واکنش کاربران اسرائیلی به تهدیدهای ترامپ؛ جامعهای خسته از جنگ و نگران آینده تقابل با ایران
در پی انتشار گزارشی توسط کانال ۱۲ اسرائیل درباره مواضع اخیر دونالد تدامپ که در قالب پست در شبکه اجتماعیاش تروث در قبال پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا و همزمان ادامه رایزنیها میان واشنگتن و تلآویو منتشر شد، موج گستردهای از واکنشهای کاربران اسرائیلی در بخش نظرات این گزارش شکل گرفت.
در این گزارش گفته شده که ترامپ با لحنی تند، تهران را به «بازی دادن آمریکا» متهم و تأکید کرده که «ایران دیگر به ما نخواهد خندید».
همزمان این گزارش به شروط ایران برای توقف جنگ، اختلافات بر سر برنامه هستهای و مواضع نتانیاهو درباره ادامه مقابله با ایران نیز پرداخته بود.
بررسی محتوای این کامنتها نشان میدهد افکار عمومی اسرائیل در حال ورود به مرحلهای از فرسایش روانی، بیاعتمادی سیاسی و ابهام راهبردی نسبت به آینده تقابل با ایران است.
بخش قابلتوجهی از کاربران اسرائیلی در واکنش به این گزارش، دیگر تهدیدهای لفظی آمریکا و اسرائیل را نشانه نزدیک بودن «پیروزی قطعی» تلقی نمیکنند، بلکه آن را بخشی از چرخهای تکراری از هشدار، تعویق و بنبست میدانند.
تکرار عباراتی مانند «فقط حرف»، «نمایش سیاسی» و «آنها دوباره جنگ را شروع میکنند» نشاندهنده شکلگیری نوعی خستگی اجتماعی از وضعیت ممتد بحران و نااطمینانی امنیتی است.
در سطح سیاسی نیز کامنتها از شکاف عمیق داخلی در اسرائیل حکایت دارد؛ بهگونهای که بخشی از کاربران خواهان تشدید فوری جنگ و حتی «تغییر رژیم» در ایران هستند و معتقدند هرگونه مذاکره صرفاً به تهران فرصت بازسازی توان موشکی و هستهای میدهد. این برداشت مستقیماً تحت تأثیر بخشهایی از گزارش قرار دارد که در آن، ایران با برچیدن کامل تأسیسات هستهای مخالفت کرده و در مقابل، خواهان لغو تحریمها، پایان جنگ و ادامه مذاکرات شده بود.
در مقابل، طیف دیگری از کاربران، هم نتانیاهو و هم ترامپ را متهم میکنند که بحران ایران را به ابزاری برای مدیریت فشارهای سیاسی داخلی و حفظ موقعیت خود تبدیل کردهاند.
این گروه، ادامه تنش را نه یک راهبرد امنیتی موفق، بلکه روندی فرسایشی و پرهزینه برای اسرائیل میدانند که میتواند رژیم را وارد چرخهای بیپایان از جنگ و بیثباتی کند.
مهمتر از همه، واکنشها نشان میدهد تصویر ایران در ذهن بخشی از جامعه اسرائیل در حال تغییر است؛ بهطوریکه حتی بسیاری از منتقدان تهران نیز اکنون عملاً پذیرفتهاند که جمهوری اسلامی توان تحمل فشار، ادامه تقابل و حفظ اهرمهای راهبردی خود را دارد. اشاره مکرر کاربران به موضوعاتی مانند تنگه هرمز، ادامه غنیسازی و توان موشکی ایران، بیانگر آن است که جنگ اخیر درک تازهای از «تابآوری ایران» در بخشی از افکار عمومی اسرائیل ایجاد کرده؛ تحولی که میتواند در آینده بر میزان حمایت داخلی اسرائیل از ادامه جنگ یا ورود به درگیری گستردهتر با ایران تأثیر مستقیم بگذارد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-928915c44131e91027.htm
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
در پی انتشار گزارشی توسط کانال ۱۲ اسرائیل درباره مواضع اخیر دونالد تدامپ که در قالب پست در شبکه اجتماعیاش تروث در قبال پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا و همزمان ادامه رایزنیها میان واشنگتن و تلآویو منتشر شد، موج گستردهای از واکنشهای کاربران اسرائیلی در بخش نظرات این گزارش شکل گرفت.
در این گزارش گفته شده که ترامپ با لحنی تند، تهران را به «بازی دادن آمریکا» متهم و تأکید کرده که «ایران دیگر به ما نخواهد خندید».
همزمان این گزارش به شروط ایران برای توقف جنگ، اختلافات بر سر برنامه هستهای و مواضع نتانیاهو درباره ادامه مقابله با ایران نیز پرداخته بود.
بررسی محتوای این کامنتها نشان میدهد افکار عمومی اسرائیل در حال ورود به مرحلهای از فرسایش روانی، بیاعتمادی سیاسی و ابهام راهبردی نسبت به آینده تقابل با ایران است.
بخش قابلتوجهی از کاربران اسرائیلی در واکنش به این گزارش، دیگر تهدیدهای لفظی آمریکا و اسرائیل را نشانه نزدیک بودن «پیروزی قطعی» تلقی نمیکنند، بلکه آن را بخشی از چرخهای تکراری از هشدار، تعویق و بنبست میدانند.
تکرار عباراتی مانند «فقط حرف»، «نمایش سیاسی» و «آنها دوباره جنگ را شروع میکنند» نشاندهنده شکلگیری نوعی خستگی اجتماعی از وضعیت ممتد بحران و نااطمینانی امنیتی است.
در سطح سیاسی نیز کامنتها از شکاف عمیق داخلی در اسرائیل حکایت دارد؛ بهگونهای که بخشی از کاربران خواهان تشدید فوری جنگ و حتی «تغییر رژیم» در ایران هستند و معتقدند هرگونه مذاکره صرفاً به تهران فرصت بازسازی توان موشکی و هستهای میدهد. این برداشت مستقیماً تحت تأثیر بخشهایی از گزارش قرار دارد که در آن، ایران با برچیدن کامل تأسیسات هستهای مخالفت کرده و در مقابل، خواهان لغو تحریمها، پایان جنگ و ادامه مذاکرات شده بود.
در مقابل، طیف دیگری از کاربران، هم نتانیاهو و هم ترامپ را متهم میکنند که بحران ایران را به ابزاری برای مدیریت فشارهای سیاسی داخلی و حفظ موقعیت خود تبدیل کردهاند.
این گروه، ادامه تنش را نه یک راهبرد امنیتی موفق، بلکه روندی فرسایشی و پرهزینه برای اسرائیل میدانند که میتواند رژیم را وارد چرخهای بیپایان از جنگ و بیثباتی کند.
مهمتر از همه، واکنشها نشان میدهد تصویر ایران در ذهن بخشی از جامعه اسرائیل در حال تغییر است؛ بهطوریکه حتی بسیاری از منتقدان تهران نیز اکنون عملاً پذیرفتهاند که جمهوری اسلامی توان تحمل فشار، ادامه تقابل و حفظ اهرمهای راهبردی خود را دارد. اشاره مکرر کاربران به موضوعاتی مانند تنگه هرمز، ادامه غنیسازی و توان موشکی ایران، بیانگر آن است که جنگ اخیر درک تازهای از «تابآوری ایران» در بخشی از افکار عمومی اسرائیل ایجاد کرده؛ تحولی که میتواند در آینده بر میزان حمایت داخلی اسرائیل از ادامه جنگ یا ورود به درگیری گستردهتر با ایران تأثیر مستقیم بگذارد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-928915c44131e91027.htm
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
N12
"איראן משחקת משחקים - הם לא יצחקו עוד!"
הנשיא במתקפה חריפה נגד "מדיניות הדחיינות" של טהראן ומאשים את ממשלי אובמה וביידן במימון הטרור האיראני במזוודות מזומנים • "הם זנחו את ישראל עבור הסכם חלש", כתב
👍3
روزنامه معاریو اسرائیل در گزارشی با تبیین ابعاد پیچیده نگرانیهای امنیتی در تلآویو، به نقل از یک منبع آگاه اسرائیلی مدعی شد که محافل سیاسی و نظامی این رژیم به شدت از احتمال «فرسودگی ترامپ از روند مذاکرات» و روی آوردن وی به یک «توافق شتابزده» واهمه دارند.
این گزارش تشریح میکند که دغدغه اصلی مقامات اسرائیل، امضای هرگونه توافقی در دقایق پایانی است که با امتیازدهیهای غیرمنتظره همراه باشد و صرفاً بر محدودسازی برنامه هستهای و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز متمرکز گردد.
تحلیلگران این روزنامه هشدار میدهند که چنین رویکرد پراگماتیکی ممکن است به بهای باقی ماندن ذخایر اورانیوم غنیسازی شده در خاک ایران تمام شود که این امر عملاً به معنای ناکامی در تحقق اهداف استراتژیک جنگ و باقی ماندن تهدید در آستانه گریز هستهای خواهد بود.
در پرتو این چالشهای راهبردی، گزارش مذکور بر این نکته تأکید میورزد که علیرغم اطمینانبخشی مقامات آمریکایی در خصوص رسیدگی به موضوع ذخایر اورانیوم با خلوص بالا، حذف سایر مؤلفههای قدرت ایران از میز مذاکرات یک «مسئله بزرگ و بحرانی» تلقی میشود.
این منبع آگاه خاطرنشان کرده است که نادیده گرفتن برنامه موشکهای بالستیک و شبکه نیروهای متحد ایران در توافقات احتمالی، شکافی عمیق میان مطالبات امنیتی تلآویو و واقعگرایی سیاست خارجی واشنگتن ایجاد میکند.
در نهایت، این تحلیل بر این فرضیه استوار است که تداوم این شکاف و عدم دستیابی به یک اجماع قاطع بر سر نابودی کامل زیرساختها و مهار نفوذ منطقهای، میتواند منجر به ایجاد یک خلاء امنیتی شود که در آن فشار حداکثری کارایی خود را از دست داده و موازنه قدرت را به نفع تهران تغییر دهد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1320718
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
این گزارش تشریح میکند که دغدغه اصلی مقامات اسرائیل، امضای هرگونه توافقی در دقایق پایانی است که با امتیازدهیهای غیرمنتظره همراه باشد و صرفاً بر محدودسازی برنامه هستهای و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز متمرکز گردد.
تحلیلگران این روزنامه هشدار میدهند که چنین رویکرد پراگماتیکی ممکن است به بهای باقی ماندن ذخایر اورانیوم غنیسازی شده در خاک ایران تمام شود که این امر عملاً به معنای ناکامی در تحقق اهداف استراتژیک جنگ و باقی ماندن تهدید در آستانه گریز هستهای خواهد بود.
در پرتو این چالشهای راهبردی، گزارش مذکور بر این نکته تأکید میورزد که علیرغم اطمینانبخشی مقامات آمریکایی در خصوص رسیدگی به موضوع ذخایر اورانیوم با خلوص بالا، حذف سایر مؤلفههای قدرت ایران از میز مذاکرات یک «مسئله بزرگ و بحرانی» تلقی میشود.
این منبع آگاه خاطرنشان کرده است که نادیده گرفتن برنامه موشکهای بالستیک و شبکه نیروهای متحد ایران در توافقات احتمالی، شکافی عمیق میان مطالبات امنیتی تلآویو و واقعگرایی سیاست خارجی واشنگتن ایجاد میکند.
در نهایت، این تحلیل بر این فرضیه استوار است که تداوم این شکاف و عدم دستیابی به یک اجماع قاطع بر سر نابودی کامل زیرساختها و مهار نفوذ منطقهای، میتواند منجر به ایجاد یک خلاء امنیتی شود که در آن فشار حداکثری کارایی خود را از دست داده و موازنه قدرت را به نفع تهران تغییر دهد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1320718
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
לא רק תקיפות באיראן: ארה"ב וישראל נערכות לתרחיש הקיצון
בישראל חוששים שטראמפ יקדם הסכם חלקי עם איראן, שיתמקד בגרעין ובמצר הורמוז בלבד. עוד מזהירים כי אם האורניום המועשר יישאר באיראן, המלחמה לא תשיג את יעדיה
👏1
انتشار گسترده اخبار درباره اقدام عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت علیه منافع ایران در داخل و خارج از مرزها، بهویژه در عرصههایی مانند عراق، اگرچه ممکن است در برخی ابعاد و سناریوها واجد زمینههای واقعی یا قابل بررسی باشد، اما برجستهسازی و زمانبندی فعلی آن را نمیتوان فاقد اهداف سیاسی، امنیتی و روانی ارزیابی کرد.
به نظر میرسد انتخاب این مقطع زمانی برای بازتولید و توزیع چنین روایتهایی در چارچوب یک الگوی هدفمند از عملیات روانی و مدیریت ادراک قابل تحلیل باشد، الگویی که از سوی اتاقهای فکر رسانهای و جریانهای اثرگذار منطقهای و فرامنطقهای با هدف جهتدهی به افکار عمومی و ایجاد فشار روانی و محاسباتی بر
بازیگران مختلف دنبال میشود.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
به نظر میرسد انتخاب این مقطع زمانی برای بازتولید و توزیع چنین روایتهایی در چارچوب یک الگوی هدفمند از عملیات روانی و مدیریت ادراک قابل تحلیل باشد، الگویی که از سوی اتاقهای فکر رسانهای و جریانهای اثرگذار منطقهای و فرامنطقهای با هدف جهتدهی به افکار عمومی و ایجاد فشار روانی و محاسباتی بر
بازیگران مختلف دنبال میشود.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
Telegram
مشکات اندیشه
راه اندیشه بیهمراهان، ره به جایی نمیبرد. ما مشتاق شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایهای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
❤1
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی تحلیلی اعلام کرده است که پروژه دفاع موشکی «گنبد طلایی» که از سوی دولت ترامپ پیگیری میشود، ممکن است طی دو دهه آینده هزینهای نزدیک به ۱.۲ تریلیون دلار به اقتصاد آمریکا تحمیل کند؛ رقمی که فاصلهای چشمگیر با بودجه ۱۸۵ میلیارد دلاری پیشبینیشده در لایحه دفاعی سال ۲۰۲۷ دارد.
بر اساس ارزیابی دفتر بودجه کنگره آمریکا، نبود یک طرح عملیاتی شفاف از سوی کاخ سفید و پنتاگون باعث شده تخمین دقیق هزینههای نهایی این سامانه تقریباً غیرممکن باشد. در این گزارش تأکید شده که ساختار این سامانه قرار است شامل چهار لایه دفاعی، از جمله سامانههای فضایی، رهگیرهای زمینی در بردهای مختلف و تجهیزات مستقر در نقاطی مانند آلاسکا و هاوایی باشد؛ با این حال، بخش عمده هزینهها صرف خرید و استقرار زیرساختهای اصلی خواهد شد.
این گزارش همچنین توضیح میدهد که «گنبد طلایی» برای مقابله همزمان با موشکهای بالستیک، کروز و هایپرسونیک طراحی شده، اما به اذعان تهیهکنندگان گزارش، توان متوقف کردن حملات گسترده از سوی قدرتهایی مانند چین را نخواهد داشت.
به نوشته کانال ۱۲ اسرائیل، برآوردهای مالی فعلی حتی هزینه توسعه فناوریهای آینده، شبکههای ارتباطی و نیروهای عملیاتی موردنیاز برای بهرهبرداری کامل از پروژه را نیز در بر نمیگیرد. در همین حال، جنگ اخیر با ایران نیز فشار مضاعفی بر این برنامه وارد کرده، زیرا آمریکا ناچار است ذخایر موشکهای تاد، پاتریوت و سامانههای راداری مصرفشده در این درگیری را بازسازی کند؛ مسئلهای که میتواند موجب تأخیر در اجرای پروژه شود.
در ادامه گزارش آمده است که مخالفتها با این طرح در داخل کنگره آمریکا نیز رو به افزایش است. به گفته سناتور دموکرات ، این پروژه بیش از آنکه امنیت ملی آمریکا را تقویت کند، به «هدیهای عظیم برای پیمانکاران صنایع دفاعی» شباهت دارد و بار مالی آن مستقیماً بر دوش شهروندان آمریکایی قرار خواهد گرفت.
تحلیل منتشرشده تأکید میکند که منتقدان معتقدند دولت ترامپ در شرایطی به دنبال توسعه پرهزینهترین سامانه دفاعی تاریخ آمریکاست که هنوز کارآمدی واقعی آن در برابر تهدیدهای راهبردی قدرتهای بزرگ اثبات نشده و حتی نهادهای رسمی آمریکایی نیز نسبت به توان بازدارندگی این طرح ابراز تردید کردهاند.
منبع:
https://mobileapp.mako.co.il/pzm-soldiers/Article-7871639d7cf1e91026.htm?dicbo=v2-1aE3uhQ
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
بر اساس ارزیابی دفتر بودجه کنگره آمریکا، نبود یک طرح عملیاتی شفاف از سوی کاخ سفید و پنتاگون باعث شده تخمین دقیق هزینههای نهایی این سامانه تقریباً غیرممکن باشد. در این گزارش تأکید شده که ساختار این سامانه قرار است شامل چهار لایه دفاعی، از جمله سامانههای فضایی، رهگیرهای زمینی در بردهای مختلف و تجهیزات مستقر در نقاطی مانند آلاسکا و هاوایی باشد؛ با این حال، بخش عمده هزینهها صرف خرید و استقرار زیرساختهای اصلی خواهد شد.
این گزارش همچنین توضیح میدهد که «گنبد طلایی» برای مقابله همزمان با موشکهای بالستیک، کروز و هایپرسونیک طراحی شده، اما به اذعان تهیهکنندگان گزارش، توان متوقف کردن حملات گسترده از سوی قدرتهایی مانند چین را نخواهد داشت.
به نوشته کانال ۱۲ اسرائیل، برآوردهای مالی فعلی حتی هزینه توسعه فناوریهای آینده، شبکههای ارتباطی و نیروهای عملیاتی موردنیاز برای بهرهبرداری کامل از پروژه را نیز در بر نمیگیرد. در همین حال، جنگ اخیر با ایران نیز فشار مضاعفی بر این برنامه وارد کرده، زیرا آمریکا ناچار است ذخایر موشکهای تاد، پاتریوت و سامانههای راداری مصرفشده در این درگیری را بازسازی کند؛ مسئلهای که میتواند موجب تأخیر در اجرای پروژه شود.
در ادامه گزارش آمده است که مخالفتها با این طرح در داخل کنگره آمریکا نیز رو به افزایش است. به گفته سناتور دموکرات ، این پروژه بیش از آنکه امنیت ملی آمریکا را تقویت کند، به «هدیهای عظیم برای پیمانکاران صنایع دفاعی» شباهت دارد و بار مالی آن مستقیماً بر دوش شهروندان آمریکایی قرار خواهد گرفت.
تحلیل منتشرشده تأکید میکند که منتقدان معتقدند دولت ترامپ در شرایطی به دنبال توسعه پرهزینهترین سامانه دفاعی تاریخ آمریکاست که هنوز کارآمدی واقعی آن در برابر تهدیدهای راهبردی قدرتهای بزرگ اثبات نشده و حتی نهادهای رسمی آمریکایی نیز نسبت به توان بازدارندگی این طرح ابراز تردید کردهاند.
منبع:
https://mobileapp.mako.co.il/pzm-soldiers/Article-7871639d7cf1e91026.htm?dicbo=v2-1aE3uhQ
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
mako
מתקפה על טראמפ: יעלה מיליארדים ולא יעצור את סין
דוח של הקונגרס - פער של מיליארדים בתוכנית להגנה מפני טילים בליסטיים כולל מהחלל. חלק מהעיכוב: צורך לחדש מלאי מיירטים בעקבות המלחמה באיראן
❤1
احمد طه، مجری و خبرنگار الجزیره در گفتوگویی پرتنش با سامی الجمیل، نماینده پارلمان لبنان و از چهرههای مخالف حزبالله، سناریویی را مطرح کرد و گفت اگر حزبالله سلاح خود را تحویل دهد، فعالیت نظامیاش را متوقف کند و به یک حزب سیاسی یا حتی یک مجموعه خیریه تبدیل شود، اما اسرائیل به تعهداتش عمل نکند، در آن صورت چه باید کرد؟
الجمیل در پاسخ گفت در چنین شرایطی «سلاح به دست میگیریم و با اسرائیل میجنگیم». احمد طه بلافاصله با لحنی چالشی پرسید: «پس حزبالله الآن غیر از این چه کاری انجام میدهد؟»
نماینده پارلمان لبنان در ادامه مدعی شد که «حزبالله خودِ مشکل است» و افزود امروز آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان در کنار لبنان قرار دارند و اسرائیل نیز به گفته او اعلام کرده که چیزی از لبنان نمیخواهد و فقط میگوید نباید از خاک لبنان حملهای علیه این رژیم انجام شود.
احمد طه اما با زیر سؤال بردن این استدلال، خطاب به الجمیل گفت معنای حرف او این است که لبنان باید مقاومت و سلاح خود را کنار بگذارد و همه چیز را به آمریکا بسپارد. او سپس با اشاره به یک ضربالمثل مصری گفت: «کسی که زیر عبای آمریکاییها برود، برهنه میماند.»
طه در ادامه برای اثبات حرف خود به تحولات عزه اشاره کرد و گفت آمریکاییها خودشان توافق مربوط به غزه را پیش بردند، اما اسرائیل به هیچیک از تعهداتش عمل نکرد و همچنان به اشغال و کشتار مردم غزه ادامه میدهد.
او در پایان با لحنی انتقادی این پرسش را مطرح کرد که با وجود چنین تجربهای، چه چیزی باعث شده برخی جریانها همچنان به آمریکا اعتماد کنند و سرنوشت لبنان را به تضمینهای واشنگتن گره بزنند.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
الجمیل در پاسخ گفت در چنین شرایطی «سلاح به دست میگیریم و با اسرائیل میجنگیم». احمد طه بلافاصله با لحنی چالشی پرسید: «پس حزبالله الآن غیر از این چه کاری انجام میدهد؟»
نماینده پارلمان لبنان در ادامه مدعی شد که «حزبالله خودِ مشکل است» و افزود امروز آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان در کنار لبنان قرار دارند و اسرائیل نیز به گفته او اعلام کرده که چیزی از لبنان نمیخواهد و فقط میگوید نباید از خاک لبنان حملهای علیه این رژیم انجام شود.
احمد طه اما با زیر سؤال بردن این استدلال، خطاب به الجمیل گفت معنای حرف او این است که لبنان باید مقاومت و سلاح خود را کنار بگذارد و همه چیز را به آمریکا بسپارد. او سپس با اشاره به یک ضربالمثل مصری گفت: «کسی که زیر عبای آمریکاییها برود، برهنه میماند.»
طه در ادامه برای اثبات حرف خود به تحولات عزه اشاره کرد و گفت آمریکاییها خودشان توافق مربوط به غزه را پیش بردند، اما اسرائیل به هیچیک از تعهداتش عمل نکرد و همچنان به اشغال و کشتار مردم غزه ادامه میدهد.
او در پایان با لحنی انتقادی این پرسش را مطرح کرد که با وجود چنین تجربهای، چه چیزی باعث شده برخی جریانها همچنان به آمریکا اعتماد کنند و سرنوشت لبنان را به تضمینهای واشنگتن گره بزنند.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
Telegram
مشکات اندیشه
راه اندیشه بیهمراهان، ره به جایی نمیبرد. ما مشتاق شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایهای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
👍3❤1
کانال 12 اسرائیل در گزارشی به نقل از ارزیابیهای مقامات بلندپایه این رژیم اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بهزودی تصمیم نهایی خود را درباره اقدام نظامی علیه ایران اتخاذ خواهد کرد. این رسانه با اشاره به بازگشت ترامپ از سفر چین اظهار داشت که کاخ سفید به یک تقاطع تصمیمگیری سرنوشتساز نزدیک شده و قرار است طی ۲۴ ساعت آینده، رئیسجمهور آمریکا با مشاوران نزدیک خود جلسهای کلیدی برگزار کند.
به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، نشانههای موجود حاکی از آن است که ترامپ به دلیل بنبست در مذاکرات هستهای، به سمت گزینه نظامی متمایل شده است. این مقام تأکید کرد که اسرائیل خود را برای سناریوی درگیری چند روزه تا چند هفتهای آماده میکند و حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، دست رئیسجمهور را برای انتخاب گزینههای مختلف باز گذاشته است.
این گزارش ارزیابی مذکور را صریحترین موضع اسرائیل از زمان برقراری آتشبس توصیف کرده، هرچند که مقامات صهیونیستی همچنان در بیانات خود جانب احتیاط را رعایت میکنند.
در ادامه این گزارش با استناد به اطلاعات افشاشده در روزنامه نیویورک تایمز آمده است که ایالات متحده و اسرائیل در بحبوحه فشردهترین آمادگیها از زمان آغاز آتشبس قرار دارند تا احتمالاً عملیات نظامی علیه ایران را از هفته آینده از سر بگیرند.
بر اساس اظهارات دو مقام رسمی در خاورمیانه، یکی از گزینههای جدی روی میز، استقرار نیروهای ویژه در خاک ایران جهت ردیابی و شناسایی ذخایر اورانیوم غنیشده مدفون در منطقه اصفهان است. اگرچه فرماندهی مرکزی آمریکا صدها سرباز در منطقه دارد که میتوانند در این مأموریت شرکت کنند، اما اجرای عملیاتی با این ابعاد نیازمند هزاران نیروی اضافی برای پوشش و پشتیبانی لجستیکی خواهد بود.
در نهایت، مقامات نظامی هشدار دادهاند که این اقدام زمینی بسیار پیچیده و خطرناک بوده و میتواند به تلفات نیروهای آمریکایی منجر شود، با این حال، زنجیره اظهارات اخیر ترامپ نشان میدهد او قصد ندارد بدون کسب یک دستاورد بزرگ در موضوع هستهای، این عرصه را ترک کند.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-b63d8ff5c8d2e91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، نشانههای موجود حاکی از آن است که ترامپ به دلیل بنبست در مذاکرات هستهای، به سمت گزینه نظامی متمایل شده است. این مقام تأکید کرد که اسرائیل خود را برای سناریوی درگیری چند روزه تا چند هفتهای آماده میکند و حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، دست رئیسجمهور را برای انتخاب گزینههای مختلف باز گذاشته است.
این گزارش ارزیابی مذکور را صریحترین موضع اسرائیل از زمان برقراری آتشبس توصیف کرده، هرچند که مقامات صهیونیستی همچنان در بیانات خود جانب احتیاط را رعایت میکنند.
در ادامه این گزارش با استناد به اطلاعات افشاشده در روزنامه نیویورک تایمز آمده است که ایالات متحده و اسرائیل در بحبوحه فشردهترین آمادگیها از زمان آغاز آتشبس قرار دارند تا احتمالاً عملیات نظامی علیه ایران را از هفته آینده از سر بگیرند.
بر اساس اظهارات دو مقام رسمی در خاورمیانه، یکی از گزینههای جدی روی میز، استقرار نیروهای ویژه در خاک ایران جهت ردیابی و شناسایی ذخایر اورانیوم غنیشده مدفون در منطقه اصفهان است. اگرچه فرماندهی مرکزی آمریکا صدها سرباز در منطقه دارد که میتوانند در این مأموریت شرکت کنند، اما اجرای عملیاتی با این ابعاد نیازمند هزاران نیروی اضافی برای پوشش و پشتیبانی لجستیکی خواهد بود.
در نهایت، مقامات نظامی هشدار دادهاند که این اقدام زمینی بسیار پیچیده و خطرناک بوده و میتواند به تلفات نیروهای آمریکایی منجر شود، با این حال، زنجیره اظهارات اخیر ترامپ نشان میدهد او قصد ندارد بدون کسب یک دستاورد بزرگ در موضوع هستهای، این عرصه را ترک کند.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-b63d8ff5c8d2e91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
N12
בישראל מעריכים: טראמפ יכריע בקרוב על פעולה באיראן
טראמפ יכנס את יועציו להכרעה. ישראל נערכת לשבועות לחימה. דיווח: ארה"ב שוקלת להציב כוחות מיוחדים על אדמת איראן לאיתור אורניום
نشریه نیویورکتایمز در گزارشی تحلیلی با تکیه بر آمارهای کلان صادرات دریایی و ارزیابی بازارهای بینالمللی تشریح میکند که چگونه وقوع جنگ میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، جهان را در ورطه یکی از سهمگینترین بحرانهای انرژی تاریخ فرو برده و نقشه توزیع ثروت را در میان تولیدکنندگان بزرگ نفت دگرگون ساخته است.
این نشریه تبیین میکند که مسدود شدن تنگه هرمز، به عنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان، حجم صادرات تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس را با ریزش مواجه کرده، اما جهش بیسابقه قیمتها، پیامدهای مالی کاملاً متناقضی را رقم زده است.
نیویورکتایمز نشان میدهد که بزرگترین برنده این شوک نفتی، ایالات متحده است که به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، نه تنها ضربه اقتصادی جنگ آغازشده توسط خود و اسرائیل را مهار کرده، بلکه با تزریق روزانه میلیونها بشکه نفت و سوخت به بازار، درآمدهای بادآوردهای بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار کسب کرده است.
با این حال، تحلیلگران این نشریه فاش میسازند که برخلاف ادوار گذشته، این ثروت افسانهای به دلیل نبود شرکتهای نفتی دولتی در آمریکا، هرگز به رونق اقتصادی، اشتغالزایی یا حفر چاههای بیشتر در ایالتهایی نظیر تگزاس و نیومکزیکو منجر نخواهد شد؛ بلکه عمدتاً به شکل سود سهام و افزایش ارزش سهام، به جیب سرمایهگذاران والاستریت سرازیر میشود.
در همین حال، روسیه نیز از دیگر برندگان کلیدی این بحران معرفی شده است؛ این کشور با وجود کاهش نسبی حجم صادرات، به دلیل تصمیم ناگهانی واشنگتن در مارس ۲۰۲۶ مبنی بر رفع موقت تحریمهای نفتی مسکو و افزایش بهای نفت دریای بالتیک از ۴۱ دلار پیش از جنگ به نزدیکی ۱۲۰ دلار، موفق شده سود خالص خود را ۱۵ میلیارد دلار افزایش دهد؛ هرچند که حملات اوکراین به زیرساختهای نفتی روسیه، تلاشها برای بهرهبرداری کامل از این فرصت را تا حدی محدود کرده است.
در مقابل، این گزارش وضعیت اقتصادی درون خلیج فارس را به عنوان یک کلاف سردرگم و بحرانی ارزیابی کرده و کشورها را به دو گروه متمایز «دارای خط لوله کمکی» و «بدون مسیر جایگزین» تقسیم میکند.
نیویورکتایمز گزارش میدهد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی به لطف سرمایهگذاریهای پرهزینه و استراتژیک سالهای گذشته در احداث خطوط لوله شرق به غرب و خط لوله ابوظبی که تنگه هرمز را دور میزنند، توانستهاند تا حد زیادی از این طوفان عبور کنند؛ به طوری که ریاض علیرغم سقوط ۱۵۲ میلیون بشکهای در حجم صادراتش، به دلیل فروش نفت با قیمتهای بالاتر، سود خالص خود را ۹.۲ میلیارد دلار افزایش داده است.
بر اساس این تحلیل، ایران نیز که کنترل دسترسی به تنگه را در اختیار داشته، تا اواسط آوریل وضعیت نسبتاً پایداری را تجربه کرده و با وجود کاهش ۴۳ میلیون بشکهای صادرات، ۲.۴ میلیارد دلار درآمد اضافی کسب کرده بود، اما اعمال محاصره دریایی ارتش آمریکا علیه کشتیهای وابسته به تهران، صادرات آن را در ادامه به شدت کاهش داد.
در نهایت، این گزارش بازیگرانی چون عراق، کویت و قطر را بازندگان مطلق این کارزار ژئوپلیتیکی معرفی میکند؛ چرا که این کشورها بدون داشتن مسیرهای جایگزین خط لوله، مستقیماً در تله انسداد تنگه هرمز گرفتار شدهاند. عراق با ریزش سهمگین ۲۴۶ میلیون بشکهای صادرات و زیان خالص ۱۵ میلیارد دلاری، کویت با کاهش ۸۴ میلیون بشکهای و زیان ۱۰ میلیارد دلاری، و قطر با افت ۱۵۰ میلیون بشکهای صادرات و زیان ۵.۸ میلیارد دلاری مواجه شدهاند.
نیویورکتایمز در فرجام سخن هشدار میدهد که اگرچه برخی مقامات عربی رایزنیها برای ساخت خطوط لوله جدید را آغاز کردهاند، اما این پروژهها به میلیاردها دلار بودجه و سالها زمان نیاز دارند و این یعنی بازندگان فعلی تا آیندهای نامعلوم، کاملاً تحت تسلط و انقیاد هر قدرتی خواهند بود که کنترل تنگه هرمز را به دست دارد.
منبع:
https://www.nytimes.com/2026/05/16/business/energy-environment/iran-war-oil-countries-winners-losers.html
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این نشریه تبیین میکند که مسدود شدن تنگه هرمز، به عنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان، حجم صادرات تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس را با ریزش مواجه کرده، اما جهش بیسابقه قیمتها، پیامدهای مالی کاملاً متناقضی را رقم زده است.
نیویورکتایمز نشان میدهد که بزرگترین برنده این شوک نفتی، ایالات متحده است که به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، نه تنها ضربه اقتصادی جنگ آغازشده توسط خود و اسرائیل را مهار کرده، بلکه با تزریق روزانه میلیونها بشکه نفت و سوخت به بازار، درآمدهای بادآوردهای بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار کسب کرده است.
با این حال، تحلیلگران این نشریه فاش میسازند که برخلاف ادوار گذشته، این ثروت افسانهای به دلیل نبود شرکتهای نفتی دولتی در آمریکا، هرگز به رونق اقتصادی، اشتغالزایی یا حفر چاههای بیشتر در ایالتهایی نظیر تگزاس و نیومکزیکو منجر نخواهد شد؛ بلکه عمدتاً به شکل سود سهام و افزایش ارزش سهام، به جیب سرمایهگذاران والاستریت سرازیر میشود.
در همین حال، روسیه نیز از دیگر برندگان کلیدی این بحران معرفی شده است؛ این کشور با وجود کاهش نسبی حجم صادرات، به دلیل تصمیم ناگهانی واشنگتن در مارس ۲۰۲۶ مبنی بر رفع موقت تحریمهای نفتی مسکو و افزایش بهای نفت دریای بالتیک از ۴۱ دلار پیش از جنگ به نزدیکی ۱۲۰ دلار، موفق شده سود خالص خود را ۱۵ میلیارد دلار افزایش دهد؛ هرچند که حملات اوکراین به زیرساختهای نفتی روسیه، تلاشها برای بهرهبرداری کامل از این فرصت را تا حدی محدود کرده است.
در مقابل، این گزارش وضعیت اقتصادی درون خلیج فارس را به عنوان یک کلاف سردرگم و بحرانی ارزیابی کرده و کشورها را به دو گروه متمایز «دارای خط لوله کمکی» و «بدون مسیر جایگزین» تقسیم میکند.
نیویورکتایمز گزارش میدهد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی به لطف سرمایهگذاریهای پرهزینه و استراتژیک سالهای گذشته در احداث خطوط لوله شرق به غرب و خط لوله ابوظبی که تنگه هرمز را دور میزنند، توانستهاند تا حد زیادی از این طوفان عبور کنند؛ به طوری که ریاض علیرغم سقوط ۱۵۲ میلیون بشکهای در حجم صادراتش، به دلیل فروش نفت با قیمتهای بالاتر، سود خالص خود را ۹.۲ میلیارد دلار افزایش داده است.
بر اساس این تحلیل، ایران نیز که کنترل دسترسی به تنگه را در اختیار داشته، تا اواسط آوریل وضعیت نسبتاً پایداری را تجربه کرده و با وجود کاهش ۴۳ میلیون بشکهای صادرات، ۲.۴ میلیارد دلار درآمد اضافی کسب کرده بود، اما اعمال محاصره دریایی ارتش آمریکا علیه کشتیهای وابسته به تهران، صادرات آن را در ادامه به شدت کاهش داد.
در نهایت، این گزارش بازیگرانی چون عراق، کویت و قطر را بازندگان مطلق این کارزار ژئوپلیتیکی معرفی میکند؛ چرا که این کشورها بدون داشتن مسیرهای جایگزین خط لوله، مستقیماً در تله انسداد تنگه هرمز گرفتار شدهاند. عراق با ریزش سهمگین ۲۴۶ میلیون بشکهای صادرات و زیان خالص ۱۵ میلیارد دلاری، کویت با کاهش ۸۴ میلیون بشکهای و زیان ۱۰ میلیارد دلاری، و قطر با افت ۱۵۰ میلیون بشکهای صادرات و زیان ۵.۸ میلیارد دلاری مواجه شدهاند.
نیویورکتایمز در فرجام سخن هشدار میدهد که اگرچه برخی مقامات عربی رایزنیها برای ساخت خطوط لوله جدید را آغاز کردهاند، اما این پروژهها به میلیاردها دلار بودجه و سالها زمان نیاز دارند و این یعنی بازندگان فعلی تا آیندهای نامعلوم، کاملاً تحت تسلط و انقیاد هر قدرتی خواهند بود که کنترل تنگه هرمز را به دست دارد.
منبع:
https://www.nytimes.com/2026/05/16/business/energy-environment/iran-war-oil-countries-winners-losers.html
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Nytimes
Which Countries Are Profiting From the Iran War Oil Shock
An analysis of oil export data offers clues about which nations have benefited from higher prices, and which have lost a lot of revenue.
❤2
وبسایت خبری-تحلیلی «واینت» در یادداشتی انتقادی به قلم اورلی ازولای به واکاوی استراتژی نظامی دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخته و تبیین میکند که چگونه رئیسجمهور ایالات متحده به دلیل ناتوانی در بهکارگیری دیپلماسی، علیرغم پیروزی در چند نبرد، در حال باختن کل جنگ است.
این رسانه تشریح میکند که ترامپ با تصوری واهی از یک ضربه نظامی سریع و تسلیم فوری تهران وارد این کارزار شد، اما گزارشهای اطلاعاتی آمریکا فاش میسازند که برنامه هستهای ایران آسیب حیاتی ندیده و این کشور همچنان دستکم ۷۵ درصد از ذخایر و پرتابگرهای موشکی خود را عملیاتی حفظ کرده است.
واینت با نقد رویکرد ترامپ، او را به «قماربازی قهار» تشبیه میکند که در توهم جبران باختهایش با یک دور بازی بیشتر، کشورش را به سمت ویرانی هدایت میکند؛ آن هم در شرایطی که مردم آمریکا با بحران تورم و هزینههای سرسامآور زندگی دستوپنجه نرم میکنند و ترامپ با بیاعتنایی مطلق با آن برخورد میکند.
این گزارش همچنین سفر اخیر ترامپ به پکن را یک شکست دیپلماتیک توصیف کرده و نشان میدهد مقامات چینی با درک موقعیت تضعیفشده او، بهخوبی دریافتند که این رئیسجمهور آمریکا است که اکنون به چین نیاز دارد، نه برعکس.
در بخش دیگری از این تحلیل، نقش کلیدی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در سوق دادن رئیسجمهور آمریکا به این جنگِ بیهدف و فاقد راهبرد خروج آشکار میشود.این رسانه استدلال میکند که نتانیاهو کل حیات سیاسی خود را بر پایه بزرگنمایی «تهدید ایران» و ایجاد هراس عمومی بنا کرده تا بقای خود در قدرت را تضمین کند، اما نتیجه این ائتلاف، گرفتار شدن در بنبست انسداد تنگه هرمز و فرود آمدن آتش بر سر شهروندان منطقه بوده است.
نویسنده مقاله با مقایسه رویکرد ترامپ و باراک اوباما تأکید میکند که اوباما با درک جریانهای ژئوپلیتیک، بدون ورود به جنگ توانست بهترین توافق ممکن را با ایران امضا کند، اما ترامپ به دلیل غرور شخصی و ناتوانی در دستیابی به توافقی بهتر، فرصت آتشبس و مذاکره را از دست داد.
واینت در فرجام این گزارش هشدار میدهد که جنگها بدون توافقهای دیپلماتیک چیزی جز خونریزی بیهوده نیستند و اگر واشنگتن هرچه سریعتر دیپلماسی تهاجمی همراه با خرد را جایگزین عملیاتهای نظامی جدید (مانند عملیات پتک سنگین) نکند، مسیر پیشرو مستقیماً به سمت سقوط و تباهی خواهد رفت.
منبع:
http://ynetnews.com/opinions-analysis/article/rjgwbms1gx
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این رسانه تشریح میکند که ترامپ با تصوری واهی از یک ضربه نظامی سریع و تسلیم فوری تهران وارد این کارزار شد، اما گزارشهای اطلاعاتی آمریکا فاش میسازند که برنامه هستهای ایران آسیب حیاتی ندیده و این کشور همچنان دستکم ۷۵ درصد از ذخایر و پرتابگرهای موشکی خود را عملیاتی حفظ کرده است.
واینت با نقد رویکرد ترامپ، او را به «قماربازی قهار» تشبیه میکند که در توهم جبران باختهایش با یک دور بازی بیشتر، کشورش را به سمت ویرانی هدایت میکند؛ آن هم در شرایطی که مردم آمریکا با بحران تورم و هزینههای سرسامآور زندگی دستوپنجه نرم میکنند و ترامپ با بیاعتنایی مطلق با آن برخورد میکند.
این گزارش همچنین سفر اخیر ترامپ به پکن را یک شکست دیپلماتیک توصیف کرده و نشان میدهد مقامات چینی با درک موقعیت تضعیفشده او، بهخوبی دریافتند که این رئیسجمهور آمریکا است که اکنون به چین نیاز دارد، نه برعکس.
در بخش دیگری از این تحلیل، نقش کلیدی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در سوق دادن رئیسجمهور آمریکا به این جنگِ بیهدف و فاقد راهبرد خروج آشکار میشود.این رسانه استدلال میکند که نتانیاهو کل حیات سیاسی خود را بر پایه بزرگنمایی «تهدید ایران» و ایجاد هراس عمومی بنا کرده تا بقای خود در قدرت را تضمین کند، اما نتیجه این ائتلاف، گرفتار شدن در بنبست انسداد تنگه هرمز و فرود آمدن آتش بر سر شهروندان منطقه بوده است.
نویسنده مقاله با مقایسه رویکرد ترامپ و باراک اوباما تأکید میکند که اوباما با درک جریانهای ژئوپلیتیک، بدون ورود به جنگ توانست بهترین توافق ممکن را با ایران امضا کند، اما ترامپ به دلیل غرور شخصی و ناتوانی در دستیابی به توافقی بهتر، فرصت آتشبس و مذاکره را از دست داد.
واینت در فرجام این گزارش هشدار میدهد که جنگها بدون توافقهای دیپلماتیک چیزی جز خونریزی بیهوده نیستند و اگر واشنگتن هرچه سریعتر دیپلماسی تهاجمی همراه با خرد را جایگزین عملیاتهای نظامی جدید (مانند عملیات پتک سنگین) نکند، مسیر پیشرو مستقیماً به سمت سقوط و تباهی خواهد رفت.
منبع:
http://ynetnews.com/opinions-analysis/article/rjgwbms1gx
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
ynetglobal
Trump won battles in Iran, but without diplomacy he is losing the war
Opinion: Wars end with diplomatic agreements, otherwise all the bloodshed was for nothing; Trump failed to find the moment to stop shooting and start talking — now he is running into a wall
👍1
روزنامه عبری زبان معاریو در گزارشی به قلم عوفر اسرائیلی، کارشناس ژئواستراتژیک و روابط بینالملل با به چالش کشیدن دیدگاههای رایج فاش میکند که خاورمیانه درگیر یک خطای محاسباتی بسیار بزرگ و فریبنده شده است؛ چرا که آتشبسهای موقت و تحرکات دیپلماتیک موجود، برخلاف تصور مقامات، نشانهای از تنشزدایی نیستند، بلکه فرآیند پنهان و بسیار خطرناکی از «عادیسازی مناقشات حلنشده» به شمار میروند.
این تحلیلگر ارشد معتقد است جبهههای لبنان، غزه، سوریه، ایران و دریای سرخ هرگز پروندههایی مجزا نبوده، بلکه همگی زوایای متصل یک «نظام درگیری واحد» هستند؛ از این رو، توافقات مقطعی بدون تغییر در ریشههای اصلی بحران و بدون ایجاد مکانیسمهای نظارتی، اجرایی و کانالهای ارتباطی، صرفاً آرامشی شکننده ایجاد میکنند که پتانسیل انفجار ناگهانی را در خود کاملاً حفظ خواهد کرد.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی ابعاد فرامنطقهای این تهدید خاطرنشان میکند که دامنه بیثباتی در خاورمیانه دیگر به مرزهای جغرافیایی آن محدود نمیشود، به طوری که رویاروییها پیرامون ایران و تنگه هرمز مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی، هزینههای بیمه دریایی، آرایشهای نظامی بینالمللی و موازنه میان ابرقدرتها سایه افکنده است.
او در نهایت با هشداری تکاندهنده به تصمیمگیرندگان سیاسی تأکید میکند که انطباقپذیری خطرناک منطقه برای «زندگی با مناقشات» و «مدیریت خشونت بدون پایان دادن به آن» را با ثبات استراتژیک اشتباه نگیرند؛ چرا که در این سیستم بههمپیوسته و پیچیده، حتی یک حادثه کوچک در یکی از جبههها میتواند به سرعت در کل زنجیره حرکت کرده و پیامدهایی فاجعهبار و کاملاً نامتناسب با حجم اولیه خود به بار آورد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1322112
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این تحلیلگر ارشد معتقد است جبهههای لبنان، غزه، سوریه، ایران و دریای سرخ هرگز پروندههایی مجزا نبوده، بلکه همگی زوایای متصل یک «نظام درگیری واحد» هستند؛ از این رو، توافقات مقطعی بدون تغییر در ریشههای اصلی بحران و بدون ایجاد مکانیسمهای نظارتی، اجرایی و کانالهای ارتباطی، صرفاً آرامشی شکننده ایجاد میکنند که پتانسیل انفجار ناگهانی را در خود کاملاً حفظ خواهد کرد.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی ابعاد فرامنطقهای این تهدید خاطرنشان میکند که دامنه بیثباتی در خاورمیانه دیگر به مرزهای جغرافیایی آن محدود نمیشود، به طوری که رویاروییها پیرامون ایران و تنگه هرمز مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی، هزینههای بیمه دریایی، آرایشهای نظامی بینالمللی و موازنه میان ابرقدرتها سایه افکنده است.
او در نهایت با هشداری تکاندهنده به تصمیمگیرندگان سیاسی تأکید میکند که انطباقپذیری خطرناک منطقه برای «زندگی با مناقشات» و «مدیریت خشونت بدون پایان دادن به آن» را با ثبات استراتژیک اشتباه نگیرند؛ چرا که در این سیستم بههمپیوسته و پیچیده، حتی یک حادثه کوچک در یکی از جبههها میتواند به سرعت در کل زنجیره حرکت کرده و پیامدهایی فاجعهبار و کاملاً نامتناسب با حجم اولیه خود به بار آورد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1322112
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
כולם טועים לגבי המזרח התיכון - וזה מה שמסוכן באמת | ד"ר עופר ישראלי
המזרח התיכון בסכנה: האזור לומד לחיות עם סכסוכים בלתי פתורים, לנהל אלימות בלי לסיים אותה, ולנהל דיפלומטיה בלי להגיע להסדרה
❤1
هشدار رئیس مرکز منافع ملی واشنگتن: قمار روی هرمز، ترامپ را به سمت سناریوی نظامی سوق میدهد
نکته:
گزارش پیشرو ترجمهای از یک تحلیل راهبردی بینالمللی است که صرفاً با هدف آشنایی مخاطبان، تحلیلگران و پژوهشگران با فضای فکری، رویکردها و مباحث جاری در اندیشکدهها و مراکز فکر غربی تدوین و بازگردان شده است.
نشریه آمریکایی نشنال اینترست در تحلیلی راهبردی به قلم پل ساندرز، رئیس مرکز منافع ملی واشنگتن، فاش میکند که برخلاف تصور محاسباتی رایج در تهران، اهرم انسداد تنگه هرمز و ایجاد بحران در بازار جهانی انرژی دیگر یک برگ برنده مطلق یا حرکت کیشومات در شطرنج دیپلماتیک با ایالات متحده به شمار نمیرود.
نویسنده با یادآوری تشبیه جهان به یک «کازینو» از سوی دونالد ترامپ تأکید میکند خطای راهبردی بزرگ زمانی رخ میدهد که یک بازیگر فراموش کند به محض بازی کردن یک کارت، دیگر آن برگ برنده را در دست نخواهد داشت؛ درست همان درس تلخ و فوقالعاده پرهزینهای که ولادیمیر پوتین پس از قطع صادرات گاز به اروپا در سال ۲۰۲۲ آموخت، چرا که قاره سبز با وجود تحمل سختیهای اولیه، ساختار انرژی خود را تغییر داد و اهرم فشار مسکو برای همیشه دود شد.
از این منظر، اگرچه مقامات ایران گمان میکنند هراس ترامپ از جهش ناگهانی قیمت نفت و پیامدهای سیاسی داخلی آن، واشنگتن را تسلیم شروط آنها خواهد کرد، اما عینی کردن این تهدید، اقتصاد بینالملل را از فاز مدارای موقت به سمت «انطباق ساختاری بنیادین» سوق داده و این سلاح ژئوپولیتیک را برای همیشه بیاثر خواهد ساخت.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی دکترین نظامی آمریکا و تبیین مفهوم «برتری مطلق در تصاعد بحران» هشدار میدهد که پیامدهای مخرب یک بحران طولانیمدت انرژی، مواضع واشنگتن را به شدت سختتر کرده و اراده افکار عمومی جامعه آمریکا را برای یک پیروزی قاطع نظامی—و نه مذاکره—بسیج خواهد کرد.
او خاطرنشان میکند که برخلاف تشتت آرا میان ۲۷ کشور اروپایی در برابر روسیه، ایالات متحده با فرماندهی یکپارچه، حضور مستقیم جنگی در میدان و توانمندی نظامی بینظیر، کنترل موازنه قدرت را در هر پله از نردبان تنش به طور کامل در دست دارد.
این تحلیلگر ارشد در نهایت با اشاره به وضعیت اقتصاد ایران گوشزد میکند که وقوع یک بحران واقعی نفت، اگرچه برای جهان پرهزینه است، اما برای تهران و مردمش به مراتب فاجعهبارتر خواهد بود؛ لذا رهبران ایران باید پیش از آنکه با تحمیل خسارت ماندگار به اقتصاد جهانی، ترامپ را به سمت سناریوهای تلافیجوئانه عینی و جلب حمایتهای بینالمللی برای اقدام قاطع نظامی سوق دهند، به یک توافق دیپلماتیک با واشنگتن دست یابند چرا که در غیر این صورت، این قمار بزرگ خطرات بسیار وخیمتری را برای آینده آنها به همراه خواهد داشت.
منبع:
https://nationalinterest.org/feature/does-iran-hold-all-the-cards-in-the-strait-of-hormuz
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
نکته:
گزارش پیشرو ترجمهای از یک تحلیل راهبردی بینالمللی است که صرفاً با هدف آشنایی مخاطبان، تحلیلگران و پژوهشگران با فضای فکری، رویکردها و مباحث جاری در اندیشکدهها و مراکز فکر غربی تدوین و بازگردان شده است.
نشریه آمریکایی نشنال اینترست در تحلیلی راهبردی به قلم پل ساندرز، رئیس مرکز منافع ملی واشنگتن، فاش میکند که برخلاف تصور محاسباتی رایج در تهران، اهرم انسداد تنگه هرمز و ایجاد بحران در بازار جهانی انرژی دیگر یک برگ برنده مطلق یا حرکت کیشومات در شطرنج دیپلماتیک با ایالات متحده به شمار نمیرود.
نویسنده با یادآوری تشبیه جهان به یک «کازینو» از سوی دونالد ترامپ تأکید میکند خطای راهبردی بزرگ زمانی رخ میدهد که یک بازیگر فراموش کند به محض بازی کردن یک کارت، دیگر آن برگ برنده را در دست نخواهد داشت؛ درست همان درس تلخ و فوقالعاده پرهزینهای که ولادیمیر پوتین پس از قطع صادرات گاز به اروپا در سال ۲۰۲۲ آموخت، چرا که قاره سبز با وجود تحمل سختیهای اولیه، ساختار انرژی خود را تغییر داد و اهرم فشار مسکو برای همیشه دود شد.
از این منظر، اگرچه مقامات ایران گمان میکنند هراس ترامپ از جهش ناگهانی قیمت نفت و پیامدهای سیاسی داخلی آن، واشنگتن را تسلیم شروط آنها خواهد کرد، اما عینی کردن این تهدید، اقتصاد بینالملل را از فاز مدارای موقت به سمت «انطباق ساختاری بنیادین» سوق داده و این سلاح ژئوپولیتیک را برای همیشه بیاثر خواهد ساخت.
نویسنده در ادامه این تحلیل با کالبدشکافی دکترین نظامی آمریکا و تبیین مفهوم «برتری مطلق در تصاعد بحران» هشدار میدهد که پیامدهای مخرب یک بحران طولانیمدت انرژی، مواضع واشنگتن را به شدت سختتر کرده و اراده افکار عمومی جامعه آمریکا را برای یک پیروزی قاطع نظامی—و نه مذاکره—بسیج خواهد کرد.
او خاطرنشان میکند که برخلاف تشتت آرا میان ۲۷ کشور اروپایی در برابر روسیه، ایالات متحده با فرماندهی یکپارچه، حضور مستقیم جنگی در میدان و توانمندی نظامی بینظیر، کنترل موازنه قدرت را در هر پله از نردبان تنش به طور کامل در دست دارد.
این تحلیلگر ارشد در نهایت با اشاره به وضعیت اقتصاد ایران گوشزد میکند که وقوع یک بحران واقعی نفت، اگرچه برای جهان پرهزینه است، اما برای تهران و مردمش به مراتب فاجعهبارتر خواهد بود؛ لذا رهبران ایران باید پیش از آنکه با تحمیل خسارت ماندگار به اقتصاد جهانی، ترامپ را به سمت سناریوهای تلافیجوئانه عینی و جلب حمایتهای بینالمللی برای اقدام قاطع نظامی سوق دهند، به یک توافق دیپلماتیک با واشنگتن دست یابند چرا که در غیر این صورت، این قمار بزرگ خطرات بسیار وخیمتری را برای آینده آنها به همراه خواهد داشت.
منبع:
https://nationalinterest.org/feature/does-iran-hold-all-the-cards-in-the-strait-of-hormuz
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
The National Interest
Does Iran Hold All the Cards in the Strait of Hormuz?
Like Russia before it, Iran is learning that using the prospect of an oil crisis as a threat no longer works after the crisis begins.
👎1🔥1
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی از یک چرخش ژئوپلیتیک پنهان و تغییر موازنه قدرت در دمشق پرده برمیدارد و فاش میکند که روسیه، در بحبوحه تحولات شتابان منطقه، با ارسال دو جنگنده پیشرفته میگ-۲۹ جهت انجام گشتزنیهای هوایی، روند تسلط دوباره بر سوریه را عملاً کلید زده است؛ رویدادی که به عنوان یک غافلگیری استراتژیک، نشاندهنده بازگشت مسکو پس از یک دوره انفعال و عقبنشینی نیروهایش به دلیل درگیری در جنگ خود قلمداد میشود.
بر اساس این گزارش تحلیلی، احمد الشرع، رهبر جدید سوریه با اتخاذ یک راهبرد پویا در حال احیای ائتلاف تاریخی دمشق با کرملین است و پروازهای عملیاتی این جنگندهها نخستین گام عینی برای بازسازی سیستم پدافند هوایی متلاشیشده و احیای توان بازدارندگی این کشور به شمار میرود.
معاریو خاطرنشان میکند این تلاش شتابان برای نوسازی ساختار نظامی سوریه—که با چتر حمایتی مقتدرانه ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان، علاوه بر حوزه هوایی شامل تجهیز یگانهای زرهی، توپخانهای و موشکی سنگین نیز میشود —امروز زنگ خطر جدی را در بالاترین سطوح ارتش و نهادهای امنیتی اسرائیل به صدا درآورده است؛ به طوری که مقامات تلآویو با استناد به دکترین سختگیرانه خود پس از هفتم اکتبر مبنی بر «ممنوعیت مطلق شکلگیری و تقویت هرگونه نیروی تهدیدآمیز در مرزها» ، هشدار میدهند که این نظام نوبنیاد با ایدئولوژی رادیکال و جهادیاش، هرچند اکنون سرگرم تثبیت پایههای قدرت داخلی خود است، اما در بلندمدت جبههای فوقالعاده خطرناک، مهارناپذیر و مستقیم را علیه امنیت اسرائیل بگشاید.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1322232
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش تحلیلی، احمد الشرع، رهبر جدید سوریه با اتخاذ یک راهبرد پویا در حال احیای ائتلاف تاریخی دمشق با کرملین است و پروازهای عملیاتی این جنگندهها نخستین گام عینی برای بازسازی سیستم پدافند هوایی متلاشیشده و احیای توان بازدارندگی این کشور به شمار میرود.
معاریو خاطرنشان میکند این تلاش شتابان برای نوسازی ساختار نظامی سوریه—که با چتر حمایتی مقتدرانه ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان، علاوه بر حوزه هوایی شامل تجهیز یگانهای زرهی، توپخانهای و موشکی سنگین نیز میشود —امروز زنگ خطر جدی را در بالاترین سطوح ارتش و نهادهای امنیتی اسرائیل به صدا درآورده است؛ به طوری که مقامات تلآویو با استناد به دکترین سختگیرانه خود پس از هفتم اکتبر مبنی بر «ممنوعیت مطلق شکلگیری و تقویت هرگونه نیروی تهدیدآمیز در مرزها» ، هشدار میدهند که این نظام نوبنیاد با ایدئولوژی رادیکال و جهادیاش، هرچند اکنون سرگرم تثبیت پایههای قدرت داخلی خود است، اما در بلندمدت جبههای فوقالعاده خطرناک، مهارناپذیر و مستقیم را علیه امنیت اسرائیل بگشاید.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1322232
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
רוסיה משתלטת שוב על סוריה - וזה מה שעשתה לראשונה מאז המלחמה
מאז המלחמה הכל השתנה, ורוסיה נאלצה להסיג כוחות מסוריה ולתת למצב הבוער במזרח התיכון להתרחש ללא התערבותה. אך כעת, על פי דיווח שפורסם ברשת X, נראה שהדברים מתחילים להתהפך שוב
👍1
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی تحلیلی با استناد به دادههای بینالمللی شرکت مدیریت سفرهای FCM، پرده از ابعاد بحران عمیق و بیسابقه در صنعت هوانوردی و گردشگری جهان برمیدارد که در پی تنشهای نظامی و ژئوپلیتیک اخیر در خاورمیانه رقم خورده است.
بر اساس این گزارش جامع، لغو گسترده بیش از ۵۵ هزار پرواز بینالمللی تنها در یک بازه زمانی کوتاه و حذف نزدیک به ۵.۴ میلیون صندلی پروازی در ماه آوریل، شریانهای مواصلاتی هوایی را بهشدت فلج کرده است؛ وضعیتی که با سقوط دراماتیک آمدوشد هوایی در فرودگاههای استراتژیک منطقه خلیج فارس از ۵۰۰۰ پرواز روزانه به تنها ۴۰۰ پرواز همزمان شد.
این بنبست هوانوردی که به دلیل انسداد حریمهای هوایی، خطوط هوایی را ناگزیر به اتخاذ مسیرهای جایگزین و طولانیتر کرده، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین عملیاتی، به جهش ۱۳۰ درصدی قیمت سوخت جت و هشدار نهادهای بینالمللی هوانوردی در خصوص خطر کمبود سیستماتیک سوخت منجر شده است.
این گزارش در ادامه با تبیین پیامدهای اقتصادی این فلجشدگی هوایی تأکید میکند که فراتر از خسارات ساختاری به بدنه خطوط هوایی، کانون بحران اکنون معطوف به تهدید جدی زنجیره گردشگری جهانی و سرنوشت ۱۷۰ میلیون مسافری است که برای فصل تابستان برنامهریزی کردهاند.
آمارها نشان میدهند که نرخ بلیت پروازهای بلندمدت بینالمللی بهویژه در مسیرهای اروپا به آسیا-پاسیفیک جهشی نجومی تا سقف ۱۵۵ درصد را تجربه کردهاند و در بسیاری از موارد نایابشدن صندلیها، بخش سفرهای تجاری را به بنبست کشانده است.
تحلیلگران این رسانه با اشاره به برآوردهای مالی هشدار میدهند که منطقه خاورمیانه با ریسک از دست رفتن درآمدی بالغ بر ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار و کاهش دهها میلیون گردشگر روبهروست تا جایی که حتی با فرض ثبات امنیتی زودهنگام، ترمیم حس امنیت روانی مسافران و بازگشت هوانوردی منطقه به تراز پیش از بحران، دستکم ۲ تا ۳ سال زمان خواهد برد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/lifestyle/travel/article-1321462
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش جامع، لغو گسترده بیش از ۵۵ هزار پرواز بینالمللی تنها در یک بازه زمانی کوتاه و حذف نزدیک به ۵.۴ میلیون صندلی پروازی در ماه آوریل، شریانهای مواصلاتی هوایی را بهشدت فلج کرده است؛ وضعیتی که با سقوط دراماتیک آمدوشد هوایی در فرودگاههای استراتژیک منطقه خلیج فارس از ۵۰۰۰ پرواز روزانه به تنها ۴۰۰ پرواز همزمان شد.
این بنبست هوانوردی که به دلیل انسداد حریمهای هوایی، خطوط هوایی را ناگزیر به اتخاذ مسیرهای جایگزین و طولانیتر کرده، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین عملیاتی، به جهش ۱۳۰ درصدی قیمت سوخت جت و هشدار نهادهای بینالمللی هوانوردی در خصوص خطر کمبود سیستماتیک سوخت منجر شده است.
این گزارش در ادامه با تبیین پیامدهای اقتصادی این فلجشدگی هوایی تأکید میکند که فراتر از خسارات ساختاری به بدنه خطوط هوایی، کانون بحران اکنون معطوف به تهدید جدی زنجیره گردشگری جهانی و سرنوشت ۱۷۰ میلیون مسافری است که برای فصل تابستان برنامهریزی کردهاند.
آمارها نشان میدهند که نرخ بلیت پروازهای بلندمدت بینالمللی بهویژه در مسیرهای اروپا به آسیا-پاسیفیک جهشی نجومی تا سقف ۱۵۵ درصد را تجربه کردهاند و در بسیاری از موارد نایابشدن صندلیها، بخش سفرهای تجاری را به بنبست کشانده است.
تحلیلگران این رسانه با اشاره به برآوردهای مالی هشدار میدهند که منطقه خاورمیانه با ریسک از دست رفتن درآمدی بالغ بر ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار و کاهش دهها میلیون گردشگر روبهروست تا جایی که حتی با فرض ثبات امنیتی زودهنگام، ترمیم حس امنیت روانی مسافران و بازگشت هوانوردی منطقه به تراز پیش از بحران، دستکم ۲ تا ۳ سال زمان خواهد برد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/lifestyle/travel/article-1321462
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
מחירי הטיסות זינקו עד 155%: כך נפגע עולם התעופה מהמצב במזרח התיכון
יותר מ-55 אלף טיסות בוטלו בתוך שבועות, מחירי הכרטיסים זינקו במאות אחוזים ושדות התעופה במפרץ התרוקנו: דוח חדש חושף את עומק הפגיעה בתעופה העולמית
دنی سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی و پژوهشگر مسائل خاورمیانه در اندیشکده مطالعات امنیتملی رژیم صهیونیستی در یادداشتی در حساب کاربریاش در ایکس در خصوص زمزمهها برای بازگشت مجدد درگیریها در خاورمیانه باهدف تسلیم ایران نوشت:
پیش از حمله دوباره به ایران: تعریف اهدافی واقعبینانه و دستیافتنی، یا تکرار همان اشتباه همیشگی واشنگتن در قبال ایران
بار دیگر، صداها در واشنگتن و تلآویو برای ازسرگیری تشدید نظامی علیه ایران بلندتر شده است. منطق این رویکرد آشناست: افزایش فشار، تضعیف تهران، گرفتن اهرمهای قدرت از جمهوری اسلامی و وادار کردن حکومت ایران به بازگشت به میز مذاکره از موضعی ضعیفتر.
اما یک مشکل اساسی در این نظریه وجود دارد: این مسیر پیشتر بارها آزموده شده و ایران تسلیم نشده است.
این موضوع به معنای بیاثر بودن تحریمها، عملیاتهای پنهانی یا حملات نظامی نیست. این اقدامات بدون تردید هزینههای سنگینی به ایران تحمیل کردهاند. اقتصاد ایران طی سالها آسیب فراوان دیده، شبکه منطقهای تهران تضعیف شده و رهبری جمهوری اسلامی تحت فشاری بیسابقه قرار گرفته است. با این حال، هیچیک از این فشارها به آن «تسلیم راهبردی» که بسیاری از سیاستگذاران پیشبینی میکردند منجر نشد.
دلیل این مسئله، به سوءبرداشتی بنیادین از نگاه جمهوری اسلامی به ماهیت خود بازمیگردد.
برای حکومت ایران، امتیاز دادن درباره برنامه موشکی، ساختار نیروهای منطقهای، توان هستهای یا حتی گذرگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز، صرفاً ابزارهای قابل مذاکره سیاسی محسوب نمیشوند. این موارد، از نگاه تهران، ستونهای ایدئولوژیک هویت و بقای نظام هستند. از این منظر، عقبنشینی در این حوزهها «مصالحه» نیست، بلکه «تسلیم» تلقی میشود.
و این تفاوت، اهمیت زیادی دارد.
همین مسئله توضیح میدهد که چرا حتی دورههای طولانی تقابل نظامی نیز نتوانست تهران را به شکل معناداری از خطوط قرمزی که پیش از آغاز درگیریها تعیین کرده بود، عقب براند. همچنین روشن میکند که چرا دور تازهای از تشدید تنش، با هدف گرفتن همان امتیازها، احتمالاً باز هم به نتیجه نخواهد رسید.
تا زمانی که ساختار کنونی جمهوری اسلامی پابرجاست، بسیار بعید به نظر میرسد که این حکومت بهصورت داوطلبانه آنچه را پایههای دکترین بازدارندگی خود میداند، برچیند. رهبری ایران ممکن است پیش از پذیرش شرایطی که در داخل کشور بهعنوان شکست ایدئولوژیک تعبیر شود، حاضر به تحمل خسارات شدید اقتصادی، انزوای منطقهای، تلفات نظامی و فشارهای داخلی گسترده باشد.
این واقعیت، شرایطی ناخوشایند برای واشنگتن و متحدانش ایجاد میکند: اگر هدف، تغییر رژیم نیست، صرف فشار بهتنهایی احتمالاً نخواهد توانست وضعیت راهبردی ایران را بهطور بنیادین تغییر دهد.
این بدان معنا نیست که فشار بیفایده است. تحریمها میتوانند منابع مالی ایران را محدود کنند. عملیاتهای نظامی قادرند بخشی از توانمندیها را تضعیف کنند. بازدارندگی همچنان اهمیت دارد. اما تفاوت مهمی میان «تضعیف ایران» و «وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم راهبردی بدون قید و شرط» وجود دارد؛ تفاوتی که سیاستگذاران اغلب آن را نادیده میگیرند.
نتیجه، چرخهای تکرارشونده است: تشدید تنش به اقدام متقابل منجر میشود، اقدام متقابل دور تازهای از تنش را رقم میزند، بیثباتی منطقهای عمیقتر میشود، بازار نفت واکنش نشان میدهد، خطوط کشتیرانی در معرض تهدید قرار میگیرند و در نهایت، دیپلماسی در شرایطی از سر گرفته میشود که تفاوت چندانی با وضعیت پیش از بحران ندارد.
به بیان دیگر، موفقیتهای تاکتیکی بارها در دستیابی به تحول راهبردی ناکام ماندهاند.
به همین دلیل، باید انتظارات را با دقت تنظیم کرد. اگر هدف نه دستیابی به چارچوبی مذاکرهشده باشد که دستکم بخشی از مطالبات راهبردی ایران را به رسمیت بشناسد و نه تلاشی جدی برای سرنگونی حکومت، در آن صورت کارزار تازه «فشار حداکثری» — حتی در نسخهای تهاجمیتر و پیچیدهتر — بعید است معادله اصلی را تغییر دهد.
در عوض، چنین رویکردی ممکن است بدترین سناریوی ممکن را رقم بزند: خاورمیانهای بیثباتتر، تقابلی نظامیتر و چرخهای فرسایشی از تنش بدون دستیابی به راهحل نهایی.
رهبری ایران طی دههها نشان داده که برای حفظ آنچه بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی میداند، حاضر به تحمل هزینههای بسیار سنگین است. نادیده گرفتن این واقعیت، آن را از میان نمیبرد؛ بلکه فقط احتمال آن را افزایش میدهد که واشنگتن بار دیگر وارد تقابلی شود با این تصور که فشار و اجبار به تسلیم منجر خواهد شد، اما دیرهنگام میفهمد که جمهوری اسلامی آماده تحمل هزینههایی بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.
منبع:
https://x.com/i/status/2055535785944768582
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
پیش از حمله دوباره به ایران: تعریف اهدافی واقعبینانه و دستیافتنی، یا تکرار همان اشتباه همیشگی واشنگتن در قبال ایران
بار دیگر، صداها در واشنگتن و تلآویو برای ازسرگیری تشدید نظامی علیه ایران بلندتر شده است. منطق این رویکرد آشناست: افزایش فشار، تضعیف تهران، گرفتن اهرمهای قدرت از جمهوری اسلامی و وادار کردن حکومت ایران به بازگشت به میز مذاکره از موضعی ضعیفتر.
اما یک مشکل اساسی در این نظریه وجود دارد: این مسیر پیشتر بارها آزموده شده و ایران تسلیم نشده است.
این موضوع به معنای بیاثر بودن تحریمها، عملیاتهای پنهانی یا حملات نظامی نیست. این اقدامات بدون تردید هزینههای سنگینی به ایران تحمیل کردهاند. اقتصاد ایران طی سالها آسیب فراوان دیده، شبکه منطقهای تهران تضعیف شده و رهبری جمهوری اسلامی تحت فشاری بیسابقه قرار گرفته است. با این حال، هیچیک از این فشارها به آن «تسلیم راهبردی» که بسیاری از سیاستگذاران پیشبینی میکردند منجر نشد.
دلیل این مسئله، به سوءبرداشتی بنیادین از نگاه جمهوری اسلامی به ماهیت خود بازمیگردد.
برای حکومت ایران، امتیاز دادن درباره برنامه موشکی، ساختار نیروهای منطقهای، توان هستهای یا حتی گذرگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز، صرفاً ابزارهای قابل مذاکره سیاسی محسوب نمیشوند. این موارد، از نگاه تهران، ستونهای ایدئولوژیک هویت و بقای نظام هستند. از این منظر، عقبنشینی در این حوزهها «مصالحه» نیست، بلکه «تسلیم» تلقی میشود.
و این تفاوت، اهمیت زیادی دارد.
همین مسئله توضیح میدهد که چرا حتی دورههای طولانی تقابل نظامی نیز نتوانست تهران را به شکل معناداری از خطوط قرمزی که پیش از آغاز درگیریها تعیین کرده بود، عقب براند. همچنین روشن میکند که چرا دور تازهای از تشدید تنش، با هدف گرفتن همان امتیازها، احتمالاً باز هم به نتیجه نخواهد رسید.
تا زمانی که ساختار کنونی جمهوری اسلامی پابرجاست، بسیار بعید به نظر میرسد که این حکومت بهصورت داوطلبانه آنچه را پایههای دکترین بازدارندگی خود میداند، برچیند. رهبری ایران ممکن است پیش از پذیرش شرایطی که در داخل کشور بهعنوان شکست ایدئولوژیک تعبیر شود، حاضر به تحمل خسارات شدید اقتصادی، انزوای منطقهای، تلفات نظامی و فشارهای داخلی گسترده باشد.
این واقعیت، شرایطی ناخوشایند برای واشنگتن و متحدانش ایجاد میکند: اگر هدف، تغییر رژیم نیست، صرف فشار بهتنهایی احتمالاً نخواهد توانست وضعیت راهبردی ایران را بهطور بنیادین تغییر دهد.
این بدان معنا نیست که فشار بیفایده است. تحریمها میتوانند منابع مالی ایران را محدود کنند. عملیاتهای نظامی قادرند بخشی از توانمندیها را تضعیف کنند. بازدارندگی همچنان اهمیت دارد. اما تفاوت مهمی میان «تضعیف ایران» و «وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم راهبردی بدون قید و شرط» وجود دارد؛ تفاوتی که سیاستگذاران اغلب آن را نادیده میگیرند.
نتیجه، چرخهای تکرارشونده است: تشدید تنش به اقدام متقابل منجر میشود، اقدام متقابل دور تازهای از تنش را رقم میزند، بیثباتی منطقهای عمیقتر میشود، بازار نفت واکنش نشان میدهد، خطوط کشتیرانی در معرض تهدید قرار میگیرند و در نهایت، دیپلماسی در شرایطی از سر گرفته میشود که تفاوت چندانی با وضعیت پیش از بحران ندارد.
به بیان دیگر، موفقیتهای تاکتیکی بارها در دستیابی به تحول راهبردی ناکام ماندهاند.
به همین دلیل، باید انتظارات را با دقت تنظیم کرد. اگر هدف نه دستیابی به چارچوبی مذاکرهشده باشد که دستکم بخشی از مطالبات راهبردی ایران را به رسمیت بشناسد و نه تلاشی جدی برای سرنگونی حکومت، در آن صورت کارزار تازه «فشار حداکثری» — حتی در نسخهای تهاجمیتر و پیچیدهتر — بعید است معادله اصلی را تغییر دهد.
در عوض، چنین رویکردی ممکن است بدترین سناریوی ممکن را رقم بزند: خاورمیانهای بیثباتتر، تقابلی نظامیتر و چرخهای فرسایشی از تنش بدون دستیابی به راهحل نهایی.
رهبری ایران طی دههها نشان داده که برای حفظ آنچه بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی میداند، حاضر به تحمل هزینههای بسیار سنگین است. نادیده گرفتن این واقعیت، آن را از میان نمیبرد؛ بلکه فقط احتمال آن را افزایش میدهد که واشنگتن بار دیگر وارد تقابلی شود با این تصور که فشار و اجبار به تسلیم منجر خواهد شد، اما دیرهنگام میفهمد که جمهوری اسلامی آماده تحمل هزینههایی بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.
منبع:
https://x.com/i/status/2055535785944768582
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
Before Striking Iran (again): Defining Achievable and realistic Objectives or Washington Keeps Repeating the Same Mistake on Iran
Calls in Washington and Jerusalem to resume military escalation against Iran are growing louder once again. The logic is familiar:…
Calls in Washington and Jerusalem to resume military escalation against Iran are growing louder once again. The logic is familiar:…
👍2❤1
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی تحلیلی به قلم «آوی اشکنازی» فاش کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در مصاحبه اخیر خود با برنامه معروف «۶۰ دقیقه» شبکه سیبیاس، بهطور تلویحی سیگنالهای مهمی درباره ماهیت اقدام تاریخی و احتمالی آتی نیروهای مشترک اسرائیل و آمریکا در خاک ایران ارسال کرده است.
بر اساس واکاویهای این رسانه، نتانیاهو در مواجهه با پرسشهای مربوط به نحوه برخورد با اورانیوم غنیشده ایران، با ادبیاتی مملو از قاطعیت اظهار داشت که راهکار اصلی، «ورود به داخل تاسیسات و خارج کردن این مواد» است؛ رویکردی که تحلیلگران آن را فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک و نوعی رمزگشایی از برنامههای عملیاتی آینده ارزیابی میکنند.
معاریو با اشاره به مخالفت قاطع دونالد ترامپ با پیشنهادهای هستهای تهران و تمایل ابرازشده وی برای اقدام میدانی، پافشاری نخستوزیر بر امکانپذیر بودن فیزیکی این اقدام نظامی را شاهدی بر آمادگی برای یک تقابل سخت میداند. اگرچه نتانیاهو در این گفتوگو از تشریح جزئیات زمانی و طرحهای تاکتیکی سرباز زد، اما این گزارش تاکید میکند که سکوت مصلحتی او دقیقاً با هدف پنهان نگاه داشتن ترتیبات لجستیکی یک شبیخون نظامی بزرگ صورت گرفته است.
در همین راستا، این نشریه با بازخوانی پیشینه نظامی اسرائیل استدلال میکند که توانمندی لازم برای اجرای چنین مأموریتهای پیچیدهای پیش از این در جریان عملیات یگانهای ویژه صهیونیستی در عمق خاک سوریه به اثبات رسیده است.
به گزارش معاریو، نیروهای کماندویی تیپ «شلدگ» و واحد امداد و نجات «۶۶۹» پیشتر طی یک پاتک هوابرد و نفوذ بالگردی، موفق شدند یک تأسیسات زیرزمینی و استراتژیک تولید موشکهای نقطهزن را که تحت حمایت و سرمایهگذاری گسترده ایران در منطقه مصیاف سوریه ساخته شده بود، بهطور کامل منهدم سازند.
این رسانه در بخش پایانی تحلیل خود نتیجه میگیرد که مدلسازیها و تکنیکهای پیادهشده در عملیات سوریه، ساختار بومی و الگوی رفتاری ارتش اسرائیل را برای هرگونه اقدام مشابه علیه تاسیسات هستهای و زیرزمینی ایران عیان میسازد؛ بهطوریکه وقوع چنین سناریویی اکنون تنها منوط به چراغ سبز و تصمیمگیری نهایی کانونهای قدرت سیاسی در تلآویو و واشنگتن خواهد بود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1320154?dicbo=v2-4Ev3uLl
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس واکاویهای این رسانه، نتانیاهو در مواجهه با پرسشهای مربوط به نحوه برخورد با اورانیوم غنیشده ایران، با ادبیاتی مملو از قاطعیت اظهار داشت که راهکار اصلی، «ورود به داخل تاسیسات و خارج کردن این مواد» است؛ رویکردی که تحلیلگران آن را فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک و نوعی رمزگشایی از برنامههای عملیاتی آینده ارزیابی میکنند.
معاریو با اشاره به مخالفت قاطع دونالد ترامپ با پیشنهادهای هستهای تهران و تمایل ابرازشده وی برای اقدام میدانی، پافشاری نخستوزیر بر امکانپذیر بودن فیزیکی این اقدام نظامی را شاهدی بر آمادگی برای یک تقابل سخت میداند. اگرچه نتانیاهو در این گفتوگو از تشریح جزئیات زمانی و طرحهای تاکتیکی سرباز زد، اما این گزارش تاکید میکند که سکوت مصلحتی او دقیقاً با هدف پنهان نگاه داشتن ترتیبات لجستیکی یک شبیخون نظامی بزرگ صورت گرفته است.
در همین راستا، این نشریه با بازخوانی پیشینه نظامی اسرائیل استدلال میکند که توانمندی لازم برای اجرای چنین مأموریتهای پیچیدهای پیش از این در جریان عملیات یگانهای ویژه صهیونیستی در عمق خاک سوریه به اثبات رسیده است.
به گزارش معاریو، نیروهای کماندویی تیپ «شلدگ» و واحد امداد و نجات «۶۶۹» پیشتر طی یک پاتک هوابرد و نفوذ بالگردی، موفق شدند یک تأسیسات زیرزمینی و استراتژیک تولید موشکهای نقطهزن را که تحت حمایت و سرمایهگذاری گسترده ایران در منطقه مصیاف سوریه ساخته شده بود، بهطور کامل منهدم سازند.
این رسانه در بخش پایانی تحلیل خود نتیجه میگیرد که مدلسازیها و تکنیکهای پیادهشده در عملیات سوریه، ساختار بومی و الگوی رفتاری ارتش اسرائیل را برای هرگونه اقدام مشابه علیه تاسیسات هستهای و زیرزمینی ایران عیان میسازد؛ بهطوریکه وقوع چنین سناریویی اکنون تنها منوط به چراغ سبز و تصمیمگیری نهایی کانونهای قدرت سیاسی در تلآویو و واشنگتن خواهد بود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1320154?dicbo=v2-4Ev3uLl
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
נתניהו רמז לגבי הפעולה ההיסטורית הבאה של ישראל באיראן - והאות הראשון כבר ניתן | אבי אשכנזי
רבות הדרכים: כמה טוב שראש הממשלה בנימין נתניהו בוחר להתראיין רק לתקשורת הזרה בחו״ל. יש בזה גם יתרונות. כך למשל אפשר לכתוב ולהפליג בניתוחים של הדברים גם מבלי שהצנזורה הצבאית תתערב בחומר הכתוב
👏2🔥1
روزنامه عبری زبان معاریو در گزارشی تحلیلی با اشاره به ورود مناقشه نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به سومین ماه خود، تبیین کرده است که بخش تجاری و تداوم زنجیره ارزش جهانی زیر بار تبعات سنگین این نبرد در حال فروپاشی است.
این گزارش با اتکا به بررسیهای جامع خبرگزاری رویترز فاش میسازد که شرکتهای بزرگ و عمومی در سراسر جهان تاکنون با زیانی حداقل ۲۵ میلیارد دلاری مواجه شدهاند و عقربههای این شمارشگر خسارت اقتصادی با شتابی نگرانکننده به حرکت خود ادامه میدهند.
بر اساس این ارزیابیهای کارشناسی، عامل اصلی این آشفتگی عمیق در اقتصاد بینالملل، محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایران به عنوان حیاتیترین شاهرگ حملونقل انرژی در جهان معرفی شده است؛ رویدادی که قیمت نفت را با جهشی چشمگیر و بیش از ۵۰ درصدی نسبت به دوره پیش از جنگ، به فراتر از مرز ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسانده و تلاطم شدیدی در بازار مواد اولیه راهبردی صنایع، از هلیوم گرفته تا آلومینیوم و پلیاتیلن ایجاد کرده است.
در بخش دیگری از این گزارش با تأکید بر اینکه دستکم ۲۷۹ غول چندملیتی برای مهار بحران ناچار به اتخاذ تدابیر تدافعی شدید نظیر افزایش قیمتها، کاهش تولید، تعلیق سود سهام یا فرستادن کارگران به مرخصی اجباری شدهاند، تشریح شده است که صنعت هوانوردی با تحمل ۱۵ میلیارد دلار هزینه اضافی ناشی از دو برابر شدن قیمت سوخت جت، سهمگینترین ضربه را در میان بخشهای مختلف پذیرا شده است.
این رسانه با استناد به خسارتهای هنگفت شرکتهای بزرگی مانند تویوتا با زیان تخمینی ۴.۳ میلیارد دلار، پروکتر اند گمبل با افت سود یک میلیارد دلاری و نیز هشدارهای مکدونالد مبنی بر کاهش ملموس تقاضای مصرفکنندگان به دلیل گرانی سوخت، یادآور میشود که تحلیلگران بازار سرمایه بر اساس دادههای مؤسسه پژوهشی «فکتست» معتقدند تبعات واقعی این بحران هنوز در صورتهای مالی سهماهه اول به طور کامل نمایان نشده و حاشیه سودها در ربعهای آینده به طور مداوم کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، مراجع مالی پیشبینی میکنند که به دلیل وابستگی مفرط صنایع اروپا و آسیا به منابع انرژی خاورمیانه، نیمه دوم سال جاری با فشارهای تورمی بیسابقه و فرسایش شدید اعتماد مصرفکنندگان همراه باشد.
منبع:|
https://www.maariv.co.il/economy/international/article-1322742
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
این گزارش با اتکا به بررسیهای جامع خبرگزاری رویترز فاش میسازد که شرکتهای بزرگ و عمومی در سراسر جهان تاکنون با زیانی حداقل ۲۵ میلیارد دلاری مواجه شدهاند و عقربههای این شمارشگر خسارت اقتصادی با شتابی نگرانکننده به حرکت خود ادامه میدهند.
بر اساس این ارزیابیهای کارشناسی، عامل اصلی این آشفتگی عمیق در اقتصاد بینالملل، محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایران به عنوان حیاتیترین شاهرگ حملونقل انرژی در جهان معرفی شده است؛ رویدادی که قیمت نفت را با جهشی چشمگیر و بیش از ۵۰ درصدی نسبت به دوره پیش از جنگ، به فراتر از مرز ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسانده و تلاطم شدیدی در بازار مواد اولیه راهبردی صنایع، از هلیوم گرفته تا آلومینیوم و پلیاتیلن ایجاد کرده است.
در بخش دیگری از این گزارش با تأکید بر اینکه دستکم ۲۷۹ غول چندملیتی برای مهار بحران ناچار به اتخاذ تدابیر تدافعی شدید نظیر افزایش قیمتها، کاهش تولید، تعلیق سود سهام یا فرستادن کارگران به مرخصی اجباری شدهاند، تشریح شده است که صنعت هوانوردی با تحمل ۱۵ میلیارد دلار هزینه اضافی ناشی از دو برابر شدن قیمت سوخت جت، سهمگینترین ضربه را در میان بخشهای مختلف پذیرا شده است.
این رسانه با استناد به خسارتهای هنگفت شرکتهای بزرگی مانند تویوتا با زیان تخمینی ۴.۳ میلیارد دلار، پروکتر اند گمبل با افت سود یک میلیارد دلاری و نیز هشدارهای مکدونالد مبنی بر کاهش ملموس تقاضای مصرفکنندگان به دلیل گرانی سوخت، یادآور میشود که تحلیلگران بازار سرمایه بر اساس دادههای مؤسسه پژوهشی «فکتست» معتقدند تبعات واقعی این بحران هنوز در صورتهای مالی سهماهه اول به طور کامل نمایان نشده و حاشیه سودها در ربعهای آینده به طور مداوم کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، مراجع مالی پیشبینی میکنند که به دلیل وابستگی مفرط صنایع اروپا و آسیا به منابع انرژی خاورمیانه، نیمه دوم سال جاری با فشارهای تورمی بیسابقه و فرسایش شدید اعتماد مصرفکنندگان همراه باشد.
منبع:|
https://www.maariv.co.il/economy/international/article-1322742
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
נזק של 25 מיליארד דולר: המגזר העסקי העולמי קורס תחת המלחמה באיראן
המלחמה מול איראן והמצור על מצר הורמוז זינקו את מחירי הנפט ופגעו קשות בכלכלה העולמית: לפי רויטרס, חברות ענק כבר ספגו נזק של לפחות 25 מיליארד דולר
❤1👍1
اسرائیل هیوم در گزارشی تحلیلی تبیین کرده است که اقتصاد ثروتمند و وابسته به انرژی قطر، در پی محاصره دریایی دوماهه تنگه هرمز توسط ایران و حملات پهپادی و موشکی به زیرساختهای کلیدی آن، در آستانه فروپاشی قرار گرفته و با خطر عقبگرد چندین ساله مواجه شده است.
بر اساس یافتههای این گزارش، انسداد این شاهراه حیاتی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر را کاملاً متوقف کرده و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص این کشور و محصور بودن پشت این آبراه برخلاف همسایگانی چون عربستان و امارات، دوحه عملاً به دام افتاده است؛ تا جایی که شرکت دولتی «قطر انرژی» بلافاصله پس از آغاز محاصره اعلام کرد که قادر به تایید و ایفای تعهدات قراردادی خود نیست.
افزون بر این، حملات موشکی و پهپادی به تاسیسات صنعتی «راسلفان» آسیب جدی به تجهیزات حیاتی وارد آورده و سبب کاهش ۱۷ درصدی ظرفیت تولید گاز قطر شده است که ترمیم آن حتی در صورت بازگشایی فوری تنگه، سالها زمان خواهد برد.
این نشریه با استناد به ارزیابیهای صندوق بینالمللی پول تشریح میکند که انقباض بیسابقه ۸.۶ درصدی در انتظار اقتصاد قطر است و پیر اولیویه گورینشاس، اقتصاددان ارشد این نهاد، هشدار داده که تداوم روزانه این وضعیت، آسیبهای مالی هنگفتی به بار میآورد؛ بهطوریکه قطر روزانه صدها میلیون دلار از بابت فرصتهای فروش از دست رفته و هزینههای اجاره کشتیها متحمل زیان میشود و بنادر راهبردی آن مانند بندر حمد کاملاً فلج و جرثقیلهای بارگیری آن متوقف شدهاند.
این رسانه در بخش دیگری از تبیین ابعاد این بحران، خاطرنشان میسازد که تنشهای نظامی اخیر تمام دستاوردها و برنامههای چند دهه گذشته دوحه برای تنوعبخشی به اقتصاد و تبدیل شدن به قطب جهانی گردشگری، تجارت و ورزش را که از دهه ۱۹۹۰ با اتکا به درآمدهای میدان گازی مشترک شمالی پایهریزی شده بود، به شدت ویران کرده است.
تحلیلگران این رسانه خاطرنشان کردهاند که به دنبال صدور هشدارهای امنیتی از سوی ایالات متحده و دیگر دولتها، ورود گردشگران بینالمللی به شدت سقوط کرده، رویدادهای بزرگ ورزشی مانند مسابقات فرمول یک متوقف شدهاند و بسیاری از شرکتهای چندملیتی از ترس ناامنی منطقهای، کارکنان خود را به خارج فرستادهاند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/05/18/export-collapse-economic-contraction-is-israels-gulf-rival-headed-for-ruin/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس یافتههای این گزارش، انسداد این شاهراه حیاتی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر را کاملاً متوقف کرده و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص این کشور و محصور بودن پشت این آبراه برخلاف همسایگانی چون عربستان و امارات، دوحه عملاً به دام افتاده است؛ تا جایی که شرکت دولتی «قطر انرژی» بلافاصله پس از آغاز محاصره اعلام کرد که قادر به تایید و ایفای تعهدات قراردادی خود نیست.
افزون بر این، حملات موشکی و پهپادی به تاسیسات صنعتی «راسلفان» آسیب جدی به تجهیزات حیاتی وارد آورده و سبب کاهش ۱۷ درصدی ظرفیت تولید گاز قطر شده است که ترمیم آن حتی در صورت بازگشایی فوری تنگه، سالها زمان خواهد برد.
این نشریه با استناد به ارزیابیهای صندوق بینالمللی پول تشریح میکند که انقباض بیسابقه ۸.۶ درصدی در انتظار اقتصاد قطر است و پیر اولیویه گورینشاس، اقتصاددان ارشد این نهاد، هشدار داده که تداوم روزانه این وضعیت، آسیبهای مالی هنگفتی به بار میآورد؛ بهطوریکه قطر روزانه صدها میلیون دلار از بابت فرصتهای فروش از دست رفته و هزینههای اجاره کشتیها متحمل زیان میشود و بنادر راهبردی آن مانند بندر حمد کاملاً فلج و جرثقیلهای بارگیری آن متوقف شدهاند.
این رسانه در بخش دیگری از تبیین ابعاد این بحران، خاطرنشان میسازد که تنشهای نظامی اخیر تمام دستاوردها و برنامههای چند دهه گذشته دوحه برای تنوعبخشی به اقتصاد و تبدیل شدن به قطب جهانی گردشگری، تجارت و ورزش را که از دهه ۱۹۹۰ با اتکا به درآمدهای میدان گازی مشترک شمالی پایهریزی شده بود، به شدت ویران کرده است.
تحلیلگران این رسانه خاطرنشان کردهاند که به دنبال صدور هشدارهای امنیتی از سوی ایالات متحده و دیگر دولتها، ورود گردشگران بینالمللی به شدت سقوط کرده، رویدادهای بزرگ ورزشی مانند مسابقات فرمول یک متوقف شدهاند و بسیاری از شرکتهای چندملیتی از ترس ناامنی منطقهای، کارکنان خود را به خارج فرستادهاند.
منبع:
https://www.israelhayom.com/2026/05/18/export-collapse-economic-contraction-is-israels-gulf-rival-headed-for-ruin/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
Israel Hayom
Export collapse, economic contraction: is Israel's Gulf rival headed for ruin?
Qatar's economy is contracting 8.6% as Iran's Hormuz blockade halts gas exports. Experts warn of a fiscal crisis and mass flight of foreign workers.
دنی سیترونوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل که این روزها تحلیلهای او در فضای شبکههای اجتماعی به ویژه پلتفرم ایکس شهره شده در حساب کاربریاش نوشت:
انتخابی که در روزهای آینده پیش روی آمریکا قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری روشن است:
- یا واشنگتن باید آمادگی ورود به مذاکراتی را داشته باشد که دستکم بخشی از مطالبات اصلی ایران را در بر بگیرد،
- یا بار دیگر مسیر تقابل نظامی را در پیش خواهد گرفت؛ مسیری که شاید دستاوردهای تاکتیکی به همراه داشته باشد، اما بعید است بتواند ایران را به تسلیم وادار کند.
بار دیگر به نقطهای سرنوشتساز رسیدهایم. با این حال، تبادل پیامها و مواضع در روزهای اخیر نشان میدهد که در کنار آمادهسازیها برای تشدید تنش، همچنان تلاشهایی برای یافتن یک مسیر دیپلماتیک و کاهش شکاف عمیق میان دو طرف جریان دارد.
مهمتر از همه، دونالد ترامپ با یک تصمیم بنیادین راهبردی روبهرو است. او نمیتواند همزمان جمهوری اسلامی را نظامی معرفی کند که باید نابود شود و در عین حال انتظار داشته باشد مذاکراتی معنادار و موفق شکل بگیرد.
اگر ترامپ مسیر دیپلماسی را انتخاب کند و آماده باشد نوعی کاهش فشار اقتصادی یا برخی امتیازها را به تهران ارائه دهد، هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد. اما ایران بعید است از ستونهای ایدئولوژیکی که هویت نظام و جایگاه منطقهای آن بر پایه آنها شکل گرفته، عقبنشینی کند. اگر ترامپ تصور دیگری داشته باشد، احتمالاً بار دیگر با ناامیدی مواجه خواهد شد؛ چه در مسیر دیپلماسی و چه در مسیر رویارویی نظامی.
تا زمانی که این سیستم در قدرت است، تسلیم شدن برای آن یک گزینه محسوب نمیشود.
واقعیت همین است؛
او در توییتی دیگر در واکنش به اظهارات ، خبرنگار آکسیوس، مبنی بر اینکه پیشنهاد جدید ایران مورد قبول ترامپ واقع نشده و احتمال ازسرگیری درگیریها بالاست، نوشت که مسئله اصلی به «انتظارات» واشنگتن بازمیگردد. به گفته او، اگر آمریکا همچنان به دنبال تسلیم کامل ایران یا کسب امتیازاتی فراتر از آنچه در میدان نبرد به دست نیاورده است باشد، شانس موفقیت مذاکرات بسیار محدود خواهد بود. او تأکید کرد که راهحل دیپلماتیک همچنان ممکن است، اما تنها در صورتی که دولت آمریکا اهداف و انتظارات خود از مذاکرات را تعدیل کند.
منبع:
https://x.com/i/status/2056377176526651565
https://x.com/i/status/2056401999386599559
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
انتخابی که در روزهای آینده پیش روی آمریکا قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری روشن است:
- یا واشنگتن باید آمادگی ورود به مذاکراتی را داشته باشد که دستکم بخشی از مطالبات اصلی ایران را در بر بگیرد،
- یا بار دیگر مسیر تقابل نظامی را در پیش خواهد گرفت؛ مسیری که شاید دستاوردهای تاکتیکی به همراه داشته باشد، اما بعید است بتواند ایران را به تسلیم وادار کند.
بار دیگر به نقطهای سرنوشتساز رسیدهایم. با این حال، تبادل پیامها و مواضع در روزهای اخیر نشان میدهد که در کنار آمادهسازیها برای تشدید تنش، همچنان تلاشهایی برای یافتن یک مسیر دیپلماتیک و کاهش شکاف عمیق میان دو طرف جریان دارد.
مهمتر از همه، دونالد ترامپ با یک تصمیم بنیادین راهبردی روبهرو است. او نمیتواند همزمان جمهوری اسلامی را نظامی معرفی کند که باید نابود شود و در عین حال انتظار داشته باشد مذاکراتی معنادار و موفق شکل بگیرد.
اگر ترامپ مسیر دیپلماسی را انتخاب کند و آماده باشد نوعی کاهش فشار اقتصادی یا برخی امتیازها را به تهران ارائه دهد، هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد. اما ایران بعید است از ستونهای ایدئولوژیکی که هویت نظام و جایگاه منطقهای آن بر پایه آنها شکل گرفته، عقبنشینی کند. اگر ترامپ تصور دیگری داشته باشد، احتمالاً بار دیگر با ناامیدی مواجه خواهد شد؛ چه در مسیر دیپلماسی و چه در مسیر رویارویی نظامی.
تا زمانی که این سیستم در قدرت است، تسلیم شدن برای آن یک گزینه محسوب نمیشود.
واقعیت همین است؛
او در توییتی دیگر در واکنش به اظهارات ، خبرنگار آکسیوس، مبنی بر اینکه پیشنهاد جدید ایران مورد قبول ترامپ واقع نشده و احتمال ازسرگیری درگیریها بالاست، نوشت که مسئله اصلی به «انتظارات» واشنگتن بازمیگردد. به گفته او، اگر آمریکا همچنان به دنبال تسلیم کامل ایران یا کسب امتیازاتی فراتر از آنچه در میدان نبرد به دست نیاورده است باشد، شانس موفقیت مذاکرات بسیار محدود خواهد بود. او تأکید کرد که راهحل دیپلماتیک همچنان ممکن است، اما تنها در صورتی که دولت آمریکا اهداف و انتظارات خود از مذاکرات را تعدیل کند.
منبع:
https://x.com/i/status/2056377176526651565
https://x.com/i/status/2056401999386599559
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
The choice in the coming days could not be clearer: either an American willingness to pursue negotiations that address at least some of Iran’s core demands, or a return to military confrontation. A course that may achieve tactical gains, but is unlikely…
❤1
پردهبرداری از پشتپرده یک ادعا؛ چرا حمله به ایران واقعاً لغو شد؟
کانال ۱۲ اسرائیل مدعی شد که دلیل اصلی تعویق حمله به ایران، چیزی فراتر از درخواست رهبران عرب بوده است.
این کانال خبری عنوان کرده که به نظر میرسد دلیل واقعی این تعویق، ناتوانی آمریکا و اسرائیل در اطمینان از موفقیت قطعی در ضربه زدن به «بانک اهداف اصلی» باشد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-f96ff3f670f3e91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
کانال ۱۲ اسرائیل مدعی شد که دلیل اصلی تعویق حمله به ایران، چیزی فراتر از درخواست رهبران عرب بوده است.
این کانال خبری عنوان کرده که به نظر میرسد دلیل واقعی این تعویق، ناتوانی آمریکا و اسرائیل در اطمینان از موفقیت قطعی در ضربه زدن به «بانک اهداف اصلی» باشد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-f96ff3f670f3e91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
👍2
وبسایت عبریزبان معاریو در گزارشی با استناد به اطلاعات افشاشده از سوی «میدل ایست آی» و منابع مطلع آمریکایی، از گام جدید و راهبردی اسرائیل و امارات متحده عربی در همکاریهای امنیتی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، دو طرف با ایجاد یک صندوق مشترک، قصد دارند به خرید و توسعه همزمان تسلیحات، بهویژه در حوزههای پدافند هوایی و سامانههای مقابله با پهپاد (C-UAS) بپردازند. این همکاری که به عنوان عمیقترین پیوند امنیتی اسرائیل با یک کشور عربی توصیف شده، با هدف بهرهبرداری از توانمندیهای فناورانه اسرائیل و منابع مالی گسترده امارات در بحبوحه تنشهای منطقهای و جنگ با ایران طراحی شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که این ائتلاف تسلیحاتی، پیوندی مستقیم با «توافقنامه ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ داشته و عملاً در پاسخ به تهدیدات ناشی از جنگ با ایران شکل گرفته است؛ جنگی که در آن امارات هدف هزاران پهپاد و موشک قرار گرفته بود.
تحلیلگران بر این باورند که این صندوق مشترک، پاسخی منطقی به نیازهای دو طرف است؛ چرا که اسرائیل با وجود برتری تکنولوژیک، نیازمند تأمین منابع مالی است و امارات نیز در پی دسترسی به فناوریهای پیشرفته دفاعی است.
همچنین اشاره شده که با توجه به فشارهای اقتصادی بر کمکهای نظامی آمریکا، این همکاری راهکاری برای تنوعبخشی به فعالیتهای دفاعی تلآویو محسوب میشود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323024
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش، دو طرف با ایجاد یک صندوق مشترک، قصد دارند به خرید و توسعه همزمان تسلیحات، بهویژه در حوزههای پدافند هوایی و سامانههای مقابله با پهپاد (C-UAS) بپردازند. این همکاری که به عنوان عمیقترین پیوند امنیتی اسرائیل با یک کشور عربی توصیف شده، با هدف بهرهبرداری از توانمندیهای فناورانه اسرائیل و منابع مالی گسترده امارات در بحبوحه تنشهای منطقهای و جنگ با ایران طراحی شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که این ائتلاف تسلیحاتی، پیوندی مستقیم با «توافقنامه ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ داشته و عملاً در پاسخ به تهدیدات ناشی از جنگ با ایران شکل گرفته است؛ جنگی که در آن امارات هدف هزاران پهپاد و موشک قرار گرفته بود.
تحلیلگران بر این باورند که این صندوق مشترک، پاسخی منطقی به نیازهای دو طرف است؛ چرا که اسرائیل با وجود برتری تکنولوژیک، نیازمند تأمین منابع مالی است و امارات نیز در پی دسترسی به فناوریهای پیشرفته دفاعی است.
همچنین اشاره شده که با توجه به فشارهای اقتصادی بر کمکهای نظامی آمریکا، این همکاری راهکاری برای تنوعبخشی به فعالیتهای دفاعی تلآویو محسوب میشود.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323024
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
במימון של איחוד האמירויות: החידוש העצום במערכות ההגנה של ישראל
על פי דיווח של ה-Middle East Eye, המסתמך על מקורות אמריקאים יודעי דבר, ישראל ואיחוד האמירויות התקדמו עוד שלב בקשר הביטחוני שלהן - וכעת הן ירכשו יחד מערכות נשק
👍1
وبسایت عبریزبان معاریو در گزارشی، با استناد به تحلیلهای مطرح شده در نیویورکتایمز، به بررسی تغییر دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران در صورت ازسرگیری احتمالی درگیریها پرداخته است.
بر اساس این گزارش ، برخلاف دور نخست درگیریها در سال جاری که ایران با رویکردی محتاطانه و مدیریتشده برای نبردی طولانیمدت آماده شده بود، اکنون محاسبات استراتژیک در تهران دستخوش تغییری بنیادین شده است؛ به طوری که رهبران نظامی ایران نه برای یک جنگ فرسایشی، بلکه برای وقوع یک «رویارویی کوتاه، اما با شدت و خشونت بسیار بالا» آماده میشوند.
این تحلیل در ادامه میافزاید که دکترین جدید تهران بر استفاده گسترده از توان موشکی متمرکز است که میتواند شامل پرتاب دهها یا حتی صدها موشک در روز برای ایجاد شوک اولیه و تحمیل هزینههای سنگین و فوری به رقبا باشد؛ راهبردی که در آن نه تنها اهداف نظامی، بلکه زیرساختهای انرژی در کشورهای حوزه خلیجفارس نیز به عنوان نقاط ضعف استراتژیک برای اعمال فشار اقتصادی بر جامعه جهانی و دولت آمریکا در کانون تهدیدات قرار گرفتهاند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323088
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
بر اساس این گزارش ، برخلاف دور نخست درگیریها در سال جاری که ایران با رویکردی محتاطانه و مدیریتشده برای نبردی طولانیمدت آماده شده بود، اکنون محاسبات استراتژیک در تهران دستخوش تغییری بنیادین شده است؛ به طوری که رهبران نظامی ایران نه برای یک جنگ فرسایشی، بلکه برای وقوع یک «رویارویی کوتاه، اما با شدت و خشونت بسیار بالا» آماده میشوند.
این تحلیل در ادامه میافزاید که دکترین جدید تهران بر استفاده گسترده از توان موشکی متمرکز است که میتواند شامل پرتاب دهها یا حتی صدها موشک در روز برای ایجاد شوک اولیه و تحمیل هزینههای سنگین و فوری به رقبا باشد؛ راهبردی که در آن نه تنها اهداف نظامی، بلکه زیرساختهای انرژی در کشورهای حوزه خلیجفارس نیز به عنوان نقاط ضعف استراتژیک برای اعمال فشار اقتصادی بر جامعه جهانی و دولت آمریکا در کانون تهدیدات قرار گرفتهاند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1323088
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis
⬇️ بله و ایتا:
@meshkatanalysis
www.maariv.co.il
אלים ומרוכז יותר: העימות הבא יהיה קשה וכואב - ואיראן כבר מוכנה | דיווח
בטהרן נערכים לאפשרות של סבב לחימה קצר, אלים ומרוכז בהרבה: פחות ניהול זהיר של מאגרי הטילים, יותר מטחים כבדים ואיום ישיר על תשתיות האנרגיה במפרץ
👍1