مشکات اندیشه
798 subscribers
31 photos
35 videos
515 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
نشریه معتبر اکونومیست در گزارشی تحلیلی با بررسی ریشه‌های دور جدید تنش‌ها در خلیج فارس، این‌گونه روایت می‌کند که تفاهم‌نامه صلحی که دونالد ترامپ ماه گذشته با افتخار از آن یاد می‌کرد، اکنون نه تنها در حال فروپاشی است، بلکه خود به کاتالیزور و عامل اصلی آغاز حملات تلافی‌جویانه اخیر تبدیل شده است.

بر اساس این تحلیل، ابهام در بند پنجم این توافق‌نامه—که واشنگتن آن را به معنای الزام پاکسازی مین‌ها و تهران آن را معادل حق انحصاری مدیریت ترافیک دریایی تعبیر می‌کند—موجب شده تا امنیت مسیرهای جایگزین مانند آب‌های ساحلی عمان به خطر بیفتد و با ایجاد یک هراس واقعی در میان شرکت‌های کشتیرانی، تردد نفتکش‌ها از ۳۶ فروند به تنها ۱۱ کشتی در روز کاهش یابد؛ رویدادی که بهای نفت خام برنت را با جهشی ۲۰ درصدی به ۸۷ دلار در هر بشکه رسانده است.

این گزارش با اشاره به تبادل آتش روزهای گذشته، از جمله هدف قرار گرفتن نفتکش‌های اماراتی و حملات متقابل آمریکا به پایگاه‌های نظامی در جنوب ایران، خاطرنشان می‌سازد که اگرچه هیچ‌یک از دو کشور خواهان جنگی تمام‌عیار نیستند، اما تهران در داخل با یک دوگانگی راهبردی عمیق مواجه است؛ از یک سو فشار سنگین جبران ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی جنگ، جناح عمل‌گرا را به سمت بهره‌برداری از منافع مالی توافق سوق می‌دهد و از سوی دیگر، جناح‌های دیگر بر حفظ اهرم کنترل تنگه هرمز به هر قیمتی پافشاری می‌کنند.

کارشناسان خاورمیانه این نشریه در بخش پایانی ارزیابی راهبردی خود به صراحت استدلال می‌کنند که واشنگتن در یک بن‌بست ژئوپلیتیک گرفتار شده و ترامپ هیچ گزینه مطلوبی برای بازگشایی این آبراه حیاتی در اختیار ندارد.

نویسندگان با رد کارآمدی گزینه‌های نظامی آمریکا توضیح می‌دهند که انجام بیش از ۳۰۰ حمله محدود طی پنج شب نتوانسته رفتار نظامی ایران را که به موشک‌ها و پهپادهایی با برد بالای ۱۰۰۰ کیلومتر در عمق خاک خود مجهز است، تغییر دهد و از سوی دیگر، ایده تهدیدآمیز اشغال پایانه نفتی خارک نیز به دلیل فاصله ۶۰۰ کیلومتری آن با تنگه هرمز، عملاً گرهی از ترافیک دریایی باز نخواهد کرد.

از منظر دیپلماتیک نیز، رویای واشنگتن برای ایجاد یک ائتلاف دریایی قدرتمند، به دلیل عدم رای‌گیری در پارلمان آلمان، تردید ژاپن، هراس شدید کشورهای عربی خلیج فارس از انتقام‌جویی ایران و اکتفای چین به صدور بیانیه‌های شفاهی، با شکستی آشکار روبرو شده است.

اکونومیست در یک نتیجه‌گیری جامع تاکید می‌کند که مسدود نگه داشتن تنگه هرمز یک هدف نهایی نیست و برای خود ایران نیز هزینه‌های ملموسی در بر داشته است؛ به طوری که با از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی و رسوب نفت‌های صادر نشده، پالایشگاه‌های چینی اکنون به خرید نفت تخفیف‌دار کشورهای عربی روی آورده‌اند.

در نهایت، از آنجا که آمریکا قادر نیست با بمباران تنگه را باز کند و ایران نیز از مسدود ماندن آن سودی نمی‌برد، بازگشت به همان تفاهم‌نامه نیمه‌جان و در حال فروپاشی، تنها گزینه منطقی و «کمترین گزینه بد» پیش‌روی هر دو طرف به شمار می‌رود.

منبع:
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/07/14/donald-trump-has-no-good-options-for-reopening-the-strait-of-hormuz

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1👍1
روایت نشریه آمریکایی از مخمصه بی‌بازگشت کاخ سفید در تنگه هرمز

تام نیکولز و نانسی یوسف، تحلیلگران ارشد مسائل راهبردی و نظامی، در تحلیل همه‌جانبه خود در پادکست نشریه «آتلانتیک»،
تصویری واقع‌بینانه و تکان‌دهنده از سقوط ایالات متحده به ورطه یک «جنگ بی‌پایان» و مهارناپذیر با ایران ترسیم می‌کنند؛ تقابلی فرسایشی که نشان می‌دهد چگونه واشنگتن با وجود تمامی ابزارهای نظامی‌اش، در تله محاسباتی خود گرفتار شده و کنترل موازنه استراتژیک از دست رئیس‌جمهور آمریکا خارج شده است.

این کارشناسان برجسته با تبیین دقیق ابعاد گوناگون این بحران استدلال می‌کنند که ایالات متحده عملاً بازنده این هماوردی ژئوپلیتیک است، چرا که اکنون این تهران است که شروط صلح و پایان تنش را به طرف مقابل دیکته می‌کند. بر اساس این ارزیابی، توافقات موقت آتش‌بس تنها سرپوشی موقت برای آرام‌سازی بازارها بوده و عملاً مرده به حساب می‌آیند؛ زیرا تهران تنگه هرمز را عنصر حیاتی امنیت ملی خود می‌داند و صراحتاً اعلام کرده است تا زمانی که واشنگتن حق حاکمیت ایران بر این آبراهه کلیدی را به رسمیت نشناسد و با ایجاد صندوق بازسازی چند صد میلیارد دلاری موافقت نکند، وضعیت صلح پایدار محقق نخواهد شد.

در کالبدشکافی عمیق بن‌بست‌های استراتژیک و خطاهای محاسباتی کاخ سفید، تحلیلگران این نشریه تصریح می‌کنند که استراتژی «تنش‌زایی کنترل‌شده» پنتاگون مبنی بر حملات مقطعی به توانمندی‌های پهپادی و دریایی ایران، راهکاری ناپایدار و بی‌ثمر است که عملاً هیچ خروجی ملموسی برای واشنگتن به همراه ندارد.

به باور این کارشناسان، انسجام داخلی کم‌نظیر در ایران ــ که نمونه بارز آن در تشییع میلیونی مقامات عالی‌رتبه کشور تبلور یافت ــ در کنار آسیب‌پذیری شدید متحدان منطقه‌ای آمریکا و ناتوانی ملموس کاخ سفید در مهار اقدامات تنش‌زای اسرائیل، تهران را در موضع برتر ژئوپلیتیک قرار داده است.

در نهایت تحلیلگران این نشریه معتقدند که تقلیل یافتن نقش نظارتی کنگره به تصویب بودجه‌های نجومی ۱.۵ تریلیون دلاری برای ارتش، آشکارا نشان‌دهنده شکست سنگین دیپلماسی در واشنگتن است؛ بن‌بست تلخی که ثابت می‌کند راه بازگشتی به شرایط پیش از جنگ وجود ندارد و آمریکا در یک چرخه فرسایشی دائمی گرفتار آمده است.

منبع:

https://www.theatlantic.com/podcasts/2026/07/ra-iran-reescalation/687849/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1💩1
دیوید هیل، دیپلمات برجسته و سفیر پیشین و چارلز لیستر، مدیر برنامه سوریه و از تحلیلگران ارشد در موسسه خاورمیانه در نشست توجیهی ویدئویی این موسسه به بررسی پیشنهاد اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر مداخله نظامی سوریه علیه حزب‌الله در لبنان پرداختند.

