مشکات اندیشه
804 subscribers
32 photos
37 videos
526 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
چرا سیستم حکمرانی در ایران با وجود شدت فشارها همچنان پابرجاست؟

«دنی زاکن»، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی، در گزارشی تحلیلی به بررسی کارزار تهدیدات اقتصادی دونالد ترامپ و اعمال تحریم‌های ثانویه علیه شرکای تجاری تهران پرداخته و خاطرنشان می‌کند که هدف اصلی این هشدارهای تند، توقف کامل همکاری‌های مالی و نفتی کشورهایی نظیر چین، روسیه، ترکیه و به ویژه امارات متحده عربی با ایران است.

وی در این گزارش با اشاره به تکذیبیه مقامات ابوظبی در خصوص ارائه هرگونه تسهیلات مالی به نهادهای ایرانی و توقف متعاقب تجارت میان دو کشور به دلیل تشدید تنش‌های منطقه‌ای، تصریح می‌کند که با توجه به پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول مبنی بر انقباض شدید اقتصاد ایران و سقوط بی‌سابقه ارزش ریال، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا صرفاً با اتکا به ابزار جنگ اقتصادی می‌توان نظام سیاسی حاکم بر ایران را با فروپاشی مواجه ساخت.

در پاسخ به این پرسش، «ساسون حداد»، کارشناس و پژوهشگر ارشد در «مؤسسه استراتژی و امنیت»، استدلال می‌کند که دلیل اصلی تاب‌آوری حاکمیت ایران، شکل‌گیری یک اقتصاد موازی و ضدتحریم است که به ساختار قدرت اجازه می‌دهد تا بسیار کندتر از اقتصاد عمومی کشور دچار فرسایش شود.

این تحلیلگر با استناد به کارکرد شبکه‌های پنهان دور زدن تحریم‌ها و پلتفرم‌های تبادل ارز دیجیتال، اذعان می‌دارد که حاکمیت از طریق این اقتصاد سایه، منابع مالی را به سمت هسته مرکزی خود هدایت کرده و ضمن فاصله گرفتن از رکود و آسیب‌های وارده بر اقتصاد مدنی، هزینه‌های لازم برای حفظ ائتلاف قدرت خود را تأمین می‌کند.

بر همین اساس، وی نتیجه‌گیری می‌کند که شاخص‌هایی چون افت تولید ناخالص داخلی یا تورم به تنهایی برای شکستن مقاومت ساختار سیاسی کافی نیستند و بروز چنین اتفاقی تنها مستلزم ترکیبی ویرانگر از قطع کامل درآمدهای نفتی، انسداد طولانی‌مدت ارزی، فلج شدن تجارت و در نهایت ایجاد شکاف در درون خود ائتلاف حاکمیت خواهد بود.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/21/iran-economy-collapse-uae-trump-sanctions-2026/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
معاریو در گزارشی درخصوص استراتژی نفوذ و بازی دوگانه قطر، به کالبدشکافی نقش محوری «شیخه موزه» پرداخته و هشدار می‌دهد که وی به عنوان معمار اصلی و مغز متفکر دیپلماسی پنهان دوحه عمل می‌کند.

بر اساس این ارزیابی راهبردی، شیخه موزه با مهندسی یک ویترین مدرن و بشردوستانه از طریق تزریق پول و نفوذ در محیط‌های آکادمیک و نهادهای غربی، در واقع سپر دفاعی و پوششی موجه برای تطهیر چهره قطر ساخته است تا در سایه این مشروعیت‌سازی، شبکه پیچیده حمایت از جریان‌های اسلام‌گرا نظیر اخوان‌المسلمین و حماس را در منطقه و جهان راهبری کرده و عمق استراتژیک دوحه را بدون پرداخت هزینه‌های مستقیم در مجامع بین‌المللی گسترش دهد.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1357629

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
به گزارش روزنامه «معاریو» به نقل از رسانه یونانی «پرو نیوز» تحلیلگران این پایگاه خبری در ارزیابی جدید خود سناریویی بی‌سابقه و تامل‌برانگیز از احتمال بروز درگیری نظامی میان اسرائیل و ترکیه در منطقه مدیترانه شرقی و کشیده شدن دامنه این تنش‌ها به شمال قبرس را مطرح کرده‌اند.

بر اساس این گزارش تحلیلی، در صورتی که تل‌آویو به این جمع‌بندی برسد که حضور نظامی آنکارا در این منطقه منافعش را به خطر می‌اندازد، ممکن است حملاتی پیش‌دستانه را علیه اهداف کلیدی ترکیه در شمال قبرس، از جمله فرودگاه «ارجان» و پایگاه دریایی مستقر در منطقه «گیرنه» (محل استقرار احتمالی ناوهای جنگی)، در دستور کار قرار دهد.

این رسانه ضمن تشبیه این سناریوی احتمالی به الگوی عملیاتی پیشین منتسب به اسرائیل در جریان هشت حمله هوایی به پایگاه «ابوالظهور» در استان ادلب سوریه، استدلال می‌کند که شیب صعودی این تقابل می‌تواند ارتباط تنگاتنگی با بهره‌برداری‌های سیاسی در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم صهیونیستی داشته باشد.

