در نهایت، وضعیت کنونی را میتوان یک «بنبست استراتژیک» نامید. آینده این تقابل تاریخی در گرو این است که سیستم تصمیمساز در ایالات متحده، در مواجهه با واقعیتهای میدانی و هزینههای غیرقابلتحمل تقابل مستقیم، در نهایت کدام مسیر را برخواهد گزید: پذیرش ریسک یک جنگ ویرانگر منطقهای، یا تن دادن به سازش و پذیرش ایران به عنوان یک قدرت منطقهای در نظم جدید ژئوپلیتیک./حسن حمزه
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Telegram
مشکات اندیشه
راه اندیشه بیهمراهان، ره به جایی نمیبرد. ما مشتاق شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایهای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
👍3👎1
آمریکا و اسرائیل باید از تاریخ کهن ایران درس عبرت بیاموزند
جان لیمبرت، دیپلمات بازنشسته و تحلیلگر، در پایگاه رسپانسیبل استیتکرفت استدلال میکند که دونالد ترامپ نخستین رهبر خارجی نیست که در رویارویی با ایران دچار اشتباه محاسباتی شده است. بر اساس روایت این کارشناس، دستکم چهار تن از امپراتوران و سرداران نامدار روم باستان به دلیل غرور و ناآگاهی، لشکرکشیهای فاجعهباری را علیه امپراتوری ایران پایهریزی کردند.
وی در این راستا به سرنوشت «کراسوس» اشاره میکند که با نادیده گرفتن توصیههای متحدانش و ناآشنایی با راهبردها، شکست سنگینی در نبرد حران متحمل شد. همچنین «مارک آنتونی» در سودای انتقام، گرفتار سرمای سخت زمستان شد و جان ۳۰ هزار سرباز رومی را به باد داد. در ادامه نیز به «والرین» پرداخته میشود که با دستکم گرفتن قدرت ایران و تخمین اشتباه توان نظامی روم، به اسارت شاپور اول، پادشاه ساسانی درآمد تا به نمادی تاریخی از مقاومت ایران تبدیل شود.
در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده با رویکردی تطبیقی، به تبیین خطرات ناشی از توهم «تغییر رژیم» پرداخته و ماجرای لشکرکشی «ژولیان» را به عنوان شاهدی تاریخی مطرح میسازد.
به گفته لیمبرت، این امپراتور رومی با فریب وعدههای یک شاهزاده تبعیدی ایرانی که دههها در خارج از کشور زندگی کرده بود، به امید فروپاشی مقاومت داخلی به ایران حمله کرد، اما شهرها به پادشاه خود وفادار ماندند و ژولیان جانش را در این مسیر از دست داد.
این تحلیلگر در نهایت نتیجهگیری میکند که سرنوشت شوم این چهار رهبر رومی باید درس عبرتی برای سیاستمداران امروزی آمریکا و اسرائیل باشد. به اعتقاد وی، این رهبران با ادعای نبوغ نظامی یا تسلط بر تاریخ، همچنان در حال تکرار همان اشتباهات مرگبار پیشینیان خود هستند و با نادیده گرفتن واقعیات، در همان مسیرهای فاجعهبار گام برمیدارند.
منبع:
https://responsiblestatecraft.org/lessons-iran-war/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
جان لیمبرت، دیپلمات بازنشسته و تحلیلگر، در پایگاه رسپانسیبل استیتکرفت استدلال میکند که دونالد ترامپ نخستین رهبر خارجی نیست که در رویارویی با ایران دچار اشتباه محاسباتی شده است. بر اساس روایت این کارشناس، دستکم چهار تن از امپراتوران و سرداران نامدار روم باستان به دلیل غرور و ناآگاهی، لشکرکشیهای فاجعهباری را علیه امپراتوری ایران پایهریزی کردند.
وی در این راستا به سرنوشت «کراسوس» اشاره میکند که با نادیده گرفتن توصیههای متحدانش و ناآشنایی با راهبردها، شکست سنگینی در نبرد حران متحمل شد. همچنین «مارک آنتونی» در سودای انتقام، گرفتار سرمای سخت زمستان شد و جان ۳۰ هزار سرباز رومی را به باد داد. در ادامه نیز به «والرین» پرداخته میشود که با دستکم گرفتن قدرت ایران و تخمین اشتباه توان نظامی روم، به اسارت شاپور اول، پادشاه ساسانی درآمد تا به نمادی تاریخی از مقاومت ایران تبدیل شود.
در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده با رویکردی تطبیقی، به تبیین خطرات ناشی از توهم «تغییر رژیم» پرداخته و ماجرای لشکرکشی «ژولیان» را به عنوان شاهدی تاریخی مطرح میسازد.
به گفته لیمبرت، این امپراتور رومی با فریب وعدههای یک شاهزاده تبعیدی ایرانی که دههها در خارج از کشور زندگی کرده بود، به امید فروپاشی مقاومت داخلی به ایران حمله کرد، اما شهرها به پادشاه خود وفادار ماندند و ژولیان جانش را در این مسیر از دست داد.
این تحلیلگر در نهایت نتیجهگیری میکند که سرنوشت شوم این چهار رهبر رومی باید درس عبرتی برای سیاستمداران امروزی آمریکا و اسرائیل باشد. به اعتقاد وی، این رهبران با ادعای نبوغ نظامی یا تسلط بر تاریخ، همچنان در حال تکرار همان اشتباهات مرگبار پیشینیان خود هستند و با نادیده گرفتن واقعیات، در همان مسیرهای فاجعهبار گام برمیدارند.
منبع:
https://responsiblestatecraft.org/lessons-iran-war/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Responsible Statecraft
Trouble with Persia? Ask the Romans
Donald Trump is far from the first foreign leader to get bad advice when it comes to Iran and its formidable antecedents
👍1
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی و مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، در واکنش به تحولات اخیر تنگه هرمز، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس تحلیلی ارائه کرده است که بر نقش بیبدیل جغرافیای سیاسی در بازار انرژی تاکید دارد.
وی در این ارزیابی با اشاره به اینکه هیچ راهکار ضربالاجلی برای دور زدن تنگه هرمز وجود ندارد، تصریح میکند که هیچیک از گزینههای جایگزین مطرحشده نمیتوانند بر واقعیتهای سرسخت جغرافیایی غلبه کنند.
سیترینوویچ در تشریح پیامدهای چنین چالشی استدلال میکند که اگر ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند و همزمان، انصارالله نیز روند عبور و مرور در بابالمندب را مختل سازند، پیامد عملی چنین سناریویی این خواهد بود که انتقال حجم عظیمی از نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) خلیج فارس به بازارهای آسیایی با تاخیرهای طولانی و غیرمنطقی مواجه خواهد شد.
او تاکید دارد که زیرساختها و مسیرهای جایگزین موجود، به هیچوجه گنجایش و ظرفیت جبرانِ خلأ این شاهراههای حیاتی دریایی را ندارند.
این تحلیلگر ارشد اسرائیلی در پایان یادداشت خود نتیجه میگیرد که عنصر «جغرافیا» همچنان به عنوان تعیینکنندهترین متغیر راهبردی در این معادلات پابرجا است؛ واقعیتی که هم تهران و هم بازارهای جهانی انرژی به خوبی به آن واقفاند.
منبع:
https://x.com/i/status/2076190787197448355
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی در این ارزیابی با اشاره به اینکه هیچ راهکار ضربالاجلی برای دور زدن تنگه هرمز وجود ندارد، تصریح میکند که هیچیک از گزینههای جایگزین مطرحشده نمیتوانند بر واقعیتهای سرسخت جغرافیایی غلبه کنند.
سیترینوویچ در تشریح پیامدهای چنین چالشی استدلال میکند که اگر ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند و همزمان، انصارالله نیز روند عبور و مرور در بابالمندب را مختل سازند، پیامد عملی چنین سناریویی این خواهد بود که انتقال حجم عظیمی از نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) خلیج فارس به بازارهای آسیایی با تاخیرهای طولانی و غیرمنطقی مواجه خواهد شد.
او تاکید دارد که زیرساختها و مسیرهای جایگزین موجود، به هیچوجه گنجایش و ظرفیت جبرانِ خلأ این شاهراههای حیاتی دریایی را ندارند.
این تحلیلگر ارشد اسرائیلی در پایان یادداشت خود نتیجه میگیرد که عنصر «جغرافیا» همچنان به عنوان تعیینکنندهترین متغیر راهبردی در این معادلات پابرجا است؛ واقعیتی که هم تهران و هم بازارهای جهانی انرژی به خوبی به آن واقفاند.
منبع:
https://x.com/i/status/2076190787197448355
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
There is no quick fix when it comes to bypassing the Strait of Hormuz. None of the alternatives being discussed can overcome the basic reality of geography.
If Iran closes the Strait of Hormuz while the Houthis disrupt the Bab al-Mandab, the practical consequence…
If Iran closes the Strait of Hormuz while the Houthis disrupt the Bab al-Mandab, the practical consequence…
👏1
لورا لومر، فعال سیاسی و چهره رسانهای جریان راستگرای افراطی در آمریکا، در تحلیل و ادعاهایی که مشروح آن در روزنامه عبریزبان «معاریو» بازتاب یافته است، مرگ ناگهانی سناتور جمهوریخواه، لیندزی گراهام را مشکوک دانسته و فرضیه ترور بیولوژیک (مسمومیت) وی توسط مسکو را مطرح کرده است.
بنا بر ادعاهای مطرحشده در این گزارش رسانهای، فوت غیرمنتظره این سناتور ۷۱ ساله بر اثر آنچه «بیماری کوتاه و ناگهانی» عنوان شده، نیازمند تحقیقاتی جامع است؛ چرا که این رویداد تنها یک روز پس از سفر حساس وی به کییف و دیدار با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین رخ داده است. سفری که گراهام طی آن با صراحت از توافقات جدید با کاخ سفید برای پیشبرد قوانین سختگیرانهتر و تشدید تحریمهای اقتصادی علیه خریداران نفت روسیه پرده برداشته بود.
از سوی دیگر و در تبیین بیشتر زمینههای ژئوپلیتیک و احتمالی این رویداد، رسانه مذکور به نقل از این چهره آمریکایی تلاش دارد تا این رخداد را به تحولات اخیر منطقهای و همگراییهای بینالمللی پیوند دهد. این گزارش با اشاره به حضور هیئت عالیرتبه روسی به سرپرستی دیمیتری مدودف در مراسم تشییع پیکر رهبر ایران در تهران، میکوشد تا مواضع ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی مطرحشده در این مراسم را به عنوان نشانهای از تهدیدات بالقوه علیه مقاماتی نظیر دونالد ترامپ و شخص سناتور گراهام بازنمایی کند؛ روایتی رسانهای که تأیید شبکه «انبیسی» مبنی بر فقدان هرگونه علائم هشداردهنده پیشین در پرونده پزشکی و وضعیت سلامتی این سناتور، به آن دامن زده و ابعاد معمای مرگ وی را در فضای تحلیلی عمیقتر کرده است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1343484
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بنا بر ادعاهای مطرحشده در این گزارش رسانهای، فوت غیرمنتظره این سناتور ۷۱ ساله بر اثر آنچه «بیماری کوتاه و ناگهانی» عنوان شده، نیازمند تحقیقاتی جامع است؛ چرا که این رویداد تنها یک روز پس از سفر حساس وی به کییف و دیدار با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین رخ داده است. سفری که گراهام طی آن با صراحت از توافقات جدید با کاخ سفید برای پیشبرد قوانین سختگیرانهتر و تشدید تحریمهای اقتصادی علیه خریداران نفت روسیه پرده برداشته بود.
از سوی دیگر و در تبیین بیشتر زمینههای ژئوپلیتیک و احتمالی این رویداد، رسانه مذکور به نقل از این چهره آمریکایی تلاش دارد تا این رخداد را به تحولات اخیر منطقهای و همگراییهای بینالمللی پیوند دهد. این گزارش با اشاره به حضور هیئت عالیرتبه روسی به سرپرستی دیمیتری مدودف در مراسم تشییع پیکر رهبر ایران در تهران، میکوشد تا مواضع ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی مطرحشده در این مراسم را به عنوان نشانهای از تهدیدات بالقوه علیه مقاماتی نظیر دونالد ترامپ و شخص سناتور گراهام بازنمایی کند؛ روایتی رسانهای که تأیید شبکه «انبیسی» مبنی بر فقدان هرگونه علائم هشداردهنده پیشین در پرونده پزشکی و وضعیت سلامتی این سناتور، به آن دامن زده و ابعاد معمای مرگ وی را در فضای تحلیلی عمیقتر کرده است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1343484
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
הטענה הדרמטית בארה"ב: "האם רוסיה הרעילה את לינדזי גראהם?"
