مشکات اندیشه
804 subscribers
32 photos
37 videos
526 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
الکس وطن‌خواه، کارشناس و پژوهشگر ارشد مسائل ایران، در تحلیلی برای نشریه «المجله» با اشاره به انتصابات اخیر در عالی‌ترین سطوح نظامی و امنیتی ایران تصریح می‌کند که انتصاب چهره‌های باسابقه در انتصاب‌های کلیدی اخیر—از جمله محسن رضایی در شورای عالی امنیت ملی، احمد وحیدی در فرماندهی کل سپاه، علی عبداللهی در ریاست ستاد کل نیروهای مسلح و حسین طائب در سازمان بسیج—بیش از آنکه یک نوسازی نسلی باشد، نوعی بازسازی اضطراری بر پایه تجربه و حافظه نهادی نیروهای کهنه‌کار است.

بر اساس ارزیابی این تحلیل‌گر، این جابه‌جایی‌ها نشان‌دهنده بهره‌گیری هوشمندانه تهران از تجارب جنگ‌های اخیر برای مقاوم‌سازی ساختار فرماندهی در برابر ضربات احتمالی و تضمین تداوم عملیاتی کشور است.

در همین راستا، اقداماتی نظیر یکپارچه‌سازی و ادغام ساختاری ستاد کل با قرارگاه خاتم‌الانبیاء، تقویت بازدارندگی حداکثری و توان تهاجمی سپاه و همچنین گسترش شبکه اطلاعاتی و مردمی بسیج، پاسخی جامع به جبران خسارات انسانی گذشته و رویکردی یکپارچه برای مواجهه هم‌زمان با تهدیدات بیرونی و صیانت از امنیت داخلی محسوب می‌شود.

این پژوهشگر ارشد در ادامه ارزیابی خود تأکید می‌کند که این تغییرات ساختاری و گرایش به سمت تجدید ارایش نظامی، به معنای بستن درهای دیپلماسی یا ترجیح مطلق رویکرد نظامی بر گفت‌وگو نیست. به اعتقاد وی، بازگشت چهره‌ای مانند محسن رضایی به شورای عالی امنیت ملی با توجه به جایگاه فرابخشی و انعطاف‌پذیری تاکتیکی او، می‌تواند به ایجاد هماهنگی بیشتر میان دستگاه‌های دیپلماتیک و نهادهای امنیتی کمک کند.

این تحلیل نشان می‌دهد که مسئولان ارشد کشور، تقویت قدرتمندانه اهرم‌های دفاعی و دریایی در مناطقی مانند تنگه هرمز را مکمل گفت‌وگوهای سیاسی می‌دانند؛ از این‌رو، ایران در عین حال که خود را برای مواجهه با سطوح مختلف فشار آماده می‌سازد، مسیر رایزنی‌های غیرمستقیم را نیز مفتوح نگه داشته است تا قدرتمندی نظامی را به دستاوردهای ملموس در عرصه دیپلماسی تبدیل کند.

منبع:
https://en.majalla.com/node/332549/politics/irans-new-war-cabinet-really-old-one

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏21
اریک دیویس، اخترفیزیکدان و همکار باسابقه برنامه بررسی اشیای ناشناس پرنده (یوفو) در وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، در مصاحبه‌ای با شبکه خبری «نیوزنیشن» که گزارش آن در روزنامه «معاریو» نیز بازتاب یافته است، ادعا می‌کند که دولت ایالات متحده بقایای دست‌کم چهار گونه مختلف از موجودات فرازمینی سقوط‌کرده بر روی زمین را در تأسیسات فوق‌سری خود پنهان کرده و مکان نگهداری آن‌ها را در دوران ریاست‌جمهوری اوباما تغییر داده است.

وی با استناد به اسناد، تصاویر و طرح‌های طبقه‌بندی‌شده‌ای که شخصاً رؤیت کرده، این گونه‌ها را شامل «خاکستری‌ها» (شبه‌انسان‌های کوچک با سرهای بزرگ و چشمان سیاه)، «نوردیک‌ها» (شبیه به انسان‌های قدبلند با ویژگی‌های کاملاً انسانی و اسکاندیناویایی)، «حشره‌سانان» (موجوداتی هم‌قامت انسان شبیه به آخوندک) و «خزنده‌سانان» توصیف کرده و می‌افزاید که علی‌رغم انکارهای مکرر کاخ سفید و ارتش آمریکا مبنی بر عدم کشف شواهد فیزیکی، این اسناد اثبات‌کننده به دلیل قوانین اطلاعاتی بین ۵۰ تا ۷۵ سال محرمانه باقی خواهند ماند.

این کارشناس ضمن ابراز نارضایتی عمیق از روند کند انتشار قطره‌چکانی اطلاعات توسط پنتاگون، با انتشار پیامی علنی از دونالد ترامپ خواستار دریافت مصونیت قضایی برای خود و سایر افشاگران از جمله دیوید گروش، افسر پیشین اطلاعاتی، شده است تا بتوانند بدون هراس از پیگرد قانونی ناشی از افشای اسرار دولتی، تصاویر، ویدیوها و مستندات قطعی مرتبط با بازیابی اجساد و حتی یک مورد موجود زنده فرازمینی را به منظور شفاف‌سازی در اختیار افکار عمومی جهان قرار دهند.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1357640

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
مری ای. لاولی و کریستین وای. وان، کارشناسان و پژوهشگران مؤسسه اقتصاد بین‌الملل پترسون در گزارش تحلیلی بیان می‌کنند که سال‌ها اعمال تعرفه‌های گمرکی ایالات متحده علیه چین، بیش از آنکه وابستگی آمریکا به تأمین‌کنندگان چینی را به طور معناداری کاهش دهد، صرفاً مسیرهای ورود محصولات این کشور به بازار آمریکا را تغییر داده است.

این تحلیلگران با تشریح تفاوت میان داده‌های تجارت دوجانبه و جریان‌های تجارت ارزش افزوده استدلال می‌کنند که برخلاف افت ظاهری تقریباً ۷ درصدی در واردات مستقیم (از ۱۸ درصد در سال ۲۰۱۷ به حدود ۱۱ درصد در سال ۲۰۲۴)، سهم واقعی ارزش افزوده چین در کل واردات آمریکا تنها ۲.۳ درصد کاهش یافته و پس از ثبت یک نقطه اوج ۱۹ درصدی در سال ۲۰۲۱، به ۱۵.۴ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.

به گفته آن‌ها، این واگرایی آماری که پس از اعمال تعرفه‌های گمرکی توسط دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ شدت گرفت، نشان‌دهنده آن است که کالاها و خدمات چینی اکنون به طور فزاینده‌ای در دل واردات آمریکا از کشورهای ثالث پنهان شده‌اند؛ به عنوان نمونه، ممکن است ۶۰ درصد از ارزش نهایی یک لپ‌تاپ هزار دلاری که از ویتنام وارد آمریکا می‌شود، در واقع متعلق به قطعات ساخته شده در چین باشد.

در نهایت، پژوهشگران این مؤسسه نتیجه‌گیری می‌کنند که روند جداسازی این دو اقتصاد بزرگ جهان بسیار محدودتر از تصورات مبتنی بر آمارهای دوجانبه بوده و محتوای تولیدی چین با موفقیت توانسته است مسیرهای جایگزینی برای دور زدن تعرفه‌های واشنگتن پیدا کند.

منبع:
https://www.piie.com/research/piie-charts/2026/years-us-tariffs-china-have-largely-failed-reduce-dependence-chinese

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس گزارش تفصیلی منتشر شده از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس و تحلیل ارائه شده توسط جمال عبدی، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)، مقامات واشنگتن و تهران به‌رغم تنش‌های بی‌سابقه ژئوپلیتیک، سطح شگفت‌انگیزی از همکاری‌های دوجانبه را در زمینه استرداد مهاجران ایرانی به نمایش گذاشته‌اند.

این منابع با استناد به اسناد و ایمیل‌های افشاشده تصریح می‌کنند که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، اداره اعمال مقررات مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) با هماهنگی مستقیم سفارت ایران، زمینه اخراج بیش از ۱۰۰ شهروند ایرانی را طی سه پرواز اختصاصی در ماه‌های سپتامبر، دسامبر و ژانویه فراهم آورده است.

بر مبنای این ارزیابی، مکاتبات درزیافته نشان می‌دهد که این پروژه استرداد حتی در بحبوحه تقابل نظامی ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ نیز متوقف نگردیده و به عنوان اولویت راهبردی کاخ سفید در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ پیگیری شده است؛ فرآیندی که طی آن، مقامات اجرایی آمریکا نظیر تاد لیونز و مارکوس چارلز، ضمن پذیرش اعمال نفوذ تهران، فهرست اخراجی‌ها را دقیقاً مطابق با درخواست‌ها و ملاحظات دیپلماتیک طرف ایرانی اصلاح و روند اجرای آن را تسریع نمودند.

این کارشناس ارشد و ناظران حقوق بشری در ادامه واکاوی ابعاد پنهان این پرونده، خاطرنشان می‌سازند که روند اجرایی این هماهنگی‌ها با چالش‌ها و نقض رویه‌های معمول پناهجویی همراه بوده است.

ارزیابی‌ها حاکی از آن است که مقامات مهاجرتی ایالات متحده، بستر ملاقات‌های اجباری میان نمایندگان رسمی ایران و دست‌کم ۱۱ تن از مهاجران بازداشتی را در خاک آمریکا فراهم آورده‌اند؛ جلساتی که در آن‌ها مشخص شد نمایندگان یادشده به جزئیات محرمانه پرونده‌های پناهندگی این افراد دسترسی داشته‌اند.

عبدی با ارجاع به مستندات این ایمیل‌های درزیافته، استدلال می‌کند که این سطح از همسویی آشکار، ادعاهای ترامپ مبنی بر تقابل با حاکمیت ایران به منظور حمایت از شهروندان این کشور را از اساس باطل می‌سازد.

وی در نهایت چنین نتیجه‌گیری می‌کند که پافشاری واشنگتن بر اجرای این طرح، حتی در شرایط انسداد حریم هوایی و فقدان اوراق هویتی برای مسافران، اثبات‌کننده این واقعیت است که یگانه اولویت دولت وقت آمریکا، صرفاً اخراج حداکثری افراد به هر طریق ممکن و با بهره‌گیری از تمامی ابزارهای موجود بوده است.

منبع:
https://mobile.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-f7e381564cf10a1026.htm


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1
اسرائیل زیو، ژنرال برجسته و رئیس سابق بخش عملیات ارتش اسرائیل، در یادداشتی تحلیلی در روزنامه «معاریو» هشدار می‌دهد که رجب طیب اردوغان با سوءاستفاده از تضعیف محور ایرانی، بحران غزه و بی‌اعتمادی بین‌المللی به نتانیاهو، در حال مهندسی یک معماری جدید منطقه‌ای است که خطر آن برای تل‌آویو به‌مراتب سنگین‌تر از تهدید ایران خواهد بود.

وی تصریح می‌کند که ترکیه درصدد شکل‌دهی به یک «محور سنی جدید» با مشارکت عربستان سعودی و پاکستان است تا حلقه‌ای محاصره‌کننده شامل سرمایه سعودی، صنایع نظامی ترکیه و قدرت بازدارندگی هسته‌ای پاکستان را جایگزین نفوذ منطقه‌ای ایران کند.

زیو با اشاره به تحرکات آنکارا تأکید دارد که استقرار سامانه‌های پدافندی و راداری در سوریه صرفاً برای حمایت از بومیان نیست، بلکه هدف اصلی آن سلب آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل به‌عنوان مهم‌ترین دارایی استراتژیک تل‌آویو است.

به باور این تحلیل‌گر، نفوذ دیپلماتیک ترکیه در غزه، تلاش برای همراه ساختن مصر و تبدیل ساختن پرونده فلسطین به اهرم فشاری علیه تل‌آویو، موقعیتی ویژه به آنکارا بخشیده است؛ موقعیتی که به دلیل عضویت ترکیه در ناتو، روابط گسترده تجاری با اروپا و مشروعیت منطقه‌ای، مهار آن را برخلاف ایران منزوی دشوارتر کرده و احتمال تشکیل ائتلاف‌های بین‌المللی علیه تل‌آویو را به‌شدت افزایش می‌دهد.

این فرمانده ارشد سابق در بخش دیگری از ارزیابی خود، حملات هوایی تل‌آویو به سوریه را موضعی منفعلانه و صرفاً اقدامی موقت برای خرید زمان دانسته و تأکید می‌کند که ناکامی دیپلماتیک و خلاء استراتژیک ناشی از سه سال جنگ بی‌نتیجه، بستر مناسب را برای توسعه‌طلبی آنکارا فراهم کرده است.

زیو خاطرنشان می‌سازد که کابینه نتانیاهو به‌جای ارائه یک افق دیپلماتیک، خود سازنده خلأيي بوده که اکنون ترکیه در حال پر کردن آن است.

از نظر وی، تنها راه برون‌رفت از این بن‌بست راهبردی، اتخاذ یک سیاست منطقه‌ای جدید مشتمل بر ایجاد سازوکار جایگزین حماس در غزه، احیای پیمان‌های عملی با مصر و اردن و تقویت محورهای منطقه‌ای با یونان، قبرس و هند است.

با این حال، او در جمع‌بندی نهایی تصریح می‌کند که دولت فعلی نتانیاهو به دلیل وابستگی‌های شدید سیاسی، بی‌اعتمادی داخلی و بین‌المللی و عدم اتخاذ تصمیمات سخت، توانایی اجرای چنین تدابیری را ندارد و تغییر این معادله خطرناک تنها پس از رفتن این کابینه میسر خواهد بود.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1358014

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1
دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل معتقد است تحرکات و مواضع اخیر در تهران را می‌توان تلاشی از سوی محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان برای متقاعد کردن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و آقای مجتبی خامنه‌ای دانست؛ تلاشی با این هدف که نشان دهند ایران باید به یادداشت تفاهم بازگردد و راهکاری برای خروج از تقابل فعلی بیابد.

به گفته این تحلیل‌گر، چالش بنیادی این جریان، نبود هیچ پیشنهاد معنادار و ملموسی از سوی ایالات متحده روی میز است. وی تأکید می‌کند هنگامی که مقامات ارشد آمریکایی علناً از «به زانو درآوردن حکومت ایران» سخن می‌گویند، برای تصمیم‌گیرانی در داخل ایران که خواستار پایان دادن به درگیری هستند، اشاره به یک «خروجی دیپلماتیک معتبر» بسیار دشوار می‌شود.

سیترینوویچ می‌افزاید اگرچه این چهره‌ها وخامت اوضاع اقتصادی ایران را درک می‌کنند، اما تا زمانی که واشنگتن پیشنهادی برای مذاکره ارائه ندهد، توان دفاع از ایده سازش را نخواهند داشت.

وی معقول‌ترین راه برای جلوگیری از دور جدید تنش‌ها را بازگشت هر دو طرف به یادداشت تفاهم اولیه، بدون طرح مطالبات زیاده‌خواهانه جدید می‌داند.

از نگاه او، تحقق این امر مستلزم توافقی موقت است که درجه‌ای از کنترل یا اختیارات را در تنگه هرمز به ایران واگذار کند و هم‌زمان شرایطی را فراهم آورد که دونالد ترامپ بتواند بازگشایی تنگه و ازسرگیری کشتیرانی بین‌المللی را اعلام نماید.

با این حال، به باور سیترینوویچ، در حال حاضر هیچ‌یک از دو طرف آماده چنین سازشی نیستند؛ چراکه تهران همچنان مطالبات فراتر از انتظاری مطرح می‌کند که پذیرش آن برای واشنگتن دشوار است و دولت ترامپ نیز تمایل چندانی به بازگشت به میز مذاکره نشان نمی‌دهد. در عوض، واشنگتن تمرکز خود را بر کمپین فشار اقتصادی گذاشته است—اقدامی که بر این فرض استوار است که فشار حداکثری در نهایت می‌تواند ایران را مجبور به تسلیم کند.

این کارشناس ارشد هشدار می‌دهد که مواضع قالیباف و پزشکیان نباید بیش از حد مورد تفسیر مبالغه‌آمیز قرار گیرد. اگرچه این اظهارات به روشنی انعکاس‌دهنده تعمیق مشکلات اقتصادی و تمایل بخشی از حاکمیت برای پایان دادن به مواجهه است، اما آن‌ها پیشنهاد دیپلماتیک مشخصی از سوی آمریکا در دست ندارند تا با اتکا به آن، فرماندهان سپاه را قانع کنند.

وی در ادامه به یک پارادوکس اشاره کرده و می‌نویسد که این بن‌بست دیپلماتیک در نهایت به تقویت موضع تندروها در ساختار قدرت ایران می‌انجامد؛ چراکه استدلال جریان سخت‌گیر ساده است: اگر واشنگتن قصد دارد فشار حداکثری اقتصادی را بدون ارائه راهکار دیپلماتیک ادامه دهد، دلیلی برای خویشتن‌داری ایران وجود ندارد.

از دیدگاه آنان، تشدید تنش بر تحمل یک محاصره اقتصادی نامحدود ترجیح دارد، به‌ویژه اگر بر این باور باشند که با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، ترامپ ریسک‌گریزتر خواهد شد.

در نهایت، سیترینوویچ نتیجه‌گیری می‌کند که با وجود سیگنال‌های صادرشده از سوی قالیباف و پزشکیان، احتمال تشدید درگیری‌ها رو به افزایش است؛ مگر آنکه واشنگتن و تهران هر دو آماده بازگشت به یادداشت تفاهم و اعطای امتیازاتی باشند که از نظر سیاسی قابل دفاع باشد، در غیر این صورت بعید است صداهای خواستار خویشتن‌داری در داخل ایران به نتیجه برسند.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2090792770755506197

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
چرا سیستم حکمرانی در ایران با وجود شدت فشارها همچنان پابرجاست؟

«دنی زاکن»، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی، در گزارشی تحلیلی به بررسی کارزار تهدیدات اقتصادی دونالد ترامپ و اعمال تحریم‌های ثانویه علیه شرکای تجاری تهران پرداخته و خاطرنشان می‌کند که هدف اصلی این هشدارهای تند، توقف کامل همکاری‌های مالی و نفتی کشورهایی نظیر چین، روسیه، ترکیه و به ویژه امارات متحده عربی با ایران است.

وی در این گزارش با اشاره به تکذیبیه مقامات ابوظبی در خصوص ارائه هرگونه تسهیلات مالی به نهادهای ایرانی و توقف متعاقب تجارت میان دو کشور به دلیل تشدید تنش‌های منطقه‌ای، تصریح می‌کند که با توجه به پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول مبنی بر انقباض شدید اقتصاد ایران و سقوط بی‌سابقه ارزش ریال، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا صرفاً با اتکا به ابزار جنگ اقتصادی می‌توان نظام سیاسی حاکم بر ایران را با فروپاشی مواجه ساخت.

در پاسخ به این پرسش، «ساسون حداد»، کارشناس و پژوهشگر ارشد در «مؤسسه استراتژی و امنیت»، استدلال می‌کند که دلیل اصلی تاب‌آوری حاکمیت ایران، شکل‌گیری یک اقتصاد موازی و ضدتحریم است که به ساختار قدرت اجازه می‌دهد تا بسیار کندتر از اقتصاد عمومی کشور دچار فرسایش شود.

این تحلیلگر با استناد به کارکرد شبکه‌های پنهان دور زدن تحریم‌ها و پلتفرم‌های تبادل ارز دیجیتال، اذعان می‌دارد که حاکمیت از طریق این اقتصاد سایه، منابع مالی را به سمت هسته مرکزی خود هدایت کرده و ضمن فاصله گرفتن از رکود و آسیب‌های وارده بر اقتصاد مدنی، هزینه‌های لازم برای حفظ ائتلاف قدرت خود را تأمین می‌کند.

بر همین اساس، وی نتیجه‌گیری می‌کند که شاخص‌هایی چون افت تولید ناخالص داخلی یا تورم به تنهایی برای شکستن مقاومت ساختار سیاسی کافی نیستند و بروز چنین اتفاقی تنها مستلزم ترکیبی ویرانگر از قطع کامل درآمدهای نفتی، انسداد طولانی‌مدت ارزی، فلج شدن تجارت و در نهایت ایجاد شکاف در درون خود ائتلاف حاکمیت خواهد بود.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/21/iran-economy-collapse-uae-trump-sanctions-2026/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
معاریو در گزارشی درخصوص استراتژی نفوذ و بازی دوگانه قطر، به کالبدشکافی نقش محوری «شیخه موزه» پرداخته و هشدار می‌دهد که وی به عنوان معمار اصلی و مغز متفکر دیپلماسی پنهان دوحه عمل می‌کند.

بر اساس این ارزیابی راهبردی، شیخه موزه با مهندسی یک ویترین مدرن و بشردوستانه از طریق تزریق پول و نفوذ در محیط‌های آکادمیک و نهادهای غربی، در واقع سپر دفاعی و پوششی موجه برای تطهیر چهره قطر ساخته است تا در سایه این مشروعیت‌سازی، شبکه پیچیده حمایت از جریان‌های اسلام‌گرا نظیر اخوان‌المسلمین و حماس را در منطقه و جهان راهبری کرده و عمق استراتژیک دوحه را بدون پرداخت هزینه‌های مستقیم در مجامع بین‌المللی گسترش دهد.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1357629

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
به گزارش روزنامه «معاریو» به نقل از رسانه یونانی «پرو نیوز» تحلیلگران این پایگاه خبری در ارزیابی جدید خود سناریویی بی‌سابقه و تامل‌برانگیز از احتمال بروز درگیری نظامی میان اسرائیل و ترکیه در منطقه مدیترانه شرقی و کشیده شدن دامنه این تنش‌ها به شمال قبرس را مطرح کرده‌اند.

بر اساس این گزارش تحلیلی، در صورتی که تل‌آویو به این جمع‌بندی برسد که حضور نظامی آنکارا در این منطقه منافعش را به خطر می‌اندازد، ممکن است حملاتی پیش‌دستانه را علیه اهداف کلیدی ترکیه در شمال قبرس، از جمله فرودگاه «ارجان» و پایگاه دریایی مستقر در منطقه «گیرنه» (محل استقرار احتمالی ناوهای جنگی)، در دستور کار قرار دهد.

این رسانه ضمن تشبیه این سناریوی احتمالی به الگوی عملیاتی پیشین منتسب به اسرائیل در جریان هشت حمله هوایی به پایگاه «ابوالظهور» در استان ادلب سوریه، استدلال می‌کند که شیب صعودی این تقابل می‌تواند ارتباط تنگاتنگی با بهره‌برداری‌های سیاسی در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم صهیونیستی داشته باشد.

افزون بر این، در ادامه این ارزیابی مطبوعاتی این‌گونه استنتاج شده است که در صورت گسترش دامنه جنگ، آسیب‌ها صرفاً به اهداف متعلق به ترکیه محدود نخواهد ماند و حتی سامانه‌های پدافند هوایی گارد ملی قبرس، از جمله سیستم‌های دفاعی ساخت اسرائیل نظیر «باراک ام‌ایکس» نیز ممکن است در معرض خطر قرار گیرند.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1358405

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3
«دنی سیترینوویچ»، کارشناس ارشد مسائل اطلاعاتی و امنیت ملی خاورمیانه و پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) و شورای آتلانتیک، در تازه‌ترین ارزیابی راهبردی خود به بررسی پیامدهای محاصره و فشارهای اقتصادی علیه ایران پرداخته است. بر اساس تحلیل وی، اگرچه سیاست تحریم در اعمال فشار اقتصادی بر تهران موفق عمل می‌کند، اما نباید آن را به عنوان یک هدف نهایی یا راه‌حلی جادویی پنداشت؛ چرا که به باور او، این فشارها به هیچ وجه به تسلیم شدن ایران منجر نخواهد شد.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091103105421131931?s=20

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
عبدالرحمن الراشد، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سعودی، در یادداشتی تحلیلی بیان می‌کند که هشدارهای اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، مبنی بر اعمال بی‌سابقه‌ترین انزوای اقتصادی و سرنگونی نظام ایران، بسیار بیشتر از تهدیدات نظامی ترامپ، مقامات تهران از جمله محمدباقر قالیباف را نگران کرده است؛ زیرا به اذعان آن‌ها، قدرت نظامی در برابر گرسنگی و فروپاشی اقتصادی کارایی نخواهد داشت.

نویسنده با اشاره به اینکه این تهدیدات، چه به عنوان یک جنگ روانی و چه استراتژی واقعی، هشدارهای داخلی چهره‌هایی چون پزشکیان و خاتمی را در پی داشته است، توضیح می‌دهد که اکنون تقابلی جدی میان «سلاح تحریم‌های اقتصادی» آمریکا و «سلاح نفت» ایران شکل گرفته است.

وی در پایان مدعی شد که در حالی که تهران می‌کوشد با ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی خلیج فارس در آستانه انتخابات آمریکا، قیمت نفت را بالا برده و واشنگتن را تحت فشار قرار دهد، کشورهای عربی منطقه به‌ویژه عربستان سعودی با تداوم صادرات نفت و پذیرش خطرات آن، تلاش می‌کنند تا مانع از تسلیم شدن تیم مذاکره‌کننده ترامپ در برابر تهران و واگذاری امتیازات خطرناک ژئوپلیتیکی به ایران شوند.
@meshkatanalysis
👍1
بر اساس گزارش تحلیلی منتشر شده در «مجله المجلة»، نویسنده با بررسی درخواست‌های دولت آمریکا از حکومت جدید دمشق برای مداخله علیه حزب‌الله در لبنان، استدلال می‌کند که بازتولید سناریوهای مداخله‌جویانه دهه هفتاد میلادی در ساختار پیچیده امروز خاورمیانه بسیار پرمخاطره و دور از ذهن است.

این مقاله تصریح می‌کند که پیشبرد چنین طرحی با موانع جدی و چندلایه‌ای نظیر عدم تمایل ترکیه به درگیری مستقیم با ایران، حملات مستمر اسرائیل به زیرساخت‌های نظامی سوریه، و به ویژه تهدید قاطع تهران مبنی بر تغییر رویکرد به استراتژی تهاجمی و هدف قرار دادن مواضع استراتژیک در سوریه و عراق در صورت هرگونه اقدام علیه گروه‌های متحدش مواجه است.

در نهایت، نگارنده این‌گونه نتیجه‌گیری می‌کند که این تحولات صرفاً محدود به یک درگیری مرزی ساده نیست؛ بلکه سوریه را بار دیگر به کانون اصلی درگیری‌ها و رقابت‌های بین‌المللی برای بازطراحی خاورمیانه و از هم فروپاشیدن شبکه نفوذ منطقه‌ای تهران تبدیل کرده است.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

@meshkatanalysis
👍1
🔹تریتا پارسی:
ایالات متحده آمریکا با آگاهی کامل از این‌که تحریم‌ها محاسبات امنیتی ایران (حفظ غنی‌سازی به عنوان یک بازدارندگی هسته‌ای بالقوه) را تغییر نخواهد داد، ایران را تحریم کرد.

با این حال، دست به تحریم ایران زد زیرا نابودی اقتصاد این کشور تضمین می‌کرد که هیچ دولت دیگری وسوسه نشود مسیر ایران را به سمت بازدارندگی بالقوه هسته‌ای دنبال کند.

​امروزه، هدف ایران تنها دفع حمله آمریکایی-اسرائیلی نیست، بلکه نابودی هرچه بیشتر زیرساخت‌های امنیتی آمریکا است تا مطمئن شود کشورهای منطقه دیگر هرگز وسوسه نخواهند شد به چتر امنیتی آمریکا - یا هر دولت فرامنطقه‌ای دیگری - تکیه کنند.

https://fxtwitter.com/tparsi/status/2090913473421041765
@BetweenDichotomies
👍1
دنی سیترینوویچ، متخصص مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات (و پژوهشگر اندیشکده‌های INSS و شورای آتلانتیک) در ارزیابی اخیر خود استدلال می‌کند که ادعاهای دولت آمریکا در خصوص حجم نفت عبوری از تنگه هرمز را می‌توان اساساً از دو منظر متفاوت مورد تفسیر قرار داد.

در وهله نخست، او به این احتمال اشاره می‌کند که واشنگتن با هدف آرام کردن بازارهای انرژی، کاهش قیمت نفت و اثبات تسلط معنادار خود بر این آبراه، آمارها را به میزان قابل‌توجهی بزرگ‌نمایی کرده است. وی یادآور می‌شود که این ادعا در حالی مطرح می‌شود که ردیاب‌های مستقل دریایی در روزهای گذشته حجم به مراتب کمتری را گزارش داده‌اند.

از منظر اقتصادی، این کارشناس معتقد است که اگر ارقام ارائه شده توسط دولت دستکاری شده باشند، این تناقض در نهایت خود را در بازار فیزیکی نفت نشان خواهد داد. به گفته او، اگرچه واشنگتن می‌تواند در کوتاه‌مدت بر انتظارات و قیمت‌ها تأثیر بگذارد، اما قادر نیست میلیون‌ها بشکه نفتی را که هرگز به بازار جهانی نمی‌رسند، از هیچ خلق کند.

از سوی دیگر، سیترینوویچ سناریوی دوم را بسیار پیامددارتر می‌داند؛ اینکه آمارها تا حد زیادی دقیق باشند. به باور او، این بدان معناست که ایالات متحده موفق به ایجاد یک کریدور محافظت‌شده در جنوب شده که ایران تاکنون از مسدود کردن آن ناتوان بوده است.

وی می‌افزاید که این امر به منزله احیای قابل‌توجه ترافیک دریایی است که حجم آن را به آمار نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز (پیش از آغاز جنگ) می‌رساند.

در ادامه بررسی این سناریو، او خاطرنشان می‌سازد که صحت این آمار پرسش مهمی را درباره توانمندی‌های ایران مطرح می‌کند. به عقیده وی، هرچند تهران به حملات خود علیه کشتی‌های تجاری ادامه داده است، اما عبور موفقیت‌آمیز شمار زیادی از نفتکش‌ها از کریدور تحت حفاظت آمریکا نشان می‌دهد که ایران یا نخواسته و یا نتوانسته است این تحرکات خاص را در مقیاس وسیع مختل کند.

با این وجود، وی هشدار می‌دهد که این شرایط نباید لزوماً به عنوان پیروزی دائمی آمریکا در تنگه هرمز تلقی شود.
علاوه بر این، او استدلال می‌کند که اگر آمارهای آمریکا دقیق باشند، حتی ممکن است احتمال جستجوی روش‌های جدید از سوی ایران برای اختلال در این کریدور را افزایش دهند؛ روش‌هایی که هدفشان اثبات این موضوع است که واشنگتن نمی‌تواند همزمان با حفظ کارزار فشار گسترده خود علیه تهران، ترافیک دریایی را نیز عادی‌سازی کند.

در نهایت و به عنوان نتیجه‌گیری، این پژوهشگر تاکید می‌کند که پرسش استراتژیک واقعی این نیست که آیا ناوگان پنجم دریایی می‌تواند از تعداد قابل‌توجهی نفتکش برای چند هفته محافظت کند یا خیر؛ بلکه به باور او، مسئله اصلی این است که آیا ایالات متحده می‌تواند این سطح از حفاظت دریایی را به طور نامحدود حفظ کند، و اگر چنین است، این اقدام چه هزینه‌های نظامی، اقتصادی و تشدید تنشی در پی خواهد داشت.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091167671962267781

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏2
«امید شکری»، استراتژیست انرژی و مشاور سیاست خارجی، در تحلیل اخیر خود که در اندیشکده «انجمن خاورمیانه» منتشر شده است، ضمن بررسی توافق اخیر شرکت سعودی «اکو پاور» با ترکیه برای توسعه پنج گیگاوات انرژی تجدیدپذیر، استدلال می‌کند که نفوذ ریاض در آنکارا از طریق سرمایه‌گذاری‌های کلان زیرساختی در حال تعمیق است.

به گفته این کارشناس، اگرچه این سرمایه‌گذاری‌ها در ظاهر به ترکیه کمک می‌کند تا با جذب سرمایه جدید، به اهداف جاه‌طلبانه خود در زمینه انرژی‌های پاک دست یابد و وابستگی به سوخت‌های فسیلی وارداتی را کاهش دهد، اما در واقع با توجه به مالکیت ۴۴ درصدی «صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان» در شرکت اکوپاور، این تحرکات کاملاً در راستای استراتژی‌های کلان و دولتی ریاض تعریف می‌شود.

شکری بر این باور است که حضور بلندمدت شرکت‌های دارای پشتوانه مالی سعودی در بخش‌های مختلف تولید، ذخیره‌سازی و انتقال برق ترکیه، به آن‌ها جایگاهی ماندگار و قدرتمند برای اثرگذاری بر سیاست‌گذاری‌های انرژی، مقررات‌گذاری و طراحی مناقصه‌های آینده این کشور می‌بخشد.

این تحلیلگر در نهایت نتیجه‌گیری می‌کند که هرچند ترکیه در مقطع کنونی همچنان به گزینه‌های جایگزینی نظیر سرمایه‌گذاران داخلی، اروپایی و چینی دسترسی دارد، اما نیاز مبرم این کشور به تامین مالی سریع برای توسعه و نوسازی شبکه برق، مزیت قابل‌توجهی به نهادهای ثروتمند عربی داده است؛ مزیتی که در صورت درهم‌تنیدگی بیشتر سرمایه سعودی با سیستم انرژی ترکیه، می‌تواند نفوذ تجاری ریاض را به یک اهرم فشار قدرتمند دیپلماتیک و سیاسی تبدیل کرده و آنکارا را ناگزیر سازد تا حتی به قیمت چشم‌پوشی از سایر منافع دیپلماتیک، روابط حسنه خود را با عربستان حفظ کند.

منبع:
https://www.meforum.org/mef-observer/saudi-capital-turkish-power-riyadhs-growing-leverage-in-turkey

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2
«الکساندر لانگلوا»، تحلیلگر سیاست خارجی و پژوهشگر همکار در اندیشکده «اولویت‌های دفاعی»، در تحلیلی جامع استدلال می‌کند که تشکیل ائتلاف جدید دریایی ۱۵ کشوری توسط عربستان سعودی در دریای سرخ و همچنین پیمان نظامی سه‌جانبه اخیر ریاض با ترکیه و پاکستان، نشان‌دهنده یک گذار ژئوپلیتیک بنیادین در خاورمیانه از وابستگی مطلق به واشنگتن به سمت شکل‌گیری ترتیبات امنیتی منطقه‌محور است.

وی با اشاره به ناکامی فاجعه‌بار عملیات‌های نظامی اخیر آمریکا در تضعیف توانمندی‌های فزاینده جنبش انصارالله یمن که در واکنش به جنگ غزه و برای اعمال فشار اقتصادی بر اسرائیل ناوگان دریایی را هدف قرار داده‌اند، تصریح می‌کند که دیپلماسی تهاجمی و حضور نظامی نامحدود ایالات متحده نتیجه‌ای جز کشتار غیرنظامیان و شکست‌های استراتژیک برای واشنگتن در پی نداشته است.

این کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا ضمن بیان اینکه کشورهای عربی اکنون به این درک راهبردی رسیده‌اند که چتر امنیتی آمریکا نه تنها ضامن ثبات نیست بلکه آن‌ها را درگیر جنگ‌های ناخواسته‌ای به نفع واشنگتن و تل‌آویو و در تقابل با ایران و متحدانش در محور مقاومت می‌کند، این تغییر محاسبات متحدان سنتی در خلیج فارس را زنگ خطری جدی برای سیاستمداران آمریکایی می‌داند که باید از آن به عنوان فرصتی اجتناب‌ناپذیر برای خروج نظامی و پایان دادن به ماجراجویی‌های پرهزینه، بی‌ثبات‌کننده و مرگبار خود در خاورمیانه استفاده کنند.

منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/saudi-arabias-new-maritime-coalition-is-a-warning-for-the-us

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍31
مسئله‌ی امروزما فقر سرمایه انسانی یا فقدان نیروی متخصص نیست، بلکه «بحران شایسته‌سالاری» و سیطره‌ی شبکه‌های رانتی است. فاجعه دقیقا از جایی آغاز می‌شود که جایگاه‌های کلیدی، توسط حلقه‌ای بسته از افراد فاقد صلاحیت غصب شده که تنها مزیت رقابتی‌شان، وابستگی و روابط غیرشفاف است، نه تخصص و کارآمدی.

@meshkatanalysis
👍8👎1
دنی سیترینوویچ در تحلیلی در واکنش به اظهارات ترامپ که گفته بود اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است، یادآور شد که اگرچه اقتصاد ایران دچار بحران‌ها و مشکلات عمیقی شده، اما هنوز فاصله زیادی تا فروپاشی کامل دارد.

این پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی، همکار غیرمقیم شورای اتلانتیک و از کارشناسان برجسته حوزه خاورمیانه، امنیت ملی و امور اطلاعاتی با تاکید بر اینکه نباید رنج و فشارهای اقتصادی را با تسلیم استراتژیک اشتباه گرفت، خاطرنشان کرد که اگر دونالد ترامپ بر این باور باشد که فشارهای مضاعف، تهران را به تسلیم واداشته یا مجبور به پذیرش شروط آمریکا می‌کند، به‌زودی با محدودیت‌های آشکار این فرضیه مواجه خواهد شد.

به گفته این تحلیلگر ارشد، ایران همچنان از ظرفیت بالایی برای تحمیل هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی بر منافع آمریکا و متحدانش در منطقه خلیج فارس برخوردار است و بارها نشان داده که به جای تحمل انفعالی و بی‌انتهای فشارها، گزینه تشدید تنش را در دستور کار قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، سیترینوویچ معتقد است چنانچه اظهارات ترامپ درباره ضعف اقتصادی ایران، صرفاً با هدف زمینه‌سازی سیاسی جهت دستیابی به یک توافق و ادعای ورود به مذاکره از موضع قدرت باشد، می‌تواند روزنه‌ای برای دیپلماسی ایجاد کند.

وی تصریح می‌کند که تهران مایل به یافتن یک راهکار دیپلماتیک است، اما هرگز بر پایه تسلیم وارد معامله نخواهد شد؛ از این رو، هرگونه توافق احتمالی مستلزم آن است که واشنگتن مطالبات تهران را مبنی بر به‌رسمیت شناختن نقش ایران در مدیریت آینده تنگه هرمز بپذیرد.

در نهایت، این پژوهشگر برجسته هشدار می‌دهد بزرگ‌ترین خطر زمانی شکل می‌گیرد که واشنگتن خود در دام روایت‌های تبلیغاتی‌اش بیفتد.

به باور وی، اتخاذ سیاست بر پایه فرضیه موهوم «ایرانِ در حال فروپاشی و آمریکای پیروز»، فوق‌العاده ریسک‌پذیر است؛ زیرا ایران اگرچه آسیب دیده و تحت فشار شدیدی است، اما شکست نخورده و بیش از پیش تمایل دارد توانمندی‌های نظامی خود را به نمایش بگذارد.

او تاکید می‌کند که بی‌توجهی واشنگتن به این تمایز و واقعیت‌های میدانی، دیر یا زود به برخوردی سخت و بسیار پرهزینه میان واقعیت مجازی آمریکا و واقعیت‌های عینی خلیج فارس خواهد انجامید.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091873955535548422

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
اظهارات جدید اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا و نامیدن تحریم‌های جدید به
‌عنوان «عملیات طرد اقتصادی» برای قطع کامل شریان‌های مالی ایران، نشان‌دهنده ورود واشنگتن به فاز جدیدی از تهاجم همه‌جانبه اقتصادی است.

با این حال، پیامدهای این راهبرد را می‌توان در چهار محور روشن کرد:

۱_ ناکارآمدی در تغییر معادلات کلان؛
تشدید فشار حداکثری و تحریم‌های جدید، منجربه دگرگونی در وضعیت موجود یا تغییر رفتار منطقه‌ای و هسته‌ای تهران نخواهد شد. ابزار تحریم آمریکا به سقف اثربخشی ساختاری خود رسیده است.

۲_ فشار مستقیم بر معیشت و جامعه؛
تنها پیامد ملموس این تهاجم مالی همه‌جانبه، دور کردن بیش از پیش جامعه از آرمان‌های رفاهی و انباشت نارضایتی‌های اقتصادی است؛ امری که بیش از حاکمیت، معیشت مردم عادی را هدف قرار می‌دهد که مصداق بارز تروریسم اقتصادی است.

۳_ تغییر بازی از فاز اقتصادی به اهرم‌های نظامی؛
قرائن حاکی از آن است که ایران در برابر این محاصره مالی منفعل نخواهد ماند. احتمال بالایی وجود دارد که تهران جهت شکستن این حصر و تحمیل هزینه متقابل به واشنگتن، به اهرم‌های نظامی، بازدارندگی غیرمستقیم و افزایش تصعید متوسل شود.

۴_ وزن ژئوپلیتیک چین و روسیه؛
ادعای انزوای کامل تهران با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد. نقش راهبردی چین و روسیه در این مقطع، به عنوان کانال‌های تنفسی مالی و تجاری، مانع اصلی تحقق رویای واشنگتن برای به انزوا کشاندن کامل ایران است.

بیانیه بسنت بیش از آنکه نقشه‌راهی برای مهار نهایی ایران باشد، اعلام جنگ اقتصادی شدیدی است که نتیجه آن نه تسلیم تهران، بلکه سوق دادن منطقه به سمت دور تازه‌ای از تنش‌های نظامی و امنیتی غیرقابل‌پیش‌بینی خواهد بود./حسن حمزه

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
3
بر اساس تحلیل جامع منتشر شده در نشریه «اکونومیست» و با استناد به ارزیابی‌های تحلیلگرانی نظیر اسفندیار باتمانقلیچ از اندیشکده «بورس و بازار»، رویکرد ایالات متحده در قبال تهران پس از ناکامی در کارزارهای نظامی و دیپلماتیک، اکنون به سمت یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی تغییر مسیر داده است.

این گزارش حاکی از آن است که واشنگتن به رهبری دونالد ترامپ و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، قصد دارد با اعمال فشار حداکثری بر شرکای تجاری و شریان‌های بین‌المللی مالی ایران، اقتصاد این کشور را تحت برنامه‌ای با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» به زانو درآورد.

با این حال، تحلیلگران این نشریه بر این باورند که علی‌رغم چالش‌های جدی داخلی نظیر تورم ۸۸ درصدی، افت تاریخی ارزش پول ملی و کاهش شدید صادرات نفتی در پی محاصره تنگه هرمز، راهبرد تحریمی جدید آمریکا فاقد کارآمدی لازم و فوری برای فروپاشی ساختار اقتصادی ایران است؛ چرا که تداوم خرید گسترده نفت توسط قدرت‌هایی نظیر چین و همچنین شبکه‌های پیچیده و تو در توی تجارت در سایه ایران، اثرگذاری این تحریم‌ها را به شدت تضعیف کرده و تهدیدات واشنگتن را در کوتاه‌مدت بی‌اثر می‌سازد.

در بخش دیگری از این ارزیابی راهبردی و با تمرکز بر واکنش‌های داخلی، نویسندگان گزارش تصریح می‌کنند که مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران با وجود وقوف کامل بر تنگناهای معیشتی و نیاز مبرم به رشد اقتصادی، در برابر این تهدیدات مالی کاملاً تسلیم‌ناپذیر ظاهر شده و رویکرد جدید کاخ سفید را صرفاً یک کارزار تبلیغاتی تکراری می‌دانند.

بنا بر استدلال کارشناسان مستند در این مقاله، تهران با بهره‌گیری از اهرم‌های ژئوپلیتیک و نفوذ منطقه‌ای خود در قبال همسایگانی نظیر عراق و همچنین تسلط مستمر بر عبور و مرور در تنگه هرمز، نه تنها مرعوب این فشارهای فزاینده نشده است، بلکه ممکن است این اقدامات قهری اقتصادی را سندی بر شکست قطعی گزینه‌های نظامی آمریکا قلمداد کند.

در نهایت، این تحلیل با صراحت نتیجه‌گیری می‌کند که تکیه واشنگتن بر استراتژی خفه کردن اقتصاد ایران به جای مهار آن، نه تنها آمریکا را به اهداف نهایی خود یعنی تسلیم تهران نخواهد رساند، بلکه با توجه به تاب‌آوری شبکه‌های تجاری ایران، پتانسیل بالایی برای نتیجه معکوس داشته و می‌تواند به جسورانه‌تر شدن اقدامات ایران در سطح منطقه منجر شود.

منبع:
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/08/24/iran-will-be-able-to-shrug-off-americas-financial-threats

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3
«نیر دوری» تحلیلگر مسائل نظامی و امنیتی، در گزارشی برای کانال ۱۲ و با استناد به اطلاعات نشریه وال‌استریت ژورنال بیان می‌کند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، صراحتاً به واسطه‌ها اعلام کرده است که قصد بازگشت به توافق هسته‌ای اولیه با ایران را ندارد.

این گزارش در ادامه می‌افزاید که واشنگتن تصمیم دارد استراتژی موسوم به «دکترین خفگی اقتصادی» را دست‌کم تا زمان برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر ادامه داده و حتی تشدید کند تا کارآمدی این فشارها بر رفتار تهران را بسنجد.

بر اساس تحلیلی که در این گزارش ارائه شده، پرسش کلیدی پیش روی مقامات سیاسی و امنیتی این است که آیا انسداد تنگه هرمز و فشارهای مضاعف اقتصادی در نهایت ایران را وادار به عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای خود خواهد کرد یا اینکه این فشارهای سنگین نتیجه‌ای کاملاً معکوس به دنبال خواهد داشت.

این تحلیلگر همچنین به نقل از منابع مطلع خاطرنشان می‌سازد که تمایل شخصی ترامپ برای دست‌یابی به یک «پیروزی» در این کارزار، وضعیت دیپلماتیک را به مراتب پیچیده‌تر کرده است.

در بخش دیگری از این گزارش، کارشناس مذکور با اشاره به ارزیابی‌های صورت‌گرفته در سیستم امنیتی اسرائیل توضیح می‌دهد که قرار گرفتن ایران در تنگنا ممکن است این کشور را به انجام اقدامات نظامی علیه اهداف آمریکایی در خاورمیانه یا مواضع اسرائیلی سوق دهد؛ مسئله‌ای که موجب شده ارتش اسرائیل و ایالات متحده در راستای مقابله با هرگونه تنش، هماهنگی‌های عملیاتی و اطلاعاتی خود را به شکل چشمگیری افزایش دهند.

این گزارش در تکمیل مدعای خود به اظهارات «ددی بارنیا»، رئیس پیشین موساد، استناد می‌کند که ضمن ابراز خرسندی از اعمال تحریم‌ها، مدعی است این اقدامات تنها یک مرحله مقدماتی بوده و گریزی جز تشدید فشارهای اقتصادی، سیاسی و عملیاتی تا زمان فروپاشی نظام حاکم بر ایران وجود ندارد.

در نهایت، تحلیلگر این شبکه به نقل از بارنیا مدعی شده که مسئله ایران دیگر یک چالش محدود به اسرائیل نبوده و جهان در حال درک این واقعیت است که در صورت عدم مهار این وضعیت، پیامدهای آن در قالب توسعه موشک‌های بالستیک، سیاست‌های منطقه‌ای و سلاح‌های کشتار جمعی دامنگیر تمام کشورها خواهد شد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q3/Article-a5b4bdf982540a1026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2