مشکات اندیشه
798 subscribers
31 photos
35 videos
516 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
در تحلیلی جامع که توسط «امانی جمال»، رئیس دانشکده روابط بین‌الملل دانشگاه پرینستون و «مایکل روبنز» مدیر شبکه «بارومتر عربی» در مجله معتبر «فارن افرز» (آوریل ۲۰۲۶) منتشر شده است، چنین استدلال می‌شود که ایالات متحده آمریکا در پی حمایت‌های همه‌جانبه از ویرانی غزه و تحمیل جنگی تازه به جمهوری اسلامی ایران، هژمونی و اعتبار خود را در جهان عرب برای همیشه از دست داده است.

نویسندگان این گزارش با استناد به نظرسنجی‌های گسترده پس از عملیات هفتم اکتبر، تاکید می‌کنند که افکار عمومی منطقه به شکلی بی‌سابقه از نظم آمریکایی رویگردان شده و اکنون به قدرت‌هایی نظیر چین، روسیه و ایران گرایش پیدا کرده‌اند.

این چرخش راهبردی نه صرفاً به دلیل جذابیت مدل حکمرانی این کشورها، بلکه ناشی از استانداردهای دوگانه واشنگتن، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و انحطاط اخلاقی در حمایت مطلق از رژیم صهیونیستی است.

در این میان، نکته شایان توجه آن است که به‌رغم فضاسازی‌های پیشین پیرامون نفوذ منطقه‌ای و برنامه هسته‌ای ایران، ایستادگی قاطع تهران در برابر اشغالگری و به‌ویژه شهادت آیت‌الله خامنه‌ای در پی حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در فوریه ۲۰۲۶، موجی از همبستگی و محبوبیت بی‌سابقه را برای سیاست‌های منطقه‌ای ایران در میان ملت‌های عرب به همراه داشته است.

بر اساس یافته‌های این گزارش و با تکیه بر آمار مستدل، کارشناسان مذکور هشدار می‌دهند که استمرار این رویکرد ظالمانه، تصویر واشنگتن را به عنوان یک میانجی‌گر به طور کامل نابود کرده و ناکارآمدی نهادهایی همچون سازمان ملل را در چشم اعراب به اثبات رسانده است. این انزجار عمومی تا حدی است که دولت‌های محافظه‌کار و اقتدارگرای عربی، از بیم خشم ملت‌های خود، همکاری علنی با آمریکا را خطری بزرگ می‌پندارند و در حال تغییر رویکرد اقتصادی و نظامی خود به سمت ائتلاف‌های شرقی و بررسی خروج سرمایه‌هایشان از نهادهای غربی هستند.

تحلیلگران «فارن افرز» در نهایت نتیجه‌گیری می‌کنند که تنها راه نجات واشنگتن از این انزوای قطعی، پایان دادن فوری به جنگ در ایران، اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی برای احقاق حقوق حقه فلسطینیان و اجرای بدون تبعیض قوانین بین‌المللی است؛ همان‌گونه که اقدام نمادین فرانسه در به رسمیت شناختن کشور فلسطین در اواخر سال ۲۰۲۵، توانست تا حدودی وجهه تخریب‌شده پاریس را در میان افکار عمومی جهان عرب ترمیم کند.

منبع:
https://www.arabbarometer.org/ar/media-news/%D8%A3%D9%85%D8%B1%D9%8A%D9%83%D8%A7-%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2💩1
گزارشگران نظامی و اطلاعاتی شبکه خبری «سی‌ان‌ان» در تازه‌ترین گزارش اختصاصی خود، با استناد به اظهارات تکان‌دهنده خلبان جنگنده اف-۱۵ آمریکا که فروردین‌ماه سال جاری در آسمان ایران سرنگون شد به روایت سردرگمی مجامع اطلاعاتی واشنگتن در برابر پیشرفت‌های پهپادی تهران پرداخته‌اند.

بر اساس این گزارش، خلبان آمریکایی پس از نجات توسط نیروهای ویژه، در جلسات توجیهی اذعان کرده است که پیش از خروج اضطراری با آرایشی بهت‌آور از پهپادهای ایرانی مواجه شده که همچون یک «عروس دریایی» و به شکل یک «میدان مین هوایی» به‌صورت یکپارچه و هماهنگ در آسمان حرکت می‌کردند.

سی‌ان‌ان به نقل از منابع مطلع می‌افزاید که هرچند نهادهای اطلاعاتی آمریکا با طرح بهانه‌هایی چون ضربه‌مغزی شدن خلبان در حین سانحه و سوابق قبلی او در هدف قرار گرفتن توسط آتش خودی (نیروهای کویتی)، سعی در تشکیک در این مشاهدات دارند؛ اما شواهد اولیه نشان می‌دهد که همین آرایش پیچیده و هوشمند پهپادی، عامل اصلی رهگیری و انهدام این جنگنده پیشرفته و همچنین سقوط یک فروند هواپیمای تهاجمی اِی-۱۰ (A-10) دیگر در جریان عملیات جستجو و نجات بوده است.

«ایما بیتس»، کارشناس جنگ‌های پهپادی و بنیان‌گذار مؤسسه دفاعی «کاچای» نیز در بخش دیگری از این گزارش، ضمن تایید تلویحی ناکارآمدی پدافند فعلی در برابر این تهدیدات، تصریح کرده است که ایالات متحده برای محافظت از خود در برابر چنین شبکه منسجم و مرگباری باید هزینه‌های جانی و مالی هنگفتی بپردازد.

به گفته وی و ارزیابی سایر منابع امنیتی، دستیابی ایران به فناوری پیشرفته «شبکه‌سازی متداخل یک‌به‌چند» (One-to-many meshed networking) -که گمان می‌رود با همکاری روسیه و چین توسعه یافته باشد- به یک اپراتور اجازه می‌دهد تا ده‌ها پهپاد را به صورت همزمان هدایت کرده و در صورت ناکامی موج اول حمله، با استفاده از پهپادهای جایگزینِ حاضر در شبکه، هدف را نابود کند.

این شبکه خبری در پایان نتیجه می‌گیرد که رونمایی از این سطح خیره‌کننده از جنگ‌افزارهای بدون سرنشین، آن هم در آستانه آتش‌بس ۶۰ روزه و آغاز مذاکرات مرتبط با برنامه هسته‌ای، فراتر از یک دستاورد نظامی، به اهرم فشار قدرتمندی برای تهران تبدیل شده است که به شدت مایه نگرانی واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن است.


منبع:
https://arabic.cnn.com/middle-east/article/2026/06/23/exclusive-downed-us-pilot-reported-seeing-iranian-drones-jellyfish

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
🔥2💩1
بیانیه مشترک آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس، پرده از سیاست جدید و هوشمندانه ائتلاف غربی-عربی در قبال ایران برمی‌دارد:
«توقف هسته‌ای در مرکز و خلع سلاح در پیرامون».

محتوای بیانیه بیشتر بر ما تاکید می‌کند که تفاهم‌نامه اخیر میان دوطرف یک صلح واقعی نیست، بلکه یک «آتش‌بس موقت و تاکتیکی» است.

در واقع استراتژی جدید این است که به جای جنگ نظامی با ایران، اقتصاد کشور را با وعده گشایش‌های قطره‌چکانی و شرطی، همچنان گروگان نگه دارند. آن‌ها می‌خواهند با فریز کردن برنامه هسته‌ای، زمان بخرند تا با خیالی آسوده به سراغ مهار سایر ابزارهای قدرت ایران، یعنی توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای بروند و هرگونه تجارت با ایران را به عقب‌نشینی تهران در این حوزه‌ها مشروط کنند.

در سطح منطقه‌ای، این بیانیه نشان می‌دهد که ابزار اصلی آمریکا و اعراب برای مقابله با ایران تغییر کرده و آن‌ها اکنون از «پول و دیپلماسی به جای جنگ» برای انزوای تهران استفاده می‌کنند. سیاست جدید در قبال محور مقاومت بسیار روشن است: آن‌ها قصد دارند با استفاده از ثروت کلان عربی، متحدان ایران را بخرند و جدا کنند. پیشنهاد بازسازی غزه و صلح در لبنان به «خلع سلاح کامل» حماس و حزب‌الله گره خورده است و همزمان در تلاشند تا با ایستادگی در برابر کنترل ایران بر تنگه هرمز، مهم‌ترین اهرم فشار اقتصادی و دریایی تهران را خنثی کنند. در واقع، هدف آن‌ها تبدیل بازوهای نظامی ایران به نهادهای صرفاً سیاسی و بی‌خطر است.

در نهایت، پیام روشن این سند این است که معماری امنیتی خاورمیانه وارد فاز خطرناک‌تری برای دیپلماسی ایران شده است؛ نظمی که در آن «سرمایه عربی» زیر «چتر امنیتی آمریکا»، تلاش می‌کند رفاه اقتصادی را به عنوان رقیبی برای دکترین مقاومت مطرح کند. این سیاست جدید، ایران را بر سر یک دوراهی و معمای استراتژیک سخت قرار می‌دهد: تهران یا باید در ازای گشایش‌های محدود اقتصادی، تن به از دست دادن گام‌به‌گام عمق استراتژیک و متحدان خود در منطقه بدهد و یا برای حفظ این شبکه بازدارندگی، هزینه‌ها و فشارهای فزاینده این محاصره هوشمند اقتصادی را در داخل تحمل کند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍31👎1
فیویان نیریم، خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز در شبه‌جزیره عربستان در تحلیل جامع خود در این نشریه، گزارش می‌دهد که جنگ سه‌ماهه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران، خسارات اقتصادی هنگفتی بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار برای کشورهای حاشیه خلیج فارس به همراه داشته و ناکارآمدی مدل امنیتی چهار دهه‌ای متکی بر چتر حمایتی آمریکا را به اثبات رسانده است.

بر اساس این ارزیابی، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه به جای تامین امنیت، به اهدافی برای حملات موشکی و پهپادی ایران تبدیل شدند و احساس امنیت دیرینه در شهرهایی چون دبی و دوحه را با تجربیات بی‌سابقه‌ای از انفجارها، بسته شدن مدارس و تلفات جانی جایگزین کردند.

این کارشناس خاطرنشان می‌سازد که این بحران، کشورهای عربی را وادار کرده است تا اولویت‌های خود را از پروژه‌های بلندپروازانه توسعه‌محور به سمت افزایش بی‌سابقه هزینه‌های نظامی و تسلیحاتی تغییر دهند و در عین حال، شکاف‌های داخلی میان آن‌ها را عمیق‌تر کرده است؛ به طوری که امارات به اتحاد با واشنگتن و تل‌آویو روی آورد، قطر نقش میانجی را ایفا کرد و عربستان سعودی کوشید تا کانال‌های ارتباطی خود را با همه طرف‌ها باز نگه دارد.

از سوی دیگر، مسدود شدن عملی تنگه هرمز در جریان این درگیری‌ها، این کشورها را به جستجوی استراتژی‌های جدید و مسیرهای جایگزین وادار ساخته و کشورهایی نظیر عمان را به قطب‌های جدید لجستیکی برای دور زدن این آبراه راهبردی تبدیل کرده است.

این تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در بخش دوم ارزیابی خود تصریح می‌کند که به‌رغم قدردانی‌های علنی رهبران خلیج فارس از دولت دونالد ترامپ برای پایان دادن به درگیری‌ها، مقامات این کشورها در خفا نسبت به توافق در حال شکل‌گیری میان واشنگتن و تهران به شدت احساس سرخوردگی و ناامیدی می‌کنند.

وی استدلال می‌کند که توافق مذکور به دغدغه‌های امنیتی اصلی اعراب، نظیر زرادخانه موشکی، توان پهپادی و نفوذ منطقه‌ای ایران، توجهی نکرده و با لغو موقت تحریم‌های نفتی، به تقویت بیش از پیش جایگاه اقتصادی و منطقه‌ای تهران منجر خواهد شد.

افزون بر این، ایده مطرح شده از سوی مقاماتی نظیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، مبنی بر مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس در یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران، با واکنش سرد و مخالفت این کشورها مواجه شده است، چرا که آن‌ها معتقدند اکنون در وهله اول نیازمند تامین بودجه برای جبران خسارات و بازسازی کشورهای خود هستند.

در نهایت، این گزارش جامع نتیجه‌گیری می‌کند که با توجه به بقای ساختار سیاسی ایران و اثبات قدرت اهرم‌های فشار آن، قدرت بازدارندگی واشنگتن و متحدانش در برابر تهران به شدت کاهش یافته است و کشورهای خلیج فارس اکنون ناگزیرند برای تطبیق با این واقعیت جدید، به سمت گفت‌وگوهای مستقیم و حتی بررسی انعقاد پیمان‌های عدم تجاوز با همسایه قدرتمند خود حرکت کنند.

منبع:
https://x.com/viviannereim/status/2070456751652999282?s=20

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍31🤮1
انتقاد شدید زلاتان از تصمیمات داوری

زلاتان ابراهیموویچ، ستاره سوئدی دنیای فوتبال، از تصمیم تیم داوری دیدار ایران و مصر مبنی بر مردود اعلام کردن گل دوم تیم ملی ایران در وقت‌های تلف‌شده که پس از بازبینی صحنه توسط کمک‌داور ویدیویی (VAR) به بهانه آفساید لغو شد، به شدت انتقاد کرد.

زیر سوال رفتن اعتبار VAR

ابراهیموویچ تاکید کرد که این گل کاملاً سالم بوده و فناوری ویدیوچک با اتخاذ چنین تصمیماتی، اعتبار خود را نزد افکار عمومی از دست داده است.

اهمیت سرنوشت‌ساز تصمیمات

وی خاطرنشان کرد که لغو گلی که می‌تواند سرنوشت یک تیم را در رقابت‌های جام جهانی رقم بزند، بدون اطمینان صددرصدی و قاطعانه، به هیچ وجه توجیه‌پذیر نیست.

سرقت رویای یک ملت

این ستاره سوئدی با بیان اینکه مردود شدن این گل، میلیون‌ها ایرانی را از یک لحظه تاریخی محروم کرد، اظهار داشت: «داوران تنها یک گل را لغو نکردند، بلکه رویای یک ملت را به سرقت بردند.» او همچنین خواستار پاسخگویی و برخورد با داور وسط و مسئولان اتاق VAR شد.

حمله به سطح کیفی داوران

ابراهیموویچ در پایان با انتقاد تند از سطح داوری در مسابقات جام جهانی، تاکید کرد که بازیکنان و هواداران شایسته قضاوت‌های به مراتب بهتری هستند.

منبع:
https://www.instagram.com/p/DaFt03mjek-/?igsh=dW4wa2RnOGJncDdz

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا
@meshkatanalysis
3
اسرائیلی ها در مورد جی دی ونس چه می گویند؟


کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی تحلیلی به قلم «راتی شیلونی» به بررسی ابعاد نگران‌کننده شخصیت و سیاست‌های «جی. دی. ونس» معاون کنونی رئیس‌جمهور آمریکا، برای منافع اسرائیل پرداخته است.

این رسانه با اشاره به دوران کودکی سخت و فقر مطلق ونس در ایالت اوهایو، بیان می‌کند که وی با عبور از چالش‌های شدید خانوادگی و تحصیل در دانشگاه ییل، توانست پله‌های ترقی سیاسی را طی کرده و با وجود انتقادات تند اولیه‌اش علیه دونالد ترامپ، به متحد اصلی و در نهایت معاون او تبدیل شود.

به زعم این کارشناس، ونس که با حمایت چهره‌های رسانه‌ای منتقد اسرائیل نظیر «تاکر کارلسون» به این جایگاه رسیده، اکنون نماینده نسل جوانی از سیاستمداران آمریکایی است که به شدت از سیاست‌های انزواگرایانه و شعار «عظمت را دوباره به آمریکا برگردانیم» پیروی کرده و ارتباط با اسرائیل را یک بار مالی و سیاسی می‌دانند.

بر اساس این تحلیل، این رویکرد موجب شده تا وی در نشست اخیر سوئیس بر سر تفاهم‌نامه با ایران، موضعی کاملا مستقل اتخاذ کند که این امر در کنار پیام‌های صریح او مبنی بر پایان یافتن حمایت‌هایش از اسرائیل، زنگ خطر را در قدس اشغالی به صدا درآورده است.

در بخش دیگری از این تحلیل، شیلونی با تشریح رویکرد تقابلی تیم ونس در قبال رویه‌های جنگ‌طلبانه، مدعی است که معاون رئیس‌جمهور آمریکا نه‌تنها با عملیات نظامی طولانی‌مدت اخیر در خاورمیانه موسوم به «شیربرخواسته» مخالف بوده، بلکه منابع امنیتی بلندپایه اسرائیلی او را به کارشکنی فعال و افشای طرح‌های مخفیانه موساد (برای تغییر حکومت در ایران به کمک کردها) به «رجب طیب اردوغان»، رئیس‌جمهور ترکیه، متهم کرده‌اند؛ ادعایی که ونس آن را صرفا تلاش اسرائیل برای مقصر جلوه دادن او در ناکامی‌های جنگ می‌داند.

این گزارش در ادامه می‌افزاید که ونس در واکنش به انتقادات شدیداللحن مقامات اسرائیلی نسبت به توافق واشنگتن با تهران، با صراحت به آن‌ها یادآور شده است که یک سرزمین ۹ میلیون نفری حق وتو و تعیین تکلیف برای منافع ابرقدرت جهان را ندارد و مقامات آن نباید به تنها متحد قدرتمند خود حمله کنند.

در نهایت، گزارشگر کانال ۱۲ نتیجه‌گیری می‌کند که با توجه به خیز احتمالی جی. دی. ونس برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ و نیاز مبرم او به آرامش منطقه‌ای برای پیروزی، وی ابایی از قربانی کردن منافع اسرائیل ندارد و این چشم‌انداز که چنین فردی با رویکرد عدم تعهد به اسرائیل به زودی قدرتمندترین مرد جهان شود، به یک اضطراب و هراس عمیق برای آینده این رژیم مبدل شده است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-a5f0d49af1d0f91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:


⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا
@meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ، رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل در گفتگو با رادیو ۱۰۳ اف-ام در خصوص تحلیل رفتار ایران نسبت به وقایع اخیر در تنگه هرمز و همچنین توافق اسرائیل و لبنان عنوان کرد که:

الف) کنترل تنگه هرمز برای ایران موضوعی کاملاً راهبردی و اساسی است. ایرانی‌ها معتقدند که از این جنگ دست‌کم از منظر خودشان پیروز بیرون آمده‌اند؛ بنابراین تلاش خواهند کرد همه نفتکش‌هایی را که از تنگه عبور می‌کنند، ملزم کنند از مسیرهایی که خود تعیین کرده‌اند عبور کنند.

ب) ایران حاکمیت بر تنگه هرمز را موضوعی بسیار مهم می‌داند؛ موضوعی که از نظر اهمیت هم‌تراز با تولید موشک و حفظ توان غنی‌سازی در داخل ایران است. از این رو، این مسئله به این زودی‌ها پایان نخواهد یافت.

ج) حتی اگر آمریکا در آینده دوباره به ایران حمله کند، تا زمانی که نفتکش‌ها بدون هماهنگی برای عبور از مسیر تعیین‌شده توسط سپاه پاسداران وارد تنگه شوند، ایران به حمله به آنها ادامه خواهد داد. در نتیجه، احتمالاً شاهد چرخه‌ای از تنش و درگیری‌های تکرارشونده خواهیم بود؛ وضعیتی که دولت آمریکا را در موقعیت بسیار پیچیده‌ای قرار می‌دهد.

د) ریشه این وضعیت در یک واقعیت اساسی است: هر دو طرف خود را پیروز جنگ می‌دانند و می‌خواهند دستاوردهایشان را به طرف مقابل تحمیل کنند. ایران از مواضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و تهدیدهای ترامپ نیز تأثیر چندانی بر آن ندارد. بازدارندگی آمریکا، و شاید تا حدی بازدارندگی اسرائیل نیز، در نتیجه این جنگ به شکل قابل توجهی آسیب دیده است.

هـ) روشن است که ایران به‌شدت با توافق مربوط به لبنان مخالف است. همچنین بعید به نظر می‌رسد این توافق بتواند به اصطکاک و درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله پایان دهد؛ در نهایت نیز این وضعیت به تنش‌های تازه‌ای منجر خواهد شد که دوباره تهران را با همان معضل و دوراهی پیشین روبه‌رو می‌کند.

منبع:
https://x.com/i/status/2071222675142312426

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
پیرز مورگان در گفتگویی به بررسی ابعاد و پیامدهای تقابل نظامی ایالات متحده و اسرائیل با ایران پرداخت و نظرات دو کارشناس برجسته، یعنی اندرو بوستامانته افسر سابق عملیات مخفی سیا و پروفسور جیانگ شه‌چین استاد دانشگاه و متخصص نظریه بازی‌ها را جویا شد.

پروفسور جیانگ در این مصاحبه استدلال نمود که همان‌گونه که پیش‌تر نیز پیش‌بینی کرده بود، راهبرد براندازی و حذف سران در ایران با شکست مواجه شده است و واشنگتن در نهایت، علی‌رغم خطرات فاجعه‌بار آن، برای تحمیل یک توافق سیاسی و مهار نیروهای متحد ایران، ناگزیر به استفاده از نیروی زمینی خواهد بود. وی همچنین خاطرنشان کرد که آمریکا اکنون در یک بن‌بست ژئوپلیتیکی گرفتار شده است؛ چرا که عقب‌نشینی از این نبرد به معنای تسلط بلامنازع ایران بر خاورمیانه و در پی آن، فروپاشی اقتصادی غرب به دلیل اخلال در چرخه بازیافت دلارهای نفتی تلقی می‌گردد.

در جبهه‌ای دیگر، اندرو بوستامانته ضمن مخالفت با ایده مداخله زمینی، ابراز داشت که ورود دونالد ترامپ به این منازعه، بیش از آنکه مبتنی بر یک استراتژی بلندمدت باشد، ریشه در جستجوی وی برای یک پیروزی سیاسی سریع و البته یک «شکست اطلاعاتی» فاجعه‌بار داشته است که ناشی از اتکای کورکورانه واشنگتن به داده‌های مخدوش اطلاعاتی اسرائیل بود.

این مقام سابق امنیتی تصریح کرد که تسلط ایران بر تنگه هرمز، عملاً کارکردی معادل یک سلاح هسته‌ای و بازدارنده پیدا کرده و تهران تنها با بقای خود توانسته است ضربه‌ای بی‌سابقه به هژمونی آمریکا وارد سازد. بوستامانته با لحنی هشدارآمیز افزود که رویکرد واشنگتن و تل‌آویو در هدف قرار دادن رهبران سیاسی و نادیده انگاشتن قواعد تخاصم، هنجارها و قوانین بین‌المللی را به شدت مخدوش کرده و با از بین بردن جایگاه اخلاقی این کشورها، جهان را به عرصه‌ای بی‌نهایت ناامن‌تر برای نسل‌های آینده بدل ساخته است.

در بخش پایانی این نشست، دیدگاه‌های هر یک از حاضران درباره بحران غزه، رویکرد اسرائیل و پیامدهای ژئوپلیتیک آن به شکلی متمایز و دقیق مطرح شد.

پیرز مورگان با اشاره به تلفات ده‌ها هزار نفری و آوارگی گسترده در غزه، مواضع افراطی مقامات اسرائیلی نظیر بن‌گویر مبنی بر به آتش کشیدن لبنان را به شدت محکوم کرد.

وی استدلال نمود که توهم بنیامین نتانیاهو برای رسیدن به امنیت از طریق بمباران، در کنار بی‌اعتنایی مطلق تل‌آویو به اصل تناسب، قوانین بین‌المللی و سازمان ملل، دلیل اصلی سقوط سریع جایگاه و محبوبیت جهانی اسرائیل است.

در تایید و تکمیل این انتقادات، اندرو بوستامانته تصریح کرد که ایالات متحده و اسرائیل نقاب پیشین خود به عنوان حامیان دموکراسی، عدالت و نظم جهانی را کاملاً کنار گذاشته‌اند.

این افسر سابق سیا هشدار داد که عادی‌سازی ترور رهبران سیاسی و صدور مجوز برای اعمال خشونت‌های بی‌سابقه و کشتار در غزه، قواعد نانوشته و اخلاقی جنگ را از بین برده و با ایجاد یک رویه خطرناک برای سایر کشورها، جهان را برای نسل‌های آینده به مکانی به شدت ناپایدار و ناامن بدل ساخته است.

از سوی دیگر، پروفسور جیانگ شه‌چین با نگاهی کلان‌تر به این منازعات، این ادعا را که اقدامات اسرائیل صرفاً واکنشی به حملات هفتم اکتبر حماس است، اساساً زیر سوال برد. وی با اشاره به تهدیدات اخیر مقامات اسرائیلی علیه کشورهایی نظیر مصر و ترکیه که نقشی در آن حملات نداشتند، نتیجه‌گیری کرد که دستور کار ژئوپلیتیک بسیار گسترده‌تری در جریان است. جیانگ همچنین در طول این گفتگو استدلال کرد که شعله‌ور شدن خاورمیانه در کنار فرسایشی شدن جنگ اوکراین، در نهایت در خدمت یک نبرد بزرگتر بر سر انرژی است تا جهان را برای تامین نیازهای خود به منابع نیمکره غربی و رهبری اقتصادی آمریکا وابسته سازد.

منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=PJUxFvPhpBQ


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1
دستاورد جنگ 1000 روزه برای اسرائیل؛ شکست در تمامی جبهه‌ها

«نیتزان شاپیر، آساف روزنزویگ و ایتام آلمادون»، تحلیلگران پایگاه خبری کانال 12 در گزارش جامع خود پیرامون ترازوی دستاوردها و ناکامی‌های جنگ هزار روزه و چندجبهه‌ای اسرائیل، در همان ابتدا بر این پیام کلیدی تأکید می‌ورزند که علی‌رغم دستاوردهای نظامی بی‌سابقه و وارد آوردن ضربات مهلک به دشمنان، بسیاری از اهداف تعیین‌شده برای این نبرد محقق نگردیده و احساس امنیت و پیروزی قاطع وعده داده شده، هنوز با واقعیت فاصله زیادی دارد.

این کارشناسان در ادامه تشریح می‌کنند که اگرچه ارتش اسرائیل توانسته است با وارد کردن آسیب جدی به ساختار نظامی حماس و بازگرداندن تمامی گروگان‌ها، کنترل ۶۰ درصد از نوار غزه را به دست گیرد، اما خلع سلاح کامل این گروه و ایجاد یک حکومت مدنی جایگزین در این منطقه هنوز محقق نشده است.

بر اساس این گزارش، جنبش حماس با حفظ حدود ۲۷ تا ۳۰ هزار نیروی رزمی، همچنان کنترل ۴۰ درصد از این باریکه را در دست داشته و به نبردهای چریکی خود ادامه می‌دهد.

در ارزیابی جبهه شمالی نیز تصریح شده است که به‌رغم ترور رهبران ارشد از جمله حسن نصرالله، ایجاد نوار امنیتی ۱۰ کیلومتری و حصول یک توافق‌نامه چارچوب تاریخی برای خروج گام‌به‌گام، حزب‌الله لبنان کماکان به عنوان یک تهدید فعال نظامی پابرجا مانده و اختلاف نظر بر سر تداوم حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان به عنوان یک چالش اساسی به قوت خود باقی است.

این تحلیلگران در بخش دوم ارزیابی خود با اشاره به تقابل مستقیم با تهران، خاطرنشان می‌سازند که عملیات‌های مشترک ایالات متحده و اسرائیل اگرچه در ظاهر موجب عقب‌گرد برنامه هسته‌ای، وارد آمدن ضربه به فرماندهان عالی‌رتبه نظامی و به چالش کشیدن دکترین «حلقه آتش» شد، اما در تحقق هدف نهایی یعنی تغییر حکومت یا نابودی کامل برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ناکام مانده است.

نویسندگان این گزارش می‌افزایند که توافق اخیر میان واشنگتن و تهران نه تنها توان موشکی ایران را از شمولیت خارج کرده، بلکه با فراهم نمودن منابع مالی، موجب تقویت نظام سیاسی ایران شده است تا بتواند راهبرد «یکپارچگی میدان‌ها» را با قدرت بیشتری علیه اسرائیل دنبال کند.

در نهایت، این گزارش نتیجه‌گیری می‌کند که به‌رغم برخی دستاوردهای تاکتیکی، سیستم امنیتی تل‌آویو تا مرز فروپاشی تحت فشار قرار دارد و رشد فزاینده احساسات ضد اسرائیلی در فضای سیاسی ایالات متحده، تداوم حمایت‌های حیاتی واشنگتن را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-aea1fa305d71f91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2💩1
خوزه لو آلوارز، پژوهشگر آمریکایی-اسرائیلی و کارشناس سیاست‌های امنیتی خاورمیانه در اندیشکده «انجمن خاورمیانه»، در تحلیل اخیر خود استدلال می‌کند که اسرائیل برای مقابله با انزوای فزاینده ژئوپلیتیک و پوشش دادن آسیب‌پذیری‌های استراتژیک خود، شبکه‌ای درهم‌تنیده از روابط نظامی، امنیتی و دیپلماتیک را در منطقه بالکان و اروپای مرکزی ایجاد کرده است.

بر اساس این گزارش، از آنجا که تل‌آویو در شرایط بحرانی و جنگ‌های چندجبهه‌ای دیگر نمی‌تواند به طور قطعی به تداوم ارسال مهمات از سوی ایالات متحده، تامین قطعات اروپایی و امنیت مسیرهای کشتیرانی مدیترانه اتکا کند، به ایجاد خطوط تولید و زنجیره تامین جایگزین روی آورده است.

وی با اشاره به تبدیل شدن صربستان به شریک اصلی دفاعی اسرائیل در بالکان، خاطرنشان می‌سازد که این روابط از قراردادهای ساده تسلیحاتی فراتر رفته و اکنون شامل تولید مشترک پهپادهای رزمی، تبادل اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و ارسال محموله‌های حیاتی مهمات از بلگراد به پایگاه‌های هوایی اسرائیل در اوج درگیری‌ها با گروه‌های تحت حمایت ایران است.

این کارشناس در ادامه ارزیابی راهبردی خود می‌افزاید که دیپلماسی تسلیحاتی اسرائیل با هدف خنثی‌سازی فشارهای بین‌المللی و مهار نفوذ رقبای منطقه‌ای، کشورهایی نظیر مجارستان، آلبانی و کوزوو را نیز در بر گرفته است.

آلوارز توضیح می‌دهد که بوداپست با بهره‌گیری از تجهیزات نظامی اسرائیل و روابط تجاری گسترده، به عنوان اهرمی برای وتوی قطعنامه‌های ضداسرائیلی در اتحادیه اروپا عمل می‌کند و در عین حال، نفوذ در کشورهای مسلمان‌نشینی چون کوزوو و آلبانی از طریق فروش تسلیحات توپخانه‌ای و تاسیس سفارت، عمق راهبردی جدیدی به این شبکه می‌بخشد.

در نهایت، این تحلیلگر نتیجه‌گیری می‌کند که هدف از شکل‌دهی به این ائتلاف‌های غیررسمی، گره زدن منافع امنیتی دولت‌های منطقه بالکان به بقای اسرائیل است تا از این طریق، ضمن تضمین تداوم تامین نیازهای نظامی خود، این جغرافیای استراتژیک را به محیطی نامساعد برای توسعه نفوذ جمهوری اسلامی ایران، تحرکات متحدان آن و همچنین هژمونی‌طلبی‌های منطقه‌ای ترکیه تبدیل کند.

منبع:
https://www.meforum.org/mef-observer/israels-balkan-network-is-a-hedge-against-geopolitical-isolation

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ، کارشناس مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات و همچنین پژوهشگر ارشد در مؤسسه مطالعات امنیت ملی و عضو غیرمقیم شورای آتلانتیک در تحلیلی در واکنش به آغاز درگیری‌ها میان ایران و آمریکا در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت که تحولات جاری، بار دیگر نشان‌دهنده عدم درک عمیق دولت ایالات متحده از رفتار راهبردی ایران است. به عقیده وی، تقلیل دادن این بحران به نزاع میان جناح‌های سیاسی در داخل ایران خطاست؛ چرا که واقعیت امر نشان می‌دهد تهران هیچ‌گونه تمایلی برای بازگشت به شرایط پیشین حاکم بر تنگه هرمز (وضعیت پیش از ۲۸ فوریه) ندارد.

این کارشناس امنیت ملی خاطرنشان می‌سازد که هرچند واشنگتن از توانمندی لازم برای افزایش سطح فشار و تنش برخوردار است، اما ایران نیز ابزارهای واکنش مؤثری در اختیار دارد. او در این راستا به قابلیت‌های تهران در ایجاد اختلال در مسیرهای کشتیرانی تنگه باب‌المندب و همچنین توانایی هدف قرار دادن زیرساخت‌های ارتباطی زیردریایی و شریان‌های تجاری منطقه اشاره می‌کند.

بر همین اساس، سیترینوویچ این پرسش بنیادین را مطرح می‌کند که با توجه به عدم تمایل ایران برای عقب‌نشینی از مواضع خود، هدف نهایی دولت آمریکا از اقدامات کنونی چیست. وی هشدار می‌دهد که پافشاری واشنگتن بر احیای وضعیت گذشته در آبراه‌های منطقه، به احتمال فراوان با واکنش متقابل و حتی تشدید اقدامات از سوی تهران مواجه خواهد شد.

عضو غیرمقیم شورای آتلانتیک در ادامه تحلیل خود تأکید می‌کند که با آغاز چرخه تصاعد بحران، مهار و توقف آن بسیار دشوار خواهد بود. وی همچنین یادآور می‌شود که با توجه به تداوم رویکرد محتاطانه دونالد ترامپ در خصوص پرهیز از اعزام نیروی زمینی، حتی یک درگیری محدود نظامی نیز می‌تواند به سرعت به یک رویارویی فراگیر تبدیل شود؛ سناریویی که دولت آمریکا ظاهراً قصد اجتناب از آن را دارد.

نویسنده ضمن اشاره به کاهش قیمت جهانی نفت در ماه‌های اخیر، متذکر می‌شود که تشدید بحران می‌تواند به اختلال جدی در تردد دریایی تنگه‌ها انجامیده و ظرفیت ایالات متحده را برای تأمین ذخایر راهبردی نفت خود با چالش جدی مواجه سازد. بر این اساس، وی نتیجه‌گیری می‌کند که در چنین تقابلی، هر دو طرف آسیب‌پذیر خواهند بود و فقدان یک راهبرد جامع و مشخص ممکن است واشنگتن را ناخواسته به یک درگیری فرسایشی بکشاند که مطلوب این کشور نیست.

در بخش پایانی، سیترینوویچ تصریح می‌کند که افزایش فشارهای نظامی نه تنها به بازگشایی آبراه‌ها یا بازگشت به شرایط پیش از بحران منجر نخواهد شد، بلکه ممکن است در عمل به مسدود شدن این مسیرها و تشدید بحران در سیستم حمل‌ونقل دریایی منتهی گردد. وی در نهایت هشدار می‌دهد تا زمانی که تهران توانمندی اعمال کنترل و بازدارندگی در تنگه‌ها را حفظ کند، انتظار بازگشت به شرایط گذشته غیرواقع‌بینانه است. از این رو، وی بر این باور است که هرگونه راهبردی که صرفاً بر مبنای فشار نظامی استوار باشد، به جای دستیابی به نتایج مطلوب، زمینه را برای تشدید بیشتر بحران فراهم خواهد آورد.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2075086751182336406?s=20

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2👍2💩1
شبکه عبری‌زبان «آی۲۴» در گزارشی اعلام کرد که عربستان سعودی در تلاش است تا اسرائیل را از پروژه کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) کنار گذاشته و مسیر آن را به سمت سوریه و ترکیه تغییر دهد.

خبرنگار این شبکه تصریح کرد که ریاض، به عنوان شریک محوری این کلان‌پروژه، اکنون به این ارزیابی رسیده که هرگونه عادی‌سازی روابط با تل‌آویو با هدف مشارکت دادن آن در این طرح، عملاً به یک «رویای دور از دسترس» تبدیل شده است.

بر اساس اطلاعات ارائه شده در این گزارش، مقامات سعودی که تا حدودی از تجربیات و پیامدهای مرتبط با تنگه هرمز تأثیر پذیرفته‌اند، در حال رایزنی و اعمال فشار هستند تا این مسیر ترانزیتی را از بنادر اسرائیل به بنادر سوریه و احتمالاً ترکیه منتقل کنند.

این شبکه در ادامه مدعی شد که سفر امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به سوریه مشخصاً با هدف بررسی پرونده کریدور آیمک انجام شده است و شواهد نشان می‌دهد که دولت فرانسه نیز از این مسیر جایگزین حمایت می‌کند.

در پایان این گزارش، خبرنگار آی‌۲۴‌نیوز با اشاره به انزوای ژئوپلیتیک تل‌آویو، نتیجه‌گیری کرد که اسرائیل در حال حاضر در این کارزار تنها مانده است و با گذشت زمان، بیش از پیش از چشم‌اندازِ ایفای نقشی واقعی و اثرگذار در چنین رویداد استراتژیک و کلانی فاصله می‌گیرد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
امروزه یکی از کلیدی‌ترین پرسش‌ها در محافل سیاسی و افکار عمومی ایران این است که سرنوشت تقابل تاریخی تهران و واشنگتن به کدام سمت‌وسو گرایش خواهد یافت و فرجام این منازعه چه خواهد بود؟

پاسخ به این پرسش، به اندازه پیچیدگی‌های حاکم بر شرایط کنونی، دشوار و چندوجهی است. با این حال، برای درک جامع وضعیت موجود، بررسی روندها و استراتژی‌های کلان دو طرف در مقطع زمانی فعلی ضروری است.

ایالات متحده در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، با هدف تغییر رفتار ایران به‌عنوان بازیگری مخل در نظم هژمونیک مطلوب آمریکا، وارد عمل شد. در این چارچوب نانوشته، هدف غایی واشنگتن این بود که تهران را وادار کند یا از طریق مذاکره به نظم مطلوب آمریکا تن دهد و یا این تسلیم از طریق اهرم زور و «دیپلماسی اجبار» محقق گردد.

زنجیره‌ای از رویدادهای ژئوپلیتیک دهه‌های اخیر—از جمله تحولات افغانستان و سقوط رژیم صدام، تحولات بهار عربی، پیروزی مقاومت لبنان در جنگ ۳۳ روزه، سوریه و در نهایت عملیات ۷ اکتبر، جنگ ۱۲ روزه و... موجب شد تا پرونده ایران برای ایالات متحده به مرحله «تعیین تکلیف نهایی» برسد.

واشنگتن در گام نخست تلاش کرد تا از طریق مذاکره، سیاست‌های کلان و استراتژی‌های منطقه‌ای ایران را تغییر دهد؛ اما این رویکرد با سد دفاعی مستحکم تهران مواجه شد. در نتیجه، تصمیم‌گیران در ایالات متحده به سمت عملیاتی کردن گزینه دوم، یعنی تقابل سخت، متمایل شدند. این گزینه شامل حملات همه‌جانبه، تلاش برای ترور مقامات عالی‌رتبه و پیگیری پروژه «تغییر رژیم» بود.

نتایج گزینه نظامی واشنگتن مطلوب ترامپ نبود و موفقیت انچنانی در پی نداشت. ناکامی آمریکا در جنگ اخیر در حقیقت ریشه در چند عامل بنیادین داشت:

توانمندی بالای ایران در جنگ‌های نامتقارن.

عمق استراتژیک و جغرافیای پیچیده ایران.

شناخت ناکافی تصمیم‌سازان آمریکایی از جامعه شناسی سیاسی ایران.

نادیده گرفتن پدیده «تجمع حول پرچم» که در پی حملات خارجی، به انسجام ملی در داخل ایران منجر شد.

تکیه بیش از حد آمریکا بر گزارش‌های ناقص نهادهای امنیتی اسرائیل.

منطقه‌ای کردن منازعه توسط ایران.
.
در همین راستا، ایران با اتخاذ استراتژی‌های تهاجمی-تدافعی، از جمله مسدودسازی تنگه هرمز و قطع شریان‌های اقتصاد جهانی، بحران‌های بی‌سابقه‌ای را در زنجیره تامین انرژی، سوخت، صنعت هوانوردی و امنیت غذایی در سطح بین‌المللی رقم زد. این اقدامات هزینه‌های سنگینی برای آمریکا به همراه داشت؛ کاهش شدید محبوبیت دولت ترامپ، افت چشمگیر ذخایر استراتژیک انرژی ایالات متحده و تحلیل رفتن زرادخانه‌های تسلیحاتی واشنگتن که بازوی عملیاتی این کشور را در سایر جبهه‌های جهانی تضعیف کرد.

تبعات سنگین این تقابل، واشنگتن را ناگزیر به ایجاد یک توقف تاکتیکی و اعطای فرصتی دوباره به دیپلماسی کرد. عواملی نظیر در پیش بودن رویدادهای بین‌المللی (مانند جام جهانی)، بحران افزایش قیمت سوخت در داخل آمریکا و نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، این ضرورت را تشدید کردند.

در این مرحله، دولت ترامپ برای آزمودن مجدد حربه دیپلماسی به میدان آمد که ماحصل آن امضای یک تفاهم‌نامه اولیه بود. با این وجود، این توافق صرفاً یک تنفس مصنوعی برای خرید زمان جهت گفتگو بود تفاهمی که در واقع در بطن آن در خصوص مسائل بنیادین و خطوط قرمز (نظیر حق غنی‌سازی اورانیوم، کنترل تنگه هرمز و نفوذ منطقه‌ای ایران) هیچ‌گونه تفاهم جامعی حاصل نشده بود.

شواهد موجود حاکی از آن است که واشنگتن تمایلی به اعطای امتیازات کلان استراتژیک به تهران ندارد (امتیازاتی که شامل پذیرش حق غنی‌سازی، تداوم سیاست‌های منطقه‌ای، حفظ برنامه موشکی و ترتیبات امنیتی جدید در تنگه هرمز می‌شود). به همین دلیل، حاکمیت آمریکا اکنون در یک سردرگمی راهبردی گرفتار شده و به یک تصمیم نهایی و قاطع برای انتخاب میان «اعطای امتیاز» یا «تداوم جنگ» دست نیافته است.

در همین حال، شکاف و نزاعی بی‌سابقه میان دو طیف در درون دولت آمریکا جریان دارد:

جناح موافقان تشدید تنش: این گروه معتقدند که تداوم سیاست محاصره، ضربه به تاسیسات انرژی ایران و درگیر کردن پای ناتو و همسایگانی نظیر ترکیه، جمهوری آذربایجان و تحریک شکاف‌های قومیتی، می‌تواند در نهایت به فروپاشی یا تسلیم ایران منجر شود. رهبر این جریان مارک روبیو است.

جناح مخالفان جنگ: این طیف هشدار می‌دهند که پیگیری سناریوی نظامی، نه‌تنها دستاورد ملموسی برای واشنگتن نخواهد داشت، بلکه ایالات متحده را در باتلاق عمیق یک جنگ فرسایشی، طولانی‌مدت و با هزینه‌های گزاف گرفتار خواهد کرد. رهبر این جریان جی‌دی ونس است.
👍3👎1
در نهایت، وضعیت کنونی را می‌توان یک «بن‌بست استراتژیک» نامید. آینده این تقابل تاریخی در گرو این است که سیستم تصمیم‌ساز در ایالات متحده، در مواجهه با واقعیت‌های میدانی و هزینه‌های غیرقابل‌تحمل تقابل مستقیم، در نهایت کدام مسیر را برخواهد گزید: پذیرش ریسک یک جنگ ویرانگر منطقه‌ای، یا تن دادن به سازش و پذیرش ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در نظم جدید ژئوپلیتیک./حسن حمزه

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3👎1
آمریکا و اسرائیل باید از تاریخ کهن ایران درس عبرت بیاموزند

جان لیمبرت، دیپلمات بازنشسته و تحلیلگر، در پایگاه رسپانسیبل استیت‌کرفت استدلال می‌کند که دونالد ترامپ نخستین رهبر خارجی نیست که در رویارویی با ایران دچار اشتباه محاسباتی شده است. بر اساس روایت این کارشناس، دست‌کم چهار تن از امپراتوران و سرداران نامدار روم باستان به دلیل غرور و ناآگاهی، لشکرکشی‌های فاجعه‌باری را علیه امپراتوری ایران پایه‌ریزی کردند.

وی در این راستا به سرنوشت «کراسوس» اشاره می‌کند که با نادیده گرفتن توصیه‌های متحدانش و ناآشنایی با راهبردها، شکست سنگینی در نبرد حران متحمل شد. همچنین «مارک آنتونی» در سودای انتقام، گرفتار سرمای سخت زمستان شد و جان ۳۰ هزار سرباز رومی را به باد داد. در ادامه نیز به «والرین» پرداخته می‌شود که با دست‌کم گرفتن قدرت ایران و تخمین اشتباه توان نظامی روم، به اسارت شاپور اول، پادشاه ساسانی درآمد تا به نمادی تاریخی از مقاومت ایران تبدیل شود.

در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده با رویکردی تطبیقی، به تبیین خطرات ناشی از توهم «تغییر رژیم» پرداخته و ماجرای لشکرکشی «ژولیان» را به عنوان شاهدی تاریخی مطرح می‌سازد.

به گفته لیمبرت، این امپراتور رومی با فریب وعده‌های یک شاهزاده تبعیدی ایرانی که دهه‌ها در خارج از کشور زندگی کرده بود، به امید فروپاشی مقاومت داخلی به ایران حمله کرد، اما شهرها به پادشاه خود وفادار ماندند و ژولیان جانش را در این مسیر از دست داد.

این تحلیلگر در نهایت نتیجه‌گیری می‌کند که سرنوشت شوم این چهار رهبر رومی باید درس عبرتی برای سیاستمداران امروزی آمریکا و اسرائیل باشد. به اعتقاد وی، این رهبران با ادعای نبوغ نظامی یا تسلط بر تاریخ، همچنان در حال تکرار همان اشتباهات مرگبار پیشینیان خود هستند و با نادیده گرفتن واقعیات، در همان مسیرهای فاجعه‌بار گام برمی‌دارند.

منبع:
https://responsiblestatecraft.org/lessons-iran-war/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی و مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، در واکنش به تحولات اخیر تنگه هرمز، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس تحلیلی ارائه کرده است که بر نقش بی‌بدیل جغرافیای سیاسی در بازار انرژی تاکید دارد.

وی در این ارزیابی با اشاره به اینکه هیچ راهکار ضرب‌الاجلی برای دور زدن تنگه هرمز وجود ندارد، تصریح می‌کند که هیچ‌یک از گزینه‌های جایگزین مطرح‌شده نمی‌توانند بر واقعیت‌های سرسخت جغرافیایی غلبه کنند.

سیترینوویچ در تشریح پیامدهای چنین چالشی استدلال می‌کند که اگر ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند و هم‌زمان، انصارالله نیز روند عبور و مرور در باب‌المندب را مختل سازند، پیامد عملی چنین سناریویی این خواهد بود که انتقال حجم عظیمی از نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) خلیج فارس به بازارهای آسیایی با تاخیرهای طولانی و غیرمنطقی مواجه خواهد شد.

او تاکید دارد که زیرساخت‌ها و مسیرهای جایگزین موجود، به هیچ‌وجه گنجایش و ظرفیت جبرانِ خلأ این شاهراه‌های حیاتی دریایی را ندارند.

این تحلیلگر ارشد اسرائیلی در پایان یادداشت خود نتیجه می‌گیرد که عنصر «جغرافیا» همچنان به عنوان تعیین‌کننده‌ترین متغیر راهبردی در این معادلات پابرجا است؛ واقعیتی که هم تهران و هم بازارهای جهانی انرژی به خوبی به آن واقف‌اند.

منبع:
https://x.com/i/status/2076190787197448355

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏1
لورا لومر، فعال سیاسی و چهره رسانه‌ای جریان راست‌گرای افراطی در آمریکا، در تحلیل و ادعاهایی که مشروح آن در روزنامه عبری‌زبان «معاریو» بازتاب یافته است، مرگ ناگهانی سناتور جمهوری‌خواه، لیندزی گراهام را مشکوک دانسته و فرضیه ترور بیولوژیک (مسمومیت) وی توسط مسکو را مطرح کرده است.

بنا بر ادعاهای مطرح‌شده در این گزارش رسانه‌ای، فوت غیرمنتظره این سناتور ۷۱ ساله بر اثر آنچه «بیماری کوتاه و ناگهانی» عنوان شده، نیازمند تحقیقاتی جامع است؛ چرا که این رویداد تنها یک روز پس از سفر حساس وی به کی‌یف و دیدار با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین رخ داده است. سفری که گراهام طی آن با صراحت از توافقات جدید با کاخ سفید برای پیشبرد قوانین سخت‌گیرانه‌تر و تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه خریداران نفت روسیه پرده برداشته بود.

از سوی دیگر و در تبیین بیشتر زمینه‌های ژئوپلیتیک و احتمالی این رویداد، رسانه مذکور به نقل از این چهره آمریکایی تلاش دارد تا این رخداد را به تحولات اخیر منطقه‌ای و هم‌گرایی‌های بین‌المللی پیوند دهد. این گزارش با اشاره به حضور هیئت عالی‌رتبه روسی به سرپرستی دیمیتری مدودف در مراسم تشییع پیکر رهبر ایران در تهران، می‌کوشد تا مواضع ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی مطرح‌شده در این مراسم را به عنوان نشانه‌ای از تهدیدات بالقوه علیه مقاماتی نظیر دونالد ترامپ و شخص سناتور گراهام بازنمایی کند؛ روایتی رسانه‌ای که تأیید شبکه «ان‌بی‌سی» مبنی بر فقدان هرگونه علائم هشداردهنده پیشین در پرونده پزشکی و وضعیت سلامتی این سناتور، به آن دامن زده و ابعاد معمای مرگ وی را در فضای تحلیلی عمیق‌تر کرده است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1343484

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
کانال 12 اسرائیل در گزارشی به بررسی ابعاد فنی و راهبردی استارتاپ نظامی جدیدی به نام «اسکاپنیون» (Skapion) پرداخته است که پس از جذب ۳۶ میلیون دلار سرمایه، در حال توسعه سامانه پدافندی نوینی با هدف مقابله با انبوه پهپادهای انتحاری است.

بر اساس این تحلیل، مدیران این شرکت که از طراحان ارشد سامانه‌هایی چون «گنبد آهنین» بوده‌اند، بر این باورند که تهدیدات پهپادی فعلی تنها نوک کوه یخ بوده و میدان‌های نبرد در آینده‌ای نزدیک شاهد حملات هماهنگ صدها و هزاران پهپاد در آن واحد خواهند بود.

از این رو، هدف راهبردی این پروژه، کاهش چشمگیر هزینه هر رهگیری به کمتر از ۱۰ هزار دلار است تا بتواند در برابر تاکتیک‌های اشباع‌سازی شبکه‌ای که در عملیات‌های اخیر هزینه‌های هنگفت میلیارد دلاری (نظیر هزینه ۷ میلیارد دلاری ائتلاف برای مقابله با عملیات پهپادی آوریل ۲۰۲۴ ایران) بر سیستم‌های پدافندی تحمیل کرده‌اند، تاب‌آوری اقتصادی و عملیاتی لازم را فراهم آورد.

افزون بر این، در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی تاکید شده است که معماری فنی سامانه مذکور، برخلاف رویه‌های سنتی که صرفاً بر ارتقای سیستم‌های ضدتک‌هدفه متمرکز بودند، از پایه برای مقابله با امواج حملات اشباعی و پهپادهای رادارگریز طراحی شده است.

به نقل از مدیرعامل این استارتاپ، سامانه‌های پدافندی کارآمد در نسل آینده باید توانایی رهگیری پهپادهای «تاریک» (پرنده‌های بدون سیستم ناوبری GPS و فاقد سیگنال‌های ارتباطی) با سرعت‌های بسیار بالا (تا ۵۰۰ کیلومتر بر ساعت) را داشته باشند.

در نهایت، این تحلیل تصریح می‌کند که با توجه به ضعف‌های بنیادین آشکار شده در اتمام سریع مهمات پدافندی طی تقابل‌های اخیر، شرکت سازنده، قابلیت تولید انبوه ارزان (حداقل ۱۰ هزار واحد در سال) و بهره‌گیری از زنجیره تامین چندملیتی بدون گلوگاه را به عنوان پیش‌شرط طراحی خود لحاظ کرده است تا در صورت عملیاتی شدن تا سال ۲۰۲۷، پاسخی جامع به چالش‌برانگیزترین تهدید هوافضای نوین ارائه دهد.

منبع:

https://www.mako.co.il/news-military/2026_q3/Article-dce7a286aed4f91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
😱1
اسرائیل هیوم در گزارشی اختصاصی عنوان می‌کند که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، پس از یک دوره کوتاه دیپلماسی و اتخاذ رویکردی محتاطانه، اکنون صبر خود را از دست داده و با کنار گذاشتن ملاحظات قبلی، به کارزار نظامی علیه ایران پیوسته‌اند.

این رسانه به نقل از دو مقام دیپلماتیک از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس عنوان کرد که این دولت‌ها در پیام واحدی که اواخر هفته به واشنگتن ارسال کردند، حمایت کامل خود را از ازسرگیری حملات نظامی ابراز داشته و به موضع بنیادین خود مبنی بر لزوم رفع تهدیدات ایران از طریق توسل به زور بازگشته‌اند.

این روزنامه به نقل از منابع خود می‌افزاید که انگیزه اصلی این تغییر رویه بی‌سابقه، خشم شدید این کشورها از حملات موشکی و پهپادی اخیر ایران به خاک آن‌ها بوده است.

در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی، اشاره شده است که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس طی ۴۸ ساعت گذشته به مشارکت‌کنندگان فعال در عملیات‌های تهاجمی علیه ایران تبدیل شده‌اند، هرچند که گستره این مداخله تاکنون محدود بوده است.

نکته جدیدی که این رسانه به آن می‌پردازد، چرخش موضع چشمگیر قطر است؛ کشوری که پیش‌تر نقش میانجی‌گرانه فعالی ایفا می‌کرد و حتی مانع از شکل‌گیری موضعی یکپارچه در خلیج فارس علیه تهران می‌شد، اما بلافاصله پس از هدف قرار گرفتن تأسیسات گاز طبیعی‌اش، مخالفت‌های خود را پس گرفته و چراغ سبز نشان داده است.

بر اساس گزارش این نشریه، دوحه همچنین تلاش‌های پیشین خود برای آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران را متوقف کرده است که این امر نشان‌دهنده یک تغییر جدی در مناسبات امنیتی منطقه است.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/07/13/exclusive-qatar-gives-green-light-as-gulf-states-join-strikes-on-iran/


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
😨1
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر و کارشناس مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات (پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و پژوهشگر غیرمقیم شورای آتلانتیک) در گفتگویی با بکی اندرسون در شبکه سی‌ان‌ان درباره تازه‌ترین تشدید تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران به نکات زیر اشاره کرد:

نخست: اگر ترامپ مصمم است تا آزادی ناوبری در تنگه هرمز را با توسل به زور تضمین کند، در نهایت با یک واقعیت اساسی روبرو خواهد شد: بسیار بعید است که ایران داوطلبانه از کنترل خود بر این تنگه دست بکشد. هرگونه تلاش برای ایجاد تغییر اساسی در توازن نظامی، احتمالاً نیازمند عملیات علیه مواضع ایران در امتداد نوار ساحلی این کشور در تنگه هرمز خواهد بود؛ اقدامی که بسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر از حملات تنبیهی یا عملیات‌های محدود دریایی است.

دوم: به نظر می‌رسد تبادل آتش و درگیری‌های فعلی هنوز در چارچوب مرزهای نسبتاً محدودی در جریان است. با این حال، هرچه چرخه اقدامات تلافی‌جویانه طولانی‌تر شود، خطر محاسبه غلط و تشدید ناخواسته تنش‌ها افزایش می‌یابد؛ حتی اگر نه واشنگتن و نه تهران فعالانه به دنبال آغاز یک جنگ تمام‌عیار دیگر نباشند.

سوم: پیشنهاد ترامپ مبنی بر اینکه کشتی‌های تجاری باید هزینه حفاظت آمریکا در تنگه هرمز را بپردازند، پرسش‌های دشواری را به وجود می‌آورد. واشنگتن مدت‌هاست که هرگونه تلاش ایران برای تحمیل هزینه یا شروط مختلف بر ناوبری بین‌المللی را مورد انتقاد قرار داده است. درخواست از کشتی‌های تجاری برای پرداخت هزینه عبور، خطر ایجاد یک تضاد ناخوشایند با موضع دیرینه آمریکا در دفاع از آزادی ناوبری را به همراه دارد.

چهارم: جبهه انصارالله ممکن است به اندازه خود تنگه هرمز حائز اهمیت و پیامد باشد. گزارش‌ها مبنی بر اینکه انصارالله به دنبال گسترش ارتباط هوایی خود با ایران بوده‌اند و اقدام نظامی عربستان سعودی در پی آن، احتمال اقدامات تلافی‌جویانه این جریان را افزایش می‌دهد. اگر دامنه این تلافی‌جویی به ایجاد اختلال در تردد تنگه باب‌المندب کشیده شود، پیامدهای آن برای بازارهای جهانی انرژی می‌تواند با تحولات تنگه هرمز برابری کند. چنین سناریویی مستقیماً در خدمت هدف گسترده‌تر ایران در راستای افزایش فشار بر منابع جهانی انرژی و بالا بردن قیمت نفت خواهد بود.

در نهایت بعید است که اسرائیل فروپاشی دیپلماسی میان ایالات متحده و ایران را اتفاقی منفی ارزیابی کند. در عین حال، پویایی‌های کنونی نشان می‌دهد که نه واشنگتن و نه تهران هیچ‌کدام تمایل چندانی به وارد کردن مستقیم اسرائیل به این رویارویی ندارند، چرا که این امر خطر وقوع یک جنگ گسترده‌تر منطقه‌ای را به شدت افزایش می‌دهد.

منبع:
https://x.com/i/status/2076677200225464454


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

بله و ایتا:
@meshkatanalysis