افزون بر این، در ادامه این ارزیابی مطبوعاتی این‌گونه استنتاج شده است که در صورت گسترش دامنه جنگ، آسیب‌ها صرفاً به اهداف متعلق به ترکیه محدود نخواهد ماند و حتی سامانه‌های پدافند هوایی گارد ملی قبرس، از جمله سیستم‌های دفاعی ساخت اسرائیل نظیر «باراک ام‌ایکس» نیز ممکن است در معرض خطر قرار گیرند.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1358405

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3
«دنی سیترینوویچ»، کارشناس ارشد مسائل اطلاعاتی و امنیت ملی خاورمیانه و پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) و شورای آتلانتیک، در تازه‌ترین ارزیابی راهبردی خود به بررسی پیامدهای محاصره و فشارهای اقتصادی علیه ایران پرداخته است. بر اساس تحلیل وی، اگرچه سیاست تحریم در اعمال فشار اقتصادی بر تهران موفق عمل می‌کند، اما نباید آن را به عنوان یک هدف نهایی یا راه‌حلی جادویی پنداشت؛ چرا که به باور او، این فشارها به هیچ وجه به تسلیم شدن ایران منجر نخواهد شد.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091103105421131931?s=20

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
عبدالرحمن الراشد، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سعودی، در یادداشتی تحلیلی بیان می‌کند که هشدارهای اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، مبنی بر اعمال بی‌سابقه‌ترین انزوای اقتصادی و سرنگونی نظام ایران، بسیار بیشتر از تهدیدات نظامی ترامپ، مقامات تهران از جمله محمدباقر قالیباف را نگران کرده است؛ زیرا به اذعان آن‌ها، قدرت نظامی در برابر گرسنگی و فروپاشی اقتصادی کارایی نخواهد داشت.

نویسنده با اشاره به اینکه این تهدیدات، چه به عنوان یک جنگ روانی و چه استراتژی واقعی، هشدارهای داخلی چهره‌هایی چون پزشکیان و خاتمی را در پی داشته است، توضیح می‌دهد که اکنون تقابلی جدی میان «سلاح تحریم‌های اقتصادی» آمریکا و «سلاح نفت» ایران شکل گرفته است.

وی در پایان مدعی شد که در حالی که تهران می‌کوشد با ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی خلیج فارس در آستانه انتخابات آمریکا، قیمت نفت را بالا برده و واشنگتن را تحت فشار قرار دهد، کشورهای عربی منطقه به‌ویژه عربستان سعودی با تداوم صادرات نفت و پذیرش خطرات آن، تلاش می‌کنند تا مانع از تسلیم شدن تیم مذاکره‌کننده ترامپ در برابر تهران و واگذاری امتیازات خطرناک ژئوپلیتیکی به ایران شوند.
@meshkatanalysis
👍1
بر اساس گزارش تحلیلی منتشر شده در «مجله المجلة»، نویسنده با بررسی درخواست‌های دولت آمریکا از حکومت جدید دمشق برای مداخله علیه حزب‌الله در لبنان، استدلال می‌کند که بازتولید سناریوهای مداخله‌جویانه دهه هفتاد میلادی در ساختار پیچیده امروز خاورمیانه بسیار پرمخاطره و دور از ذهن است.

این مقاله تصریح می‌کند که پیشبرد چنین طرحی با موانع جدی و چندلایه‌ای نظیر عدم تمایل ترکیه به درگیری مستقیم با ایران، حملات مستمر اسرائیل به زیرساخت‌های نظامی سوریه، و به ویژه تهدید قاطع تهران مبنی بر تغییر رویکرد به استراتژی تهاجمی و هدف قرار دادن مواضع استراتژیک در سوریه و عراق در صورت هرگونه اقدام علیه گروه‌های متحدش مواجه است.

در نهایت، نگارنده این‌گونه نتیجه‌گیری می‌کند که این تحولات صرفاً محدود به یک درگیری مرزی ساده نیست؛ بلکه سوریه را بار دیگر به کانون اصلی درگیری‌ها و رقابت‌های بین‌المللی برای بازطراحی خاورمیانه و از هم فروپاشیدن شبکه نفوذ منطقه‌ای تهران تبدیل کرده است.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

@meshkatanalysis
👍1
🔹تریتا پارسی:
ایالات متحده آمریکا با آگاهی کامل از این‌که تحریم‌ها محاسبات امنیتی ایران (حفظ غنی‌سازی به عنوان یک بازدارندگی هسته‌ای بالقوه) را تغییر نخواهد داد، ایران را تحریم کرد.

با این حال، دست به تحریم ایران زد زیرا نابودی اقتصاد این کشور تضمین می‌کرد که هیچ دولت دیگری وسوسه نشود مسیر ایران را به سمت بازدارندگی بالقوه هسته‌ای دنبال کند.

​امروزه، هدف ایران تنها دفع حمله آمریکایی-اسرائیلی نیست، بلکه نابودی هرچه بیشتر زیرساخت‌های امنیتی آمریکا است تا مطمئن شود کشورهای منطقه دیگر هرگز وسوسه نخواهند شد به چتر امنیتی آمریکا - یا هر دولت فرامنطقه‌ای دیگری - تکیه کنند.

https://fxtwitter.com/tparsi/status/2090913473421041765
@BetweenDichotomies
👍1
دنی سیترینوویچ، متخصص مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات (و پژوهشگر اندیشکده‌های INSS و شورای آتلانتیک) در ارزیابی اخیر خود استدلال می‌کند که ادعاهای دولت آمریکا در خصوص حجم نفت عبوری از تنگه هرمز را می‌توان اساساً از دو منظر متفاوت مورد تفسیر قرار داد.

