مشکات اندیشه
798 subscribers
31 photos
35 videos
516 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به قلم یوئل گوزانسکی، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی و کارشناس امور کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، با اشاره به دیدارهای اخیر میان مقام‌های ارشد امارات متحده عربی و ایران، این تحرکات را نشانه آغاز شکل‌گیری نظم منطقه‌ای جدید پس از جنگ توصیف می‌کند. به باور نویسنده، ابوظبی که همچنان ایران را مهم‌ترین تهدید خارجی خود می‌داند، پس از تجربه حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکش‌ها و تأسیسات انرژی و همچنین درک محدودیت‌های حمایت نظامی آمریکا، به سمت رویکردی عمل‌گرایانه‌تر در قبال تهران حرکت کرده است.

گزارش توضیح می‌دهد که اگرچه حملات ایران در جریان جنگ موجب اتخاذ مواضع سخت‌گیرانه‌تر از سوی امارات شد، اما رهبران این کشور همزمان کانال‌های گفت‌وگو را باز نگه داشتند؛ زیرا از همان ابتدا به این جمع‌بندی رسیده بودند که واشنگتن تمایلی به یک رویارویی طولانی یا تلاش برای سرنگونی نظام ایران ندارد و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ناچار خواهند بود همچنان در همسایگی تهران زندگی کنند. از همین رو، برخی دولت‌های عربی منطقه از جمله امارات، آمریکا را به خویشتنداری و حرکت به سمت توافق با ایران تشویق کردند و حتی گزارش‌هایی درباره اقدامات اقتصادی و دیپلماتیک برای کاهش تنش میان دو طرف منتشر شد.

در ادامه این تحلیل تأکید می‌شود که دیدارهای اخیر میان مقام‌های اماراتی و ایرانی، بیش از آنکه نشانه پایان رقابت راهبردی دو کشور باشد، بیانگر تلاش مشترک برای مدیریت تنش‌ها و جلوگیری از آسیب‌های اقتصادی و امنیتی بیشتر است.

نویسنده معتقد است جنگ اخیر بار دیگر برتری نامتقارن ایران در محیط خلیج فارس و محدودیت‌های اتکای امنیتی به آمریکا را برای امارات آشکار کرد و همین مسئله ابوظبی را به سمت احیای تدریجی و محتاطانه سیاست تنش‌زدایی سوق داده است.

گزارش همچنین این روند را بخشی از گرایش گسترده‌تر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به سیاست خارجی انعطاف‌پذیر، مدیریت ریسک و حفظ کانال‌های ارتباطی با همه بازیگران منطقه‌ای می‌داند.

به ارزیابی گوزانسکی، دولت‌های عربی حوزه خلیج فارس هرچند ایران را رقیب و تهدیدی جدی تلقی می‌کنند، اما هزینه‌های تقابل مستقیم با تهران را بیش از حد سنگین می‌بینند؛ از این رو گفت‌وگو و سازوکارهای مهار بحران را به عنوان ابزار اصلی حفظ ثبات و تنظیم مناسبات منطقه‌ای برگزیده‌اند؛ روندی که می‌تواند در سال‌های آینده به احیای تدریجی نوعی تنش‌زدایی جدید میان ایران و همسایگان عرب آن منجر شود.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-columns/2026_q2/Article-9c75ea64e30ce91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
✳️قبل از جنگ می گفتند، هسته ای را بدهید (غنی سازی صفر و تعطیلی صنعت)، موشکی را بدهید، قدرت منطقه ای را بدهید، که فقط لطف کرده و شما را بمباران نکنیم.

خب حمله کردند. چه شد؟

ابتدای جنگ بیانیه تسلیم صادر کردند
از نیروهای نظامی خواستند سلاح بر زمین بگذارند
تغییر رژیم را مبنا قرار دادند
مردم را به شورش دعوت کردند
از تجزیه ایران سخن گفتند
نیروهای کردی را برای حمله تهیج کردند.
تا توانستند ترور کردند
نتیجه که نگرفتند، زیر ساخت زدند

اما اما ایران ونزوئلا نبود. آمریکا تا بحال جایی به این سفتی اجابت مزاج نکرده بود. در تاریخش هرچه جنگیده بود با کشورهای بی سلاح و دفاع بود. با گروهک های غیر رسمی.

پایگاه هایشان منهدم شد، رادارهای میلیاردلاری شان به باد رفت، متحدین عربشان زیر ضرب رفتند، تاسیسات شان تخریب شد.

دریافتند اینجا نه آنجایی است که بشود عربده بی هزینه کشید.

پس تقاضای آتش بس کردند.

الان خبری از معامله موشکی ابدا نیست.
با آوردن لبنان در تفاهم نامه، قدرت منطقه ای را به رسمیت شناختند.
معامله هسته ای را هم حواله دادیم به دو ماه دیگر که قطعا در آن غنی سازی صفر و جمع کردن تاسیسات و... نیست.

رژیم هم سرجایش است.

یک تنگه هرمز را هم از دست دادند و بعد از 500 سال ما کنترل آن را گرفتیم.

12 میلیارد هم (اگر ندهند مذاکرات هسته ای شروع نمی شود) نقدا پرداخت می کنند.


هزینه ندادیم؟
زیاد دادیم. بسیار.
چه از نظر ترور رهبران و فرماندهان، چه زیان های زیر ساخت و...

اما ایران را از یک بلای عظیم رهاندیم.

#سلمان_کدیور
@Falaakhon
2
روزنامه «معاریو» در گزارشی تحلیلی به قلم «بن کاسپیت»، تحلیل‌گر ارشد سیاسی، به بررسی دگردیسی در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به اسرائیل و پیامدهای آن برای بنیامین نتانیاهو پرداخته است.

به تعبیر این تحلیل‌گر، نتانیاهو که پیش‌تر با بهره‌برداری از ائتلاف راهبردی با واشنگتن، سرمست از دستاوردهای نظامی مورد ادعای خود در برابر محور مقاومت بود و تصور می‌کرد سیاست‌های آمریکا را در کنترل دارد، اکنون با چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ترامپ مواجه شده است؛ وضعیتی که به اعتقاد نویسنده، کابینه‌ی نتانیاهو را در شرایطی دشوار قرار داده و او را که گمان می‌کرد به دلیل نفوذ بر کاخ سفید صاحب اختیار است، اکنون به وضعیتی ناگوار و حاشیه‌ای رانده است.

در بخش دیگری از این تحلیل، بن‌کاسپیت ضمن نقد تند عملکرد نتانیاهو، تصریح می‌کند که نخست‌وزیر اسرائیل در مواجهه با پیامدهای فاجعه‌بار استراتژی خود در قبال ایران، همچنان از پذیرش مسئولیتِ شکست «پیروزی مطلق» طفره می‌رود.

نویسنده یادآور می‌شود که نتانیاهو در دوران اپوزیسیون همواره مدعی داشتنِ راهکارهای جایگزین بود، اما اکنون که خود سکان هدایت دولت را در دست دارد، در برابر انتقادها به جای پاسخگویی، با فرافکنی از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند.

این گزارش در نهایت هشدار می‌دهد که تداوم وضعیت فعلی و واکنش‌های خشم‌آلود ترامپ به رفتارهای نتانیاهو، اسرائیل را به بن‌بستی خطرناک کشانده است؛ بن‌بستی که عبور از آن، نه با سیاست‌های گذشته، بلکه تنها از طریق کناره‌گیری نتانیاهو و آغاز فرآیندی برای بازسازی ویرانه‌هایی امکان‌پذیر است که به باور نویسنده، حاصل سیاست‌های اخیر شخص نخست‌وزیر است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1333063

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
یک مقام آمریکایی در گفت‌وگو با الحدث مدعی شد که ایران برای عادی‌سازی روابط با جامعه بین‌المللی باید به‌صورت عملی توقف حمایت مالی از آنچه وی گروه‌های افراطی و «تروریسم و بی‌ثبات‌سازی منطقه» خواند را اثبات کند. به گفته وی، آمریکا در صورت تغییر رفتار تهران، آماده است با ایران به‌عنوان یک کشور عادی تعامل کند.

