مشکات اندیشه
745 subscribers
15 photos
28 videos
356 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
دنی سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی و پژوهشگر مسائل خاورمیانه در اندیشکده مطالعات امنیت‌ملی رژیم صهیونیستی در یادداشتی در حساب کاربری‌اش در ایکس در خصوص زمزمه‌ها برای بازگشت مجدد درگیر‌ی‌ها در خاورمیانه باهدف تسلیم ایران نوشت:

پیش از حمله دوباره به ایران: تعریف اهدافی واقع‌بینانه و دست‌یافتنی، یا تکرار همان اشتباه همیشگی واشنگتن در قبال ایران

بار دیگر، صداها در واشنگتن و تل‌آویو برای ازسرگیری تشدید نظامی علیه ایران بلندتر شده است. منطق این رویکرد آشناست: افزایش فشار، تضعیف تهران، گرفتن اهرم‌های قدرت از جمهوری اسلامی و وادار کردن حکومت ایران به بازگشت به میز مذاکره از موضعی ضعیف‌تر.

اما یک مشکل اساسی در این نظریه وجود دارد: این مسیر پیش‌تر بارها آزموده شده و ایران تسلیم نشده است.

این موضوع به معنای بی‌اثر بودن تحریم‌ها، عملیات‌های پنهانی یا حملات نظامی نیست. این اقدامات بدون تردید هزینه‌های سنگینی به ایران تحمیل کرده‌اند. اقتصاد ایران طی سال‌ها آسیب فراوان دیده، شبکه منطقه‌ای تهران تضعیف شده و رهبری جمهوری اسلامی تحت فشاری بی‌سابقه قرار گرفته است. با این حال، هیچ‌یک از این فشارها به آن «تسلیم راهبردی» که بسیاری از سیاستگذاران پیش‌بینی می‌کردند منجر نشد.

دلیل این مسئله، به سوءبرداشتی بنیادین از نگاه جمهوری اسلامی به ماهیت خود بازمی‌گردد.

برای حکومت ایران، امتیاز دادن درباره برنامه موشکی، ساختار نیروهای منطقه‌ای، توان هسته‌ای یا حتی گذرگاه‌های راهبردی مانند تنگه هرمز، صرفاً ابزارهای قابل مذاکره سیاسی محسوب نمی‌شوند. این موارد، از نگاه تهران، ستون‌های ایدئولوژیک هویت و بقای نظام هستند. از این منظر، عقب‌نشینی در این حوزه‌ها «مصالحه» نیست، بلکه «تسلیم» تلقی می‌شود.

و این تفاوت، اهمیت زیادی دارد.

همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا حتی دوره‌های طولانی تقابل نظامی نیز نتوانست تهران را به شکل معناداری از خطوط قرمزی که پیش از آغاز درگیری‌ها تعیین کرده بود، عقب براند. همچنین روشن می‌کند که چرا دور تازه‌ای از تشدید تنش، با هدف گرفتن همان امتیازها، احتمالاً باز هم به نتیجه نخواهد رسید.

تا زمانی که ساختار کنونی جمهوری اسلامی پابرجاست، بسیار بعید به نظر می‌رسد که این حکومت به‌صورت داوطلبانه آنچه را پایه‌های دکترین بازدارندگی خود می‌داند، برچیند. رهبری ایران ممکن است پیش از پذیرش شرایطی که در داخل کشور به‌عنوان شکست ایدئولوژیک تعبیر شود، حاضر به تحمل خسارات شدید اقتصادی، انزوای منطقه‌ای، تلفات نظامی و فشارهای داخلی گسترده باشد.

این واقعیت، شرایطی ناخوشایند برای واشنگتن و متحدانش ایجاد می‌کند: اگر هدف، تغییر رژیم نیست، صرف فشار به‌تنهایی احتمالاً نخواهد توانست وضعیت راهبردی ایران را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

این بدان معنا نیست که فشار بی‌فایده است. تحریم‌ها می‌توانند منابع مالی ایران را محدود کنند. عملیات‌های نظامی قادرند بخشی از توانمندی‌ها را تضعیف کنند. بازدارندگی همچنان اهمیت دارد. اما تفاوت مهمی میان «تضعیف ایران» و «وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم راهبردی بدون قید و شرط» وجود دارد؛ تفاوتی که سیاستگذاران اغلب آن را نادیده می‌گیرند.

نتیجه، چرخه‌ای تکرارشونده است: تشدید تنش به اقدام متقابل منجر می‌شود، اقدام متقابل دور تازه‌ای از تنش را رقم می‌زند، بی‌ثباتی منطقه‌ای عمیق‌تر می‌شود، بازار نفت واکنش نشان می‌دهد، خطوط کشتیرانی در معرض تهدید قرار می‌گیرند و در نهایت، دیپلماسی در شرایطی از سر گرفته می‌شود که تفاوت چندانی با وضعیت پیش از بحران ندارد.

به بیان دیگر، موفقیت‌های تاکتیکی بارها در دستیابی به تحول راهبردی ناکام مانده‌اند.

به همین دلیل، باید انتظارات را با دقت تنظیم کرد. اگر هدف نه دستیابی به چارچوبی مذاکره‌شده باشد که دست‌کم بخشی از مطالبات راهبردی ایران را به رسمیت بشناسد و نه تلاشی جدی برای سرنگونی حکومت، در آن صورت کارزار تازه «فشار حداکثری» — حتی در نسخه‌ای تهاجمی‌تر و پیچیده‌تر — بعید است معادله اصلی را تغییر دهد.

در عوض، چنین رویکردی ممکن است بدترین سناریوی ممکن را رقم بزند: خاورمیانه‌ای بی‌ثبات‌تر، تقابلی نظامی‌تر و چرخه‌ای فرسایشی از تنش بدون دستیابی به راه‌حل نهایی.

رهبری ایران طی دهه‌ها نشان داده که برای حفظ آنچه بنیان‌های ایدئولوژیک جمهوری اسلامی می‌داند، حاضر به تحمل هزینه‌های بسیار سنگین است. نادیده گرفتن این واقعیت، آن را از میان نمی‌برد؛ بلکه فقط احتمال آن را افزایش می‌دهد که واشنگتن بار دیگر وارد تقابلی شود با این تصور که فشار و اجبار به تسلیم منجر خواهد شد، اما دیرهنگام می‌فهمد که جمهوری اسلامی آماده تحمل هزینه‌هایی بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.

منبع:
https://x.com/i/status/2055535785944768582


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
👍21🥰1
روزنامه عبری‌زبان معاریو در گزارشی تحلیلی به قلم «آوی اشکنازی» فاش کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در مصاحبه اخیر خود با برنامه معروف «۶۰ دقیقه» شبکه سی‌بی‌اس، به‌طور تلویحی سیگنال‌های مهمی درباره ماهیت اقدام تاریخی و احتمالی آتی نیروهای مشترک اسرائیل و آمریکا در خاک ایران ارسال کرده است.

بر اساس واکاوی‌های این رسانه، نتانیاهو در مواجهه با پرسش‌های مربوط به نحوه برخورد با اورانیوم غنی‌شده ایران، با ادبیاتی مملو از قاطعیت اظهار داشت که راهکار اصلی، «ورود به داخل تاسیسات و خارج کردن این مواد» است؛ رویکردی که تحلیل‌گران آن را فراتر از یک موضع‌گیری دیپلماتیک و نوعی رمزگشایی از برنامه‌های عملیاتی آینده ارزیابی می‌کنند.

