مشکات اندیشه
798 subscribers
31 photos
35 videos
516 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
آخرین وضعیت آسمان ایران

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
دنی سیترونوییچ، تحلیلگر اندیشکده مطالعات امنیت ملی و مسئول سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در واکنش به حمله امشب ایران به سرزمین‌های اشغالی نوشت:

آیا ما به جنگ بازگشته‌ایم؟

از نگاه تهران، آمریکا و اسرائیل در حال اجرای یک راهبرد هماهنگ برای تضعیف ایران و کل محور مقاومت هستند.

این برداشت، در کنار تأکید مداوم ترامپ بر اینکه ایران نباید انتظار گشایش اقتصادی قابل توجهی داشته باشد، این باور را در میان رهبران جمهوری اسلامی تقویت کرده که نباید دست روی دست بگذارند و باید فعالانه واکنش نشان دهند.

این وضعیت به یک واقعیت ساده گره خورده است: تا زمانی که میان تهران و واشنگتن توافقی وجود نداشته باشد، بازیگران مخالف توافق در همه طرف‌ها به سمت تشدید تنش حرکت خواهند کرد.

نبود توافق یعنی هیچ وضعیت باثبات و پایداری برای حفظ کردن وجود ندارد. با توجه به اختلافات عمیق ایران و آمریکا بر سر موضوعاتی مانند غنی‌سازی اورانیوم و آینده شبکه‌های نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای، مهار تنش‌ها فقط برای مدتی محدود امکان‌پذیر خواهد بود.

اگر ترامپ واقعاً خواهان توافق با ایران باشد، باید فضای لازم برای دیپلماسی را فراهم کند. این امر مستلزم آن است که اسرائیل را برای توقف عملیات نظامی در لبنان تحت فشار قرار دهد و در مراحل اولیه مذاکرات نیز با نوعی تخفیف یا گشایش اقتصادی محدود برای ایران موافقت کند. در غیر این صورت، احتمال تشدید خطرناک تنش‌ها بسیار بیشتر از احتمال رسیدن به یک توافق سیاسی خواهد بود.

مهم‌تر از همه اینکه به نظر می‌رسد ایران نه‌تنها بازدارنده نشده، بلکه برعکس، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده است. پس از ۳۹ روز درگیری، تهران چنان رفتار می‌کند که گویی از این رویارویی در موقعیت راهبردی قوی‌تری خارج شده است. رهبران ایران به جای احتیاط و خویشتنداری، بر توان تحمل فشار، تاب‌آوری و عزم خود برای حفظ نفوذ منطقه‌ای تأکید می‌کنند.

اینکه این برداشت تا چه اندازه با واقعیت منطبق است، شاید چندان مهم نباشد. نکته اصلی این است که ایران خود را شکست‌خورده یا مرعوب نمی‌بیند. تا زمانی که تهران باور داشته باشد می‌تواند فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی را تحمل کند، امید به گرفتن امتیازهای بزرگ از ایران صرفاً از طریق فشار، محدود خواهد بود. همین موضوع خطر تشدید بیشتر بحران را افزایش داده و رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک را دشوارتر می‌کند.

ساعات آینده احتمالاً در تعیین مسیر این بحران نقش تعیین‌کننده‌ای خواهند داشت. تنش‌ها در سطح بالایی قرار دارد و همه طرف‌ها تلاش می‌کنند تصویر قدرت، بازدارندگی و اراده خود را به نمایش بگذارند. در چنین شرایطی، خطر اشتباه محاسباتی بسیار بالاست. تصمیم‌هایی که در روزها و ساعات پیش رو در تهران، واشنگتن، تل‌آویو و دیگر پایتخت‌های منطقه گرفته می‌شود، می‌تواند مشخص کند که بحران به سمت کاهش تنش پیش می‌رود یا وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر می‌شود.


منبع:
https://x.com/i/status/2063700884580864324


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«کارن گیبسون»، مدیر پیشین فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، گفت:

«تهران با مهارت توانست بحران لبنان، تنگه هرمز و مذاکرات هسته‌ای را به یکدیگر گره بزند؛ اقدامی که دولت ترامپ را در وضعیت سردرگمی و نگرانی شدید راهبردی قرار داد.

ایران در این نبرد سیاسی و راهبردی، کاملاً از واشنگتن و تل‌آویو پیشی گرفته است.»

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2😁1
موسسه «پترسون» در گزارشی با تحلیل دقیق پیامدهای اقتصادی ناشی از تقابل نظامی میان ایران و ایالات متحده و اسرائیل که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، هشدار می‌دهد که مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران به عنوان یکی از اصلی‌ترین مسیرهای ترانزیت انرژی جهان، شوکی بزرگ به اقتصاد جهانی وارد کرده است.

این گزارش با استفاده از مدل اقتصادی «جی-کیوبد» نشان می‌دهد که قیمت نفت برنت که پیش از جنگ حدود ۷۳ دلار بود، در اوایل آوریل ۲۰۲۶ به اوج خود یعنی ۱۳۸ دلار رسید و قیمت کودهای نیتروژنی نیز به دلیل وابستگی به نهاده‌های انرژی، رشدی ۳۰ تا ۵۰ درصدی را تجربه کرد.

نویسندگان تأکید می‌کنند که این جنگ فراتر از یک درگیری نظامی، یک «شوک عرضه» سهمگین است که علاوه بر بازار انرژی، امنیت غذایی و شبکه‌های تولید جهانی را به‌شدت مختل کرده و به دلیل فقدان ظرفیت کافی برای جایگزینی مسیرهای ترانزیت تنگه هرمز و محدودیت ذخایر استراتژیک، می‌تواند دوره‌ای از بی‌ثباتی پایدار و «اضافه‌بهای ریسک» دائمی را در قیمت‌گذاری انرژی و تصمیمات سرمایه‌گذاری بین‌المللی ایجاد کند.

در بخش تحلیل‌های ساختاری، این گزارش تصریح می‌کند که پیامدهای اقتصادی این بحران بسیار نامتقارن است و کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی و کود از خاورمیانه دارند، با آسیب‌های سنگین‌تری مواجه هستند؛ در حالی که افت تولید ناخالص داخلی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ حدود ۱ درصد برآورد شده، اقتصادهایی نظیر هند، کره جنوبی، ویتنام و تایلند با کاهش ۲.۸ تا ۳.۲ درصدی GDP مواجه شده‌اند.

تحلیل‌گران پترسون در بررسی دقیق پیامدها، دو سناریوی کلیدی را ارائه می‌دهند که تفاوت‌های بنیادین در عمق و ماندگاری بحران دارند:

سناریوی یک‌ساله: در این فرض، با تداوم تنش‌ها، تولید ناخالص داخلی (GDP) اقتصادهای پیشرفته مانند ایالات متحده حدود ۱ درصد افت می‌کند، اما کشورهای در حال توسعه و وابسته به انرژی در آسیا نظیر هند، کره جنوبی، ویتنام و تایلند با کاهش شدیدتر ۲.۸ تا ۳.۲ درصدی مواجه می‌شوند. در این حالت، اقتصاد جهانی به‌شدت کند می‌شود و زنجیره‌های تأمین در اثر کاهش تقاضای جهانی، به‌ویژه برای کشوری مانند چین، دچار اختلال جدی می‌گردند.

سناریوی سه‌ساله: این سناریو تصویر تاریک‌تری ترسیم می‌کند که در آن پیامدهای اقتصادی به دلیل طولانی شدن ناامنی انرژی، بسیار عمیق‌تر و مزمن‌تر می‌شود. در این وضعیت، نه‌تنها تورم به صورت پایدار در سطح جهانی بالا می‌ماند، بلکه اعتماد به نهادهای بین‌المللی و ثبات بازار انرژی (به‌ویژه نقش اوپک) به‌طور ساختاری فرو می‌پاشد. پیام اصلی گزارش روشن است: در دنیای به‌هم‌پیوسته امروز، هیچ کشوری حتی صادرکنندگان انرژی از این تکانه‌ها مصون نیستند و جنگ خاورمیانه به معنای بازنویسی الگوهای تجاری و تخصیص سرمایه در کل جهان است.

منبع:
https://www.piie.com/publications/working-papers/2026/global-economic-implications-2026-middle-east-war


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2💩1
کانال ۱۲ اسرائیل در تحلیلی به قلم «ایتان بن-الیاهو»، فرمانده پیشین نیروی هوایی این رژیم، گزارش می‌دهد که تقابل نظامی اخیر میان ایران و اسرائیل، نه یک عملیات سرنوشت‌ساز، بلکه نشانه‌ای از ورود به یک «جنگ فرسایشی» طولانی‌مدت است.

نویسنده با مقایسه این رویداد با عملیات‌های نظامی گسترده‌ گذشته، تاکید می‌کند که بر خلاف تصور، پاسخ محدود اخیر به اهداف راهبردی منجر نشده و حتی با وجود توقف عملیات توسط دونالد ترامپ، ایران نه تنها تضعیف نشده بلکه احساس قدرت بیشتری می‌کند.

از نظر این تحلیل‌گر، روال کنونی که در آن حملات هدفمند علیه زیرساخت‌های تهران انجام نمی‌شود، عملاً مذاکرات دیپلماتیک را به بن‌بست کشانده و اسرائیل را در وضعیتی قرار داده که فاقد نقطه برتری یا دستاورد قاطع است.

این گزارش در ادامه با تاکید بر ضرورت تغییر رویکرد تل‌آویو، پیشنهاد می‌دهد که به جای اتکا بر حملات مستقیم کم‌اثر، اسرائیل باید به «جنگ سایه‌ها» و اقدامات پنهان روی آورد.

بن-الیاهو معتقد است که دستیابی به تغییر مطلوب در سیستم حکمرانی تهران، مستلزم راهبردی بلندمدت است که شامل فشار هوشمندانه بر افکار عمومی جهانی، ایجاد شکاف و فشار از درون ایران و بهره‌گیری از صبر راهبردی در یک بازه زمانی یک تا سه ساله است.

در نهایت، این تحلیل‌گر تصریح می‌کند که این مسیر پرچالش، نیازمند ترکیبی از فعالیت‌های اطلاعاتی-مخفیانه و یک کارزار دیپلماتیک مداوم است تا بتواند در بلندمدت وضعیت حاکمیتی در تهران را دگرگون سازد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-columns/2026_q2/Article-aa5928313bbae91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وب‌سایت خبری ـ تحلیلی عرب نیوز عربستان در گزارشی به قلم عبدالعزیز العویشق، ضمن بررسی دلایل حمایت ریاض از پایان جنگ ایران، تأکید می‌کند که با وجود دهه‌ها رقابت، تنش و اختلافات عمیق میان عربستان و جمهوری اسلامی ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹، عربستان ادامه جنگ را به سود خود نمی‌داند.

در این گزارش آمده است که تهران طی ۴۷ سال گذشته از نگاه ریاض تلاش کرده بود از طریق حمایت از گروه‌های مسلح، دامن زدن به تنش‌های فرقه‌ای، حمله به زیرساخت‌های نفتی و ایجاد بی‌ثباتی در منطقه، بر عربستان فشار وارد کند، اما در مقابل، عربستان توانسته است مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی خود را ادامه دهد؛ به‌گونه‌ای که حجم اقتصاد این کشور از ۱۱۲ میلیارد دلار در سال ۱۹۷۹ به حدود ۱.۲۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است.

با این حال، نویسنده معتقد است که ریاض برخلاف تصور رایج، نه‌تنها پیش از آغاز جنگ با آن مخالف بوده، بلکه اکنون نیز به‌طور فعال برای توقف درگیری‌ها تلاش می‌کند، زیرا از دیدگاه عربستان، تداوم جنگ و بی‌ثباتی منطقه‌ای هیچ دستاورد راهبردی پایداری به همراه نخواهد داشت.

در ادامه گزارش تصریح شده است که مهم‌ترین عامل نگرانی عربستان، پیامدهای اقتصادی گسترده جنگ و بسته ماندن تنگه هرمز است؛ مسیری که به گفته نویسنده بیش از ۱۰۰ روز عملاً از چرخه عادی تجارت جهانی خارج شده و هزاران کشتی را در دو سوی این آبراه و سایر نقاط جهان متوقف کرده است.

تحلیلگر سعودی با استناد به برآوردهای اقتصادی یادآور می‌شود که پیش از بحران، روزانه حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت، ۱۴۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی، ۲۰ درصد تجارت جهانی کودهای شیمیایی و ۴۶ درصد تجارت جهانی اوره از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

گزارش می‌افزاید که این وضعیت علاوه بر کاهش صادرات انرژی و مواد خام راهبردی همچون آلومینیوم، فولاد، گوگرد، متانول و هلیوم، موجب اختلال در تولید غذا، افزایش هزینه‌های صنعتی و تعویق سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی شده است.

به روایت نویسنده، صندوق بین‌المللی پول که پیش‌تر رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ را ۳.۴ درصد برآورد کرده بود، اکنون در صورت تداوم شرایط فعلی این رقم را حدود ۲ درصد پیش‌بینی می‌کند و هشدار می‌دهد که نرخ تورم جهانی ممکن است به ۶ درصد برسد. هرچند عربستان به دلیل دسترسی به دریای سرخ، مسیرهای زمینی جایگزین و ذخایر مالی قابل‌توجه، نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه آسیب‌پذیری کمتری دارد، اما گزارش نتیجه می‌گیرد که رونق اقتصادی این کشور به سلامت اقتصاد جهانی وابسته است و از همین رو ریاض پایان جنگ، بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت منطقه به مسیر ثبات و توسعه اقتصادی را یک ضرورت راهبردی برای خود و جهان می‌داند.