این مقام آمریکایی همچنین ادعا کرد که فشارهای اقتصادی و نظامی در نهایت ایران را به ارائه امتیازاتی واداشته و همین مسئله زمینه پیشرفت روند دیپلماتیک را فراهم کرده است.

وی با اشاره به روند گفت‌وگوها اظهار داشت که مذاکرات فنی و تخصصی میان تهران و واشنگتن از همین هفته آغاز خواهد شد و این پرونده از پیچیده‌ترین مذاکرات تاریخ به شمار می‌رود.

به گفته این مقام، دولت آمریکا طی روزها و هفته‌های آینده تلاش گسترده‌ای برای موفقیت مذاکرات با ایران انجام خواهد داد و با آگاهی از پیچیدگی‌های این پرونده وارد گفت‌وگوها شده است.

او در ادامه مدعی شد که دونالد ترامپ پیشبرد توافق با ایران را مشروط به توقف حمایت مالی از گروه‌های منطقه‌ای و پایان دادن به اقدامات بی‌ثبات‌کننده دانسته است.

این مقام آمریکایی همچنین تأکید کرد که یک تفاهم اولیه با ایران می‌تواند مسیر سیاست‌های تهران را تغییر دهد و در صورت نهایی شدن، توافقی شکل گیرد که بر معادلات منطقه تأثیرگذار باشد.

وی با اشاره به تحولات داخلی ایران ادعا کرد که پویایی‌های مهمی در داخل کشور در جریان است و بسیاری از ایرانیان خواهان مسیری جدید و متفاوت هستند.

او همچنین مدعی شد که جریان‌های تندرو در ایران با توافق مخالفت کرده‌اند، اما تاکنون جایگزین عملی برای حل اختلافات ارائه نداده‌اند.

به گفته این مقام آمریکایی، واشنگتن در حال بررسی ایجاد صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران است؛ طرحی که می‌تواند در صورت توافق، به بازگشت ایران به اقتصاد جهانی کمک کند.

وی افزود که امکان دسترسی ایران به دارایی‌های خود و بازگشت آن به اقتصاد جهانی نیز در چارچوب توافقات احتمالی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

این مقام آمریکایی مدعی شد که ایران در قبال توقف حمایت مالی از گروه‌های افراطی و کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند به منابع مالی خود دسترسی پیدا کند.

او همچنین ادعا کرد که پیگیری برنامه هسته‌ای طی سال‌های گذشته هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده و تغییر مسیر می‌تواند فرصت‌های اقتصادی جدیدی ایجاد کند.

در حوزه منطقه‌ای نیز وی اظهار داشت که در صورت تثبیت توافقات، طی یک تا دو هفته آینده شاهد افزایش قابل توجه تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز خواهیم بود.

این مقام آمریکایی در پایان تأکید کرد که واشنگتن مذاکرات را با «چشمانی باز» دنبال می‌کند و به‌زودی مشخص خواهد شد که آیا تفاهمات موجود قابلیت تبدیل شدن به توافقی پایدار و تأثیرگذار بر آینده منطقه را دارند یا خیر.
به گفته این مقام آمریکایی، در صورت دستیابی تهران و واشنگتن به توافق نهایی، کاهش شمار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه بخشی از مفاد توافق خواهد بود.

منبع:

https://t.me/alhadath_brk/123186

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 یک بمب‌افکن B‑52 اندکی پس از برخاستن از پایگاه نیروی هوایی ادواردز در ایالت کالیفرنیا سقوط کرد.

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2👎1
ایشون اگه استدلال داره، اگه ولایت پذیره و اگه مصلحت کشور رو می خواد
بیاد رسما در رسانه نظرش رو اعلام کنه
اتفاقی که افتاده اینه که:
یه عده که خودشون رو طرفدار ایشون می دونن؛ اولا همه ساختارهای نظام رو دارن زیر سوال می برن از سپاه بگیرید تا شعام وشورای نگهیان و قوه قضاییه- طرف مثلا انقلابی و طرفدار ایشون کانال ش تو ایتا محدود شده به قوه قضاییه میگه سرکوبگر-

دوما به هیچ عنوان اجازه نمی دن که مردم طعم پیروزی بچشن. از نظر اینها ما شکست خوردیم و بدبخت شدیم. کل دنیا داره از ایران تعریف می کنن، بعد اینها کمترین خبر مثبتی هم که میاد رو میزنن ... شیخ نعیم قاسم تشکر می کنه، همون رو تبدیل به چالش می کنن. محاصره ما شکسته شده؛ برای همون هم تیکه می ندازنن
آخه فرق شماها با اینترنشنال چیه واقعا؟ .... اون هم نمی خواد در کشور امید نسبت به آینده ایجاد بشه. مثل کاری که شما می کنید ...

واقعا فکر می کنید تفاهمی در این سطح انجام شده و رهبری خبر نداشتن؟ یا مخالف بودند؟

ای کاش تو این مملکت یه مسئولیتی به این بنده خدا می دادن تا این بازی سیاسی اینها تموم میشد.
ای کاش یاد می گرفتن که جایی که منفعت کشور و نظام هست جای بازی سیاسی و زدن قالیباف نیست.
ای کاش از مردمی که تو خیابون اومدن سواستفاده سیاسی نمی کردید

به والله قسم اگه جای قالیباف این بنده خدا رو می فرستادن مذاکره و همین متن هم بیرون میومد، اینها هیچ نقد و موضعی نداشتن ...
درد اینها درد کشور نیست، دردشون بازی های سیاسی ه خودشونه
خدا ازتون نگذره که انقلابی گری رو مصادره و سرقت کردید
👍3🤮1
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر موسسه امنیت مطالعات ملی و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی در حساب کاربری‌اش در ایکس در خصوص اختلاف نظر ترامپ و اسرائیل در مورد سیاست جدید تعامل با پرونده ایران نوشت:

واکنش آیپک و همچنین اظهارات لیندسی گراهام و دیگر چهره‌های آمریکایی، چالش اصلی اسرائیل در قبال هرگونه توافق احتمالی هسته‌ای با ایران را به‌خوبی نمایان می‌کند: در فضای سیاسی آمریکا، هیچ‌کس نمی‌تواند از سمت راست و با موضعی سختگیرانه‌تر از دونالد ترامپ علیه ایران ظاهر شود.

هر تصمیمی که ترامپ در نهایت اتخاذ کند، عملاً چارچوب سیاست آمریکا را تعیین خواهد کرد و اسرائیل نیز نمی‌تواند واقع‌بینانه امیدوار باشد که رئیس‌جمهور بعدی آن تصمیم را تغییر دهد. اگر خود ترامپ به این جمع‌بندی راهبردی برسد که نظام جمهوری اسلامی ماندگار است و دستیابی به یک توافق مذاکره‌شده با تهران از ادامه رویارویی و تنش گزینه مطلوب‌تری به شمار می‌رود، عملاً پرونده این بحث بسته خواهد شد. در چنین شرایطی بسیار بعید است که دولت‌های آینده آمریکا سیاستی به‌مراتب سختگیرانه‌تر در قبال ایران در پیش بگیرند.

این کارزار تاکنون ضعف‌ها، محدودیت‌ها و پیامدهای منفی متعددی را آشکار کرده است؛ از جمله این احتمال که به جای تضعیف ایران، به تقویت انسجام داخلی حکومت و گسترش نفوذ منطقه‌ای تهران از طریق متحدانش، از جمله حزب‌الله لبنان، منجر شود. با این حال، این نگرانی‌ها ممکن است در برابر یک واقعیت راهبردی مهم‌تر قرار گیرند: برای دولت کنونی و دولت‌های آینده اسرائیل، احتمال اجرای عملیات نظامی مشابه علیه ایران بدون برخورداری از حمایت قاطع و مستقیم آمریکا به شکل چشمگیری کاهش یافته است.

برای اسرائیل که در حوزه‌های نظامی، دیپلماتیک، اطلاعاتی و اقتصادی به ایالات متحده وابستگی گسترده‌ای دارد، چنین وضعیتی یک عقب‌گرد راهبردی قابل توجه محسوب می‌شود. اگرچه رهبران اسرائیل بارها بر توانایی این کشور برای اقدام مستقل علیه ایران تأکید کرده‌اند، اما واقعیت این است که مهار، محدودسازی یا وارد کردن ضربه‌ای مؤثر و پایدار به توانمندی‌های ایران بدون حمایت جدی آمریکا، در عمل تقریباً غیرممکن است.

از این منظر، یکی از مهم‌ترین پیامدهای شکست این کارزار می‌تواند کاهش چشمگیر آزادی عمل اسرائیل در مواجهه با ایران در سال‌های آینده باشد؛ وضعیتی که ممکن است موازنه راهبردی میان تهران، تل‌آویو و واشنگتن را به شکلی پایدار تحت تأثیر قرار دهد.

منبع:
https://x.com/i/status/2067677790716166198

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3💩1
آیا ارزشش را داشت؟

مکس بوت، مورخ، تحلیلگر سیاست خارجی و عضو ارشد مطالعات امنیت ملی در اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، در تحلیل اخیر خود با بررسی پیامدهای جنگ دولت ترامپ با ایران استدلال می‌کند که علی‌رغم ادعای پیروزی از سوی کاخ سفید، این درگیری نظامی به هیچ وجه ارزش هزینه‌های هنگفت پرداخت شده را نداشته است.

این کارشناس ارشد با اشاره به پایان جنگ از طریق امضای یک یادداشت تفاهم (MOU)، خاطرنشان می‌سازد که این توافق در عمل به منزله یک دستاورد اقتصادی برای تهران است، زیرا لغو تحریم‌ها، دسترسی به دارایی‌های مسدود شده و یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری را برای ایران به همراه دارد.

وی در ادامه با تشریح هزینه‌های سنگین این رویارویی، تصریح می‌کند که علاوه بر تلفات انسانی شامل کشته شدن ۱۳ نیروی آمریکایی، بیش از ۳۳۷۵ ایرانی و هزاران نفر دیگر در لبنان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، این جنگ ضربه مهلکی به اقتصاد جهانی و آمریکا وارد کرده است.

به گفته وی، جنگ تاکنون حدود ۱۳۲ میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان و مصرف‌کنندگان آمریکایی هزینه در بر داشته، موجب جهش قیمت بنزین و کود شیمیایی شده و بانک جهانی را ناگزیر ساخته تا پیش‌بینی رشد اقتصاد جهانی را به پایین‌ترین سطح از زمان همه‌گیری کرونا، یعنی ۲.۵ درصد کاهش دهد.

در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده با پرداختن به خسارات چشمگیر نظامی و استراتژیک ایالات متحده، تأکید می‌ورزد که درخواست بودجه تکمیلی ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون تنها بخش کوچکی از هزینه‌های واقعی است؛ چرا که جبران خسارات وارده به ۲۰ پایگاه آمریکایی، ۴۲ فروند هواپیمای نظامی و جایگزینی نیمی از ذخایر موشک‌های پاتریوت و هزاران موشک تاماهاوک، سال‌ها زمان برده و آمادگی واشنگتن را در برابر چین یا روسیه به شدت کاهش می‌دهد.

این تحلیلگر برجسته اذعان می‌دارد که اگرچه بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای و زیرساخت‌های ایران در این حملات آسیب دید و برآورد می‌شود بازسازی آن به ۳۰۰ میلیارد دلار نیاز داشته باشد، اما تهران با استفاده از سلاح جدید اقتصادی خود و مسدود کردن تنگه هرمز، جهان را در یک بحران انرژی فرو برد و ترامپ را مجبور ساخت تا بدون دستیابی به اهدافی چون تغییر نظام یا نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، به جنگ پایان دهد.

در نهایت، مکس بوت نتیجه‌گیری می‌کند که این توافق نه تنها اصل آزادی ناوبری را با دادن اختیار اخذ عوارض در تنگه هرمز به ایران به خطر انداخته، بلکه با جسورتر ساختن تهران و فراهم کردن منابع مالی برای بازسازی اقتصاد و ارتش، شکست سنگینی را برای دونالد ترامپ رقم زده است که به سختی می‌تواند آن را در قالب یک پیروزی توجیه کند.

منبع:

https://www.cfr.org/articles/was-it-worth-it-the-true-cost-of-trumps-iran-war

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، در حساب کاربری‌اش در ایکس در خصوص تحولات اخیر لبنان مدعی شد که این رویداد بار دیگر شکست و ناکارآمدی سیاست‌های اسرائیل در قبال ایران را نمایان کرده است. وی با اشاره به پیوند خوردن پرونده لبنان با تفاهمات میان تهران و واشنگتن، اظهار داشت که دیگر امکان تفکیک این دو موضوع از یکدیگر وجود ندارد و هرگونه تلاش اسرائیل برای جداسازی آن‌ها می‌تواند موقعیت این رژیم را در برابر دولت آمریکا تضعیف کند.

به گفته وی، پرسش اصلی در شرایط کنونی این است که هدف از اقدامات اخیر در لبنان چیست و آیا این تحرکات با هدف ایجاد مانع در مسیر توافق احتمالی میان آمریکا و ایران صورت می‌گیرد یا خیر. سیترینوویچ بر این باور است که چنین رویکردی ناشی از درک نادرست از سیاست‌های دونالد ترامپ است؛ چراکه رئیس‌جمهور آمریکا تمایلی به ورود به جنگی جدید ندارد و احتمالاً تمامی تلاش خود را برای دستیابی به یک توافق نهایی با ایران به کار خواهد بست.

وی همچنین با اشاره به دیدار محمدباقر قالیباف و جی‌دی ونس در سوئیس، این ملاقات را نشانه‌ای از اهمیت روزافزون کانال دیپلماتیک در روابط تهران و واشنگتن دانست و تأکید کرد که اسرائیل به‌جای مقابله آشکار با روند مذاکرات، باید تلاش کند از درون بر آن تأثیر بگذارد و در پرونده هسته‌ای با دولت آمریکا همکاری کند. از نگاه او، مخالفت علنی با توافق احتمالی نه‌تنها نتیجه‌بخش نخواهد بود، بلکه می‌تواند قدرت تأثیرگذاری اسرائیل بر مسائل کلیدی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را نیز کاهش دهد.

سیترینوویچ در بخش دیگری از اظهارات خود با پرداختن به وضعیت لبنان، توصیه کرد که اسرائیل گفت‌وگوهای خود با دولت لبنان را برای آماده‌سازی زمینه یک عقب‌نشینی احتمالی در آینده نزدیک تسریع کند. وی خاطرنشان کرد که ارتش اسرائیل نمی‌تواند برای مدت نامحدود در مواضع کنونی خود باقی بماند و در نهایت، دستیابی به یک راه‌حل پایدار در لبنان مستلزم ترکیب اقدامات امنیتی با یک مسیر سیاسی و دیپلماتیک خواهد بود، زیرا این بحران صرفاً از طریق ابزار نظامی قابل حل نیست.

منبع:
https://x.com/i/status/2068605816253370857

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
بر اساس نتایج نظرسنجی مشترک دانشگاه عبری و مؤسسه «اگام» که میان ۳۶۴۴ اسرائیلی بالای ۱۷ سال و در فاصله ۱۷ تا ۲۰ ژوئن انجام شده است، بخش قابل توجهی از افکار عمومی اسرائیل ارزیابی مثبتی از پیامدهای جنگ اخیر علیه ایران ندارد.

یافته‌های این نظرسنجی نشان می‌دهد که ۹۲ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقدند ایران از این جنگ به‌عنوان طرف پیروز خارج شده است. همچنین ۸۳ درصد بر این باورند که این درگیری در بلندمدت به تضعیف امنیت اسرائیل منجر شده و ۸۶ درصد نیز پیامدهای کلی جنگ را برای اسرائیل منفی ارزیابی کرده‌اند؛ موضوعی که بیانگر شکاف قابل توجه میان روایت رسمی دولت و برداشت عمومی جامعه اسرائیل از نتایج این جنگ است.

این نظرسنجی همچنین حاکی از آن است که اکثریت پاسخ‌دهندگان نسبت به ادعاهای بنیامین نتانیاهو درباره دستاوردهای راهبردی جنگ و رفع تهدیدهای موجودیتی علیه اسرائیل تردید دارند؛ به‌گونه‌ای که ۷۳ درصد اعلام کرده‌اند این ادعاها را باور نمی‌کنند.

در همین حال، ۸۸ درصد معتقدند اسرائیل یا در دستیابی به اهداف اعلام‌شده خود ناکام مانده یا تنها بخشی از آنها را محقق کرده است.

ارزیابی عملکرد نخست‌وزیر اسرائیل نیز چندان مثبت نبوده و ۵۶ درصد از شرکت‌کنندگان، نحوه مدیریت جنگ از سوی نتانیاهو را «ضعیف» یا «ناموفق» توصیف کرده‌اند؛ ارزیابی‌ای که نشان‌دهنده افزایش انتقادها از عملکرد سیاسی و امنیتی دولت در پی این جنگ است.

منبع:
https://www.i24news.tv/en/news/israel/politics/artc-92-of-israelis-believe-that-iran-emerged-victorious-from-the-war-new-poll?utm_source=chatgpt.com

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2🤮1
در تحلیلی جامع که توسط «امانی جمال»، رئیس دانشکده روابط بین‌الملل دانشگاه پرینستون و «مایکل روبنز» مدیر شبکه «بارومتر عربی» در مجله معتبر «فارن افرز» (آوریل ۲۰۲۶) منتشر شده است، چنین استدلال می‌شود که ایالات متحده آمریکا در پی حمایت‌های همه‌جانبه از ویرانی غزه و تحمیل جنگی تازه به جمهوری اسلامی ایران، هژمونی و اعتبار خود را در جهان عرب برای همیشه از دست داده است.

نویسندگان این گزارش با استناد به نظرسنجی‌های گسترده پس از عملیات هفتم اکتبر، تاکید می‌کنند که افکار عمومی منطقه به شکلی بی‌سابقه از نظم آمریکایی رویگردان شده و اکنون به قدرت‌هایی نظیر چین، روسیه و ایران گرایش پیدا کرده‌اند.

این چرخش راهبردی نه صرفاً به دلیل جذابیت مدل حکمرانی این کشورها، بلکه ناشی از استانداردهای دوگانه واشنگتن، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و انحطاط اخلاقی در حمایت مطلق از رژیم صهیونیستی است.

در این میان، نکته شایان توجه آن است که به‌رغم فضاسازی‌های پیشین پیرامون نفوذ منطقه‌ای و برنامه هسته‌ای ایران، ایستادگی قاطع تهران در برابر اشغالگری و به‌ویژه شهادت آیت‌الله خامنه‌ای در پی حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در فوریه ۲۰۲۶، موجی از همبستگی و محبوبیت بی‌سابقه را برای سیاست‌های منطقه‌ای ایران در میان ملت‌های عرب به همراه داشته است.

بر اساس یافته‌های این گزارش و با تکیه بر آمار مستدل، کارشناسان مذکور هشدار می‌دهند که استمرار این رویکرد ظالمانه، تصویر واشنگتن را به عنوان یک میانجی‌گر به طور کامل نابود کرده و ناکارآمدی نهادهایی همچون سازمان ملل را در چشم اعراب به اثبات رسانده است. این انزجار عمومی تا حدی است که دولت‌های محافظه‌کار و اقتدارگرای عربی، از بیم خشم ملت‌های خود، همکاری علنی با آمریکا را خطری بزرگ می‌پندارند و در حال تغییر رویکرد اقتصادی و نظامی خود به سمت ائتلاف‌های شرقی و بررسی خروج سرمایه‌هایشان از نهادهای غربی هستند.

تحلیلگران «فارن افرز» در نهایت نتیجه‌گیری می‌کنند که تنها راه نجات واشنگتن از این انزوای قطعی، پایان دادن فوری به جنگ در ایران، اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی برای احقاق حقوق حقه فلسطینیان و اجرای بدون تبعیض قوانین بین‌المللی است؛ همان‌گونه که اقدام نمادین فرانسه در به رسمیت شناختن کشور فلسطین در اواخر سال ۲۰۲۵، توانست تا حدودی وجهه تخریب‌شده پاریس را در میان افکار عمومی جهان عرب ترمیم کند.

منبع:
https://www.arabbarometer.org/ar/media-news/%D8%A3%D9%85%D8%B1%D9%8A%D9%83%D8%A7-%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2💩1
گزارشگران نظامی و اطلاعاتی شبکه خبری «سی‌ان‌ان» در تازه‌ترین گزارش اختصاصی خود، با استناد به اظهارات تکان‌دهنده خلبان جنگنده اف-۱۵ آمریکا که فروردین‌ماه سال جاری در آسمان ایران سرنگون شد به روایت سردرگمی مجامع اطلاعاتی واشنگتن در برابر پیشرفت‌های پهپادی تهران پرداخته‌اند.

بر اساس این گزارش، خلبان آمریکایی پس از نجات توسط نیروهای ویژه، در جلسات توجیهی اذعان کرده است که پیش از خروج اضطراری با آرایشی بهت‌آور از پهپادهای ایرانی مواجه شده که همچون یک «عروس دریایی» و به شکل یک «میدان مین هوایی» به‌صورت یکپارچه و هماهنگ در آسمان حرکت می‌کردند.

سی‌ان‌ان به نقل از منابع مطلع می‌افزاید که هرچند نهادهای اطلاعاتی آمریکا با طرح بهانه‌هایی چون ضربه‌مغزی شدن خلبان در حین سانحه و سوابق قبلی او در هدف قرار گرفتن توسط آتش خودی (نیروهای کویتی)، سعی در تشکیک در این مشاهدات دارند؛ اما شواهد اولیه نشان می‌دهد که همین آرایش پیچیده و هوشمند پهپادی، عامل اصلی رهگیری و انهدام این جنگنده پیشرفته و همچنین سقوط یک فروند هواپیمای تهاجمی اِی-۱۰ (A-10) دیگر در جریان عملیات جستجو و نجات بوده است.

«ایما بیتس»، کارشناس جنگ‌های پهپادی و بنیان‌گذار مؤسسه دفاعی «کاچای» نیز در بخش دیگری از این گزارش، ضمن تایید تلویحی ناکارآمدی پدافند فعلی در برابر این تهدیدات، تصریح کرده است که ایالات متحده برای محافظت از خود در برابر چنین شبکه منسجم و مرگباری باید هزینه‌های جانی و مالی هنگفتی بپردازد.

به گفته وی و ارزیابی سایر منابع امنیتی، دستیابی ایران به فناوری پیشرفته «شبکه‌سازی متداخل یک‌به‌چند» (One-to-many meshed networking) -که گمان می‌رود با همکاری روسیه و چین توسعه یافته باشد- به یک اپراتور اجازه می‌دهد تا ده‌ها پهپاد را به صورت همزمان هدایت کرده و در صورت ناکامی موج اول حمله، با استفاده از پهپادهای جایگزینِ حاضر در شبکه، هدف را نابود کند.

این شبکه خبری در پایان نتیجه می‌گیرد که رونمایی از این سطح خیره‌کننده از جنگ‌افزارهای بدون سرنشین، آن هم در آستانه آتش‌بس ۶۰ روزه و آغاز مذاکرات مرتبط با برنامه هسته‌ای، فراتر از یک دستاورد نظامی، به اهرم فشار قدرتمندی برای تهران تبدیل شده است که به شدت مایه نگرانی واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن است.


منبع:
https://arabic.cnn.com/middle-east/article/2026/06/23/exclusive-downed-us-pilot-reported-seeing-iranian-drones-jellyfish

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
🔥2💩1
بیانیه مشترک آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس، پرده از سیاست جدید و هوشمندانه ائتلاف غربی-عربی در قبال ایران برمی‌دارد:
«توقف هسته‌ای در مرکز و خلع سلاح در پیرامون».

محتوای بیانیه بیشتر بر ما تاکید می‌کند که تفاهم‌نامه اخیر میان دوطرف یک صلح واقعی نیست، بلکه یک «آتش‌بس موقت و تاکتیکی» است.

در واقع استراتژی جدید این است که به جای جنگ نظامی با ایران، اقتصاد کشور را با وعده گشایش‌های قطره‌چکانی و شرطی، همچنان گروگان نگه دارند. آن‌ها می‌خواهند با فریز کردن برنامه هسته‌ای، زمان بخرند تا با خیالی آسوده به سراغ مهار سایر ابزارهای قدرت ایران، یعنی توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای بروند و هرگونه تجارت با ایران را به عقب‌نشینی تهران در این حوزه‌ها مشروط کنند.

در سطح منطقه‌ای، این بیانیه نشان می‌دهد که ابزار اصلی آمریکا و اعراب برای مقابله با ایران تغییر کرده و آن‌ها اکنون از «پول و دیپلماسی به جای جنگ» برای انزوای تهران استفاده می‌کنند. سیاست جدید در قبال محور مقاومت بسیار روشن است: آن‌ها قصد دارند با استفاده از ثروت کلان عربی، متحدان ایران را بخرند و جدا کنند. پیشنهاد بازسازی غزه و صلح در لبنان به «خلع سلاح کامل» حماس و حزب‌الله گره خورده است و همزمان در تلاشند تا با ایستادگی در برابر کنترل ایران بر تنگه هرمز، مهم‌ترین اهرم فشار اقتصادی و دریایی تهران را خنثی کنند. در واقع، هدف آن‌ها تبدیل بازوهای نظامی ایران به نهادهای صرفاً سیاسی و بی‌خطر است.

در نهایت، پیام روشن این سند این است که معماری امنیتی خاورمیانه وارد فاز خطرناک‌تری برای دیپلماسی ایران شده است؛ نظمی که در آن «سرمایه عربی» زیر «چتر امنیتی آمریکا»، تلاش می‌کند رفاه اقتصادی را به عنوان رقیبی برای دکترین مقاومت مطرح کند. این سیاست جدید، ایران را بر سر یک دوراهی و معمای استراتژیک سخت قرار می‌دهد: تهران یا باید در ازای گشایش‌های محدود اقتصادی، تن به از دست دادن گام‌به‌گام عمق استراتژیک و متحدان خود در منطقه بدهد و یا برای حفظ این شبکه بازدارندگی، هزینه‌ها و فشارهای فزاینده این محاصره هوشمند اقتصادی را در داخل تحمل کند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍31👎1
فیویان نیریم، خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز در شبه‌جزیره عربستان در تحلیل جامع خود در این نشریه، گزارش می‌دهد که جنگ سه‌ماهه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران، خسارات اقتصادی هنگفتی بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار برای کشورهای حاشیه خلیج فارس به همراه داشته و ناکارآمدی مدل امنیتی چهار دهه‌ای متکی بر چتر حمایتی آمریکا را به اثبات رسانده است.

بر اساس این ارزیابی، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه به جای تامین امنیت، به اهدافی برای حملات موشکی و پهپادی ایران تبدیل شدند و احساس امنیت دیرینه در شهرهایی چون دبی و دوحه را با تجربیات بی‌سابقه‌ای از انفجارها، بسته شدن مدارس و تلفات جانی جایگزین کردند.

این کارشناس خاطرنشان می‌سازد که این بحران، کشورهای عربی را وادار کرده است تا اولویت‌های خود را از پروژه‌های بلندپروازانه توسعه‌محور به سمت افزایش بی‌سابقه هزینه‌های نظامی و تسلیحاتی تغییر دهند و در عین حال، شکاف‌های داخلی میان آن‌ها را عمیق‌تر کرده است؛ به طوری که امارات به اتحاد با واشنگتن و تل‌آویو روی آورد، قطر نقش میانجی را ایفا کرد و عربستان سعودی کوشید تا کانال‌های ارتباطی خود را با همه طرف‌ها باز نگه دارد.

از سوی دیگر، مسدود شدن عملی تنگه هرمز در جریان این درگیری‌ها، این کشورها را به جستجوی استراتژی‌های جدید و مسیرهای جایگزین وادار ساخته و کشورهایی نظیر عمان را به قطب‌های جدید لجستیکی برای دور زدن این آبراه راهبردی تبدیل کرده است.

این تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در بخش دوم ارزیابی خود تصریح می‌کند که به‌رغم قدردانی‌های علنی رهبران خلیج فارس از دولت دونالد ترامپ برای پایان دادن به درگیری‌ها، مقامات این کشورها در خفا نسبت به توافق در حال شکل‌گیری میان واشنگتن و تهران به شدت احساس سرخوردگی و ناامیدی می‌کنند.

وی استدلال می‌کند که توافق مذکور به دغدغه‌های امنیتی اصلی اعراب، نظیر زرادخانه موشکی، توان پهپادی و نفوذ منطقه‌ای ایران، توجهی نکرده و با لغو موقت تحریم‌های نفتی، به تقویت بیش از پیش جایگاه اقتصادی و منطقه‌ای تهران منجر خواهد شد.

افزون بر این، ایده مطرح شده از سوی مقاماتی نظیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، مبنی بر مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس در یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران، با واکنش سرد و مخالفت این کشورها مواجه شده است، چرا که آن‌ها معتقدند اکنون در وهله اول نیازمند تامین بودجه برای جبران خسارات و بازسازی کشورهای خود هستند.

در نهایت، این گزارش جامع نتیجه‌گیری می‌کند که با توجه به بقای ساختار سیاسی ایران و اثبات قدرت اهرم‌های فشار آن، قدرت بازدارندگی واشنگتن و متحدانش در برابر تهران به شدت کاهش یافته است و کشورهای خلیج فارس اکنون ناگزیرند برای تطبیق با این واقعیت جدید، به سمت گفت‌وگوهای مستقیم و حتی بررسی انعقاد پیمان‌های عدم تجاوز با همسایه قدرتمند خود حرکت کنند.

منبع:
https://x.com/viviannereim/status/2070456751652999282?s=20

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍31🤮1
انتقاد شدید زلاتان از تصمیمات داوری

زلاتان ابراهیموویچ، ستاره سوئدی دنیای فوتبال، از تصمیم تیم داوری دیدار ایران و مصر مبنی بر مردود اعلام کردن گل دوم تیم ملی ایران در وقت‌های تلف‌شده که پس از بازبینی صحنه توسط کمک‌داور ویدیویی (VAR) به بهانه آفساید لغو شد، به شدت انتقاد کرد.

زیر سوال رفتن اعتبار VAR

ابراهیموویچ تاکید کرد که این گل کاملاً سالم بوده و فناوری ویدیوچک با اتخاذ چنین تصمیماتی، اعتبار خود را نزد افکار عمومی از دست داده است.

اهمیت سرنوشت‌ساز تصمیمات

وی خاطرنشان کرد که لغو گلی که می‌تواند سرنوشت یک تیم را در رقابت‌های جام جهانی رقم بزند، بدون اطمینان صددرصدی و قاطعانه، به هیچ وجه توجیه‌پذیر نیست.

سرقت رویای یک ملت

این ستاره سوئدی با بیان اینکه مردود شدن این گل، میلیون‌ها ایرانی را از یک لحظه تاریخی محروم کرد، اظهار داشت: «داوران تنها یک گل را لغو نکردند، بلکه رویای یک ملت را به سرقت بردند.» او همچنین خواستار پاسخگویی و برخورد با داور وسط و مسئولان اتاق VAR شد.

حمله به سطح کیفی داوران

ابراهیموویچ در پایان با انتقاد تند از سطح داوری در مسابقات جام جهانی، تاکید کرد که بازیکنان و هواداران شایسته قضاوت‌های به مراتب بهتری هستند.

منبع:
https://www.instagram.com/p/DaFt03mjek-/?igsh=dW4wa2RnOGJncDdz

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا
@meshkatanalysis
3
اسرائیلی ها در مورد جی دی ونس چه می گویند؟


کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی تحلیلی به قلم «راتی شیلونی» به بررسی ابعاد نگران‌کننده شخصیت و سیاست‌های «جی. دی. ونس» معاون کنونی رئیس‌جمهور آمریکا، برای منافع اسرائیل پرداخته است.

این رسانه با اشاره به دوران کودکی سخت و فقر مطلق ونس در ایالت اوهایو، بیان می‌کند که وی با عبور از چالش‌های شدید خانوادگی و تحصیل در دانشگاه ییل، توانست پله‌های ترقی سیاسی را طی کرده و با وجود انتقادات تند اولیه‌اش علیه دونالد ترامپ، به متحد اصلی و در نهایت معاون او تبدیل شود.

به زعم این کارشناس، ونس که با حمایت چهره‌های رسانه‌ای منتقد اسرائیل نظیر «تاکر کارلسون» به این جایگاه رسیده، اکنون نماینده نسل جوانی از سیاستمداران آمریکایی است که به شدت از سیاست‌های انزواگرایانه و شعار «عظمت را دوباره به آمریکا برگردانیم» پیروی کرده و ارتباط با اسرائیل را یک بار مالی و سیاسی می‌دانند.

بر اساس این تحلیل، این رویکرد موجب شده تا وی در نشست اخیر سوئیس بر سر تفاهم‌نامه با ایران، موضعی کاملا مستقل اتخاذ کند که این امر در کنار پیام‌های صریح او مبنی بر پایان یافتن حمایت‌هایش از اسرائیل، زنگ خطر را در قدس اشغالی به صدا درآورده است.

در بخش دیگری از این تحلیل، شیلونی با تشریح رویکرد تقابلی تیم ونس در قبال رویه‌های جنگ‌طلبانه، مدعی است که معاون رئیس‌جمهور آمریکا نه‌تنها با عملیات نظامی طولانی‌مدت اخیر در خاورمیانه موسوم به «شیربرخواسته» مخالف بوده، بلکه منابع امنیتی بلندپایه اسرائیلی او را به کارشکنی فعال و افشای طرح‌های مخفیانه موساد (برای تغییر حکومت در ایران به کمک کردها) به «رجب طیب اردوغان»، رئیس‌جمهور ترکیه، متهم کرده‌اند؛ ادعایی که ونس آن را صرفا تلاش اسرائیل برای مقصر جلوه دادن او در ناکامی‌های جنگ می‌داند.

این گزارش در ادامه می‌افزاید که ونس در واکنش به انتقادات شدیداللحن مقامات اسرائیلی نسبت به توافق واشنگتن با تهران، با صراحت به آن‌ها یادآور شده است که یک سرزمین ۹ میلیون نفری حق وتو و تعیین تکلیف برای منافع ابرقدرت جهان را ندارد و مقامات آن نباید به تنها متحد قدرتمند خود حمله کنند.

در نهایت، گزارشگر کانال ۱۲ نتیجه‌گیری می‌کند که با توجه به خیز احتمالی جی. دی. ونس برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ و نیاز مبرم او به آرامش منطقه‌ای برای پیروزی، وی ابایی از قربانی کردن منافع اسرائیل ندارد و این چشم‌انداز که چنین فردی با رویکرد عدم تعهد به اسرائیل به زودی قدرتمندترین مرد جهان شود، به یک اضطراب و هراس عمیق برای آینده این رژیم مبدل شده است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-a5f0d49af1d0f91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:


⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا
@meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ، رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل در گفتگو با رادیو ۱۰۳ اف-ام در خصوص تحلیل رفتار ایران نسبت به وقایع اخیر در تنگه هرمز و همچنین توافق اسرائیل و لبنان عنوان کرد که:

الف) کنترل تنگه هرمز برای ایران موضوعی کاملاً راهبردی و اساسی است. ایرانی‌ها معتقدند که از این جنگ دست‌کم از منظر خودشان پیروز بیرون آمده‌اند؛ بنابراین تلاش خواهند کرد همه نفتکش‌هایی را که از تنگه عبور می‌کنند، ملزم کنند از مسیرهایی که خود تعیین کرده‌اند عبور کنند.

ب) ایران حاکمیت بر تنگه هرمز را موضوعی بسیار مهم می‌داند؛ موضوعی که از نظر اهمیت هم‌تراز با تولید موشک و حفظ توان غنی‌سازی در داخل ایران است. از این رو، این مسئله به این زودی‌ها پایان نخواهد یافت.

ج) حتی اگر آمریکا در آینده دوباره به ایران حمله کند، تا زمانی که نفتکش‌ها بدون هماهنگی برای عبور از مسیر تعیین‌شده توسط سپاه پاسداران وارد تنگه شوند، ایران به حمله به آنها ادامه خواهد داد. در نتیجه، احتمالاً شاهد چرخه‌ای از تنش و درگیری‌های تکرارشونده خواهیم بود؛ وضعیتی که دولت آمریکا را در موقعیت بسیار پیچیده‌ای قرار می‌دهد.

د) ریشه این وضعیت در یک واقعیت اساسی است: هر دو طرف خود را پیروز جنگ می‌دانند و می‌خواهند دستاوردهایشان را به طرف مقابل تحمیل کنند. ایران از مواضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و تهدیدهای ترامپ نیز تأثیر چندانی بر آن ندارد. بازدارندگی آمریکا، و شاید تا حدی بازدارندگی اسرائیل نیز، در نتیجه این جنگ به شکل قابل توجهی آسیب دیده است.

هـ) روشن است که ایران به‌شدت با توافق مربوط به لبنان مخالف است. همچنین بعید به نظر می‌رسد این توافق بتواند به اصطکاک و درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله پایان دهد؛ در نهایت نیز این وضعیت به تنش‌های تازه‌ای منجر خواهد شد که دوباره تهران را با همان معضل و دوراهی پیشین روبه‌رو می‌کند.

منبع:
https://x.com/i/status/2071222675142312426

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
پیرز مورگان در گفتگویی به بررسی ابعاد و پیامدهای تقابل نظامی ایالات متحده و اسرائیل با ایران پرداخت و نظرات دو کارشناس برجسته، یعنی اندرو بوستامانته افسر سابق عملیات مخفی سیا و پروفسور جیانگ شه‌چین استاد دانشگاه و متخصص نظریه بازی‌ها را جویا شد.

پروفسور جیانگ در این مصاحبه استدلال نمود که همان‌گونه که پیش‌تر نیز پیش‌بینی کرده بود، راهبرد براندازی و حذف سران در ایران با شکست مواجه شده است و واشنگتن در نهایت، علی‌رغم خطرات فاجعه‌بار آن، برای تحمیل یک توافق سیاسی و مهار نیروهای متحد ایران، ناگزیر به استفاده از نیروی زمینی خواهد بود. وی همچنین خاطرنشان کرد که آمریکا اکنون در یک بن‌بست ژئوپلیتیکی گرفتار شده است؛ چرا که عقب‌نشینی از این نبرد به معنای تسلط بلامنازع ایران بر خاورمیانه و در پی آن، فروپاشی اقتصادی غرب به دلیل اخلال در چرخه بازیافت دلارهای نفتی تلقی می‌گردد.

در جبهه‌ای دیگر، اندرو بوستامانته ضمن مخالفت با ایده مداخله زمینی، ابراز داشت که ورود دونالد ترامپ به این منازعه، بیش از آنکه مبتنی بر یک استراتژی بلندمدت باشد، ریشه در جستجوی وی برای یک پیروزی سیاسی سریع و البته یک «شکست اطلاعاتی» فاجعه‌بار داشته است که ناشی از اتکای کورکورانه واشنگتن به داده‌های مخدوش اطلاعاتی اسرائیل بود.

این مقام سابق امنیتی تصریح کرد که تسلط ایران بر تنگه هرمز، عملاً کارکردی معادل یک سلاح هسته‌ای و بازدارنده پیدا کرده و تهران تنها با بقای خود توانسته است ضربه‌ای بی‌سابقه به هژمونی آمریکا وارد سازد. بوستامانته با لحنی هشدارآمیز افزود که رویکرد واشنگتن و تل‌آویو در هدف قرار دادن رهبران سیاسی و نادیده انگاشتن قواعد تخاصم، هنجارها و قوانین بین‌المللی را به شدت مخدوش کرده و با از بین بردن جایگاه اخلاقی این کشورها، جهان را به عرصه‌ای بی‌نهایت ناامن‌تر برای نسل‌های آینده بدل ساخته است.

در بخش پایانی این نشست، دیدگاه‌های هر یک از حاضران درباره بحران غزه، رویکرد اسرائیل و پیامدهای ژئوپلیتیک آن به شکلی متمایز و دقیق مطرح شد.

پیرز مورگان با اشاره به تلفات ده‌ها هزار نفری و آوارگی گسترده در غزه، مواضع افراطی مقامات اسرائیلی نظیر بن‌گویر مبنی بر به آتش کشیدن لبنان را به شدت محکوم کرد.

وی استدلال نمود که توهم بنیامین نتانیاهو برای رسیدن به امنیت از طریق بمباران، در کنار بی‌اعتنایی مطلق تل‌آویو به اصل تناسب، قوانین بین‌المللی و سازمان ملل، دلیل اصلی سقوط سریع جایگاه و محبوبیت جهانی اسرائیل است.

در تایید و تکمیل این انتقادات، اندرو بوستامانته تصریح کرد که ایالات متحده و اسرائیل نقاب پیشین خود به عنوان حامیان دموکراسی، عدالت و نظم جهانی را کاملاً کنار گذاشته‌اند.

این افسر سابق سیا هشدار داد که عادی‌سازی ترور رهبران سیاسی و صدور مجوز برای اعمال خشونت‌های بی‌سابقه و کشتار در غزه، قواعد نانوشته و اخلاقی جنگ را از بین برده و با ایجاد یک رویه خطرناک برای سایر کشورها، جهان را برای نسل‌های آینده به مکانی به شدت ناپایدار و ناامن بدل ساخته است.

از سوی دیگر، پروفسور جیانگ شه‌چین با نگاهی کلان‌تر به این منازعات، این ادعا را که اقدامات اسرائیل صرفاً واکنشی به حملات هفتم اکتبر حماس است، اساساً زیر سوال برد. وی با اشاره به تهدیدات اخیر مقامات اسرائیلی علیه کشورهایی نظیر مصر و ترکیه که نقشی در آن حملات نداشتند، نتیجه‌گیری کرد که دستور کار ژئوپلیتیک بسیار گسترده‌تری در جریان است. جیانگ همچنین در طول این گفتگو استدلال کرد که شعله‌ور شدن خاورمیانه در کنار فرسایشی شدن جنگ اوکراین، در نهایت در خدمت یک نبرد بزرگتر بر سر انرژی است تا جهان را برای تامین نیازهای خود به منابع نیمکره غربی و رهبری اقتصادی آمریکا وابسته سازد.

منبع:
https://www.youtube.com/watch?v=PJUxFvPhpBQ


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1
دستاورد جنگ 1000 روزه برای اسرائیل؛ شکست در تمامی جبهه‌ها

«نیتزان شاپیر، آساف روزنزویگ و ایتام آلمادون»، تحلیلگران پایگاه خبری کانال 12 در گزارش جامع خود پیرامون ترازوی دستاوردها و ناکامی‌های جنگ هزار روزه و چندجبهه‌ای اسرائیل، در همان ابتدا بر این پیام کلیدی تأکید می‌ورزند که علی‌رغم دستاوردهای نظامی بی‌سابقه و وارد آوردن ضربات مهلک به دشمنان، بسیاری از اهداف تعیین‌شده برای این نبرد محقق نگردیده و احساس امنیت و پیروزی قاطع وعده داده شده، هنوز با واقعیت فاصله زیادی دارد.

این کارشناسان در ادامه تشریح می‌کنند که اگرچه ارتش اسرائیل توانسته است با وارد کردن آسیب جدی به ساختار نظامی حماس و بازگرداندن تمامی گروگان‌ها، کنترل ۶۰ درصد از نوار غزه را به دست گیرد، اما خلع سلاح کامل این گروه و ایجاد یک حکومت مدنی جایگزین در این منطقه هنوز محقق نشده است.

بر اساس این گزارش، جنبش حماس با حفظ حدود ۲۷ تا ۳۰ هزار نیروی رزمی، همچنان کنترل ۴۰ درصد از این باریکه را در دست داشته و به نبردهای چریکی خود ادامه می‌دهد.

در ارزیابی جبهه شمالی نیز تصریح شده است که به‌رغم ترور رهبران ارشد از جمله حسن نصرالله، ایجاد نوار امنیتی ۱۰ کیلومتری و حصول یک توافق‌نامه چارچوب تاریخی برای خروج گام‌به‌گام، حزب‌الله لبنان کماکان به عنوان یک تهدید فعال نظامی پابرجا مانده و اختلاف نظر بر سر تداوم حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان به عنوان یک چالش اساسی به قوت خود باقی است.

این تحلیلگران در بخش دوم ارزیابی خود با اشاره به تقابل مستقیم با تهران، خاطرنشان می‌سازند که عملیات‌های مشترک ایالات متحده و اسرائیل اگرچه در ظاهر موجب عقب‌گرد برنامه هسته‌ای، وارد آمدن ضربه به فرماندهان عالی‌رتبه نظامی و به چالش کشیدن دکترین «حلقه آتش» شد، اما در تحقق هدف نهایی یعنی تغییر حکومت یا نابودی کامل برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ناکام مانده است.

نویسندگان این گزارش می‌افزایند که توافق اخیر میان واشنگتن و تهران نه تنها توان موشکی ایران را از شمولیت خارج کرده، بلکه با فراهم نمودن منابع مالی، موجب تقویت نظام سیاسی ایران شده است تا بتواند راهبرد «یکپارچگی میدان‌ها» را با قدرت بیشتری علیه اسرائیل دنبال کند.

در نهایت، این گزارش نتیجه‌گیری می‌کند که به‌رغم برخی دستاوردهای تاکتیکی، سیستم امنیتی تل‌آویو تا مرز فروپاشی تحت فشار قرار دارد و رشد فزاینده احساسات ضد اسرائیلی در فضای سیاسی ایالات متحده، تداوم حمایت‌های حیاتی واشنگتن را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-aea1fa305d71f91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2💩1
خوزه لو آلوارز، پژوهشگر آمریکایی-اسرائیلی و کارشناس سیاست‌های امنیتی خاورمیانه در اندیشکده «انجمن خاورمیانه»، در تحلیل اخیر خود استدلال می‌کند که اسرائیل برای مقابله با انزوای فزاینده ژئوپلیتیک و پوشش دادن آسیب‌پذیری‌های استراتژیک خود، شبکه‌ای درهم‌تنیده از روابط نظامی، امنیتی و دیپلماتیک را در منطقه بالکان و اروپای مرکزی ایجاد کرده است.

بر اساس این گزارش، از آنجا که تل‌آویو در شرایط بحرانی و جنگ‌های چندجبهه‌ای دیگر نمی‌تواند به طور قطعی به تداوم ارسال مهمات از سوی ایالات متحده، تامین قطعات اروپایی و امنیت مسیرهای کشتیرانی مدیترانه اتکا کند، به ایجاد خطوط تولید و زنجیره تامین جایگزین روی آورده است.

وی با اشاره به تبدیل شدن صربستان به شریک اصلی دفاعی اسرائیل در بالکان، خاطرنشان می‌سازد که این روابط از قراردادهای ساده تسلیحاتی فراتر رفته و اکنون شامل تولید مشترک پهپادهای رزمی، تبادل اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و ارسال محموله‌های حیاتی مهمات از بلگراد به پایگاه‌های هوایی اسرائیل در اوج درگیری‌ها با گروه‌های تحت حمایت ایران است.

این کارشناس در ادامه ارزیابی راهبردی خود می‌افزاید که دیپلماسی تسلیحاتی اسرائیل با هدف خنثی‌سازی فشارهای بین‌المللی و مهار نفوذ رقبای منطقه‌ای، کشورهایی نظیر مجارستان، آلبانی و کوزوو را نیز در بر گرفته است.

آلوارز توضیح می‌دهد که بوداپست با بهره‌گیری از تجهیزات نظامی اسرائیل و روابط تجاری گسترده، به عنوان اهرمی برای وتوی قطعنامه‌های ضداسرائیلی در اتحادیه اروپا عمل می‌کند و در عین حال، نفوذ در کشورهای مسلمان‌نشینی چون کوزوو و آلبانی از طریق فروش تسلیحات توپخانه‌ای و تاسیس سفارت، عمق راهبردی جدیدی به این شبکه می‌بخشد.

در نهایت، این تحلیلگر نتیجه‌گیری می‌کند که هدف از شکل‌دهی به این ائتلاف‌های غیررسمی، گره زدن منافع امنیتی دولت‌های منطقه بالکان به بقای اسرائیل است تا از این طریق، ضمن تضمین تداوم تامین نیازهای نظامی خود، این جغرافیای استراتژیک را به محیطی نامساعد برای توسعه نفوذ جمهوری اسلامی ایران، تحرکات متحدان آن و همچنین هژمونی‌طلبی‌های منطقه‌ای ترکیه تبدیل کند.

منبع:
https://www.meforum.org/mef-observer/israels-balkan-network-is-a-hedge-against-geopolitical-isolation

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ، کارشناس مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات و همچنین پژوهشگر ارشد در مؤسسه مطالعات امنیت ملی و عضو غیرمقیم شورای آتلانتیک در تحلیلی در واکنش به آغاز درگیری‌ها میان ایران و آمریکا در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت که تحولات جاری، بار دیگر نشان‌دهنده عدم درک عمیق دولت ایالات متحده از رفتار راهبردی ایران است. به عقیده وی، تقلیل دادن این بحران به نزاع میان جناح‌های سیاسی در داخل ایران خطاست؛ چرا که واقعیت امر نشان می‌دهد تهران هیچ‌گونه تمایلی برای بازگشت به شرایط پیشین حاکم بر تنگه هرمز (وضعیت پیش از ۲۸ فوریه) ندارد.

این کارشناس امنیت ملی خاطرنشان می‌سازد که هرچند واشنگتن از توانمندی لازم برای افزایش سطح فشار و تنش برخوردار است، اما ایران نیز ابزارهای واکنش مؤثری در اختیار دارد. او در این راستا به قابلیت‌های تهران در ایجاد اختلال در مسیرهای کشتیرانی تنگه باب‌المندب و همچنین توانایی هدف قرار دادن زیرساخت‌های ارتباطی زیردریایی و شریان‌های تجاری منطقه اشاره می‌کند.

بر همین اساس، سیترینوویچ این پرسش بنیادین را مطرح می‌کند که با توجه به عدم تمایل ایران برای عقب‌نشینی از مواضع خود، هدف نهایی دولت آمریکا از اقدامات کنونی چیست. وی هشدار می‌دهد که پافشاری واشنگتن بر احیای وضعیت گذشته در آبراه‌های منطقه، به احتمال فراوان با واکنش متقابل و حتی تشدید اقدامات از سوی تهران مواجه خواهد شد.

عضو غیرمقیم شورای آتلانتیک در ادامه تحلیل خود تأکید می‌کند که با آغاز چرخه تصاعد بحران، مهار و توقف آن بسیار دشوار خواهد بود. وی همچنین یادآور می‌شود که با توجه به تداوم رویکرد محتاطانه دونالد ترامپ در خصوص پرهیز از اعزام نیروی زمینی، حتی یک درگیری محدود نظامی نیز می‌تواند به سرعت به یک رویارویی فراگیر تبدیل شود؛ سناریویی که دولت آمریکا ظاهراً قصد اجتناب از آن را دارد.

نویسنده ضمن اشاره به کاهش قیمت جهانی نفت در ماه‌های اخیر، متذکر می‌شود که تشدید بحران می‌تواند به اختلال جدی در تردد دریایی تنگه‌ها انجامیده و ظرفیت ایالات متحده را برای تأمین ذخایر راهبردی نفت خود با چالش جدی مواجه سازد. بر این اساس، وی نتیجه‌گیری می‌کند که در چنین تقابلی، هر دو طرف آسیب‌پذیر خواهند بود و فقدان یک راهبرد جامع و مشخص ممکن است واشنگتن را ناخواسته به یک درگیری فرسایشی بکشاند که مطلوب این کشور نیست.

در بخش پایانی، سیترینوویچ تصریح می‌کند که افزایش فشارهای نظامی نه تنها به بازگشایی آبراه‌ها یا بازگشت به شرایط پیش از بحران منجر نخواهد شد، بلکه ممکن است در عمل به مسدود شدن این مسیرها و تشدید بحران در سیستم حمل‌ونقل دریایی منتهی گردد. وی در نهایت هشدار می‌دهد تا زمانی که تهران توانمندی اعمال کنترل و بازدارندگی در تنگه‌ها را حفظ کند، انتظار بازگشت به شرایط گذشته غیرواقع‌بینانه است. از این رو، وی بر این باور است که هرگونه راهبردی که صرفاً بر مبنای فشار نظامی استوار باشد، به جای دستیابی به نتایج مطلوب، زمینه را برای تشدید بیشتر بحران فراهم خواهد آورد.

منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2075086751182336406?s=20

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2👍2💩1