معاریو با اشاره به مخالفت قاطع دونالد ترامپ با پیشنهادهای هسته‌ای تهران و تمایل ابرازشده وی برای اقدام میدانی، پافشاری نخست‌وزیر بر امکان‌پذیر بودن فیزیکی این اقدام نظامی را شاهدی بر آمادگی برای یک تقابل سخت می‌داند. اگرچه نتانیاهو در این گفت‌وگو از تشریح جزئیات زمانی و طرح‌های تاکتیکی سرباز زد، اما این گزارش تاکید می‌کند که سکوت مصلحتی او دقیقاً با هدف پنهان نگاه داشتن ترتیبات لجستیکی یک شبیخون نظامی بزرگ صورت گرفته است.

در همین راستا، این نشریه با بازخوانی پیشینه نظامی اسرائیل استدلال می‌کند که توانمندی لازم برای اجرای چنین مأموریت‌های پیچیده‌ای پیش از این در جریان عملیات یگان‌های ویژه صهیونیستی در عمق خاک سوریه به اثبات رسیده است.

به گزارش معاریو، نیروهای کماندویی تیپ «شلدگ» و واحد امداد و نجات «۶۶۹» پیش‌تر طی یک پاتک هوابرد و نفوذ بالگردی، موفق شدند یک تأسیسات زیرزمینی و استراتژیک تولید موشک‌های نقطه‌زن را که تحت حمایت و سرمایه‌گذاری گسترده ایران در منطقه مصیاف سوریه ساخته شده بود، به‌طور کامل منهدم سازند.

این رسانه در بخش پایانی تحلیل خود نتیجه می‌گیرد که مدل‌سازی‌ها و تکنیک‌های پیاده‌شده در عملیات سوریه، ساختار بومی و الگوی رفتاری ارتش اسرائیل را برای هرگونه اقدام مشابه علیه تاسیسات هسته‌ای و زیرزمینی ایران عیان می‌سازد؛ به‌طوری‌که وقوع چنین سناریویی اکنون تنها منوط به چراغ سبز و تصمیم‌گیری نهایی کانون‌های قدرت سیاسی در تل‌آویو و واشنگتن خواهد بود.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1320154?dicbo=v2-4Ev3uLl


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏2🔥1
روزنامه عبری زبان معاریو در گزارشی تحلیلی با اشاره به ورود مناقشه نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به سومین ماه خود، تبیین کرده است که بخش تجاری و تداوم زنجیره ارزش جهانی زیر بار تبعات سنگین این نبرد در حال فروپاشی است.

این گزارش با اتکا به بررسی‌های جامع خبرگزاری رویترز فاش می‌سازد که شرکت‌های بزرگ و عمومی در سراسر جهان تاکنون با زیانی حداقل ۲۵ میلیارد دلاری مواجه شده‌اند و عقربه‌های این شمارشگر خسارت اقتصادی با شتابی نگران‌کننده به حرکت خود ادامه می‌دهند.

بر اساس این ارزیابی‌های کارشناسی، عامل اصلی این آشفتگی عمیق در اقتصاد بین‌الملل، محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایران به عنوان حیاتی‌ترین شاهرگ حمل‌ونقل انرژی در جهان معرفی شده است؛ رویدادی که قیمت نفت را با جهشی چشمگیر و بیش از ۵۰ درصدی نسبت به دوره پیش از جنگ، به فراتر از مرز ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسانده و تلاطم شدیدی در بازار مواد اولیه راهبردی صنایع، از هلیوم گرفته تا آلومینیوم و پلی‌اتیلن ایجاد کرده است.

در بخش دیگری از این گزارش با تأکید بر اینکه دست‌کم ۲۷۹ غول چندملیتی برای مهار بحران ناچار به اتخاذ تدابیر تدافعی شدید نظیر افزایش قیمت‌ها، کاهش تولید، تعلیق سود سهام یا فرستادن کارگران به مرخصی اجباری شده‌اند، تشریح شده است که صنعت هوانوردی با تحمل ۱۵ میلیارد دلار هزینه اضافی ناشی از دو برابر شدن قیمت سوخت جت، سهمگین‌ترین ضربه را در میان بخش‌های مختلف پذیرا شده است.

این رسانه با استناد به خسارت‌های هنگفت شرکت‌های بزرگی مانند تویوتا با زیان تخمینی ۴.۳ میلیارد دلار، پروکتر اند گمبل با افت سود یک میلیارد دلاری و نیز هشدارهای مک‌دونالد مبنی بر کاهش ملموس تقاضای مصرف‌کنندگان به دلیل گرانی سوخت، یادآور می‌شود که تحلیلگران بازار سرمایه بر اساس داده‌های مؤسسه پژوهشی «فکت‌ست» معتقدند تبعات واقعی این بحران هنوز در صورت‌های مالی سه‌ماهه اول به طور کامل نمایان نشده و حاشیه سودها در ربع‌های آینده به طور مداوم کاهش خواهد یافت.

بر همین اساس، مراجع مالی پیش‌بینی می‌کنند که به دلیل وابستگی مفرط صنایع اروپا و آسیا به منابع انرژی خاورمیانه، نیمه دوم سال جاری با فشارهای تورمی بی‌سابقه و فرسایش شدید اعتماد مصرف‌کنندگان همراه باشد.

منبع:|
https://www.maariv.co.il/economy/international/article-1322742

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1🔥1
اسرائیل هیوم در گزارشی تحلیلی تبیین کرده است که اقتصاد ثروتمند و وابسته به انرژی قطر، در پی محاصره دریایی دوماهه تنگه هرمز توسط ایران و حملات پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های کلیدی آن، در آستانه فروپاشی قرار گرفته و با خطر عقب‌گرد چندین ساله مواجه شده است.

بر اساس یافته‌های این گزارش، انسداد این شاهراه حیاتی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر را کاملاً متوقف کرده و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص این کشور و محصور بودن پشت این آبراه برخلاف همسایگانی چون عربستان و امارات، دوحه عملاً به دام افتاده است؛ تا جایی که شرکت دولتی «قطر انرژی» بلافاصله پس از آغاز محاصره اعلام کرد که قادر به تایید و ایفای تعهدات قراردادی خود نیست.

افزون بر این، حملات موشکی و پهپادی به تاسیسات صنعتی «راس‌لفان» آسیب جدی به تجهیزات حیاتی وارد آورده و سبب کاهش ۱۷ درصدی ظرفیت تولید گاز قطر شده است که ترمیم آن حتی در صورت بازگشایی فوری تنگه، سال‌ها زمان خواهد برد.

این نشریه با استناد به ارزیابی‌های صندوق بین‌المللی پول تشریح می‌کند که انقباض بی‌سابقه ۸.۶ درصدی در انتظار اقتصاد قطر است و پیر اولیویه گورینشاس، اقتصاددان ارشد این نهاد، هشدار داده که تداوم روزانه این وضعیت، آسیب‌های مالی هنگفتی به بار می‌آورد؛ به‌طوری‌که قطر روزانه صدها میلیون دلار از بابت فرصت‌های فروش از دست رفته و هزینه‌های اجاره کشتی‌ها متحمل زیان می‌شود و بنادر راهبردی آن مانند بندر حمد کاملاً فلج و جرثقیل‌های بارگیری آن متوقف شده‌اند.

این رسانه در بخش دیگری از تبیین ابعاد این بحران، خاطرنشان می‌سازد که تنش‌های نظامی اخیر تمام دستاوردها و برنامه‌های چند دهه گذشته دوحه برای تنوع‌بخشی به اقتصاد و تبدیل شدن به قطب جهانی گردشگری، تجارت و ورزش را که از دهه ۱۹۹۰ با اتکا به درآمدهای میدان گازی مشترک شمالی پایه‌ریزی شده بود، به شدت ویران کرده است.

