی به منطقه تحت پوشش سنتکام، ظرفیت دفاع از سرزمین اصلی آمریکا و اجرای مأموریت‌های استراتژیک در دیگر نقاط جهان را با چالش جدی مواجه ساخته است.

در ادامه این گزارش و با استناد به داده‌های کتاب دستورات پنتاگون، تصریح شده است که نیروی دریایی آمریکا سنگین‌ترین فرسایش عملیاتی را تحمل کرده؛ تا جایی که طبق اظهارات بالاترین مقام نیروی دریایی، میزان آمادگی ناوگان ناوشکن‌های آمریکایی با کاهشی چشمگیر نسبت به پیش از جنگ، به حدود ۲۵ درصد رسیده است.

این مستندات تحلیلی هشدار می‌دهند که تمدید استقرار یگان‌های کلیدی مانند لشکر ۸۲ هوابرد و سامانه‌های پدافند موشکی پاتریوت تا سال ۲۰۲۷، علاوه بر مختل کردن فرآیند تعمیر و نگهداری تجهیزات حیاتی، آمادگی ارتش را در صورت بروز بحران‌های غیرمنتظره به خطر می‌اندازد.

در نهایت، گزارش مذکور نشان می‌دهد که علی‌رغم تأکید کاخ سفید بر روی میز بودن تمامی گزینه‌های نظامی، فرماندهان ارشد ارتش نسبت به تداوم ارسال نیرو و تجهیزات به عملیاتی که فاقد افق زمانی مشخص و استراتژی خروج شفاف است، شدیداً معترض و ابراز نگرانی کرده‌اند.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/30/us-commanders-warn-iran-campaign-has-been-too-much-for-too-long/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2🤣1🤨1
اجرای راهبرد چمن زنی علیه ایران کارآمد نخواهد بود

اریک گارتزکه، استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات صلح و امنیت در دانشگاه کالیفرنیا، در تحلیلی برای نشریه نشنال اینترست استدلال می‌کند که استراتژی جدید دولت دونالد ترامپ مبنی بر به راه‌اندازی کمپین « طرد اقتصادی» علیه تهران، راهبردی ناکارآمد و محکوم به شکست است.

وی با بهره‌گیری از رویکردی تحلیلی بیان می‌دارد که پس از ناکامی واشنگتن در تحمیل شکست نظامی به ایران، تغییر رویه به سوی سلاح‌سازی از اقتصاد بین‌الملل صرفاً بازتابی از نقاط ضعف ساختاری غرب و اعترافی ضمنی به اشتباه بودن استراتژی‌های پیشین است.

از دیدگاه این کارشناس، در حالی که ایالات متحده به دنبال یک پیروزی قاطع است، دغدغه اصلی تهران صرفاً بقای رژیم و جلوگیری از شکست است؛ هدفی که به آن‌ها اجازه می‌دهد با بهره‌گیری از اراده‌ای قوی‌تر در برابر برتری نظامی آمریکا، درگیری را به یک جنگ فرسایشی مبتنی بر تقابل اراده‌ها تبدیل کنند.

گارتزکه تأکید می‌کند که جنگ اقتصادی نیز به اندازه تقابل نظامی بی‌اثر خواهد بود، زیرا اقتصاد ایران پیش‌تر در اثر دهه‌ها تحریم آسیب جدی دیده است و از سوی دیگر، رهبران تهران نشان داده‌اند که فشارهای مالی بر شهروندانشان، آن‌ها را وادار به تسلیم در برابر خواسته‌های واشنگتن نخواهد کرد.

در بخش دیگری از این گزارش و با تبیین پیامدهای این بن‌بست استراتژیک، این تحلیلگر ارشد خاطرنشان می‌سازد که ایالات متحده اکنون ناخواسته در وضعیتی گرفتار شده است که در اصطلاح به آن استراتژی «چمن‌زنی» می‌گویند.

گارتزکه با ارجاع به این تاکتیک که پیش‌تر توسط اسرائیل در برابر دشمنان سازش‌ناپذیر به کار گرفته می‌شد، توضیح می‌دهد که واشنگتن به جای دستیابی به یک راهکار قطعی در میدان نبرد، به حملات دوره‌ای، مقطعی و محدود برای تضعیف توانمندی‌های ایران تن داده است و این امر به یک هنجار جدید در سیاست خارجی آمریکا تبدیل خواهد شد.