در این نشست که اخیراً با عنوان «ترامپ، سوریه و مسئله حزب‌الله» برگزار شد، این کارشناسان پیامدها و چشم‌اندازهای دخالت مجدد سوریه در لبنان را ارزیابی کردند.

دیوید هیل در ابتدا تأکید کرد که اظهارات ترامپ نباید نادیده گرفته شود و این موضوع احتمالاً در میان مشاوران او کاملاً جدی گرفته می‌شود. این دو کارشناس عنوان کرد ند که این پیشنهاد نامتعارف که به نظر می‌رسد ریشه در استراتژی‌های مشابه «دکترین نیکسون» و ناامیدی ترامپ از رویکرد نظامی اسرائیل در لبنان دارد، کاملاً غیرعملی و مردود ارزیابی می‌شود.

هیل ضمن یادآوری تاریخچه تاریک اشغالگری سوریه در لبنان و زخم‌های عمیق بر جای مانده از آن دوران، خاطرنشان ساخت که دولت جدید دمشق ترجیح می‌دهد بر بازسازی ویرانی‌های داخلی تمرکز کند تا اینکه وارد ماجراجویی‌های فرامرزی شود. در همین راستا، لیستر استدلال کرد که پذیرش چنین درخواستی برای دولت انتقالی احمد الشرع به مثابه یک «قرص سیانور» خواهد بود، چرا که این دولت از همان روز نخست، پایان دوران قیمومیت سوریه بر لبنان و عدم مداخله در امور همسایگان را به عنوان دکترین سیاست خارجی خود اعلام کرده است.

از منظر نظامی و ژئوپلیتیک، کارشناسان حاضر در این نشست پیامدهای چنین مداخله‌ای را فاجعه‌بار توصیف کردند. هیل با صراحت بیان داشت که ارتش سوریه در شرایط کنونی یک نیروی نظامی درجه سه است که توانایی مقابله با سازمانی را که حتی ارتش تراز اول اسرائیل را به چالش کشیده است، ندارد.

وی همچنین هشدار داد که ورود نیروهای سوری نه تنها با مخالفت شدید جامعه لبنان و بی‌اعتمادی عمیق اسرائیل مواجه خواهد شد، بلکه خطر استقرار مجدد و دشوار خروج نیروهای خارجی از لبنان را به همراه دارد که ناقض دستاوردهای اخیر در راستای احیای حاکمیت ملی این کشور است.

لیستر مدعی شد که شاید تنها گروهی که از حمله نظامی سوریه به لبنان استقبال کند، خود حزب‌الله باشد؛ زیرا این گروه به یک روایت تهدید خارجی جدید (تحت عنوان خطر جهادی‌ها) نیاز دارد تا تداومِ نگهداری تسلیحات خود را توجیه نماید.

هیل پیشنهاد کرد که دمشق می‌تواند با بهینه‌سازی کنترل مرزها برای جلوگیری از قاچاق مرتبط با حزب‌الله، تبادل اطلاعات امنیتی و مشارکت در احیای زیرساخت‌های انرژی مانند خطوط لوله انتقال گاز، به بهبود اقتصاد لبنان و مهار نفوذ ایران کمک شایانی کند.

لیستر نیز با تایید این رویکرد، توضیح داد که استراتژی فعلی دولت سوریه، ارائه مشوق‌های اقتصادی نظیر اتصال شبکه‌های ریلی و گسترش ترانزیت تجاری است که کاملاً با دیدگاه‌های اقتصادمحور ترامپ برای بازسازی کشورهای جنگ‌زده همخوانی دارد.

منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=lie8Yv1ysa8&t=12s

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
نفت‌کش گاز مایع (ال‌پی‌جی) اماراتی موسوم به «مباراز»، متعلق به شرکت آدنوک اماراتی که قصد داشت از کریدوری از تنگه هرمز عبور کند که آمریکایی‌هایی از آن به عنوان کریدور موسوم به ترامپ نام می برند، به‌طور ناگهانی توقف کرد و مسیر بازگشت را در پیش گرفت.
«دنی سیترینوویچ»، تحلیلگر اسرائیلی، در حساب کاربری‌اش در ایکس به بررسی رویکرد اخیر واشنگتن در قبال تهران پرداخته و استدلال می‌کند که تداوم یک استراتژی ثابت با امید به کسب نتایجی متفاوت، دیگر یک راهبرد محسوب نمی‌شود، بلکه صرفاً دستورالعملی برای شکست است.

به اعتقاد این تحلیلگر، صرف‌نظر از میزان فشارهایی که دولت آمریکا اعمال می‌کند یا گستره‌ی تهدیدات جدیدی که به زبان می‌آورد، احتمال تسلیم شدن رهبری ایران بسیار اندک است. وی هشدار می‌دهد که اگر ترامپ همچنان به توسعه‌ی بانک اهداف خود ادامه دهد، تهران نیز به‌احتمال‌فراوان دست به اقدام متقابل خواهد زد؛ رویکردی که به‌جای وادار کردن ایران به دادن امتیاز، تنها خطر گسترش همه‌جانبه‌ی درگیری‌ها را تشدید می‌کند.

سیترینوویچ در بخش دیگری از این تحلیل، با اشاره به اینکه چشم‌انداز تحولات منطقه فراتر از مرزهای ایران است، خاطرنشان می‌سازد که بالا گرفتن سطح تنش‌ها میان انصارالله یمن و عربستان سعودی، بسترهای تازه‌ای را برای بروز تنش‌های پیش‌بینی‌نشده فراهم کرده که می‌تواند اوضاع را بیش‌ازپیش پیچیده کند.

به گفته‌ی وی، رهبری ایران اگرچه با اصل مذاکره مخالفتی ندارد، اما بسیار بعید است از آنچه به‌عنوان دستاوردهای راهبردی خود در طول این مناقشات می‌شناسد، عقب‌نشینی کند.

این کارشناس اسرائیلی با تبیین زاویه‌ی دید تهران تصریح می‌کند که از نگاه مقامات ایران، اهدافی که در طول ۳۹ روز جنگ محقق نشد، قطعاً با اتکای صرف به دور جدیدی از فشارهای نظامی نیز به دست نخواهد آمد.

این تحلیلگر در پایان یادداشت خود به یک واقعیت راهبردی غیرقابل‌انکار اشاره کرده و می‌افزاید که حتی در صورت موفقیت ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در تضعیف توانمندی‌های نظامی ایران در محدوده تنگه هرمز، واقعیت استراتژیک منطقه دستخوش تغییر نخواهد شد. به استدلال او، برای ایجاد اخلال در بازارهای جهانی انرژی و تحمیل پیامدهای عمیق اقتصادی، شلیک و اصابت موفقیت‌آمیز تنها یک موشک به یک نفتکش کفایت می‌کند.

منبع:
https://x.com/i/status/2077436829574586489

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
جی دی ونس، معاون رئیس جمهوری امریکا در اظهاراتی جنجالی با پرده‌برداری از کارشکنی‌های گسترده در مسیر دیپلماسی، از فعالیت یک کمپین بسیار پنهان و با بودجه‌ای کلان خبر داد که هدف اصلی آن به بن‌بست کشاندن مذاکرات و توافق (با ایران) است.

وی با استناد به گزارش اخیر نشریه «تایم»، فاش کرد که گروهی از افراد به طور مستقیم از سوی یکی از اعضای پیشین کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ وجوهی را دریافت کرده‌اند؛ فردی که خود تحت حمایت مالی جریان‌های خاصی در داخل کابینه اسرائیل قرار داشته است. معاون رئیس‌جمهوری آمریکا تصریح کرد که این افراد تنها به جرم تلاش وی برای تحقق اهداف مذاکراتیِ تعیین‌شده از سوی رئیس‌جمهوری، او را آماج حملات بی‌رحمانه خود قرار داده‌اند.

ونس در تشریح ماهیت این حملات و مواضع مخالفان، خاطرنشان کرد که این جریان تخریبی عمدتاً از طریق شبکه‌های اجتماعی و درز هدفمند اطلاعات به رسانه‌ها هدایت می‌شود. به گفته وی، منتقدان با پافشاری بر مواضع خود مدعی‌اند که واشنگتن نباید با تهران وارد مذاکره شود و کارزار نظامی باید به صورت نامحدود تداوم یابد.