تحلیل‌گران این رسانه خاطرنشان کرده‌اند که به دنبال صدور هشدارهای امنیتی از سوی ایالات متحده و دیگر دولت‌ها، ورود گردشگران بین‌المللی به شدت سقوط کرده، رویدادهای بزرگ ورزشی مانند مسابقات فرمول یک متوقف شده‌اند و بسیاری از شرکت‌های چندملیتی از ترس ناامنی منطقه‌ای، کارکنان خود را به خارج فرستاده‌اند.

منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/05/18/export-collapse-economic-contraction-is-israels-gulf-rival-headed-for-ruin/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👏1
دنی سیترونوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل که این روزها تحلیل‌های او در فضای شبکه‌های اجتماعی به ویژه پلتفرم ایکس شهره شده در حساب کاربری‌اش نوشت:

انتخابی که در روزهای آینده پیش روی آمریکا قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری روشن است:

- یا واشنگتن باید آمادگی ورود به مذاکراتی را داشته باشد که دست‌کم بخشی از مطالبات اصلی ایران را در بر بگیرد،

- یا بار دیگر مسیر تقابل نظامی را در پیش خواهد گرفت؛ مسیری که شاید دستاوردهای تاکتیکی به همراه داشته باشد، اما بعید است بتواند ایران را به تسلیم وادار کند.

بار دیگر به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز رسیده‌ایم. با این حال، تبادل پیام‌ها و مواضع در روزهای اخیر نشان می‌دهد که در کنار آماده‌سازی‌ها برای تشدید تنش، همچنان تلاش‌هایی برای یافتن یک مسیر دیپلماتیک و کاهش شکاف عمیق میان دو طرف جریان دارد.

مهم‌تر از همه، دونالد ترامپ با یک تصمیم بنیادین راهبردی روبه‌رو است. او نمی‌تواند هم‌زمان جمهوری اسلامی را نظامی معرفی کند که باید نابود شود و در عین حال انتظار داشته باشد مذاکراتی معنادار و موفق شکل بگیرد.

اگر ترامپ مسیر دیپلماسی را انتخاب کند و آماده باشد نوعی کاهش فشار اقتصادی یا برخی امتیازها را به تهران ارائه دهد، هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد. اما ایران بعید است از ستون‌های ایدئولوژیکی که هویت نظام و جایگاه منطقه‌ای آن بر پایه آن‌ها شکل گرفته، عقب‌نشینی کند. اگر ترامپ تصور دیگری داشته باشد، احتمالاً بار دیگر با ناامیدی مواجه خواهد شد؛ چه در مسیر دیپلماسی و چه در مسیر رویارویی نظامی.

تا زمانی که این سیستم در قدرت است، تسلیم شدن برای آن یک گزینه محسوب نمی‌شود.

واقعیت همین است؛

او در توییتی دیگر در واکنش به اظهارات ، خبرنگار آکسیوس، مبنی بر اینکه پیشنهاد جدید ایران مورد قبول ترامپ واقع نشده و احتمال ازسرگیری درگیری‌ها بالاست، نوشت که مسئله اصلی به «انتظارات» واشنگتن بازمی‌گردد. به گفته او، اگر آمریکا همچنان به دنبال تسلیم کامل ایران یا کسب امتیازاتی فراتر از آنچه در میدان نبرد به دست نیاورده است باشد، شانس موفقیت مذاکرات بسیار محدود خواهد بود. او تأکید کرد که راه‌حل دیپلماتیک همچنان ممکن است، اما تنها در صورتی که دولت آمریکا اهداف و انتظارات خود از مذاکرات را تعدیل کند.

منبع:
https://x.com/i/status/2056377176526651565
https://x.com/i/status/2056401999386599559

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
1🔥1
پرده‌برداری از پشت‌پرده یک ادعا؛ چرا حمله به ایران واقعاً لغو شد؟

کانال ۱۲ اسرائیل مدعی شد که دلیل اصلی تعویق حمله به ایران، چیزی فراتر از درخواست رهبران عرب بوده است.

این کانال خبری عنوان کرده که به نظر می‌رسد دلیل واقعی این تعویق، ناتوانی آمریکا و اسرائیل در اطمینان از موفقیت قطعی در ضربه زدن به «بانک اهداف اصلی» باشد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-f96ff3f670f3e91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
وب‌سایت عبری‌زبان معاریو در گزارشی با استناد به اطلاعات افشاشده از سوی «میدل ایست آی» و منابع مطلع آمریکایی، از گام جدید و راهبردی اسرائیل و امارات متحده عربی در همکاری‌های امنیتی خبر داده است.

بر اساس این گزارش، دو طرف با ایجاد یک صندوق مشترک، قصد دارند به خرید و توسعه هم‌زمان تسلیحات، به‌ویژه در حوزه‌های پدافند هوایی و سامانه‌های مقابله با پهپاد (C-UAS) بپردازند. این همکاری که به عنوان عمیق‌ترین پیوند امنیتی اسرائیل با یک کشور عربی توصیف شده، با هدف بهره‌برداری از توانمندی‌های فناورانه اسرائیل و منابع مالی گسترده امارات در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای و جنگ با ایران طراحی شده است.

در ادامه این گزارش آمده است که این ائتلاف تسلیحاتی، پیوندی مستقیم با «توافق‌نامه ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ داشته و عملاً در پاسخ به تهدیدات ناشی از جنگ با ایران شکل گرفته است؛ جنگی که در آن امارات هدف هزاران پهپاد و موشک قرار گرفته بود.

تحلیل‌گران بر این باورند که این صندوق مشترک، پاسخی منطقی به نیازهای دو طرف است؛ چرا که اسرائیل با وجود برتری تکنولوژیک، نیازمند تأمین منابع مالی است و امارات نیز در پی دسترسی به فناوری‌های پیشرفته دفاعی است.

همچنین اشاره شده که با توجه به فشارهای اقتصادی بر کمک‌های نظامی آمریکا، این همکاری راهکاری برای تنوع‌بخشی به فعالیت‌های دفاعی تل‌آویو محسوب می‌شود.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323024

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
وب‌سایت عبری‌زبان معاریو در گزارشی، با استناد به تحلیل‌های مطرح شده در نیویورک‌تایمز، به بررسی تغییر دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران در صورت ازسرگیری احتمالی درگیری‌ها پرداخته است.

بر اساس این گزارش ، برخلاف دور نخست درگیری‌ها در سال جاری که ایران با رویکردی محتاطانه و مدیریت‌شده برای نبردی طولانی‌مدت آماده شده بود، اکنون محاسبات استراتژیک در تهران دستخوش تغییری بنیادین شده است؛ به طوری که رهبران نظامی ایران نه برای یک جنگ فرسایشی، بلکه برای وقوع یک «رویارویی کوتاه، اما با شدت و خشونت بسیار بالا» آماده می‌شوند.

این تحلیل در ادامه می‌افزاید که دکترین جدید تهران بر استفاده گسترده از توان موشکی متمرکز است که می‌تواند شامل پرتاب ده‌ها یا حتی صدها موشک در روز برای ایجاد شوک اولیه و تحمیل هزینه‌های سنگین و فوری به رقبا باشد؛ راهبردی که در آن نه تنها اهداف نظامی، بلکه زیرساخت‌های انرژی در کشورهای حوزه خلیج‌فارس نیز به عنوان نقاط ضعف استراتژیک برای اعمال فشار اقتصادی بر جامعه جهانی و دولت آمریکا در کانون تهدیدات قرار گرفته‌اند.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323088

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1🔥1
نشریه نیوزویک در گزارشی به بررسی وضعیت شکننده روابط ایالات متحده و ایران پرداخته و تشریح می‌کند که پس از هفته‌ها توقف موقت در درگیری‌ها، آتش‌بس کنونی در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است.