بر اساس این تحلیل، جنگ حاضر پیامدهای غیرقابل بازگشتی همچون تثبیت حق وتوی عملی تهران بر تنگه هرمز و تسریع جاه‌طلبی‌های هسته‌ای آن را به دنبال داشته و ترامپ نیز با وجود جستجو برای یافتن بهانه‌ای جهت اعلام پیروزی، راه خروج آسانی از این اشتباه بزرگ سیاست خارجی ندارد.

در نهایت، وی هشدار می‌دهد که این بحران‌های مستمر در خاورمیانه، بار دیگر تمرکز استراتژیک واشنگتن را از مهم‌ترین چالش سیاست خارجی آن یعنی چین منحرف ساخته است و نشان می‌دهد که بدون وجود اراده‌ای واقعی برای صلح، سیاست خارجی مبتنی بر خویشتن‌داری دست‌نیافتنی خواهد بود.

منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-mowing-the-lawn-isnt-a-winning-strategy-for-the-iran-war


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
باراک راوید، خبرنگار آکسیوس در گزارشی در کانال ۱۲ با استناد به اظهارات مقامات ارشد آمریکایی و منابع مطلع گزارش داد که دولت دونالد ترامپ در حال تدوین یک استراتژی جامع و فراگیر برای خاورمیانه در دوران پس از جنگ است.

به گفته این تحلیل‌گر، این طرح کلان که ترامپ در گفتگوهای محرمانه از آن تحت عنوان «اقدامی به‌مراتب بزرگ‌تر» یاد کرده، بر سه محور اصلی استوار است:

نخست، ایجاد یک آرایش امنیتی-منطقه‌ای برای مهار ایران با تکیه بر متحدان منطقه‌ای واشنگتن، به‌طوری که آمریکا در نقش ضامن امنیت و نه پلیس منطقه عمل کند؛

دوم، مختومه کردن پرونده‌های باز منطقه شامل اجرای مرحله بعدی طرح ترامپ برای غزه، نهایی‌سازی توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه و اجرای کامل توافق با لبنان؛

و سوم، گسترش پیمان‌های ابراهیم و شتاب‌بخشی به روند عادی‌سازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه تحلیل خود تصریح کرد که فرایند تدوین این استراتژی در قالب همکاری‌های بین‌سازمانی و جلسات تخصصی در واشنگتن پیگیری می‌شود و قرار است رونمایی از آن پس از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آمریکا انجام گیرد.

بر اساس این گزارش، بررسی‌های محافل تحلیلی نشان می‌دهد که کاخ سفید قصد دارد این طرح جامع منطقه‌ای را فارغ از نتایج انتخابات اسرائیل یا حتی وقوع بن‌بست سیاسی احتمالی در تل‌آویو به پیش ببرد تا با پیوند زدن پرونده‌های گوناگون خاورمیانه، نظم امنیتی جدیدی را بر پایه تضعیف ایران و توسعه همگرایی منطقه‌ای شکل دهد.

منبع:

https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-08e9ce6915d60a1027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
بر اساس پژوهش جدیدی که توسط پروفسور ایتای اتر، پروفسور نتای برگمان و دورون زمیر، از پژوهشگران دانشگاه تل‌آویو انجام شده و در پایگاه خبری کانال ۱۲ انعکاس یافته است، روند خروج پزشکان از اسرائیل طی سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ با جهش کم‌سابقه ۹۴ درصدی نسبت به دوره مشابه در دهه قبل مواجه شده است.

بر پایه داده‌های گردآوری‌شده از اداره مرکزی آمار و مرجع ثبت پروانه‌های پزشکی، در این بازه زمانی حدود ۱۳۷۰ پزشک برای مدتی بیش از یک سال سرزمین‌های اشغالی را ترک کرده‌اند که این میزان در مقایسه با آمار ۷۰۵ نفری دهه گذشته، ابعاد بی‌سابقه‌ای از فرار سرمایه‌های انسانی را در تمامی تخصص‌ها و مناطق، به‌ویژه در استان‌های تل‌آویو و مرکز، نشان می‌دهد.

همچنین ارزیابی‌ها حاکی از آن است که حتی با احتساب افراد بازگشته، خروج خالص سالانه پزشکان به میانگین ۲۵۵ نفر رسیده که پنج برابر نرخ دهه گذشته است و نظام درمانی را با بحران طولانی شدن صف‌های انتظار و افول کیفیت خدمات روبرو می‌سازد.

در همین راستا، تحلیل‌گران این گزارش با ابراز نگرانی از تعمیق این بحران خاطرنشان می‌کنند که برخلاف گذشته، خروج پزشکان دیگر محدود به دوره‌های آموزشی و پژوهشی موقت نیست، چرا که سهم پزشکان باسابقه و بالای ۴۵ سال از کل مهاجران به بالای ۲۰ درصد افزایش یافته است.

بر برآورد این پژوهش، بیشترین نرخ خروج در میان متخصصان اطفال، چشم، پوست و جراحی ثبت شده و در گروه سنی زیر ۶۰ سال، درصد خروج در برخی رشته‌ها نظیر چشم‌پزشکی و جراحی تا حدود ۹ درصد نیز بالغ می‌شود.

کارشناسان مذکور در نهایت هشدار می‌دهند که تداوم این روند نه‌تنها به کیفیت ارائه خدمات درمانی و سلامت عمومی آسیب‌های جدی وارد می‌کند، بلکه فرایند آموزش و تربیت نسل آینده پزشکان را نیز با چالش و اختلال ساختاری روبه‌رو خواهد ساخت.

منبع:

https://www.mako.co.il/news-lifestyle/2026_q3/Article-2f94e4f0b8370a1027.htm


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1🥱1
مایکل میلشتاین، پژوهشگر مرکز دایان در دانشگاه تل‌آویو، در گفتگو با رادیو ۱۰۳ اف‌ام که مشروح آن در روزنامه معاریو بازتاب یافته است، در ارزیابی جدید خود از شرایط منطقه‌ای تأکید می‌کند که جهان عرب با دقت و سطح درک بالایی تحولات سیاسی و امنیتی تل‌آویو را رصد می‌کند.

به گفته این کارشناس، آنچه در هفته‌های اخیر بیش از همه موجب تشویش فزاینده در میان کشورهای عربی شده، عادی‌سازی گفتمان «کوچ اجباری» در ادبیات سیاسی کنونی رژیم صهیونیستی است که در صورت عدم تغییر ساختار حاکمیتی، می‌تواند به یک سناریوی عملیاتی تبدیل شود.

وی همچنین با اشاره به التهابات کرانه باختری، اذعان می‌دارد که سیاست‌های تهاجمی طرف اسرائیلی عامل اصلی تشدید تنش‌ها در این منطقه است؛ موضوعی که حتی انتقادات بی‌سابقه سفیر آمریکا را به همراه داشته و هم‌زمان فلسطینی‌ها را به سمت بهره‌گیری از مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای پیشبرد راهبرد اعمال تحریم علیه این رژیم سوق داده است.

از سوی دیگر، عاموس هارئل، مفسر نظامی روزنامه هآرتص در بخش دیگری از این برنامه، به واکاوی استراتژی‌های داخلی بنیامین نتانیاهو پرداخته و معتقد است که بازگشت مجدد پرونده عملکرد وی در صبح روز هفتم اکتبر به صدر افکار عمومی، در واقع یک تاکتیک انحرافی از سوی خود اوست تا با سوءاستفاده از قدرت رقبایش، کنترل روایت‌ها را در آستانه انتخابات به دست گیرد.

این تحلیلگر برجسته نظامی در ادامه با هشدار نسبت به احتمال وقوع یک جنگ چندجبهه‌ای، تصریح می‌کند که ارتش پس از ضربات پیشین، هم‌اکنون در حال تمرین برای مقابله با چنین سناریوهای حساسی است.

هارئل در نهایت این برآورد را مطرح می‌سازد که با توجه به نبرد اقتصادی جاری، ایران ممکن است با تشدید عامدانه تنش‌ها و کشاندن اسرائیل به یک درگیری فراگیرتر، به دنبال اعمال فشار بر ایالات متحده جهت دستیابی به یک توافق باشد؛ شرایطی که به زعم کارشناسان، با توجه به زمان کوتاه ۵۰ روزه باقی‌مانده تا انتخابات، می‌تواند آبستن چالش‌ها و تغییرات چشمگیری باشد.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1363427


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1
تحلیل «نشنال اینترست» از چالش‌های فنی، مأموریت‌های طولانی‌مدت و عواقب فرسایش بدنه ناوهای نیروی دریایی ایالات متحده

پیتر سوچیو، کارشناس و تحلیل‌گر مسائل نظامی در نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» در تحلیلی جامع به بررسی علل فرسودگی چشمگیر و زنگ‌زدگی بدنه ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» هنگام پهلوگیری در بندر پاتایای تایلند پرداخته است.

بر اساس این گزارش، حضور این ناو غول‌پیکر با بدنه پوشیده از جلبک و زنگ‌زدگی پس از یک ماموریت طولانی ۲۸۵ روزه در خاورمیانه ـ که طی آن تنها دو روز را در بندر سپری کرده بود ـ موجی از واکنش‌ها را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برانگیخت.

در این میان، سکوت تأمل‌برانگیز دونالد ترامپ توجه کارشناسان را جلب کرده است؛ زیرا وی در بهار ۲۰۲۵ دستور مستقیمی برای برطرف‌کردن زنگ‌زدگی ناوگان آمریکا صادر کرده بود، بدون آنکه ماهیت ساختاری و اجتناب‌ناپذیر اکسیداسیون فلزات در آب‌های شور دریا را در نظر بگیرد.

در همین راستا، کارل شوستر، از کاپیتان‌های سابق نیروی دریایی آمریکا، با اشاره به ثبت رکورد طولانی‌ترین دوره حضور مداوم در دریا بدون پهلوگیری برای این ناو، تاکید می‌کند که بروز زنگ‌زدگی در خط آب برای شناوری که ده‌ها روز پیوسته در شرایط عملیاتی دریا حضور داشته، امری کاملاً طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است.

در ادامه این ارزیابی تخصصی، نویسنده با تشریح ابعاد فنی نگهداری شناورهای رزمی یادآور می‌شود که زدودن کامل زنگ‌زدگی نیازمند فرآیندی پیچیده و زیرساخت‌های خشک‌سنگ (دراک) است که تنها طی دوره‌های نگهداری و مدرن‌سازی برنامه‌ریزی‌شده (PIA و DPIA) با سندبلاست و رنگ‌آمیزی چندلایه محقق می‌شود.

بر پایه این تحلیل، اگرچه خدمه ناو و کارگران تایلندی در لنگرگاه پنج‌روزه پاتایا اقدام به لکه‌گیری اضطراری بخش‌های جلویی بدنه کردند، اما بازسازی کامل بدنه دست‌کم به یک ماه کار کارگاهی منسجم نیاز دارد.

گزارش مذکور در نهایت تصریح می‌کند که انتشار وسیع تصاویر بدنه فرسوده ناو در شبکه‌های اجتماعی، کنترل سنتی نیروی دریایی آمریکا بر تصویرسازی رسانه‌ای را تضعیف کرده و چالش مزمن فرسایش ناشی از آب‌های شور را برجسته ساخته است؛ معضلی مداوم که علاوه بر افت آمادگی رزمی، هزینه‌های نگهداری سنگینی را به بدنه نظامی آمریکا فرض کرده و حتی برگزاری همایش‌های تخصصی نظیر «مگاراست» را برای مهار آن ناگزیر ساخته است.

منبع:
https://nationalinterest.org/blog/buzz/uss-abraham-lincoln-rust-thailand-ps-090626


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1👍1👎1
دنی سیترینوویچ، کارشناس مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات و پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در واکنش به تشدید درگیری‌ها و حملات اخیر مرتبط با نفتکش‌ها، در حساب کاربری خود در ایکس نوشت:

مسئله تنگه هرمز راه‌حل نظامی ندارد و هر تلاش برای حل آن از مسیر نظامی، واشنگتن و تهران را به سمت چرخه‌ای از تشدید تنش سوق می‌دهد؛ چرخه‌ای که ممکن است در ادامه، کنترل آن برای دو طرف دشوارتر شود.

او معتقد است راهبرد «نفتکش در برابر نفتکش» نمی‌تواند ایران را به عقب‌نشینی وادار کند و احتمالاً در مقابل، با واکنش تلافی‌جویانه تهران مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که در نهایت می‌تواند دونالد ترامپ را بر سر یک دوراهی قرار دهد: تشدید قابل‌توجه درگیری یا یافتن راهی برای خروج از بحران.

سیترینوویچ در ادامه هشدار می‌دهد که وضعیت موجود ذاتاً بی‌ثبات است و این تصور که می‌توان فشار اقتصادی علیه ایران را برای مدت نامحدود ادامه داد، بدون آنکه آمریکا وارد یک رویارویی نظامی گسترده‌تر شود با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد.

از نگاه این تحلیلگر، ایران در برابر فشار مستمر واکنش نشان خواهد داد و هر دور تازه از اقدام، تلافی و ضدتلافی، ریسک بیشتری را متوجه بازارهای جهانی انرژی خواهد کرد. در چنین شرایطی، حتی ادامه حملات آمریکا به نفتکش‌های ایرانی نیز لزوماً مانع افزایش قیمت نفت نخواهد شد.

سیترینوویچ در جمع‌بندی تأکید می‌کند که اقدام نظامی ممکن است هزینه‌هایی را به تهران تحمیل کند، اما مسئله تنگه هرمز را حل نخواهد کرد. به اعتقاد او، بدون ایجاد یک مسیر دیپلماتیک معتبر برای خروج از بحران، فشار نظامی می‌تواند به چرخه‌ای از تشدید تنش تبدیل شود؛ چرخه‌ای که پایان مشخصی برای آن وجود ندارد.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2097407786825216024

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
رابین بروکس، پژوهشگر ارشد و بن هریس، مدیر مطالعات اقتصادی در مؤسسه بروکینگز، در تحلیل اخیر خود به بررسی روند کاهشی اثربخشی تحریم‌های ایالات متحده علیه ناوگان سایه نفتی روسیه پرداخته‌اند.

بر پایه این گزارش راهبردی، اگرچه تحریم‌های واشنگتن در گذشته به دلیل هراس از پیامدهای «تحریم‌های ثانویه» بسیار کارآمدتر از اقدامات مشابه بریتانیا و اتحادیه اروپا عمل می‌کرد، اما در شرایط کنونی این بازدارندگی با افت چشمگیری روبرو شده است.

این کارشناسان با اشاره به آمارهای تازه بیان می‌دارند که در حالی که متحدان اروپایی دامنه تحریم‌های خود را به بیش از ۶۰۰ نفتکش گسترش داده‌اند، فهرست ایالات متحده از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون روی عدد ۲۱۶ فروند ثابت مانده است. ارزیابی‌ها گواه آن است که عدم تمایل دولت کنونی آمریکا به اعمال قاطعانه تحریم‌های ثانویه سبب شده تا اثر روانی و ترسیم‌شده این محدودیت‌ها رنگ ببازد؛ به‌گونه‌ای که پس از یک افت ۸۰ درصدی و موفق در صادرات نفت روسیه از طریق این ناوگان در دوران پیشین، اکنون بار دیگر شاهد روند افزایشی انتقال محموله‌های نفتی از بنادر روسیه به بازارهای جهانی هستیم.

این تحلیلگران در بخش پایانی ارزیابی خود ضمن ارائه راهکارهایی برای برون‌رفت از این چالش، تأکید می‌کنند که تقویت جبهه مشترک تحریمی نیازمند دو اقدام فوری و هماهنگ از سوی واشنگتن است.

از دیدگاه آنان، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی خزانه‌داری آمریکا (اوفک) باید در گام نخست و به‌صورت یکجانبه، ۵۲۴ نفتکشی را که پیش‌تر از سوی اروپا و بریتانیا تحریم شده‌اند، به فهرست سیاه خود بیفزاید تا مسیرهای دور زدن سقف قیمتی گروه هفت مسدود گردد.

افزون بر این، نویسندگان گزارش استدلال می‌کنند که حاکمیت آمریکا باید سیاست تهدید به اعمال تحریم‌های ثانویه علیه شبکه‌های واسطه و نهادهای تسهیل‌گر تجارت نفت روسیه، به‌ویژه پالایشگاه‌های آسیایی را با قدرت بیشتری از سر بگیرد. به باور این پژوهشگران، الگوبرداری از رویه‌های پیشین در برخورد با نهادهای پالایشگاهی خریدار نفتِ تحت تحریم، می‌تواند بازدارندگی ازدست‌رفته را به ساختار تحریم‌های هدفمند بازگرداند و کارآمدی اهرم فشارهای اقتصادی را در برابر ناوگان سایه بازیابی کند.

منبع:
https://www.brookings.edu/articles/the-fading-efficacy-of-us-shadow-fleet-sanctions/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
سونی ثانگ، مفسر سیاسی و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک:

لیبی بالاترین سطح رفاه و استاندارد زندگی را در آفریقا داشت. سپس آن را «آزاد» کردند! حالا در این کشور بازارهای برده‌فروشیِ علنی وجود دارد. واقعا، به معنای واقعی کلمه، بازار برده‌فروشی؛ در سال ۲۰۲۶! کسانی که این «آزادسازی» را انجام دادند، نه تنها برنگشته‌اند که خرابی‌ها را جبران کنند، بلکه مشغول پیدا کردن کشور بعدی هستند که باید «آزاد» شود!
👍4
دنی سیترینوویچ متخصص مسائل امور امنیتی و پژوهشگر اندیشکده شورای اتلانتیک، در تحلیل اخیر خود استدلال می‌کند که جنگ اخیر نه توانست حکومت ایران را سرنگون کند و نه چالش هسته‌ای این کشور را حل‌وفصل نماید؛ موضوعی که ابهامات ادامه‌دار درباره فعالیت‌ها در «کوه کلنگ» آن را به شکلی دردناک نمایان می‌سازد.

وی در ادامه می‌افزاید که این جنگ حتی نتوانست ظرفیت ایران برای بازسازی زرادخانه موشک‌های بالستیکش را از بین ببرد یا به روابط تهران با انصارالله، گدوه‌های نظامی شیعه در عراق و حزب‌الله پایان دهد.

این پژوهشگر با لحنی انتقادی به تنها دستاوردی اشاره می‌کند که ظاهراً قرار است آن را جشن بگیریم: عبور حدود ۳۰ درصد از ترانزیت نفت از تنگه هرمز؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ اساساً باز و کاملاً امن بود. به اعتقاد او، این وضعیت نه تنها یک موفقیت راهبردی نیست، بلکه یک شکست استراتژیک تمام‌عیار محسوب می‌شود که در آن، دستاوردهای تاکتیکی و عملیاتی، هر روز بیشتر زیر سایه اهداف محقق‌نشده‌ی جنگ رنگ می‌بازند.

سیترینوویچ سپس این پرسش بنیادین را مطرح می‌کند که واشنگتن و تل‌آویو اکنون باید از خود بپرسند آیا واقعاً برای این چالش‌های کلان استراتژیک، راه‌حلی نظامی وجود دارد؟

از نگاه وی، پاسخ به این پرسش حیاتی است؛ زیرا اگر جمهوری اسلامی با پرونده هسته‌ای باز، ظرفیت دست‌نخورده‌ی تولید موشک، شبکه‌های منطقه‌ای فعال و تنگه هرمزی ناامن‌تر از قبل به بقای خود ادامه دهد، در آن صورت موقعیت راهبردی ما پس از جنگ حتی از زمان آغاز آن نیز وخیم‌تر خواهد بود.

این کارشناس مسائل امنیتی هشدار می‌دهد که تمامی این ناکامی‌ها، فارغ از در نظر گرفتن مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین پیامد این جنگ است: دگرگونی در دکترین نظامی و سیاسی درون خود ایران.

ارزیابی‌های او نشان می‌دهد ایرانی که از این جنگ بیرون می‌آید، تمایل بیشتری به ریسک‌پذیری و اقدام مستقیم دارد، کمتر دچار تردید می‌شود و رفتارهایش به‌طور بالقوه غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر شده است.

وی ضمن تایید اهمیت دستاوردهای عملیاتی، تاکید می‌کند که معیار نهایی سنجش جنگ‌ها، واقعیتِ راهبردی به‌جامانده از آن‌هاست. به گفته او، با در نظر گرفتن این معیار، موفقیت‌آمیز خواندن این کارزار نظامی روز به روز دشوارتر می‌شود.

پژوهشگر شورای آتلانتیک در بررسی احتمال فروپاشی حاکمیت ایران زیر بار فشارهای اقتصادی، تصریح می‌کند که اگرچه این امر ممکن است، اما هیچ‌کس با قطعیت از آن خبر ندارد. به عقیده او، نکته کلیدی دقیقاً همین‌جاست که نمی‌توان یک استراتژی را بر پایه نتیجه‌ای غیرقابل‌پیش‌بینی استوار کرد؛ چرا که این حاکمیت ممکن است ماه آینده، پنج سال دیگر یا دهه‌ها بعد سقوط کند.

در نهایت، نتیجه‌گیری صریح این تحلیلگر این است که فشارهای اقتصادی شاید صرفاً به تضعیف تهران منجر شود و در عین حال آن را ترغیب کند تا برای تحمیل هزینه به دشمنانش، تنش‌ها را در خارج از مرزها تشدید نماید. بنابراین، او تاکید می‌کند که فروپاشی حاکمیت تنها یک «احتمال» است و نه یک «استراتژی»؛ و یک سیاست جدی در قبال ایران باید بر مبنای مسائلی شکل بگیرد که واشنگتن واقعاً توانایی اثرگذاری و برنامه‌ریزی بر روی آن‌ها را دارد، نه بر اساس امید به نتیجه‌ای سیاسی که زمان‌بندی، سازوکار و پیامدهای آن اساساً غیرقابل‌پیش‌بینی است.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2098149988257980856

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
روزنامه عبری‌زبان «معاریو» در گزارشی پیرامون تحولات اخیر منطقه عنوان کرده است که ایالات متحده به کشورهای همسایه رژیم صهیونیستی هشدار داده تا خود را برای یک تشدید تنش بی‌سابقه و گسترده آماده کنند.

بر اساس این ارزیابی‌ها، در سایه افزایش گمانه‌زنی‌ها و افشای اطلاعاتی مبنی بر احتمال آغاز مجدد درگیری‌های نظامی با تهران، این نگرانی عمیق در منطقه شکل گرفته است که هرگونه رویارویی جدید صرفاً به ایران محدود نخواهد شد و به طور همزمان جبهه‌های متعددی را شعله‌ور خواهد ساخت.

این نشریه با اشاره به تحولات چشمگیر در جنوب لبنان، یمن و دریای سرخ و همچنین فشارهای وارد بر تنگه باب‌المندب، تصریح می‌کند که واشنگتن در بحبوحه شرایط حساس سیاسی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای خود، به شدت در تلاش است تا بدون از دست دادن کنترل اوضاع، از کشیده شدن به یک جنگ فراگیر منطقه‌ای جلوگیری نماید؛ جنگی که می‌تواند به یک واکنش زنجیره‌ای مهارنشدنی توسط نیروهای هم‌پیمان ایران در جبهه‌های مختلف منجر شود.

این رسانه در بخش دیگری از تحلیل خود به تکاپوی فزاینده دیپلماتیک برای مهار این بحران پرداخته و می‌افزاید که علی‌رغم به صدا درآمدن طبل جنگ، شماری از کشورهای عربی و در رأس آن‌ها کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر قطر، عربستان سعودی و عمان، تلاش‌های فشرده‌ای را برای جلوگیری از وخامت اوضاع آغاز کرده‌اند.

این تحرکات که با میانجی‌گری بازیگرانی همچون پاکستان و ترکیه در حال پیگیری است، بر مهار تنش‌ها، احیای مسیر مذاکرات میان واشنگتن و تهران و حفظ تفاهم‌نامه‌های پیشین متمرکز است تا از انسداد کامل پنجره دیپلماسی جلوگیری به عمل آید.

بنا بر این گزارش، محرک اصلی این تکاپو، هراس شدید از انباشت سریع و غیرقابل جبران خسارات اقتصادی و امنیتی، اعم از فلج شدن تجارت بین‌المللی، اختلال در شریان‌های انرژی و هوانوردی و همچنین فروپاشی ثبات داخلی کشورهای منطقه در صورت گشایش همزمان چند جبهه است؛ وضعیتی که نشان می‌دهد اگرچه هنوز دیپلماسی در جریان است، اما دستگاه‌های امنیتی و نظامی منطقه نیز همزمان خود را برای سناریوی تاریکِ شکست این مذاکرات مهیا کرده‌اند.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1365532

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis