وبسایت خبری-تحلیلی «واینت» در یادداشتی انتقادی به قلم اورلی ازولای به واکاوی استراتژی نظامی دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخته و تبیین میکند که چگونه رئیسجمهور ایالات متحده به دلیل ناتوانی در بهکارگیری دیپلماسی، علیرغم پیروزی در چند نبرد، در حال باختن کل جنگ است.
این رسانه تشریح میکند که ترامپ با تصوری واهی از یک ضربه نظامی سریع و تسلیم فوری تهران وارد این کارزار شد، اما گزارشهای اطلاعاتی آمریکا فاش میسازند که برنامه هستهای ایران آسیب حیاتی ندیده و این کشور همچنان دستکم ۷۵ درصد از ذخایر و پرتابگرهای موشکی خود را عملیاتی حفظ کرده است.
واینت با نقد رویکرد ترامپ، او را به «قماربازی قهار» تشبیه میکند که در توهم جبران باختهایش با یک دور بازی بیشتر، کشورش را به سمت ویرانی هدایت میکند؛ آن هم در شرایطی که مردم آمریکا با بحران تورم و هزینههای سرسامآور زندگی دستوپنجه نرم میکنند و ترامپ با بیاعتنایی مطلق با آن برخورد میکند.
این گزارش همچنین سفر اخیر ترامپ به پکن را یک شکست دیپلماتیک توصیف کرده و نشان میدهد مقامات چینی با درک موقعیت تضعیفشده او، بهخوبی دریافتند که این رئیسجمهور آمریکا است که اکنون به چین نیاز دارد، نه برعکس.
در بخش دیگری از این تحلیل، نقش کلیدی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در سوق دادن رئیسجمهور آمریکا به این جنگِ بیهدف و فاقد راهبرد خروج آشکار میشود.این رسانه استدلال میکند که نتانیاهو کل حیات سیاسی خود را بر پایه بزرگنمایی «تهدید ایران» و ایجاد هراس عمومی بنا کرده تا بقای خود در قدرت را تضمین کند، اما نتیجه این ائتلاف، گرفتار شدن در بنبست انسداد تنگه هرمز و فرود آمدن آتش بر سر شهروندان منطقه بوده است.
نویسنده مقاله با مقایسه رویکرد ترامپ و باراک اوباما تأکید میکند که اوباما با درک جریانهای ژئوپلیتیک، بدون ورود به جنگ توانست بهترین توافق ممکن را با ایران امضا کند، اما ترامپ به دلیل غرور شخصی و ناتوانی در دستیابی به توافقی بهتر، فرصت آتشبس و مذاکره را از دست داد.
واینت در فرجام این گزارش هشدار میدهد که جنگها بدون توافقهای دیپلماتیک چیزی جز خونریزی بیهوده نیستند و اگر واشنگتن هرچه سریعتر دیپلماسی تهاجمی همراه با خرد را جایگزین عملیاتهای نظامی جدید (مانند عملیات پتک سنگین) نکند، مسیر پیشرو مستقیماً به سمت سقوط و تباهی خواهد رفت.
منبع:
http://ynetnews.com/opinions-analysis/article/rjgwbms1gx
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این رسانه تشریح میکند که ترامپ با تصوری واهی از یک ضربه نظامی سریع و تسلیم فوری تهران وارد این کارزار شد، اما گزارشهای اطلاعاتی آمریکا فاش میسازند که برنامه هستهای ایران آسیب حیاتی ندیده و این کشور همچنان دستکم ۷۵ درصد از ذخایر و پرتابگرهای موشکی خود را عملیاتی حفظ کرده است.
واینت با نقد رویکرد ترامپ، او را به «قماربازی قهار» تشبیه میکند که در توهم جبران باختهایش با یک دور بازی بیشتر، کشورش را به سمت ویرانی هدایت میکند؛ آن هم در شرایطی که مردم آمریکا با بحران تورم و هزینههای سرسامآور زندگی دستوپنجه نرم میکنند و ترامپ با بیاعتنایی مطلق با آن برخورد میکند.
این گزارش همچنین سفر اخیر ترامپ به پکن را یک شکست دیپلماتیک توصیف کرده و نشان میدهد مقامات چینی با درک موقعیت تضعیفشده او، بهخوبی دریافتند که این رئیسجمهور آمریکا است که اکنون به چین نیاز دارد، نه برعکس.
در بخش دیگری از این تحلیل، نقش کلیدی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در سوق دادن رئیسجمهور آمریکا به این جنگِ بیهدف و فاقد راهبرد خروج آشکار میشود.این رسانه استدلال میکند که نتانیاهو کل حیات سیاسی خود را بر پایه بزرگنمایی «تهدید ایران» و ایجاد هراس عمومی بنا کرده تا بقای خود در قدرت را تضمین کند، اما نتیجه این ائتلاف، گرفتار شدن در بنبست انسداد تنگه هرمز و فرود آمدن آتش بر سر شهروندان منطقه بوده است.
نویسنده مقاله با مقایسه رویکرد ترامپ و باراک اوباما تأکید میکند که اوباما با درک جریانهای ژئوپلیتیک، بدون ورود به جنگ توانست بهترین توافق ممکن را با ایران امضا کند، اما ترامپ به دلیل غرور شخصی و ناتوانی در دستیابی به توافقی بهتر، فرصت آتشبس و مذاکره را از دست داد.
واینت در فرجام این گزارش هشدار میدهد که جنگها بدون توافقهای دیپلماتیک چیزی جز خونریزی بیهوده نیستند و اگر واشنگتن هرچه سریعتر دیپلماسی تهاجمی همراه با خرد را جایگزین عملیاتهای نظامی جدید (مانند عملیات پتک سنگین) نکند، مسیر پیشرو مستقیماً به سمت سقوط و تباهی خواهد رفت.
منبع:
http://ynetnews.com/opinions-analysis/article/rjgwbms1gx
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
ynetglobal
Trump won battles in Iran, but without diplomacy he is losing the war
Opinion: Wars end with diplomatic agreements, otherwise all the bloodshed was for nothing; Trump failed to find the moment to stop shooting and start talking — now he is running into a wall
👍1
روزنامه عبری زبان معاریو در گزارشی به قلم عوفر اسرائیلی، کارشناس ژئواستراتژیک و روابط بینالملل با به چالش کشیدن دیدگاههای رایج فاش میکند که خاورمیانه درگیر یک خطای محاسباتی بسیار بزرگ و فریبنده شده است؛ چرا که آتشبسهای موقت و تحرکات دیپلماتیک موجود، برخلاف تصور مقامات، نشانهای از تنشزدایی نیستند، بلکه فرآیند پنهان و بسیار خطرناکی از «عادیسازی مناقشات حلنشده» به شمار میروند.
این تحلیلگر ارشد معتقد است جبهههای لبنان، غزه، سوریه، ایران و دریای سرخ هرگز پروندههایی مجزا نبوده، بلکه همگی زوایای متصل یک «نظام درگیری واحد» هستند؛ از این رو، توافقات مقطعی بدون تغییر در ریشههای اصلی بحران و بدون ایجاد مکانیسمهای نظارتی، اجرایی و کانالهای ارتباطی، صرفاً آرامشی شکننده ایجاد میکنند که پتانسیل انفجار ناگهانی را در خود کاملاً حفظ خواهد کرد.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی ابعاد فرامنطقهای این تهدید خاطرنشان میکند که دامنه بیثباتی در خاورمیانه دیگر به مرزهای جغرافیایی آن محدود نمیشود، به طوری که رویاروییها پیرامون ایران و تنگه هرمز مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی، هزینههای بیمه دریایی، آرایشهای نظامی بینالمللی و موازنه میان ابرقدرتها سایه افکنده است.
او در نهایت با هشداری تکاندهنده به تصمیمگیرندگان سیاسی تأکید میکند که انطباقپذیری خطرناک منطقه برای «زندگی با مناقشات» و «مدیریت خشونت بدون پایان دادن به آن» را با ثبات استراتژیک اشتباه نگیرند؛ چرا که در این سیستم بههمپیوسته و پیچیده، حتی یک حادثه کوچک در یکی از جبههها میتواند به سرعت در کل زنجیره حرکت کرده و پیامدهایی فاجعهبار و کاملاً نامتناسب با حجم اولیه خود به بار آورد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1322112
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این تحلیلگر ارشد معتقد است جبهههای لبنان، غزه، سوریه، ایران و دریای سرخ هرگز پروندههایی مجزا نبوده، بلکه همگی زوایای متصل یک «نظام درگیری واحد» هستند؛ از این رو، توافقات مقطعی بدون تغییر در ریشههای اصلی بحران و بدون ایجاد مکانیسمهای نظارتی، اجرایی و کانالهای ارتباطی، صرفاً آرامشی شکننده ایجاد میکنند که پتانسیل انفجار ناگهانی را در خود کاملاً حفظ خواهد کرد.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی ابعاد فرامنطقهای این تهدید خاطرنشان میکند که دامنه بیثباتی در خاورمیانه دیگر به مرزهای جغرافیایی آن محدود نمیشود، به طوری که رویاروییها پیرامون ایران و تنگه هرمز مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی، هزینههای بیمه دریایی، آرایشهای نظامی بینالمللی و موازنه میان ابرقدرتها سایه افکنده است.
او در نهایت با هشداری تکاندهنده به تصمیمگیرندگان سیاسی تأکید میکند که انطباقپذیری خطرناک منطقه برای «زندگی با مناقشات» و «مدیریت خشونت بدون پایان دادن به آن» را با ثبات استراتژیک اشتباه نگیرند؛ چرا که در این سیستم بههمپیوسته و پیچیده، حتی یک حادثه کوچک در یکی از جبههها میتواند به سرعت در کل زنجیره حرکت کرده و پیامدهایی فاجعهبار و کاملاً نامتناسب با حجم اولیه خود به بار آورد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1322112
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
כולם טועים לגבי המזרח התיכון - וזה מה שמסוכן באמת | ד"ר עופר ישראלי
המזרח התיכון בסכנה: האזור לומד לחיות עם סכסוכים בלתי פתורים, לנהל אלימות בלי לסיים אותה, ולנהל דיפלומטיה בלי להגיע להסדרה
❤1
هشدار رئیس مرکز منافع ملی واشنگتن: قمار روی هرمز، ترامپ را به سمت سناریوی نظامی سوق میدهد
نکته:
گزارش پیشرو ترجمهای از یک تحلیل راهبردی بینالمللی است که صرفاً با هدف آشنایی مخاطبان، تحلیلگران و پژوهشگران با فضای فکری، رویکردها و مباحث جاری در اندیشکدهها و مراکز فکر غربی تدوین و بازگردان شده است.
نشریه آمریکایی نشنال اینترست در تحلیلی راهبردی به قلم پل ساندرز، رئیس مرکز منافع ملی واشنگتن، فاش میکند که برخلاف تصور محاسباتی رایج در تهران، اهرم انسداد تنگه هرمز و ایجاد بحران در بازار جهانی انرژی دیگر یک برگ برنده مطلق یا حرکت کیشومات در شطرنج دیپلماتیک با ایالات متحده به شمار نمیرود.
نویسنده با یادآوری تشبیه جهان به یک «کازینو» از سوی دونالد ترامپ تأکید میکند خطای راهبردی بزرگ زمانی رخ میدهد که یک بازیگر فراموش کند به محض بازی کردن یک کارت، دیگر آن برگ برنده را در دست نخواهد داشت؛ درست همان درس تلخ و فوقالعاده پرهزینهای که ولادیمیر پوتین پس از قطع صادرات گاز به اروپا در سال ۲۰۲۲ آموخت، چرا که قاره سبز با وجود تحمل سختیهای اولیه، ساختار انرژی خود را تغییر داد و اهرم فشار مسکو برای همیشه دود شد.
از این منظر، اگرچه مقامات ایران گمان میکنند هراس ترامپ از جهش ناگهانی قیمت نفت و پیامدهای سیاسی داخلی آن، واشنگتن را تسلیم شروط آنها خواهد کرد، اما عینی کردن این تهدید، اقتصاد بینالملل را از فاز مدارای موقت به سمت «انطباق ساختاری بنیادین» سوق داده و این سلاح ژئوپولیتیک را برای همیشه بیاثر خواهد ساخت.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی دکترین نظامی آمریکا و تبیین مفهوم «برتری مطلق در تصاعد بحران» هشدار میدهد که پیامدهای مخرب یک بحران طولانیمدت انرژی، مواضع واشنگتن را به شدت سختتر کرده و اراده افکار عمومی جامعه آمریکا را برای یک پیروزی قاطع نظامی—و نه مذاکره—بسیج خواهد کرد.
او خاطرنشان میکند که برخلاف تشتت آرا میان ۲۷ کشور اروپایی در برابر روسیه، ایالات متحده با فرماندهی یکپارچه، حضور مستقیم جنگی در میدان و توانمندی نظامی بینظیر، کنترل موازنه قدرت را در هر پله از نردبان تنش به طور کامل در دست دارد.
این تحلیلگر ارشد در نهایت با اشاره به وضعیت اقتصاد ایران گوشزد میکند که وقوع یک بحران واقعی نفت، اگرچه برای جهان پرهزینه است، اما برای تهران و مردمش به مراتب فاجعهبارتر خواهد بود؛ لذا رهبران ایران باید پیش از آنکه با تحمیل خسارت ماندگار به اقتصاد جهانی، ترامپ را به سمت سناریوهای تلافیجوئانه عینی و جلب حمایتهای بینالمللی برای اقدام قاطع نظامی سوق دهند، به یک توافق دیپلماتیک با واشنگتن دست یابند چرا که در غیر این صورت، این قمار بزرگ خطرات بسیار وخیمتری را برای آینده آنها به همراه خواهد داشت.
منبع:
https://nationalinterest.org/feature/does-iran-hold-all-the-cards-in-the-strait-of-hormuz
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
نکته:
گزارش پیشرو ترجمهای از یک تحلیل راهبردی بینالمللی است که صرفاً با هدف آشنایی مخاطبان، تحلیلگران و پژوهشگران با فضای فکری، رویکردها و مباحث جاری در اندیشکدهها و مراکز فکر غربی تدوین و بازگردان شده است.
نشریه آمریکایی نشنال اینترست در تحلیلی راهبردی به قلم پل ساندرز، رئیس مرکز منافع ملی واشنگتن، فاش میکند که برخلاف تصور محاسباتی رایج در تهران، اهرم انسداد تنگه هرمز و ایجاد بحران در بازار جهانی انرژی دیگر یک برگ برنده مطلق یا حرکت کیشومات در شطرنج دیپلماتیک با ایالات متحده به شمار نمیرود.
نویسنده با یادآوری تشبیه جهان به یک «کازینو» از سوی دونالد ترامپ تأکید میکند خطای راهبردی بزرگ زمانی رخ میدهد که یک بازیگر فراموش کند به محض بازی کردن یک کارت، دیگر آن برگ برنده را در دست نخواهد داشت؛ درست همان درس تلخ و فوقالعاده پرهزینهای که ولادیمیر پوتین پس از قطع صادرات گاز به اروپا در سال ۲۰۲۲ آموخت، چرا که قاره سبز با وجود تحمل سختیهای اولیه، ساختار انرژی خود را تغییر داد و اهرم فشار مسکو برای همیشه دود شد.
از این منظر، اگرچه مقامات ایران گمان میکنند هراس ترامپ از جهش ناگهانی قیمت نفت و پیامدهای سیاسی داخلی آن، واشنگتن را تسلیم شروط آنها خواهد کرد، اما عینی کردن این تهدید، اقتصاد بینالملل را از فاز مدارای موقت به سمت «انطباق ساختاری بنیادین» سوق داده و این سلاح ژئوپولیتیک را برای همیشه بیاثر خواهد ساخت.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی دکترین نظامی آمریکا و تبیین مفهوم «برتری مطلق در تصاعد بحران» هشدار میدهد که پیامدهای مخرب یک بحران طولانیمدت انرژی، مواضع واشنگتن را به شدت سختتر کرده و اراده افکار عمومی جامعه آمریکا را برای یک پیروزی قاطع نظامی—و نه مذاکره—بسیج خواهد کرد.
او خاطرنشان میکند که برخلاف تشتت آرا میان ۲۷ کشور اروپایی در برابر روسیه، ایالات متحده با فرماندهی یکپارچه، حضور مستقیم جنگی در میدان و توانمندی نظامی بینظیر، کنترل موازنه قدرت را در هر پله از نردبان تنش به طور کامل در دست دارد.
این تحلیلگر ارشد در نهایت با اشاره به وضعیت اقتصاد ایران گوشزد میکند که وقوع یک بحران واقعی نفت، اگرچه برای جهان پرهزینه است، اما برای تهران و مردمش به مراتب فاجعهبارتر خواهد بود؛ لذا رهبران ایران باید پیش از آنکه با تحمیل خسارت ماندگار به اقتصاد جهانی، ترامپ را به سمت سناریوهای تلافیجوئانه عینی و جلب حمایتهای بینالمللی برای اقدام قاطع نظامی سوق دهند، به یک توافق دیپلماتیک با واشنگتن دست یابند چرا که در غیر این صورت، این قمار بزرگ خطرات بسیار وخیمتری را برای آینده آنها به همراه خواهد داشت.
منبع:
https://nationalinterest.org/feature/does-iran-hold-all-the-cards-in-the-strait-of-hormuz
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
The National Interest
Does Iran Hold All the Cards in the Strait of Hormuz?
Like Russia before it, Iran is learning that using the prospect of an oil crisis as a threat no longer works after the crisis begins.
👎1🔥1
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی از یک چرخش ژئوپلیتیک پنهان و تغییر موازنه قدرت در دمشق پرده برمیدارد و فاش میکند که روسیه، در بحبوحه تحولات شتابان منطقه، با ارسال دو جنگنده پیشرفته میگ-۲۹ جهت انجام گشتزنیهای هوایی، روند تسلط دوباره بر سوریه را عملاً کلید زده است؛ رویدادی که به عنوان یک غافلگیری استراتژیک، نشاندهنده بازگشت مسکو پس از یک دوره انفعال و عقبنشینی نیروهایش به دلیل درگیری در جنگ خود قلمداد میشود.
بر اساس این گزارش تحلیلی، احمد الشرع، رهبر جدید سوریه با اتخاذ یک راهبرد پویا در حال احیای ائتلاف تاریخی دمشق با کرملین است و پروازهای عملیاتی این جنگندهها نخستین گام عینی برای بازسازی سیستم پدافند هوایی متلاشیشده و احیای توان بازدارندگی این کشور به شمار میرود.