منبع:
https://www.arabnews.com/node/2646410

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍21
سیما شاین، رئیس برنامه ایران و محور شیعی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در گفتگو با رادیو 103FM اسرائیل در اظهاراتی که در آن به وضعیت مذاکرات هسته‌ای با ایران اشاره نمود، عنوان کرد که تهران در این مرحله از رویارویی دیپلماتیک، دست بالا را داشته و احتمال برنده شدن آن در این درگیری بالاست.

او در همین راستا افزود: واشنگتن فاقد استراتژی روشن و منسجم برای رسیدن به توافق است. وی توضیح داد که ترامپ عملاً رویکرد دو مرحله‌ای ایران را پذیرفته یعنی نخست رفع تنش در تنگه هرمز و توقف درگیری‌ها، و سپس ورود به مذاکرات بی‌پایان درباره پرونده هسته‌ای؛ او این مسیر را در صورت تحقق، شکستی استراتژیک برای آمریکا ارزیابی کرد.


شاین همچنین اشاره کرد که بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های ترامپ که طی دو هفته گذشته مدام موضعش را تغییر داده، نه‌تنها قدرت بازدارندگی آمریکا را تضعیف کرده، بلکه اعتماد طرف ایرانی را نیز به‌کلی از بین برده است.

شاین در ادامه به نقش اروپا پرداخت؛ بازیگری که از همان ابتدا پشت در مانده و کسی با او مشورت نکرده است. او اروپایی‌ها را «واقعاً ناتوان» توصیف کرد؛ ناتوان همیشگی، که حالا از همیشه ناتوان‌ترند.

از دیدگاه وی، ایران با موفقیت پرونده هسته‌ای را به حاشیه رانده و آن را به جایگاه دوم اولویت‌های خود تنزل داده، در حالی که آمریکا ابزار فشار کافی برای تغییر این معادله را در اختیار ندارد.

وی در پایان هشدار داد که ایران پس از جنگ، قصد بازگشت به وضعیت پیشین در تنگه هرمز را ندارد و به دنبال دریافت نوعی عوارض عبور از این آبراه است؛ نتیجه‌ای که شاین آن را با این جمله خلاصه کرد: «احتمال دارد هرگز توافق هسته‌ای‌ای منعقد نشود.»

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1331474

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر موسسه مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق میز ایران در نهاد اطلاعاتی نظامی اسرائیل در خصوص اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر حمله مجدد به ایران در تحلیلی در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت:

نه تهدیدها و نه حتی حمله نظامی آمریکا به‌احتمال زیاد ایران را از موضع فعلی خود عقب نخواهد راند؛ به‌ویژه زمانی که تهران، واشنگتن را بازیگری متناقض و غیرقابل اعتماد در پایبندی به تعهداتش می‌داند.

بازگشت به یک رویارویی نظامی گسترده‌تر، احتمال دستیابی به توافق دیپلماتیک را کاهش می‌دهد، نه افزایش. از نگاه ایران، تحولات اخیر در حوزه دریایی نیز از هم‌اکنون به‌عنوان نقض چارچوب آتش‌بس تلقی می‌شوند.

ممکن است بسیاری از مواضع ایران را ناامیدکننده بدانند، اما اگر هدف رسیدن به توافق بود، منطقی‌تر آن بود که افرادی مانند آقای خامنه‌ای، به‌عنوان تصمیم‌گیر نهایی و علی لاریجانی، که در گذشته نقشی مهم در پر کردن شکاف‌های میان طرف‌ها ایفا کرده بود، همچنان در معادله حفظ می‌شدند. اگر هدف اصلی سرنگونی نظام بود، اساساً مذاکره با آن چه توجیهی داشت؟

وضعیت کنونی نتیجه مستقیم بی‌اعتمادی عمیق دو طرف به یکدیگر و در عین حال درک فزاینده این واقعیت است که ادامه وضع موجود پایدار نیست. در صورت عدم دستیابی به توافق در آینده نزدیک، احتمال تشدید تنش‌ها افزایش خواهد یافت؛ هرچند تشدید تنش به‌تنهایی بعید است ایران را به ارائه امتیازات معنادار وادار کند.

جمع‌بندی ماجرا این است که هیچ عملیات نظامی، چه محدود و چه گسترده، چه کوتاه‌مدت و چه طولانی‌مدت، احتمالاً قادر نخواهد بود ایران را وادار کند توافقی را بر اساس شروط آمریکا بپذیرد. محتمل‌تر آن است که واکنش ایران، طرفین را بیش از پیش از مسیر دیپلماسی دور کند.

این واقعیتی است که دولت آمریکا امروز با آن روبه‌روست. اگر دونالدترامپ واقعاً خواهان توافق باشد، ناگزیر باید دست‌کم بخشی از مطالبات بنیادین ایران را در نظر بگیرد. در غیر این صورت، باید خود را برای یک تقابل طولانی‌مدت آماده کند، نه یک راه‌حل مبتنی بر مذاکره.

منبع:
https://x.com/i/status/2064804731177079125

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍21👎1
دو راهکار خطرناک پیش‌روی دونالد ترامپ

مارک آلموند، مدیر مرکز پژوهش‌های بحران در آکسفورد، در تحلیلی جامع برای روزنامه بریتانیایی «دیلی‌میل» تبیین می‌کند که مواجهه نظامی و موشکی اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی و متعاقب آن استقرار یک آتش‌بس مبهم و شکننده، خاورمیانه را در مارپیچی از بحران‌های فزاینده قرار داده است.

وی با اشاره به موضع‌گیری تند طرفین موازنه قدرت—از جمله هشدارهای شدیداللحن قرارگاه خاتم‌الانبیاء مبنی بر پاسخ سخت‌تر به تداوم تجاوزات و اصرار تل‌آویو بر ادامه عملیات در جنوب لبنان—یادآور می‌شود که این آرامش صوری بسیار ناپایدار است.

نویسنده با اشاره به تداوم محاصره تنگه هرمز و ممنوعیت کامل کشتیرانی رژیم صهیونیستی در دریای سرخ توسط انصارالله، بر این باور است که جهش قیمت انرژی و اختلال شدید در زنجیره تأمین، اقتصاد جهانی را به لبه پرتگاه کشانده است.

طبق تحلیل این کارشناس، بازتاب این بحران در داخل آمریکا به شکل افزایش سرسام‌آور هزینه‌های معیشتی و قیمت سوخت بروز کرده است؛ امری که می‌تواند به شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره منجر شده و ترامپ را به رئیس جمهوری ناتوان با کارنامه‌ای شکست‌خورده تبدیل کند.

این تحلیلگر در ادامه تبیین راهبردهای احتمالی کاخ سفید اشاره می‌کند که رئیس‌جمهور آمریکا برای رهایی از این بن‌بست و تفوق بر هراس همیشگی‌اش از جلوه کردن در قامت یک «بازنده»، دو استراتژی کلان اما بسیار ریسک‌پذیر را روی میز دارد.

طبق دیدگاه آلموند، گزینه نخست ترامپ، تغییر میدان بازی و تلاش برای سرنگونی حکومت کوبا به تقلید از اقدام رونالد ریگان در حمله به «گرنادا» در سال ۱۹۸۳ است؛ هرچند این محاسبه ممکن است مانند برآوردهای غلط قبلی واشنگتن درباره سقوط سریع نظام ایران تحت ضربات هوایی، به شکستی دیگر ختم شود.

در نهایت، وی گزینه دوم و افراطی‌تر ترامپ را اعلام یک توافق صلح یک‌جانبه در خاورمیانه می‌داند که بر اساس آن، واشنگتن رژیم صهیونیستی را در مواجهه با ایران کاملاً تنها خواهد گذاشت؛ سناریویی که اگرچه در نگاه اول باورنکردنی به نظر می‌رسد، اما با توجه به سوابق ترامپ در تهدید به خروج از ناتو و رها کردن اوکراین، کاملاً محتمل و قابل اجراست.

منبع:
https://www.dailymail.com/debate/article-15884185/MARK-ALMOND-Trump-weigh-two-options-end-disaster.html

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام:
https://t.me/meshkatanalysis

⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
براساس تحلیل منتشر شده در روزنامه فایننشال تایمز دونالد ترامپ با وجود تفاوت‌های رفتاری و شخصیتی عمیق با جیمی کارتر (سی‌و‌نهمین رئیس‌جمهور آمریکا)، اکنون در مواجهه با تهران به سرنوشتی مشابه او دچار شده و مهار تصمیم‌گیری‌های جنگ و صلح را به دست ایران سپرده است.

بر پایه این تحلیل، همان‌گونه که بحران گروگان‌گیری در گذشته ریاست‌جمهوری کارتر را به مرز نابودی کشاند، اکنون نیز ترامپ با ورود نسنجیده به این رویارویی، در دام ایران گرفتار شده است.

این روزنامه فاش می‌کند که وجه مشترک اصلی این دو رئیس‌جمهور، ترس شدید آن‌ها از کشته شدن سربازان آمریکایی است؛ چرا که کارتر پس از شکست در عملیات نجات و از دست دادن ۸ نظامی دچار عذاب وجدان شد و ترامپ نیز که تاکنون ۱۳ سرباز خود را در خلیج فارس از دست داده، به‌شدت از خشم افکار عمومی آمریکا در صورت افزایش تلفات واهمه دارد.

در همین راستا، این روزنامه تشریح می‌کند که ناتوانی کارتر در حل بحران ایران در آن زمان، جایگاه آمریکا را چنان تضعیف کرد که به جرات یافتن شوروی برای حمله به افغانستان انجامید و امروز نیز ترامپ به گروگان پیچیدگی‌های خاورمیانه تبدیل شده است.

طبق ارزیابی نگارنده، واشنگتن اکنون در بن‌بست شروط تهران گرفتار شده است؛ زیرا ایران دستیابی به هرگونه توافق را به توقف کامل حملات اسرائیل در لبنان مشروط کرده است. در نهایت، فایننشال تایمز نتیجه می‌گیرد که با هر بار حمله اسرائیل به مواضع مختلف در لبنان، مسیر ترامپ برای خروج از این بحران ناهموارتر و شروط دست‌یابی به یک توافق نهایی پیچیده‌تر می‌شود.

منبع:
https://www.ft.com/content/c6e506e0-4b95-437b-8fad-ac436a71c3de

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3
روزنامه معاریو در گزارشی ضمن اشاره به تحولات اخیر میان ایران و ایالات‌متحده و توییت اخیر ترامپ مبنی بر نزدیک شدن دو طرف به امضای توافق در بخش تحلیلی گزارش خود، ضمن اشاره به آغاز رقابت‌های جام جهانی ۲۰۲۶ این رویداد را فرصتی بالقوه برای آمریکا جهت پیشبرد اهداف راهبردی خود ارزیابی کرده و مدعی است که واشنگتن ممکن است از کاهش تمرکز رسانه‌ها، افکار عمومی و بازیگران بین‌المللی بر تحولات خاورمیانه در هفته‌های آینده بهره‌برداری کند.

به نوشته این روزنامه، همزمان با معطوف شدن توجه جهانی به رقابت‌های ورزشی و آغاز تعطیلات تابستانی در اروپا، آمریکا می‌تواند با هزینه سیاسی و رسانه‌ای کمتری سیاست‌های خود را در قبال ایران دنبال کند.

نویسنده گزارش حتی فراتر رفته و مدعی است که بخشی از فشارهای اخیر علیه ایران، از محاصره دریایی گرفته تا حملات نظامی و فشار بر صادرات انرژی، در چارچوب تلاش گسترده‌تر واشنگتن برای افزایش نفوذ بر بازار جهانی نفت و گاز و اعمال فشار غیرمستقیم بر رقبایی چون روسیه و چین قابل ارزیابی است.

معاریو در ادامه با اشاره به تحرکات میدانی اسرائیل می‌نویسد که ارتش این رژیم طی روزهای اخیر بخشی از یگان‌های خود را از جبهه لبنان خارج کرده تا ضمن تجدید سازمان، آمادگی بیشتری برای سناریوی رویارویی احتمالی با ایران ایجاد کند.

به نوشته این روزنامه، هدف از این اقدام فراهم کردن امکان تمرکز بیشتر نیروی هوایی و ساختار فرماندهی اسرائیل بر جبهه شرقی بوده است. گزارش همچنین از تداوم هماهنگی فشرده میان تل‌آویو و فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) سخن گفته و مدعی است تماس‌های مستمر میان فرماندهان ارشد نظامی دو طرف در جریان است.

از نگاه معاریو، مجموع این تحولات نشان می‌دهد که اگرچه نشانه‌هایی از تلاش برای دستیابی به یک توافق سیاسی مشاهده می‌شود، اما همزمان تمامی طرف‌ها خود را برای احتمال شکست روند دیپلماتیک و بازگشت به یک رویارویی نظامی گسترده نیز آماده می‌کنند؛ وضعیتی که بیانگر شکنندگی شرایط کنونی و تداوم فضای عدم قطعیت در منطقه است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1331875

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1
«عمیت سگال»، تحلیلگر سرشناس سیاسی، در یادداشتی تحلیلی برای نشریه «اسرائیل هیوم»، با لحنی آکنده از حسرت و انتقاد، به واکاوی «شکست استراتژیک اسرائیل» در جریان تقابل اخیر پرداخته و صراحتاً اعتراف می‌کند که تل‌آویو با وجود حملات گسترده، نتوانست کار را تمام کند.

وی با تشریح التهابات پس از حملات موشکی هفتم ژوئن، از هراس و فشارهای بی‌سابقه «دونالد ترامپ» (از طریق تماس‌ها و توییت‌های مکرر) برای بازداشتن اسرائیل از واکنش نظامی پرده برمی‌دارد؛ فشاری که با پاسخ نتانیاهو مبنی بر اینکه «یک مرد باید کار خودش را بکند»، به پرواز جنگنده‌ها به سمت شرق، هدف قرار گرفتن تأسیسات هسته‌ای و کارخانه‌های موشکی، نابودی ضاحیه و سلب ۳۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران انجامید.

با این حال، این تحلیلگر با حسرتی عمیق تأکید می‌کند که به دلیل هراس جمهوری‌خواهان آمریکا از ورود نیروی زمینی، اسرائیل تنها به ترور چند دانشمند هسته‌ای، اعمال تحریم‌ها، بسته شدن تنگه هرمز و از دست رفتن قدرت بازدارندگی اسرائیل ختم شد و از هدف طلایی و در دسترس خود، یعنی مصادره اورانیوم غنی‌شده و تغییر کامل حکومت بازماند.

این کارشناس رسانه‌ای در بخش دوم تحلیل خود، از زاویه‌ای جامعه‌شناختی و سیاسی به «فروپاشی انسجام داخلی و بن‌بست‌های روانی» در سرزمین‌های اشغالی پرداخته و تصویری از آشفتگی‌های پنهان ارائه می‌دهد.

بر اساس این گزارش، در حالی که احزابی نظیر لیکود برای پیروزی در انتخابات، ماشین تخریب خود را روی چهره‌هایی چون «گادی آیزنکوت» و برجسته‌سازی تهدید ائتلاف با اعراب متمرکز کرده‌اند، سیاستمدارانی چون «بنی گانتز» در روزهای افول خود با انتشار کتابی جنجالی، به تسویه‌حسابی تلخ با شرکای سابق پرداخته و از یادداشت هشدارآمیزش به نتانیاهو برای «جلوگیری از آغاز تصادفی جنگ» پرده برداشته‌اند.

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین اعتراف سگال برای افکار عمومی، اشاره به تغییر ماهیت ترس در جامعه صهیونیستی باشد؛ او اذعان می‌کند که هنگام به صدا درآمدن آژیرهای خطر در نیمه‌شب، برخلاف تصورات رایج، دیگر کسی به «تهدید هسته‌ای ایران» نمی‌اندیشد، بلکه مردان وحشت‌زده از فروپاشی اقتصادی و خسارات مالی هستند، والدین جوان از حبس شدن با کودکان در خانه کلافه‌اند و سالمندان در هراس مرگ بر اثر اصابت موشک‌ها به سر می‌برند؛ واقعیتی که نشان می‌دهد سایه سنگین بحران‌های روزمره و اقتصادی، کاملاً جایگزین دغدغه‌های کلان امنیتی و ایدئولوژیک شده است.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/06/13/we-did-everything-in-iran-except-what-could-have-ended-it/



لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1💩1
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به قلم یوئل گوزانسکی، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی و کارشناس امور کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، با اشاره به دیدارهای اخیر میان مقام‌های ارشد امارات متحده عربی و ایران، این تحرکات را نشانه آغاز شکل‌گیری نظم منطقه‌ای جدید پس از جنگ توصیف می‌کند. به باور نویسنده، ابوظبی که همچنان ایران را مهم‌ترین تهدید خارجی خود می‌داند، پس از تجربه حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکش‌ها و تأسیسات انرژی و همچنین درک محدودیت‌های حمایت نظامی آمریکا، به سمت رویکردی عمل‌گرایانه‌تر در قبال تهران حرکت کرده است.

گزارش توضیح می‌دهد که اگرچه حملات ایران در جریان جنگ موجب اتخاذ مواضع سخت‌گیرانه‌تر از سوی امارات شد، اما رهبران این کشور همزمان کانال‌های گفت‌وگو را باز نگه داشتند؛ زیرا از همان ابتدا به این جمع‌بندی رسیده بودند که واشنگتن تمایلی به یک رویارویی طولانی یا تلاش برای سرنگونی نظام ایران ندارد و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ناچار خواهند بود همچنان در همسایگی تهران زندگی کنند. از همین رو، برخی دولت‌های عربی منطقه از جمله امارات، آمریکا را به خویشتنداری و حرکت به سمت توافق با ایران تشویق کردند و حتی گزارش‌هایی درباره اقدامات اقتصادی و دیپلماتیک برای کاهش تنش میان دو طرف منتشر شد.

در ادامه این تحلیل تأکید می‌شود که دیدارهای اخیر میان مقام‌های اماراتی و ایرانی، بیش از آنکه نشانه پایان رقابت راهبردی دو کشور باشد، بیانگر تلاش مشترک برای مدیریت تنش‌ها و جلوگیری از آسیب‌های اقتصادی و امنیتی بیشتر است.

نویسنده معتقد است جنگ اخیر بار دیگر برتری نامتقارن ایران در محیط خلیج فارس و محدودیت‌های اتکای امنیتی به آمریکا را برای امارات آشکار کرد و همین مسئله ابوظبی را به سمت احیای تدریجی و محتاطانه سیاست تنش‌زدایی سوق داده است.

گزارش همچنین این روند را بخشی از گرایش گسترده‌تر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به سیاست خارجی انعطاف‌پذیر، مدیریت ریسک و حفظ کانال‌های ارتباطی با همه بازیگران منطقه‌ای می‌داند.

به ارزیابی گوزانسکی، دولت‌های عربی حوزه خلیج فارس هرچند ایران را رقیب و تهدیدی جدی تلقی می‌کنند، اما هزینه‌های تقابل مستقیم با تهران را بیش از حد سنگین می‌بینند؛ از این رو گفت‌وگو و سازوکارهای مهار بحران را به عنوان ابزار اصلی حفظ ثبات و تنظیم مناسبات منطقه‌ای برگزیده‌اند؛ روندی که می‌تواند در سال‌های آینده به احیای تدریجی نوعی تنش‌زدایی جدید میان ایران و همسایگان عرب آن منجر شود.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-columns/2026_q2/Article-9c75ea64e30ce91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
✳️قبل از جنگ می گفتند، هسته ای را بدهید (غنی سازی صفر و تعطیلی صنعت)، موشکی را بدهید، قدرت منطقه ای را بدهید، که فقط لطف کرده و شما را بمباران نکنیم.

خب حمله کردند. چه شد؟

ابتدای جنگ بیانیه تسلیم صادر کردند
از نیروهای نظامی خواستند سلاح بر زمین بگذارند
تغییر رژیم را مبنا قرار دادند
مردم را به شورش دعوت کردند
از تجزیه ایران سخن گفتند
نیروهای کردی را برای حمله تهیج کردند.
تا توانستند ترور کردند
نتیجه که نگرفتند، زیر ساخت زدند

اما اما ایران ونزوئلا نبود. آمریکا تا بحال جایی به این سفتی اجابت مزاج نکرده بود. در تاریخش هرچه جنگیده بود با کشورهای بی سلاح و دفاع بود. با گروهک های غیر رسمی.

پایگاه هایشان منهدم شد، رادارهای میلیاردلاری شان به باد رفت، متحدین عربشان زیر ضرب رفتند، تاسیسات شان تخریب شد.

دریافتند اینجا نه آنجایی است که بشود عربده بی هزینه کشید.

پس تقاضای آتش بس کردند.

الان خبری از معامله موشکی ابدا نیست.
با آوردن لبنان در تفاهم نامه، قدرت منطقه ای را به رسمیت شناختند.
معامله هسته ای را هم حواله دادیم به دو ماه دیگر که قطعا در آن غنی سازی صفر و جمع کردن تاسیسات و... نیست.

رژیم هم سرجایش است.

یک تنگه هرمز را هم از دست دادند و بعد از 500 سال ما کنترل آن را گرفتیم.

12 میلیارد هم (اگر ندهند مذاکرات هسته ای شروع نمی شود) نقدا پرداخت می کنند.


هزینه ندادیم؟
زیاد دادیم. بسیار.
چه از نظر ترور رهبران و فرماندهان، چه زیان های زیر ساخت و...

اما ایران را از یک بلای عظیم رهاندیم.

#سلمان_کدیور
@Falaakhon
2
روزنامه «معاریو» در گزارشی تحلیلی به قلم «بن کاسپیت»، تحلیل‌گر ارشد سیاسی، به بررسی دگردیسی در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به اسرائیل و پیامدهای آن برای بنیامین نتانیاهو پرداخته است.

به تعبیر این تحلیل‌گر، نتانیاهو که پیش‌تر با بهره‌برداری از ائتلاف راهبردی با واشنگتن، سرمست از دستاوردهای نظامی مورد ادعای خود در برابر محور مقاومت بود و تصور می‌کرد سیاست‌های آمریکا را در کنترل دارد، اکنون با چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ترامپ مواجه شده است؛ وضعیتی که به اعتقاد نویسنده، کابینه‌ی نتانیاهو را در شرایطی دشوار قرار داده و او را که گمان می‌کرد به دلیل نفوذ بر کاخ سفید صاحب اختیار است، اکنون به وضعیتی ناگوار و حاشیه‌ای رانده است.

در بخش دیگری از این تحلیل، بن‌کاسپیت ضمن نقد تند عملکرد نتانیاهو، تصریح می‌کند که نخست‌وزیر اسرائیل در مواجهه با پیامدهای فاجعه‌بار استراتژی خود در قبال ایران، همچنان از پذیرش مسئولیتِ شکست «پیروزی مطلق» طفره می‌رود.

نویسنده یادآور می‌شود که نتانیاهو در دوران اپوزیسیون همواره مدعی داشتنِ راهکارهای جایگزین بود، اما اکنون که خود سکان هدایت دولت را در دست دارد، در برابر انتقادها به جای پاسخگویی، با فرافکنی از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند.

این گزارش در نهایت هشدار می‌دهد که تداوم وضعیت فعلی و واکنش‌های خشم‌آلود ترامپ به رفتارهای نتانیاهو، اسرائیل را به بن‌بستی خطرناک کشانده است؛ بن‌بستی که عبور از آن، نه با سیاست‌های گذشته، بلکه تنها از طریق کناره‌گیری نتانیاهو و آغاز فرآیندی برای بازسازی ویرانه‌هایی امکان‌پذیر است که به باور نویسنده، حاصل سیاست‌های اخیر شخص نخست‌وزیر است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1333063

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
یک مقام آمریکایی در گفت‌وگو با الحدث مدعی شد که ایران برای عادی‌سازی روابط با جامعه بین‌المللی باید به‌صورت عملی توقف حمایت مالی از آنچه وی گروه‌های افراطی و «تروریسم و بی‌ثبات‌سازی منطقه» خواند را اثبات کند. به گفته وی، آمریکا در صورت تغییر رفتار تهران، آماده است با ایران به‌عنوان یک کشور عادی تعامل کند.

این مقام آمریکایی همچنین ادعا کرد که فشارهای اقتصادی و نظامی در نهایت ایران را به ارائه امتیازاتی واداشته و همین مسئله زمینه پیشرفت روند دیپلماتیک را فراهم کرده است.

وی با اشاره به روند گفت‌وگوها اظهار داشت که مذاکرات فنی و تخصصی میان تهران و واشنگتن از همین هفته آغاز خواهد شد و این پرونده از پیچیده‌ترین مذاکرات تاریخ به شمار می‌رود.

به گفته این مقام، دولت آمریکا طی روزها و هفته‌های آینده تلاش گسترده‌ای برای موفقیت مذاکرات با ایران انجام خواهد داد و با آگاهی از پیچیدگی‌های این پرونده وارد گفت‌وگوها شده است.

او در ادامه مدعی شد که دونالد ترامپ پیشبرد توافق با ایران را مشروط به توقف حمایت مالی از گروه‌های منطقه‌ای و پایان دادن به اقدامات بی‌ثبات‌کننده دانسته است.

این مقام آمریکایی همچنین تأکید کرد که یک تفاهم اولیه با ایران می‌تواند مسیر سیاست‌های تهران را تغییر دهد و در صورت نهایی شدن، توافقی شکل گیرد که بر معادلات منطقه تأثیرگذار باشد.

وی با اشاره به تحولات داخلی ایران ادعا کرد که پویایی‌های مهمی در داخل کشور در جریان است و بسیاری از ایرانیان خواهان مسیری جدید و متفاوت هستند.

او همچنین مدعی شد که جریان‌های تندرو در ایران با توافق مخالفت کرده‌اند، اما تاکنون جایگزین عملی برای حل اختلافات ارائه نداده‌اند.

به گفته این مقام آمریکایی، واشنگتن در حال بررسی ایجاد صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران است؛ طرحی که می‌تواند در صورت توافق، به بازگشت ایران به اقتصاد جهانی کمک کند.

وی افزود که امکان دسترسی ایران به دارایی‌های خود و بازگشت آن به اقتصاد جهانی نیز در چارچوب توافقات احتمالی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

این مقام آمریکایی مدعی شد که ایران در قبال توقف حمایت مالی از گروه‌های افراطی و کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند به منابع مالی خود دسترسی پیدا کند.

او همچنین ادعا کرد که پیگیری برنامه هسته‌ای طی سال‌های گذشته هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده و تغییر مسیر می‌تواند فرصت‌های اقتصادی جدیدی ایجاد کند.

در حوزه منطقه‌ای نیز وی اظهار داشت که در صورت تثبیت توافقات، طی یک تا دو هفته آینده شاهد افزایش قابل توجه تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز خواهیم بود.

این مقام آمریکایی در پایان تأکید کرد که واشنگتن مذاکرات را با «چشمانی باز» دنبال می‌کند و به‌زودی مشخص خواهد شد که آیا تفاهمات موجود قابلیت تبدیل شدن به توافقی پایدار و تأثیرگذار بر آینده منطقه را دارند یا خیر.
به گفته این مقام آمریکایی، در صورت دستیابی تهران و واشنگتن به توافق نهایی، کاهش شمار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه بخشی از مفاد توافق خواهد بود.

منبع:

https://t.me/alhadath_brk/123186

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 یک بمب‌افکن B‑52 اندکی پس از برخاستن از پایگاه نیروی هوایی ادواردز در ایالت کالیفرنیا سقوط کرد.

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
2👎1
ایشون اگه استدلال داره، اگه ولایت پذیره و اگه مصلحت کشور رو می خواد
بیاد رسما در رسانه نظرش رو اعلام کنه
اتفاقی که افتاده اینه که:
یه عده که خودشون رو طرفدار ایشون می دونن؛ اولا همه ساختارهای نظام رو دارن زیر سوال می برن از سپاه بگیرید تا شعام وشورای نگهیان و قوه قضاییه- طرف مثلا انقلابی و طرفدار ایشون کانال ش تو ایتا محدود شده به قوه قضاییه میگه سرکوبگر-

دوما به هیچ عنوان اجازه نمی دن که مردم طعم پیروزی بچشن. از نظر اینها ما شکست خوردیم و بدبخت شدیم. کل دنیا داره از ایران تعریف می کنن، بعد اینها کمترین خبر مثبتی هم که میاد رو میزنن ... شیخ نعیم قاسم تشکر می کنه، همون رو تبدیل به چالش می کنن. محاصره ما شکسته شده؛ برای همون هم تیکه می ندازنن
آخه فرق شماها با اینترنشنال چیه واقعا؟ .... اون هم نمی خواد در کشور امید نسبت به آینده ایجاد بشه. مثل کاری که شما می کنید ...

واقعا فکر می کنید تفاهمی در این سطح انجام شده و رهبری خبر نداشتن؟ یا مخالف بودند؟

ای کاش تو این مملکت یه مسئولیتی به این بنده خدا می دادن تا این بازی سیاسی اینها تموم میشد.
ای کاش یاد می گرفتن که جایی که منفعت کشور و نظام هست جای بازی سیاسی و زدن قالیباف نیست.
ای کاش از مردمی که تو خیابون اومدن سواستفاده سیاسی نمی کردید

به والله قسم اگه جای قالیباف این بنده خدا رو می فرستادن مذاکره و همین متن هم بیرون میومد، اینها هیچ نقد و موضعی نداشتن ...
درد اینها درد کشور نیست، دردشون بازی های سیاسی ه خودشونه
خدا ازتون نگذره که انقلابی گری رو مصادره و سرقت کردید
👍3🤮1
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر موسسه امنیت مطالعات ملی و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی در حساب کاربری‌اش در ایکس در خصوص اختلاف نظر ترامپ و اسرائیل در مورد سیاست جدید تعامل با پرونده ایران نوشت:

واکنش آیپک و همچنین اظهارات لیندسی گراهام و دیگر چهره‌های آمریکایی، چالش اصلی اسرائیل در قبال هرگونه توافق احتمالی هسته‌ای با ایران را به‌خوبی نمایان می‌کند: در فضای سیاسی آمریکا، هیچ‌کس نمی‌تواند از سمت راست و با موضعی سختگیرانه‌تر از دونالد ترامپ علیه ایران ظاهر شود.

هر تصمیمی که ترامپ در نهایت اتخاذ کند، عملاً چارچوب سیاست آمریکا را تعیین خواهد کرد و اسرائیل نیز نمی‌تواند واقع‌بینانه امیدوار باشد که رئیس‌جمهور بعدی آن تصمیم را تغییر دهد. اگر خود ترامپ به این جمع‌بندی راهبردی برسد که نظام جمهوری اسلامی ماندگار است و دستیابی به یک توافق مذاکره‌شده با تهران از ادامه رویارویی و تنش گزینه مطلوب‌تری به شمار می‌رود، عملاً پرونده این بحث بسته خواهد شد. در چنین شرایطی بسیار بعید است که دولت‌های آینده آمریکا سیاستی به‌مراتب سختگیرانه‌تر در قبال ایران در پیش بگیرند.

این کارزار تاکنون ضعف‌ها، محدودیت‌ها و پیامدهای منفی متعددی را آشکار کرده است؛ از جمله این احتمال که به جای تضعیف ایران، به تقویت انسجام داخلی حکومت و گسترش نفوذ منطقه‌ای تهران از طریق متحدانش، از جمله حزب‌الله لبنان، منجر شود. با این حال، این نگرانی‌ها ممکن است در برابر یک واقعیت راهبردی مهم‌تر قرار گیرند: برای دولت کنونی و دولت‌های آینده اسرائیل، احتمال اجرای عملیات نظامی مشابه علیه ایران بدون برخورداری از حمایت قاطع و مستقیم آمریکا به شکل چشمگیری کاهش یافته است.

برای اسرائیل که در حوزه‌های نظامی، دیپلماتیک، اطلاعاتی و اقتصادی به ایالات متحده وابستگی گسترده‌ای دارد، چنین وضعیتی یک عقب‌گرد راهبردی قابل توجه محسوب می‌شود. اگرچه رهبران اسرائیل بارها بر توانایی این کشور برای اقدام مستقل علیه ایران تأکید کرده‌اند، اما واقعیت این است که مهار، محدودسازی یا وارد کردن ضربه‌ای مؤثر و پایدار به توانمندی‌های ایران بدون حمایت جدی آمریکا، در عمل تقریباً غیرممکن است.

از این منظر، یکی از مهم‌ترین پیامدهای شکست این کارزار می‌تواند کاهش چشمگیر آزادی عمل اسرائیل در مواجهه با ایران در سال‌های آینده باشد؛ وضعیتی که ممکن است موازنه راهبردی میان تهران، تل‌آویو و واشنگتن را به شکلی پایدار تحت تأثیر قرار دهد.

منبع:
https://x.com/i/status/2067677790716166198

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍3💩1
آیا ارزشش را داشت؟

مکس بوت، مورخ، تحلیلگر سیاست خارجی و عضو ارشد مطالعات امنیت ملی در اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، در تحلیل اخیر خود با بررسی پیامدهای جنگ دولت ترامپ با ایران استدلال می‌کند که علی‌رغم ادعای پیروزی از سوی کاخ سفید، این درگیری نظامی به هیچ وجه ارزش هزینه‌های هنگفت پرداخت شده را نداشته است.

این کارشناس ارشد با اشاره به پایان جنگ از طریق امضای یک یادداشت تفاهم (MOU)، خاطرنشان می‌سازد که این توافق در عمل به منزله یک دستاورد اقتصادی برای تهران است، زیرا لغو تحریم‌ها، دسترسی به دارایی‌های مسدود شده و یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری را برای ایران به همراه دارد.

وی در ادامه با تشریح هزینه‌های سنگین این رویارویی، تصریح می‌کند که علاوه بر تلفات انسانی شامل کشته شدن ۱۳ نیروی آمریکایی، بیش از ۳۳۷۵ ایرانی و هزاران نفر دیگر در لبنان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، این جنگ ضربه مهلکی به اقتصاد جهانی و آمریکا وارد کرده است.

به گفته وی، جنگ تاکنون حدود ۱۳۲ میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان و مصرف‌کنندگان آمریکایی هزینه در بر داشته، موجب جهش قیمت بنزین و کود شیمیایی شده و بانک جهانی را ناگزیر ساخته تا پیش‌بینی رشد اقتصاد جهانی را به پایین‌ترین سطح از زمان همه‌گیری کرونا، یعنی ۲.۵ درصد کاهش دهد.

در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده با پرداختن به خسارات چشمگیر نظامی و استراتژیک ایالات متحده، تأکید می‌ورزد که درخواست بودجه تکمیلی ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون تنها بخش کوچکی از هزینه‌های واقعی است؛ چرا که جبران خسارات وارده به ۲۰ پایگاه آمریکایی، ۴۲ فروند هواپیمای نظامی و جایگزینی نیمی از ذخایر موشک‌های پاتریوت و هزاران موشک تاماهاوک، سال‌ها زمان برده و آمادگی واشنگتن را در برابر چین یا روسیه به شدت کاهش می‌دهد.

این تحلیلگر برجسته اذعان می‌دارد که اگرچه بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای و زیرساخت‌های ایران در این حملات آسیب دید و برآورد می‌شود بازسازی آن به ۳۰۰ میلیارد دلار نیاز داشته باشد، اما تهران با استفاده از سلاح جدید اقتصادی خود و مسدود کردن تنگه هرمز، جهان را در یک بحران انرژی فرو برد و ترامپ را مجبور ساخت تا بدون دستیابی به اهدافی چون تغییر نظام یا نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، به جنگ پایان دهد.

در نهایت، مکس بوت نتیجه‌گیری می‌کند که این توافق نه تنها اصل آزادی ناوبری را با دادن اختیار اخذ عوارض در تنگه هرمز به ایران به خطر انداخته، بلکه با جسورتر ساختن تهران و فراهم کردن منابع مالی برای بازسازی اقتصاد و ارتش، شکست سنگینی را برای دونالد ترامپ رقم زده است که به سختی می‌تواند آن را در قالب یک پیروزی توجیه کند.

منبع:

https://www.cfr.org/articles/was-it-worth-it-the-true-cost-of-trumps-iran-war

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، در حساب کاربری‌اش در ایکس در خصوص تحولات اخیر لبنان مدعی شد که این رویداد بار دیگر شکست و ناکارآمدی سیاست‌های اسرائیل در قبال ایران را نمایان کرده است. وی با اشاره به پیوند خوردن پرونده لبنان با تفاهمات میان تهران و واشنگتن، اظهار داشت که دیگر امکان تفکیک این دو موضوع از یکدیگر وجود ندارد و هرگونه تلاش اسرائیل برای جداسازی آن‌ها می‌تواند موقعیت این رژیم را در برابر دولت آمریکا تضعیف کند.

به گفته وی، پرسش اصلی در شرایط کنونی این است که هدف از اقدامات اخیر در لبنان چیست و آیا این تحرکات با هدف ایجاد مانع در مسیر توافق احتمالی میان آمریکا و ایران صورت می‌گیرد یا خیر. سیترینوویچ بر این باور است که چنین رویکردی ناشی از درک نادرست از سیاست‌های دونالد ترامپ است؛ چراکه رئیس‌جمهور آمریکا تمایلی به ورود به جنگی جدید ندارد و احتمالاً تمامی تلاش خود را برای دستیابی به یک توافق نهایی با ایران به کار خواهد بست.

وی همچنین با اشاره به دیدار محمدباقر قالیباف و جی‌دی ونس در سوئیس، این ملاقات را نشانه‌ای از اهمیت روزافزون کانال دیپلماتیک در روابط تهران و واشنگتن دانست و تأکید کرد که اسرائیل به‌جای مقابله آشکار با روند مذاکرات، باید تلاش کند از درون بر آن تأثیر بگذارد و در پرونده هسته‌ای با دولت آمریکا همکاری کند. از نگاه او، مخالفت علنی با توافق احتمالی نه‌تنها نتیجه‌بخش نخواهد بود، بلکه می‌تواند قدرت تأثیرگذاری اسرائیل بر مسائل کلیدی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را نیز کاهش دهد.

سیترینوویچ در بخش دیگری از اظهارات خود با پرداختن به وضعیت لبنان، توصیه کرد که اسرائیل گفت‌وگوهای خود با دولت لبنان را برای آماده‌سازی زمینه یک عقب‌نشینی احتمالی در آینده نزدیک تسریع کند. وی خاطرنشان کرد که ارتش اسرائیل نمی‌تواند برای مدت نامحدود در مواضع کنونی خود باقی بماند و در نهایت، دستیابی به یک راه‌حل پایدار در لبنان مستلزم ترکیب اقدامات امنیتی با یک مسیر سیاسی و دیپلماتیک خواهد بود، زیرا این بحران صرفاً از طریق ابزار نظامی قابل حل نیست.

منبع:
https://x.com/i/status/2068605816253370857

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1