در وهله نخست، او به این احتمال اشاره می‌کند که واشنگتن با هدف آرام کردن بازارهای انرژی، کاهش قیمت نفت و اثبات تسلط معنادار خود بر این آبراه، آمارها را به میزان قابل‌توجهی بزرگ‌نمایی کرده است. وی یادآور می‌شود که این ادعا در حالی مطرح می‌شود که ردیاب‌های مستقل دریایی در روزهای گذشته حجم به مراتب کمتری را گزارش داده‌اند.

از منظر اقتصادی، این کارشناس معتقد است که اگر ارقام ارائه شده توسط دولت دستکاری شده باشند، این تناقض در نهایت خود را در بازار فیزیکی نفت نشان خواهد داد. به گفته او، اگرچه واشنگتن می‌تواند در کوتاه‌مدت بر انتظارات و قیمت‌ها تأثیر بگذارد، اما قادر نیست میلیون‌ها بشکه نفتی را که هرگز به بازار جهانی نمی‌رسند، از هیچ خلق کند.

از سوی دیگر، سیترینوویچ سناریوی دوم را بسیار پیامددارتر می‌داند؛ اینکه آمارها تا حد زیادی دقیق باشند. به باور او، این بدان معناست که ایالات متحده موفق به ایجاد یک کریدور محافظت‌شده در جنوب شده که ایران تاکنون از مسدود کردن آن ناتوان بوده است.

وی می‌افزاید که این امر به منزله احیای قابل‌توجه ترافیک دریایی است که حجم آن را به آمار نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز (پیش از آغاز جنگ) می‌رساند.

در ادامه بررسی این سناریو، او خاطرنشان می‌سازد که صحت این آمار پرسش مهمی را درباره توانمندی‌های ایران مطرح می‌کند. به عقیده وی، هرچند تهران به حملات خود علیه کشتی‌های تجاری ادامه داده است، اما عبور موفقیت‌آمیز شمار زیادی از نفتکش‌ها از کریدور تحت حفاظت آمریکا نشان می‌دهد که ایران یا نخواسته و یا نتوانسته است این تحرکات خاص را در مقیاس وسیع مختل کند.

با این وجود، وی هشدار می‌دهد که این شرایط نباید لزوماً به عنوان پیروزی دائمی آمریکا در تنگه هرمز تلقی شود.
علاوه بر این، او استدلال می‌کند که اگر آمارهای آمریکا دقیق باشند، حتی ممکن است احتمال جستجوی روش‌های جدید از سوی ایران برای اختلال در این کریدور را افزایش دهند؛ روش‌هایی که هدفشان اثبات این موضوع است که واشنگتن نمی‌تواند همزمان با حفظ کارزار فشار گسترده خود علیه تهران، ترافیک دریایی را نیز عادی‌سازی کند.

در نهایت و به عنوان نتیجه‌گیری، این پژوهشگر تاکید می‌کند که پرسش استراتژیک واقعی این نیست که آیا ناوگان پنجم دریایی می‌تواند از تعداد قابل‌توجهی نفتکش برای چند هفته محافظت کند یا خیر؛ بلکه به باور او، مسئله اصلی این است که آیا ایالات متحده می‌تواند این سطح از حفاظت دریایی را به طور نامحدود حفظ کند، و اگر چنین است، این اقدام چه هزینه‌های نظامی، اقتصادی و تشدید تنشی در پی خواهد داشت.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091167671962267781

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏2
«امید شکری»، استراتژیست انرژی و مشاور سیاست خارجی، در تحلیل اخیر خود که در اندیشکده «انجمن خاورمیانه» منتشر شده است، ضمن بررسی توافق اخیر شرکت سعودی «اکو پاور» با ترکیه برای توسعه پنج گیگاوات انرژی تجدیدپذیر، استدلال می‌کند که نفوذ ریاض در آنکارا از طریق سرمایه‌گذاری‌های کلان زیرساختی در حال تعمیق است.

به گفته این کارشناس، اگرچه این سرمایه‌گذاری‌ها در ظاهر به ترکیه کمک می‌کند تا با جذب سرمایه جدید، به اهداف جاه‌طلبانه خود در زمینه انرژی‌های پاک دست یابد و وابستگی به سوخت‌های فسیلی وارداتی را کاهش دهد، اما در واقع با توجه به مالکیت ۴۴ درصدی «صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان» در شرکت اکوپاور، این تحرکات کاملاً در راستای استراتژی‌های کلان و دولتی ریاض تعریف می‌شود.

شکری بر این باور است که حضور بلندمدت شرکت‌های دارای پشتوانه مالی سعودی در بخش‌های مختلف تولید، ذخیره‌سازی و انتقال برق ترکیه، به آن‌ها جایگاهی ماندگار و قدرتمند برای اثرگذاری بر سیاست‌گذاری‌های انرژی، مقررات‌گذاری و طراحی مناقصه‌های آینده این کشور می‌بخشد.

این تحلیلگر در نهایت نتیجه‌گیری می‌کند که هرچند ترکیه در مقطع کنونی همچنان به گزینه‌های جایگزینی نظیر سرمایه‌گذاران داخلی، اروپایی و چینی دسترسی دارد، اما نیاز مبرم این کشور به تامین مالی سریع برای توسعه و نوسازی شبکه برق، مزیت قابل‌توجهی به نهادهای ثروتمند عربی داده است؛ مزیتی که در صورت درهم‌تنیدگی بیشتر سرمایه سعودی با سیستم انرژی ترکیه، می‌تواند نفوذ تجاری ریاض را به یک اهرم فشار قدرتمند دیپلماتیک و سیاسی تبدیل کرده و آنکارا را ناگزیر سازد تا حتی به قیمت چشم‌پوشی از سایر منافع دیپلماتیک، روابط حسنه خود را با عربستان حفظ کند.