معاریو خاطرنشان میکند این تلاش شتابان برای نوسازی ساختار نظامی سوریه—که با چتر حمایتی مقتدرانه ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان، علاوه بر حوزه هوایی شامل تجهیز یگانهای زرهی، توپخانهای و موشکی سنگین نیز میشود —امروز زنگ خطر جدی را در بالاترین سطوح ارتش و نهادهای امنیتی اسرائیل به صدا درآورده است؛ به طوری که مقامات تلآویو با استناد به دکترین سختگیرانه خود پس از هفتم اکتبر مبنی بر «ممنوعیت مطلق شکلگیری و تقویت هرگونه نیروی تهدیدآمیز در مرزها» ، هشدار میدهند که این نظام نوبنیاد با ایدئولوژی رادیکال و جهادیاش، هرچند اکنون سرگرم تثبیت پایههای قدرت داخلی خود است، اما در بلندمدت جبههای فوقالعاده خطرناک، مهارناپذیر و مستقیم را علیه امنیت اسرائیل بگشاید.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1322232
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش تحلیلی، احمد الشرع، رهبر جدید سوریه با اتخاذ یک راهبرد پویا در حال احیای ائتلاف تاریخی دمشق با کرملین است و پروازهای عملیاتی این جنگندهها نخستین گام عینی برای بازسازی سیستم پدافند هوایی متلاشیشده و احیای توان بازدارندگی این کشور به شمار میرود.
معاریو خاطرنشان میکند این تلاش شتابان برای نوسازی ساختار نظامی سوریه—که با چتر حمایتی مقتدرانه ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان، علاوه بر حوزه هوایی شامل تجهیز یگانهای زرهی، توپخانهای و موشکی سنگین نیز میشود —امروز زنگ خطر جدی را در بالاترین سطوح ارتش و نهادهای امنیتی اسرائیل به صدا درآورده است؛ به طوری که مقامات تلآویو با استناد به دکترین سختگیرانه خود پس از هفتم اکتبر مبنی بر «ممنوعیت مطلق شکلگیری و تقویت هرگونه نیروی تهدیدآمیز در مرزها» ، هشدار میدهند که این نظام نوبنیاد با ایدئولوژی رادیکال و جهادیاش، هرچند اکنون سرگرم تثبیت پایههای قدرت داخلی خود است، اما در بلندمدت جبههای فوقالعاده خطرناک، مهارناپذیر و مستقیم را علیه امنیت اسرائیل بگشاید.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1322232
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
רוסיה משתלטת שוב על סוריה - וזה מה שעשתה לראשונה מאז המלחמה
מאז המלחמה הכל השתנה, ורוסיה נאלצה להסיג כוחות מסוריה ולתת למצב הבוער במזרח התיכון להתרחש ללא התערבותה. אך כעת, על פי דיווח שפורסם ברשת X, נראה שהדברים מתחילים להתהפך שוב
👍1
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی تحلیلی با استناد به دادههای بینالمللی شرکت مدیریت سفرهای FCM، پرده از ابعاد بحران عمیق و بیسابقه در صنعت هوانوردی و گردشگری جهان برمیدارد که در پی تنشهای نظامی و ژئوپلیتیک اخیر در خاورمیانه رقم خورده است.
بر اساس این گزارش جامع، لغو گسترده بیش از ۵۵ هزار پرواز بینالمللی تنها در یک بازه زمانی کوتاه و حذف نزدیک به ۵.۴ میلیون صندلی پروازی در ماه آوریل، شریانهای مواصلاتی هوایی را بهشدت فلج کرده است؛ وضعیتی که با سقوط دراماتیک آمدوشد هوایی در فرودگاههای استراتژیک منطقه خلیج فارس از ۵۰۰۰ پرواز روزانه به تنها ۴۰۰ پرواز همزمان شد.
این بنبست هوانوردی که به دلیل انسداد حریمهای هوایی، خطوط هوایی را ناگزیر به اتخاذ مسیرهای جایگزین و طولانیتر کرده، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین عملیاتی، به جهش ۱۳۰ درصدی قیمت سوخت جت و هشدار نهادهای بینالمللی هوانوردی در خصوص خطر کمبود سیستماتیک سوخت منجر شده است.
این گزارش در ادامه با تبیین پیامدهای اقتصادی این فلجشدگی هوایی تأکید میکند که فراتر از خسارات ساختاری به بدنه خطوط هوایی، کانون بحران اکنون معطوف به تهدید جدی زنجیره گردشگری جهانی و سرنوشت ۱۷۰ میلیون مسافری است که برای فصل تابستان برنامهریزی کردهاند.
آمارها نشان میدهند که نرخ بلیت پروازهای بلندمدت بینالمللی بهویژه در مسیرهای اروپا به آسیا-پاسیفیک جهشی نجومی تا سقف ۱۵۵ درصد را تجربه کردهاند و در بسیاری از موارد نایابشدن صندلیها، بخش سفرهای تجاری را به بنبست کشانده است.
تحلیلگران این رسانه با اشاره به برآوردهای مالی هشدار میدهند که منطقه خاورمیانه با ریسک از دست رفتن درآمدی بالغ بر ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار و کاهش دهها میلیون گردشگر روبهروست تا جایی که حتی با فرض ثبات امنیتی زودهنگام، ترمیم حس امنیت روانی مسافران و بازگشت هوانوردی منطقه به تراز پیش از بحران، دستکم ۲ تا ۳ سال زمان خواهد برد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/lifestyle/travel/article-1321462
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش جامع، لغو گسترده بیش از ۵۵ هزار پرواز بینالمللی تنها در یک بازه زمانی کوتاه و حذف نزدیک به ۵.۴ میلیون صندلی پروازی در ماه آوریل، شریانهای مواصلاتی هوایی را بهشدت فلج کرده است؛ وضعیتی که با سقوط دراماتیک آمدوشد هوایی در فرودگاههای استراتژیک منطقه خلیج فارس از ۵۰۰۰ پرواز روزانه به تنها ۴۰۰ پرواز همزمان شد.
این بنبست هوانوردی که به دلیل انسداد حریمهای هوایی، خطوط هوایی را ناگزیر به اتخاذ مسیرهای جایگزین و طولانیتر کرده، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین عملیاتی، به جهش ۱۳۰ درصدی قیمت سوخت جت و هشدار نهادهای بینالمللی هوانوردی در خصوص خطر کمبود سیستماتیک سوخت منجر شده است.
این گزارش در ادامه با تبیین پیامدهای اقتصادی این فلجشدگی هوایی تأکید میکند که فراتر از خسارات ساختاری به بدنه خطوط هوایی، کانون بحران اکنون معطوف به تهدید جدی زنجیره گردشگری جهانی و سرنوشت ۱۷۰ میلیون مسافری است که برای فصل تابستان برنامهریزی کردهاند.
آمارها نشان میدهند که نرخ بلیت پروازهای بلندمدت بینالمللی بهویژه در مسیرهای اروپا به آسیا-پاسیفیک جهشی نجومی تا سقف ۱۵۵ درصد را تجربه کردهاند و در بسیاری از موارد نایابشدن صندلیها، بخش سفرهای تجاری را به بنبست کشانده است.
تحلیلگران این رسانه با اشاره به برآوردهای مالی هشدار میدهند که منطقه خاورمیانه با ریسک از دست رفتن درآمدی بالغ بر ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار و کاهش دهها میلیون گردشگر روبهروست تا جایی که حتی با فرض ثبات امنیتی زودهنگام، ترمیم حس امنیت روانی مسافران و بازگشت هوانوردی منطقه به تراز پیش از بحران، دستکم ۲ تا ۳ سال زمان خواهد برد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/lifestyle/travel/article-1321462
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
מחירי הטיסות זינקו עד 155%: כך נפגע עולם התעופה מהמצב במזרח התיכון
יותר מ-55 אלף טיסות בוטלו בתוך שבועות, מחירי הכרטיסים זינקו במאות אחוזים ושדות התעופה במפרץ התרוקנו: דוח חדש חושף את עומק הפגיעה בתעופה העולמית
👍1
دنی سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی و پژوهشگر مسائل خاورمیانه در اندیشکده مطالعات امنیتملی رژیم صهیونیستی در یادداشتی در حساب کاربریاش در ایکس در خصوص زمزمهها برای بازگشت مجدد درگیریها در خاورمیانه باهدف تسلیم ایران نوشت:
پیش از حمله دوباره به ایران: تعریف اهدافی واقعبینانه و دستیافتنی، یا تکرار همان اشتباه همیشگی واشنگتن در قبال ایران
بار دیگر، صداها در واشنگتن و تلآویو برای ازسرگیری تشدید نظامی علیه ایران بلندتر شده است. منطق این رویکرد آشناست: افزایش فشار، تضعیف تهران، گرفتن اهرمهای قدرت از جمهوری اسلامی و وادار کردن حکومت ایران به بازگشت به میز مذاکره از موضعی ضعیفتر.
اما یک مشکل اساسی در این نظریه وجود دارد: این مسیر پیشتر بارها آزموده شده و ایران تسلیم نشده است.
این موضوع به معنای بیاثر بودن تحریمها، عملیاتهای پنهانی یا حملات نظامی نیست. این اقدامات بدون تردید هزینههای سنگینی به ایران تحمیل کردهاند. اقتصاد ایران طی سالها آسیب فراوان دیده، شبکه منطقهای تهران تضعیف شده و رهبری جمهوری اسلامی تحت فشاری بیسابقه قرار گرفته است. با این حال، هیچیک از این فشارها به آن «تسلیم راهبردی» که بسیاری از سیاستگذاران پیشبینی میکردند منجر نشد.
دلیل این مسئله، به سوءبرداشتی بنیادین از نگاه جمهوری اسلامی به ماهیت خود بازمیگردد.
برای حکومت ایران، امتیاز دادن درباره برنامه موشکی، ساختار نیروهای منطقهای، توان هستهای یا حتی گذرگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز، صرفاً ابزارهای قابل مذاکره سیاسی محسوب نمیشوند. این موارد، از نگاه تهران، ستونهای ایدئولوژیک هویت و بقای نظام هستند. از این منظر، عقبنشینی در این حوزهها «مصالحه» نیست، بلکه «تسلیم» تلقی میشود.
و این تفاوت، اهمیت زیادی دارد.
همین مسئله توضیح میدهد که چرا حتی دورههای طولانی تقابل نظامی نیز نتوانست تهران را به شکل معناداری از خطوط قرمزی که پیش از آغاز درگیریها تعیین کرده بود، عقب براند. همچنین روشن میکند که چرا دور تازهای از تشدید تنش، با هدف گرفتن همان امتیازها، احتمالاً باز هم به نتیجه نخواهد رسید.
تا زمانی که ساختار کنونی جمهوری اسلامی پابرجاست، بسیار بعید به نظر میرسد که این حکومت بهصورت داوطلبانه آنچه را پایههای دکترین بازدارندگی خود میداند، برچیند. رهبری ایران ممکن است پیش از پذیرش شرایطی که در داخل کشور بهعنوان شکست ایدئولوژیک تعبیر شود، حاضر به تحمل خسارات شدید اقتصادی، انزوای منطقهای، تلفات نظامی و فشارهای داخلی گسترده باشد.
این واقعیت، شرایطی ناخوشایند برای واشنگتن و متحدانش ایجاد میکند: اگر هدف، تغییر رژیم نیست، صرف فشار بهتنهایی احتمالاً نخواهد توانست وضعیت راهبردی ایران را بهطور بنیادین تغییر دهد.
این بدان معنا نیست که فشار بیفایده است. تحریمها میتوانند منابع مالی ایران را محدود کنند. عملیاتهای نظامی قادرند بخشی از توانمندیها را تضعیف کنند. بازدارندگی همچنان اهمیت دارد. اما تفاوت مهمی میان «تضعیف ایران» و «وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم راهبردی بدون قید و شرط» وجود دارد؛ تفاوتی که سیاستگذاران اغلب آن را نادیده میگیرند.
نتیجه، چرخهای تکرارشونده است: تشدید تنش به اقدام متقابل منجر میشود، اقدام متقابل دور تازهای از تنش را رقم میزند، بیثباتی منطقهای عمیقتر میشود، بازار نفت واکنش نشان میدهد، خطوط کشتیرانی در معرض تهدید قرار میگیرند و در نهایت، دیپلماسی در شرایطی از سر گرفته میشود که تفاوت چندانی با وضعیت پیش از بحران ندارد.
به بیان دیگر، موفقیتهای تاکتیکی بارها در دستیابی به تحول راهبردی ناکام ماندهاند.
به همین دلیل، باید انتظارات را با دقت تنظیم کرد. اگر هدف نه دستیابی به چارچوبی مذاکرهشده باشد که دستکم بخشی از مطالبات راهبردی ایران را به رسمیت بشناسد و نه تلاشی جدی برای سرنگونی حکومت، در آن صورت کارزار تازه «فشار حداکثری» — حتی در نسخهای تهاجمیتر و پیچیدهتر — بعید است معادله اصلی را تغییر دهد.
در عوض، چنین رویکردی ممکن است بدترین سناریوی ممکن را رقم بزند: خاورمیانهای بیثباتتر، تقابلی نظامیتر و چرخهای فرسایشی از تنش بدون دستیابی به راهحل نهایی.
رهبری ایران طی دههها نشان داده که برای حفظ آنچه بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی میداند، حاضر به تحمل هزینههای بسیار سنگین است. نادیده گرفتن این واقعیت، آن را از میان نمیبرد؛ بلکه فقط احتمال آن را افزایش میدهد که واشنگتن بار دیگر وارد تقابلی شود با این تصور که فشار و اجبار به تسلیم منجر خواهد شد، اما دیرهنگام میفهمد که جمهوری اسلامی آماده تحمل هزینههایی بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.
منبع:
https://x.com/i/status/2055535785944768582
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
پیش از حمله دوباره به ایران: تعریف اهدافی واقعبینانه و دستیافتنی، یا تکرار همان اشتباه همیشگی واشنگتن در قبال ایران
بار دیگر، صداها در واشنگتن و تلآویو برای ازسرگیری تشدید نظامی علیه ایران بلندتر شده است. منطق این رویکرد آشناست: افزایش فشار، تضعیف تهران، گرفتن اهرمهای قدرت از جمهوری اسلامی و وادار کردن حکومت ایران به بازگشت به میز مذاکره از موضعی ضعیفتر.
اما یک مشکل اساسی در این نظریه وجود دارد: این مسیر پیشتر بارها آزموده شده و ایران تسلیم نشده است.
این موضوع به معنای بیاثر بودن تحریمها، عملیاتهای پنهانی یا حملات نظامی نیست. این اقدامات بدون تردید هزینههای سنگینی به ایران تحمیل کردهاند. اقتصاد ایران طی سالها آسیب فراوان دیده، شبکه منطقهای تهران تضعیف شده و رهبری جمهوری اسلامی تحت فشاری بیسابقه قرار گرفته است. با این حال، هیچیک از این فشارها به آن «تسلیم راهبردی» که بسیاری از سیاستگذاران پیشبینی میکردند منجر نشد.
دلیل این مسئله، به سوءبرداشتی بنیادین از نگاه جمهوری اسلامی به ماهیت خود بازمیگردد.
برای حکومت ایران، امتیاز دادن درباره برنامه موشکی، ساختار نیروهای منطقهای، توان هستهای یا حتی گذرگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز، صرفاً ابزارهای قابل مذاکره سیاسی محسوب نمیشوند. این موارد، از نگاه تهران، ستونهای ایدئولوژیک هویت و بقای نظام هستند. از این منظر، عقبنشینی در این حوزهها «مصالحه» نیست، بلکه «تسلیم» تلقی میشود.
و این تفاوت، اهمیت زیادی دارد.
همین مسئله توضیح میدهد که چرا حتی دورههای طولانی تقابل نظامی نیز نتوانست تهران را به شکل معناداری از خطوط قرمزی که پیش از آغاز درگیریها تعیین کرده بود، عقب براند. همچنین روشن میکند که چرا دور تازهای از تشدید تنش، با هدف گرفتن همان امتیازها، احتمالاً باز هم به نتیجه نخواهد رسید.
تا زمانی که ساختار کنونی جمهوری اسلامی پابرجاست، بسیار بعید به نظر میرسد که این حکومت بهصورت داوطلبانه آنچه را پایههای دکترین بازدارندگی خود میداند، برچیند. رهبری ایران ممکن است پیش از پذیرش شرایطی که در داخل کشور بهعنوان شکست ایدئولوژیک تعبیر شود، حاضر به تحمل خسارات شدید اقتصادی، انزوای منطقهای، تلفات نظامی و فشارهای داخلی گسترده باشد.
این واقعیت، شرایطی ناخوشایند برای واشنگتن و متحدانش ایجاد میکند: اگر هدف، تغییر رژیم نیست، صرف فشار بهتنهایی احتمالاً نخواهد توانست وضعیت راهبردی ایران را بهطور بنیادین تغییر دهد.
این بدان معنا نیست که فشار بیفایده است. تحریمها میتوانند منابع مالی ایران را محدود کنند. عملیاتهای نظامی قادرند بخشی از توانمندیها را تضعیف کنند. بازدارندگی همچنان اهمیت دارد. اما تفاوت مهمی میان «تضعیف ایران» و «وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم راهبردی بدون قید و شرط» وجود دارد؛ تفاوتی که سیاستگذاران اغلب آن را نادیده میگیرند.
نتیجه، چرخهای تکرارشونده است: تشدید تنش به اقدام متقابل منجر میشود، اقدام متقابل دور تازهای از تنش را رقم میزند، بیثباتی منطقهای عمیقتر میشود، بازار نفت واکنش نشان میدهد، خطوط کشتیرانی در معرض تهدید قرار میگیرند و در نهایت، دیپلماسی در شرایطی از سر گرفته میشود که تفاوت چندانی با وضعیت پیش از بحران ندارد.
به بیان دیگر، موفقیتهای تاکتیکی بارها در دستیابی به تحول راهبردی ناکام ماندهاند.
به همین دلیل، باید انتظارات را با دقت تنظیم کرد. اگر هدف نه دستیابی به چارچوبی مذاکرهشده باشد که دستکم بخشی از مطالبات راهبردی ایران را به رسمیت بشناسد و نه تلاشی جدی برای سرنگونی حکومت، در آن صورت کارزار تازه «فشار حداکثری» — حتی در نسخهای تهاجمیتر و پیچیدهتر — بعید است معادله اصلی را تغییر دهد.
در عوض، چنین رویکردی ممکن است بدترین سناریوی ممکن را رقم بزند: خاورمیانهای بیثباتتر، تقابلی نظامیتر و چرخهای فرسایشی از تنش بدون دستیابی به راهحل نهایی.
رهبری ایران طی دههها نشان داده که برای حفظ آنچه بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی میداند، حاضر به تحمل هزینههای بسیار سنگین است. نادیده گرفتن این واقعیت، آن را از میان نمیبرد؛ بلکه فقط احتمال آن را افزایش میدهد که واشنگتن بار دیگر وارد تقابلی شود با این تصور که فشار و اجبار به تسلیم منجر خواهد شد، اما دیرهنگام میفهمد که جمهوری اسلامی آماده تحمل هزینههایی بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.
منبع:
https://x.com/i/status/2055535785944768582
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
Before Striking Iran (again): Defining Achievable and realistic Objectives or Washington Keeps Repeating the Same Mistake on Iran
Calls in Washington and Jerusalem to resume military escalation against Iran are growing louder once again. The logic is familiar:…
Calls in Washington and Jerusalem to resume military escalation against Iran are growing louder once again. The logic is familiar:…
👍2❤1🥰1
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی تحلیلی به قلم «آوی اشکنازی» فاش کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در مصاحبه اخیر خود با برنامه معروف «۶۰ دقیقه» شبکه سیبیاس، بهطور تلویحی سیگنالهای مهمی درباره ماهیت اقدام تاریخی و احتمالی آتی نیروهای مشترک اسرائیل و آمریکا در خاک ایران ارسال کرده است.
بر اساس واکاویهای این رسانه، نتانیاهو در مواجهه با پرسشهای مربوط به نحوه برخورد با اورانیوم غنیشده ایران، با ادبیاتی مملو از قاطعیت اظهار داشت که راهکار اصلی، «ورود به داخل تاسیسات و خارج کردن این مواد» است؛ رویکردی که تحلیلگران آن را فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک و نوعی رمزگشایی از برنامههای عملیاتی آینده ارزیابی میکنند.
معاریو با اشاره به مخالفت قاطع دونالد ترامپ با پیشنهادهای هستهای تهران و تمایل ابرازشده وی برای اقدام میدانی، پافشاری نخستوزیر بر امکانپذیر بودن فیزیکی این اقدام نظامی را شاهدی بر آمادگی برای یک تقابل سخت میداند. اگرچه نتانیاهو در این گفتوگو از تشریح جزئیات زمانی و طرحهای تاکتیکی سرباز زد، اما این گزارش تاکید میکند که سکوت مصلحتی او دقیقاً با هدف پنهان نگاه داشتن ترتیبات لجستیکی یک شبیخون نظامی بزرگ صورت گرفته است.
در همین راستا، این نشریه با بازخوانی پیشینه نظامی اسرائیل استدلال میکند که توانمندی لازم برای اجرای چنین مأموریتهای پیچیدهای پیش از این در جریان عملیات یگانهای ویژه صهیونیستی در عمق خاک سوریه به اثبات رسیده است.
به گزارش معاریو، نیروهای کماندویی تیپ «شلدگ» و واحد امداد و نجات «۶۶۹» پیشتر طی یک پاتک هوابرد و نفوذ بالگردی، موفق شدند یک تأسیسات زیرزمینی و استراتژیک تولید موشکهای نقطهزن را که تحت حمایت و سرمایهگذاری گسترده ایران در منطقه مصیاف سوریه ساخته شده بود، بهطور کامل منهدم سازند.
این رسانه در بخش پایانی تحلیل خود نتیجه میگیرد که مدلسازیها و تکنیکهای پیادهشده در عملیات سوریه، ساختار بومی و الگوی رفتاری ارتش اسرائیل را برای هرگونه اقدام مشابه علیه تاسیسات هستهای و زیرزمینی ایران عیان میسازد؛ بهطوریکه وقوع چنین سناریویی اکنون تنها منوط به چراغ سبز و تصمیمگیری نهایی کانونهای قدرت سیاسی در تلآویو و واشنگتن خواهد بود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1320154?dicbo=v2-4Ev3uLl
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس واکاویهای این رسانه، نتانیاهو در مواجهه با پرسشهای مربوط به نحوه برخورد با اورانیوم غنیشده ایران، با ادبیاتی مملو از قاطعیت اظهار داشت که راهکار اصلی، «ورود به داخل تاسیسات و خارج کردن این مواد» است؛ رویکردی که تحلیلگران آن را فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک و نوعی رمزگشایی از برنامههای عملیاتی آینده ارزیابی میکنند.
معاریو با اشاره به مخالفت قاطع دونالد ترامپ با پیشنهادهای هستهای تهران و تمایل ابرازشده وی برای اقدام میدانی، پافشاری نخستوزیر بر امکانپذیر بودن فیزیکی این اقدام نظامی را شاهدی بر آمادگی برای یک تقابل سخت میداند. اگرچه نتانیاهو در این گفتوگو از تشریح جزئیات زمانی و طرحهای تاکتیکی سرباز زد، اما این گزارش تاکید میکند که سکوت مصلحتی او دقیقاً با هدف پنهان نگاه داشتن ترتیبات لجستیکی یک شبیخون نظامی بزرگ صورت گرفته است.
در همین راستا، این نشریه با بازخوانی پیشینه نظامی اسرائیل استدلال میکند که توانمندی لازم برای اجرای چنین مأموریتهای پیچیدهای پیش از این در جریان عملیات یگانهای ویژه صهیونیستی در عمق خاک سوریه به اثبات رسیده است.
به گزارش معاریو، نیروهای کماندویی تیپ «شلدگ» و واحد امداد و نجات «۶۶۹» پیشتر طی یک پاتک هوابرد و نفوذ بالگردی، موفق شدند یک تأسیسات زیرزمینی و استراتژیک تولید موشکهای نقطهزن را که تحت حمایت و سرمایهگذاری گسترده ایران در منطقه مصیاف سوریه ساخته شده بود، بهطور کامل منهدم سازند.
این رسانه در بخش پایانی تحلیل خود نتیجه میگیرد که مدلسازیها و تکنیکهای پیادهشده در عملیات سوریه، ساختار بومی و الگوی رفتاری ارتش اسرائیل را برای هرگونه اقدام مشابه علیه تاسیسات هستهای و زیرزمینی ایران عیان میسازد؛ بهطوریکه وقوع چنین سناریویی اکنون تنها منوط به چراغ سبز و تصمیمگیری نهایی کانونهای قدرت سیاسی در تلآویو و واشنگتن خواهد بود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1320154?dicbo=v2-4Ev3uLl
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
נתניהו רמז לגבי הפעולה ההיסטורית הבאה של ישראל באיראן - והאות הראשון כבר ניתן | אבי אשכנזי
רבות הדרכים: כמה טוב שראש הממשלה בנימין נתניהו בוחר להתראיין רק לתקשורת הזרה בחו״ל. יש בזה גם יתרונות. כך למשל אפשר לכתוב ולהפליג בניתוחים של הדברים גם מבלי שהצנזורה הצבאית תתערב בחומר הכתוב
👏2🔥1
روزنامه عبری زبان معاریو در گزارشی تحلیلی با اشاره به ورود مناقشه نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به سومین ماه خود، تبیین کرده است که بخش تجاری و تداوم زنجیره ارزش جهانی زیر بار تبعات سنگین این نبرد در حال فروپاشی است.
این گزارش با اتکا به بررسیهای جامع خبرگزاری رویترز فاش میسازد که شرکتهای بزرگ و عمومی در سراسر جهان تاکنون با زیانی حداقل ۲۵ میلیارد دلاری مواجه شدهاند و عقربههای این شمارشگر خسارت اقتصادی با شتابی نگرانکننده به حرکت خود ادامه میدهند.
بر اساس این ارزیابیهای کارشناسی، عامل اصلی این آشفتگی عمیق در اقتصاد بینالملل، محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایران به عنوان حیاتیترین شاهرگ حملونقل انرژی در جهان معرفی شده است؛ رویدادی که قیمت نفت را با جهشی چشمگیر و بیش از ۵۰ درصدی نسبت به دوره پیش از جنگ، به فراتر از مرز ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسانده و تلاطم شدیدی در بازار مواد اولیه راهبردی صنایع، از هلیوم گرفته تا آلومینیوم و پلیاتیلن ایجاد کرده است.
در بخش دیگری از این گزارش با تأکید بر اینکه دستکم ۲۷۹ غول چندملیتی برای مهار بحران ناچار به اتخاذ تدابیر تدافعی شدید نظیر افزایش قیمتها، کاهش تولید، تعلیق سود سهام یا فرستادن کارگران به مرخصی اجباری شدهاند، تشریح شده است که صنعت هوانوردی با تحمل ۱۵ میلیارد دلار هزینه اضافی ناشی از دو برابر شدن قیمت سوخت جت، سهمگینترین ضربه را در میان بخشهای مختلف پذیرا شده است.
این رسانه با استناد به خسارتهای هنگفت شرکتهای بزرگی مانند تویوتا با زیان تخمینی ۴.۳ میلیارد دلار، پروکتر اند گمبل با افت سود یک میلیارد دلاری و نیز هشدارهای مکدونالد مبنی بر کاهش ملموس تقاضای مصرفکنندگان به دلیل گرانی سوخت، یادآور میشود که تحلیلگران بازار سرمایه بر اساس دادههای مؤسسه پژوهشی «فکتست» معتقدند تبعات واقعی این بحران هنوز در صورتهای مالی سهماهه اول به طور کامل نمایان نشده و حاشیه سودها در ربعهای آینده به طور مداوم کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، مراجع مالی پیشبینی میکنند که به دلیل وابستگی مفرط صنایع اروپا و آسیا به منابع انرژی خاورمیانه، نیمه دوم سال جاری با فشارهای تورمی بیسابقه و فرسایش شدید اعتماد مصرفکنندگان همراه باشد.
منبع:|
https://www.maariv.co.il/economy/international/article-1322742
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این گزارش با اتکا به بررسیهای جامع خبرگزاری رویترز فاش میسازد که شرکتهای بزرگ و عمومی در سراسر جهان تاکنون با زیانی حداقل ۲۵ میلیارد دلاری مواجه شدهاند و عقربههای این شمارشگر خسارت اقتصادی با شتابی نگرانکننده به حرکت خود ادامه میدهند.
بر اساس این ارزیابیهای کارشناسی، عامل اصلی این آشفتگی عمیق در اقتصاد بینالملل، محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایران به عنوان حیاتیترین شاهرگ حملونقل انرژی در جهان معرفی شده است؛ رویدادی که قیمت نفت را با جهشی چشمگیر و بیش از ۵۰ درصدی نسبت به دوره پیش از جنگ، به فراتر از مرز ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسانده و تلاطم شدیدی در بازار مواد اولیه راهبردی صنایع، از هلیوم گرفته تا آلومینیوم و پلیاتیلن ایجاد کرده است.
در بخش دیگری از این گزارش با تأکید بر اینکه دستکم ۲۷۹ غول چندملیتی برای مهار بحران ناچار به اتخاذ تدابیر تدافعی شدید نظیر افزایش قیمتها، کاهش تولید، تعلیق سود سهام یا فرستادن کارگران به مرخصی اجباری شدهاند، تشریح شده است که صنعت هوانوردی با تحمل ۱۵ میلیارد دلار هزینه اضافی ناشی از دو برابر شدن قیمت سوخت جت، سهمگینترین ضربه را در میان بخشهای مختلف پذیرا شده است.
این رسانه با استناد به خسارتهای هنگفت شرکتهای بزرگی مانند تویوتا با زیان تخمینی ۴.۳ میلیارد دلار، پروکتر اند گمبل با افت سود یک میلیارد دلاری و نیز هشدارهای مکدونالد مبنی بر کاهش ملموس تقاضای مصرفکنندگان به دلیل گرانی سوخت، یادآور میشود که تحلیلگران بازار سرمایه بر اساس دادههای مؤسسه پژوهشی «فکتست» معتقدند تبعات واقعی این بحران هنوز در صورتهای مالی سهماهه اول به طور کامل نمایان نشده و حاشیه سودها در ربعهای آینده به طور مداوم کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، مراجع مالی پیشبینی میکنند که به دلیل وابستگی مفرط صنایع اروپا و آسیا به منابع انرژی خاورمیانه، نیمه دوم سال جاری با فشارهای تورمی بیسابقه و فرسایش شدید اعتماد مصرفکنندگان همراه باشد.
منبع:|
https://www.maariv.co.il/economy/international/article-1322742
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
נזק של 25 מיליארד דולר: המגזר העסקי העולמי קורס תחת המלחמה באיראן
המלחמה מול איראן והמצור על מצר הורמוז זינקו את מחירי הנפט ופגעו קשות בכלכלה העולמית: לפי רויטרס, חברות ענק כבר ספגו נזק של לפחות 25 מיליארד דולר
❤1🔥1
اسرائیل هیوم در گزارشی تحلیلی تبیین کرده است که اقتصاد ثروتمند و وابسته به انرژی قطر، در پی محاصره دریایی دوماهه تنگه هرمز توسط ایران و حملات پهپادی و موشکی به زیرساختهای کلیدی آن، در آستانه فروپاشی قرار گرفته و با خطر عقبگرد چندین ساله مواجه شده است.
بر اساس یافتههای این گزارش، انسداد این شاهراه حیاتی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر را کاملاً متوقف کرده و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص این کشور و محصور بودن پشت این آبراه برخلاف همسایگانی چون عربستان و امارات، دوحه عملاً به دام افتاده است؛ تا جایی که شرکت دولتی «قطر انرژی» بلافاصله پس از آغاز محاصره اعلام کرد که قادر به تایید و ایفای تعهدات قراردادی خود نیست.
افزون بر این، حملات موشکی و پهپادی به تاسیسات صنعتی «راسلفان» آسیب جدی به تجهیزات حیاتی وارد آورده و سبب کاهش ۱۷ درصدی ظرفیت تولید گاز قطر شده است که ترمیم آن حتی در صورت بازگشایی فوری تنگه، سالها زمان خواهد برد.
این نشریه با استناد به ارزیابیهای صندوق بینالمللی پول تشریح میکند که انقباض بیسابقه ۸.۶ درصدی در انتظار اقتصاد قطر است و پیر اولیویه گورینشاس، اقتصاددان ارشد این نهاد، هشدار داده که تداوم روزانه این وضعیت، آسیبهای مالی هنگفتی به بار میآورد؛ بهطوریکه قطر روزانه صدها میلیون دلار از بابت فرصتهای فروش از دست رفته و هزینههای اجاره کشتیها متحمل زیان میشود و بنادر راهبردی آن مانند بندر حمد کاملاً فلج و جرثقیلهای بارگیری آن متوقف شدهاند.
این رسانه در بخش دیگری از تبیین ابعاد این بحران، خاطرنشان میسازد که تنشهای نظامی اخیر تمام دستاوردها و برنامههای چند دهه گذشته دوحه برای تنوعبخشی به اقتصاد و تبدیل شدن به قطب جهانی گردشگری، تجارت و ورزش را که از دهه ۱۹۹۰ با اتکا به درآمدهای میدان گازی مشترک شمالی پایهریزی شده بود، به شدت ویران کرده است.
تحلیلگران این رسانه خاطرنشان کردهاند که به دنبال صدور هشدارهای امنیتی از سوی ایالات متحده و دیگر دولتها، ورود گردشگران بینالمللی به شدت سقوط کرده، رویدادهای بزرگ ورزشی مانند مسابقات فرمول یک متوقف شدهاند و بسیاری از شرکتهای چندملیتی از ترس ناامنی منطقهای، کارکنان خود را به خارج فرستادهاند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/05/18/export-collapse-economic-contraction-is-israels-gulf-rival-headed-for-ruin/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس یافتههای این گزارش، انسداد این شاهراه حیاتی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر را کاملاً متوقف کرده و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص این کشور و محصور بودن پشت این آبراه برخلاف همسایگانی چون عربستان و امارات، دوحه عملاً به دام افتاده است؛ تا جایی که شرکت دولتی «قطر انرژی» بلافاصله پس از آغاز محاصره اعلام کرد که قادر به تایید و ایفای تعهدات قراردادی خود نیست.
افزون بر این، حملات موشکی و پهپادی به تاسیسات صنعتی «راسلفان» آسیب جدی به تجهیزات حیاتی وارد آورده و سبب کاهش ۱۷ درصدی ظرفیت تولید گاز قطر شده است که ترمیم آن حتی در صورت بازگشایی فوری تنگه، سالها زمان خواهد برد.
این نشریه با استناد به ارزیابیهای صندوق بینالمللی پول تشریح میکند که انقباض بیسابقه ۸.۶ درصدی در انتظار اقتصاد قطر است و پیر اولیویه گورینشاس، اقتصاددان ارشد این نهاد، هشدار داده که تداوم روزانه این وضعیت، آسیبهای مالی هنگفتی به بار میآورد؛ بهطوریکه قطر روزانه صدها میلیون دلار از بابت فرصتهای فروش از دست رفته و هزینههای اجاره کشتیها متحمل زیان میشود و بنادر راهبردی آن مانند بندر حمد کاملاً فلج و جرثقیلهای بارگیری آن متوقف شدهاند.
این رسانه در بخش دیگری از تبیین ابعاد این بحران، خاطرنشان میسازد که تنشهای نظامی اخیر تمام دستاوردها و برنامههای چند دهه گذشته دوحه برای تنوعبخشی به اقتصاد و تبدیل شدن به قطب جهانی گردشگری، تجارت و ورزش را که از دهه ۱۹۹۰ با اتکا به درآمدهای میدان گازی مشترک شمالی پایهریزی شده بود، به شدت ویران کرده است.
تحلیلگران این رسانه خاطرنشان کردهاند که به دنبال صدور هشدارهای امنیتی از سوی ایالات متحده و دیگر دولتها، ورود گردشگران بینالمللی به شدت سقوط کرده، رویدادهای بزرگ ورزشی مانند مسابقات فرمول یک متوقف شدهاند و بسیاری از شرکتهای چندملیتی از ترس ناامنی منطقهای، کارکنان خود را به خارج فرستادهاند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/05/18/export-collapse-economic-contraction-is-israels-gulf-rival-headed-for-ruin/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israel Hayom
Export collapse, economic contraction: is Israel's Gulf rival headed for ruin?
Qatar's economy is contracting 8.6% as Iran's Hormuz blockade halts gas exports. Experts warn of a fiscal crisis and mass flight of foreign workers.
👏1
دنی سیترونوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل که این روزها تحلیلهای او در فضای شبکههای اجتماعی به ویژه پلتفرم ایکس شهره شده در حساب کاربریاش نوشت:
انتخابی که در روزهای آینده پیش روی آمریکا قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری روشن است:
- یا واشنگتن باید آمادگی ورود به مذاکراتی را داشته باشد که دستکم بخشی از مطالبات اصلی ایران را در بر بگیرد،
- یا بار دیگر مسیر تقابل نظامی را در پیش خواهد گرفت؛ مسیری که شاید دستاوردهای تاکتیکی به همراه داشته باشد، اما بعید است بتواند ایران را به تسلیم وادار کند.
بار دیگر به نقطهای سرنوشتساز رسیدهایم. با این حال، تبادل پیامها و مواضع در روزهای اخیر نشان میدهد که در کنار آمادهسازیها برای تشدید تنش، همچنان تلاشهایی برای یافتن یک مسیر دیپلماتیک و کاهش شکاف عمیق میان دو طرف جریان دارد.
مهمتر از همه، دونالد ترامپ با یک تصمیم بنیادین راهبردی روبهرو است. او نمیتواند همزمان جمهوری اسلامی را نظامی معرفی کند که باید نابود شود و در عین حال انتظار داشته باشد مذاکراتی معنادار و موفق شکل بگیرد.
اگر ترامپ مسیر دیپلماسی را انتخاب کند و آماده باشد نوعی کاهش فشار اقتصادی یا برخی امتیازها را به تهران ارائه دهد، هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد. اما ایران بعید است از ستونهای ایدئولوژیکی که هویت نظام و جایگاه منطقهای آن بر پایه آنها شکل گرفته، عقبنشینی کند. اگر ترامپ تصور دیگری داشته باشد، احتمالاً بار دیگر با ناامیدی مواجه خواهد شد؛ چه در مسیر دیپلماسی و چه در مسیر رویارویی نظامی.
تا زمانی که این سیستم در قدرت است، تسلیم شدن برای آن یک گزینه محسوب نمیشود.
واقعیت همین است؛
او در توییتی دیگر در واکنش به اظهارات ، خبرنگار آکسیوس، مبنی بر اینکه پیشنهاد جدید ایران مورد قبول ترامپ واقع نشده و احتمال ازسرگیری درگیریها بالاست، نوشت که مسئله اصلی به «انتظارات» واشنگتن بازمیگردد. به گفته او، اگر آمریکا همچنان به دنبال تسلیم کامل ایران یا کسب امتیازاتی فراتر از آنچه در میدان نبرد به دست نیاورده است باشد، شانس موفقیت مذاکرات بسیار محدود خواهد بود. او تأکید کرد که راهحل دیپلماتیک همچنان ممکن است، اما تنها در صورتی که دولت آمریکا اهداف و انتظارات خود از مذاکرات را تعدیل کند.
منبع:
https://x.com/i/status/2056377176526651565
https://x.com/i/status/2056401999386599559
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
انتخابی که در روزهای آینده پیش روی آمریکا قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری روشن است:
- یا واشنگتن باید آمادگی ورود به مذاکراتی را داشته باشد که دستکم بخشی از مطالبات اصلی ایران را در بر بگیرد،
- یا بار دیگر مسیر تقابل نظامی را در پیش خواهد گرفت؛ مسیری که شاید دستاوردهای تاکتیکی به همراه داشته باشد، اما بعید است بتواند ایران را به تسلیم وادار کند.
بار دیگر به نقطهای سرنوشتساز رسیدهایم. با این حال، تبادل پیامها و مواضع در روزهای اخیر نشان میدهد که در کنار آمادهسازیها برای تشدید تنش، همچنان تلاشهایی برای یافتن یک مسیر دیپلماتیک و کاهش شکاف عمیق میان دو طرف جریان دارد.
مهمتر از همه، دونالد ترامپ با یک تصمیم بنیادین راهبردی روبهرو است. او نمیتواند همزمان جمهوری اسلامی را نظامی معرفی کند که باید نابود شود و در عین حال انتظار داشته باشد مذاکراتی معنادار و موفق شکل بگیرد.
اگر ترامپ مسیر دیپلماسی را انتخاب کند و آماده باشد نوعی کاهش فشار اقتصادی یا برخی امتیازها را به تهران ارائه دهد، هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد. اما ایران بعید است از ستونهای ایدئولوژیکی که هویت نظام و جایگاه منطقهای آن بر پایه آنها شکل گرفته، عقبنشینی کند. اگر ترامپ تصور دیگری داشته باشد، احتمالاً بار دیگر با ناامیدی مواجه خواهد شد؛ چه در مسیر دیپلماسی و چه در مسیر رویارویی نظامی.
تا زمانی که این سیستم در قدرت است، تسلیم شدن برای آن یک گزینه محسوب نمیشود.
واقعیت همین است؛
او در توییتی دیگر در واکنش به اظهارات ، خبرنگار آکسیوس، مبنی بر اینکه پیشنهاد جدید ایران مورد قبول ترامپ واقع نشده و احتمال ازسرگیری درگیریها بالاست، نوشت که مسئله اصلی به «انتظارات» واشنگتن بازمیگردد. به گفته او، اگر آمریکا همچنان به دنبال تسلیم کامل ایران یا کسب امتیازاتی فراتر از آنچه در میدان نبرد به دست نیاورده است باشد، شانس موفقیت مذاکرات بسیار محدود خواهد بود. او تأکید کرد که راهحل دیپلماتیک همچنان ممکن است، اما تنها در صورتی که دولت آمریکا اهداف و انتظارات خود از مذاکرات را تعدیل کند.
منبع:
https://x.com/i/status/2056377176526651565
https://x.com/i/status/2056401999386599559
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
The choice in the coming days could not be clearer: either an American willingness to pursue negotiations that address at least some of Iran’s core demands, or a return to military confrontation. A course that may achieve tactical gains, but is unlikely…
❤1🔥1
پردهبرداری از پشتپرده یک ادعا؛ چرا حمله به ایران واقعاً لغو شد؟
کانال ۱۲ اسرائیل مدعی شد که دلیل اصلی تعویق حمله به ایران، چیزی فراتر از درخواست رهبران عرب بوده است.
این کانال خبری عنوان کرده که به نظر میرسد دلیل واقعی این تعویق، ناتوانی آمریکا و اسرائیل در اطمینان از موفقیت قطعی در ضربه زدن به «بانک اهداف اصلی» باشد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-f96ff3f670f3e91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
کانال ۱۲ اسرائیل مدعی شد که دلیل اصلی تعویق حمله به ایران، چیزی فراتر از درخواست رهبران عرب بوده است.
این کانال خبری عنوان کرده که به نظر میرسد دلیل واقعی این تعویق، ناتوانی آمریکا و اسرائیل در اطمینان از موفقیت قطعی در ضربه زدن به «بانک اهداف اصلی» باشد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-f96ff3f670f3e91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
وبسایت عبریزبان معاریو در گزارشی با استناد به اطلاعات افشاشده از سوی «میدل ایست آی» و منابع مطلع آمریکایی، از گام جدید و راهبردی اسرائیل و امارات متحده عربی در همکاریهای امنیتی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، دو طرف با ایجاد یک صندوق مشترک، قصد دارند به خرید و توسعه همزمان تسلیحات، بهویژه در حوزههای پدافند هوایی و سامانههای مقابله با پهپاد (C-UAS) بپردازند. این همکاری که به عنوان عمیقترین پیوند امنیتی اسرائیل با یک کشور عربی توصیف شده، با هدف بهرهبرداری از توانمندیهای فناورانه اسرائیل و منابع مالی گسترده امارات در بحبوحه تنشهای منطقهای و جنگ با ایران طراحی شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که این ائتلاف تسلیحاتی، پیوندی مستقیم با «توافقنامه ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ داشته و عملاً در پاسخ به تهدیدات ناشی از جنگ با ایران شکل گرفته است؛ جنگی که در آن امارات هدف هزاران پهپاد و موشک قرار گرفته بود.
تحلیلگران بر این باورند که این صندوق مشترک، پاسخی منطقی به نیازهای دو طرف است؛ چرا که اسرائیل با وجود برتری تکنولوژیک، نیازمند تأمین منابع مالی است و امارات نیز در پی دسترسی به فناوریهای پیشرفته دفاعی است.
همچنین اشاره شده که با توجه به فشارهای اقتصادی بر کمکهای نظامی آمریکا، این همکاری راهکاری برای تنوعبخشی به فعالیتهای دفاعی تلآویو محسوب میشود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323024
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش، دو طرف با ایجاد یک صندوق مشترک، قصد دارند به خرید و توسعه همزمان تسلیحات، بهویژه در حوزههای پدافند هوایی و سامانههای مقابله با پهپاد (C-UAS) بپردازند. این همکاری که به عنوان عمیقترین پیوند امنیتی اسرائیل با یک کشور عربی توصیف شده، با هدف بهرهبرداری از توانمندیهای فناورانه اسرائیل و منابع مالی گسترده امارات در بحبوحه تنشهای منطقهای و جنگ با ایران طراحی شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که این ائتلاف تسلیحاتی، پیوندی مستقیم با «توافقنامه ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ داشته و عملاً در پاسخ به تهدیدات ناشی از جنگ با ایران شکل گرفته است؛ جنگی که در آن امارات هدف هزاران پهپاد و موشک قرار گرفته بود.
تحلیلگران بر این باورند که این صندوق مشترک، پاسخی منطقی به نیازهای دو طرف است؛ چرا که اسرائیل با وجود برتری تکنولوژیک، نیازمند تأمین منابع مالی است و امارات نیز در پی دسترسی به فناوریهای پیشرفته دفاعی است.
همچنین اشاره شده که با توجه به فشارهای اقتصادی بر کمکهای نظامی آمریکا، این همکاری راهکاری برای تنوعبخشی به فعالیتهای دفاعی تلآویو محسوب میشود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323024
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
במימון של איחוד האמירויות: החידוש העצום במערכות ההגנה של ישראל
על פי דיווח של ה-Middle East Eye, המסתמך על מקורות אמריקאים יודעי דבר, ישראל ואיחוד האמירויות התקדמו עוד שלב בקשר הביטחוני שלהן - וכעת הן ירכשו יחד מערכות נשק
👍2
وبسایت عبریزبان معاریو در گزارشی، با استناد به تحلیلهای مطرح شده در نیویورکتایمز، به بررسی تغییر دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران در صورت ازسرگیری احتمالی درگیریها پرداخته است.
بر اساس این گزارش ، برخلاف دور نخست درگیریها در سال جاری که ایران با رویکردی محتاطانه و مدیریتشده برای نبردی طولانیمدت آماده شده بود، اکنون محاسبات استراتژیک در تهران دستخوش تغییری بنیادین شده است؛ به طوری که رهبران نظامی ایران نه برای یک جنگ فرسایشی، بلکه برای وقوع یک «رویارویی کوتاه، اما با شدت و خشونت بسیار بالا» آماده میشوند.
این تحلیل در ادامه میافزاید که دکترین جدید تهران بر استفاده گسترده از توان موشکی متمرکز است که میتواند شامل پرتاب دهها یا حتی صدها موشک در روز برای ایجاد شوک اولیه و تحمیل هزینههای سنگین و فوری به رقبا باشد؛ راهبردی که در آن نه تنها اهداف نظامی، بلکه زیرساختهای انرژی در کشورهای حوزه خلیجفارس نیز به عنوان نقاط ضعف استراتژیک برای اعمال فشار اقتصادی بر جامعه جهانی و دولت آمریکا در کانون تهدیدات قرار گرفتهاند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323088
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش ، برخلاف دور نخست درگیریها در سال جاری که ایران با رویکردی محتاطانه و مدیریتشده برای نبردی طولانیمدت آماده شده بود، اکنون محاسبات استراتژیک در تهران دستخوش تغییری بنیادین شده است؛ به طوری که رهبران نظامی ایران نه برای یک جنگ فرسایشی، بلکه برای وقوع یک «رویارویی کوتاه، اما با شدت و خشونت بسیار بالا» آماده میشوند.
این تحلیل در ادامه میافزاید که دکترین جدید تهران بر استفاده گسترده از توان موشکی متمرکز است که میتواند شامل پرتاب دهها یا حتی صدها موشک در روز برای ایجاد شوک اولیه و تحمیل هزینههای سنگین و فوری به رقبا باشد؛ راهبردی که در آن نه تنها اهداف نظامی، بلکه زیرساختهای انرژی در کشورهای حوزه خلیجفارس نیز به عنوان نقاط ضعف استراتژیک برای اعمال فشار اقتصادی بر جامعه جهانی و دولت آمریکا در کانون تهدیدات قرار گرفتهاند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323088
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
אלים ומרוכז יותר: העימות הבא יהיה קשה וכואב - ואיראן כבר מוכנה | דיווח
בטהרן נערכים לאפשרות של סבב לחימה קצר, אלים ומרוכז בהרבה: פחות ניהול זהיר של מאגרי הטילים, יותר מטחים כבדים ואיום ישיר על תשתיות האנרגיה במפרץ
👍1🔥1
نشریه نیوزویک در گزارشی به بررسی وضعیت شکننده روابط ایالات متحده و ایران پرداخته و تشریح میکند که پس از هفتهها توقف موقت در درگیریها، آتشبس کنونی در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است.
بنا بر تحلیل این نشریه، دونالد ترامپ با هشدار به تهران مبنی بر اینکه «زمان رو به پایان است»، تاکید کرده که در صورت عدم ارائه یک پیشنهاد بهتر، ایران با حملاتی بهمراتب سختتر مواجه خواهد شد. در این میان از منظر این نشریه پنج سناریوی تخصصی برای تداوم این بحران متصور است:
۱- بمباران مجدد توسط ترامپ و دستیابی به یک توافق اولیه و محدود: در این سناریو، کاخ سفید برای وارد کردن شوک به تهران و گرفتن امتیازهای هستهای، حملات خود را از سر میگیرد. نتیجه این اقدام ممکن است یک توافق محدود بر سر دسترسیها، بازرسیها یا کشتیرانی باشد که به هر دو طرف اجازه اعلام پیروزی موقت میدهد، اما حل مسائل اصلی هستهای را به آینده موکول میکند.
۲- سازش ایران تحت فشار اقتصادی شدید: این سناریو بر این فرض استوار است که فلج شدن کشتیرانی خلیج فارس به دلیل محاصره و جهش قیمت نفت، اقتصاد ایران را به زانو درآورد و تهران پیش از آغاز مجدد جنگ، عقبنشینی کند. البته ترامپ نیز به دلیل صعود نفت برنت به بالای ۱۱۱ دلار و تأثیر آن بر انتخابات میاندورهای آمریکا، انگیزه متقابلی برای پذیرش یک توافق ناقص دارد.
۳- بازگشت به جنگ و شکلگیری یک بنبست مدیریتشده: در این حالت، جنگ با چرخهای از حملات آمریکا، تلافی ایران و اختلال در کشتیرانی از سر گرفته میشود. اگرچه آمریکا برتری نظامی دارد، اما ایران با مسدود نگه داشتن تنگه هرمز، نبرد را به یک جنگ فرسایشی اقتصادی تبدیل میکند که تحمل آن برای هر دو طرف دشوار خواهد بود.
۴- ورود علنی کشورهای عربی خلیج فارس به میدان نبرد: این سناریو خطرناکترین مسیر تصاعد بحران است که جنگ را به یک نبرد تمامعیار منطقهای تبدیل میکند. جرقه این اقدام میتواند ناشی از حملات پهپادی (مانند حمله اخیر به نزدیکی نیروگاه هستهای براکه امارات) باشد که کشورهای منطقه را مجاب به اقدام تلافیجویانه یا حمایت مستقیم از عملیاتهای نظامی آمریکا میکند.
۵- بقای صوری آتشبس و تداوم فشار پنهان: در این وضعیت که نیوزویک آن را شرایط عملیاتی جاری میداند، جنگ جدیدی رخ نمیدهد اما تحریمها، محاصره اقتصادی و پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی نفت، بهطور پنهان درآمدها و اقتصاد ایران را فلج میکند. این سناریو به دلیل به چالش کشیدن قانون اختیارات جنگ در کنگره آمریکا، از نظر قانونی پیچیده است.
این تحلیل تخصصی در نهایت با ارزیابی ابعاد پیچیدهتر بحران میافزاید که بدون یک توافق جامع برای حل ریشهای مناقشه هستهای و تضمین کشتیرانی آزاد، طرفین عملاً به سمت سناریوی پنجم یعنی «جنگ در قالب آتشبس» سوق مییابند؛ وضعیتی که در آن نبردها پنهان و آشکار ادامه دارد، اما هر دو طرف صرفاً نام آن را آتشبس میگذارند.
منبع:
https://www.newsweek.com/iran-war-trump-nuclear-deal-ceasefire-11962171
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بنا بر تحلیل این نشریه، دونالد ترامپ با هشدار به تهران مبنی بر اینکه «زمان رو به پایان است»، تاکید کرده که در صورت عدم ارائه یک پیشنهاد بهتر، ایران با حملاتی بهمراتب سختتر مواجه خواهد شد. در این میان از منظر این نشریه پنج سناریوی تخصصی برای تداوم این بحران متصور است:
۱- بمباران مجدد توسط ترامپ و دستیابی به یک توافق اولیه و محدود: در این سناریو، کاخ سفید برای وارد کردن شوک به تهران و گرفتن امتیازهای هستهای، حملات خود را از سر میگیرد. نتیجه این اقدام ممکن است یک توافق محدود بر سر دسترسیها، بازرسیها یا کشتیرانی باشد که به هر دو طرف اجازه اعلام پیروزی موقت میدهد، اما حل مسائل اصلی هستهای را به آینده موکول میکند.
۲- سازش ایران تحت فشار اقتصادی شدید: این سناریو بر این فرض استوار است که فلج شدن کشتیرانی خلیج فارس به دلیل محاصره و جهش قیمت نفت، اقتصاد ایران را به زانو درآورد و تهران پیش از آغاز مجدد جنگ، عقبنشینی کند. البته ترامپ نیز به دلیل صعود نفت برنت به بالای ۱۱۱ دلار و تأثیر آن بر انتخابات میاندورهای آمریکا، انگیزه متقابلی برای پذیرش یک توافق ناقص دارد.
۳- بازگشت به جنگ و شکلگیری یک بنبست مدیریتشده: در این حالت، جنگ با چرخهای از حملات آمریکا، تلافی ایران و اختلال در کشتیرانی از سر گرفته میشود. اگرچه آمریکا برتری نظامی دارد، اما ایران با مسدود نگه داشتن تنگه هرمز، نبرد را به یک جنگ فرسایشی اقتصادی تبدیل میکند که تحمل آن برای هر دو طرف دشوار خواهد بود.
۴- ورود علنی کشورهای عربی خلیج فارس به میدان نبرد: این سناریو خطرناکترین مسیر تصاعد بحران است که جنگ را به یک نبرد تمامعیار منطقهای تبدیل میکند. جرقه این اقدام میتواند ناشی از حملات پهپادی (مانند حمله اخیر به نزدیکی نیروگاه هستهای براکه امارات) باشد که کشورهای منطقه را مجاب به اقدام تلافیجویانه یا حمایت مستقیم از عملیاتهای نظامی آمریکا میکند.
۵- بقای صوری آتشبس و تداوم فشار پنهان: در این وضعیت که نیوزویک آن را شرایط عملیاتی جاری میداند، جنگ جدیدی رخ نمیدهد اما تحریمها، محاصره اقتصادی و پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی نفت، بهطور پنهان درآمدها و اقتصاد ایران را فلج میکند. این سناریو به دلیل به چالش کشیدن قانون اختیارات جنگ در کنگره آمریکا، از نظر قانونی پیچیده است.
این تحلیل تخصصی در نهایت با ارزیابی ابعاد پیچیدهتر بحران میافزاید که بدون یک توافق جامع برای حل ریشهای مناقشه هستهای و تضمین کشتیرانی آزاد، طرفین عملاً به سمت سناریوی پنجم یعنی «جنگ در قالب آتشبس» سوق مییابند؛ وضعیتی که در آن نبردها پنهان و آشکار ادامه دارد، اما هر دو طرف صرفاً نام آن را آتشبس میگذارند.
منبع:
https://www.newsweek.com/iran-war-trump-nuclear-deal-ceasefire-11962171
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Newsweek
5 Iran war scenarios as Trump weighs options
Perspective: The Iran war is at a pivotal moment. Where will President Donald Trump and Tehran take things from here?
👍1