בעקבות מותו הפתאומי של הסנאטור לינדזי גראהם ממחלה קצרה, פעילת הימין לורה לומר קוראת לחקור חשד להרעלה. לומר קושרת בין מותו לבין ביקורו באוקראינה ותמיכתו בסנקציות על מוסקבה
👍1
کانال 12 اسرائیل در گزارشی به بررسی ابعاد فنی و راهبردی استارتاپ نظامی جدیدی به نام «اسکاپنیون» (Skapion) پرداخته است که پس از جذب ۳۶ میلیون دلار سرمایه، در حال توسعه سامانه پدافندی نوینی با هدف مقابله با انبوه پهپادهای انتحاری است.
بر اساس این تحلیل، مدیران این شرکت که از طراحان ارشد سامانههایی چون «گنبد آهنین» بودهاند، بر این باورند که تهدیدات پهپادی فعلی تنها نوک کوه یخ بوده و میدانهای نبرد در آیندهای نزدیک شاهد حملات هماهنگ صدها و هزاران پهپاد در آن واحد خواهند بود.
از این رو، هدف راهبردی این پروژه، کاهش چشمگیر هزینه هر رهگیری به کمتر از ۱۰ هزار دلار است تا بتواند در برابر تاکتیکهای اشباعسازی شبکهای که در عملیاتهای اخیر هزینههای هنگفت میلیارد دلاری (نظیر هزینه ۷ میلیارد دلاری ائتلاف برای مقابله با عملیات پهپادی آوریل ۲۰۲۴ ایران) بر سیستمهای پدافندی تحمیل کردهاند، تابآوری اقتصادی و عملیاتی لازم را فراهم آورد.
افزون بر این، در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی تاکید شده است که معماری فنی سامانه مذکور، برخلاف رویههای سنتی که صرفاً بر ارتقای سیستمهای ضدتکهدفه متمرکز بودند، از پایه برای مقابله با امواج حملات اشباعی و پهپادهای رادارگریز طراحی شده است.
به نقل از مدیرعامل این استارتاپ، سامانههای پدافندی کارآمد در نسل آینده باید توانایی رهگیری پهپادهای «تاریک» (پرندههای بدون سیستم ناوبری GPS و فاقد سیگنالهای ارتباطی) با سرعتهای بسیار بالا (تا ۵۰۰ کیلومتر بر ساعت) را داشته باشند.
در نهایت، این تحلیل تصریح میکند که با توجه به ضعفهای بنیادین آشکار شده در اتمام سریع مهمات پدافندی طی تقابلهای اخیر، شرکت سازنده، قابلیت تولید انبوه ارزان (حداقل ۱۰ هزار واحد در سال) و بهرهگیری از زنجیره تامین چندملیتی بدون گلوگاه را به عنوان پیششرط طراحی خود لحاظ کرده است تا در صورت عملیاتی شدن تا سال ۲۰۲۷، پاسخی جامع به چالشبرانگیزترین تهدید هوافضای نوین ارائه دهد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q3/Article-dce7a286aed4f91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این تحلیل، مدیران این شرکت که از طراحان ارشد سامانههایی چون «گنبد آهنین» بودهاند، بر این باورند که تهدیدات پهپادی فعلی تنها نوک کوه یخ بوده و میدانهای نبرد در آیندهای نزدیک شاهد حملات هماهنگ صدها و هزاران پهپاد در آن واحد خواهند بود.
از این رو، هدف راهبردی این پروژه، کاهش چشمگیر هزینه هر رهگیری به کمتر از ۱۰ هزار دلار است تا بتواند در برابر تاکتیکهای اشباعسازی شبکهای که در عملیاتهای اخیر هزینههای هنگفت میلیارد دلاری (نظیر هزینه ۷ میلیارد دلاری ائتلاف برای مقابله با عملیات پهپادی آوریل ۲۰۲۴ ایران) بر سیستمهای پدافندی تحمیل کردهاند، تابآوری اقتصادی و عملیاتی لازم را فراهم آورد.
افزون بر این، در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی تاکید شده است که معماری فنی سامانه مذکور، برخلاف رویههای سنتی که صرفاً بر ارتقای سیستمهای ضدتکهدفه متمرکز بودند، از پایه برای مقابله با امواج حملات اشباعی و پهپادهای رادارگریز طراحی شده است.
به نقل از مدیرعامل این استارتاپ، سامانههای پدافندی کارآمد در نسل آینده باید توانایی رهگیری پهپادهای «تاریک» (پرندههای بدون سیستم ناوبری GPS و فاقد سیگنالهای ارتباطی) با سرعتهای بسیار بالا (تا ۵۰۰ کیلومتر بر ساعت) را داشته باشند.
در نهایت، این تحلیل تصریح میکند که با توجه به ضعفهای بنیادین آشکار شده در اتمام سریع مهمات پدافندی طی تقابلهای اخیر، شرکت سازنده، قابلیت تولید انبوه ارزان (حداقل ۱۰ هزار واحد در سال) و بهرهگیری از زنجیره تامین چندملیتی بدون گلوگاه را به عنوان پیششرط طراحی خود لحاظ کرده است تا در صورت عملیاتی شدن تا سال ۲۰۲۷، پاسخی جامع به چالشبرانگیزترین تهدید هوافضای نوین ارائه دهد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q3/Article-dce7a286aed4f91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
N12
הסטארט-אפ הישראלי שמפתח "כיפת ברזל" חדשה נגד כטב"מים
המרוץ הישראלי ליירט את מתקפת הכטב"מים הבאה: סטארט-אפ ביטחוני חדש נחשף לאחר שגייס 36 מיליון דולר ומפתח מערכת ליירוט נחילי כטב"מים. היעד: להתמודד עם מאות מטרות במקביל ולהוריד את עלות היירוט לפחות מ-10,000 דולר
😱1
اسرائیل هیوم در گزارشی اختصاصی عنوان میکند که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، پس از یک دوره کوتاه دیپلماسی و اتخاذ رویکردی محتاطانه، اکنون صبر خود را از دست داده و با کنار گذاشتن ملاحظات قبلی، به کارزار نظامی علیه ایران پیوستهاند.
این رسانه به نقل از دو مقام دیپلماتیک از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس عنوان کرد که این دولتها در پیام واحدی که اواخر هفته به واشنگتن ارسال کردند، حمایت کامل خود را از ازسرگیری حملات نظامی ابراز داشته و به موضع بنیادین خود مبنی بر لزوم رفع تهدیدات ایران از طریق توسل به زور بازگشتهاند.
این روزنامه به نقل از منابع خود میافزاید که انگیزه اصلی این تغییر رویه بیسابقه، خشم شدید این کشورها از حملات موشکی و پهپادی اخیر ایران به خاک آنها بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی، اشاره شده است که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس طی ۴۸ ساعت گذشته به مشارکتکنندگان فعال در عملیاتهای تهاجمی علیه ایران تبدیل شدهاند، هرچند که گستره این مداخله تاکنون محدود بوده است.
نکته جدیدی که این رسانه به آن میپردازد، چرخش موضع چشمگیر قطر است؛ کشوری که پیشتر نقش میانجیگرانه فعالی ایفا میکرد و حتی مانع از شکلگیری موضعی یکپارچه در خلیج فارس علیه تهران میشد، اما بلافاصله پس از هدف قرار گرفتن تأسیسات گاز طبیعیاش، مخالفتهای خود را پس گرفته و چراغ سبز نشان داده است.
بر اساس گزارش این نشریه، دوحه همچنین تلاشهای پیشین خود برای آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران را متوقف کرده است که این امر نشاندهنده یک تغییر جدی در مناسبات امنیتی منطقه است.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/07/13/exclusive-qatar-gives-green-light-as-gulf-states-join-strikes-on-iran/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این رسانه به نقل از دو مقام دیپلماتیک از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس عنوان کرد که این دولتها در پیام واحدی که اواخر هفته به واشنگتن ارسال کردند، حمایت کامل خود را از ازسرگیری حملات نظامی ابراز داشته و به موضع بنیادین خود مبنی بر لزوم رفع تهدیدات ایران از طریق توسل به زور بازگشتهاند.
این روزنامه به نقل از منابع خود میافزاید که انگیزه اصلی این تغییر رویه بیسابقه، خشم شدید این کشورها از حملات موشکی و پهپادی اخیر ایران به خاک آنها بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی، اشاره شده است که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس طی ۴۸ ساعت گذشته به مشارکتکنندگان فعال در عملیاتهای تهاجمی علیه ایران تبدیل شدهاند، هرچند که گستره این مداخله تاکنون محدود بوده است.
نکته جدیدی که این رسانه به آن میپردازد، چرخش موضع چشمگیر قطر است؛ کشوری که پیشتر نقش میانجیگرانه فعالی ایفا میکرد و حتی مانع از شکلگیری موضعی یکپارچه در خلیج فارس علیه تهران میشد، اما بلافاصله پس از هدف قرار گرفتن تأسیسات گاز طبیعیاش، مخالفتهای خود را پس گرفته و چراغ سبز نشان داده است.
بر اساس گزارش این نشریه، دوحه همچنین تلاشهای پیشین خود برای آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران را متوقف کرده است که این امر نشاندهنده یک تغییر جدی در مناسبات امنیتی منطقه است.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/07/13/exclusive-qatar-gives-green-light-as-gulf-states-join-strikes-on-iran/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israel Hayom
Exclusive: Qatar gives green light as Gulf states join strikes on Iran
President Donald Trump ordered the Strait of Hormuz closed to Iranian shipping after the Islamic Revolutionary Guard Corps refused to relinquish control of
😨1
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر و کارشناس مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات (پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و پژوهشگر غیرمقیم شورای آتلانتیک) در گفتگویی با بکی اندرسون در شبکه سیانان درباره تازهترین تشدید تنشها میان ایالات متحده و ایران به نکات زیر اشاره کرد:
نخست: اگر ترامپ مصمم است تا آزادی ناوبری در تنگه هرمز را با توسل به زور تضمین کند، در نهایت با یک واقعیت اساسی روبرو خواهد شد: بسیار بعید است که ایران داوطلبانه از کنترل خود بر این تنگه دست بکشد. هرگونه تلاش برای ایجاد تغییر اساسی در توازن نظامی، احتمالاً نیازمند عملیات علیه مواضع ایران در امتداد نوار ساحلی این کشور در تنگه هرمز خواهد بود؛ اقدامی که بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از حملات تنبیهی یا عملیاتهای محدود دریایی است.
دوم: به نظر میرسد تبادل آتش و درگیریهای فعلی هنوز در چارچوب مرزهای نسبتاً محدودی در جریان است. با این حال، هرچه چرخه اقدامات تلافیجویانه طولانیتر شود، خطر محاسبه غلط و تشدید ناخواسته تنشها افزایش مییابد؛ حتی اگر نه واشنگتن و نه تهران فعالانه به دنبال آغاز یک جنگ تمامعیار دیگر نباشند.
سوم: پیشنهاد ترامپ مبنی بر اینکه کشتیهای تجاری باید هزینه حفاظت آمریکا در تنگه هرمز را بپردازند، پرسشهای دشواری را به وجود میآورد. واشنگتن مدتهاست که هرگونه تلاش ایران برای تحمیل هزینه یا شروط مختلف بر ناوبری بینالمللی را مورد انتقاد قرار داده است. درخواست از کشتیهای تجاری برای پرداخت هزینه عبور، خطر ایجاد یک تضاد ناخوشایند با موضع دیرینه آمریکا در دفاع از آزادی ناوبری را به همراه دارد.
چهارم: جبهه انصارالله ممکن است به اندازه خود تنگه هرمز حائز اهمیت و پیامد باشد. گزارشها مبنی بر اینکه انصارالله به دنبال گسترش ارتباط هوایی خود با ایران بودهاند و اقدام نظامی عربستان سعودی در پی آن، احتمال اقدامات تلافیجویانه این جریان را افزایش میدهد. اگر دامنه این تلافیجویی به ایجاد اختلال در تردد تنگه بابالمندب کشیده شود، پیامدهای آن برای بازارهای جهانی انرژی میتواند با تحولات تنگه هرمز برابری کند. چنین سناریویی مستقیماً در خدمت هدف گستردهتر ایران در راستای افزایش فشار بر منابع جهانی انرژی و بالا بردن قیمت نفت خواهد بود.
در نهایت بعید است که اسرائیل فروپاشی دیپلماسی میان ایالات متحده و ایران را اتفاقی منفی ارزیابی کند. در عین حال، پویاییهای کنونی نشان میدهد که نه واشنگتن و نه تهران هیچکدام تمایل چندانی به وارد کردن مستقیم اسرائیل به این رویارویی ندارند، چرا که این امر خطر وقوع یک جنگ گستردهتر منطقهای را به شدت افزایش میدهد.
منبع:
https://x.com/i/status/2076677200225464454
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
نخست: اگر ترامپ مصمم است تا آزادی ناوبری در تنگه هرمز را با توسل به زور تضمین کند، در نهایت با یک واقعیت اساسی روبرو خواهد شد: بسیار بعید است که ایران داوطلبانه از کنترل خود بر این تنگه دست بکشد. هرگونه تلاش برای ایجاد تغییر اساسی در توازن نظامی، احتمالاً نیازمند عملیات علیه مواضع ایران در امتداد نوار ساحلی این کشور در تنگه هرمز خواهد بود؛ اقدامی که بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از حملات تنبیهی یا عملیاتهای محدود دریایی است.
دوم: به نظر میرسد تبادل آتش و درگیریهای فعلی هنوز در چارچوب مرزهای نسبتاً محدودی در جریان است. با این حال، هرچه چرخه اقدامات تلافیجویانه طولانیتر شود، خطر محاسبه غلط و تشدید ناخواسته تنشها افزایش مییابد؛ حتی اگر نه واشنگتن و نه تهران فعالانه به دنبال آغاز یک جنگ تمامعیار دیگر نباشند.
سوم: پیشنهاد ترامپ مبنی بر اینکه کشتیهای تجاری باید هزینه حفاظت آمریکا در تنگه هرمز را بپردازند، پرسشهای دشواری را به وجود میآورد. واشنگتن مدتهاست که هرگونه تلاش ایران برای تحمیل هزینه یا شروط مختلف بر ناوبری بینالمللی را مورد انتقاد قرار داده است. درخواست از کشتیهای تجاری برای پرداخت هزینه عبور، خطر ایجاد یک تضاد ناخوشایند با موضع دیرینه آمریکا در دفاع از آزادی ناوبری را به همراه دارد.
چهارم: جبهه انصارالله ممکن است به اندازه خود تنگه هرمز حائز اهمیت و پیامد باشد. گزارشها مبنی بر اینکه انصارالله به دنبال گسترش ارتباط هوایی خود با ایران بودهاند و اقدام نظامی عربستان سعودی در پی آن، احتمال اقدامات تلافیجویانه این جریان را افزایش میدهد. اگر دامنه این تلافیجویی به ایجاد اختلال در تردد تنگه بابالمندب کشیده شود، پیامدهای آن برای بازارهای جهانی انرژی میتواند با تحولات تنگه هرمز برابری کند. چنین سناریویی مستقیماً در خدمت هدف گستردهتر ایران در راستای افزایش فشار بر منابع جهانی انرژی و بالا بردن قیمت نفت خواهد بود.
در نهایت بعید است که اسرائیل فروپاشی دیپلماسی میان ایالات متحده و ایران را اتفاقی منفی ارزیابی کند. در عین حال، پویاییهای کنونی نشان میدهد که نه واشنگتن و نه تهران هیچکدام تمایل چندانی به وارد کردن مستقیم اسرائیل به این رویارویی ندارند، چرا که این امر خطر وقوع یک جنگ گستردهتر منطقهای را به شدت افزایش میدهد.
منبع:
https://x.com/i/status/2076677200225464454
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
My interview @cnni with @BeckyCNN regarding the latest escalation between the United States:
First, if President Trump is determined to secure freedom of navigation through the Strait of Hormuz by force, he will eventually confront a fundamental reality:…
First, if President Trump is determined to secure freedom of navigation through the Strait of Hormuz by force, he will eventually confront a fundamental reality:…
بدر البوسعیدی وزیر خارجه عمان در مقالهای در روزنامه لوموند استدلال میکند که جنگ اخیر در خلیج فارس، ناکارآمدی و پوشالی بودن سیاست «مهار» در برابر جمهوری اسلامی ایران را بیش از پیش نمایان ساخته است.
این دیپلمات ارشد با اشاره به پیامدهای ویرانگر مناقشه اخیر که خاورمیانه را مجروح رها کرده، تاکید میورزد که اکنون زمان یک بازنگری واقعبینانه در معادلات ژئوپلیتیک فرا رسیده است.
به باور وی، برخلاف مفروضات بنیادین و دیرینه که تهران را یک خطر وجودی میپنداشتند، امروزه جدیترین تهدیدات علیه امنیت منطقه نه از درون آن، بلکه از سوی تصمیمات بازیگران خارجی و مشخصاً از جانب تلآویو نشأت میگیرد.
وزیر امور خارجه سلطنت عمان در ادامه تبیین دیدگاههای خود، به مسئله حیاتی امنیت دریانوردی پرداخته و خاطرنشان میسازد که تدوین یک چارچوب حقوقی و پایدار برای تضمین آزادی تردد در تنگه هرمز، اصلیترین اولویت کنونی است.
وی با یادآوری مسئولیت خطیر مسقط و تهران به عنوان دو کشور ناظر بر این آبراه راهبردی، بر لزوم همگرایی با جامعه جهانی جهت حراست از شریانهای اقتصاد بینالملل تاکید میکند. در این راستا، ضمن قدردانی از رویکرد سازنده پاریس در مذاکرات مربوطه، وی تصریح میدارد که بحران هرمز تنها بخشی از یک پازل استراتژیک گستردهتر است که نیازمند تامل و چارهاندیشی بنیادین میباشد.
این مقام عالیرتبه در بخش دیگری از تحلیل خود، معماری امنیتی شکلگرفته از سال ۱۹۷۹ را که بر پایه انزوا و حذف بنا شده بود، عمیقاً اشتباه و پرهزینه توصیف میکند. وی استدلال میآورد که انباشت تسلیحات، گسترش پایگاههای نظامی ایالات متحده و حفظ حضور نظامی از راه دور در دهههای اخیر، با وجود صرف هزینههای هنگفت، نتوانستهاند امنیت پایدار را برای خلیج فارس به ارمغان بیاورند. از این منظر، وی پیشنهاد میدهد که سیستم امنیتی آینده باید با مشارکت فعالانه و تقسیم مسئولیت میان تمامی هشت کشور حاشیه خلیج فارس، از جمله ایران و عراق، پایهگذاری شود و دکترین «شمولگرایی و ادغام» بهطور کامل جایگزین سیاست شکستخورده «مهار» گردد.
در نهایت، البوسعیدی چشمانداز استراتژیک خود را به فراسوی مرزهای خلیج فارس گسترش داده و یادآور میشود که این بازتعریف امنیتی نیازمند ارزیابی مجدد و پراگماتیک اتحادهای سنتی با قدرتهایی نظیر واشنگتن است.
وی با اشاره به پیوستگی تنگاتنگ امنیت خلیج فارس با آبراههایی نظیر دریای سرخ، تنگه بابالمندب و شمال غربی اقیانوس هند، نتیجهگیری میکند که هرچند جنگ اخیر فاجعهای فاقد مجوز سازمان ملل بود و به هیچیک از اهداف خود نرسید، اما اگر بتواند به توهم مهار ایران پایان دهد، نقطه عطفی برای اصلاح نیم قرن خطای استراتژیک و حرکت به سوی یک نظم منطقهای عادلانهتر، واقعبینانهتر و کارآمدتر خواهد بود.
منبع:
https://www.lemonde.fr/idees/article/2026/07/13/badr-al-boussaidi-ministre-des-affaires-etrangeres-d-oman-la-guerre-contre-l-iran-a-revele-a-quel-point-la-politique-d-endiguement-etait-un-mythe_6723040_3232.html
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این دیپلمات ارشد با اشاره به پیامدهای ویرانگر مناقشه اخیر که خاورمیانه را مجروح رها کرده، تاکید میورزد که اکنون زمان یک بازنگری واقعبینانه در معادلات ژئوپلیتیک فرا رسیده است.
به باور وی، برخلاف مفروضات بنیادین و دیرینه که تهران را یک خطر وجودی میپنداشتند، امروزه جدیترین تهدیدات علیه امنیت منطقه نه از درون آن، بلکه از سوی تصمیمات بازیگران خارجی و مشخصاً از جانب تلآویو نشأت میگیرد.
وزیر امور خارجه سلطنت عمان در ادامه تبیین دیدگاههای خود، به مسئله حیاتی امنیت دریانوردی پرداخته و خاطرنشان میسازد که تدوین یک چارچوب حقوقی و پایدار برای تضمین آزادی تردد در تنگه هرمز، اصلیترین اولویت کنونی است.
وی با یادآوری مسئولیت خطیر مسقط و تهران به عنوان دو کشور ناظر بر این آبراه راهبردی، بر لزوم همگرایی با جامعه جهانی جهت حراست از شریانهای اقتصاد بینالملل تاکید میکند. در این راستا، ضمن قدردانی از رویکرد سازنده پاریس در مذاکرات مربوطه، وی تصریح میدارد که بحران هرمز تنها بخشی از یک پازل استراتژیک گستردهتر است که نیازمند تامل و چارهاندیشی بنیادین میباشد.
این مقام عالیرتبه در بخش دیگری از تحلیل خود، معماری امنیتی شکلگرفته از سال ۱۹۷۹ را که بر پایه انزوا و حذف بنا شده بود، عمیقاً اشتباه و پرهزینه توصیف میکند. وی استدلال میآورد که انباشت تسلیحات، گسترش پایگاههای نظامی ایالات متحده و حفظ حضور نظامی از راه دور در دهههای اخیر، با وجود صرف هزینههای هنگفت، نتوانستهاند امنیت پایدار را برای خلیج فارس به ارمغان بیاورند. از این منظر، وی پیشنهاد میدهد که سیستم امنیتی آینده باید با مشارکت فعالانه و تقسیم مسئولیت میان تمامی هشت کشور حاشیه خلیج فارس، از جمله ایران و عراق، پایهگذاری شود و دکترین «شمولگرایی و ادغام» بهطور کامل جایگزین سیاست شکستخورده «مهار» گردد.
در نهایت، البوسعیدی چشمانداز استراتژیک خود را به فراسوی مرزهای خلیج فارس گسترش داده و یادآور میشود که این بازتعریف امنیتی نیازمند ارزیابی مجدد و پراگماتیک اتحادهای سنتی با قدرتهایی نظیر واشنگتن است.
وی با اشاره به پیوستگی تنگاتنگ امنیت خلیج فارس با آبراههایی نظیر دریای سرخ، تنگه بابالمندب و شمال غربی اقیانوس هند، نتیجهگیری میکند که هرچند جنگ اخیر فاجعهای فاقد مجوز سازمان ملل بود و به هیچیک از اهداف خود نرسید، اما اگر بتواند به توهم مهار ایران پایان دهد، نقطه عطفی برای اصلاح نیم قرن خطای استراتژیک و حرکت به سوی یک نظم منطقهای عادلانهتر، واقعبینانهتر و کارآمدتر خواهد بود.
منبع:
https://www.lemonde.fr/idees/article/2026/07/13/badr-al-boussaidi-ministre-des-affaires-etrangeres-d-oman-la-guerre-contre-l-iran-a-revele-a-quel-point-la-politique-d-endiguement-etait-un-mythe_6723040_3232.html
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
نشریه معتبر اکونومیست در گزارشی تحلیلی با بررسی ریشههای دور جدید تنشها در خلیج فارس، اینگونه روایت میکند که تفاهمنامه صلحی که دونالد ترامپ ماه گذشته با افتخار از آن یاد میکرد، اکنون نه تنها در حال فروپاشی است، بلکه خود به کاتالیزور و عامل اصلی آغاز حملات تلافیجویانه اخیر تبدیل شده است.
بر اساس این تحلیل، ابهام در بند پنجم این توافقنامه—که واشنگتن آن را به معنای الزام پاکسازی مینها و تهران آن را معادل حق انحصاری مدیریت ترافیک دریایی تعبیر میکند—موجب شده تا امنیت مسیرهای جایگزین مانند آبهای ساحلی عمان به خطر بیفتد و با ایجاد یک هراس واقعی در میان شرکتهای کشتیرانی، تردد نفتکشها از ۳۶ فروند به تنها ۱۱ کشتی در روز کاهش یابد؛ رویدادی که بهای نفت خام برنت را با جهشی ۲۰ درصدی به ۸۷ دلار در هر بشکه رسانده است.
این گزارش با اشاره به تبادل آتش روزهای گذشته، از جمله هدف قرار گرفتن نفتکشهای اماراتی و حملات متقابل آمریکا به پایگاههای نظامی در جنوب ایران، خاطرنشان میسازد که اگرچه هیچیک از دو کشور خواهان جنگی تمامعیار نیستند، اما تهران در داخل با یک دوگانگی راهبردی عمیق مواجه است؛ از یک سو فشار سنگین جبران ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی جنگ، جناح عملگرا را به سمت بهرهبرداری از منافع مالی توافق سوق میدهد و از سوی دیگر، جناحهای دیگر بر حفظ اهرم کنترل تنگه هرمز به هر قیمتی پافشاری میکنند.
کارشناسان خاورمیانه این نشریه در بخش پایانی ارزیابی راهبردی خود به صراحت استدلال میکنند که واشنگتن در یک بنبست ژئوپلیتیک گرفتار شده و ترامپ هیچ گزینه مطلوبی برای بازگشایی این آبراه حیاتی در اختیار ندارد.
نویسندگان با رد کارآمدی گزینههای نظامی آمریکا توضیح میدهند که انجام بیش از ۳۰۰ حمله محدود طی پنج شب نتوانسته رفتار نظامی ایران را که به موشکها و پهپادهایی با برد بالای ۱۰۰۰ کیلومتر در عمق خاک خود مجهز است، تغییر دهد و از سوی دیگر، ایده تهدیدآمیز اشغال پایانه نفتی خارک نیز به دلیل فاصله ۶۰۰ کیلومتری آن با تنگه هرمز، عملاً گرهی از ترافیک دریایی باز نخواهد کرد.
از منظر دیپلماتیک نیز، رویای واشنگتن برای ایجاد یک ائتلاف دریایی قدرتمند، به دلیل عدم رایگیری در پارلمان آلمان، تردید ژاپن، هراس شدید کشورهای عربی خلیج فارس از انتقامجویی ایران و اکتفای چین به صدور بیانیههای شفاهی، با شکستی آشکار روبرو شده است.
اکونومیست در یک نتیجهگیری جامع تاکید میکند که مسدود نگه داشتن تنگه هرمز یک هدف نهایی نیست و برای خود ایران نیز هزینههای ملموسی در بر داشته است؛ به طوری که با از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی و رسوب نفتهای صادر نشده، پالایشگاههای چینی اکنون به خرید نفت تخفیفدار کشورهای عربی روی آوردهاند.
در نهایت، از آنجا که آمریکا قادر نیست با بمباران تنگه را باز کند و ایران نیز از مسدود ماندن آن سودی نمیبرد، بازگشت به همان تفاهمنامه نیمهجان و در حال فروپاشی، تنها گزینه منطقی و «کمترین گزینه بد» پیشروی هر دو طرف به شمار میرود.
منبع:
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/07/14/donald-trump-has-no-good-options-for-reopening-the-strait-of-hormuz
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این تحلیل، ابهام در بند پنجم این توافقنامه—که واشنگتن آن را به معنای الزام پاکسازی مینها و تهران آن را معادل حق انحصاری مدیریت ترافیک دریایی تعبیر میکند—موجب شده تا امنیت مسیرهای جایگزین مانند آبهای ساحلی عمان به خطر بیفتد و با ایجاد یک هراس واقعی در میان شرکتهای کشتیرانی، تردد نفتکشها از ۳۶ فروند به تنها ۱۱ کشتی در روز کاهش یابد؛ رویدادی که بهای نفت خام برنت را با جهشی ۲۰ درصدی به ۸۷ دلار در هر بشکه رسانده است.
این گزارش با اشاره به تبادل آتش روزهای گذشته، از جمله هدف قرار گرفتن نفتکشهای اماراتی و حملات متقابل آمریکا به پایگاههای نظامی در جنوب ایران، خاطرنشان میسازد که اگرچه هیچیک از دو کشور خواهان جنگی تمامعیار نیستند، اما تهران در داخل با یک دوگانگی راهبردی عمیق مواجه است؛ از یک سو فشار سنگین جبران ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی جنگ، جناح عملگرا را به سمت بهرهبرداری از منافع مالی توافق سوق میدهد و از سوی دیگر، جناحهای دیگر بر حفظ اهرم کنترل تنگه هرمز به هر قیمتی پافشاری میکنند.
کارشناسان خاورمیانه این نشریه در بخش پایانی ارزیابی راهبردی خود به صراحت استدلال میکنند که واشنگتن در یک بنبست ژئوپلیتیک گرفتار شده و ترامپ هیچ گزینه مطلوبی برای بازگشایی این آبراه حیاتی در اختیار ندارد.
نویسندگان با رد کارآمدی گزینههای نظامی آمریکا توضیح میدهند که انجام بیش از ۳۰۰ حمله محدود طی پنج شب نتوانسته رفتار نظامی ایران را که به موشکها و پهپادهایی با برد بالای ۱۰۰۰ کیلومتر در عمق خاک خود مجهز است، تغییر دهد و از سوی دیگر، ایده تهدیدآمیز اشغال پایانه نفتی خارک نیز به دلیل فاصله ۶۰۰ کیلومتری آن با تنگه هرمز، عملاً گرهی از ترافیک دریایی باز نخواهد کرد.
از منظر دیپلماتیک نیز، رویای واشنگتن برای ایجاد یک ائتلاف دریایی قدرتمند، به دلیل عدم رایگیری در پارلمان آلمان، تردید ژاپن، هراس شدید کشورهای عربی خلیج فارس از انتقامجویی ایران و اکتفای چین به صدور بیانیههای شفاهی، با شکستی آشکار روبرو شده است.
اکونومیست در یک نتیجهگیری جامع تاکید میکند که مسدود نگه داشتن تنگه هرمز یک هدف نهایی نیست و برای خود ایران نیز هزینههای ملموسی در بر داشته است؛ به طوری که با از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی و رسوب نفتهای صادر نشده، پالایشگاههای چینی اکنون به خرید نفت تخفیفدار کشورهای عربی روی آوردهاند.
در نهایت، از آنجا که آمریکا قادر نیست با بمباران تنگه را باز کند و ایران نیز از مسدود ماندن آن سودی نمیبرد، بازگشت به همان تفاهمنامه نیمهجان و در حال فروپاشی، تنها گزینه منطقی و «کمترین گزینه بد» پیشروی هر دو طرف به شمار میرود.
منبع:
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/07/14/donald-trump-has-no-good-options-for-reopening-the-strait-of-hormuz
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
The Economist
Donald Trump has no good options for reopening the Strait of Hormuz
Yet the stand-off has costs for cash-strapped Iran, too
❤1👍1
روایت نشریه آمریکایی از مخمصه بیبازگشت کاخ سفید در تنگه هرمز
تام نیکولز و نانسی یوسف، تحلیلگران ارشد مسائل راهبردی و نظامی، در تحلیل همهجانبه خود در پادکست نشریه «آتلانتیک»، تصویری واقعبینانه و تکاندهنده از سقوط ایالات متحده به ورطه یک «جنگ بیپایان» و مهارناپذیر با ایران ترسیم میکنند؛ تقابلی فرسایشی که نشان میدهد چگونه واشنگتن با وجود تمامی ابزارهای نظامیاش، در تله محاسباتی خود گرفتار شده و کنترل موازنه استراتژیک از دست رئیسجمهور آمریکا خارج شده است.
این کارشناسان برجسته با تبیین دقیق ابعاد گوناگون این بحران استدلال میکنند که ایالات متحده عملاً بازنده این هماوردی ژئوپلیتیک است، چرا که اکنون این تهران است که شروط صلح و پایان تنش را به طرف مقابل دیکته میکند. بر اساس این ارزیابی، توافقات موقت آتشبس تنها سرپوشی موقت برای آرامسازی بازارها بوده و عملاً مرده به حساب میآیند؛ زیرا تهران تنگه هرمز را عنصر حیاتی امنیت ملی خود میداند و صراحتاً اعلام کرده است تا زمانی که واشنگتن حق حاکمیت ایران بر این آبراهه کلیدی را به رسمیت نشناسد و با ایجاد صندوق بازسازی چند صد میلیارد دلاری موافقت نکند، وضعیت صلح پایدار محقق نخواهد شد.
در کالبدشکافی عمیق بنبستهای استراتژیک و خطاهای محاسباتی کاخ سفید، تحلیلگران این نشریه تصریح میکنند که استراتژی «تنشزایی کنترلشده» پنتاگون مبنی بر حملات مقطعی به توانمندیهای پهپادی و دریایی ایران، راهکاری ناپایدار و بیثمر است که عملاً هیچ خروجی ملموسی برای واشنگتن به همراه ندارد.
به باور این کارشناسان، انسجام داخلی کمنظیر در ایران ــ که نمونه بارز آن در تشییع میلیونی مقامات عالیرتبه کشور تبلور یافت ــ در کنار آسیبپذیری شدید متحدان منطقهای آمریکا و ناتوانی ملموس کاخ سفید در مهار اقدامات تنشزای اسرائیل، تهران را در موضع برتر ژئوپلیتیک قرار داده است.
در نهایت تحلیلگران این نشریه معتقدند که تقلیل یافتن نقش نظارتی کنگره به تصویب بودجههای نجومی ۱.۵ تریلیون دلاری برای ارتش، آشکارا نشاندهنده شکست سنگین دیپلماسی در واشنگتن است؛ بنبست تلخی که ثابت میکند راه بازگشتی به شرایط پیش از جنگ وجود ندارد و آمریکا در یک چرخه فرسایشی دائمی گرفتار آمده است.
منبع:
https://www.theatlantic.com/podcasts/2026/07/ra-iran-reescalation/687849/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
تام نیکولز و نانسی یوسف، تحلیلگران ارشد مسائل راهبردی و نظامی، در تحلیل همهجانبه خود در پادکست نشریه «آتلانتیک»، تصویری واقعبینانه و تکاندهنده از سقوط ایالات متحده به ورطه یک «جنگ بیپایان» و مهارناپذیر با ایران ترسیم میکنند؛ تقابلی فرسایشی که نشان میدهد چگونه واشنگتن با وجود تمامی ابزارهای نظامیاش، در تله محاسباتی خود گرفتار شده و کنترل موازنه استراتژیک از دست رئیسجمهور آمریکا خارج شده است.
این کارشناسان برجسته با تبیین دقیق ابعاد گوناگون این بحران استدلال میکنند که ایالات متحده عملاً بازنده این هماوردی ژئوپلیتیک است، چرا که اکنون این تهران است که شروط صلح و پایان تنش را به طرف مقابل دیکته میکند. بر اساس این ارزیابی، توافقات موقت آتشبس تنها سرپوشی موقت برای آرامسازی بازارها بوده و عملاً مرده به حساب میآیند؛ زیرا تهران تنگه هرمز را عنصر حیاتی امنیت ملی خود میداند و صراحتاً اعلام کرده است تا زمانی که واشنگتن حق حاکمیت ایران بر این آبراهه کلیدی را به رسمیت نشناسد و با ایجاد صندوق بازسازی چند صد میلیارد دلاری موافقت نکند، وضعیت صلح پایدار محقق نخواهد شد.
در کالبدشکافی عمیق بنبستهای استراتژیک و خطاهای محاسباتی کاخ سفید، تحلیلگران این نشریه تصریح میکنند که استراتژی «تنشزایی کنترلشده» پنتاگون مبنی بر حملات مقطعی به توانمندیهای پهپادی و دریایی ایران، راهکاری ناپایدار و بیثمر است که عملاً هیچ خروجی ملموسی برای واشنگتن به همراه ندارد.
به باور این کارشناسان، انسجام داخلی کمنظیر در ایران ــ که نمونه بارز آن در تشییع میلیونی مقامات عالیرتبه کشور تبلور یافت ــ در کنار آسیبپذیری شدید متحدان منطقهای آمریکا و ناتوانی ملموس کاخ سفید در مهار اقدامات تنشزای اسرائیل، تهران را در موضع برتر ژئوپلیتیک قرار داده است.
در نهایت تحلیلگران این نشریه معتقدند که تقلیل یافتن نقش نظارتی کنگره به تصویب بودجههای نجومی ۱.۵ تریلیون دلاری برای ارتش، آشکارا نشاندهنده شکست سنگین دیپلماسی در واشنگتن است؛ بنبست تلخی که ثابت میکند راه بازگشتی به شرایط پیش از جنگ وجود ندارد و آمریکا در یک چرخه فرسایشی دائمی گرفتار آمده است.
منبع:
https://www.theatlantic.com/podcasts/2026/07/ra-iran-reescalation/687849/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
The Atlantic
The War Trump Can’t Control
President Trump has consistently said the war in Iran will be over “quickly.” Is it becoming one America can’t exit?
👍1💩1
دیوید هیل، دیپلمات برجسته و سفیر پیشین و چارلز لیستر، مدیر برنامه سوریه و از تحلیلگران ارشد در موسسه خاورمیانه در نشست توجیهی ویدئویی این موسسه به بررسی پیشنهاد اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر مداخله نظامی سوریه علیه حزبالله در لبنان پرداختند.
در این نشست که اخیراً با عنوان «ترامپ، سوریه و مسئله حزبالله» برگزار شد، این کارشناسان پیامدها و چشماندازهای دخالت مجدد سوریه در لبنان را ارزیابی کردند.
دیوید هیل در ابتدا تأکید کرد که اظهارات ترامپ نباید نادیده گرفته شود و این موضوع احتمالاً در میان مشاوران او کاملاً جدی گرفته میشود. این دو کارشناس عنوان کرد ند که این پیشنهاد نامتعارف که به نظر میرسد ریشه در استراتژیهای مشابه «دکترین نیکسون» و ناامیدی ترامپ از رویکرد نظامی اسرائیل در لبنان دارد، کاملاً غیرعملی و مردود ارزیابی میشود.
هیل ضمن یادآوری تاریخچه تاریک اشغالگری سوریه در لبنان و زخمهای عمیق بر جای مانده از آن دوران، خاطرنشان ساخت که دولت جدید دمشق ترجیح میدهد بر بازسازی ویرانیهای داخلی تمرکز کند تا اینکه وارد ماجراجوییهای فرامرزی شود. در همین راستا، لیستر استدلال کرد که پذیرش چنین درخواستی برای دولت انتقالی احمد الشرع به مثابه یک «قرص سیانور» خواهد بود، چرا که این دولت از همان روز نخست، پایان دوران قیمومیت سوریه بر لبنان و عدم مداخله در امور همسایگان را به عنوان دکترین سیاست خارجی خود اعلام کرده است.
از منظر نظامی و ژئوپلیتیک، کارشناسان حاضر در این نشست پیامدهای چنین مداخلهای را فاجعهبار توصیف کردند. هیل با صراحت بیان داشت که ارتش سوریه در شرایط کنونی یک نیروی نظامی درجه سه است که توانایی مقابله با سازمانی را که حتی ارتش تراز اول اسرائیل را به چالش کشیده است، ندارد.
وی همچنین هشدار داد که ورود نیروهای سوری نه تنها با مخالفت شدید جامعه لبنان و بیاعتمادی عمیق اسرائیل مواجه خواهد شد، بلکه خطر استقرار مجدد و دشوار خروج نیروهای خارجی از لبنان را به همراه دارد که ناقض دستاوردهای اخیر در راستای احیای حاکمیت ملی این کشور است.
لیستر مدعی شد که شاید تنها گروهی که از حمله نظامی سوریه به لبنان استقبال کند، خود حزبالله باشد؛ زیرا این گروه به یک روایت تهدید خارجی جدید (تحت عنوان خطر جهادیها) نیاز دارد تا تداومِ نگهداری تسلیحات خود را توجیه نماید.
هیل پیشنهاد کرد که دمشق میتواند با بهینهسازی کنترل مرزها برای جلوگیری از قاچاق مرتبط با حزبالله، تبادل اطلاعات امنیتی و مشارکت در احیای زیرساختهای انرژی مانند خطوط لوله انتقال گاز، به بهبود اقتصاد لبنان و مهار نفوذ ایران کمک شایانی کند.
لیستر نیز با تایید این رویکرد، توضیح داد که استراتژی فعلی دولت سوریه، ارائه مشوقهای اقتصادی نظیر اتصال شبکههای ریلی و گسترش ترانزیت تجاری است که کاملاً با دیدگاههای اقتصادمحور ترامپ برای بازسازی کشورهای جنگزده همخوانی دارد.
منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=lie8Yv1ysa8&t=12s
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
در این نشست که اخیراً با عنوان «ترامپ، سوریه و مسئله حزبالله» برگزار شد، این کارشناسان پیامدها و چشماندازهای دخالت مجدد سوریه در لبنان را ارزیابی کردند.
دیوید هیل در ابتدا تأکید کرد که اظهارات ترامپ نباید نادیده گرفته شود و این موضوع احتمالاً در میان مشاوران او کاملاً جدی گرفته میشود. این دو کارشناس عنوان کرد ند که این پیشنهاد نامتعارف که به نظر میرسد ریشه در استراتژیهای مشابه «دکترین نیکسون» و ناامیدی ترامپ از رویکرد نظامی اسرائیل در لبنان دارد، کاملاً غیرعملی و مردود ارزیابی میشود.
هیل ضمن یادآوری تاریخچه تاریک اشغالگری سوریه در لبنان و زخمهای عمیق بر جای مانده از آن دوران، خاطرنشان ساخت که دولت جدید دمشق ترجیح میدهد بر بازسازی ویرانیهای داخلی تمرکز کند تا اینکه وارد ماجراجوییهای فرامرزی شود. در همین راستا، لیستر استدلال کرد که پذیرش چنین درخواستی برای دولت انتقالی احمد الشرع به مثابه یک «قرص سیانور» خواهد بود، چرا که این دولت از همان روز نخست، پایان دوران قیمومیت سوریه بر لبنان و عدم مداخله در امور همسایگان را به عنوان دکترین سیاست خارجی خود اعلام کرده است.
از منظر نظامی و ژئوپلیتیک، کارشناسان حاضر در این نشست پیامدهای چنین مداخلهای را فاجعهبار توصیف کردند. هیل با صراحت بیان داشت که ارتش سوریه در شرایط کنونی یک نیروی نظامی درجه سه است که توانایی مقابله با سازمانی را که حتی ارتش تراز اول اسرائیل را به چالش کشیده است، ندارد.
وی همچنین هشدار داد که ورود نیروهای سوری نه تنها با مخالفت شدید جامعه لبنان و بیاعتمادی عمیق اسرائیل مواجه خواهد شد، بلکه خطر استقرار مجدد و دشوار خروج نیروهای خارجی از لبنان را به همراه دارد که ناقض دستاوردهای اخیر در راستای احیای حاکمیت ملی این کشور است.
لیستر مدعی شد که شاید تنها گروهی که از حمله نظامی سوریه به لبنان استقبال کند، خود حزبالله باشد؛ زیرا این گروه به یک روایت تهدید خارجی جدید (تحت عنوان خطر جهادیها) نیاز دارد تا تداومِ نگهداری تسلیحات خود را توجیه نماید.
هیل پیشنهاد کرد که دمشق میتواند با بهینهسازی کنترل مرزها برای جلوگیری از قاچاق مرتبط با حزبالله، تبادل اطلاعات امنیتی و مشارکت در احیای زیرساختهای انرژی مانند خطوط لوله انتقال گاز، به بهبود اقتصاد لبنان و مهار نفوذ ایران کمک شایانی کند.
لیستر نیز با تایید این رویکرد، توضیح داد که استراتژی فعلی دولت سوریه، ارائه مشوقهای اقتصادی نظیر اتصال شبکههای ریلی و گسترش ترانزیت تجاری است که کاملاً با دیدگاههای اقتصادمحور ترامپ برای بازسازی کشورهای جنگزده همخوانی دارد.
منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=lie8Yv1ysa8&t=12s
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
YouTube
Trump, Syria, and the Hizballah Question
US President Donald Trump recently proposed that Syria intervene militarily against Hizballah in Lebanon. How would this unconventional proposal alter political, security, and diplomatic dynamics in Syria and Lebanon, and what broader implications could it…
نفتکش گاز مایع (الپیجی) اماراتی موسوم به «مباراز»، متعلق به شرکت آدنوک اماراتی که قصد داشت از کریدوری از تنگه هرمز عبور کند که آمریکاییهایی از آن به عنوان کریدور موسوم به ترامپ نام می برند، بهطور ناگهانی توقف کرد و مسیر بازگشت را در پیش گرفت.
«دنی سیترینوویچ»، تحلیلگر اسرائیلی، در حساب کاربریاش در ایکس به بررسی رویکرد اخیر واشنگتن در قبال تهران پرداخته و استدلال میکند که تداوم یک استراتژی ثابت با امید به کسب نتایجی متفاوت، دیگر یک راهبرد محسوب نمیشود، بلکه صرفاً دستورالعملی برای شکست است.
به اعتقاد این تحلیلگر، صرفنظر از میزان فشارهایی که دولت آمریکا اعمال میکند یا گسترهی تهدیدات جدیدی که به زبان میآورد، احتمال تسلیم شدن رهبری ایران بسیار اندک است. وی هشدار میدهد که اگر ترامپ همچنان به توسعهی بانک اهداف خود ادامه دهد، تهران نیز بهاحتمالفراوان دست به اقدام متقابل خواهد زد؛ رویکردی که بهجای وادار کردن ایران به دادن امتیاز، تنها خطر گسترش همهجانبهی درگیریها را تشدید میکند.
سیترینوویچ در بخش دیگری از این تحلیل، با اشاره به اینکه چشمانداز تحولات منطقه فراتر از مرزهای ایران است، خاطرنشان میسازد که بالا گرفتن سطح تنشها میان انصارالله یمن و عربستان سعودی، بسترهای تازهای را برای بروز تنشهای پیشبینینشده فراهم کرده که میتواند اوضاع را بیشازپیش پیچیده کند.
به گفتهی وی، رهبری ایران اگرچه با اصل مذاکره مخالفتی ندارد، اما بسیار بعید است از آنچه بهعنوان دستاوردهای راهبردی خود در طول این مناقشات میشناسد، عقبنشینی کند.
این کارشناس اسرائیلی با تبیین زاویهی دید تهران تصریح میکند که از نگاه مقامات ایران، اهدافی که در طول ۳۹ روز جنگ محقق نشد، قطعاً با اتکای صرف به دور جدیدی از فشارهای نظامی نیز به دست نخواهد آمد.
این تحلیلگر در پایان یادداشت خود به یک واقعیت راهبردی غیرقابلانکار اشاره کرده و میافزاید که حتی در صورت موفقیت ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در تضعیف توانمندیهای نظامی ایران در محدوده تنگه هرمز، واقعیت استراتژیک منطقه دستخوش تغییر نخواهد شد. به استدلال او، برای ایجاد اخلال در بازارهای جهانی انرژی و تحمیل پیامدهای عمیق اقتصادی، شلیک و اصابت موفقیتآمیز تنها یک موشک به یک نفتکش کفایت میکند.
منبع:
https://x.com/i/status/2077436829574586489
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
به اعتقاد این تحلیلگر، صرفنظر از میزان فشارهایی که دولت آمریکا اعمال میکند یا گسترهی تهدیدات جدیدی که به زبان میآورد، احتمال تسلیم شدن رهبری ایران بسیار اندک است. وی هشدار میدهد که اگر ترامپ همچنان به توسعهی بانک اهداف خود ادامه دهد، تهران نیز بهاحتمالفراوان دست به اقدام متقابل خواهد زد؛ رویکردی که بهجای وادار کردن ایران به دادن امتیاز، تنها خطر گسترش همهجانبهی درگیریها را تشدید میکند.
سیترینوویچ در بخش دیگری از این تحلیل، با اشاره به اینکه چشمانداز تحولات منطقه فراتر از مرزهای ایران است، خاطرنشان میسازد که بالا گرفتن سطح تنشها میان انصارالله یمن و عربستان سعودی، بسترهای تازهای را برای بروز تنشهای پیشبینینشده فراهم کرده که میتواند اوضاع را بیشازپیش پیچیده کند.
به گفتهی وی، رهبری ایران اگرچه با اصل مذاکره مخالفتی ندارد، اما بسیار بعید است از آنچه بهعنوان دستاوردهای راهبردی خود در طول این مناقشات میشناسد، عقبنشینی کند.
این کارشناس اسرائیلی با تبیین زاویهی دید تهران تصریح میکند که از نگاه مقامات ایران، اهدافی که در طول ۳۹ روز جنگ محقق نشد، قطعاً با اتکای صرف به دور جدیدی از فشارهای نظامی نیز به دست نخواهد آمد.
این تحلیلگر در پایان یادداشت خود به یک واقعیت راهبردی غیرقابلانکار اشاره کرده و میافزاید که حتی در صورت موفقیت ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در تضعیف توانمندیهای نظامی ایران در محدوده تنگه هرمز، واقعیت استراتژیک منطقه دستخوش تغییر نخواهد شد. به استدلال او، برای ایجاد اخلال در بازارهای جهانی انرژی و تحمیل پیامدهای عمیق اقتصادی، شلیک و اصابت موفقیتآمیز تنها یک موشک به یک نفتکش کفایت میکند.
منبع:
https://x.com/i/status/2077436829574586489
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
Continuing the same strategy while expecting a different outcome is not a strategy, it's a recipe for failure.
No matter how much pressure the administration applies, or how many new threats it issues, Iran's leadership is unlikely to capitulate. If President…
No matter how much pressure the administration applies, or how many new threats it issues, Iran's leadership is unlikely to capitulate. If President…
جی دی ونس، معاون رئیس جمهوری امریکا در اظهاراتی جنجالی با پردهبرداری از کارشکنیهای گسترده در مسیر دیپلماسی، از فعالیت یک کمپین بسیار پنهان و با بودجهای کلان خبر داد که هدف اصلی آن به بنبست کشاندن مذاکرات و توافق (با ایران) است.
وی با استناد به گزارش اخیر نشریه «تایم»، فاش کرد که گروهی از افراد به طور مستقیم از سوی یکی از اعضای پیشین کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ وجوهی را دریافت کردهاند؛ فردی که خود تحت حمایت مالی جریانهای خاصی در داخل کابینه اسرائیل قرار داشته است. معاون رئیسجمهوری آمریکا تصریح کرد که این افراد تنها به جرم تلاش وی برای تحقق اهداف مذاکراتیِ تعیینشده از سوی رئیسجمهوری، او را آماج حملات بیرحمانه خود قرار دادهاند.
ونس در تشریح ماهیت این حملات و مواضع مخالفان، خاطرنشان کرد که این جریان تخریبی عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی و درز هدفمند اطلاعات به رسانهها هدایت میشود. به گفته وی، منتقدان با پافشاری بر مواضع خود مدعیاند که واشنگتن نباید با تهران وارد مذاکره شود و کارزار نظامی باید به صورت نامحدود تداوم یابد.
وی ضمن رد قاطعانه اتهاماتی نظیر تاثیرپذیری از دولتهای خارجی همچون قطر یا خطگرفتن از چهرههایی مانند «تاکر کارلسون»، این ادعاها را فضاسازیهایی کاملاً بیاساس خواند. ونس تاکید کرد که ماموریت اصلی او، اجرای دستورات رئیسجمهوری برای دستیابی به توافقی جامع است که ضمن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، تضمینکننده جریان آزاد نفت و گاز در جهان باشد.
این مقام ارشد آمریکایی در بخش پایانی سخنان خود، ضمن تفکیک قائل شدن میان لابیگریهای مرسوم دیپلماتیک و نفوذ مخرب بیگانگان، اظهار داشت: انتقاد برخی جریانهای داخلی در دولت اسرائیل از این توافق یا تلاش دولتهای خارجی برای اعمال نفوذ در آمریکا، امری مسبوق به سابقه در عرصه بینالملل است که همواره از سوی متحدان و دشمنان واشنگتن رخ میدهد و وی شخصاً با نفس این مسئله چالشی ندارد.
با این وجود، ونس تاکید کرد آنچه مایه تاسف و خشم است، تسلیم شدن رهبران آمریکایی در برابر این نفوذ خارجی و تاثیرپذیری قضاوتها و تصمیمگیریهایشان از این جریانهاست.
وی در نهایت با ابراز انزجار از افشاگریهای نشریه تایم مبنی بر تامین مالی یک کمپین نفوذ خارجی برای نابودی توافق در دست اقدام و حملات ناجوانمردانه حقوقبگیران این کمپین، در واکنشی تند خطاب به تخریبگران گفت: «به جهنم!» و تصریح کرد که به عنوان نماینده مردم، همواره پاسداری از منافع آمریکاییها را در اولویت نخست خود قرار خواهد داد.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی با استناد به گزارش اخیر نشریه «تایم»، فاش کرد که گروهی از افراد به طور مستقیم از سوی یکی از اعضای پیشین کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ وجوهی را دریافت کردهاند؛ فردی که خود تحت حمایت مالی جریانهای خاصی در داخل کابینه اسرائیل قرار داشته است. معاون رئیسجمهوری آمریکا تصریح کرد که این افراد تنها به جرم تلاش وی برای تحقق اهداف مذاکراتیِ تعیینشده از سوی رئیسجمهوری، او را آماج حملات بیرحمانه خود قرار دادهاند.
ونس در تشریح ماهیت این حملات و مواضع مخالفان، خاطرنشان کرد که این جریان تخریبی عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی و درز هدفمند اطلاعات به رسانهها هدایت میشود. به گفته وی، منتقدان با پافشاری بر مواضع خود مدعیاند که واشنگتن نباید با تهران وارد مذاکره شود و کارزار نظامی باید به صورت نامحدود تداوم یابد.
وی ضمن رد قاطعانه اتهاماتی نظیر تاثیرپذیری از دولتهای خارجی همچون قطر یا خطگرفتن از چهرههایی مانند «تاکر کارلسون»، این ادعاها را فضاسازیهایی کاملاً بیاساس خواند. ونس تاکید کرد که ماموریت اصلی او، اجرای دستورات رئیسجمهوری برای دستیابی به توافقی جامع است که ضمن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، تضمینکننده جریان آزاد نفت و گاز در جهان باشد.
این مقام ارشد آمریکایی در بخش پایانی سخنان خود، ضمن تفکیک قائل شدن میان لابیگریهای مرسوم دیپلماتیک و نفوذ مخرب بیگانگان، اظهار داشت: انتقاد برخی جریانهای داخلی در دولت اسرائیل از این توافق یا تلاش دولتهای خارجی برای اعمال نفوذ در آمریکا، امری مسبوق به سابقه در عرصه بینالملل است که همواره از سوی متحدان و دشمنان واشنگتن رخ میدهد و وی شخصاً با نفس این مسئله چالشی ندارد.
با این وجود، ونس تاکید کرد آنچه مایه تاسف و خشم است، تسلیم شدن رهبران آمریکایی در برابر این نفوذ خارجی و تاثیرپذیری قضاوتها و تصمیمگیریهایشان از این جریانهاست.
وی در نهایت با ابراز انزجار از افشاگریهای نشریه تایم مبنی بر تامین مالی یک کمپین نفوذ خارجی برای نابودی توافق در دست اقدام و حملات ناجوانمردانه حقوقبگیران این کمپین، در واکنشی تند خطاب به تخریبگران گفت: «به جهنم!» و تصریح کرد که به عنوان نماینده مردم، همواره پاسداری از منافع آمریکاییها را در اولویت نخست خود قرار خواهد داد.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Telegram
مشکات اندیشه
راه اندیشه بیهمراهان، ره به جایی نمیبرد. ما مشتاق شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایهای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
❤1😁1
جیدی ونس در پادکست پرمخاطب جو روگان به گزارش نشریه تایم در خصوص عملیات نفوذ و کمپین پنهان اسرائیل برای مهندسی افکار عمومی در آمریکا اشاره کرده بود. ونس که در این گفتگو به شدت از تلاشهای برنامهریزیشده تلآویو جهت دستکاری پایگاه اجتماعی حامیان ترامپ (MAGA) و تخریب روند توافقات خشمگین بود، با واکنش تند خود مخالفت صریحش را با این روند نشان داد.
اشاره ونس در حقیقت به گزارش روز ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۳ تیر ۱۴۰۵) مجله تایم است که در آن پرده از یک عملیات پیچیده جنگ شناختی برداشته شده است. بر اساس یافتههای این گزارش، برد پارسکال، مدیر سابق کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ، هدایت یک پروژه ۱.۵ میلیون دلاری در ماه را به سفارش مستقیم تلآویو بر عهده گرفته است تا رویکرد منفی جوانان محافظهکار آمریکایی نسبت به اسرائیل را تغییر دهد. تایم فاش میکند که پس از توافق آتشبس میان ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن، شبکهای از اینفلوئنسرهای جریان راست با دریافت پول و از طریق هماهنگی در گروههای چت خصوصی، محتواهای همسویی را برای حمله به این توافق و شرطیسازی شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند.
در بخش دیگری از این گزارش تشریح شده است که این عملیات نفوذ صرفاً به شبکههایی نظیر تیکتاک و اینستاگرام محدود نبوده، بلکه تلاش کرده است تا خروجی سیستمهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی و جمنای را نیز به نفع روایتهای تلآویو جهتدهی کند.
با این وجود، مجله تایم با استناد به نظرسنجیها و ابراز نگرانی مقامات کاخ سفید نتیجهگیری میکند که این کارزارِ تامین مالی شده توسط یک نیروی خارجی، نهتنها در بازیابی چهره اسرائیل در آمریکا شکست خورده، بلکه مستقیماً با اهداف سیاست خارجی واشنگتن برای پایان دادن به درگیریها در تقابل قرار گرفته است.
منبع:
https://time.com/article/2026/07/13/brad-parscale-israel-influence-operation/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
اشاره ونس در حقیقت به گزارش روز ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۳ تیر ۱۴۰۵) مجله تایم است که در آن پرده از یک عملیات پیچیده جنگ شناختی برداشته شده است. بر اساس یافتههای این گزارش، برد پارسکال، مدیر سابق کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ، هدایت یک پروژه ۱.۵ میلیون دلاری در ماه را به سفارش مستقیم تلآویو بر عهده گرفته است تا رویکرد منفی جوانان محافظهکار آمریکایی نسبت به اسرائیل را تغییر دهد. تایم فاش میکند که پس از توافق آتشبس میان ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن، شبکهای از اینفلوئنسرهای جریان راست با دریافت پول و از طریق هماهنگی در گروههای چت خصوصی، محتواهای همسویی را برای حمله به این توافق و شرطیسازی شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند.
در بخش دیگری از این گزارش تشریح شده است که این عملیات نفوذ صرفاً به شبکههایی نظیر تیکتاک و اینستاگرام محدود نبوده، بلکه تلاش کرده است تا خروجی سیستمهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی و جمنای را نیز به نفع روایتهای تلآویو جهتدهی کند.
با این وجود، مجله تایم با استناد به نظرسنجیها و ابراز نگرانی مقامات کاخ سفید نتیجهگیری میکند که این کارزارِ تامین مالی شده توسط یک نیروی خارجی، نهتنها در بازیابی چهره اسرائیل در آمریکا شکست خورده، بلکه مستقیماً با اهداف سیاست خارجی واشنگتن برای پایان دادن به درگیریها در تقابل قرار گرفته است.
منبع:
https://time.com/article/2026/07/13/brad-parscale-israel-influence-operation/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Time
Trump's Ex-Campaign Manager Is Running An Israeli Influence Operation Targeting the MAGA Base
After the U.S. and Iran agreed to a ceasefire deal on June 17, a senior U.S. official was monitoring the online reaction when they noticed something surprising.
👍1😁1
لقا مکی، تحلیلگر شبکه الجزیره در توییتی نوشت: «برخی الجزیره را متهم میکنند که تریبونی در اختیار سخنگویان ایرانی قرار میدهد؛ کسانی که صرفاً به ارائه روایت کشورشان بسنده نکرده، بلکه به کشورهای خلیج [فارس] میتازند و تجاوز علیه آنها را توجیه میکنند. در نقطه مقابل، عدهای دیگر با ادعای بیطرفی و (حرفهایگری)، خواهان حضور تحلیلگران بیشتری برای دفاع از مواضع ایران و پخش زنده سخنان آنها در برابر منتقدانِ رفتار ایران هستند.»
وی در ادامه با اشاره به ریشههای این صفآرایی رسانهای اظهار داشت: «ادعای هیچیک از این دو گروه - که از قضا هر دو نیز عرب هستند - مرجعیت و مبنای حرفهای ندارد؛ بلکه ناشی از یک اختلاف ایدئولوژیک و سیاسی است که روز به روز گستردهتر میشود. همین مسئله به تنهایی دلیلی کافی است تا الجزیره کاملاً بیرون از این گود بایستد، چرا که این یک کشمکش گذراست و پس از تثبیت مختصات تحولات جاری در منطقه، به پایان خواهد رسید.»
این چهره رسانهای در پایان ضمن تاکید بر رسالت واقعی شبکههای خبری تصریح کرد: «آنچه امروز رخ میدهد، حوادثی سرنوشتساز و تاریخی است که در امتداد جغرافیای منطقه جریان دارد. رسانههایی که خواهان ماندگاری و اعتبار هستند، باید با حساسیت بالایی مراقب باشند تا به جای راوی و ناقل رویداد، به طرفی از آن تبدیل نشوند. آنها همچنین باید از هرگونه بازاریابی تبلیغاتی برای یک طرف خاص که از مرزهای پوشش طبیعی، عمیق، دقیق و بیطرفانه رویدادها فراتر میرود، بپرهیزند. همه میخواهند الجزیره را به نفع روایت خود مصادره کنند، اما الجزیره آنگونه که من میشناسم و به یاد دارم، تنها در مسیری سرمایهگذاری میکند که به تعمیق آگاهی حقیقی بینجامد، نه تبلیغات خام و زننده. تنها جانبداریِ الجزیره که آن را کتمان نمیکند، جانبداری از انسان و ملتهای ستمدیدهای است که هیچ تریبون و سکویی برای بیان صدای خود ندارند.»
منبع:
https://x.com/i/status/2077509941464564168
لينك عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی در ادامه با اشاره به ریشههای این صفآرایی رسانهای اظهار داشت: «ادعای هیچیک از این دو گروه - که از قضا هر دو نیز عرب هستند - مرجعیت و مبنای حرفهای ندارد؛ بلکه ناشی از یک اختلاف ایدئولوژیک و سیاسی است که روز به روز گستردهتر میشود. همین مسئله به تنهایی دلیلی کافی است تا الجزیره کاملاً بیرون از این گود بایستد، چرا که این یک کشمکش گذراست و پس از تثبیت مختصات تحولات جاری در منطقه، به پایان خواهد رسید.»
این چهره رسانهای در پایان ضمن تاکید بر رسالت واقعی شبکههای خبری تصریح کرد: «آنچه امروز رخ میدهد، حوادثی سرنوشتساز و تاریخی است که در امتداد جغرافیای منطقه جریان دارد. رسانههایی که خواهان ماندگاری و اعتبار هستند، باید با حساسیت بالایی مراقب باشند تا به جای راوی و ناقل رویداد، به طرفی از آن تبدیل نشوند. آنها همچنین باید از هرگونه بازاریابی تبلیغاتی برای یک طرف خاص که از مرزهای پوشش طبیعی، عمیق، دقیق و بیطرفانه رویدادها فراتر میرود، بپرهیزند. همه میخواهند الجزیره را به نفع روایت خود مصادره کنند، اما الجزیره آنگونه که من میشناسم و به یاد دارم، تنها در مسیری سرمایهگذاری میکند که به تعمیق آگاهی حقیقی بینجامد، نه تبلیغات خام و زننده. تنها جانبداریِ الجزیره که آن را کتمان نمیکند، جانبداری از انسان و ملتهای ستمدیدهای است که هیچ تریبون و سکویی برای بیان صدای خود ندارند.»
منبع:
https://x.com/i/status/2077509941464564168
لينك عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
لقاء مكي (@liqaa_maki) on X
هناك من يتهم الجزيرة بتوفير منصة للمتحدثين الإيرانيين، وبعضهم لايكتفي بتقديم سردية بلاده، بل يطعن بدول الخليج ويبرر العدوان عليها، وهناك بالمقابل من يطالب بأكثر من متحدث يدافع عن موقف إيران، ويدعو لنقل مباشر لمتحدثيها بدواعي الحياد و (المهنية) في مقابل من…
👍1
کالین مین»، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در تارنمای خبری «د هیل» بیان میکند که تصمیم احتمالی دونالد ترامپ برای بازگشت به جنگ تمامعیار با ایران، با هدف شکستن بنبست تنگه هرمز و اعمال فشار در مذاکرات هستهای، چهار خطر و چالش کلیدی و استراتژیک را برای واشنگتن به همراه خواهد داشت:
۱. تخلیه ذخایر استراتژیک تسلیحاتی
نخستین چالش عمده، مصرف بیسابقه مهمات نظامی آمریکا است. در دور نخست درگیریها و پیش از برقراری آتشبس، ارتش ایالات متحده بیش از ۱۳ هزار پرتابه جنگی شلیک کرد. بر اساس تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، آمریکا در این کارزار تقریباً ۵۰ درصد از ذخایر موشکهای پاتریوت، بیش از نیمی از سامانههای دفاع منطقهای در ارتفاع بالا (تاد - THAAD) و بیش از ۴۵ درصد از موشکهای ضربتی دقیق (PrSM) خود را مصرف کرده است. کارشناسان نظامی تخمین میزنند که حتی با تامین بودجه توسط کنگره، بازسازی این زرادخانه بیش از چهار سال زمان میبرد. این مسئله نگرانیها را درباره تضعیف آمادگی واشنگتن برای مقابله با تهدیدات دیگر، بهویژه احتمال حمله چین به تایوان، به شدت افزایش داده است.
۲. خطر بروز رکود عمیق اقتصادی
چالش دوم به پیامدهای ویرانگر اقتصادی و انرژی بازمیگردد. ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده در پایینترین سطح تاریخی خود قرار دارد که این امر توانایی آمریکا را برای جذب شوکهای ناشی از اختلال طولانیمدت در عرضه انرژی کاهش میدهد. این وضعیت ریسک جهش شدید قیمت انرژی و تورم را بالا میبرد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هشدار داده است که تداوم این اختلالات میتواند رشد اقتصاد جهانی را از ۲.۱ درصد به ۱.۸ درصد کاهش دهد و جهان را به سطحی از رکود بازگرداند که از زمان همهگیری کووید-۱۹ و «رکود بزرگ» تاکنون بیسابقه بوده است.
۳. تلاطم در انتخابات میاندورهای
سومین چالش، تاثیر مستقیم این جنگ بر افکار عمومی و چشمانداز انتخاباتی جمهوریخواهان در ماه نوامبر است. نظرسنجیها نشان میدهد که این جنگ از ابتدا نامحبوب بوده است؛ بهطوریکه ۶۰ درصد از رایدهندگان آمریکایی معتقدند این درگیری «ارزشش را نداشت» و ۷۹ درصد نیز بر این باورند که ارتش آمریکا برای مدت طولانی درگیر این بحران خواهد ماند. کارشناسان دادهسنجی تاکید میکنند که رایدهندگان آمریکایی بیشتر از سیاست خارجی، تحت تاثیر وضعیت اقتصاد و قیمت بنزین هستند و نوسانات اقتصادی ناشی از این جنگ میتواند مستقیماً بر سبد آرای حزب متبوع ترامپ تاثیر منفی بگذارد.
۴. انزوا و بیگانگی متحدان عرب
چهارمین ریسک، تحت فشار قرار گرفتن روابط واشنگتن با شرکای منطقهای خود است. حملات متقابل باعث شده تا سامانههای دفاعی کشورهای متحد آمریکا نظیر بحرین، قطر، کویت، عمان و اردن به طور مداوم محک بخورند و حتی دو نفتکش اماراتی نیز هدف قرار گیرند. بسته شدن تنگه هرمز، شریان حیاتی صادرات انرژی منطقه را خفه میکند و به برنامههای توسعه اقتصادی این کشورها در حوزه گردشگری و خدمات آسیب جدی میزند. در حالی که کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان پایان خصومتها هستند، درخواست اخیر ترامپ مبنی بر اخذ کارمزد ۲۰ درصدی از این کشورها (عربستان، امارات، قطر، بحرین و کویت) برای تامین امنیت محمولهها، با واکنش منفی و مقاومت رهبران عرب مواجه شد که نشاندهنده شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدان منطقهای آن است.
منبع:
https://archive.ph/7J2Fd
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
۱. تخلیه ذخایر استراتژیک تسلیحاتی
نخستین چالش عمده، مصرف بیسابقه مهمات نظامی آمریکا است. در دور نخست درگیریها و پیش از برقراری آتشبس، ارتش ایالات متحده بیش از ۱۳ هزار پرتابه جنگی شلیک کرد. بر اساس تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، آمریکا در این کارزار تقریباً ۵۰ درصد از ذخایر موشکهای پاتریوت، بیش از نیمی از سامانههای دفاع منطقهای در ارتفاع بالا (تاد - THAAD) و بیش از ۴۵ درصد از موشکهای ضربتی دقیق (PrSM) خود را مصرف کرده است. کارشناسان نظامی تخمین میزنند که حتی با تامین بودجه توسط کنگره، بازسازی این زرادخانه بیش از چهار سال زمان میبرد. این مسئله نگرانیها را درباره تضعیف آمادگی واشنگتن برای مقابله با تهدیدات دیگر، بهویژه احتمال حمله چین به تایوان، به شدت افزایش داده است.
۲. خطر بروز رکود عمیق اقتصادی
چالش دوم به پیامدهای ویرانگر اقتصادی و انرژی بازمیگردد. ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده در پایینترین سطح تاریخی خود قرار دارد که این امر توانایی آمریکا را برای جذب شوکهای ناشی از اختلال طولانیمدت در عرضه انرژی کاهش میدهد. این وضعیت ریسک جهش شدید قیمت انرژی و تورم را بالا میبرد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هشدار داده است که تداوم این اختلالات میتواند رشد اقتصاد جهانی را از ۲.۱ درصد به ۱.۸ درصد کاهش دهد و جهان را به سطحی از رکود بازگرداند که از زمان همهگیری کووید-۱۹ و «رکود بزرگ» تاکنون بیسابقه بوده است.
۳. تلاطم در انتخابات میاندورهای
سومین چالش، تاثیر مستقیم این جنگ بر افکار عمومی و چشمانداز انتخاباتی جمهوریخواهان در ماه نوامبر است. نظرسنجیها نشان میدهد که این جنگ از ابتدا نامحبوب بوده است؛ بهطوریکه ۶۰ درصد از رایدهندگان آمریکایی معتقدند این درگیری «ارزشش را نداشت» و ۷۹ درصد نیز بر این باورند که ارتش آمریکا برای مدت طولانی درگیر این بحران خواهد ماند. کارشناسان دادهسنجی تاکید میکنند که رایدهندگان آمریکایی بیشتر از سیاست خارجی، تحت تاثیر وضعیت اقتصاد و قیمت بنزین هستند و نوسانات اقتصادی ناشی از این جنگ میتواند مستقیماً بر سبد آرای حزب متبوع ترامپ تاثیر منفی بگذارد.
۴. انزوا و بیگانگی متحدان عرب
چهارمین ریسک، تحت فشار قرار گرفتن روابط واشنگتن با شرکای منطقهای خود است. حملات متقابل باعث شده تا سامانههای دفاعی کشورهای متحد آمریکا نظیر بحرین، قطر، کویت، عمان و اردن به طور مداوم محک بخورند و حتی دو نفتکش اماراتی نیز هدف قرار گیرند. بسته شدن تنگه هرمز، شریان حیاتی صادرات انرژی منطقه را خفه میکند و به برنامههای توسعه اقتصادی این کشورها در حوزه گردشگری و خدمات آسیب جدی میزند. در حالی که کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان پایان خصومتها هستند، درخواست اخیر ترامپ مبنی بر اخذ کارمزد ۲۰ درصدی از این کشورها (عربستان، امارات، قطر، بحرین و کویت) برای تامین امنیت محمولهها، با واکنش منفی و مقاومت رهبران عرب مواجه شد که نشاندهنده شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدان منطقهای آن است.
منبع:
https://archive.ph/7J2Fd
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
archive.ph
Iran-US conflict, Strait of Hormuz standoff carry risks for Trump
archived 15 Jul 2026 21:27:40 UTC
❤1👍1👎1
دکتر حمود النوفلی در ارزیابی خود از تحولات جاری منطقه معتقد است که تمامی رویدادهای اخیر با یک هدف واحد هدایت میشوند؛ خاموش کردن هرگونه صدای مخالف در برابر ادغام رژیم صهیونیستی در منطقه و ناگزیر ساختن کشورها به عادیسازی بیچونوچرا با این رژیم.
وی با اشاره به اوضاع سوریه، لبنان و عراق، هدف نهایی این جریان را کاملاً آشکار میداند. به باور دکتر النوفلی، ایران به تنهایی رهبری جبهه ایستادگی در برابر این طرح صهیونیستی-غربی را بر عهده دارد و سقوط آن را هممعنی با تحقق اهداف دشمن ارزیابی میکند.
او همچنین بر این نکته تأکید دارد که پرونده سلاح هستهای صرفاً یک پوشش سیاسی است؛ چرا که به گفته او، حتی پس از امضای توافقنامههایی مبنی بر عدم تمایل ایران به دستیابی به سلاح هستهای، هجمهها علیه این کشور با هدف درگیر کردن آن با همسایگانش ادامه یافت تا در نهایت سیاست قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به ثمر بنشیند.
این تحلیلگر در بخش دیگری از واکاوی خود به منافع ایالات متحده از این آشفتگی میپردازد. او خاطرنشان میکند که آمریکا با ارسال فاکتورهای هزینههای خود به کشورهای منطقه (همانطور که ترامپ پیشتر مطرح کرده بود) و با افزایش قیمت نفت و گاز خود، برنده این بازی است.
به اعتقاد دکتر النوفلی سلطه آمریکا بر تنگههای استراتژیک منطقه ابزاری برای فشار بر جهان و زمینهسازی برای تقابل آینده با چین و روسیه خواهد بود. این روند در نهایت میتواند به یک جنگ جهانی منجر شود.
در صورت بروز چنین جنگی، کشورهای منطقه و حوزه خلیج فارس به عنوان هیزم این آتش، متحمل بیشترین خسارتها خواهند شد.
دکتر حمود النوفلی به مخاطبان خود هشدار میدهد که فریب پروپاگاندای صهیونیستی-غربی را نخورند و تأکید میکند که حمایت از نتانیاهو با اصول اخلاقی و دینی سازگار نیست. او با یادآوری یک قاعده کلی میگوید برای شناخت حق، باید تتبع کرد که تیرهای باطل به کدام سمت نشان رفتهاند.
له باور وی هر کشوری حق دارد با متجاوزان به حقوق خود مرزبندی و خصومت داشته باشد، اما نباید به مهرهای بیاراده در دست دشمن اصلی منطقه تبدیل شود؛ دشمنی که در پی اشغال، توسعهطلبی و جایگزینی به عنوان استعمارگر جدید پس از افول نفوذ آمریکا و بریتانیاست.
وی در پایان پیشبینی میکند که منطقه در دوران پیش رو، بهویژه در صورت پیروزی ترامپ و نتانیاهو، سالهای سختی را پیش رو خواهد داشت. او از مخاطبان خود میخواهد که ضمن حفظ استقلال مواضع خود در قبال ایران (حتی در صورت داشتن انتقاد یا ورود به گفتگو و دادگاههای بینالمللی)، مراقب باشند که آگاهانه یا ناآگاهانه به ابزاری برای تحقق اهداف نتانیاهو تبدیل نشوند؛ چرا که در نهایت به باور او، حق پیروز خواهد شد و انسانها باید در مسیر حقیقت استوار بمانند تا در دنیا و آخرت رستگار شوند.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وی با اشاره به اوضاع سوریه، لبنان و عراق، هدف نهایی این جریان را کاملاً آشکار میداند. به باور دکتر النوفلی، ایران به تنهایی رهبری جبهه ایستادگی در برابر این طرح صهیونیستی-غربی را بر عهده دارد و سقوط آن را هممعنی با تحقق اهداف دشمن ارزیابی میکند.
او همچنین بر این نکته تأکید دارد که پرونده سلاح هستهای صرفاً یک پوشش سیاسی است؛ چرا که به گفته او، حتی پس از امضای توافقنامههایی مبنی بر عدم تمایل ایران به دستیابی به سلاح هستهای، هجمهها علیه این کشور با هدف درگیر کردن آن با همسایگانش ادامه یافت تا در نهایت سیاست قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به ثمر بنشیند.
این تحلیلگر در بخش دیگری از واکاوی خود به منافع ایالات متحده از این آشفتگی میپردازد. او خاطرنشان میکند که آمریکا با ارسال فاکتورهای هزینههای خود به کشورهای منطقه (همانطور که ترامپ پیشتر مطرح کرده بود) و با افزایش قیمت نفت و گاز خود، برنده این بازی است.
به اعتقاد دکتر النوفلی سلطه آمریکا بر تنگههای استراتژیک منطقه ابزاری برای فشار بر جهان و زمینهسازی برای تقابل آینده با چین و روسیه خواهد بود. این روند در نهایت میتواند به یک جنگ جهانی منجر شود.
در صورت بروز چنین جنگی، کشورهای منطقه و حوزه خلیج فارس به عنوان هیزم این آتش، متحمل بیشترین خسارتها خواهند شد.
دکتر حمود النوفلی به مخاطبان خود هشدار میدهد که فریب پروپاگاندای صهیونیستی-غربی را نخورند و تأکید میکند که حمایت از نتانیاهو با اصول اخلاقی و دینی سازگار نیست. او با یادآوری یک قاعده کلی میگوید برای شناخت حق، باید تتبع کرد که تیرهای باطل به کدام سمت نشان رفتهاند.
له باور وی هر کشوری حق دارد با متجاوزان به حقوق خود مرزبندی و خصومت داشته باشد، اما نباید به مهرهای بیاراده در دست دشمن اصلی منطقه تبدیل شود؛ دشمنی که در پی اشغال، توسعهطلبی و جایگزینی به عنوان استعمارگر جدید پس از افول نفوذ آمریکا و بریتانیاست.
وی در پایان پیشبینی میکند که منطقه در دوران پیش رو، بهویژه در صورت پیروزی ترامپ و نتانیاهو، سالهای سختی را پیش رو خواهد داشت. او از مخاطبان خود میخواهد که ضمن حفظ استقلال مواضع خود در قبال ایران (حتی در صورت داشتن انتقاد یا ورود به گفتگو و دادگاههای بینالمللی)، مراقب باشند که آگاهانه یا ناآگاهانه به ابزاری برای تحقق اهداف نتانیاهو تبدیل نشوند؛ چرا که در نهایت به باور او، حق پیروز خواهد شد و انسانها باید در مسیر حقیقت استوار بمانند تا در دنیا و آخرت رستگار شوند.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis
بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Telegram
مشکات اندیشه
راه اندیشه بیهمراهان، ره به جایی نمیبرد. ما مشتاق شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایهای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
👍1🤮1
در ارزیابی روندهای اخیر سیاست خارجی واشنگتن، چارلز ادل و جان بی. آلترمن در نشست تحلیلی «The High Top» (وابسته به مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی) استدلال میکنند که رویکردهای ایالات متحده موجی از سردرگمی را در میان متحدان هند و اقیانوسیه ایجاد کرده است.
بر اساس تحلیلهای ارائهشده در این گفتگوی راهبردی، ادل استدلال میکند که رویکردهای اخیر سیاست خارجی ایالات متحده، موجی از ابهام را در میان متحدان منطقه هند و اقیانوس آرام ایجاد کرده است. وی توضیح میدهد که کشورهای منطقه هند و اقیانوس آرام در مواجهه با سیاستهای واشنگتن، در تلاشند تا بفهمند آیا «منطقی در پس این دیوانگی» وجود دارد یا صرفاً با مجموعهای از رفتارهای تکانشی و تصادفی روبرو هستند.
به گفته این پژوهشگر، همین ابهام باعث شکلگیری چهار رویکرد و برداشت متفاوت در میان این متحدان شده است:
- گروهی معتقدند که این اقدامات اخلالگرایانه در واقع تلاش هدفمند آمریکا برای به حداکثر رساندن قدرت خود و مقابله مستقیم با چین است.
- در مقابل، گروه دوم بر این باورند که واشنگتن تنها به دنبال منافع فردی خود است و مهار چین همیشه و در همه حال اولویت اصلی آن نیست.
- دسته سوم، به گفته ادل، کاملاً از فقدان انضباط استراتژیک و نبود کنترل بر تکانههای هیجانی در تصمیمگیریهای آمریکا مبهوت ماندهاند؛
- در حالی که گروه چهارم، با عبور از این سردرگمیها، تلاش میکنند تا رو به جلو حرکت کرده و در مسیرهای جدیدی با واشنگتن همکاری کنند.
با این وجود، تحلیلگران این برنامه تصریح میکنند که بهرغم سقوط شدید محبوبیت آمریکا در افکار عمومی کشورهایی نظیر استرالیا، ژاپن و کره جنوبی، دولتهای این منطقه همچنان حضور و لنگر انداختن واشنگتن را برای حفظ توازن قوا و تضمین امنیت خود یک ضرورت گریزناپذیر میدانند.
در بخش دیگری از این مباحثات، این پژوهشگران با تمرکز بر پیامدهای تقابل اخیر ایالات متحده و ایران، خاطرنشان میسازند که این رویارویی به عنوان یک «لحظه شفافساز»، محدودیتهای هژمونی آمریکا را به وضوح عریان کرده است. جان آلترمن توضیح میدهد که ناتوانی واشنگتن در تحمیل اراده خود بر تهران، بهرغم برتری قاطع نظامی و اقتصادی، بدبینیهای دیرینه کشورهای «جنوب جهانی» نسبت به ادعای خیرخواهی آمریکا را تایید کرد. بر اساس این تحلیل، ملتهای خاورمیانه، آمریکای لاتین و آسیای جنوبی که همواره آمریکا را قدرتی متکبر میدانستند، اکنون از فروریختن نقاب اقتدار بلامنازع ایالات متحده خرسندند و این شرایط را نه به معنای پذیرش هژمونی جایگزین مانند چین، بلکه فرصتی تاریخی برای افزایش قدرت چانهزنی خود ارزیابی میکنند.
در نهایت، این تحلیلگران راهبردی با نگاهی آسیبشناسانه به ریشههای بحران کنونی، نتیجهگیری میکنند که آشفتگیهای ژئوپلیتیک امروز، ناشی از ناکامی واشنگتن در پیریزی یک نظم بینالمللی جایگزین و هدفمند پس از پایان جنگ سرد است. آنها هشدار میدهند که اگرچه قدرتهای اقتدارگرا مانند چین و روسیه فاقد ائتلافهای عمیق ارزشی هستند، اما در هدف مشترک تضعیف شبکه ائتلافی آمریکا همسو شدهاند. با وام گرفتن از مفهوم «تراژدیهای یونانی»، ادل و آلترمن تجویز میکنند که ایالات متحده برای تضمین بقای خود در عصر جدید، باید از غرور کاذب و یکجانبهگرایی پرهیز کرده و استراتژی دیکته کردن سیاستها را با ایجاد پروژههای مشترک و اصیل با متحدان دموکراتیک خود جایگزین کند.
منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=f375hFhAvQU
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس تحلیلهای ارائهشده در این گفتگوی راهبردی، ادل استدلال میکند که رویکردهای اخیر سیاست خارجی ایالات متحده، موجی از ابهام را در میان متحدان منطقه هند و اقیانوس آرام ایجاد کرده است. وی توضیح میدهد که کشورهای منطقه هند و اقیانوس آرام در مواجهه با سیاستهای واشنگتن، در تلاشند تا بفهمند آیا «منطقی در پس این دیوانگی» وجود دارد یا صرفاً با مجموعهای از رفتارهای تکانشی و تصادفی روبرو هستند.
به گفته این پژوهشگر، همین ابهام باعث شکلگیری چهار رویکرد و برداشت متفاوت در میان این متحدان شده است:
- گروهی معتقدند که این اقدامات اخلالگرایانه در واقع تلاش هدفمند آمریکا برای به حداکثر رساندن قدرت خود و مقابله مستقیم با چین است.
- در مقابل، گروه دوم بر این باورند که واشنگتن تنها به دنبال منافع فردی خود است و مهار چین همیشه و در همه حال اولویت اصلی آن نیست.
- دسته سوم، به گفته ادل، کاملاً از فقدان انضباط استراتژیک و نبود کنترل بر تکانههای هیجانی در تصمیمگیریهای آمریکا مبهوت ماندهاند؛
- در حالی که گروه چهارم، با عبور از این سردرگمیها، تلاش میکنند تا رو به جلو حرکت کرده و در مسیرهای جدیدی با واشنگتن همکاری کنند.
با این وجود، تحلیلگران این برنامه تصریح میکنند که بهرغم سقوط شدید محبوبیت آمریکا در افکار عمومی کشورهایی نظیر استرالیا، ژاپن و کره جنوبی، دولتهای این منطقه همچنان حضور و لنگر انداختن واشنگتن را برای حفظ توازن قوا و تضمین امنیت خود یک ضرورت گریزناپذیر میدانند.
در بخش دیگری از این مباحثات، این پژوهشگران با تمرکز بر پیامدهای تقابل اخیر ایالات متحده و ایران، خاطرنشان میسازند که این رویارویی به عنوان یک «لحظه شفافساز»، محدودیتهای هژمونی آمریکا را به وضوح عریان کرده است. جان آلترمن توضیح میدهد که ناتوانی واشنگتن در تحمیل اراده خود بر تهران، بهرغم برتری قاطع نظامی و اقتصادی، بدبینیهای دیرینه کشورهای «جنوب جهانی» نسبت به ادعای خیرخواهی آمریکا را تایید کرد. بر اساس این تحلیل، ملتهای خاورمیانه، آمریکای لاتین و آسیای جنوبی که همواره آمریکا را قدرتی متکبر میدانستند، اکنون از فروریختن نقاب اقتدار بلامنازع ایالات متحده خرسندند و این شرایط را نه به معنای پذیرش هژمونی جایگزین مانند چین، بلکه فرصتی تاریخی برای افزایش قدرت چانهزنی خود ارزیابی میکنند.
در نهایت، این تحلیلگران راهبردی با نگاهی آسیبشناسانه به ریشههای بحران کنونی، نتیجهگیری میکنند که آشفتگیهای ژئوپلیتیک امروز، ناشی از ناکامی واشنگتن در پیریزی یک نظم بینالمللی جایگزین و هدفمند پس از پایان جنگ سرد است. آنها هشدار میدهند که اگرچه قدرتهای اقتدارگرا مانند چین و روسیه فاقد ائتلافهای عمیق ارزشی هستند، اما در هدف مشترک تضعیف شبکه ائتلافی آمریکا همسو شدهاند. با وام گرفتن از مفهوم «تراژدیهای یونانی»، ادل و آلترمن تجویز میکنند که ایالات متحده برای تضمین بقای خود در عصر جدید، باید از غرور کاذب و یکجانبهگرایی پرهیز کرده و استراتژی دیکته کردن سیاستها را با ایجاد پروژههای مشترک و اصیل با متحدان دموکراتیک خود جایگزین کند.
منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=f375hFhAvQU
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
YouTube
What the Iran War Revealed About U.S. Power | The High Top
In this episode of The High Top, Charles Edel, Senior Adviser and Australia Chair, joins Jon B. Alterman, Brzezinski Chair in Global Security and Geostrategy, to examine what the recent U.S.-Iran war has revealed about American power and the future of the…
👍1