منبع:
https://www.meforum.org/mef-observer/saudi-capital-turkish-power-riyadhs-growing-leverage-in-turkey

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2
«الکساندر لانگلوا»، تحلیلگر سیاست خارجی و پژوهشگر همکار در اندیشکده «اولویت‌های دفاعی»، در تحلیلی جامع استدلال می‌کند که تشکیل ائتلاف جدید دریایی ۱۵ کشوری توسط عربستان سعودی در دریای سرخ و همچنین پیمان نظامی سه‌جانبه اخیر ریاض با ترکیه و پاکستان، نشان‌دهنده یک گذار ژئوپلیتیک بنیادین در خاورمیانه از وابستگی مطلق به واشنگتن به سمت شکل‌گیری ترتیبات امنیتی منطقه‌محور است.

وی با اشاره به ناکامی فاجعه‌بار عملیات‌های نظامی اخیر آمریکا در تضعیف توانمندی‌های فزاینده جنبش انصارالله یمن که در واکنش به جنگ غزه و برای اعمال فشار اقتصادی بر اسرائیل ناوگان دریایی را هدف قرار داده‌اند، تصریح می‌کند که دیپلماسی تهاجمی و حضور نظامی نامحدود ایالات متحده نتیجه‌ای جز کشتار غیرنظامیان و شکست‌های استراتژیک برای واشنگتن در پی نداشته است.

این کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا ضمن بیان اینکه کشورهای عربی اکنون به این درک راهبردی رسیده‌اند که چتر امنیتی آمریکا نه تنها ضامن ثبات نیست بلکه آن‌ها را درگیر جنگ‌های ناخواسته‌ای به نفع واشنگتن و تل‌آویو و در تقابل با ایران و متحدانش در محور مقاومت می‌کند، این تغییر محاسبات متحدان سنتی در خلیج فارس را زنگ خطری جدی برای سیاستمداران آمریکایی می‌داند که باید از آن به عنوان فرصتی اجتناب‌ناپذیر برای خروج نظامی و پایان دادن به ماجراجویی‌های پرهزینه، بی‌ثبات‌کننده و مرگبار خود در خاورمیانه استفاده کنند.

منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/saudi-arabias-new-maritime-coalition-is-a-warning-for-the-us

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍31
مسئله‌ی امروزما فقر سرمایه انسانی یا فقدان نیروی متخصص نیست، بلکه «بحران شایسته‌سالاری» و سیطره‌ی شبکه‌های رانتی است. فاجعه دقیقا از جایی آغاز می‌شود که جایگاه‌های کلیدی، توسط حلقه‌ای بسته از افراد فاقد صلاحیت غصب شده که تنها مزیت رقابتی‌شان، وابستگی و روابط غیرشفاف است، نه تخصص و کارآمدی.

@meshkatanalysis
👍8👎1
دنی سیترینوویچ در تحلیلی در واکنش به اظهارات ترامپ که گفته بود اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است، یادآور شد که اگرچه اقتصاد ایران دچار بحران‌ها و مشکلات عمیقی شده، اما هنوز فاصله زیادی تا فروپاشی کامل دارد.

این پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی، همکار غیرمقیم شورای اتلانتیک و از کارشناسان برجسته حوزه خاورمیانه، امنیت ملی و امور اطلاعاتی با تاکید بر اینکه نباید رنج و فشارهای اقتصادی را با تسلیم استراتژیک اشتباه گرفت، خاطرنشان کرد که اگر دونالد ترامپ بر این باور باشد که فشارهای مضاعف، تهران را به تسلیم واداشته یا مجبور به پذیرش شروط آمریکا می‌کند، به‌زودی با محدودیت‌های آشکار این فرضیه مواجه خواهد شد.

به گفته این تحلیلگر ارشد، ایران همچنان از ظرفیت بالایی برای تحمیل هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی بر منافع آمریکا و متحدانش در منطقه خلیج فارس برخوردار است و بارها نشان داده که به جای تحمل انفعالی و بی‌انتهای فشارها، گزینه تشدید تنش را در دستور کار قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، سیترینوویچ معتقد است چنانچه اظهارات ترامپ درباره ضعف اقتصادی ایران، صرفاً با هدف زمینه‌سازی سیاسی جهت دستیابی به یک توافق و ادعای ورود به مذاکره از موضع قدرت باشد، می‌تواند روزنه‌ای برای دیپلماسی ایجاد کند.

وی تصریح می‌کند که تهران مایل به یافتن یک راهکار دیپلماتیک است، اما هرگز بر پایه تسلیم وارد معامله نخواهد شد؛ از این رو، هرگونه توافق احتمالی مستلزم آن است که واشنگتن مطالبات تهران را مبنی بر به‌رسمیت شناختن نقش ایران در مدیریت آینده تنگه هرمز بپذیرد.

در نهایت، این پژوهشگر برجسته هشدار می‌دهد بزرگ‌ترین خطر زمانی شکل می‌گیرد که واشنگتن خود در دام روایت‌های تبلیغاتی‌اش بیفتد.

به باور وی، اتخاذ سیاست بر پایه فرضیه موهوم «ایرانِ در حال فروپاشی و آمریکای پیروز»، فوق‌العاده ریسک‌پذیر است؛ زیرا ایران اگرچه آسیب دیده و تحت فشار شدیدی است، اما شکست نخورده و بیش از پیش تمایل دارد توانمندی‌های نظامی خود را به نمایش بگذارد.

او تاکید می‌کند که بی‌توجهی واشنگتن به این تمایز و واقعیت‌های میدانی، دیر یا زود به برخوردی سخت و بسیار پرهزینه میان واقعیت مجازی آمریکا و واقعیت‌های عینی خلیج فارس خواهد انجامید.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091873955535548422

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
اظهارات جدید اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا و نامیدن تحریم‌های جدید به
‌عنوان «عملیات طرد اقتصادی» برای قطع کامل شریان‌های مالی ایران، نشان‌دهنده ورود واشنگتن به فاز جدیدی از تهاجم همه‌جانبه اقتصادی است.

با این حال، پیامدهای این راهبرد را می‌توان در چهار محور روشن کرد:

۱_ ناکارآمدی در تغییر معادلات کلان؛
تشدید فشار حداکثری و تحریم‌های جدید، منجربه دگرگونی در وضعیت موجود یا تغییر رفتار منطقه‌ای و هسته‌ای تهران نخواهد شد. ابزار تحریم آمریکا به سقف اثربخشی ساختاری خود رسیده است.

۲_ فشار مستقیم بر معیشت و جامعه؛
تنها پیامد ملموس این تهاجم مالی همه‌جانبه، دور کردن بیش از پیش جامعه از آرمان‌های رفاهی و انباشت نارضایتی‌های اقتصادی است؛ امری که بیش از حاکمیت، معیشت مردم عادی را هدف قرار می‌دهد که مصداق بارز تروریسم اقتصادی است.

۳_ تغییر بازی از فاز اقتصادی به اهرم‌های نظامی؛
قرائن حاکی از آن است که ایران در برابر این محاصره مالی منفعل نخواهد ماند. احتمال بالایی وجود دارد که تهران جهت شکستن این حصر و تحمیل هزینه متقابل به واشنگتن، به اهرم‌های نظامی، بازدارندگی غیرمستقیم و افزایش تصعید متوسل شود.

۴_ وزن ژئوپلیتیک چین و روسیه؛
ادعای انزوای کامل تهران با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد. نقش راهبردی چین و روسیه در این مقطع، به عنوان کانال‌های تنفسی مالی و تجاری، مانع اصلی تحقق رویای واشنگتن برای به انزوا کشاندن کامل ایران است.

بیانیه بسنت بیش از آنکه نقشه‌راهی برای مهار نهایی ایران باشد، اعلام جنگ اقتصادی شدیدی است که نتیجه آن نه تسلیم تهران، بلکه سوق دادن منطقه به سمت دور تازه‌ای از تنش‌های نظامی و امنیتی غیرقابل‌پیش‌بینی خواهد بود./حسن حمزه

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
3
بر اساس تحلیل جامع منتشر شده در نشریه «اکونومیست» و با استناد به ارزیابی‌های تحلیلگرانی نظیر اسفندیار باتمانقلیچ از اندیشکده «بورس و بازار»، رویکرد ایالات متحده در قبال تهران پس از ناکامی در کارزارهای نظامی و دیپلماتیک، اکنون به سمت یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی تغییر مسیر داده است.

این گزارش حاکی از آن است که واشنگتن به رهبری دونالد ترامپ و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، قصد دارد با اعمال فشار حداکثری بر شرکای تجاری و شریان‌های بین‌المللی مالی ایران، اقتصاد این کشور را تحت برنامه‌ای با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» به زانو درآورد.

با این حال، تحلیلگران این نشریه بر این باورند که علی‌رغم چالش‌های جدی داخلی نظیر تورم ۸۸ درصدی، افت تاریخی ارزش پول ملی و کاهش شدید صادرات نفتی در پی محاصره تنگه هرمز، راهبرد تحریمی جدید آمریکا فاقد کارآمدی لازم و فوری برای فروپاشی ساختار اقتصادی ایران است؛ چرا که تداوم خرید گسترده نفت توسط قدرت‌هایی نظیر چین و همچنین شبکه‌های پیچیده و تو در توی تجارت در سایه ایران، اثرگذاری این تحریم‌ها را به شدت تضعیف کرده و تهدیدات واشنگتن را در کوتاه‌مدت بی‌اثر می‌سازد.

در بخش دیگری از این ارزیابی راهبردی و با تمرکز بر واکنش‌های داخلی، نویسندگان گزارش تصریح می‌کنند که مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران با وجود وقوف کامل بر تنگناهای معیشتی و نیاز مبرم به رشد اقتصادی، در برابر این تهدیدات مالی کاملاً تسلیم‌ناپذیر ظاهر شده و رویکرد جدید کاخ سفید را صرفاً یک کارزار تبلیغاتی تکراری می‌دانند.

بنا بر استدلال کارشناسان مستند در این مقاله، تهران با بهره‌گیری از اهرم‌های ژئوپلیتیک و نفوذ منطقه‌ای خود در قبال همسایگانی نظیر عراق و همچنین تسلط مستمر بر عبور و مرور در تنگه هرمز، نه تنها مرعوب این فشارهای فزاینده نشده است، بلکه ممکن است این اقدامات قهری اقتصادی را سندی بر شکست قطعی گزینه‌های نظامی آمریکا قلمداد کند.

در نهایت، این تحلیل با صراحت نتیجه‌گیری می‌کند که تکیه واشنگتن بر استراتژی خفه کردن اقتصاد ایران به جای مهار آن، نه تنها آمریکا را به اهداف نهایی خود یعنی تسلیم تهران نخواهد رساند، بلکه با توجه به تاب‌آوری شبکه‌های تجاری ایران، پتانسیل بالایی برای نتیجه معکوس داشته و می‌تواند به جسورانه‌تر شدن اقدامات ایران در سطح منطقه منجر شود.

منبع:
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/08/24/iran-will-be-able-to-shrug-off-americas-financial-threats

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3
«نیر دوری» تحلیلگر مسائل نظامی و امنیتی، در گزارشی برای کانال ۱۲ و با استناد به اطلاعات نشریه وال‌استریت ژورنال بیان می‌کند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، صراحتاً به واسطه‌ها اعلام کرده است که قصد بازگشت به توافق هسته‌ای اولیه با ایران را ندارد.

این گزارش در ادامه می‌افزاید که واشنگتن تصمیم دارد استراتژی موسوم به «دکترین خفگی اقتصادی» را دست‌کم تا زمان برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر ادامه داده و حتی تشدید کند تا کارآمدی این فشارها بر رفتار تهران را بسنجد.

بر اساس تحلیلی که در این گزارش ارائه شده، پرسش کلیدی پیش روی مقامات سیاسی و امنیتی این است که آیا انسداد تنگه هرمز و فشارهای مضاعف اقتصادی در نهایت ایران را وادار به عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای خود خواهد کرد یا اینکه این فشارهای سنگین نتیجه‌ای کاملاً معکوس به دنبال خواهد داشت.

این تحلیلگر همچنین به نقل از منابع مطلع خاطرنشان می‌سازد که تمایل شخصی ترامپ برای دست‌یابی به یک «پیروزی» در این کارزار، وضعیت دیپلماتیک را به مراتب پیچیده‌تر کرده است.

در بخش دیگری از این گزارش، کارشناس مذکور با اشاره به ارزیابی‌های صورت‌گرفته در سیستم امنیتی اسرائیل توضیح می‌دهد که قرار گرفتن ایران در تنگنا ممکن است این کشور را به انجام اقدامات نظامی علیه اهداف آمریکایی در خاورمیانه یا مواضع اسرائیلی سوق دهد؛ مسئله‌ای که موجب شده ارتش اسرائیل و ایالات متحده در راستای مقابله با هرگونه تنش، هماهنگی‌های عملیاتی و اطلاعاتی خود را به شکل چشمگیری افزایش دهند.

این گزارش در تکمیل مدعای خود به اظهارات «ددی بارنیا»، رئیس پیشین موساد، استناد می‌کند که ضمن ابراز خرسندی از اعمال تحریم‌ها، مدعی است این اقدامات تنها یک مرحله مقدماتی بوده و گریزی جز تشدید فشارهای اقتصادی، سیاسی و عملیاتی تا زمان فروپاشی نظام حاکم بر ایران وجود ندارد.

در نهایت، تحلیلگر این شبکه به نقل از بارنیا مدعی شده که مسئله ایران دیگر یک چالش محدود به اسرائیل نبوده و جهان در حال درک این واقعیت است که در صورت عدم مهار این وضعیت، پیامدهای آن در قالب توسعه موشک‌های بالستیک، سیاست‌های منطقه‌ای و سلاح‌های کشتار جمعی دامنگیر تمام کشورها خواهد شد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q3/Article-a5b4bdf982540a1026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
راس هریسون، کارشناس سیاست بین‌الملل و پژوهشگر سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه، در تازه‌ترین گزارش تحلیلی خود برای «مؤسسه خاورمیانه» این گزاره راهبردی را بسط می‌دهد که جنگ‌ها هیچ‌گاه صرفاً به پایان نمی‌رسند، بلکه در ساحت تفسیر، به دکترین‌های کلان امنیتی بدل می‌گردند.

وی در تبیین این دیدگاه، به جنگ دهه ۱۹۸۰ میلادی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که این نبرد—که با حمایت واشنگتن از دشمنان تهران همراه بود—سه آموزه تاریخی و تغییرناپذیر را در ادراک راهبردی جمهوری اسلامی نهادینه کرد.

به باور این تحلیلگر، تهران به این جمع‌بندی رسید که واشنگتن ذاتاً در پی تغییر نظام است، ایران در عرصه بین‌الملل در وضعیتی از «تنهایی استراتژیک» به سر می‌برد و در نهایت، بقای آن در گرو پرهیز از رویارویی عیان و مستقیم با آمریکا و اسرائیل است.

هریسون استدلال می‌کند که برونداد همین آموزه‌ها، رفتار چهار دهه گذشته ایران را در قالب استراتژی «تقابل غیرمستقیم و نامتقارن»، حمایت از شبکه متحدان منطقه‌ای همچون حزب‌الله و انصارالله، پیشبرد اهداف هسته‌ای و حفظ نگاهی کاملاً بی‌اعتماد به هرگونه ابتکار دیپلماتیک آمریکا، شکل داده است.

در بخش پایانی و نتیجه‌گیری این ارزیابی امنیتی، این پژوهشگر برجسته توجه سیاست‌گذاران را به تحولات اخیر معطوف ساخته و خاطرنشان می‌کند که جمهوری اسلامی با پشت سر گذاشتن دو نبرد جدید در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، در حال استخراج و تدوین آموزه‌های راهبردی نوینی است که بر بستر تجربیات پیشین آن انباشت می‌شوند.

هریسون صراحتاً به مقامات واشنگتن هشدار می‌دهد که باید با دقتی مضاعف و نگاهی موشکافانه این درس‌آموخته‌های تازه را رصد و واکاوی کنند.

از منظر وی، اهمیت حیاتی این مسئله در آنجاست که همین برداشت‌های جدید و ادراکات ناشی از رویارویی‌های اخیر، قطب‌نمای ژئوپلیتیک تهران را تنظیم کرده و معماری استراتژیک ایران را برای سال‌های متمادی پیش رو تعیین و هدایت خواهند کرد.

منبع:
https://mei.edu/commentary/the-iran-war-was-always-about-regime-change/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
3
دودی کوگان، تحلیلگر مسائل منطقه‌ای، در گزارش اخیر خود در روزنامه «اسرائیل هیوم»، این‌گونه استدلال می‌کند که با گذشت شش ماه از آغاز تهاجم نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، استراتژی واشنگتن برای فروپاشی ساختار سیاسی ایران با بن‌بست مواجه شده است.

وی با استناد به ارزیابی کارشناسانی نظیر صنم وکیل از مؤسسه چتم هاوس و سوزان مالونی از مؤسسه بروکینگز، بیان می‌دارد که اگرچه حملات نظامی به زیرساخت‌های دفاعی آسیب رساند، اما نه تنها به شورش مردمی یا سقوط حاکمیت منجر نشد، بلکه جمهوری اسلامی ایران از این کارزار قوی‌تر از گذشته بیرون آمده است.

بر اساس این گزارش، ناکامی در عرصه نظامی، دولت ترامپ را بر آن داشته است تا با آغاز کارزاری تحت عنوان «طرد اقتصادی» و به رهبری وزارت خزانه‌داری آمریکا، به جنگ تمام‌عیار مالی روی آورد. در این راستا، واشنگتن با اعمال محدودیت‌های شدید بر شبکه‌های بانکی مرتبط با ایران، نظیر شعبه بانک مصر در امارات و بانک ملی، به دنبال تسلیم کردن تهران است، هرچند که هدف نهایی این فشارها همچنان برای خود تحلیلگران آمریکایی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

این کارشناس در بخش دیگری از ارزیابی جامع خود به این موضوع می‌پردازد که با وجود فشارهای بی‌سابقه اقتصادی و همچنین ابهامات موجود پیرامون وضعیت جسمانی برخی مقامات ارشد از جمله آقای مجتبی خامنه‌ای در پی حملات، رهبران ایران با اتحادی مثال‌زدنی همچنان بر حفظ مواضع راهبردی خود از جمله کنترل بر تنگه هرمز پافشاری می‌کنند.

وی خاطرنشان می‌سازد که مقامات ارشد تهران، از جمله رئیس‌جمهور و رئیس مجلس، مسیر دیپلماسی و بازگشت به تفاهم‌نامه‌های پیشین را پیگیری می‌کنند؛ هرچند که رئیس‌جمهور آمریکا پیش‌تر این توافقات را باطل اعلام کرده است.

کوگان در نهایت چنین نتیجه‌گیری می‌کند که وضعیت کنونی به یک بن‌بست خطرناک تقلیل یافته است؛ جایی که تشدید تحریم‌ها به جای وادار ساختن حکومت به تسلیم، صرفاً بار سنگینی بر دوش غیرنظامیان ایرانی تحمیل کرده و دورنمای استراتژی ایالات متحده را در برابر تاب‌آوری ساختار سیاسی ایران، بیش از پیش مبهم ساخته است.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/29/six-months-into-iran-war-regime-survives-as-us-strategy-stalls/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2🤣1
کاترین تامپسون، پژوهشگر ارشد مطالعات دفاعی در موسسه کیتو، در تحلیل خود با هشدار نسبت به رویکردهای نظامی واشنگتن تاکید می‌کند که بحران کنونی کمبود مهمات در ایالات متحده، بیش از آنکه صرفاً پیامد جنگ با ایران یا کمک ۶۷ میلیارد دلاری به اوکراین باشد، ریشه در تعهد بیش از حد آمریکا به دفاع از سایر کشورها و فقدان اولویت‌بندی استراتژیک دارد.

این کارشناس با اشاره به تخلیه ۸۰ درصدی موجودی سامانه‌های تاد و کاهش ۵۰ درصدی رهگیرهای پاتریوت و موشک‌های دوربرد تاماهاک، استدلال می‌کند که تزریق بودجه‌های نجومی نظیر بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری و ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای جنگ ایران، نمی‌تواند به سرعت بر محدودیت‌های فیزیکی زنجیره تولید غلبه کند و جایگزین فقدان یک استراتژی منسجم شود.

در واقع، پیام اصلی و هدف نهایی وی از این ارزیابی، درخواست صریح از کنگره آمریکاست تا با کنار گذاشتن اعتماد به نفس کاذب، پیش از تصویب هرگونه بودجه جدید، محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای برای محافظت از منابع تسلیحاتی وضع کرده و واشنگتن را وادار سازد تا به جای تقلا برای حضور در چندین جبهه همزمان، توان محدود خود را بر اولویت اصلی استراتژیک آمریکا، یعنی بازدارندگی در منطقه هند-آرام متمرکز کند.

منبع:
https://www.cato.org/commentary/us-munitions-crisis-goes-back-further-iran

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
«عبدالرحمن الراشد»، کارشناس، تحلیلگر و سردبیر پیشین روزنامه «الشرق الأوسط»، در یادداشتی تحلیلی در این نشریه به بررسی رویکرد متمایز پکن در خاورمیانه پرداخته و بیان می‌کند که پکن به‌ عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت از دو کشور ایران و عربستان، بیش از هر قدرت دیگری در جهان دغدغه امنیت انرژی و دریانوردی در این منطقه را دارد.

این تحلیلگر سعودی ضمن مقایسه سیاست‌های چین و ایالات متحده، خاطرنشان می‌سازد در حالی که واشنگتن امروزه به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت بدل شده و نیازی به انرژی خلیج فارس ندارد، پکن با وجود وابستگی شدید به این منابع، سیاست‌هایی کاملاً متفاوت از آمریکا اتخاذ کرده و از ایفای نقش به‌ عنوان حامی نظامی منافع خود امتناع می‌ورزد.

بر اساس ارزیابی‌های وی، ناوگان‌های عظیم تجاری و نظامی چین ترجیح می‌دهند در مواجهه با تنش‌های منطقه‌ای نظیر رویارویی‌های ایران و آمریکا یا تهدیدات انصارالله در خلیج عدن، وارد هیچ‌گونه درگیری نشوند.

الراشد استدلال می‌کند که سیاست فعلی چین، همزیستی با هژمونی آمریکا و بهره‌برداری رایگان از چتر امنیتی واشنگتن برای عبور امن محموله‌های انرژی است؛ چرا که اولویت‌های ژئوپلیتیک پکن در حال حاضر معطوف به مناطقی چون تایوان و دریاهای پیرامونی خود بوده و ترجیح می‌دهد با اتخاذ یک موضع خنثی و متناقض، همزمان شریک تجاری تمامی طرف‌های متخاصم منطقه باقی بماند.

در بخش دیگری از این گزارش، تحلیلگر مذکور با نگاهی به آینده، پیش‌بینی می‌کند که این بی‌طرفی مبهم و خسته‌کننده چین در منطقه پایدار نخواهد بود و با گسترش و تداخل منافع کلان این کشور، پکن ناگزیر به تغییر رویه خواهد شد.

وی در ادامه تحلیل خود تصریح می‌کند که چین در درازمدت همان استراتژی قدرت‌های بزرگ پیشین نظیر بریتانیا و آمریکا را در پیش خواهد گرفت و با ساخت ناوگان‌های بزرگ‌تر، تاسیس پایگاه‌های نظامی (همان‌گونه که در جیبوتی آغاز کرده است) و انعقاد پیمان‌های دفاعی، جای خالی نیروهای آمریکایی را پر خواهد کرد.

به عقیده این مقام رسانه‌ای، اگرچه تهران، پکن را تنها متحد خود می‌داند و چین نیز در حال حاضر به‌صورت پنهانی و محدود، بدون به چالش کشیدن علنی تحریم‌های آمریکا، به ایران کمک می‌کند، اما کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز توانسته‌اند با ایجاد روابط مبتنی بر منافع کلان، مواضع پکن را تا حد زیادی به سمت خود متمایل یا دست‌کم خنثی سازند.

وی در نهایت نتیجه‌گیری می‌کند که طولانی شدن و گسترش دایره بحران‌های خاورمیانه، آزمونی جدی برای سیاست‌های محافظه‌کارانه چین خواهد بود و این امپراتوری نوظهور را مجبور خواهد کرد تا دیر یا زود پرده از چهره بی‌طرفانه خود بردارد و به‌سوی یک انحطاب و صف‌بندی مشخص‌تر حرکت کند.

منبع:
https://aawsat.com/%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%A3%D9%8A/5312523-%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D9%8A%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D9%88%D8%A5%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1😐1
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
لقا مکی تحلیلگر عراقی‌الاصل الجزیره در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت که تلاش‌ها برای احیای مسیر دیپلماتیک در رویارویی با ایران، با موافقت یا درخواست دولت ترامپ در جریان است، اما وی معتقد است واشنگتن این روند را صرفاً برای وقت‌کشی می‌خواهد و نه هیچ‌چیز دیگر.

​او در ادامه توضیح می‌دهد که توافق مدنظر آمریکا در واقع به معنای تسلیم شدن ایران است؛ اتفاقی که به خودی خود باعث سقوط نظام از درون می‌شود. با این حال، مکی تأکید می‌کند که چنین سناریویی رخ نخواهد داد، زیرا به باور او جناح تندرو و تصمیم‌گیر در ایران دقیقاً خواهان عکس این موضوع است؛ یعنی ترامپ تسلیم شود و دست‌خالی صحنه را ترک کند.

​این تحلیلگر شرایط فعلی را یک «معادله با حاصل‌جمع صفر» توصیف کرده و بر این باور است که شرایط از همان ابتدا نیز چنین بوده و به احتمال زیاد تمام پل‌های پشت سر عملاً سوخته‌اند.


​مکی ماه‌های پیش‌رو تا پایان سال را بسیار سرنوشت‌ساز ارزیابی کرده و پیش‌بینی می‌کند که اگر تغییر بنیادین و غافلگیرکننده‌ای در موضع یکی از طرفین رخ ندهد یا ایران برای شکستن این بن‌بست اقدام به تشدید تنش نظامی نکند، ترامپ پس از ۳ نوامبر این کار را انجام خواهد داد.

اما به گفته وی، این اقدام پایان درگیری نخواهد بود، بلکه در سال ۲۰۲۷ فصل جدیدی از آن را در داخل ایران آغاز خواهد کرد.

​او در پایان خاطرنشان می‌سازد که موفقیت یا شکست این روند نامشخص است، اما آنچه قطعیت دارد آسیب دیدن کشورهای منطقه از تمامی این گزینه‌هاست؛ مگر آنکه یک توافق متوازن و واقعی شکل بگیرد که به طور همزمان هم به جنگ و هم به آنچه وی مطالبات افراطی ایران می‌خواند، پایان دهد، احتمالی که وی آن را بسیار بعید و شاید غیرممکن می‌داند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏2