چرا همپیمانیهای اقتصادی اثرگذارتر از معاهدات دفاعی هستند؟
لیرون رز، از افسران سابق اطلاعاتی اسرائیل و آمیت شابی، تحلیلگر پیشین واحد ۸۲۰۰ در تحلیلی جامع که در روزنامه «اسرائیل هیوم» منتشر شده است، با تشبیه مناسبات امنیتی خاورمیانه به یک صفحه شطرنج بزرگ اظهار داشتهاند که امضای «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در اوت ۲۰۲۶، اگرچه در ظاهر با تلفیق توان مالی ریاض، قدرت نظامی و صنعتی آنکارا و بازدارندگی هستهای اسلامآباد مقتدرانه به نظر میرسد، اما به دلیل فقدان ساختار فرماندهی یکپارچه، عدم تعریف صریح ابعاد تجاوز و نبود تعهدات عملیاتی مشخص، فاقد کارایی و بازدارندگی واقعی است.
به اعتقاد این دو کارشناس، بروز سریع نخستین آزمون امنیتی تنها دو روز پس از امضای پیمان—یعنی حمله پهپادی به پالایشگاه آرامکو در جازان—بهروشنی ثابت کرد که وجود ظرفیتهای نظامی بدون اراده سیاسی ملموس و مکانیسمهای تبادل اطلاعات زودهنگام، نمیتواند بازدارندگی ایجاد کند؛ همانگونه که تجربه تاریخی حملات ۲۰۱۹ به تاسیسات ابقیق و خریص نیز نشان داد تردید در اراده پاسخگویی، تعهدات کاغذی را بیاثر میسازد.
علاوه بر این، نگارندگان یادآور شدهاند که واگراییهای بنیادین، رقابت تاریخی بر سر رهبری جهان اسلام و پیشینه حکومت عثمانی بر حجاز، در کنار بدگمانیهای متقابل درباره اهداف بلندمدت آنکارا، مانعی جدی در برابر شکلگیری یک «ناتوی اسلامی» کارآمد میان ریاض و آنکارا به شمار میرود.
در بخش دیگری از این تحلیل، نگارندگان با مقایسه الگوهای مختلف همپیمانی در منطقه تصریح کردهاند که بازدارندگی پایدار بیش از آنکه بر معاهدات تشریفاتی استوار باشد، حاصل «همافزایی عملیاتی و صیانت متقابل از منافع مشترک» استT چنانکه الگوی تعاملات دفاعی امارات و تلآویو و استقرار سامانههای پدافندی گنبد آهنین، نمونهای از پاسخگویی عینی در زمان بحران را ارائه میدهد.
این دو تحلیلگر با تاکید بر نقش زیرساختهای کلان اقتصادی نظیر «دالان اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» خاطرنشان میسازند که درهمتنیدگی منافع تجاری و کریدورهای ترانزیتی، منطق جدیدی را در روابط منطقهای بر پایه «دفاع از داراییهای متقابل» خلق میکند که حتی میتواند زمینهساز خوانشهای عملگرایانه فقهی و سیاسی از آیاتی مانند آیه ۲۱ سوره مائده برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل باشد.
در نهایت، رز و شابی نتیجهگیری میکنند که در دکترین بازدارندگی، قدرتمندترین موضع متعلق به پیمانهایی است که مهرههای آن در عمل از یکدیگر محافظت کنند و طرفین هزینهای سنگین برای منفعل ماندن بپردازند، در غیر این صورت، توافقات صرفاً مهرههای نمادینی بر صفحه شطرنج باقی خواهند ماند که هنگام خطر، امکان تحرک و پاسخگویی ندارند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/opinions/the-middle-easts-alliances-powerful-pieces-or-real-deterrence/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
لیرون رز، از افسران سابق اطلاعاتی اسرائیل و آمیت شابی، تحلیلگر پیشین واحد ۸۲۰۰ در تحلیلی جامع که در روزنامه «اسرائیل هیوم» منتشر شده است، با تشبیه مناسبات امنیتی خاورمیانه به یک صفحه شطرنج بزرگ اظهار داشتهاند که امضای «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در اوت ۲۰۲۶، اگرچه در ظاهر با تلفیق توان مالی ریاض، قدرت نظامی و صنعتی آنکارا و بازدارندگی هستهای اسلامآباد مقتدرانه به نظر میرسد، اما به دلیل فقدان ساختار فرماندهی یکپارچه، عدم تعریف صریح ابعاد تجاوز و نبود تعهدات عملیاتی مشخص، فاقد کارایی و بازدارندگی واقعی است.
به اعتقاد این دو کارشناس، بروز سریع نخستین آزمون امنیتی تنها دو روز پس از امضای پیمان—یعنی حمله پهپادی به پالایشگاه آرامکو در جازان—بهروشنی ثابت کرد که وجود ظرفیتهای نظامی بدون اراده سیاسی ملموس و مکانیسمهای تبادل اطلاعات زودهنگام، نمیتواند بازدارندگی ایجاد کند؛ همانگونه که تجربه تاریخی حملات ۲۰۱۹ به تاسیسات ابقیق و خریص نیز نشان داد تردید در اراده پاسخگویی، تعهدات کاغذی را بیاثر میسازد.
علاوه بر این، نگارندگان یادآور شدهاند که واگراییهای بنیادین، رقابت تاریخی بر سر رهبری جهان اسلام و پیشینه حکومت عثمانی بر حجاز، در کنار بدگمانیهای متقابل درباره اهداف بلندمدت آنکارا، مانعی جدی در برابر شکلگیری یک «ناتوی اسلامی» کارآمد میان ریاض و آنکارا به شمار میرود.
در بخش دیگری از این تحلیل، نگارندگان با مقایسه الگوهای مختلف همپیمانی در منطقه تصریح کردهاند که بازدارندگی پایدار بیش از آنکه بر معاهدات تشریفاتی استوار باشد، حاصل «همافزایی عملیاتی و صیانت متقابل از منافع مشترک» استT چنانکه الگوی تعاملات دفاعی امارات و تلآویو و استقرار سامانههای پدافندی گنبد آهنین، نمونهای از پاسخگویی عینی در زمان بحران را ارائه میدهد.
این دو تحلیلگر با تاکید بر نقش زیرساختهای کلان اقتصادی نظیر «دالان اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» خاطرنشان میسازند که درهمتنیدگی منافع تجاری و کریدورهای ترانزیتی، منطق جدیدی را در روابط منطقهای بر پایه «دفاع از داراییهای متقابل» خلق میکند که حتی میتواند زمینهساز خوانشهای عملگرایانه فقهی و سیاسی از آیاتی مانند آیه ۲۱ سوره مائده برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل باشد.
در نهایت، رز و شابی نتیجهگیری میکنند که در دکترین بازدارندگی، قدرتمندترین موضع متعلق به پیمانهایی است که مهرههای آن در عمل از یکدیگر محافظت کنند و طرفین هزینهای سنگین برای منفعل ماندن بپردازند، در غیر این صورت، توافقات صرفاً مهرههای نمادینی بر صفحه شطرنج باقی خواهند ماند که هنگام خطر، امکان تحرک و پاسخگویی ندارند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/opinions/the-middle-easts-alliances-powerful-pieces-or-real-deterrence/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israelhayom
The Middle East’s alliances: Powerful pieces or real deterrence?
In chess, the strongest position is not necessarily the one with the most powerful pieces. It is the one in which those pieces protect one another. A treaty
👍2
دنی سیترینوویچ، مدیر سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در تحلیلی درباره پیامدهای جنگ و عملیات اسرائیل علیه ایران، نسبت به آسیب احتمالی به اعتبار اطلاعاتی این رژیم در واشنگتن هشدار داده است.
به نوشته سیترینوویچ، یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای ناخواسته برای اسرائیل میتواند افزایش تردیدها نسبت به ادعاهای تلآویو درباره میزان اثربخشی عملیات نظامیاش در ایران باشد؛ مسئلهای که به باور او، دامنه پیامدهای آن میتواند بسیار فراتر از رویارویی کنونی با تهران امتداد پیدا کند.
او در ادامه تأکید میکند که اگر ارزیابیهای اطلاعاتی یا ادعاهای علنی اسرائیل درباره برنامه هستهای ایران در آینده اغراقآمیز، گزینشی یا فاقد پشتوانه کافی ارزیابی شوند، رهبران کشورهای دیگر ممکن است در مواجهه با اطلاعات بعدی اسرائیل درباره ایران، سوریه، حزبالله یا دیگر تهدیدهای منطقهای با تردید بیشتری برخورد کنند.
از نگاه این مقام سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که یکی از مهمترین داراییهای راهبردی اسرائیل، صرفاً قدرت نظامی این رژیم نیست؛ بلکه اعتبار سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل و اعتماد سیاستگذاران آمریکایی به برخورداری این رژیم از اطلاعات منحصربهفرد، بهموقع و قابل اتکا درباره تحولات خاورمیانه است.
سیترینوویچ هشدار میدهد که چنین اعتباری بهسختی ایجاد میشود، اما میتواند بهسرعت از بین برود. به گفته او، تلاش برای ایجاد قطعیت درباره موضوعاتی که دادههای اطلاعاتی پیرامون آنها همچنان با عدمقطعیت همراه است، شاید در کوتاهمدت دستاورد سیاسی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند هزینهای راهبردی و سنگین برای اسرائیل به همراه داشته باشد.
بر همین اساس، او معتقد است حفظ اعتبار ارزیابیهای اطلاعاتی باید خود به یکی از اهداف امنیت ملی اسرائیل تبدیل شود.
سیترینوویچ در نهایت هشدار میدهد که مسئله اصلی صرفاً احتمال نادرست از آب درآمدن یک ادعای مشخص درباره ایران نیست، بلکه خطر بزرگتر آن است که در آینده، زمانی که اسرائیل اطلاعاتی واقعاً فوری و حیاتی را در اختیار واشنگتن قرار میدهد، تصمیمگیرندگان آمریکایی نسبت به اعتبار آن تردید کنند؛ تردیدی که میتواند در قالب یک سؤال ساده اما راهبردی مطرح شود:
«این بار چرا باید حرف شما را باور کنیم؟»
منبع:
https://x.com/i/status/2089378851449106854
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
به نوشته سیترینوویچ، یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای ناخواسته برای اسرائیل میتواند افزایش تردیدها نسبت به ادعاهای تلآویو درباره میزان اثربخشی عملیات نظامیاش در ایران باشد؛ مسئلهای که به باور او، دامنه پیامدهای آن میتواند بسیار فراتر از رویارویی کنونی با تهران امتداد پیدا کند.
او در ادامه تأکید میکند که اگر ارزیابیهای اطلاعاتی یا ادعاهای علنی اسرائیل درباره برنامه هستهای ایران در آینده اغراقآمیز، گزینشی یا فاقد پشتوانه کافی ارزیابی شوند، رهبران کشورهای دیگر ممکن است در مواجهه با اطلاعات بعدی اسرائیل درباره ایران، سوریه، حزبالله یا دیگر تهدیدهای منطقهای با تردید بیشتری برخورد کنند.
از نگاه این مقام سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که یکی از مهمترین داراییهای راهبردی اسرائیل، صرفاً قدرت نظامی این رژیم نیست؛ بلکه اعتبار سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل و اعتماد سیاستگذاران آمریکایی به برخورداری این رژیم از اطلاعات منحصربهفرد، بهموقع و قابل اتکا درباره تحولات خاورمیانه است.
سیترینوویچ هشدار میدهد که چنین اعتباری بهسختی ایجاد میشود، اما میتواند بهسرعت از بین برود. به گفته او، تلاش برای ایجاد قطعیت درباره موضوعاتی که دادههای اطلاعاتی پیرامون آنها همچنان با عدمقطعیت همراه است، شاید در کوتاهمدت دستاورد سیاسی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند هزینهای راهبردی و سنگین برای اسرائیل به همراه داشته باشد.
بر همین اساس، او معتقد است حفظ اعتبار ارزیابیهای اطلاعاتی باید خود به یکی از اهداف امنیت ملی اسرائیل تبدیل شود.
سیترینوویچ در نهایت هشدار میدهد که مسئله اصلی صرفاً احتمال نادرست از آب درآمدن یک ادعای مشخص درباره ایران نیست، بلکه خطر بزرگتر آن است که در آینده، زمانی که اسرائیل اطلاعاتی واقعاً فوری و حیاتی را در اختیار واشنگتن قرار میدهد، تصمیمگیرندگان آمریکایی نسبت به اعتبار آن تردید کنند؛ تردیدی که میتواند در قالب یک سؤال ساده اما راهبردی مطرح شود:
«این بار چرا باید حرف شما را باور کنیم؟»
منبع:
https://x.com/i/status/2089378851449106854
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
One of the most troubling unintended consequences for Israel may be the way unsubstantiated claims about the effectiveness of its operations in Iran could undermine the credibility of Israeli intelligence in Washington and beyond.
The problem extends far…
The problem extends far…
❤1
دنی سیترینویچ، کارشناس مسائل منطقه در تحلیلی که در روزنامه اسرائیل هیوم منتشر شده است نوشت: گزارشهای مربوط به تصمیم تهران برای اتخاذ «رویکرد تهاجمی» نشاندهنده تغییر اساسی در محاسبات استراتژیک رهبری ایران در برابر فشار حداکثری ایالات متحده است.
بنا بر ارزیابی این تحلیلگر، اگرچه تحریمهای مالی، نفتی و محاصره دریایی واشنگتن خسارات اقتصادی سنگینی بر ایران وارد کرده است، اما مقامات ایرانی قصد ندارند تسلیم شرایط آمریکا شوند؛ چرا که پذیرش علنی و آشکار شکست تحت فشار خارجی، با ماهیت و بنیانهای گفتمانی نظام حاکم بر ایران مغایرت دارد.
در همین راستا، تهران بر این باور است که هرچه محاصره اقتصادی طولانیتر و شدیدتر شود، انگیزه و اهرمهای بیشتری برای ایجاد تنش، برهم زدن ثبات منطقهای و انتقال هزینههای این تقابل به اقتصاد جهانی از جمله با به خطر انداختن امنیت و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز خواهد داشت.
در ادامه این تحلیل تأکید میشود که محاسبات واشنگتن دچار اشتباه برآوردی شده است، زیرا سناریو یا وضعیت میانی و پایدار بدون هزینهای برای ایالات متحده وجود ندارد و تداوم فشارهای جانبی از قبیل تحریمهای جدید یا تشدید محاصرههای زمینی و فشار بر شرکای تجاری ایران، راهحلهای معجزهآسایی برای شکست کامل تهران نخواهند بود.
به عقیده این کارشناس، در صورت تداوم روند کنونی، دولت آمریکا با نقطهای بحرانی مواجه خواهد شد که در آن ناچار است میان دو گزینه پرریسک دست به انتخاب بزند: ورود به یک تصاعد بحران و رویداد نظامی پرهزینه و غیرقابلپیشبینی، یا تن دادن به خواسته و شرایط مدنظر ایران.
بدین ترتیب، این نوشتار نتیجه میگیرد که عدم درک دقیق پویاییهای رفتاری ایران، واشنگتن را در بنبستی راهبردی قرار داده است که هر دو مسیر پیش روی آن پیچیده و سخت خواهد بود.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/18/irans-growing-incentive-to-escalate-leaves-trump-with-no-easy-way-out/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بنا بر ارزیابی این تحلیلگر، اگرچه تحریمهای مالی، نفتی و محاصره دریایی واشنگتن خسارات اقتصادی سنگینی بر ایران وارد کرده است، اما مقامات ایرانی قصد ندارند تسلیم شرایط آمریکا شوند؛ چرا که پذیرش علنی و آشکار شکست تحت فشار خارجی، با ماهیت و بنیانهای گفتمانی نظام حاکم بر ایران مغایرت دارد.
در همین راستا، تهران بر این باور است که هرچه محاصره اقتصادی طولانیتر و شدیدتر شود، انگیزه و اهرمهای بیشتری برای ایجاد تنش، برهم زدن ثبات منطقهای و انتقال هزینههای این تقابل به اقتصاد جهانی از جمله با به خطر انداختن امنیت و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز خواهد داشت.
در ادامه این تحلیل تأکید میشود که محاسبات واشنگتن دچار اشتباه برآوردی شده است، زیرا سناریو یا وضعیت میانی و پایدار بدون هزینهای برای ایالات متحده وجود ندارد و تداوم فشارهای جانبی از قبیل تحریمهای جدید یا تشدید محاصرههای زمینی و فشار بر شرکای تجاری ایران، راهحلهای معجزهآسایی برای شکست کامل تهران نخواهند بود.
به عقیده این کارشناس، در صورت تداوم روند کنونی، دولت آمریکا با نقطهای بحرانی مواجه خواهد شد که در آن ناچار است میان دو گزینه پرریسک دست به انتخاب بزند: ورود به یک تصاعد بحران و رویداد نظامی پرهزینه و غیرقابلپیشبینی، یا تن دادن به خواسته و شرایط مدنظر ایران.
بدین ترتیب، این نوشتار نتیجه میگیرد که عدم درک دقیق پویاییهای رفتاری ایران، واشنگتن را در بنبستی راهبردی قرار داده است که هر دو مسیر پیش روی آن پیچیده و سخت خواهد بود.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/18/irans-growing-incentive-to-escalate-leaves-trump-with-no-easy-way-out/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israel Hayom
Iran's growing incentive to escalate leaves Trump with no easy way out
Deliberations in Tehran over a shift to an “offensive approach” reflect a change in Iranian thinking: The greater the economic pressure, the stronger the
👍2
مایلز مککورمیک و کیت دوگوید، تحلیلگران روزنامه «فایننشال تایمز»، در گزارش اخیر خود به بررسی بحران رو به رشد بدهیهای آمریکا پرداختهاند. آنها توضیح میدهند که سرمایهگذاران به شدت نگران تورم مهارنشدنی و انباشت بدهیها در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ هستند. این نگرانیها باعث شده تا دولت آمریکا برای جذب سرمایه، مجبور شود اوراق قرضه ۳۰ ساله خود را با سود (بازدهی) ۵.۲۲ درصد به فروش برساند؛ رقمی که نشان میدهد هزینه وامگیری برای دولت آمریکا به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۱ تاکنون رسیده است.
بر اساس ارزیابی گنادی گلدبرگ، استراتژیست ارشد نرخ بهره در موسسه «تیدی سکیوریتیز»، این وضعیت برای خزانهداری آمریکا به شدت دردسرساز است، زیرا تامین مالی دولت اکنون با هزینههای بسیار گزافتری صورت میگیرد.
این روزنامهنگاران تاکید دارند که جنگ ترامپ با ایران باعث جهش شدید قیمت انرژی شده و در نتیجه فشار اقتصادی سنگینی بر مصرفکنندگان و کسبوکارها وارد کرده است.
این شوک قیمتی، در کنار عوامل دیگری همچون هزینههای هنگفت توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، اعمال تعرفههای تجاری جدید و سیاستهای گسترده کاهش مالیات، به شدت به تورم دامن زده و در نتیجه باعث افزایش چشمگیر نرخ بهره اوراق قرضه بلندمدت شده است.
این کارشناسان اقتصادی در ادامه تحلیل خود تصریح میکنند که حجم بدهیهای ملی آمریکا اکنون به مرز بیسابقه ۴۰ تریلیون دلار رسیده و نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی را به بالاترین حد خود سوق داده است؛ تا جایی که اکنون هزینههای مربوط به پرداخت بهره این بدهیها از کل بودجه دفاع ملی آمریکا نیز فراتر رفته است.
به نقل از متیو اسکات، مدیر معاملات در موسسه «آلیانس برنشتاین»، از آنجا که خزانهداری قصد ندارد حجم عرضه اوراق بلندمدت را در فصلهای آینده افزایش دهد، دولت ناچار است نیازهای مالی فزاینده خود را به ناچار از طریق انتشار اوراق خزانهداری کوتاهمدت تامین کند.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که این تغییر رویه و اتکای فزاینده به استقراض کوتاهمدت، کل ساختار بدهی این کشور را در برابر نوسانات مداوم نرخ بهره به شدت آسیبپذیرتر کرده و چشمانداز مالی ایالات متحده را در وضعیت متزلزلی قرار داده است.
منبع:
https://archive.ph/VghhI#selection-1465.0-1468.0
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس ارزیابی گنادی گلدبرگ، استراتژیست ارشد نرخ بهره در موسسه «تیدی سکیوریتیز»، این وضعیت برای خزانهداری آمریکا به شدت دردسرساز است، زیرا تامین مالی دولت اکنون با هزینههای بسیار گزافتری صورت میگیرد.
این روزنامهنگاران تاکید دارند که جنگ ترامپ با ایران باعث جهش شدید قیمت انرژی شده و در نتیجه فشار اقتصادی سنگینی بر مصرفکنندگان و کسبوکارها وارد کرده است.
این شوک قیمتی، در کنار عوامل دیگری همچون هزینههای هنگفت توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، اعمال تعرفههای تجاری جدید و سیاستهای گسترده کاهش مالیات، به شدت به تورم دامن زده و در نتیجه باعث افزایش چشمگیر نرخ بهره اوراق قرضه بلندمدت شده است.
این کارشناسان اقتصادی در ادامه تحلیل خود تصریح میکنند که حجم بدهیهای ملی آمریکا اکنون به مرز بیسابقه ۴۰ تریلیون دلار رسیده و نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی را به بالاترین حد خود سوق داده است؛ تا جایی که اکنون هزینههای مربوط به پرداخت بهره این بدهیها از کل بودجه دفاع ملی آمریکا نیز فراتر رفته است.
به نقل از متیو اسکات، مدیر معاملات در موسسه «آلیانس برنشتاین»، از آنجا که خزانهداری قصد ندارد حجم عرضه اوراق بلندمدت را در فصلهای آینده افزایش دهد، دولت ناچار است نیازهای مالی فزاینده خود را به ناچار از طریق انتشار اوراق خزانهداری کوتاهمدت تامین کند.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که این تغییر رویه و اتکای فزاینده به استقراض کوتاهمدت، کل ساختار بدهی این کشور را در برابر نوسانات مداوم نرخ بهره به شدت آسیبپذیرتر کرده و چشمانداز مالی ایالات متحده را در وضعیت متزلزلی قرار داده است.
منبع:
https://archive.ph/VghhI#selection-1465.0-1468.0
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Telegram
مشکات اندیشه
راه اندیشه بیهمراهان، ره به جایی نمیبرد. ما مشتاق شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایهای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
👍1
دو روی یک سکه در میدان تجریش؛ روایت خبرنگار «العربی» از تناقضهای ایران امروز
حازم کلاس، خبرنگار شبکه العربی، در گفتگویی با «پادکست ایران» به توصیف مشاهدات عینی خود از خیابانهای تهران پرداخته است. روایتی که تصویری بیسابقه، زنده و پرتناقض از تغییرات جامعه امروز ایران را به نمایش میگذارد.
وی با اشاره به حضورش در منطقه تجریش تهران در ایام محرم، صحنهای را روایت میکند که تقابل دو دنیای کاملاً متفاوت در یک زمان و مکان واحد است:
درون کافه: جوانانی با پوشش و ظاهری کاملاً آزاد (بدون هیچگونه مداخله یا تذکری) نشستهاند و موسیقی غربی به شکلی عادی در فضای کافه در حال پخش است؛ آن هم در ایامی که پیشتر پخش موسیقی در آن با محدودیت همراه بود.
بیرون کافه: همزمان با این فضا، صدای پخش ادعیه از بلندگوهای امامزاده صالح، نوای عزاداری و سینهزنی مواکب محرم و همچنین صدای تجمعکنندگان حامی نظام در همان حوالی به وضوح شنیده میشود.
این خبرنگار در توصیف این همزیستی متناقض و عجیب میگوید:
«برای لحظهای احساس کردم تمام این تناقضها، خود "ایران" است. این تناقض شگفتانگیز، واقعیت امروز ایران است. اما نکته کلیدی اینجاست؛ من کاملاً درک میکنم که تماشای چنین صحنهای در ایران، نه در سالهای دور، بلکه تنها تا یک سال پیش کاملاً محال و غیرممکن بود.»
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
حازم کلاس، خبرنگار شبکه العربی، در گفتگویی با «پادکست ایران» به توصیف مشاهدات عینی خود از خیابانهای تهران پرداخته است. روایتی که تصویری بیسابقه، زنده و پرتناقض از تغییرات جامعه امروز ایران را به نمایش میگذارد.
وی با اشاره به حضورش در منطقه تجریش تهران در ایام محرم، صحنهای را روایت میکند که تقابل دو دنیای کاملاً متفاوت در یک زمان و مکان واحد است:
درون کافه: جوانانی با پوشش و ظاهری کاملاً آزاد (بدون هیچگونه مداخله یا تذکری) نشستهاند و موسیقی غربی به شکلی عادی در فضای کافه در حال پخش است؛ آن هم در ایامی که پیشتر پخش موسیقی در آن با محدودیت همراه بود.
بیرون کافه: همزمان با این فضا، صدای پخش ادعیه از بلندگوهای امامزاده صالح، نوای عزاداری و سینهزنی مواکب محرم و همچنین صدای تجمعکنندگان حامی نظام در همان حوالی به وضوح شنیده میشود.
این خبرنگار در توصیف این همزیستی متناقض و عجیب میگوید:
«برای لحظهای احساس کردم تمام این تناقضها، خود "ایران" است. این تناقض شگفتانگیز، واقعیت امروز ایران است. اما نکته کلیدی اینجاست؛ من کاملاً درک میکنم که تماشای چنین صحنهای در ایران، نه در سالهای دور، بلکه تنها تا یک سال پیش کاملاً محال و غیرممکن بود.»
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
بر اساس تحلیلی جامع که توسط «دین شموئل الماس» کارشناس ارشد مسائل نظامی و تسلیحاتی در نشریه «گلوبس» ارائه شده است، رژیم صهیونیستی در تلاش است تا با بهرهگیری هوشمندانه از تمرکز کنونی جامعه جهانی بر بحرانهای خاورمیانه و رقابتهای ژئوپلیتیک میان واشنگتن و پکن، نفوذ نظامی و تجاری خود را در منطقه آسیا و اقیانوسیه بهشدت گسترش دهد.
این تحلیلگر صراحتاً استدلال میکند که تلآویو با پیشبینی احتمال بروز درگیری نظامی بر سر تایوان و متعاقب آن تغییر تمرکز راهبردی ایالات متحده، فرصت را برای قبضه کردن بازار تسلیحاتی این منطقه غنیمت شمرده است.
در تبیین این ادعا، گزارش نشان میدهد که سهم صادرات نظامی این رژیم به کشورهای آسیایی، پس از یک دوره افت مقطعی، در سال ۲۰۲۵ با جهشی معنادار به ۳۲ درصد بازگشته و ارزش کل صادرات جنگافزارها را به رکورد بیسابقه ۱۹.۲ میلیارد دلار رسانده است، روندی که انتظار میرود در سهماهه پایانی سال نیز با شیب تندتری تداوم یابد.
در بخش دیگری از این ارزیابی راهبردی و در تشریح جزئیات بازارهای هدف، کارشناس نشریه گلوبس تأکید میکند که کشورهای درگیر در مناقشات مرزی و سیاسی با چین، به مقاصد اصلی این تحرکات تسلیحاتی تبدیل شدهاند.
بر این مبنا، هند با اختصاص ۲۹ درصد از سهم واردات (معادل تقریبی ۲۰.۶ میلیارد دلار) به دلیل اختلافات ارضی مستمر با پکن، همچنان در صدر فهرست خریداران تسلیحات رژیم اشغالگر قرار دارد و پس از آن، ژاپن نیز با افزایش چشمگیر بودجه دفاعی خود در واکنش به تهدیدات فزاینده، در صف نخست خریداران پهپادهای شناسایی، سامانههای پدافندی و موشکهای دوربرد جای گرفته است.
نویسنده در نهایت با اشاره به انعقاد قراردادهای کلان مشابه با کشورهایی نظیر فیلیپین، تایلند و ویتنام، چنین نتیجهگیری میکند که اقتصاد جنگمحور رژیم صهیونیستی، حیات و سودآوری خود را در گرو دامن زدن به تنشهای بینالمللی و تسلیح همسایگان چین میبیند رویکردی که عملاً پرده از نیات توسعهطلبانه این رژیم برداشته و نشان میدهد آنها به بهای گسترش ناامنی جهانی و تجارت با خون غیرنظامیان، به دنبال کسب منافع اقتصادی هستند.
منبع:
https://www.globes.co.il/news/article.aspx?did=1001552553
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این تحلیلگر صراحتاً استدلال میکند که تلآویو با پیشبینی احتمال بروز درگیری نظامی بر سر تایوان و متعاقب آن تغییر تمرکز راهبردی ایالات متحده، فرصت را برای قبضه کردن بازار تسلیحاتی این منطقه غنیمت شمرده است.
در تبیین این ادعا، گزارش نشان میدهد که سهم صادرات نظامی این رژیم به کشورهای آسیایی، پس از یک دوره افت مقطعی، در سال ۲۰۲۵ با جهشی معنادار به ۳۲ درصد بازگشته و ارزش کل صادرات جنگافزارها را به رکورد بیسابقه ۱۹.۲ میلیارد دلار رسانده است، روندی که انتظار میرود در سهماهه پایانی سال نیز با شیب تندتری تداوم یابد.
در بخش دیگری از این ارزیابی راهبردی و در تشریح جزئیات بازارهای هدف، کارشناس نشریه گلوبس تأکید میکند که کشورهای درگیر در مناقشات مرزی و سیاسی با چین، به مقاصد اصلی این تحرکات تسلیحاتی تبدیل شدهاند.
بر این مبنا، هند با اختصاص ۲۹ درصد از سهم واردات (معادل تقریبی ۲۰.۶ میلیارد دلار) به دلیل اختلافات ارضی مستمر با پکن، همچنان در صدر فهرست خریداران تسلیحات رژیم اشغالگر قرار دارد و پس از آن، ژاپن نیز با افزایش چشمگیر بودجه دفاعی خود در واکنش به تهدیدات فزاینده، در صف نخست خریداران پهپادهای شناسایی، سامانههای پدافندی و موشکهای دوربرد جای گرفته است.
نویسنده در نهایت با اشاره به انعقاد قراردادهای کلان مشابه با کشورهایی نظیر فیلیپین، تایلند و ویتنام، چنین نتیجهگیری میکند که اقتصاد جنگمحور رژیم صهیونیستی، حیات و سودآوری خود را در گرو دامن زدن به تنشهای بینالمللی و تسلیح همسایگان چین میبیند رویکردی که عملاً پرده از نیات توسعهطلبانه این رژیم برداشته و نشان میدهد آنها به بهای گسترش ناامنی جهانی و تجارت با خون غیرنظامیان، به دنبال کسب منافع اقتصادی هستند.
منبع:
https://www.globes.co.il/news/article.aspx?did=1001552553
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
גלובס
בצל החשש מתוקפנות סינית: בתעשיות הביטחוניות נערכים לגל הזמנות מאסיה
אתונה צפויה לאשר השבוע רכש שלוש מערכות ישראליות במסגרת תוכנית "מגן אכילס" • למרות ההפחתה בסכום המקורי, זו העסקה השנייה בגודלה ליצוא הביטחוני הישראלי, וכעת העיניים נשואות ללקוחות באסיה–פסיפיק בצל האיום מסין • בינתיים האופטימיות לא מגיעה למניות
👍1
الکس وطنخواه، کارشناس و پژوهشگر ارشد مسائل ایران، در تحلیلی برای نشریه «المجله» با اشاره به انتصابات اخیر در عالیترین سطوح نظامی و امنیتی ایران تصریح میکند که انتصاب چهرههای باسابقه در انتصابهای کلیدی اخیر—از جمله محسن رضایی در شورای عالی امنیت ملی، احمد وحیدی در فرماندهی کل سپاه، علی عبداللهی در ریاست ستاد کل نیروهای مسلح و حسین طائب در سازمان بسیج—بیش از آنکه یک نوسازی نسلی باشد، نوعی بازسازی اضطراری بر پایه تجربه و حافظه نهادی نیروهای کهنهکار است.
بر اساس ارزیابی این تحلیلگر، این جابهجاییها نشاندهنده بهرهگیری هوشمندانه تهران از تجارب جنگهای اخیر برای مقاومسازی ساختار فرماندهی در برابر ضربات احتمالی و تضمین تداوم عملیاتی کشور است.
در همین راستا، اقداماتی نظیر یکپارچهسازی و ادغام ساختاری ستاد کل با قرارگاه خاتمالانبیاء، تقویت بازدارندگی حداکثری و توان تهاجمی سپاه و همچنین گسترش شبکه اطلاعاتی و مردمی بسیج، پاسخی جامع به جبران خسارات انسانی گذشته و رویکردی یکپارچه برای مواجهه همزمان با تهدیدات بیرونی و صیانت از امنیت داخلی محسوب میشود.
این پژوهشگر ارشد در ادامه ارزیابی خود تأکید میکند که این تغییرات ساختاری و گرایش به سمت تجدید ارایش نظامی، به معنای بستن درهای دیپلماسی یا ترجیح مطلق رویکرد نظامی بر گفتوگو نیست. به اعتقاد وی، بازگشت چهرهای مانند محسن رضایی به شورای عالی امنیت ملی با توجه به جایگاه فرابخشی و انعطافپذیری تاکتیکی او، میتواند به ایجاد هماهنگی بیشتر میان دستگاههای دیپلماتیک و نهادهای امنیتی کمک کند.
این تحلیل نشان میدهد که مسئولان ارشد کشور، تقویت قدرتمندانه اهرمهای دفاعی و دریایی در مناطقی مانند تنگه هرمز را مکمل گفتوگوهای سیاسی میدانند؛ از اینرو، ایران در عین حال که خود را برای مواجهه با سطوح مختلف فشار آماده میسازد، مسیر رایزنیهای غیرمستقیم را نیز مفتوح نگه داشته است تا قدرتمندی نظامی را به دستاوردهای ملموس در عرصه دیپلماسی تبدیل کند.
منبع:
https://en.majalla.com/node/332549/politics/irans-new-war-cabinet-really-old-one
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس ارزیابی این تحلیلگر، این جابهجاییها نشاندهنده بهرهگیری هوشمندانه تهران از تجارب جنگهای اخیر برای مقاومسازی ساختار فرماندهی در برابر ضربات احتمالی و تضمین تداوم عملیاتی کشور است.
در همین راستا، اقداماتی نظیر یکپارچهسازی و ادغام ساختاری ستاد کل با قرارگاه خاتمالانبیاء، تقویت بازدارندگی حداکثری و توان تهاجمی سپاه و همچنین گسترش شبکه اطلاعاتی و مردمی بسیج، پاسخی جامع به جبران خسارات انسانی گذشته و رویکردی یکپارچه برای مواجهه همزمان با تهدیدات بیرونی و صیانت از امنیت داخلی محسوب میشود.
این پژوهشگر ارشد در ادامه ارزیابی خود تأکید میکند که این تغییرات ساختاری و گرایش به سمت تجدید ارایش نظامی، به معنای بستن درهای دیپلماسی یا ترجیح مطلق رویکرد نظامی بر گفتوگو نیست. به اعتقاد وی، بازگشت چهرهای مانند محسن رضایی به شورای عالی امنیت ملی با توجه به جایگاه فرابخشی و انعطافپذیری تاکتیکی او، میتواند به ایجاد هماهنگی بیشتر میان دستگاههای دیپلماتیک و نهادهای امنیتی کمک کند.
این تحلیل نشان میدهد که مسئولان ارشد کشور، تقویت قدرتمندانه اهرمهای دفاعی و دریایی در مناطقی مانند تنگه هرمز را مکمل گفتوگوهای سیاسی میدانند؛ از اینرو، ایران در عین حال که خود را برای مواجهه با سطوح مختلف فشار آماده میسازد، مسیر رایزنیهای غیرمستقیم را نیز مفتوح نگه داشته است تا قدرتمندی نظامی را به دستاوردهای ملموس در عرصه دیپلماسی تبدیل کند.
منبع:
https://en.majalla.com/node/332549/politics/irans-new-war-cabinet-really-old-one
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Majalla
Iran's new war cabinet is really an old one
The appointments show how Tehran is drawing lessons from successive wars and preparing for a prolonged period of insecurity
👏2❤1
اریک دیویس، اخترفیزیکدان و همکار باسابقه برنامه بررسی اشیای ناشناس پرنده (یوفو) در وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، در مصاحبهای با شبکه خبری «نیوزنیشن» که گزارش آن در روزنامه «معاریو» نیز بازتاب یافته است، ادعا میکند که دولت ایالات متحده بقایای دستکم چهار گونه مختلف از موجودات فرازمینی سقوطکرده بر روی زمین را در تأسیسات فوقسری خود پنهان کرده و مکان نگهداری آنها را در دوران ریاستجمهوری اوباما تغییر داده است.
وی با استناد به اسناد، تصاویر و طرحهای طبقهبندیشدهای که شخصاً رؤیت کرده، این گونهها را شامل «خاکستریها» (شبهانسانهای کوچک با سرهای بزرگ و چشمان سیاه)، «نوردیکها» (شبیه به انسانهای قدبلند با ویژگیهای کاملاً انسانی و اسکاندیناویایی)، «حشرهسانان» (موجوداتی همقامت انسان شبیه به آخوندک) و «خزندهسانان» توصیف کرده و میافزاید که علیرغم انکارهای مکرر کاخ سفید و ارتش آمریکا مبنی بر عدم کشف شواهد فیزیکی، این اسناد اثباتکننده به دلیل قوانین اطلاعاتی بین ۵۰ تا ۷۵ سال محرمانه باقی خواهند ماند.
این کارشناس ضمن ابراز نارضایتی عمیق از روند کند انتشار قطرهچکانی اطلاعات توسط پنتاگون، با انتشار پیامی علنی از دونالد ترامپ خواستار دریافت مصونیت قضایی برای خود و سایر افشاگران از جمله دیوید گروش، افسر پیشین اطلاعاتی، شده است تا بتوانند بدون هراس از پیگرد قانونی ناشی از افشای اسرار دولتی، تصاویر، ویدیوها و مستندات قطعی مرتبط با بازیابی اجساد و حتی یک مورد موجود زنده فرازمینی را به منظور شفافسازی در اختیار افکار عمومی جهان قرار دهند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1357640
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی با استناد به اسناد، تصاویر و طرحهای طبقهبندیشدهای که شخصاً رؤیت کرده، این گونهها را شامل «خاکستریها» (شبهانسانهای کوچک با سرهای بزرگ و چشمان سیاه)، «نوردیکها» (شبیه به انسانهای قدبلند با ویژگیهای کاملاً انسانی و اسکاندیناویایی)، «حشرهسانان» (موجوداتی همقامت انسان شبیه به آخوندک) و «خزندهسانان» توصیف کرده و میافزاید که علیرغم انکارهای مکرر کاخ سفید و ارتش آمریکا مبنی بر عدم کشف شواهد فیزیکی، این اسناد اثباتکننده به دلیل قوانین اطلاعاتی بین ۵۰ تا ۷۵ سال محرمانه باقی خواهند ماند.
این کارشناس ضمن ابراز نارضایتی عمیق از روند کند انتشار قطرهچکانی اطلاعات توسط پنتاگون، با انتشار پیامی علنی از دونالد ترامپ خواستار دریافت مصونیت قضایی برای خود و سایر افشاگران از جمله دیوید گروش، افسر پیشین اطلاعاتی، شده است تا بتوانند بدون هراس از پیگرد قانونی ناشی از افشای اسرار دولتی، تصاویر، ویدیوها و مستندات قطعی مرتبط با بازیابی اجساد و حتی یک مورد موجود زنده فرازمینی را به منظور شفافسازی در اختیار افکار عمومی جهان قرار دهند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1357640
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
מדען טוען שהממשל האמריקני מסתיר גופות של ארבעה זני חייזרים
ד"ר אריק דיוויס, אסטרופיזיקאי שעבד במשך עשורים עם תוכנית העב"מים של הפנטגון, טוען שהממשל האמריקני מסתיר שרידים של לא פחות מארבעה זני חייזרים שונים שהתרסקו על כדור הארץ
مری ای. لاولی و کریستین وای. وان، کارشناسان و پژوهشگران مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون در گزارش تحلیلی بیان میکنند که سالها اعمال تعرفههای گمرکی ایالات متحده علیه چین، بیش از آنکه وابستگی آمریکا به تأمینکنندگان چینی را به طور معناداری کاهش دهد، صرفاً مسیرهای ورود محصولات این کشور به بازار آمریکا را تغییر داده است.
این تحلیلگران با تشریح تفاوت میان دادههای تجارت دوجانبه و جریانهای تجارت ارزش افزوده استدلال میکنند که برخلاف افت ظاهری تقریباً ۷ درصدی در واردات مستقیم (از ۱۸ درصد در سال ۲۰۱۷ به حدود ۱۱ درصد در سال ۲۰۲۴)، سهم واقعی ارزش افزوده چین در کل واردات آمریکا تنها ۲.۳ درصد کاهش یافته و پس از ثبت یک نقطه اوج ۱۹ درصدی در سال ۲۰۲۱، به ۱۵.۴ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
به گفته آنها، این واگرایی آماری که پس از اعمال تعرفههای گمرکی توسط دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ شدت گرفت، نشاندهنده آن است که کالاها و خدمات چینی اکنون به طور فزایندهای در دل واردات آمریکا از کشورهای ثالث پنهان شدهاند؛ به عنوان نمونه، ممکن است ۶۰ درصد از ارزش نهایی یک لپتاپ هزار دلاری که از ویتنام وارد آمریکا میشود، در واقع متعلق به قطعات ساخته شده در چین باشد.
در نهایت، پژوهشگران این مؤسسه نتیجهگیری میکنند که روند جداسازی این دو اقتصاد بزرگ جهان بسیار محدودتر از تصورات مبتنی بر آمارهای دوجانبه بوده و محتوای تولیدی چین با موفقیت توانسته است مسیرهای جایگزینی برای دور زدن تعرفههای واشنگتن پیدا کند.
منبع:
https://www.piie.com/research/piie-charts/2026/years-us-tariffs-china-have-largely-failed-reduce-dependence-chinese
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این تحلیلگران با تشریح تفاوت میان دادههای تجارت دوجانبه و جریانهای تجارت ارزش افزوده استدلال میکنند که برخلاف افت ظاهری تقریباً ۷ درصدی در واردات مستقیم (از ۱۸ درصد در سال ۲۰۱۷ به حدود ۱۱ درصد در سال ۲۰۲۴)، سهم واقعی ارزش افزوده چین در کل واردات آمریکا تنها ۲.۳ درصد کاهش یافته و پس از ثبت یک نقطه اوج ۱۹ درصدی در سال ۲۰۲۱، به ۱۵.۴ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
به گفته آنها، این واگرایی آماری که پس از اعمال تعرفههای گمرکی توسط دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ شدت گرفت، نشاندهنده آن است که کالاها و خدمات چینی اکنون به طور فزایندهای در دل واردات آمریکا از کشورهای ثالث پنهان شدهاند؛ به عنوان نمونه، ممکن است ۶۰ درصد از ارزش نهایی یک لپتاپ هزار دلاری که از ویتنام وارد آمریکا میشود، در واقع متعلق به قطعات ساخته شده در چین باشد.
در نهایت، پژوهشگران این مؤسسه نتیجهگیری میکنند که روند جداسازی این دو اقتصاد بزرگ جهان بسیار محدودتر از تصورات مبتنی بر آمارهای دوجانبه بوده و محتوای تولیدی چین با موفقیت توانسته است مسیرهای جایگزینی برای دور زدن تعرفههای واشنگتن پیدا کند.
منبع:
https://www.piie.com/research/piie-charts/2026/years-us-tariffs-china-have-largely-failed-reduce-dependence-chinese
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
PIIE
Years of US tariffs on China have largely failed to reduce dependence on Chinese suppliers
US tariffs on China have changed the routes through which Chinese-made content reaches the US far more than they have reduced US dependence on China. Examining value-added trade flows through 2024 shows that US reliance on Chinese producers has fallen much…
بر اساس گزارش تفصیلی منتشر شده از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس و تحلیل ارائه شده توسط جمال عبدی، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)، مقامات واشنگتن و تهران بهرغم تنشهای بیسابقه ژئوپلیتیک، سطح شگفتانگیزی از همکاریهای دوجانبه را در زمینه استرداد مهاجران ایرانی به نمایش گذاشتهاند.
این منابع با استناد به اسناد و ایمیلهای افشاشده تصریح میکنند که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، اداره اعمال مقررات مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) با هماهنگی مستقیم سفارت ایران، زمینه اخراج بیش از ۱۰۰ شهروند ایرانی را طی سه پرواز اختصاصی در ماههای سپتامبر، دسامبر و ژانویه فراهم آورده است.
بر مبنای این ارزیابی، مکاتبات درزیافته نشان میدهد که این پروژه استرداد حتی در بحبوحه تقابل نظامی ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ نیز متوقف نگردیده و به عنوان اولویت راهبردی کاخ سفید در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ پیگیری شده است؛ فرآیندی که طی آن، مقامات اجرایی آمریکا نظیر تاد لیونز و مارکوس چارلز، ضمن پذیرش اعمال نفوذ تهران، فهرست اخراجیها را دقیقاً مطابق با درخواستها و ملاحظات دیپلماتیک طرف ایرانی اصلاح و روند اجرای آن را تسریع نمودند.
این کارشناس ارشد و ناظران حقوق بشری در ادامه واکاوی ابعاد پنهان این پرونده، خاطرنشان میسازند که روند اجرایی این هماهنگیها با چالشها و نقض رویههای معمول پناهجویی همراه بوده است.
ارزیابیها حاکی از آن است که مقامات مهاجرتی ایالات متحده، بستر ملاقاتهای اجباری میان نمایندگان رسمی ایران و دستکم ۱۱ تن از مهاجران بازداشتی را در خاک آمریکا فراهم آوردهاند؛ جلساتی که در آنها مشخص شد نمایندگان یادشده به جزئیات محرمانه پروندههای پناهندگی این افراد دسترسی داشتهاند.
عبدی با ارجاع به مستندات این ایمیلهای درزیافته، استدلال میکند که این سطح از همسویی آشکار، ادعاهای ترامپ مبنی بر تقابل با حاکمیت ایران به منظور حمایت از شهروندان این کشور را از اساس باطل میسازد.
وی در نهایت چنین نتیجهگیری میکند که پافشاری واشنگتن بر اجرای این طرح، حتی در شرایط انسداد حریم هوایی و فقدان اوراق هویتی برای مسافران، اثباتکننده این واقعیت است که یگانه اولویت دولت وقت آمریکا، صرفاً اخراج حداکثری افراد به هر طریق ممکن و با بهرهگیری از تمامی ابزارهای موجود بوده است.
منبع:
https://mobile.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-f7e381564cf10a1026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این منابع با استناد به اسناد و ایمیلهای افشاشده تصریح میکنند که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، اداره اعمال مقررات مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) با هماهنگی مستقیم سفارت ایران، زمینه اخراج بیش از ۱۰۰ شهروند ایرانی را طی سه پرواز اختصاصی در ماههای سپتامبر، دسامبر و ژانویه فراهم آورده است.
بر مبنای این ارزیابی، مکاتبات درزیافته نشان میدهد که این پروژه استرداد حتی در بحبوحه تقابل نظامی ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ نیز متوقف نگردیده و به عنوان اولویت راهبردی کاخ سفید در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ پیگیری شده است؛ فرآیندی که طی آن، مقامات اجرایی آمریکا نظیر تاد لیونز و مارکوس چارلز، ضمن پذیرش اعمال نفوذ تهران، فهرست اخراجیها را دقیقاً مطابق با درخواستها و ملاحظات دیپلماتیک طرف ایرانی اصلاح و روند اجرای آن را تسریع نمودند.
این کارشناس ارشد و ناظران حقوق بشری در ادامه واکاوی ابعاد پنهان این پرونده، خاطرنشان میسازند که روند اجرایی این هماهنگیها با چالشها و نقض رویههای معمول پناهجویی همراه بوده است.
ارزیابیها حاکی از آن است که مقامات مهاجرتی ایالات متحده، بستر ملاقاتهای اجباری میان نمایندگان رسمی ایران و دستکم ۱۱ تن از مهاجران بازداشتی را در خاک آمریکا فراهم آوردهاند؛ جلساتی که در آنها مشخص شد نمایندگان یادشده به جزئیات محرمانه پروندههای پناهندگی این افراد دسترسی داشتهاند.
عبدی با ارجاع به مستندات این ایمیلهای درزیافته، استدلال میکند که این سطح از همسویی آشکار، ادعاهای ترامپ مبنی بر تقابل با حاکمیت ایران به منظور حمایت از شهروندان این کشور را از اساس باطل میسازد.
وی در نهایت چنین نتیجهگیری میکند که پافشاری واشنگتن بر اجرای این طرح، حتی در شرایط انسداد حریم هوایی و فقدان اوراق هویتی برای مسافران، اثباتکننده این واقعیت است که یگانه اولویت دولت وقت آمریکا، صرفاً اخراج حداکثری افراد به هر طریق ممکن و با بهرهگیری از تمامی ابزارهای موجود بوده است.
منبع:
https://mobile.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-f7e381564cf10a1026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
N12
המיילים חשפו: ארצות הברית ואיראן שיתפו פעולה למרות המתיחות
התכתבויות שנשלחו בין גורמי הגירה אמריקנים מצביעים על קשרי עבודה בין ארה"ב לאיראן בסוגיית גירוש מהגרים
❤1
اسرائیل زیو، ژنرال برجسته و رئیس سابق بخش عملیات ارتش اسرائیل، در یادداشتی تحلیلی در روزنامه «معاریو» هشدار میدهد که رجب طیب اردوغان با سوءاستفاده از تضعیف محور ایرانی، بحران غزه و بیاعتمادی بینالمللی به نتانیاهو، در حال مهندسی یک معماری جدید منطقهای است که خطر آن برای تلآویو بهمراتب سنگینتر از تهدید ایران خواهد بود.
وی تصریح میکند که ترکیه درصدد شکلدهی به یک «محور سنی جدید» با مشارکت عربستان سعودی و پاکستان است تا حلقهای محاصرهکننده شامل سرمایه سعودی، صنایع نظامی ترکیه و قدرت بازدارندگی هستهای پاکستان را جایگزین نفوذ منطقهای ایران کند.
زیو با اشاره به تحرکات آنکارا تأکید دارد که استقرار سامانههای پدافندی و راداری در سوریه صرفاً برای حمایت از بومیان نیست، بلکه هدف اصلی آن سلب آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل بهعنوان مهمترین دارایی استراتژیک تلآویو است.
به باور این تحلیلگر، نفوذ دیپلماتیک ترکیه در غزه، تلاش برای همراه ساختن مصر و تبدیل ساختن پرونده فلسطین به اهرم فشاری علیه تلآویو، موقعیتی ویژه به آنکارا بخشیده است؛ موقعیتی که به دلیل عضویت ترکیه در ناتو، روابط گسترده تجاری با اروپا و مشروعیت منطقهای، مهار آن را برخلاف ایران منزوی دشوارتر کرده و احتمال تشکیل ائتلافهای بینالمللی علیه تلآویو را بهشدت افزایش میدهد.
این فرمانده ارشد سابق در بخش دیگری از ارزیابی خود، حملات هوایی تلآویو به سوریه را موضعی منفعلانه و صرفاً اقدامی موقت برای خرید زمان دانسته و تأکید میکند که ناکامی دیپلماتیک و خلاء استراتژیک ناشی از سه سال جنگ بینتیجه، بستر مناسب را برای توسعهطلبی آنکارا فراهم کرده است.
زیو خاطرنشان میسازد که کابینه نتانیاهو بهجای ارائه یک افق دیپلماتیک، خود سازنده خلأيي بوده که اکنون ترکیه در حال پر کردن آن است.
از نظر وی، تنها راه برونرفت از این بنبست راهبردی، اتخاذ یک سیاست منطقهای جدید مشتمل بر ایجاد سازوکار جایگزین حماس در غزه، احیای پیمانهای عملی با مصر و اردن و تقویت محورهای منطقهای با یونان، قبرس و هند است.
با این حال، او در جمعبندی نهایی تصریح میکند که دولت فعلی نتانیاهو به دلیل وابستگیهای شدید سیاسی، بیاعتمادی داخلی و بینالمللی و عدم اتخاذ تصمیمات سخت، توانایی اجرای چنین تدابیری را ندارد و تغییر این معادله خطرناک تنها پس از رفتن این کابینه میسر خواهد بود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1358014
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی تصریح میکند که ترکیه درصدد شکلدهی به یک «محور سنی جدید» با مشارکت عربستان سعودی و پاکستان است تا حلقهای محاصرهکننده شامل سرمایه سعودی، صنایع نظامی ترکیه و قدرت بازدارندگی هستهای پاکستان را جایگزین نفوذ منطقهای ایران کند.
زیو با اشاره به تحرکات آنکارا تأکید دارد که استقرار سامانههای پدافندی و راداری در سوریه صرفاً برای حمایت از بومیان نیست، بلکه هدف اصلی آن سلب آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل بهعنوان مهمترین دارایی استراتژیک تلآویو است.
به باور این تحلیلگر، نفوذ دیپلماتیک ترکیه در غزه، تلاش برای همراه ساختن مصر و تبدیل ساختن پرونده فلسطین به اهرم فشاری علیه تلآویو، موقعیتی ویژه به آنکارا بخشیده است؛ موقعیتی که به دلیل عضویت ترکیه در ناتو، روابط گسترده تجاری با اروپا و مشروعیت منطقهای، مهار آن را برخلاف ایران منزوی دشوارتر کرده و احتمال تشکیل ائتلافهای بینالمللی علیه تلآویو را بهشدت افزایش میدهد.
این فرمانده ارشد سابق در بخش دیگری از ارزیابی خود، حملات هوایی تلآویو به سوریه را موضعی منفعلانه و صرفاً اقدامی موقت برای خرید زمان دانسته و تأکید میکند که ناکامی دیپلماتیک و خلاء استراتژیک ناشی از سه سال جنگ بینتیجه، بستر مناسب را برای توسعهطلبی آنکارا فراهم کرده است.
زیو خاطرنشان میسازد که کابینه نتانیاهو بهجای ارائه یک افق دیپلماتیک، خود سازنده خلأيي بوده که اکنون ترکیه در حال پر کردن آن است.
از نظر وی، تنها راه برونرفت از این بنبست راهبردی، اتخاذ یک سیاست منطقهای جدید مشتمل بر ایجاد سازوکار جایگزین حماس در غزه، احیای پیمانهای عملی با مصر و اردن و تقویت محورهای منطقهای با یونان، قبرس و هند است.
با این حال، او در جمعبندی نهایی تصریح میکند که دولت فعلی نتانیاهو به دلیل وابستگیهای شدید سیاسی، بیاعتمادی داخلی و بینالمللی و عدم اتخاذ تصمیمات سخت، توانایی اجرای چنین تدابیری را ندارد و تغییر این معادله خطرناک تنها پس از رفتن این کابینه میسر خواهد بود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1358014
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
לא שדה תעופה ולא סוריה: זה המהלך הגדול שארדואן בונה סביב ישראל | ישראל זיו
התקיפות בסוריה הן רק קצה המהלך: טורקיה מנצלת את היחלשות איראן והוואקום האזורי לבניית ציר סוני חדש, מרחיבה אחיזה בסוריה ובעזה ומאתגרת את חופש הפעולה הישראלי, בעוד ישראל נותרת ללא מדיניות אזורית חלופית
❤1
دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل معتقد است تحرکات و مواضع اخیر در تهران را میتوان تلاشی از سوی محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان برای متقاعد کردن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و آقای مجتبی خامنهای دانست؛ تلاشی با این هدف که نشان دهند ایران باید به یادداشت تفاهم بازگردد و راهکاری برای خروج از تقابل فعلی بیابد.
به گفته این تحلیلگر، چالش بنیادی این جریان، نبود هیچ پیشنهاد معنادار و ملموسی از سوی ایالات متحده روی میز است. وی تأکید میکند هنگامی که مقامات ارشد آمریکایی علناً از «به زانو درآوردن حکومت ایران» سخن میگویند، برای تصمیمگیرانی در داخل ایران که خواستار پایان دادن به درگیری هستند، اشاره به یک «خروجی دیپلماتیک معتبر» بسیار دشوار میشود.
سیترینوویچ میافزاید اگرچه این چهرهها وخامت اوضاع اقتصادی ایران را درک میکنند، اما تا زمانی که واشنگتن پیشنهادی برای مذاکره ارائه ندهد، توان دفاع از ایده سازش را نخواهند داشت.
وی معقولترین راه برای جلوگیری از دور جدید تنشها را بازگشت هر دو طرف به یادداشت تفاهم اولیه، بدون طرح مطالبات زیادهخواهانه جدید میداند.
از نگاه او، تحقق این امر مستلزم توافقی موقت است که درجهای از کنترل یا اختیارات را در تنگه هرمز به ایران واگذار کند و همزمان شرایطی را فراهم آورد که دونالد ترامپ بتواند بازگشایی تنگه و ازسرگیری کشتیرانی بینالمللی را اعلام نماید.
با این حال، به باور سیترینوویچ، در حال حاضر هیچیک از دو طرف آماده چنین سازشی نیستند؛ چراکه تهران همچنان مطالبات فراتر از انتظاری مطرح میکند که پذیرش آن برای واشنگتن دشوار است و دولت ترامپ نیز تمایل چندانی به بازگشت به میز مذاکره نشان نمیدهد. در عوض، واشنگتن تمرکز خود را بر کمپین فشار اقتصادی گذاشته است—اقدامی که بر این فرض استوار است که فشار حداکثری در نهایت میتواند ایران را مجبور به تسلیم کند.
این کارشناس ارشد هشدار میدهد که مواضع قالیباف و پزشکیان نباید بیش از حد مورد تفسیر مبالغهآمیز قرار گیرد. اگرچه این اظهارات به روشنی انعکاسدهنده تعمیق مشکلات اقتصادی و تمایل بخشی از حاکمیت برای پایان دادن به مواجهه است، اما آنها پیشنهاد دیپلماتیک مشخصی از سوی آمریکا در دست ندارند تا با اتکا به آن، فرماندهان سپاه را قانع کنند.
وی در ادامه به یک پارادوکس اشاره کرده و مینویسد که این بنبست دیپلماتیک در نهایت به تقویت موضع تندروها در ساختار قدرت ایران میانجامد؛ چراکه استدلال جریان سختگیر ساده است: اگر واشنگتن قصد دارد فشار حداکثری اقتصادی را بدون ارائه راهکار دیپلماتیک ادامه دهد، دلیلی برای خویشتنداری ایران وجود ندارد.
از دیدگاه آنان، تشدید تنش بر تحمل یک محاصره اقتصادی نامحدود ترجیح دارد، بهویژه اگر بر این باور باشند که با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا، ترامپ ریسکگریزتر خواهد شد.
در نهایت، سیترینوویچ نتیجهگیری میکند که با وجود سیگنالهای صادرشده از سوی قالیباف و پزشکیان، احتمال تشدید درگیریها رو به افزایش است؛ مگر آنکه واشنگتن و تهران هر دو آماده بازگشت به یادداشت تفاهم و اعطای امتیازاتی باشند که از نظر سیاسی قابل دفاع باشد، در غیر این صورت بعید است صداهای خواستار خویشتنداری در داخل ایران به نتیجه برسند.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2090792770755506197
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
به گفته این تحلیلگر، چالش بنیادی این جریان، نبود هیچ پیشنهاد معنادار و ملموسی از سوی ایالات متحده روی میز است. وی تأکید میکند هنگامی که مقامات ارشد آمریکایی علناً از «به زانو درآوردن حکومت ایران» سخن میگویند، برای تصمیمگیرانی در داخل ایران که خواستار پایان دادن به درگیری هستند، اشاره به یک «خروجی دیپلماتیک معتبر» بسیار دشوار میشود.
سیترینوویچ میافزاید اگرچه این چهرهها وخامت اوضاع اقتصادی ایران را درک میکنند، اما تا زمانی که واشنگتن پیشنهادی برای مذاکره ارائه ندهد، توان دفاع از ایده سازش را نخواهند داشت.
وی معقولترین راه برای جلوگیری از دور جدید تنشها را بازگشت هر دو طرف به یادداشت تفاهم اولیه، بدون طرح مطالبات زیادهخواهانه جدید میداند.
از نگاه او، تحقق این امر مستلزم توافقی موقت است که درجهای از کنترل یا اختیارات را در تنگه هرمز به ایران واگذار کند و همزمان شرایطی را فراهم آورد که دونالد ترامپ بتواند بازگشایی تنگه و ازسرگیری کشتیرانی بینالمللی را اعلام نماید.
با این حال، به باور سیترینوویچ، در حال حاضر هیچیک از دو طرف آماده چنین سازشی نیستند؛ چراکه تهران همچنان مطالبات فراتر از انتظاری مطرح میکند که پذیرش آن برای واشنگتن دشوار است و دولت ترامپ نیز تمایل چندانی به بازگشت به میز مذاکره نشان نمیدهد. در عوض، واشنگتن تمرکز خود را بر کمپین فشار اقتصادی گذاشته است—اقدامی که بر این فرض استوار است که فشار حداکثری در نهایت میتواند ایران را مجبور به تسلیم کند.
این کارشناس ارشد هشدار میدهد که مواضع قالیباف و پزشکیان نباید بیش از حد مورد تفسیر مبالغهآمیز قرار گیرد. اگرچه این اظهارات به روشنی انعکاسدهنده تعمیق مشکلات اقتصادی و تمایل بخشی از حاکمیت برای پایان دادن به مواجهه است، اما آنها پیشنهاد دیپلماتیک مشخصی از سوی آمریکا در دست ندارند تا با اتکا به آن، فرماندهان سپاه را قانع کنند.
وی در ادامه به یک پارادوکس اشاره کرده و مینویسد که این بنبست دیپلماتیک در نهایت به تقویت موضع تندروها در ساختار قدرت ایران میانجامد؛ چراکه استدلال جریان سختگیر ساده است: اگر واشنگتن قصد دارد فشار حداکثری اقتصادی را بدون ارائه راهکار دیپلماتیک ادامه دهد، دلیلی برای خویشتنداری ایران وجود ندارد.
از دیدگاه آنان، تشدید تنش بر تحمل یک محاصره اقتصادی نامحدود ترجیح دارد، بهویژه اگر بر این باور باشند که با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا، ترامپ ریسکگریزتر خواهد شد.
در نهایت، سیترینوویچ نتیجهگیری میکند که با وجود سیگنالهای صادرشده از سوی قالیباف و پزشکیان، احتمال تشدید درگیریها رو به افزایش است؛ مگر آنکه واشنگتن و تهران هر دو آماده بازگشت به یادداشت تفاهم و اعطای امتیازاتی باشند که از نظر سیاسی قابل دفاع باشد، در غیر این صورت بعید است صداهای خواستار خویشتنداری در داخل ایران به نتیجه برسند.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2090792770755506197
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
The latest moves in Tehran look like an effort by Mohammad Bagher Qalibaf and President Masoud Pezeshkian to persuade senior IRGC commanders, and Mojtaba Khamenei himself, that Iran needs to return
چرا سیستم حکمرانی در ایران با وجود شدت فشارها همچنان پابرجاست؟
«دنی زاکن»، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی، در گزارشی تحلیلی به بررسی کارزار تهدیدات اقتصادی دونالد ترامپ و اعمال تحریمهای ثانویه علیه شرکای تجاری تهران پرداخته و خاطرنشان میکند که هدف اصلی این هشدارهای تند، توقف کامل همکاریهای مالی و نفتی کشورهایی نظیر چین، روسیه، ترکیه و به ویژه امارات متحده عربی با ایران است.
وی در این گزارش با اشاره به تکذیبیه مقامات ابوظبی در خصوص ارائه هرگونه تسهیلات مالی به نهادهای ایرانی و توقف متعاقب تجارت میان دو کشور به دلیل تشدید تنشهای منطقهای، تصریح میکند که با توجه به پیشبینی صندوق بینالمللی پول مبنی بر انقباض شدید اقتصاد ایران و سقوط بیسابقه ارزش ریال، این پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا صرفاً با اتکا به ابزار جنگ اقتصادی میتوان نظام سیاسی حاکم بر ایران را با فروپاشی مواجه ساخت.
در پاسخ به این پرسش، «ساسون حداد»، کارشناس و پژوهشگر ارشد در «مؤسسه استراتژی و امنیت»، استدلال میکند که دلیل اصلی تابآوری حاکمیت ایران، شکلگیری یک اقتصاد موازی و ضدتحریم است که به ساختار قدرت اجازه میدهد تا بسیار کندتر از اقتصاد عمومی کشور دچار فرسایش شود.
این تحلیلگر با استناد به کارکرد شبکههای پنهان دور زدن تحریمها و پلتفرمهای تبادل ارز دیجیتال، اذعان میدارد که حاکمیت از طریق این اقتصاد سایه، منابع مالی را به سمت هسته مرکزی خود هدایت کرده و ضمن فاصله گرفتن از رکود و آسیبهای وارده بر اقتصاد مدنی، هزینههای لازم برای حفظ ائتلاف قدرت خود را تأمین میکند.
بر همین اساس، وی نتیجهگیری میکند که شاخصهایی چون افت تولید ناخالص داخلی یا تورم به تنهایی برای شکستن مقاومت ساختار سیاسی کافی نیستند و بروز چنین اتفاقی تنها مستلزم ترکیبی ویرانگر از قطع کامل درآمدهای نفتی، انسداد طولانیمدت ارزی، فلج شدن تجارت و در نهایت ایجاد شکاف در درون خود ائتلاف حاکمیت خواهد بود.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/21/iran-economy-collapse-uae-trump-sanctions-2026/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
«دنی زاکن»، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی، در گزارشی تحلیلی به بررسی کارزار تهدیدات اقتصادی دونالد ترامپ و اعمال تحریمهای ثانویه علیه شرکای تجاری تهران پرداخته و خاطرنشان میکند که هدف اصلی این هشدارهای تند، توقف کامل همکاریهای مالی و نفتی کشورهایی نظیر چین، روسیه، ترکیه و به ویژه امارات متحده عربی با ایران است.
وی در این گزارش با اشاره به تکذیبیه مقامات ابوظبی در خصوص ارائه هرگونه تسهیلات مالی به نهادهای ایرانی و توقف متعاقب تجارت میان دو کشور به دلیل تشدید تنشهای منطقهای، تصریح میکند که با توجه به پیشبینی صندوق بینالمللی پول مبنی بر انقباض شدید اقتصاد ایران و سقوط بیسابقه ارزش ریال، این پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا صرفاً با اتکا به ابزار جنگ اقتصادی میتوان نظام سیاسی حاکم بر ایران را با فروپاشی مواجه ساخت.
در پاسخ به این پرسش، «ساسون حداد»، کارشناس و پژوهشگر ارشد در «مؤسسه استراتژی و امنیت»، استدلال میکند که دلیل اصلی تابآوری حاکمیت ایران، شکلگیری یک اقتصاد موازی و ضدتحریم است که به ساختار قدرت اجازه میدهد تا بسیار کندتر از اقتصاد عمومی کشور دچار فرسایش شود.
این تحلیلگر با استناد به کارکرد شبکههای پنهان دور زدن تحریمها و پلتفرمهای تبادل ارز دیجیتال، اذعان میدارد که حاکمیت از طریق این اقتصاد سایه، منابع مالی را به سمت هسته مرکزی خود هدایت کرده و ضمن فاصله گرفتن از رکود و آسیبهای وارده بر اقتصاد مدنی، هزینههای لازم برای حفظ ائتلاف قدرت خود را تأمین میکند.
بر همین اساس، وی نتیجهگیری میکند که شاخصهایی چون افت تولید ناخالص داخلی یا تورم به تنهایی برای شکستن مقاومت ساختار سیاسی کافی نیستند و بروز چنین اتفاقی تنها مستلزم ترکیبی ویرانگر از قطع کامل درآمدهای نفتی، انسداد طولانیمدت ارزی، فلج شدن تجارت و در نهایت ایجاد شکاف در درون خود ائتلاف حاکمیت خواهد بود.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/08/21/iran-economy-collapse-uae-trump-sanctions-2026/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israel Hayom
Why is Iran's regime still standing?
Oil exports have nearly stopped and the rial keeps sinking, but a separate financial system tied to Iran's Revolutionary Guards may be keeping the regime funded even as ordinary Iranians suffer.
👍2
معاریو در گزارشی درخصوص استراتژی نفوذ و بازی دوگانه قطر، به کالبدشکافی نقش محوری «شیخه موزه» پرداخته و هشدار میدهد که وی به عنوان معمار اصلی و مغز متفکر دیپلماسی پنهان دوحه عمل میکند.
بر اساس این ارزیابی راهبردی، شیخه موزه با مهندسی یک ویترین مدرن و بشردوستانه از طریق تزریق پول و نفوذ در محیطهای آکادمیک و نهادهای غربی، در واقع سپر دفاعی و پوششی موجه برای تطهیر چهره قطر ساخته است تا در سایه این مشروعیتسازی، شبکه پیچیده حمایت از جریانهای اسلامگرا نظیر اخوانالمسلمین و حماس را در منطقه و جهان راهبری کرده و عمق استراتژیک دوحه را بدون پرداخت هزینههای مستقیم در مجامع بینالمللی گسترش دهد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1357629
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این ارزیابی راهبردی، شیخه موزه با مهندسی یک ویترین مدرن و بشردوستانه از طریق تزریق پول و نفوذ در محیطهای آکادمیک و نهادهای غربی، در واقع سپر دفاعی و پوششی موجه برای تطهیر چهره قطر ساخته است تا در سایه این مشروعیتسازی، شبکه پیچیده حمایت از جریانهای اسلامگرا نظیر اخوانالمسلمین و حماس را در منطقه و جهان راهبری کرده و عمق استراتژیک دوحه را بدون پرداخت هزینههای مستقیم در مجامع بینالمللی گسترش دهد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1357629
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
به گزارش روزنامه «معاریو» به نقل از رسانه یونانی «پرو نیوز» تحلیلگران این پایگاه خبری در ارزیابی جدید خود سناریویی بیسابقه و تاملبرانگیز از احتمال بروز درگیری نظامی میان اسرائیل و ترکیه در منطقه مدیترانه شرقی و کشیده شدن دامنه این تنشها به شمال قبرس را مطرح کردهاند.
بر اساس این گزارش تحلیلی، در صورتی که تلآویو به این جمعبندی برسد که حضور نظامی آنکارا در این منطقه منافعش را به خطر میاندازد، ممکن است حملاتی پیشدستانه را علیه اهداف کلیدی ترکیه در شمال قبرس، از جمله فرودگاه «ارجان» و پایگاه دریایی مستقر در منطقه «گیرنه» (محل استقرار احتمالی ناوهای جنگی)، در دستور کار قرار دهد.
این رسانه ضمن تشبیه این سناریوی احتمالی به الگوی عملیاتی پیشین منتسب به اسرائیل در جریان هشت حمله هوایی به پایگاه «ابوالظهور» در استان ادلب سوریه، استدلال میکند که شیب صعودی این تقابل میتواند ارتباط تنگاتنگی با بهرهبرداریهای سیاسی در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم صهیونیستی داشته باشد.
افزون بر این، در ادامه این ارزیابی مطبوعاتی اینگونه استنتاج شده است که در صورت گسترش دامنه جنگ، آسیبها صرفاً به اهداف متعلق به ترکیه محدود نخواهد ماند و حتی سامانههای پدافند هوایی گارد ملی قبرس، از جمله سیستمهای دفاعی ساخت اسرائیل نظیر «باراک امایکس» نیز ممکن است در معرض خطر قرار گیرند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1358405
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش تحلیلی، در صورتی که تلآویو به این جمعبندی برسد که حضور نظامی آنکارا در این منطقه منافعش را به خطر میاندازد، ممکن است حملاتی پیشدستانه را علیه اهداف کلیدی ترکیه در شمال قبرس، از جمله فرودگاه «ارجان» و پایگاه دریایی مستقر در منطقه «گیرنه» (محل استقرار احتمالی ناوهای جنگی)، در دستور کار قرار دهد.
این رسانه ضمن تشبیه این سناریوی احتمالی به الگوی عملیاتی پیشین منتسب به اسرائیل در جریان هشت حمله هوایی به پایگاه «ابوالظهور» در استان ادلب سوریه، استدلال میکند که شیب صعودی این تقابل میتواند ارتباط تنگاتنگی با بهرهبرداریهای سیاسی در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم صهیونیستی داشته باشد.
افزون بر این، در ادامه این ارزیابی مطبوعاتی اینگونه استنتاج شده است که در صورت گسترش دامنه جنگ، آسیبها صرفاً به اهداف متعلق به ترکیه محدود نخواهد ماند و حتی سامانههای پدافند هوایی گارد ملی قبرس، از جمله سیستمهای دفاعی ساخت اسرائیل نظیر «باراک امایکس» نیز ممکن است در معرض خطر قرار گیرند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1358405
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
דיווח חריג ביוון: ישראל וטורקיה בדרך להתנגשות - ולא בסוריה
כלי תקשורת יווני מציג תרחיש חריג של עימות ישראלי-טורקי בצפון קפריסין, כולל תקיפה אפשרית של שדה תעופה ובסיס ימי
👍3
«دنی سیترینوویچ»، کارشناس ارشد مسائل اطلاعاتی و امنیت ملی خاورمیانه و پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) و شورای آتلانتیک، در تازهترین ارزیابی راهبردی خود به بررسی پیامدهای محاصره و فشارهای اقتصادی علیه ایران پرداخته است. بر اساس تحلیل وی، اگرچه سیاست تحریم در اعمال فشار اقتصادی بر تهران موفق عمل میکند، اما نباید آن را به عنوان یک هدف نهایی یا راهحلی جادویی پنداشت؛ چرا که به باور او، این فشارها به هیچ وجه به تسلیم شدن ایران منجر نخواهد شد.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091103105421131931?s=20
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091103105421131931?s=20
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
عبدالرحمن الراشد، روزنامهنگار و تحلیلگر سعودی، در یادداشتی تحلیلی بیان میکند که هشدارهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، مبنی بر اعمال بیسابقهترین انزوای اقتصادی و سرنگونی نظام ایران، بسیار بیشتر از تهدیدات نظامی ترامپ، مقامات تهران از جمله محمدباقر قالیباف را نگران کرده است؛ زیرا به اذعان آنها، قدرت نظامی در برابر گرسنگی و فروپاشی اقتصادی کارایی نخواهد داشت.
نویسنده با اشاره به اینکه این تهدیدات، چه به عنوان یک جنگ روانی و چه استراتژی واقعی، هشدارهای داخلی چهرههایی چون پزشکیان و خاتمی را در پی داشته است، توضیح میدهد که اکنون تقابلی جدی میان «سلاح تحریمهای اقتصادی» آمریکا و «سلاح نفت» ایران شکل گرفته است.
وی در پایان مدعی شد که در حالی که تهران میکوشد با ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی خلیج فارس در آستانه انتخابات آمریکا، قیمت نفت را بالا برده و واشنگتن را تحت فشار قرار دهد، کشورهای عربی منطقه بهویژه عربستان سعودی با تداوم صادرات نفت و پذیرش خطرات آن، تلاش میکنند تا مانع از تسلیم شدن تیم مذاکرهکننده ترامپ در برابر تهران و واگذاری امتیازات خطرناک ژئوپلیتیکی به ایران شوند.
@meshkatanalysis
نویسنده با اشاره به اینکه این تهدیدات، چه به عنوان یک جنگ روانی و چه استراتژی واقعی، هشدارهای داخلی چهرههایی چون پزشکیان و خاتمی را در پی داشته است، توضیح میدهد که اکنون تقابلی جدی میان «سلاح تحریمهای اقتصادی» آمریکا و «سلاح نفت» ایران شکل گرفته است.
وی در پایان مدعی شد که در حالی که تهران میکوشد با ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی خلیج فارس در آستانه انتخابات آمریکا، قیمت نفت را بالا برده و واشنگتن را تحت فشار قرار دهد، کشورهای عربی منطقه بهویژه عربستان سعودی با تداوم صادرات نفت و پذیرش خطرات آن، تلاش میکنند تا مانع از تسلیم شدن تیم مذاکرهکننده ترامپ در برابر تهران و واگذاری امتیازات خطرناک ژئوپلیتیکی به ایران شوند.
@meshkatanalysis
👍1
بر اساس گزارش تحلیلی منتشر شده در «مجله المجلة»، نویسنده با بررسی درخواستهای دولت آمریکا از حکومت جدید دمشق برای مداخله علیه حزبالله در لبنان، استدلال میکند که بازتولید سناریوهای مداخلهجویانه دهه هفتاد میلادی در ساختار پیچیده امروز خاورمیانه بسیار پرمخاطره و دور از ذهن است.
این مقاله تصریح میکند که پیشبرد چنین طرحی با موانع جدی و چندلایهای نظیر عدم تمایل ترکیه به درگیری مستقیم با ایران، حملات مستمر اسرائیل به زیرساختهای نظامی سوریه، و به ویژه تهدید قاطع تهران مبنی بر تغییر رویکرد به استراتژی تهاجمی و هدف قرار دادن مواضع استراتژیک در سوریه و عراق در صورت هرگونه اقدام علیه گروههای متحدش مواجه است.
در نهایت، نگارنده اینگونه نتیجهگیری میکند که این تحولات صرفاً محدود به یک درگیری مرزی ساده نیست؛ بلکه سوریه را بار دیگر به کانون اصلی درگیریها و رقابتهای بینالمللی برای بازطراحی خاورمیانه و از هم فروپاشیدن شبکه نفوذ منطقهای تهران تبدیل کرده است.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
@meshkatanalysis
این مقاله تصریح میکند که پیشبرد چنین طرحی با موانع جدی و چندلایهای نظیر عدم تمایل ترکیه به درگیری مستقیم با ایران، حملات مستمر اسرائیل به زیرساختهای نظامی سوریه، و به ویژه تهدید قاطع تهران مبنی بر تغییر رویکرد به استراتژی تهاجمی و هدف قرار دادن مواضع استراتژیک در سوریه و عراق در صورت هرگونه اقدام علیه گروههای متحدش مواجه است.
در نهایت، نگارنده اینگونه نتیجهگیری میکند که این تحولات صرفاً محدود به یک درگیری مرزی ساده نیست؛ بلکه سوریه را بار دیگر به کانون اصلی درگیریها و رقابتهای بینالمللی برای بازطراحی خاورمیانه و از هم فروپاشیدن شبکه نفوذ منطقهای تهران تبدیل کرده است.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
@meshkatanalysis
👍1
Forwarded from بین دوگانگیها
🔹تریتا پارسی:
ایالات متحده آمریکا با آگاهی کامل از اینکه تحریمها محاسبات امنیتی ایران (حفظ غنیسازی به عنوان یک بازدارندگی هستهای بالقوه) را تغییر نخواهد داد، ایران را تحریم کرد.
با این حال، دست به تحریم ایران زد زیرا نابودی اقتصاد این کشور تضمین میکرد که هیچ دولت دیگری وسوسه نشود مسیر ایران را به سمت بازدارندگی بالقوه هستهای دنبال کند.
امروزه، هدف ایران تنها دفع حمله آمریکایی-اسرائیلی نیست، بلکه نابودی هرچه بیشتر زیرساختهای امنیتی آمریکا است تا مطمئن شود کشورهای منطقه دیگر هرگز وسوسه نخواهند شد به چتر امنیتی آمریکا - یا هر دولت فرامنطقهای دیگری - تکیه کنند.
https://fxtwitter.com/tparsi/status/2090913473421041765
@BetweenDichotomies
ایالات متحده آمریکا با آگاهی کامل از اینکه تحریمها محاسبات امنیتی ایران (حفظ غنیسازی به عنوان یک بازدارندگی هستهای بالقوه) را تغییر نخواهد داد، ایران را تحریم کرد.
با این حال، دست به تحریم ایران زد زیرا نابودی اقتصاد این کشور تضمین میکرد که هیچ دولت دیگری وسوسه نشود مسیر ایران را به سمت بازدارندگی بالقوه هستهای دنبال کند.
امروزه، هدف ایران تنها دفع حمله آمریکایی-اسرائیلی نیست، بلکه نابودی هرچه بیشتر زیرساختهای امنیتی آمریکا است تا مطمئن شود کشورهای منطقه دیگر هرگز وسوسه نخواهند شد به چتر امنیتی آمریکا - یا هر دولت فرامنطقهای دیگری - تکیه کنند.
https://fxtwitter.com/tparsi/status/2090913473421041765
@BetweenDichotomies
FxTwitter
Trita Parsi (@tparsi)
The US sanctioned Iran knowing very well that sanctions would not change Iran’s security calculation (retaining enrichment as a latent nuclear deterrence). But it sanctioned Iran anyway since destroying its economy would ensure that no other state would be…
👍1
دنی سیترینوویچ، متخصص مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات (و پژوهشگر اندیشکدههای INSS و شورای آتلانتیک) در ارزیابی اخیر خود استدلال میکند که ادعاهای دولت آمریکا در خصوص حجم نفت عبوری از تنگه هرمز را میتوان اساساً از دو منظر متفاوت مورد تفسیر قرار داد.
در وهله نخست، او به این احتمال اشاره میکند که واشنگتن با هدف آرام کردن بازارهای انرژی، کاهش قیمت نفت و اثبات تسلط معنادار خود بر این آبراه، آمارها را به میزان قابلتوجهی بزرگنمایی کرده است. وی یادآور میشود که این ادعا در حالی مطرح میشود که ردیابهای مستقل دریایی در روزهای گذشته حجم به مراتب کمتری را گزارش دادهاند.
از منظر اقتصادی، این کارشناس معتقد است که اگر ارقام ارائه شده توسط دولت دستکاری شده باشند، این تناقض در نهایت خود را در بازار فیزیکی نفت نشان خواهد داد. به گفته او، اگرچه واشنگتن میتواند در کوتاهمدت بر انتظارات و قیمتها تأثیر بگذارد، اما قادر نیست میلیونها بشکه نفتی را که هرگز به بازار جهانی نمیرسند، از هیچ خلق کند.
از سوی دیگر، سیترینوویچ سناریوی دوم را بسیار پیامددارتر میداند؛ اینکه آمارها تا حد زیادی دقیق باشند. به باور او، این بدان معناست که ایالات متحده موفق به ایجاد یک کریدور محافظتشده در جنوب شده که ایران تاکنون از مسدود کردن آن ناتوان بوده است.
وی میافزاید که این امر به منزله احیای قابلتوجه ترافیک دریایی است که حجم آن را به آمار نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز (پیش از آغاز جنگ) میرساند.
در ادامه بررسی این سناریو، او خاطرنشان میسازد که صحت این آمار پرسش مهمی را درباره توانمندیهای ایران مطرح میکند. به عقیده وی، هرچند تهران به حملات خود علیه کشتیهای تجاری ادامه داده است، اما عبور موفقیتآمیز شمار زیادی از نفتکشها از کریدور تحت حفاظت آمریکا نشان میدهد که ایران یا نخواسته و یا نتوانسته است این تحرکات خاص را در مقیاس وسیع مختل کند.
با این وجود، وی هشدار میدهد که این شرایط نباید لزوماً به عنوان پیروزی دائمی آمریکا در تنگه هرمز تلقی شود.
علاوه بر این، او استدلال میکند که اگر آمارهای آمریکا دقیق باشند، حتی ممکن است احتمال جستجوی روشهای جدید از سوی ایران برای اختلال در این کریدور را افزایش دهند؛ روشهایی که هدفشان اثبات این موضوع است که واشنگتن نمیتواند همزمان با حفظ کارزار فشار گسترده خود علیه تهران، ترافیک دریایی را نیز عادیسازی کند.
در نهایت و به عنوان نتیجهگیری، این پژوهشگر تاکید میکند که پرسش استراتژیک واقعی این نیست که آیا ناوگان پنجم دریایی میتواند از تعداد قابلتوجهی نفتکش برای چند هفته محافظت کند یا خیر؛ بلکه به باور او، مسئله اصلی این است که آیا ایالات متحده میتواند این سطح از حفاظت دریایی را به طور نامحدود حفظ کند، و اگر چنین است، این اقدام چه هزینههای نظامی، اقتصادی و تشدید تنشی در پی خواهد داشت.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091167671962267781
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
در وهله نخست، او به این احتمال اشاره میکند که واشنگتن با هدف آرام کردن بازارهای انرژی، کاهش قیمت نفت و اثبات تسلط معنادار خود بر این آبراه، آمارها را به میزان قابلتوجهی بزرگنمایی کرده است. وی یادآور میشود که این ادعا در حالی مطرح میشود که ردیابهای مستقل دریایی در روزهای گذشته حجم به مراتب کمتری را گزارش دادهاند.
از منظر اقتصادی، این کارشناس معتقد است که اگر ارقام ارائه شده توسط دولت دستکاری شده باشند، این تناقض در نهایت خود را در بازار فیزیکی نفت نشان خواهد داد. به گفته او، اگرچه واشنگتن میتواند در کوتاهمدت بر انتظارات و قیمتها تأثیر بگذارد، اما قادر نیست میلیونها بشکه نفتی را که هرگز به بازار جهانی نمیرسند، از هیچ خلق کند.
از سوی دیگر، سیترینوویچ سناریوی دوم را بسیار پیامددارتر میداند؛ اینکه آمارها تا حد زیادی دقیق باشند. به باور او، این بدان معناست که ایالات متحده موفق به ایجاد یک کریدور محافظتشده در جنوب شده که ایران تاکنون از مسدود کردن آن ناتوان بوده است.
وی میافزاید که این امر به منزله احیای قابلتوجه ترافیک دریایی است که حجم آن را به آمار نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز (پیش از آغاز جنگ) میرساند.
در ادامه بررسی این سناریو، او خاطرنشان میسازد که صحت این آمار پرسش مهمی را درباره توانمندیهای ایران مطرح میکند. به عقیده وی، هرچند تهران به حملات خود علیه کشتیهای تجاری ادامه داده است، اما عبور موفقیتآمیز شمار زیادی از نفتکشها از کریدور تحت حفاظت آمریکا نشان میدهد که ایران یا نخواسته و یا نتوانسته است این تحرکات خاص را در مقیاس وسیع مختل کند.
با این وجود، وی هشدار میدهد که این شرایط نباید لزوماً به عنوان پیروزی دائمی آمریکا در تنگه هرمز تلقی شود.
علاوه بر این، او استدلال میکند که اگر آمارهای آمریکا دقیق باشند، حتی ممکن است احتمال جستجوی روشهای جدید از سوی ایران برای اختلال در این کریدور را افزایش دهند؛ روشهایی که هدفشان اثبات این موضوع است که واشنگتن نمیتواند همزمان با حفظ کارزار فشار گسترده خود علیه تهران، ترافیک دریایی را نیز عادیسازی کند.
در نهایت و به عنوان نتیجهگیری، این پژوهشگر تاکید میکند که پرسش استراتژیک واقعی این نیست که آیا ناوگان پنجم دریایی میتواند از تعداد قابلتوجهی نفتکش برای چند هفته محافظت کند یا خیر؛ بلکه به باور او، مسئله اصلی این است که آیا ایالات متحده میتواند این سطح از حفاظت دریایی را به طور نامحدود حفظ کند، و اگر چنین است، این اقدام چه هزینههای نظامی، اقتصادی و تشدید تنشی در پی خواهد داشت.
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2091167671962267781
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
There are essentially two ways to interpret the administration’s claims about the volume of oil now moving through the Strait of Hormuz.
The first is that Washington is significantly overstating t
The first is that Washington is significantly overstating t
👏2