وی ضمن رد قاطعانه اتهاماتی نظیر تاثیرپذیری از دولت‌های خارجی همچون قطر یا خط‌گرفتن از چهره‌هایی مانند «تاکر کارلسون»، این ادعاها را فضاسازی‌هایی کاملاً بی‌اساس خواند. ونس تاکید کرد که ماموریت اصلی او، اجرای دستورات رئیس‌جمهوری برای دستیابی به توافقی جامع است که ضمن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، تضمین‌کننده جریان آزاد نفت و گاز در جهان باشد.

این مقام ارشد آمریکایی در بخش پایانی سخنان خود، ضمن تفکیک قائل شدن میان لابی‌گری‌های مرسوم دیپلماتیک و نفوذ مخرب بیگانگان، اظهار داشت: انتقاد برخی جریان‌های داخلی در دولت اسرائیل از این توافق یا تلاش دولت‌های خارجی برای اعمال نفوذ در آمریکا، امری مسبوق به سابقه در عرصه بین‌الملل است که همواره از سوی متحدان و دشمنان واشنگتن رخ می‌دهد و وی شخصاً با نفس این مسئله چالشی ندارد.

با این وجود، ونس تاکید کرد آنچه مایه تاسف و خشم است، تسلیم شدن رهبران آمریکایی در برابر این نفوذ خارجی و تاثیرپذیری قضاوت‌ها و تصمیم‌گیری‌هایشان از این جریان‌هاست.

وی در نهایت با ابراز انزجار از افشاگری‌های نشریه تایم مبنی بر تامین مالی یک کمپین نفوذ خارجی برای نابودی توافق در دست اقدام و حملات ناجوانمردانه حقوق‌بگیران این کمپین، در واکنشی تند خطاب به تخریب‌گران گفت: «به جهنم!» و تصریح کرد که به عنوان نماینده مردم، همواره پاسداری از منافع آمریکایی‌ها را در اولویت نخست خود قرار خواهد داد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1😁1
جی‌دی ونس در پادکست پرمخاطب جو روگان به گزارش نشریه تایم در خصوص عملیات نفوذ و کمپین پنهان اسرائیل برای مهندسی افکار عمومی در آمریکا اشاره کرده بود. ونس که در این گفتگو به شدت از تلاش‌های برنامه‌ریزی‌شده تل‌آویو جهت دستکاری پایگاه اجتماعی حامیان ترامپ (MAGA) و تخریب روند توافقات خشمگین بود، با واکنش تند خود مخالفت صریحش را با این روند نشان داد.

اشاره ونس در حقیقت به گزارش روز ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۳ تیر ۱۴۰۵) مجله تایم است که در آن پرده از یک عملیات پیچیده جنگ شناختی برداشته شده است. بر اساس یافته‌های این گزارش، برد پارسکال، مدیر سابق کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ، هدایت یک پروژه ۱.۵ میلیون دلاری در ماه را به سفارش مستقیم تل‌آویو بر عهده گرفته است تا رویکرد منفی جوانان محافظه‌کار آمریکایی نسبت به اسرائیل را تغییر دهد. تایم فاش می‌کند که پس از توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن، شبکه‌ای از اینفلوئنسرهای جریان راست با دریافت پول و از طریق هماهنگی در گروه‌های چت خصوصی، محتواهای همسویی را برای حمله به این توافق و شرطی‌سازی شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند.

در بخش دیگری از این گزارش تشریح شده است که این عملیات نفوذ صرفاً به شبکه‌هایی نظیر تیک‌تاک و اینستاگرام محدود نبوده، بلکه تلاش کرده است تا خروجی سیستم‌های هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی و جمنای را نیز به نفع روایت‌های تل‌آویو جهت‌دهی کند.

با این وجود، مجله تایم با استناد به نظرسنجی‌ها و ابراز نگرانی مقامات کاخ سفید نتیجه‌گیری می‌کند که این کارزارِ تامین مالی شده توسط یک نیروی خارجی، نه‌تنها در بازیابی چهره اسرائیل در آمریکا شکست خورده، بلکه مستقیماً با اهداف سیاست خارجی واشنگتن برای پایان دادن به درگیری‌ها در تقابل قرار گرفته است.

منبع:
https://time.com/article/2026/07/13/brad-parscale-israel-influence-operation/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1😁1
لقا مکی، تحلیلگر شبکه الجزیره در توییتی نوشت: «برخی الجزیره را متهم می‌کنند که تریبونی در اختیار سخنگویان ایرانی قرار می‌دهد؛ کسانی که صرفاً به ارائه روایت کشورشان بسنده نکرده، بلکه به کشورهای خلیج [فارس] می‌تازند و تجاوز علیه آن‌ها را توجیه می‌کنند. در نقطه مقابل، عده‌ای دیگر با ادعای بی‌طرفی و (حرفه‌ای‌گری)، خواهان حضور تحلیل‌گران بیشتری برای دفاع از مواضع ایران و پخش زنده سخنان آن‌ها در برابر منتقدانِ رفتار ایران هستند.»

وی در ادامه با اشاره به ریشه‌های این صف‌آرایی رسانه‌ای اظهار داشت: «ادعای هیچ‌یک از این دو گروه - که از قضا هر دو نیز عرب هستند - مرجعیت و مبنای حرفه‌ای ندارد؛ بلکه ناشی از یک اختلاف ایدئولوژیک و سیاسی است که روز به روز گسترده‌تر می‌شود. همین مسئله به تنهایی دلیلی کافی است تا الجزیره کاملاً بیرون از این گود بایستد، چرا که این یک کشمکش گذراست و پس از تثبیت مختصات تحولات جاری در منطقه، به پایان خواهد رسید.»

این چهره رسانه‌ای در پایان ضمن تاکید بر رسالت واقعی شبکه‌های خبری تصریح کرد: «آنچه امروز رخ می‌دهد، حوادثی سرنوشت‌ساز و تاریخی است که در امتداد جغرافیای منطقه جریان دارد. رسانه‌هایی که خواهان ماندگاری و اعتبار هستند، باید با حساسیت بالایی مراقب باشند تا به جای راوی و ناقل رویداد، به طرفی از آن تبدیل نشوند. آن‌ها همچنین باید از هرگونه بازاریابی تبلیغاتی برای یک طرف خاص که از مرزهای پوشش طبیعی، عمیق، دقیق و بی‌طرفانه رویدادها فراتر می‌رود، بپرهیزند. همه می‌خواهند الجزیره را به نفع روایت خود مصادره کنند، اما الجزیره آن‌گونه که من می‌شناسم و به یاد دارم، تنها در مسیری سرمایه‌گذاری می‌کند که به تعمیق آگاهی حقیقی بینجامد، نه تبلیغات خام و زننده. تنها جانبداریِ الجزیره که آن را کتمان نمی‌کند، جانبداری از انسان و ملت‌های ستم‌دیده‌ای است که هیچ تریبون و سکویی برای بیان صدای خود ندارند.»

منبع:
https://x.com/i/status/2077509941464564168

لينك عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
کالین مین»، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، در تارنمای خبری «د هیل» بیان می‌کند که تصمیم احتمالی دونالد ترامپ برای بازگشت به جنگ تمام‌عیار با ایران، با هدف شکستن بن‌بست تنگه هرمز و اعمال فشار در مذاکرات هسته‌ای، چهار خطر و چالش کلیدی و استراتژیک را برای واشنگتن به همراه خواهد داشت:

۱. تخلیه ذخایر استراتژیک تسلیحاتی

نخستین چالش عمده، مصرف بی‌سابقه مهمات نظامی آمریکا است. در دور نخست درگیری‌ها و پیش از برقراری آتش‌بس، ارتش ایالات متحده بیش از ۱۳ هزار پرتابه جنگی شلیک کرد. بر اساس تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، آمریکا در این کارزار تقریباً ۵۰ درصد از ذخایر موشک‌های پاتریوت، بیش از نیمی از سامانه‌های دفاع منطقه‌ای در ارتفاع بالا (تاد - THAAD) و بیش از ۴۵ درصد از موشک‌های ضربتی دقیق (PrSM) خود را مصرف کرده است. کارشناسان نظامی تخمین می‌زنند که حتی با تامین بودجه توسط کنگره، بازسازی این زرادخانه بیش از چهار سال زمان می‌برد. این مسئله نگرانی‌ها را درباره تضعیف آمادگی واشنگتن برای مقابله با تهدیدات دیگر، به‌ویژه احتمال حمله چین به تایوان، به شدت افزایش داده است.

۲. خطر بروز رکود عمیق اقتصادی

چالش دوم به پیامدهای ویرانگر اقتصادی و انرژی بازمی‌گردد. ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده در پایین‌ترین سطح تاریخی خود قرار دارد که این امر توانایی آمریکا را برای جذب شوک‌های ناشی از اختلال طولانی‌مدت در عرضه انرژی کاهش می‌دهد. این وضعیت ریسک جهش شدید قیمت انرژی و تورم را بالا می‌برد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هشدار داده است که تداوم این اختلالات می‌تواند رشد اقتصاد جهانی را از ۲.۱ درصد به ۱.۸ درصد کاهش دهد و جهان را به سطحی از رکود بازگرداند که از زمان همه‌گیری کووید-۱۹ و «رکود بزرگ» تاکنون بی‌سابقه بوده است.

۳. تلاطم در انتخابات میان‌دوره‌ای

سومین چالش، تاثیر مستقیم این جنگ بر افکار عمومی و چشم‌انداز انتخاباتی جمهوری‌خواهان در ماه نوامبر است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که این جنگ از ابتدا نامحبوب بوده است؛ به‌طوری‌که ۶۰ درصد از رای‌دهندگان آمریکایی معتقدند این درگیری «ارزشش را نداشت» و ۷۹ درصد نیز بر این باورند که ارتش آمریکا برای مدت طولانی درگیر این بحران خواهد ماند. کارشناسان داده‌سنجی تاکید می‌کنند که رای‌دهندگان آمریکایی بیشتر از سیاست خارجی، تحت تاثیر وضعیت اقتصاد و قیمت بنزین هستند و نوسانات اقتصادی ناشی از این جنگ می‌تواند مستقیماً بر سبد آرای حزب متبوع ترامپ تاثیر منفی بگذارد.

۴. انزوا و بیگانگی متحدان عرب

چهارمین ریسک، تحت فشار قرار گرفتن روابط واشنگتن با شرکای منطقه‌ای خود است. حملات متقابل باعث شده تا سامانه‌های دفاعی کشورهای متحد آمریکا نظیر بحرین، قطر، کویت، عمان و اردن به طور مداوم محک بخورند و حتی دو نفتکش اماراتی نیز هدف قرار گیرند. بسته شدن تنگه هرمز، شریان حیاتی صادرات انرژی منطقه را خفه می‌کند و به برنامه‌های توسعه اقتصادی این کشورها در حوزه گردشگری و خدمات آسیب جدی می‌زند. در حالی که کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان پایان خصومت‌ها هستند، درخواست اخیر ترامپ مبنی بر اخذ کارمزد ۲۰ درصدی از این کشورها (عربستان، امارات، قطر، بحرین و کویت) برای تامین امنیت محموله‌ها، با واکنش منفی و مقاومت رهبران عرب مواجه شد که نشان‌دهنده شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن است.

منبع:
https://archive.ph/7J2Fd

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1👍1👎1
دکتر حمود النوفلی در ارزیابی خود از تحولات جاری منطقه معتقد است که تمامی رویدادهای اخیر با یک هدف واحد هدایت می‌شوند؛ خاموش کردن هرگونه صدای مخالف در برابر ادغام رژیم صهیونیستی در منطقه و ناگزیر ساختن کشورها به عادی‌سازی بی‌چون‌وچرا با این رژیم.

وی با اشاره به اوضاع سوریه، لبنان و عراق، هدف نهایی این جریان را کاملاً آشکار می‌داند. به باور دکتر النوفلی، ایران به تنهایی رهبری جبهه ایستادگی در برابر این طرح صهیونیستی-غربی را بر عهده دارد و سقوط آن را هم‌معنی با تحقق اهداف دشمن ارزیابی می‌کند.

او همچنین بر این نکته تأکید دارد که پرونده سلاح هسته‌ای صرفاً یک پوشش سیاسی است؛ چرا که به گفته او، حتی پس از امضای توافق‌نامه‌هایی مبنی بر عدم تمایل ایران به دستیابی به سلاح هسته‌ای، هجمه‌ها علیه این کشور با هدف درگیر کردن آن با همسایگانش ادامه یافت تا در نهایت سیاست قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به ثمر بنشیند.

این تحلیل‌گر در بخش دیگری از واکاوی خود به منافع ایالات متحده از این آشفتگی می‌پردازد. او خاطرنشان می‌کند که آمریکا با ارسال فاکتورهای هزینه‌های خود به کشورهای منطقه (همان‌طور که ترامپ پیش‌تر مطرح کرده بود) و با افزایش قیمت نفت و گاز خود، برنده این بازی است.

به اعتقاد دکتر النوفلی سلطه آمریکا بر تنگه‌های استراتژیک منطقه ابزاری برای فشار بر جهان و زمینه‌سازی برای تقابل آینده با چین و روسیه خواهد بود. این روند در نهایت می‌تواند به یک جنگ جهانی منجر شود.

در صورت بروز چنین جنگی، کشورهای منطقه و حوزه خلیج فارس به عنوان هیزم این آتش، متحمل بیشترین خسارت‌ها خواهند شد.

دکتر حمود النوفلی به مخاطبان خود هشدار می‌دهد که فریب پروپاگاندای صهیونیستی-غربی را نخورند و تأکید می‌کند که حمایت از نتانیاهو با اصول اخلاقی و دینی سازگار نیست. او با یادآوری یک قاعده کلی می‌گوید برای شناخت حق، باید تتبع کرد که تیرهای باطل به کدام سمت نشان رفته‌اند.

له باور وی هر کشوری حق دارد با متجاوزان به حقوق خود مرزبندی و خصومت داشته باشد، اما نباید به مهره‌ای بی‌اراده در دست دشمن اصلی منطقه تبدیل شود؛ دشمنی که در پی اشغال، توسعه‌طلبی و جایگزینی به عنوان استعمارگر جدید پس از افول نفوذ آمریکا و بریتانیاست.

وی در پایان پیش‌بینی می‌کند که منطقه در دوران پیش رو، به‌ویژه در صورت پیروزی ترامپ و نتانیاهو، سال‌های سختی را پیش رو خواهد داشت. او از مخاطبان خود می‌خواهد که ضمن حفظ استقلال مواضع خود در قبال ایران (حتی در صورت داشتن انتقاد یا ورود به گفتگو و دادگاه‌های بین‌المللی)، مراقب باشند که آگاهانه یا ناآگاهانه به ابزاری برای تحقق اهداف نتانیاهو تبدیل نشوند؛ چرا که در نهایت به باور او، حق پیروز خواهد شد و انسان‌ها باید در مسیر حقیقت استوار بمانند تا در دنیا و آخرت رستگار شوند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1🤮1
در ارزیابی روندهای اخیر سیاست خارجی واشنگتن، چارلز ادل و جان بی. آلترمن در نشست تحلیلی «The High Top» (وابسته به مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی) استدلال می‌کنند که رویکردهای ایالات متحده موجی از سردرگمی را در میان متحدان هند و اقیانوسیه ایجاد کرده است.
بر اساس تحلیل‌های ارائه‌شده در این گفتگوی راهبردی، ادل استدلال می‌کند که رویکردهای اخیر سیاست خارجی ایالات متحده، موجی از ابهام را در میان متحدان منطقه هند و اقیانوس آرام ایجاد کرده است. وی توضیح می‌دهد که کشورهای منطقه هند و اقیانوس آرام در مواجهه با سیاست‌های واشنگتن، در تلاشند تا بفهمند آیا «منطقی در پس این دیوانگی» وجود دارد یا صرفاً با مجموعه‌ای از رفتارهای تکانشی و تصادفی روبرو هستند.

به گفته این پژوهشگر، همین ابهام باعث شکل‌گیری چهار رویکرد و برداشت متفاوت در میان این متحدان شده است:

- گروهی معتقدند که این اقدامات اخلال‌گرایانه در واقع تلاش هدفمند آمریکا برای به حداکثر رساندن قدرت خود و مقابله مستقیم با چین است.

- در مقابل، گروه دوم بر این باورند که واشنگتن تنها به دنبال منافع فردی خود است و مهار چین همیشه و در همه حال اولویت اصلی آن نیست.

- دسته سوم، به گفته ادل، کاملاً از فقدان انضباط استراتژیک و نبود کنترل بر تکانه‌های هیجانی در تصمیم‌گیری‌های آمریکا مبهوت مانده‌اند؛

- در حالی که گروه چهارم، با عبور از این سردرگمی‌ها، تلاش می‌کنند تا رو به جلو حرکت کرده و در مسیرهای جدیدی با واشنگتن همکاری کنند.

با این وجود، تحلیلگران این برنامه تصریح می‌کنند که به‌رغم سقوط شدید محبوبیت آمریکا در افکار عمومی کشورهایی نظیر استرالیا، ژاپن و کره جنوبی، دولت‌های این منطقه همچنان حضور و لنگر انداختن واشنگتن را برای حفظ توازن قوا و تضمین امنیت خود یک ضرورت گریزناپذیر می‌دانند.

در بخش دیگری از این مباحثات، این پژوهشگران با تمرکز بر پیامدهای تقابل اخیر ایالات متحده و ایران، خاطرنشان می‌سازند که این رویارویی به عنوان یک «لحظه شفاف‌ساز»، محدودیت‌های هژمونی آمریکا را به وضوح عریان کرده است. جان آلترمن توضیح می‌دهد که ناتوانی واشنگتن در تحمیل اراده خود بر تهران، به‌رغم برتری قاطع نظامی و اقتصادی، بدبینی‌های دیرینه کشورهای «جنوب جهانی» نسبت به ادعای خیرخواهی آمریکا را تایید کرد. بر اساس این تحلیل، ملت‌های خاورمیانه، آمریکای لاتین و آسیای جنوبی که همواره آمریکا را قدرتی متکبر می‌دانستند، اکنون از فروریختن نقاب اقتدار بلامنازع ایالات متحده خرسندند و این شرایط را نه به معنای پذیرش هژمونی جایگزین مانند چین، بلکه فرصتی تاریخی برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود ارزیابی می‌کنند.

در نهایت، این تحلیلگران راهبردی با نگاهی آسیب‌شناسانه به ریشه‌های بحران کنونی، نتیجه‌گیری می‌کنند که آشفتگی‌های ژئوپلیتیک امروز، ناشی از ناکامی واشنگتن در پی‌ریزی یک نظم بین‌المللی جایگزین و هدفمند پس از پایان جنگ سرد است. آن‌ها هشدار می‌دهند که اگرچه قدرت‌های اقتدارگرا مانند چین و روسیه فاقد ائتلاف‌های عمیق ارزشی هستند، اما در هدف مشترک تضعیف شبکه ائتلافی آمریکا هم‌سو شده‌اند. با وام گرفتن از مفهوم «تراژدی‌های یونانی»، ادل و آلترمن تجویز می‌کنند که ایالات متحده برای تضمین بقای خود در عصر جدید، باید از غرور کاذب و یک‌جانبه‌گرایی پرهیز کرده و استراتژی دیکته کردن سیاست‌ها را با ایجاد پروژه‌های مشترک و اصیل با متحدان دموکراتیک خود جایگزین کند.

منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=f375hFhAvQU

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
گزارش وال‌استریت ژورنال از توانمندی‌های موشکی جدید ایران

روزنامه وال‌استریت ژورنال در گزارش جدیدی به نقل از مقامات آگاه آمریکایی نوشت که ایران توانسته خود را با سیستم‌های پدافندی آمریکا سازگار کند. بر اساس این گزارش، ایران اکنون از موشک‌های بسیار سریعی استفاده می‌کند که در مرحله پایانی پرواز، قابلیت مانور دارند؛ ویژگی خاصی که ردیابی و انهدام آن‌ها را به شدت دشوار کرده است.

این گزارش تأکید می‌کند که توانایی ایران در نشانه‌گیری دقیق اهداف حساس، باعث نگرانی جدی واشنگتن شده است؛ تا جایی که برخی مقامات آمریکایی گمان می‌کنند تهران در زمینه مأموریت‌های هدف‌گیری، از حمایت‌های فنی چین یا روسیه بهره برده باشد.

منبع:

https://www.wsj.com/world/middle-east/two-u-s-servicemembers-killed-one-missing-in-iran-missile-attack-on-jordan-a59f9699?utm_source=chatgpt.com
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
تحلیلگران و گزارشگران روزنامه «وال‌استریت ژورنال» در گزارشی تحقیقی که شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل نیز آن را بازتاب داده است، عنوان می‌کنند که اسرائیل با اختصاص بودجه‌ای بالغ بر ۵۰ میلیون دلار، یک کارزار گسترده و پنهان اعمال نفوذ را با هدف مهندسی افکار عمومی در ایالات متحده به اجرا گذاشته است.

بر اساس این ارزیابی‌ها، این عملیات که مدیریت آن به شرکت «برد پارسکیل» مشاور ارشد و باسابقه دونالد ترامپ، سپرده شده بود، به طور مشخص جوانان محافظه‌کار و حامیان ترامپ (نسل Z) را هدف قرار داده تا مانع از ریزش حمایت آن‌ها از اسرائیل در سایه جنگ غزه و افزایش ۶۰ درصدی نگاه‌های منفی در جامعه آمریکا شود.

این گزارش با استناد به یافته‌های هم‌راستای نشریه «تایم» تشریح می‌کند که در این کارزار سایبری، علاوه بر تولید ماهانه ۱۰۰ محتوای اختصاصی برای پلتفرم‌هایی نظیر تیک‌تاک، اینستاگرام، یوتیوب و پادکست‌ها، میلیون‌ها پیامک هدفمند مبتنی بر هوش مصنوعی با هویت‌های جعلی مانند «اِما» یا «سارا» از سوی نهادی پوششی تحت عنوان «دوستان صلح» برای شهروندان آمریکایی ارسال شده است تا ذهنیت آن‌ها را نسبت به مسائلی چون پیامدهای مذاکرات صلح آمریکا و اسرائیل با ایران بر امنیت جهانی جهت‌دهی کند.

از سوی دیگر، نویسندگان این گزارش با استناد به شواهد میدانی و مواضع اخیر مقامات ارشد آمریکایی، تشریح می‌کنند که بخش عمده‌ای از این پروژه نفوذ، بر شبکه‌سازی و هدایت مالی اینفلوئنسرهای جریان راست‌گرا و جنبش «مگا» (MAGA) متمرکز بوده است؛ به گونه‌ای که این افراد در گروه‌های چت خصوصی، دستورالعمل‌ها و متن‌های پیشنهادی را دریافت کرده و بر اساس میزان بازدید و مشارکت مخاطبانشان در شبکه‌های اجتماعی دستمزد می‌گرفتند.

هدف محوری این فاز از عملیات، تخریب تفاهم‌نامه میان واشنگتن و تهران بوده است؛ تا جایی که یک مقام ارشد دولت ترامپ از حملات هماهنگ و هم‌زمان اینفلوئنسرها با ادبیاتی کاملاً مشابه پرده برداشته و تأکید می‌کند که آن‌ها شخص رئیس‌جمهور را به ساده‌لوحی و تسلیم شدن پیش از نابودی برنامه هسته‌ای ایران متهم کرده‌اند و مدیران این کمپین نیز به صورت ضمنی به اهداف خود معترف‌اند.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-e4bf8a5a1987f91026.htm


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
مایکل میلشتاین، سرهنگ ذخیره ارتش و عاموس هارل، تحلیل‌گر روزنامه هاآرتص با رادیو 103FM درباره درگیری‌های متقابل آمریکا و ایران و پیامدهای آن بر خاورمیانه و روابط تل‌آویو-واشنگتن به گفتگو پرداخته‌اند.

در این گفتگو، میلشتاین ضمن بررسی تحولات اخیر، بر این نکته تأکید کرده که هرچند تشدید اوضاع ممکن است در ظاهر فرصتی برای هدف قرار دادن برنامه هسته‌ای ایران فراهم آورد، اما مقامات اسرائیلی باید به شدت از ورود به ماجراجویی‌های پنهانی و بدون هماهنگی ترامپ پرهیز کنند.

وی استدلال می‌کند که اتخاذ چنین رویکردی می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیر و شدیدی به مناسبات تل‌آویو و واشنگتن وارد سازد.

افزون بر این، در تحلیل شرایط کنونی به این مسئله نیز اشاره شده است که طی هفته‌های گذشته، دولت ایالات متحده کوشیده تا بار مسئولیت ناکامی در مرحله دوم اقدامات ضدایرانی خود را متوجه اسرائیل سازد؛ اقداماتی که با اهداف بلندپروازانه‌ای همچون «تغییر حکومت» و «نابودی کامل برنامه هسته‌ای ایران پیگیری می‌شد، اما در عمل به بن‌بست رسید و نتایج مطلوب واشنگتن را به همراه نداشت.

برآیند این ناکامی‌های مشترک موجب شده تا فضای مانور سیاسی برای بنیامین نتانیاهو به طرز چشمگیری محدودتر از گذشته شود.

با این وجود، تحلیلگران بر این باورند که به‌رغم چالش‌های پیش‌آمده، هنوز برای گمانه‌زنی و نتیجه‌گیری قطعی درباره پایان یافتن روابط ویژه میان نتانیاهو و ترامپ بسیار زود است؛ چرا که تجربه نشان داده نتانیاهو پیش از این نیز توانسته خواسته‌های خود را از ترامپ دریافت کند و سرنوشت این مناسبات در نهایت به چگونگی پیشرفت رویدادهای آتی بستگی خواهد داشت.

منبع:
https://news.walla.co.il/item/3854613

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
چهار دستاورد راهبردی تهران در نبرد اخیر از دید مدیر اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل

تِمیر هیمن، رئیس پیشین سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی (امان) و مدیر کنونی اندیشکده مطالعات امنیت ملی (INSS) در تحلیلی که در پایگاه خبری «کانال ۱۲» منتشر کرده، اذعان می‌دارد که جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی توانسته است روایت «پیروزی» خود را بر چهار پایه راهبردی شامل «حفظ ثبات و بقای نظام»، «اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز»، «تحمیل محدودیت‌های بازدارنده بر تحرکات نظامی اسرائیل علیه حزب‌الله» و «صیانت کامل از برنامه هسته‌ای» استوار سازد.

به عقیده این فرمانده ارشد سابق صهیونیست، تحقق این مؤلفه‌ها برای تهران به مراتب باارزش‌تر از گام‌نهادن در مسیر دیپلماسی و توافقات آتش‌بس است؛ چرا که چنین فرایندهایی از منظر ایران، تن‌دادن به خواسته غرب تلقی می‌شود.

وی با اشاره به بی‌اعتمادی بنیادین تهران به واشنگتن و شخص ترامپ می‌افزاید که راهبرد فعلی ایران بر زنده نگه داشتن شعله‌های کنترل‌شده نبرد استوار است. هیمن در همین راستا تصریح می‌کند که ایران خطوط قرمز صریحی برای موازنه قدرت ترسیم کرده است؛ به‌طوری‌که ضمن مقابله قاطع با هرگونه بی‌ثباتی داخلی، تردد در تنگه هرمز را منطبق بر قواعد خود و بدون مداخله آمریکا مدیریت کرده و این پیام صریح را به تل‌آویو منتقل نموده که هرگونه تجاوز گسترده به بیروت یا تقابل همه‌جانبه با حزب‌الله، با پاسخ مستقیم موشکی و پهپادی از خاک ایران به مناطق شمالی اراضی اشغالی مواجه خواهد شد.

هیمن در بخش دیگری از این ارزیابی راهبردی با ابراز نگرانی شدید از خطای محاسباتی تل‌آویو تأکید می‌کند که تمرکز اسرائیل بر درگیری‌های حاشیه‌ای، در واقع خروجی یک «سناریوی فریب و انحراف هوشمندانه» از سوی تهران است تا ذهن تصمیم‌گیران صهیونیست را از اصلی‌ترین تهدید یعنی «برنامه هسته‌ای ایران» منحرف سازد.

به گفته مدیر اندیشکده امنیت ملی اسرائیل، در شرایطی که آتش‌بس شکننده با لبنان هر لحظه با شلیک یک پرتابه در آستانه فروپاشی قرار دارد و محدود ماندن تنش‌ها در تنگه هرمز مانع از ورود مستقیم اسرائیل به یک جنگ فراگیر شده است، تحرکات هسته‌ای ایران از جمله توسعه زیرساخت‌ها در منطقه «کوه کلنگ» و پیشرفت‌های چشمگیر پس از «جنگ ۱۲ روزه» بدون هیچ‌گونه نظارت بین‌المللی ادامه دارد. وی با اعتراف به ناکامی عملیات موسوم به «غرش شیران» در انهدام توانمندی‌های هسته‌ای ایران هشدار می‌دهد که بزرگ‌ترین خطر راهبردی برای اسرائیل این است که در دام عملیات روانی تهران افتاده و در غفلت کامل از تعمیق زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، توان خود را صرف مناقشات فرعی و پیرامونی کرده است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-columns/2026_q3/Article-a08e784911a6f91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1👎1
جزئیات حمله ایران به پایگاه آمریکا دراردن به نقل از وال استریت ژورنال

وال استریت ژورنال در گزارشی به نقل از مقامات آمریکایی اعلام کرد که در جریان نخستین موج از سه حمله موشکی به پایگاه هوایی «موفق السلطی»، ترکش‌های ناشی از اصابت موشک به سالن ورزشی این پایگاه برخورد کرده است. طبق گفته این مقامات، آژیرهای هشدارِ حمله، به موقع به صدا درآمدند تا نیروها بتوانند در پناهگاه‌ها مستقر شوند؛ با این حال، اگرچه تلفات جانی در این مرحله گزارش نشد، اما برخی از نیروها در مسیر رسیدن به پناهگاه مجروح شدند.

این گزارش در ادامه می‌افزاید که ساعاتی بعد، با به صدا درآمدن مجدد آژیرهای خطر، نیروها بار دیگر روانه پناهگاه‌ها شدند. مقامات آمریکایی تصریح کرده‌اند که در این زمان، یک موشک ایرانی به یک آشیانه خالی هواپیما اصابت کرده است.

بر اساس جزئیات ارائه شده در این گزارش، سومین حمله موشکی، یگان‌های مسکونی کانتینری را که محل خواب و استراحت سربازان بوده، هدف قرار داده است. به گفته مقامات، با وجود اینکه آژیرها برای بار سوم نیز به صدا درآمدند، اما همه سربازان فرصت نیافتند خود را به پناهگاه‌ها برسانند.
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
خبرنگاران و کنشگران رسانه‌ای عرب در مصاحبه با شبکه اسرائیلی درباره ایران چه گفتند؟

کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به بررسی دیدگاه‌های برخی از شهروندان عرب منطقه در سایه تنش‌های اخیر پرداخته است. بر اساس این گزارش، با وجود تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه، ساکنانی از کشورهای عربستان سعودی، بحرین و اردن در اقدامی که این رسانه آن را کم‌سابقه خوانده، حاضر به گفتگو با آن‌ها شده‌اند. این شبکه خبری در مقدمه خود اشاره می‌کند که تبادل آتش شبانه میان ایالات متحده و ایران، ناخواسته بخش‌هایی از خاورمیانه را درگیر یک رویارویی کرده است که به دلیل تهدیدات ایران مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت‌های کشورهای همسایه، می‌تواند پیامدهای مرگباری به همراه داشته باشد.

تهیه‌کننده این گزارش تاکید می‌کند که راضی کردن این چهره‌ها برای مصاحبه با رسانه‌های اسرائیلی در چنین شرایط حساسی کار آسانی نبوده است. با این حال، به رغم محافظه‌کاری دولت‌های متبوعشان در انتقاد علنی از تهران از ترس واکنش‌های احتمالی، این افراد تصمیم گرفته‌اند صدای اعتراض خود را بلند کنند.

نگرانی از تبعات اقتصادی و امنیتی در خلیج فارس

در بخش نخست این مصاحبه‌ها، دیدگاه‌های فاطمه الحربی، نویسنده و کنشگر بحرینی، بازتاب یافته است. وی با اشاره به از سرگیری شلیک موشک‌ها از سوی ایران، فضای حاکم بر بحرین را به شدت متشنج توصیف کرده است.
به گفته الحربی، نگرانی عمیقی از تشدید تنش‌ها وجود دارد، چرا که هرگونه حمله موشکی می‌تواند جان غیرنظامیان را در بحرین و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس به خطر بیندازد.
او همچنین نسبت به آسیب دیدن تاسیسات حیاتی و تبعات مخرب آن بر وضعیت اقتصادی بحرین هشدار داده است.
این کنشگر بحرینی تصریح می‌کند که خشم زیادی در میان مردم کشورش نسبت به ایران وجود دارد و آن‌ها در حمایت از رهبری بحرین، چه از طریق داوطلب شدن برای خدمت و چه از طریق دعا علیه دشمنان، کاملا متحد هستند.

انتقاد تند یک نظامی پیشین سعودی از سیاست‌های تهران

عبدالله غانم القحطانی، ژنرال بازنشسته ارتش عربستان سعودی، دیگر چهره‌ای است که در این گزارش به اظهارنظر پرداخته است. او با اتخاذ موضعی تند، اقدامات ایران را در منطقه بسیار خطرناک و در تضاد با ثبات و آینده نسل‌های بعدی ارزیابی کرده است.
این نظامی پیشین سعودی معتقد است که نمی‌توان در برابر این تحرکات سکوت کرد و نمی‌شود اجازه داد این اقدامات بدون عواقب سنگین باقی بمانند.
القحطانی ادعا کرده که هدف ایران این است که پیش از فروپاشی، شکست یا تجزیه شدن، اطمینان حاصل کند که همه را به ورطه نابودی کشانده است.
وی با بیان اینکه ایران قادر به شکست دادن اسرائیل یا آسیب رساندن به آن در سطحی که ادعا می‌کند نیست، تاکید دارد که با این وجود، تهران آسیب‌های جدی به کل منطقه وارد کرده است.

موضع محتاطانه اردن در میانه بحران

گزارشگر کانال ۱۲ در بخش دیگری از متن، به سکوت و عدم واکنش کشورهای عربی مورد حمله، اشاره می‌کند. در همین راستا، مصطفی زواتی، روزنامه‌نگار ساکن اردن، به تشریح رویکرد محافظه‌کارانه کشورش پرداخته است.
به گفته زواتی، اردن به دلیل آسیب‌پذیری‌های سیاسی و اقتصادی، توانایی اتخاذ موضعی قاطع و روشن در این جنگ را ندارد.
او توضیح می‌دهد که اردن نمی‌تواند تبعات چنین مواضعی را تحمل کند، بنابراین نه در برابر ایران و نه در برابر آمریکا موضعی خصمانه نمی‌گیرد.
این روزنامه‌نگار تصریح می‌کند که سیاست فعلی اردن بر مبنای حفظ تعادل محتاطانه و به اصطلاح «گرفتن میانه چوب» در هر دو سطح رسمی و عمومی استوار است.

پیام مشترک به واشنگتن و تل‌آویو

در پایان این گزارش، مصاحبه‌شوندگان ضمن درخواست از آمریکا برای تداوم حضور نظامی و محافظت از کشورهایشان، خواستار ورود اسرائیل به یک کارزار دیپلماتیک شده‌اند.
فاطمه الحربی راهکار واقعی را ایجاد بازدارندگی در برابر ایران، در کنار تلاش‌های دیپلماتیک می‌داند. او تاکید می‌کند که حضور نظامی آمریکا باید تا زمان رفع کامل آنچه وی تهدید ایران برای کشورهای منطقه خوانده، ادامه یابد.

ژنرال القحطانی نیز با تاکید بر لزوم حل مسئله فلسطین توسط اسرائیل، از واشنگتن می‌خواهد با حمایت از کشورهای منطقه، مانع از بازگشت تروریسم شده و بهانه‌ها را از ایران بگیرد.
این ژنرال بازنشسته سعودی در نهایت به سیاستمداران اسرائیلی توصیه کرده که به سرعت مشکلات موجود با کشورهای عربی را حل کنند. او خاطرنشان می‌کند که طرح‌های صلح عربی آماده اجرا هستند، اما به نظر می‌رسد بنیامین نتانیاهو در مقطع کنونی خواهان صلحی که تضمین‌کننده امنیت و ثبات همگانی باشد، نیست.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-5d7d3649b5b7f91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
آخرین تحولات و تغییرات در منازعه ایران و آمریکا

تحولات اخیر در منازعه میان ایران و ایالات متحده نشان‌دهنده تغییر اتی در اولویت‌بندی‌ها، ابزارهای فشار و رویکردهای طرفین است. بر اساس جدیدترین ارزیابی‌های صورت‌گرفته، این مواجهه از چارچوب‌های قبلی خارج شده و وارد فاز تازه‌ای از تقابل‌های منطقه‌ای و هشدار‌های حیاتی شده است.

1- جابه‌جایی در اولویت‌های واشنگتن و طرح معامله امنیتی

در فاز جدید رویکرد ایالات متحده، مسئله «امنیت تنگه هرمز» و «تضمین آزادی ناوبری بین‌المللی» به اولویت نخست واشنگتن تبدیل شده است. این تغییر در حالی رخ می‌دهد که پرونده‌های سنتی و پرتنش، مانند برنامه هسته‌ای و توان موشکی ایران و مسائل منطقه‌ای به جایگاه دوم اهمیت عقب رانده شده‌اند. در همین راستا، طرف آمریکایی فرمول جدیدی را به میانجی‌ها مطرح کرده که بر اساس آن، در صورت تضمین امنیت تنگه هرمز و آزادی ناوبری از سوی تهران، واشنگتن از ادامه سیاست رسمی خود مبنی بر «تغییر رژیم» در ایران صرف‌نظر خواهد کرد.

2- احتمال تشدید فشارها و گسترش حملات به زیرساخت‌های حیاتی

چنانچه روند گفتگوها یا سیگنال‌های دریافتی منجر به اقناع و جلب موافقت ایران نشود، واشنگتن آماده است تا سطح تقابل را به شکلی ملموس افزایش دهد. طبق ارزیابی‌ها، در صورت عدم دستیابی به توافق، احتمال می‌رود در روزهای آینده دامنه اقدامات نظامی و تخریبی گسترش یابد. این حملات احتمالی به صورت ویژه بر زیرساخت‌های کلیدی و حیاتی ایران، از جمله شبکه توزیع و تولید برق و همچنین شریان‌های اصلی مواصلاتی و ترانزیتی متمرکز خواهد بود تا توان پشتیبانی و تحرک کشور را محدود و ایران را به نوعی مجبور به دادن امتیاز کند، فرمولی که ایران در صورت اجرای آن توسط آمریکا بانک اهداف خود را به زیرساخت‌های حیاتی منطقه تغییر خواهد داد.

3- پیچیده‌تر شدن پرونده هسته‌ای و طرح سناریوهای مخاطره‌آمیز نظامی

ابعاد فنی و امنیتی پرونده هسته‌ای ایران پس از افشای گزارش جدید سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) وارد مرحله بسیار حیاتی و پیچیده‌ای شده است. این گزارش مدعی شده که ایران در پاییز گذشته اقدام به انتقال هزاران دستگاه سانتریفیوژ به تاسیسات زیرزمینی و عمیق «کوه کلنگ» کرده است. استحکام بالا و عمق دسترسی به این سایت باعث شده تا تحلیلگران به گمانه‌زنی درباره گزینه‌های محدود ایالات متحده بپردازند؛ تا جایی که احتمال هدف قرار دادن این تاسیسات زیرزمینی با استفاده از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی مطرح شده است.

4- آغاز استراتژی پساجام‌جهانی و تمرکز بر قطع نفوذ منطقه‌ای

با پایان یافتن مسابقات جام جهانی، ایالات متحده اجرای استراتژی جدید خود در قبال تهران را کلید زده است. این استراتژی بر گسستن شبکه نفوذ منطقه‌ای ایران تمرکز دارد و محور اصلی عملیات‌ها و فشارهای سیاسی-نظامی آمریکا بر سه پرونده اصلی یعنی «لبنان»، «سوریه» و «انصارالله یمن» استوار است. در همین راستا، واشنگتن با تقویت حضور نظامی و ناودسته خود در پهنه آبی دریای سرخ، درصدد مهار تحرکات انصارالله و مسدودسازی مسیرهای تدارکاتی وابسته به ایران در منطقه است.

5- سناریوی حمله زمینی محدود آمریکا و پاسخ احتمالی ایران

برخی گزارش‌ها و اظهارنظرهای مقامات آمریکایی نشان می‌دهد واشنگتن گزینه‌ای مبنی بر حمله زمینی و اشغال بخش‌هایی از نوار ساحلی ایران را به عنوان «آخرین ابزار روی میز» در صورت شکست تمامی استراتژی‌های قبلی بررسی می‌کند تا تهران را وادار به تمکین در برابر مطالبات خود کند. در مقابل، به نظر می‌رسد ایران نیز خود را برای چنین سناریویی آماده کرده است؛ به‌طوری که در صورت عملیاتی شدن این گزینه از سوی آمریکایی‌ها، پاسخ تلافی‌جویانه ایران می‌تواند شامل ورود به خاک و اشغال بخش‌هایی از مناطق حساس برخی کشورهای همسایه در خلیج فارس باشد تا از این طریق موازنه تهدید را بازآفرینی کند.

الف- تحولات جاری نشان می‌دهد برنامه‌ریزی اولیه آمریکا برای یک کارزار کوتاه‌مدت، اکنون وارد مسیر پرپیچ‌وخمی شده که واشنگتن نه توان خروج سریع از آن را دارد و نه ابزار حل‌وفصل یک‌طرفه آن را.
ب- برای دولت ترامپ، پذیرش ناکامی یا عقب‌نشینی در این منازعه فوق‌العاده دشوار است؛ همین مسئله احتمال دست زدن به سناریوهای پرریسک را افزایش می‌دهد.
پ- اجرای هر سناریوی جدیدی از سوی ایالات متحده، عواقب و هزینه‌های سنگینی خواهد داشت که دیگر محدود به خلیج فارس نمانده و کل امنیت و اقتصاد جهان را درگیر می‌کند.
ت- در واقع، آمریکا وارد کارزار پیچیده‌ای شده که هیچ سناریوی خروج آبرومندانه و روشنی نمی‌توان برای آن متصور بود.

https://www.maariv.co.il/news/military/article-1346905
https://www.eremnews.com/news/world/rs9pz7i
https://www.eremnews.com/news/world/7wr5sja
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏2
اخیراً حواشی ایجاد شده در برنامه «۳۶۰» به تهیه‌کنندگی عادل فردوسی‌پور، بحث‌های زیادی را در فضای مجازی و ورزشی کشور به راه انداخته است. درچند قسمت این برنامه نقدهایی به تیم ملی وارد آمد که از دید بسیاری منصفانه نبود، حال این نوشتار نمی‌خواهد منصفانه بودن یا نبودن این نقد‌ها را به بوته آزمایش ببرد. اوج این حواشی زمانی بود که آقای دایی با ادبیاتی طعنه‌آمیز از واژه «دکتر بیرانوند» استفاده کرد، ادبیاتی که آشکارا بوی تحقیر و کوچک شمردن طرف مقابل را می‌داد و از اخلاق حرفه‌ای و پهلوانی به دور بود.
اما آنچه پس از این اتفاق رخ داد، یعنی اقدام برخی نهادها برای فیلتر کردن پلتفرم و سایت ۳۶۰، جای نقد و بررسی جدی دارد. در این خصوص توجه به چند نکته ضروری است.

۱_ چه با رویکردها، نقدها و برنامه‌سازی‌های عادل فردوسی‌پور موافق باشیم و چه آن‌ها را غیرمنصفانه بدانیم، نمی‌توانیم یک واقعیت مسلم اجتماعی را انکار کنیم، او چهره‌ای محبوب و دارای پایگاه اجتماعی گسترده است. در دنیای امروز رسانه، حذف فیزیکی یا مسدودسازی پلتفرم یک چهره محبوب، نه تنها باعث کاهش نفوذ او نمی‌شود، بلکه غالباً نتیجه عکس داده و به مظلوم‌نمایی و محبوبیت کاذب دامن می‌زند. پاک کردن صورت مسئله، هرگز به معنای حل مسئله نیست.

۲_ وقتی به سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که شیوه برخورد آن‌ها با منتقدان، مخالفان و حتی کسانی که زبان به توهین می‌گشودند، هرگز مبتنی بر «بستن دهان‌ها» و «حذف» نبوده است.

قرآن کریم صراحتاً در سوره نحل می‌فرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه‌ای که نیکوتر است مجادله نما). پاسخ یک نقد غیرمنصفانه یا حتی یک کنایه تحقیرآمیز، ارائه پاسخ منطقی، شفاف‌سازی و دفاع از حق است، نه قطع کردن تریبون.

در تاریخ نقلی معروف وجود دارد که روزی یکی از خوارج در مسجد به امام علی (ع) توهین تندی کرد. یاران حضرت خواستند با او برخورد فیزیکی کنند یا او را بیرون بیندازند، اما امام مانع شدند و فرمودند: «پاسخ دشنام، یا دشنام است یا گذشت» و هرگز حقوق شهروندی یا سهم او را از بیت‌المال به خاطر یک توهین قطع نکردند.
در فقه و اخلاق اسلامی، مجازات باید با خطا تناسب داشته باشد. اگر در یک برنامه چند دقیقه‌ای، خطای کلامی یا نقد ناعادلانه‌ای رخ داده است، آیا منطقی است که کل یک رسانه با تمام کارمندان و مخاطبانش تعطیل یا فیلتر شود؟ این رویکرد با اصل عدالت همخوانی ندارد.

۳_ اگر رسانه‌ای مانند ۳۶۰ یا مهمانان آن (حتی چهره‌های بزرگی مثل علی دایی) از مدار انصاف خارج شده و به جای نقد فنی، به تحقیر بازیکن زحمت‌کشی مثل علیرضا بیرانوند روی می‌آورند، بهترین تنبیه برای آن‌ها «نقد شدن در پیشگاه افکار عمومی» است.

باید اجازه داد رسانه‌های دیگر، کارشناسان منصف و خود بازیکنان در یک فضای آزاد به این رفتارها پاسخ دهند و نشان دهند که چرا خطاب کردن یک ملی‌پوش با لحن تمسخرآمیز، دور از شان و اخلاق است. فیلتر کردن برنامه ۳۶۰ این فرصت طلایی برای نقد اخلاقی رفتار مهمانان برنامه را از بین می‌برد و جای ظالم و مظلوم را در افکار عمومی عوض می‌کند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏2👍1