بنا بر تحلیل این نشریه، دونالد ترامپ با هشدار به تهران مبنی بر اینکه «زمان رو به پایان است»، تاکید کرده که در صورت عدم ارائه یک پیشنهاد بهتر، ایران با حملاتی به‌مراتب سخت‌تر مواجه خواهد شد. در این میان از منظر این نشریه پنج سناریوی تخصصی برای تداوم این بحران متصور است:

۱- بمباران مجدد توسط ترامپ و دستیابی به یک توافق اولیه و محدود: در این سناریو، کاخ سفید برای وارد کردن شوک به تهران و گرفتن امتیازهای هسته‌ای، حملات خود را از سر می‌گیرد. نتیجه این اقدام ممکن است یک توافق محدود بر سر دسترسی‌ها، بازرسی‌ها یا کشتیرانی باشد که به هر دو طرف اجازه اعلام پیروزی موقت می‌دهد، اما حل مسائل اصلی هسته‌ای را به آینده موکول می‌کند.

۲- سازش ایران تحت فشار اقتصادی شدید: این سناریو بر این فرض استوار است که فلج شدن کشتیرانی خلیج فارس به دلیل محاصره و جهش قیمت نفت، اقتصاد ایران را به زانو درآورد و تهران پیش از آغاز مجدد جنگ، عقب‌نشینی کند. البته ترامپ نیز به دلیل صعود نفت برنت به بالای ۱۱۱ دلار و تأثیر آن بر انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، انگیزه متقابلی برای پذیرش یک توافق ناقص دارد.

۳- بازگشت به جنگ و شکل‌گیری یک بن‌بست مدیریت‌شده: در این حالت، جنگ با چرخه‌ای از حملات آمریکا، تلافی ایران و اختلال در کشتیرانی از سر گرفته می‌شود. اگرچه آمریکا برتری نظامی دارد، اما ایران با مسدود نگه داشتن تنگه هرمز، نبرد را به یک جنگ فرسایشی اقتصادی تبدیل می‌کند که تحمل آن برای هر دو طرف دشوار خواهد بود.

۴- ورود علنی کشورهای عربی خلیج فارس به میدان نبرد: این سناریو خطرناک‌ترین مسیر تصاعد بحران است که جنگ را به یک نبرد تمام‌عیار منطقه‌ای تبدیل می‌کند. جرقه این اقدام می‌تواند ناشی از حملات پهپادی (مانند حمله اخیر به نزدیکی نیروگاه هسته‌ای براکه امارات) باشد که کشورهای منطقه را مجاب به اقدام تلافی‌جویانه یا حمایت مستقیم از عملیات‌های نظامی آمریکا می‌کند.

۵- بقای صوری آتش‌بس و تداوم فشار پنهان: در این وضعیت که نیوزویک آن را شرایط عملیاتی جاری می‌داند، جنگ جدیدی رخ نمی‌دهد اما تحریم‌ها، محاصره اقتصادی و پر شدن ظرفیت ذخیره‌سازی نفت، به‌طور پنهان درآمدها و اقتصاد ایران را فلج می‌کند. این سناریو به دلیل به چالش کشیدن قانون اختیارات جنگ در کنگره آمریکا، از نظر قانونی پیچیده است.

این تحلیل تخصصی در نهایت با ارزیابی ابعاد پیچیده‌تر بحران می‌افزاید که بدون یک توافق جامع برای حل ریشه‌ای مناقشه هسته‌ای و تضمین کشتیرانی آزاد، طرفین عملاً به سمت سناریوی پنجم یعنی «جنگ در قالب آتش‌بس» سوق می‌یابند؛ وضعیتی که در آن نبردها پنهان و آشکار ادامه دارد، اما هر دو طرف صرفاً نام آن را آتش‌بس می‌گذارند.

منبع:
https://www.newsweek.com/iran-war-trump-nuclear-deal-ceasefire-11962171

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام

https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:

@meshkatanalysis
👍2
نشریه فارن‌افرز در گزارشی تحلیلی با مقایسه جنگ ایران با ویتنام و جنگ اوکراین با کره، استدلال می‌کند که ساختار جنگ‌ها بیش از تفاوت‌های ظاهری آن‌ها تعیین‌کننده نحوه پایانشان است.

به نوشته این گزارش، دولت ترامپ در قبال ایران طی مدت کوتاهی همان مسیری را طی کرده که آمریکا در ویتنام در طول سال‌ها پیمود؛ از مداخله و تشدید فشار نظامی گرفته تا رسیدن به بن‌بست و سپس تلاش برای خروج آبرومندانه از بحران.

نویسنده معتقد است واشنگتن و تل‌آویو با این تصور وارد جنگ شدند که حملات گسترده و حذف رهبران ارشد جمهوری اسلامی می‌تواند ساختار قدرت در ایران را فروبپاشد، اما برخلاف انتظار، نظام سیاسی ایران پابرجا ماند و حتی با فشار بر تنگه هرمز و ایجاد بحران انرژی جهانی، هزینه‌های جنگ را به رقبای خود تحمیل کرد.

گزارش همچنین تاکید دارد که سیاست تهدید، اولتیماتوم و «مرد دیوانه» که نیکسون در ویتنام دنبال می‌کرد، در برابر تهران نیز نتیجه تعیین‌کننده‌ای نداشته و در نهایت، محتمل‌ترین سناریو توافقی موقت و ناپایدار خواهد بود که صرفا جنگ را متوقف می‌کند، اما مسئله برنامه هسته‌ای و آینده جمهوری اسلامی را به آینده موکول خواهد کرد.

در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده با تشبیه جنگ اوکراین به جنگ کره، توضیح می‌دهد که هر دو جنگ پس از دوره‌ای از پیشروی‌ها و ضدحملات سنگین، به سمت فرسایش و تثبیت خطوط درگیری حرکت کرده‌اند.

به باور گزارش، همان‌طور که جنگ کره در نهایت با آتش‌بسی پایدار اما بدون حل ریشه‌ای اختلافات پایان یافت، جنگ اوکراین نیز احتمالا به توافقی منتهی خواهد شد که خطوط فعلی نبرد را تثبیت می‌کند و نوعی مرز نظامی دائمی ایجاد خواهد شد.

گزارش همچنین بر این نکته تاکید دارد که در هر چهار جنگ — کره، ویتنام، اوکراین و ایران — قدرت‌های بزرگ بارها تصور کرده‌اند که فشار نظامی می‌تواند به سرعت اهداف سیاسی را محقق کند، اما در عمل با محدودیت‌های قدرت سخت مواجه شده‌اند.

نویسنده در نهایت هشدار می‌دهد که تهدید هسته‌ای، اختلاف میان متحدان و خوش‌بینی افراطی رهبران در مورد کارآمدی نیروی نظامی، الگوهای تکرارشونده این بحران‌ها بوده و این تصور که «این بار متفاوت است» معمولا خطرناک‌ترین خطای راهبردی در زمان جنگ محسوب می‌شود.

منبع:
https://www.foreignaffairs.com/ukraine/iran-vietnam-ukraine-korea?utm_campaign=tw&utm_content=&utm_medium=social&utm_source=twitter

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:

@meshkatanalysis
👍1
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به قلم «عاموس یادلین» رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل و «اودی آونتال» تحلیلگر راهبردی با بررسی وضعیت جنگ و بن‌بست مذاکرات میان واشنگتن و تهران، تأکید می‌کند که دونالد ترامپ اکنون در پیچیده‌ترین موقعیت سیاسی و امنیتی دوران ریاست‌جمهوری خود قرار گرفته است؛ زیرا برخلاف انتظار کاخ سفید، بیش از چهل روز فشار نظامی، محاصره و تهدید، نه‌تنها ایران را وادار به عقب‌نشینی نکرده، بلکه تهران توانسته با استفاده از اهرم تنگه هرمز و تهدید امنیت انرژی، موازنه فشار را تا حدی به ضرر آمریکا تغییر دهد.

نویسندگان معتقدند ایران حاضر نیست بدون دریافت امتیازات گسترده، به وضعیت پیش از جنگ بازگردد و حتی در موضوع هسته‌ای نیز نشانه‌ای از پذیرش محدودیت‌های اساسی دیده نمی‌شود. به نوشته این گزارش، بحران هرمز اکنون از خود پرونده هسته‌ای هم فوری‌تر شده و واشنگتن را میان چند گزینه پرهزینه گرفتار کرده است:

۱_ پذیرش یک توافق «بد» که به ایران اجازه حفظ بخشی از ظرفیت غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم را بدهد؛

۲_ ادامه محاصره و فشار اقتصادی علیه ایران با این امید که فرسایش اقتصادی، تهران را وادار به عقب‌نشینی کند؛

۳_ شکستن نظامی محاصره هرمز و بازگرداندن آزادی کشتیرانی که می‌تواند به جنگی منطقه‌ای و بحران انرژی جهانی منجر شود؛

۴_ ورود به جنگی محدود یا گسترده علیه زیرساخت‌ها و تأسیسات ایران، در حالی که هیچ تضمینی برای تسلیم تهران وجود ندارد؛

۵_ اعلام پیروزی و خروج تدریجی آمریکا از بحران که از نگاه نویسندگان، به معنای واگذاری عملی هرمز به ایران و تضعیف جایگاه جهانی آمریکا خواهد بود.

نویسندگان تأکید دارند که همه این سناریوها برای آمریکا هزینه‌های سنگین امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی به همراه دارند. در این تحلیل آمده است که ایران با تبدیل تنگه هرمز به اهرم فشار راهبردی، عملاً ترامپ را در بحرانی گرفتار کرده که خروج یک‌جانبه از آن برای واشنگتن بسیار دشوار شده است.

در بخش دیگر گزارش، نویسندگان استدلال می‌کنند که بزرگ‌ترین خطای راهبردی دولت ترامپ، ناتوانی در پیش‌بینی تبدیل شدن تنگه هرمز به ابزار فشار ایران بوده است؛ موضوعی که اکنون نه‌فقط امنیت خلیج فارس، بلکه اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده و حتی چین را نیز وارد معادله کرده است.

گزارش همچنین مدعی است که احتمال ازسرگیری جنگ همچنان بالاست و آمریکا و اسرائیل پس از آتش‌بس نیز برای آغاز مجدد عملیات، آماده‌سازی‌های کم‌سابقه‌ای انجام داده‌اند.

با این حال، نویسندگان هشدار می‌دهند که حتی در صورت وقوع دور جدید درگیری، خطر رسیدن به توافقی مشابه برجام همچنان وجود دارد؛ توافقی که از نگاه اسرائیل، نه برنامه هسته‌ای ایران را متوقف می‌کند و نه نفوذ منطقه‌ای تهران را از میان می‌برد، بلکه فرصت بازسازی اقتصادی و تثبیت موقعیت ژئوپلیتیکی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار می‌دهد.

بر همین اساس، گزارش تأکید می‌کند که منافع اسرائیل و آمریکا در حال فاصله گرفتن از یکدیگر است؛ زیرا اولویت تل‌آویو نابودی کامل تهدید هسته‌ای ایران است، در حالی که واشنگتن بیش از هر چیز نگران بازگشایی هرمز، ثبات بازار انرژی و جلوگیری از شوک اقتصادی جهانی است.

نویسندگان در پایان نتیجه می‌گیرند اسرائیل برای جلوگیری از یک «توافق بد»، ناچار است هم بر روابط راهبردی خود با آمریکا تکیه کند و هم کشورهای عربی خلیج فارس را با مواضع خود (ثبات پایدار خاورمیانه بدون مهار کامل تهدید هسته‌ای ایران ممکن نخواهد بود) همسو سازد تا بتواند بر تصمیم نهایی ترامپ اثر بگذارد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-columns/2026_q2/Article-4109e79d2153e91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
«اجبار سه‌گانه»؛ راهبردی که معادلات جنگ را تغییر داد

روزنامه عبری‌زبان معاریو در گزارشی به قلم «الی لئون» و با استناد به تحلیلی منتشرشده در نیویورک‌تایمز، این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه ایران، به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، توانسته در برابر آمریکا و اسرائیل از فروپاشی سریع جلوگیری کرده و حتی بخشی از معادله جنگ را به نفع خود تغییر دهد.

نویسنده مدعی است تهران پس از عبور از موج ترورها و حملات اولیه، به‌تدریج راهبردی موسوم به «اجبار سه‌گانه» را فعال کرد؛ راهبردی که در آن به‌جای تمرکز صرف بر تقابل مستقیم، تلاش می‌شود هزینه جنگ به بازیگران ثالث حیاتی برای آمریکا منتقل شود.

(منطق این راهبرد این است که اگر رویارویی مستقیم با قدرت برتر پرهزینه یا دشوار باشد، بازیگر ضعیف‌تر تلاش می‌کند هزینه‌های جنگ را به حوزه‌ای منتقل کند که برای رقیب حیاتی است.)

به نوشته معاریو، ایران با تهدید امنیت انرژی خلیج فارس و تنگه هرمز، عملاً بازار جهانی نفت، دولت‌های عربی منطقه و در نهایت خود واشنگتن را وارد متن بحران کرد؛ اقدامی که به باور تحلیلگران، باعث شد کاخ سفید بیش از پیش نگران تبعات اقتصادی و ژئوپلیتیکی ادامه جنگ شود.

گزارش در ادامه، حمله متقابل ایران به تأسیسات انرژی قطر، عربستان و کویت پس از هدف قرار گرفتن میدان گازی ایران در ماه مارس را نقطه عطف اصلی جنگ توصیف می‌کند؛ رخدادی که به گفته نویسنده «معادله جدیدی» را وارد درگیری کرد.

معاریو می‌نویسد تهران با این اقدام این پیام را منتقل کرد که هرگونه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، می‌تواند کل شریان انرژی خلیج فارس را بی‌ثبات کند؛ مسئله‌ای که به‌سرعت دامنه مانور آمریکا و اسرائیل را محدود ساخت و حتی واشنگتن را به مهار سطح تنش، از جمله در پرونده حزب‌الله و لبنان، سوق داد.

این گزارش همچنین با اشاره به ناکامی آمریکا در بازگشایی کامل تنگه هرمز و توقف عملیات موسوم به «پروژه آزادی» نتیجه می‌گیرد که ایران توانسته از جغرافیا، انرژی و وابستگی اقتصاد جهانی به خلیج فارس، به‌عنوان ابزار بازدارندگی استفاده کند و این تصور سنتی را به چالش بکشد که برتری مطلق نظامی الزاماً به معنای توانایی تحمیل اراده سیاسی است.موضوعی که از نگاه تحلیلگران، می‌تواند پیامدهایی فراتر از جنگ فعلی و حتی فراتر از خاورمیانه داشته باشد.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1323753

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه۰:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
منابع خبری اسرائیلی گزارش دادند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در تماس تلفنی اخیر خود درباره مذاکرات آتش‌بس با ایران، دچار اختلاف‌نظر شدید شده‌اند.

بر اساس گزارش «آکسیوس» که توسط جروزالم پست بازنشر شده است، این تماس تلفنی «دشوار» بوده و یک منبع آمریکایی با توصیف وضعیت نتانیاهو پس از این گفتگو گفته است که «نتانیاهو پس از این تماس به‌شدت عصبانی و آشفته بود».

جزئیات پیشنهاد جدید آمریکا

ترامپ در این گفتگو نتانیاهو را در جریان تلاش میانجی‌ها برای تدوین یک «پیش‌نویس توافق‌» قرار داده که هدف آن پایان دادن به جنگ و آغاز دوره‌ای یک‌ماهه از مذاکرات است. این مذاکرات قرار است موضوعاتی نظیر برنامه هسته‌ای ایران و بازگشایی تنگه هرمز را شامل شود.

همزمان گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکا پیشنهاد جدیدی را از طریق میانجی‌های پاکستانی به ایران ارسال کرده و قطر و پاکستان نیز برای پر کردن شکاف میان مواضع تهران و واشنگتن، پیش‌نویس یک یادداشت صلح بازنگری شده را آماده کرده‌اند.

موضع‌گیری ترامپ

دونالد ترامپ در حاشیه این تحولات با بیان اینکه ایران و آمریکا «در مرز» بین ازسرگیری جنگ یا دستیابی به توافق قرار دارند، تأکید کرد که تنها «پاسخ‌های صد در صد مطلوب» را می‌پذیرد و فرصتی «چند روزه» به این مذاکرات داده است. وی همچنین با لحنی خاص مدعی شد که نتانیاهو «هر کاری که من بخواهم انجام می‌دهد».

در همین حال، منابع مطلع به جروزالم پست گفته‌اند که پیشرفت‌هایی در گفتگوها پیرامون یک «تفاهم‌نامه و اصول اولیه» که می‌تواند سنگ‌بنای مذاکرات آتی باشد، حاصل شده است.

منبع:
https://www.jpost.com/middle-east/iran-news/article-896906

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
نشریه «کالکالیست» چاپ اسرائیل در گزارشی تخصصی پیرامون ریشه‌های تاریخی و سازوکارهای مهندسی نظامی آورده است که مفهوم راهبردی «شهرهای موشکی زیرزمینی» برخلاف باور عمومی، یک نوآوری معاصر به شمار نمی‌رود، بلکه دکترین پنهان‌کاری پناهگاهی برای نخستین بار در اواخر سال ۱۹۴۲ توسط آلمان نازی پایه‌گذاری شد.

نشریه «کالکالیست» اسرائیل در گزارشی تحلیلی پیرامون ریشه‌های تاریخی و ابعاد مهندسی پناهگاه‌های زیرزمینی فاش کرده است که ایده ساخت «شهرهای موشکی»، برخلاف تصور عموم یک نوآوری امروزی نیست، بلکه حاصل کج‌خیالی و لجاجت آدولف هیتلر در اواخر سال ۱۹۴۲ است. بر اساس جزییات فاش‌شده در این گزارش، در حالی که فرماندهان ارتش نازی اصرار داشتند موشک‌های بالستیک «V-2» را برای پنهان‌کاری روی کامیون‌های متحرک سوار کنند و از دل جنگل‌ها شلیک نمایند، هیتلر شیفته سازه‌های غول‌آسا و نمادین بود؛ از این رو شخصاً دستور داد یک پناهگاه زیرزمینی عظیم به نام «لو کوپل» با گنبد بتنی ۵۵ هزار تنی و به ضخامت ۵ متر ساخته شود تا تسلیحاتش حتی در برابر سقوط سنگ‌های آسمانی هم آسیب نبینند.

این رسانه عبری‌زبان تشریح می‌کند که چگونه نیروهای متفقین با ابداع بمب‌های ۵ تنیِ سنگرشکن به نام «طولبوی»، این دژ بتنی را پیش از تکمیل نهایی در هم کوبیدند و هیتلر را مجبور کردند در نهایت به همان ایده اول ژنرال‌هایش یعنی پرتابگرهای متحرک روی بیاورد؛ با این حال، همان ابرسازه نازی‌ها به سنگ‌بنای ساخت پناهگاه‌های عمیق اتمی در دوران جنگ سرد تبدیل شد.

این نشریه اسرائیلی در بخش دیگری از این تحلیل تخصصی با اشاره به تقابل‌های نظامی اخیر اذعان می‌کند که ارتش اسرائیل و ایالات متحده در جریان حملات خود متوجه شده‌اند انهدام کامل شهرهای موشکی ایران کاری فوق‌العاده دشوار و نزدیک به محال است، زیرا ایرانی‌ها این فناوری را به شکلی کاملاً متفاوت و پویا بومی‌سازی کرده‌اند.

کالکالیست فاش می‌کند که برخلاف پناهگاه‌های دوران جنگ سرد که سازه‌هایی ایستا برای تنها یک‌بار شلیک بودند، دالان‌های تو در توی ایران در دل کوه‌های صخره‌ای به گونه‌ای طراحی شده‌اند که تمام مراحل مونتاژ، سوخت‌گیری و نگهداری موشک در عمق زمین انجام می‌شود و برای جنگ‌های فرسایشی و شلیک‌های پی‌درپی ساخته شده‌اند.

نویسنده گزارش تاکید دارد که به دلیل تجهیز دالان‌ها به درب‌های ضخیم ضد انفجار و عایق‌بندی کوهستان، حتی انفجار زنجیره‌ای در یک بخش، آسیبی به انبار مجاور نمی‌زند؛ پنهان‌کاری ایرانی‌ها به این صورت است که پرتابگرها تنها چند دقیقه از دهانه غارها خارج شده، شلیک می‌کنند و پیش از ردیابی ماهواره‌ای فوراً به آشیانه نفوذناپذیر خود بازمی‌گردند، به طوری که حتی در صورت ریزش موقتی دهانه تونل، شبکه زیرزمینی همچنان زنده و عملیاتی باقی می‌ماند.

منبع:
https://www.calcalist.co.il/calcalistech/article/s1eclmojze

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍1
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به بررسی نگرانی‌های جدی ایالات متحده درباره کمبود موشک‌های پدافندی پیشرفته پس از عملیات علیه ایران پرداخت.

بر اساس این گزارش، ارتش آمریکا در جنگ اخیر پیش از ۲۰۰ موشک تاد، معادل تقریباً نیمی از موجودی جهانی این سامانه را به کار گرفته در حالی که اسرائیل کمتر از ۱۰۰ موشک «پیکان» و حدود ۹۰ موشک «فلاخن داوود» شلیک کرده است.

تحلیلگران امنیتی، از جمله کلی گریکو، تأکید کرده‌اند که آمریکا بیشترین بار دفاع هوایی را تحمل کرده و مصرف گسترده موجودی موشکی می‌تواند آمادگی نیروهای این کشور در دیگر مناطق حساس، از جمله ژاپن و کره جنوبی، را محدود کند.

در همیم راستا گزارش عنوان می‌کند که برآوردهای اطلاعاتی آمریکا علیرغم اظهارات ترامپ مبنی بر ادعای نابودی کامل بخش موشکی ایران، نشان می‌دهد که تهران همچنان حدود ۷۰ درصد از موجودی موشکی خود را در اختیار دارد و نگرانی‌ها درباره کمبود موشک‌های پیشرفته در صورت ازسرگیری درگیری‌ها افزایش یافته است.

گزارش کانال ۱۲ همچنین به تنش‌های پشت صحنه سیاسی اشاره کرده است؛ تماس تلفنی پرتنش میان نتانیاهو و ترامپ نشان داد که فشار برای ادامه حملات و نگرانی واشنگتن درباره محدودیت موجودی موشکی تا چه حد بالا بوده است.

منابع مطلع اعلام کرده‌اند که تصمیم اسرائیل برای غیرفعال کردن بخشی از باتری‌های سامانه‌های دفاع هوایی جهت تعمیرات، احتمال استفاده بیشتر آمریکا از موشک‌ها در صورت ازسرگیری عملیات در آینده را افزایش می‌دهد.

این منابع بیان کرده‌اند که در صورت ازسرگیری عملیات، آمریکا ممکن است بخش بیشتری از موشک‌های تاد و موشک‌های دریایی خود را مصرف کند و اثرات این فشار حتی به مناطقی فراتر از خلیج فارس، از جمله تهدیدات احتمالی چین و کره شمالی، گسترش یابد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-93b0209ce9b4e91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی تحلیلی به قلم «ایال تسیر کوهن» از مقامات ارشد و سابق سازمان موساد، به بررسی بن‌بست راهبردی میان تل‌آویو، واشنگتن و تهران پس از گذشت هفت هفته از برقراری آتش‌بس پرداخته و تأکید می‌کند که ارزیابی‌های اولیه غرب درباره آسیب‌پذیری حکومت ایران کاملاً نادرست بوده است.

این گزارش تبیین می‌کند که فرضیاتی همچون فروپاشی یا شوک پایدار نظام در پی ترور رهبر، شکل‌گیری اعتراضات مردمی در میانه جنگ، یا امکان تغییر سریع حکومت، همگی دور از واقعیت‌های میدانی بوده‌اند.

نویسنده با اشاره به خطاهای محاسباتی مکرر یادآور می‌شود که با وجود ره‌گیری ۹۰ درصدی موشک‌های ایرانی، همان ده درصد باقی‌مانده آسیب‌های جدی اقتصادی و روانی به بار آورده و از سوی دیگر، توانایی ایران در تهدید شاهراه اقتصادی تنگه هرمز، عملاً تجارت جهانی را به گروگان گرفته است.

به باور او، ورود زودهنگام به مسیر مذاکرات پیش از تسلیم شدن تهران، مانع از عقب‌نشینی ایران از برنامه‌های هسته‌ای و منطقه‌ای خود شد؛ چرا که ساختار نظامی ایران به دلیل تکیه بر زیرساخت‌های پایداری چون شبکه برق و انرژی، به سرعت بازسازی شد و خودداری غرب از هدف قرار دادن این شریان‌های حیاتی، فرصت تنفس و احیا را به تهران اعطا کرد.

این مقام سابق موساد در ادامه استدلال می‌کند که ایستادگی دیپلماتیک تهران و رد مداوم شروط ایالات متحده، نشان می‌دهد که ایران اصلاً احساس شکست نمی‌کند و زمان را به نفع خود می‌بیند.

این گزارش با مرور روند گفتگوها فاش می‌سازد که واشنگتن به مرور از مواضع سرسختانه اولیه خود نظیر شروط ۱۵گانه دوران ترامپ، قطع بازوهای منطقه‌ای ایران و جلوگیری از تأمین مالی گروه‌های هم‌پیمانش عقب‌نشینی کرده و بحث را صرفاً به میزان خروج اورانیوم غنی‌شده محدود کرده است که این امر یک پیروزی راهبردی برای تهران محسوب می‌شود.

کوهن هشدار می‌دهد که پذیرش هرگونه «توافق اولیه یا چارچوب‌محور» جدید، تنها زمان لازم را برای ترمیم اقتصادی و نظامی در اختیار ایران می‌گذارد.

در نتیجه، نویسنده معتقد است اسرائیل به این نتیجه رسیده که مذاکره بی‌فایده است و تنها راه باقی‌مانده شروع مجدد جنگ است. اما این‌بار، استراتژی ضربه زدن صرف به مهره‌ها یا مواضع نظامی حاکمیت کنار گذاشته می‌شود. هدف اصلی در نبرد جدید، بمباران و نابودی کامل زیرساخت‌های حیاتی ایران مانند نیروگاه‌های برق، پالایشگاه‌های نفت و شبکه‌های سوخت‌رسانی خواهد بود. اسرائیل می‌خواهد با فلج کردن زندگی روزمره و قطع مایحتاج اولیه مردم، جامعه را به نقطه فروپاشی کامل و شورش علیه نظام بکشاند.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-columns/2026_q2/Article-4088c283f9a4e91027.htm


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
رابرت کگن که همواره طرفدار سرشناس هژمونی جهانی آمریکا بوده، در یادداشت تحلیلی خود در نشریه آتلانتیک با نگاهی عمیقاً انتقادی به استراتژی دونالد ترامپ در قبال ایران می‌نویسد که شواهد کنونی نشان‌دهنده شکست راهبردی واشنگتن و نوعی «تسلیم دیپلماتیک» در برابر تهران است.

این تحلیلگر ارشد بین‌المللی با اشاره به مکالمه اخیر ترامپ با بنیامین نتانیاهو فاش می‌کند که رئیس‌جمهور آمریکا در صدد امضای یک «تفاهم‌نامه اولیه» ۳۰ روزه با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به میز مذاکره است؛ اقدامی که از نظر کگن، پس از عقب‌نشینی‌های پیاپی ترامپ در پی حملات متقابل به میادین گازی پارس و قطر، اعترافی آشکار به شکست تلقی می‌شود.

وی تصریح می‌کند که حتی در صورت وقوع یک حمله نظامی کوتاه و نمایشی از سوی آمریکا برای حفظ ظاهر، رهبران ایران دست بالا را در اختیار دارند و شروط خود از جمله دریافت غرامت و لغو کامل تحریم‌ها را تحمیل خواهند کرد، چرا که می‌دانند ترامپ تمایلی به ورود به یک جنگ تمام‌عیار ندارد.

کگن در ادامه ارزیابی خود تبیین می‌کند که پیامد مستقیم این عقب‌نشینی، تثبیت حاکمیت نوین ایران بر تنگه هرمز و فروپاشی کامل نظام تحریم‌های بین‌المللی خواهد بود، به طوری که حتی متحدان سنتی واشنگتن نیز برای تامین انرژی خود مجبور به فاصله‌گرفتن از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل و امتیاز‌دهی به تهران می‌شوند.

این جنگ و نتایج آن به زعم وی، ایران را به مراتب ثروتمندتر، قدرتمندتر و با نفوذتر از گذشته خواهد ساخت و با احیای محور حماس و حزب‌الله، توافقات ابراهیم را به پایان راه می‌رساند.

رابرت کگن تمام این شرایط بحرانی را نتیجه مستقیم سیاست‌های اشتباه و بلوف‌های توخالی دونالد ترامپ می‌بیند که موقعیت هژمونیک آمریکا را واگذار کرده است.از نظر او، در وضعیتی که ترامپ به قیمت انزوای بی‌سابقه تل‌آویو پای خود را از این معرکه بیرون کشیده، تنها متغیر مجهول و برنگ برنده‌ای که شاید بتواند این معادله را تغییر دهد، رفتار بنیامین نتانیاهو خواهد بود و اینکه آیا در نهایت به خواست ترامپ برای تن دادن به این توافق گوش می‌سپارد یا خیر.

منبع:

https://www.theatlantic.com/international/2026/05/trump-surrender-iran-endgame/687252/

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا در واکنش به انتشار اخباری مبنی بر نزدیک شدن توافق میان ایران و آمریکا در حساب کاربری‌اش در ایکس هشدار داده است که اگر پایان درگیری با ایران بر پایه این برداشت شکل بگیرد که تنگه هرمز در برابر «تهدیدات ایران» قابل حفاظت نیست و تهران همچنان توان هدف قرار دادن زیرساخت‌های اصلی نفتی خلیج فارس را حفظ کرده، در آن صورت ایران به‌عنوان قدرتی مسلط در منطقه شناخته خواهد شد که تنها راه مواجهه با آن، راه‌حل دیپلماتیک است.

به گفته او، ترکیب این دو برداشت — توانایی ایران برای تهدید دائمی تنگه هرمز و قابلیت وارد کردن خسارت سنگین به زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس — به معنای تغییر جدی در توازن قدرت منطقه‌ای خواهد بود؛ تغییری که در بلندمدت می‌تواند به «کابوسی برای اسرائیل» تبدیل شود.

گراهام همچنین با طرح این پرسش که اگر چنین ارزیابی‌هایی درست باشد، اساساً چرا جنگ آغاز شد، تأکید کرده شخصاً نسبت به این ایده که نمی‌توان توان ایران برای تهدید تنگه هرمز را مهار کرد یا منطقه قادر به مقابله با توان نظامی ایران نیست، تردید دارد.

او در پایان گفته است که «بسیار مهم است این موضوع به‌درستی مدیریت شود.»

منبع:
https://x.com/i/status/2058245974733058140

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در واکنش به اظهارات لیندسی گراهام، نوشت که بازدارندگی‌ای که ایران در برابر اغلب کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده، موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.

به گفته او، بسیاری از دولت‌های منطقه اکنون نگران‌اند که در برابر حملات احتمالی ایران، امکان دفاع مؤثر از آن‌ها وجود نداشته باشد و همچنین تهران همچنان بتواند از نفوذ خود بر تنگه هرمز استفاده کند.

سیترینوویچ تأکید کرد اگر درگیری‌ها با چنین شرایطی پایان یابد، بازدارندگی ایران در برابر کشورهای خلیج فارس نه‌تنها تضعیف نمی‌شود، بلکه حتی تقویت خواهد شد.

او افزود بسیاری از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این جمع‌بندی رسیده‌اند که تقابل با ایران می‌تواند هزینه‌های سنگین اقتصادی و امنیتی برای آن‌ها به همراه داشته باشد و در عین حال، تضمینی هم وجود ندارد که آمریکا بتواند به‌طور کامل از آن‌ها محافظت کند

به باور این مقام سابق اطلاعاتی اسرائیل، به همین دلیل احتمال زیادی وجود دارد که بیشتر کشورهای خلیج فارس همچنان نوعی ارتباط و کانال تعامل با حاکمیت جدید ـ قدیم ایران را حفظ کنند.

منبع:
https://x.com/i/status/2058249261922291928


⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
آویگدور لیبرمن، وزیر سابق جنگ اسرائیل و رئیس حزب «اسرائیل خانه ما» در گفتگو با برنامه «دیدار با مطبوعات» با انتقاد شدید از عملکرد بنیامین نتانیاهو، دولت او را به تضعیف استقلال و حاکمیت ملی اسرائیل در برابر ایالات متحده متهم کرد و مدعی شد که دونالد ترامپ در حال تحمیل رویکردی تحقیرآمیز به تل‌آویو است.

وی با ابراز نارضایتی از انفعال اسرائیل در قبال تصمیم‌گیری‌های یک‌جانبه واشنگتن در پرونده‌های حساس لبنان و ایران، توافق دیپلماتیک احتمالی با تهران را یک فاجعه راهبردی خواند که صرفاً به تثبیت و مشروعیت‌بخشی به حکومت ایران منجر خواهد شد.

این مقام سیاسی با اشاره به ظرفیت‌های فنی کشورهایی چون ژاپن و آلمان، تاکید کرد که دستیابی به تسلیحات هسته‌ای پیش از آنکه یک چالش فنی باشد، یک تصمیم سیاسی است با این تفاوت که ایران برخلاف کشورهای یادشده به ادعای او از رهبری تندرو با هدف ساختاری نابودی اسرائیل برخوردار است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-politics/2026_q2/Article-63707dfc5a55e91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
وب‌سایت «ماکو»، وابسته به کانال ۱۲ اسرائیل، در گزارشی تحلیلی پیرامون مانور نظامی «EFES-2026» ترکیه، این رویداد را فراتر از یک رزمایش عادی و به مثابه «زلزله‌ای دیپلماتیک» و نمایش قدرت منطقه‌ای آنکارا توصیف کرده است.

طبق این گزارش، ترکیه با گردآوری بیش از ۱۰ هزار سرباز از ۵۰ کشور در منطقه ازمیر، موفق شده است برای نخستین بار پس از جنگ داخلی سوریه، ده‌ها افسر و نیروی نظامی سوری را در کنار نیروهای لیبیایی -که خود از دو جبهه رقیب داخلی برای نخستین بار تحت یک پرچم واحد متحد شده‌اند- در یک رزمایش فرامرزی آموزش دهد.

نویسنده تأکید دارد که حضور این نیروها در عملیات‌های پیچیده‌ای نظیر نبردهای آبی-خاکی، چتربازی و خنثی‌سازی مواد منفجره، نشان‌دهنده تحقق برنامه‌های آموزشی و بازسازی نظامی ترکیه در کشورهای همسایه و تثبیت جایگاه آنکارا به عنوان مرکز ثقل عملیاتی در ساختار جدیدی از ائتلاف‌های نظامی است.

این گزارش در ادامه با هشدار نسبت به ابعاد راهبردی این تحولات برای اسرائیل، تصریح می‌کند که آنکارا در حال ایجاد یک «اکوسیستم نظامی» منسجم است که در آن نیروهای کشورهای دیگر به عنوان «واحدهای لبه» و تحت فرماندهی مستقیم ترکیه عمل می‌کنند.

از دیدگاه تحلیل‌گر ماکو، این اقدام، زیرساخت تشکیل یک ارتش چندملیتی را پی‌ریزی کرده است که در سایه تمرکز جهانی بر سایر بحران‌ها، شبکه اتحادهای نظامی ترکیه را از آفریقا تا مرزهای خاورمیانه گسترش می‌دهد.

در نهایت، نویسنده این رزمایش را یک «اظهار نیت» صریح از سوی اردوغان می‌داند که نشان می‌دهد ترکیه با بهره‌گیری از دیپلماسی نظامی، به بازیگری کلیدی تبدیل شده است که ظرفیت بازسازی ارتش‌ها و همسو کردن نیروهای متخاصم منطقه‌ای را تحت رهبری خود دارد.

پیام نویسنده این است که ترکیه با سازماندهی رزمایش نظامی «EFES-2026»، موفق شده است با همسو کردن نیروهای نظامی رقیب از سوریه و لیبی، هسته اولیه یک «ارتش چندملیتی» تحت فرماندهی خود را شکل دهد.

باور او این است که آنکارا با این اقدام، در حال ایجاد یک «اکوسیستم نظامی» راهبردی و گسترش شبکه اتحادهای خود از آفریقا تا مرزهای خاورمیانه است که ظرفیت قدرت‌نمایی آن را به عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای تثبیت کرده و چالشی نو برای اسرائیل ایجاد می‌کند.

منبع:
https://www.mako.co.il/pzm-soldiers/Article-045a8291cd85e91027.htm#main_article=1

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis