مشکات اندیشه
704 subscribers
14 photos
28 videos
327 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
دنی سیتروونویچ در واکنش به خبر آکسیوس که مدعی شده بود دولت ترامپ در حال بررسی گزینه‌های جدید نظامی علیه ایران است در تحلیلی در حساب کادبری‌اش در ایکس نوشت که فرض دستیابی به یک «راه‌حل سریع نظامی» اساساً با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد. به تعبیر او، این تصور که یک اقدام قاطع و محدود بتواند تهران را وادار به عقب‌نشینی کند، بر نوعی سوءبرداشت ساختاری از منطق رفتار سیستم حکمرانی ایران استوار است؛ چرا که تجربه هفته‌ها حملات مستمر نیز نشان داده که فشار نظامی لزوماً به تغییر رفتار راهبردی منجر نمی‌شود.

در ادامه این تحلیل آمده است که ایران به‌احتمال زیاد نه‌تنها در برابر فشار عقب‌نشینی نخواهد کرد، بلکه پاسخ خود را در قالب افزایش هزینه‌ها برای طرف مقابل و حتی اقتصاد جهانی تنظیم می‌کند. به بیان دیگر، ابزارهایی مانند اختلال در خلیج فارس، بهره‌گیری از نیروهای متحد و تشدید بی‌ثباتی منطقه‌ای، نه پیامدهای ناخواسته بلکه اجزای ذاتی دکترین واکنشی تهران محسوب می‌شوند. از این منظر، هرگونه اقدام محدود نظامی می‌تواند به‌سرعت از کنترل خارج شده و به یک چرخه تصاعدی از تنش تبدیل شود.

همچنین وی در این ارزیابی تصریح کرده که ایده «حمله محدود و کنترل‌شده» بیش از آنکه یک واقعیت عملیاتی باشد، یک توهم تحلیلی است چراکه به‌واسطه سطح بالای بی‌اعتمادی میان طرفین، حتی عملیات‌های هدفمند نیز می‌توانند واکنش‌هایی نامتناسب را برانگیزند و مسیر درگیری را به‌سمت یک تقابل گسترده‌تر سوق دهند.

به تعبیر سیتروونویچ، در چنین شرایطی، تشدید تنش نه یک احتمال، بلکه یک پیامد تقریباً اجتناب‌ناپذیر است.

در نهایت، این تحلیل با طرح یک گزاره کلیدی جمع‌بندی می‌کند که افزایش فشار نظامی، بعید است به فروپاشی یا تغییر بنیادین در ساختار حاکمیتی ایران منجر شود. از این رو، هرچند چالش ایران واقعی و فوری است، اما جست‌وجوی یک راه‌حل ساده و صرفاً نظامی، نه‌تنها ناکارآمد بلکه بالقوه تشدیدکننده بحران خواهد بود.


منبع:
https://x.com/i/status/2049698977205895592


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍2
استقرار احتمالی موشک هایپرسونیک آمریکا در نزدیکی ایران

کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به نقل از منابع مطلع در خصوص تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده اشاره می‌کند که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در حال بررسی استقرار یکی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های تسلیحاتی خود، یعنی موشک هایپرسونیک «ایگل دارک» در نزدیکی ایران است؛ اقدامی که بنا بر این ارزیابی، در پاسخ به جابه‌جایی هدفمند پرتابگرهای موشکی ایران به مناطق دور از برد تسلیحات فعلی آمریکا صورت می‌گیرد و هدف آن افزایش توان ضربه به عمق راهبردی است.

در ادامه گزارش تأکید می‌شود که این سامانه با سرعتی فراتر از پنج ماخ و قابلیت مانورپذیری بالا برای عبور از سامانه‌های پدافندی طراحی شده و در صورت تأیید، نخستین استقرار عملیاتی آن در جهان خواهد بود، هرچند هنوز با محدودیت‌هایی از جمله تعداد بسیار اندک (کمتر از ۱۰ واحد) و هزینه بالا مواجه است.

همچنین، گزارش مزبور خاطرنشان می‌سازد که این اقدام علاوه بر کارکرد عملیاتی، حامل پیام بازدارنده‌ای در رقابت فناوری با روسیه و چین نیز هست، در همین چارچوب، برخی تحولات جانبی از جمله جابه‌جایی ناوهای هواپیمابر آمریکا و اظهارات بعضاً متناقض دونالد ترامپ نیز به‌عنوان نشانه‌هایی از پیچیدگی محیط تصمیم‌گیری و ابهام در ارزیابی‌های راهبردی واشنگتن مورد توجه قرار گرفته است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-4db6578247ddd91027.htm


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
محمد مختار الشنقیطی در حساب کاربری‌اش در ایکس مقاله‌ای را بازنشر کرده که در آن بیست سال پیش به مواردی اشاره کرده بود که به نظر می‌رسد اکنون در حال تحقق‌اند؛ او در آن زمان با نگاهی پیش‌نگرانه استدلال کرده بود که هرگونه حمله آمریکا به ایران الزاماً به تحقق اهداف راهبردی واشنگتن نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌های پرهزینه و غیرقابل مهار را فعال کند.

به روایت آن تحلیل، ایران قرارنیست در برابر فشار نظامی عقب‌نشینی کند و پیش‌بینی می‌شد پاسخ آن، منافع آمریکا را در سطوح مختلف هدف قرار دهد؛ از اختلال در بازار انرژی گرفته تا گسترش ناامنی و فعال‌سازی بازیگران متحد منطقه‌ای.

در همین چارچوب، نویسنده از همان زمان هشدار داده بود که حتی اگر میزان موفقیت نظامی یک حمله محل تردید باشد، پیامدهای ژئوپلیتیکی آن تا حد زیادی قابل پیش‌بینی و عمیقاً بی‌ثبات‌کننده خواهد بود؛ امری که اکنون، با گذشت نزدیک به دو ماه از جنگ در قالب جهش قیمت نفت برنت تا محدوده بیش از ۱۲۰ دلار، اختلال در عرضه روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و بسته‌شدن عملی تنگه هرمز به‌عنوان شریان حیاتی انرژی جهان، به‌طور عینی قابل مشاهده است و همزمان ایالات متحده را در یک بن‌بست راهبردی میان تداوم فشار و ناتوانی در بازگشایی کامل مسیر دریایی قرار داده است.

در ادامه، وی با تفکیک سطوح هزینه، توضیح داده بود که کشورهای عربی به‌ویژه در حوزه خلیج فارس به دلیل آسیب‌پذیری‌های ساختاری و وابستگی امنیتی، در معرض پرداخت هزینه‌هایی سنگین‌تر قرار می‌گیرند، در حالی که ایران نیز با وجود پیش‌بینی خسارات گسترده انسانی و زیرساختی، چنین مواجهه‌ای را در چارچوب منطق بازدارندگی قابل اجتناب نمی‌داند. به تعبیر آن گزارش، تجربه‌های پیشین، به‌ویژه سرنوشت کشورهایی که فاقد قدرت بازدارنده بودند، ایران را به سمت تقویت توان راهبردی سوق خواهد داد.

این گزاره‌ها امروز با مصادیق ملموس‌تری قابل تطبیق‌اند: از کاهش شدید صادرات نفت کشورهای منطقه و اختلال در زنجیره تأمین غذا و انرژی در خلیج فارس، تا افزایش تورم، اختلال در حمل‌ونقل دریایی و حتی شکل‌گیری بحران‌های معیشتی در برخی کشورها؛ در سطح راهبردی نیز گسترش درگیری‌های نیابتی، ناامنی دریایی و ناتوانی ائتلاف‌های غربی در ایجاد اجماع مؤثر برای مدیریت بحران، نشان می‌دهد آنچه دو دهه پیش به‌عنوان «هزینه‌های چندلایه جنگ» توصیف شده بود، اکنون به‌صورت یک واقعیت میدانی در حال بروز و تعمیق است.

منبع:
https://x.com/i/status/2049737455780176179

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
سناریوی «جنگ فراگیر انرژی»؛ رمزگشایی از طرح خطرناک رژیم صهیونیستی برای تسلط بر جزایر استراتژیک

کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی در گزارشی تحلیلی به واکاوی سناریوهای محتمل در صورت شکست مذاکرات پرداخته و تأکید می‌کند که هرگونه تقابل مجدد، نه یک غافلگیری نظامی، بلکه محصول فرسایش دیپلماتیک و استیصال در واشنگتن و تل‌آویو خواهد بود.

«بن سبتی»، کارشناس مسائل ایران، معتقد است توقف عملیات پیشین در میانه راه، نوعی خودباوری راهبردی در تهران ایجاد کرده که بر اساس آن، محافل تصمیم‌گیر گمان می‌کنند غرب از ورود به یک جنگ تمام‌عیار واهمه دارد و نظام توانسته از تکانه‌های سخت عبور کند.

در همین راستا، گزارش از بازنگری بانک اهداف توسط ارتش آمریکا با تمرکز بر دارایی‌های پویا در تنگه هرمز سخن می‌گوید؛ اما «اسف کُهن»، مقام سابق اطلاعاتی، هشدار می‌دهد که اهداف حیاتی ایران در «شهرهای موشکی» و زیرزمین صیانت می‌شوند و حملات گذشته به نقاطی نظیر رآکتور غیرفعال اراک، صرفاً جنبه نمایشی داشته و بر توانمندی هسته‌ای و نظامی واقعی ایران بی‌اثر بوده است. از نظر این کارشناسان، تنها حوزه باقی‌مانده که می‌تواند موازنه را تغییر دهد، زیرساخت‌های انرژی است که حمله به آن‌ها به مثابه ورود به یک «جنگ فراگیر انرژی» در کل منطقه و واکنش متقابل به تأسیسات عربستان و امارات تلقی می‌شود.

در تشریح سناریوهای عملیاتی، این گزارش دو طرح کلان را بازخوانی می‌کند:

- سناریوی اول، انجام یک عملیات پرشدت اما محدود (چند روزه) شامل حملات هوایی وسیع و هدف قرار دادن مقامات ارشد نظامی از جمله فرمانده سپاه که از نظر تحلیلگران مخالف دادن امتیااز در هرگونه مذکره برای اجبار تهران به پذیرش شروط مذاکراتی است.

- سناریوی دوم که توسط «دنی سیترینوویچ» تبیین شده، شامل عملیات ترکیبی و اشغال استراتژیک نقاطی همچون جزیره خارگ به‌جای تخریب آن‌هاست تا شریان اقتصادی ایران به عنوان یک اهرم فشار در اختیار غرب قرار گیرد؛ هرچند او هشدار می‌دهد این اقدام می‌تواند به یک نبرد فرسایشی طولانی با تلفات بالا تبدیل شود.

- در کنار این نگاه سخت‌افزاری، «الا روزنبرگ» بر این باور است که کارآمدترین مسیر، «خفقان کامل اقتصادی» و انضباط سخت‌گیرانه در اجرای تحریم‌های نفتی است، چرا که فشارهای معیشتی بر بدنه جامعه، پاشنه آشیل اصلی محسوب می‌شود.

در نهایت، گزارش با استناد به داده‌های داخلی، مدعی است که اگرچه نارضایتی‌های اجتماعی وجود دارد، اما توقف نابهنگام کارزارهای قبلی باعث شده تا مخالفان احساس تنهایی کرده و پیوند میان فشارهای خارجی و تحرکات داخلی سست شود؛ امری که نشان می‌دهد بانک اهداف نظامی بدون یک استراتژی سیاسی جامع، قادر به نیل به اهداف نهایی نخواهد بود.

منبع:

https://www.mako.co.il/news-n12_magazine/63a5640d65f8c910/Article-f1075c2c1b2dd91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
نبرد یوان با دلار؛ چرا واشنگتن توان متوقف کردن صادرات نفت ایران به چین را ندارد؟

کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به بررسی نقش حیاتی چین به عنوان اصلی‌ترین شریان اقتصادی ایران پرداخته و تشریح می‌کند که با وجود محاصره دریایی و فشارهای فزاینده ایالات متحده، پکن با صدور دستورات رسمی مبنی بر ممنوعیت پیروی از تحریم‌های واشنگتن، عملاً در برابر سیاست‌های ترامپ قد علم کرده است.

این گزارش با اشاره به فعالیت بیش از ۱۰۰ پالایشگاه خصوصی چینی موسوم به «قوری‌ها»، تبیین می‌کند که این مراکز با جذب تقریباً تمامی نفت صادراتی ایران، نقشی کلیدی در بی‌اثر کردن تحریم‌ها ایفا می‌کنند؛ به طوری که حجم واردات نفت چین از ایران اکنون با بیش از دو برابر افزایش نسبت به سال‌های گذشته، به حدود 1.4 میلیون بشکه در روز رسیده است. طبق آمارهای ارائه شده، ایران تأمین‌کننده حدود 12 درصد از کل نیاز نفتی چین در سال ۲۰۲۵ بوده و درآمد حاصل از این تجارت که سالانه ده ها میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مانع از فروپاشی اقتصادی تهران تحت سیاست «فشار حداکثری» شده است.

در ادامه این مطلب، تحلیل‌گر کانال 12 با تمرکز بر شیوه‌های پیچیده دور زدن تحریم‌ها خاطرنشان می‌کند که طرفین با بهره‌گیری از ناوگان سایه، خاموش کردن سیستم‌های ردیابی، انتقال محموله‌ها در قلب دریا و مهم‌تر از همه، انجام تراکنش‌ها به یوان چین به جای دلار، وابستگی خود را به سیستم بانکی آمریکا به حداقل رسانده‌اند. نمونه بارز این ناکارآمدی محاصره، خروج موفقیت‌آمیز نفت‌کش غول‌پیکر "Huge" حامل 1.9 میلیون بشکه نفت به ارزش تقریبی ۲۲۰ میلیون دلار از دید ناوگان آمریکا ذکر شده است.

گزارش در نهایت هشدار می‌دهد که توقف کامل این تجارت نیازمند اقدامات نظامی تندروانه‌تری از سوی واشنگتن است که می‌تواند منجر به جهش قیمت جهانی انرژی و تشدید تنش‌های دیپلماتیک، درست در آستانه دیدار برنامه‌ریزی شده ترامپ و شی جین‌پینگ در پکن شود.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-a44cb87a4aced91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
دنی سیترونوویچ، مسئول سابق میز ایران در اطلاعات نظامی و پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی در واکنش به توییت اخیر ترامپ که در آن به شکست پروژه موسوم به آزادی مصداقا اعتراف کرده نوشت:

به‌سختی می‌توان از این احساس گریخت که دولت آمریکا اساساً فاقد یک راهبرد منسجم در قبال ایران است و آنچه اکنون مشاهده می‌شود، بیش از آنکه یک استراتژی دقیق باشد، نوعی بداهه‌پردازی راهبردی است.

واشنگتن از یک‌سو تمایلی به ورود به جنگ ندارد، اما از سوی دیگر نیز نمی‌خواهد با پذیرش شروطی که به‌نوعی با مطالبات ایران گره خورده‌اند، در فضای سیاسی داخلی ضعیف به‌نظر برسد. حاصل این وضعیت، نوعی بلاتکلیفی فرسایشی است که هم نااطمینانی در اقتصاد جهانی را تشدید کرده و هم نتوانسته تهران را به تغییر بنیادین مواضع خود وادار کند.

تغییرات مداوم در سیاست‌گذاری، پیام‌های متناقض در عرصه عمومی، و نوسان دائمی میان تهدید و ارسال سیگنال‌های دیپلماتیک، همگی نشانه یک مشکل عمیق‌تر هستند: ناتوانی آمریکا در تدوین یک راهبرد پایدار و منسجم در قبال ایران.

در واشنگتن از یک‌سو نگرانی جدی نسبت به این وجود دارد که هرگونه عقب‌نشینی در برابر ایران به‌عنوان ضعف تعبیر شود و از سوی دیگر، این درک نیز به‌تدریج در حال شکل‌گیری است که صرفِ تشدید فشار و تنش، بعید است رهبری ایران را به تسلیم یا پذیرش خواسته‌های حداکثری آمریکا در میز مذاکره وادار کند.

در قلب این بحران، مسئله‌ای عمیق‌تر نهفته است؛ سوءبرداشت مداوم از نحوه نگاه رهبری ایران به مفاهیمی چون فشار، بازدارندگی و تاب‌آوری راهبردی.

بسیاری از سیاست‌گذاران آمریکایی همچنان ایران را با الگوهایی تحلیل می‌کنند که برای رقبای ژئوپلیتیکی دیگر طراحی شده‌اند و بر این فرض تکیه دارند که فشار اقتصادی، تهدید نظامی یا انزوای دیپلماتیک در نهایت به تسلیم راهبردی منجر خواهد شد. با این حال، ساختار سیاسی ایران بارها نشان داده که توان بالایی در تحمل فشارهای طولانی‌مدت دارد و حاضر است برای حفظ نظام و اهداف راهبردی بلندمدت خود، هزینه‌های قابل‌توجهی را بپذیرد.

همین شکاف تحلیلی توضیح می‌دهد که چرا سیاست آمریکا اغلب حالتی واکنشی دارد تا راهبردی؛ سیاستی که مدام میان اعمال فشار و کاهش تنش در رفت‌وآمد است، بدون آنکه تصویر روشنی از نقطه پایان یا هدف نهایی ارائه دهد. دولت آمریکا خطرات ناشی از تشدید نظامی، به‌ویژه پس از سال‌ها بی‌ثباتی در خاورمیانه را به‌خوبی درک می‌کند، اما هم‌زمان خود را در فضایی سیاسی گرفتار کرده که هرگونه مصالحه در آن به‌سادگی به‌عنوان نشانه ضعف معرفی می‌شود.

در نهایت، نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری سیاستی است که میان اهدافی متناقض گرفتار شده است: پرهیز از جنگ، اجتناب از امتیازدهی، حفظ بازدارندگی، اطمینان‌بخشی به متحدان و جلوگیری از گسترش تنش منطقه‌ای؛ آن هم بدون در اختیار داشتن چارچوبی واقع‌بینانه برای تغییر رفتار ایران.

منبع:
https://x.com/i/status/2051861939534660033

لينك عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
2👍1
روزنامه معاریو در گزارشی در خصوص تکاپوی دولت ترامپ برای پایان دادن به تنش‌ها با ایران، بر تضاد میان اشتیاق شخصی وی برای دستیابی به یک توافق بزرگ و موانع برخاسته از ادبیات تحریک‌آمیز او تأکید می‌کند. این رسانه به نقل از منابع آگاه عربی و آمریکایی خاطرنشان می‌سازد که اصرار رئیس‌جمهور آمریکا بر نمایش اقتدار مطلق و پرهیز از هرگونه شائبه تحقیر، در تقابل با واقعیت‌های حساس دیپلماتیک قرار گرفته است. بر اساس این تحلیل، در حالی که ترامپ به دنبال خروجی سریع از بحران است، اظهارات تند او علیه مقامات ارشد ایران به عنوان عاملی بازدارنده، فضای اعتماد را مخدوش کرده و مسیر مذاکرات را با ابهام مواجه ساخته است.

در تبیین ابعاد عمیق‌تر این تقابل راهبردی، تحلیل مذکور بر این واقعیت کلیدی انگشت می‌گذارد که موفقیت هرگونه فرآیند دیپلماتیک منوط به ایجاد موازنه‌ای برای «حفظ دستاوردها و وجهه سیاسی» توسط هر دو طرف است. معاریو تصریح می‌کند که همان‌گونه که دونالد ترامپ برای راضی نگه داشتن پایگاه رای خود و نهادهای قدرت در واشنگتن نیازمند ارائه تصویری پیروزمندانه از توافق است، طرف ایرانی نیز به هیچ عنوان هزینه‌های توافقی را که متضمن تحقیر ملی یا از دست رفتن کامل دستاوردهای راهبردی‌اش باشد، نخواهد پرداخت. از این منظر، نادیده گرفتن ضرورت‌های سیاسی و حیثیتی هر یک از طرفین و اصرار بر رویکردی که تنها یک طرف را برنده نشان دهد، به عنوان پاشنه آشیل استراتژی فعلی معرفی شده است که می‌تواند هرگونه پیشرفت در کانال‌های پنهان را به بن‌بست بکشاند.

در نهایت، واکاوی نهایی این رسانه حاکی از آن است که بدون تغییر در چارچوب‌های کلامی و عملی، حتی طرح‌های ضرب‌الاجل مانند نقشه راه ۳۰ روزه مارکو روبیو نیز راه به جایی نخواهد برد. این گزارش با اشاره به بدبینی‌های موجود در تهران نسبت به ثبات رفتاری رئیس‌جمهور آمریکا و واکنش‌های متقابل رسانه‌ای، هشدار می‌دهد که تکرار الگوی ناکام مذاکره با کره شمالی می‌تواند ایران را به سمت اتخاذ استراتژی‌های بازدارندگی حداکثری و تقویت گزینه‌های هسته‌ای سوق دهد. در مجموع، تحلیل معاریو بر این نکته کلیدی استوار است که تنها راه عبور از بحران، فراهم کردن فضایی دیپلماتیک است که در آن هر دو پایتخت امکان خروج آبرومندانه و ارائه یک «دستاورد ملموس» به افکار عمومی خود را داشته باشند.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1318409

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍2
شبکه خبری ان‌بی‌سی در گزارشی اختصاصی پیرامون عقب‌نشینی ناگهانی دونالد ترامپ از طرح بازگشایی تنگه هرمز فاش کرد که این تغییر موضع ۳۶ ساعت پس از آغاز عملیات، نتیجه مستقیم مخالفت جدی متحدان کلیدی، به‌ویژه عربستان سعودی، بوده است.

طبق این گزارش، ریاض در واکنشی تند به اعلام ناگهانی «پروژه آزادی» در رسانه‌های اجتماعی که بدون هماهنگی قبلی با شرکای منطقه‌ای صورت گرفته بود، دسترسی ارتش آمریکا به پایگاه هوایی راهبردی «شاهزاده سلطان» و استفاده از حریم هوایی خود را به حالت تعلیق درآورد. این اقدام که به دنبال تماس تلفنی بی‌نتیجه میان ترامپ و محمد بن سلمان رخ داد، رئیس‌جمهور آمریکا را ناچار کرد تا برای بازپس‌گیری دسترسی‌های حیاتی نظامی، عملیات اسکورت کشتی‌ها را به‌طور موقت متوقف کند.

در بخش دیگری از این واکاوی راهبردی آمده است که اجرای موفقیت‌آمیز عملیاتی در سطح «پروژه آزادی» بدون همکاری‌های لجستیکی موسوم به «دسترسی، پایگاه‌دهی و پرواز عبوری» عملاً ناممکن است؛ چرا که جنگنده‌ها و تانکر‌های سوخت‌رسان برای ایجاد چتر حفاظتی بر فراز نفتکش‌ها در برابر تهدیدات ایران، به حریم هوایی کشورهای همسایه وابستگی مطلق دارند.

منابع آگاه به این رسانه گفته‌اند که علاوه بر عربستان، کشورهایی نظیر قطر و عمان نیز از این تصمیم غافلگیر شده بودند و واشنگتن تنها پس از اعلام عمومی و آغاز حرکت کشتی‌ها، هماهنگی با آن‌ها را آغاز کرده بود. با این حال، علی‌رغم حضور سنگین دو ناوگروه تهاجمی در منطقه، مقامات پنتاگون تایید کردند که تنها دو کشتی با پرچم آمریکا توانستند پیش از تعلیق عملیات، از این آبراهه حساس عبور کنند.

این گزارش در نهایت با ترسیم چشم‌انداز دیپلماتیک پیش‌رو خاطرنشان می‌کند که ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و سفر قریب‌الوقوع به چین، اکنون به دنبال دستیابی به یک توافق سریع با تهران از طریق میانجی‌گری پاکستان است.



منبع:
https://www.nbcnews.com/politics/white-house/trumps-abrupt-u-turn-plan-re-open-strait-hormuz-came-backlash-allies-rcna343845

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:


⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
3
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی تحلیلی فاش کرد که مقامات آمریکایی در آخرین به‌روزرسانی‌های دیپلماتیک خود به تل‌آویو، از احتمال دستیابی به یک «چارچوب توافق» یا توافق بر سر اصول با تهران طی روزهای آینده ابراز خوش‌بینی کرده‌اند.

طبق این گزارش، ایران آمادگی غافلگیرکننده‌ای برای پذیرش شرط حیاتی دونالد ترامپ مبنی بر خروج ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود به یک کشور ثالث نشان داده است؛ موضوعی که رئیس‌جمهور آمریکا در گفتگو با بنیامین نتانیاهو آن را به عنوان یک «تعهد اجتناب‌ناپذیر» توصیف و تاکید کرده است که بدون تحقق این جابه‌جایی، هیچ قراردادی منعقد نخواهد شد.

با این حال، محافل امنیتی اسرائیل به‌شدت نگران نادیده گرفته شدن توانمندی‌های موشکی ایران در این مذاکرات هستند و با اشاره به فقدان ابزارهای نظارتی مؤثر در این حوزه، هشدار می‌دهند که محدودیت‌های احتمالی بر برد موشک‌ها تنها جنبه «اعلامی» داشته و عملاً قابل اجرا نخواهند بود.

در نهایت، دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل با ابراز تردید درباره تصمیم نهایی هسته سخت قدرت در تهران، بر این باورند که این مسیر منجر به توافق نخواهد شد؛ موضوعی که موجب شده تا تشکیلات دفاعی اسرائیل خود را برای سناریوی فروپاشی مذاکرات و احتمال از سرگیری فوری درگیری‌های نظامی در منطقه آماده نگه دارد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-905b708a35efd91027.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
🔥21
ترکی الفیصل، سیاستمدار و رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان در گزارشی در روزنامه الشرق الأوسط در خصوص جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران توضیح داد که سعودی‌ها از ابتدا تلاش‌های گسترده‌ای برای جلوگیری از شعله‌ور شدن درگیری و یافتن راه‌حل‌های دیپلماتیک انجام دادند. وی با اشاره به تاریخچه سیاست عربستان از زمان مرحوم ملک عبدالعزیز، تأکید کرد که معیار عمل و نتیجه واقعی است نه جنجال و شعار. در حالی که شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های منطقه‌ای و غربی به اغراق و صدای بلند پرداختند، رهبری سعودی با صبر و دقت، مسیر خود را مدیریت و منطقه را از بحران خونین دور نگه داشت.

علاوه بر این، الفیصل مدعی شد که وقتی ایران و دیگر طرف‌ها تلاش کردند عربستان را وارد بحران و ویرانی کنند، رهبری کشور انتخاب کرد تا از جان شهروندان و دارایی‌ها حفاظت کند و از پاسخ مستقیم به ایران خودداری نمود. وی تأکید کرد اگر واکنش متقابل سعودی‌ها صورت می‌گرفت، نه تنها تأسیسات ایران بلکه زیرساخت‌های حیاتی عربستان در سواحل خلیج فارس و عمق کشور در معرض خطر قرار می‌گرفت. در واقع، هرگونه موفقیت اسرائیل در ایجاد جنگ مستقیم می‌توانست به خرابی گسترده، از دست رفتن هزاران جان و ناپایداری منطقه منجر شود، حال آنکه مدیریت خردمندانه ولیعهد محمد بن سلمان مانع وقوع چنین سناریویی شد.

در نهایت، ترکی الفیصل یادآور شد که با رهبری ولیعهد، عربستان با همکاری پاکستان موفق شد شعله‌های جنگ را مهار کرده و از تشدید تنش جلوگیری کند، ضمن اینکه روابط و همکاری‌های کشورهای خلیج فارس حفظ شد و مسیر تجارت، مالی و امنیتی آن‌ها تقویت گردید.

وی افزود که امنیت کشورهای همسایه با امنیت عربستان پیوند خورده و این کشور همواره در کنار برادران خود باقی خواهد ماند، مسیر بصیرت و دوراندیشی ادامه دارد و هیچ جنجال یا تبلیغ منفی نمی‌تواند اراده سعودی‌ها در حفظ ثبات و صلح منطقه را تغییر دهد.

منبع:
https://aawsat.com/%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%A3%D9%8A/5271147-%D9%87%D9%83%D8%B0%D8%A7-%D9%86%D8%AC%D8%AD-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
2
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی به واکاوی ابعاد تاریک و بحرانی روابط میان بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ پرداخته و خاطرنشان کرده است که علی‌رغم تلاش‌های نخست‌وزیر اسرائیل برای نمایش یک ائتلاف مستحکم و «هماهنگی کامل» با واشنگتن، شواهد از گسستی عمیق و بی‌اعتمادی فزاینده حکایت دارد.

این روزنامه با استناد به گزارش‌های نشریه گاردین فاش کرده است که واشنگتن عملاً تل‌آویو را از حلقه‌های کلیدی تصمیم‌گیری، به‌ویژه در خصوص تقابل نظامی با ایران و مذاکرات صلح با میانجی‌گری پاکستان، حذف کرده است. کارشناسان در این گزارش تصریح کرده‌اند که اصرار نتانیاهو بر تداوم تماس‌های روزانه با ترامپ، بیش از آنکه واقعیت داشته باشد، تلاشی استیصال‌آمیز برای سرپوش گذاشتن بر انزوای دیپلماتیک اسرائیل در کاخ سفید ارزیابی می‌شود.

در بخش دیگری از این گزارش به جزئیات حساس استراتژی‌های شکست‌خورده‌ای اشاره شده که به سردی روابط دامن زده است؛ معاریو به نقل از منابع آگاه توضیح می‌دهد که نتانیاهو با ارائه تصویری ساده‌انگارانه از ایران به عنوان «میوه‌ای رسیده» که با یک حمله سریع و بدون دردسر – مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داد – سقوط خواهد کرد، ترامپ را به سوی درگیری مستقیم سوق داد.

با این حال، واقعیت‌های میدانی و آسیب‌های جدی به منافع آمریکا در منطقه، خلاف ادعاهای نتانیاهو و رئیس موساد را ثابت کرد و باعث شد ترامپ به این نتیجه برسد که نتانیاهو با محاسبات اشتباه خود، هزینه‌های گزافی را به سیاست خارجی ایالات متحده تحمیل کرده است.

این گزارش همچنین با نگاهی به آینده سیاسی هر دو رهبر، وضعیت فعلی را یک «ناکامی استراتژیک دوطرفه» توصیف کرده و به نقل از دیپلمات‌های سابق می‌نویسد که این دو شریک قدیمی اکنون در مسیری قرار گرفته‌اند که عملاً باعث تضعیف جایگاه یکدیگر شده‌اند.

در حالی که نتانیاهو با چالش انتخابات و فشارهای داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند، ترامپ نیز برای حفظ آرامش جهت پیشبرد برنامه‌های خود، تمایلی به دخالت‌های نتانیاهو ندارد و به تعبیر برخی منابع، دیگر او را «مانعی در مسیر خود» می‌بیند. جالب اینجاست که حتی جنبه‌های روانی نیز در این تیره شدن روابط دخیل است؛ به طوری که گفته می‌شود ترامپ از توجه رسانه‌ای که نتانیاهو دریافت می‌کند، ابراز ناخرسندی کرده و این رقابت بر سر دیده شدن، لایه جدیدی از تنش‌های شخصی را به اختلافات سیاسی آن‌ها افزوده است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1319500

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
👍3
بحران در قلب موساد؛ هشدار درباره فساد و بی‌انضباطی رئیس جدید

کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی فاش کرد که انتصاب رومن گوفمن به ریاست موساد با مخالفت جدی دیوید بارنبا و همچنین اعتراض حقوقی دادستان کل اسرائیل مواجه شده است.

بر اساس این گزارش، بارنیا در نامه‌ای محرمانه به دادستان کل، نسبت به «مشکلات جدی در حوزه سلامت اداری و مرزبندی‌های اخلاقی» گوفمن هشدار داده و تأکید کرده که ریاست موساد نیازمند فردی است که از «کنترل درونی، پاکدستی و توان اعمال محدودیت بر خود» برخوردار باشد.

در ادامه گزارش آمده است که بارنیا در این نامه اگرچه توانایی‌ها، خلاقیت و جسارت گوفمن را تأیید کرده، اما معتقد است ماهیت خاص موساد ــ که عملاً تنها زیر نظر نخست‌وزیر فعالیت می‌کند و فاقد سازوکار نظارتی کلاسیک است ــ حساسیت ویژه‌ای درباره شخصیت و استانداردهای اخلاقی رئیس این سازمان ایجاد می‌کند. بارنیاهمچنین هشدار داده که هرگونه تخلف یا بی‌توجهی به رویه‌های حرفه‌ای در ساختار عملیاتی موساد باید پیامدهای سنگینی داشته باشد و حتی تذکر فرماندهی نیز می‌تواند مانع ارتقای افراد شود.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-politics/2026_q2/Article-89985c896a21e91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
👍2
واکنش کاربران اسرائیلی به تهدیدهای ترامپ؛ جامعه‌ای خسته از جنگ و نگران آینده تقابل با ایران

در پی انتشار گزارشی توسط کانال ۱۲ اسرائیل درباره مواضع اخیر دونالد تدامپ که در قالب پست در شبکه اجتماعی‌اش تروث در قبال پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا و همزمان ادامه رایزنی‌ها میان واشنگتن و تل‌آویو منتشر شد، موج گسترده‌ای از واکنش‌های کاربران اسرائیلی در بخش نظرات این گزارش شکل گرفت.

در این گزارش گفته شده که ترامپ با لحنی تند، تهران را به «بازی دادن آمریکا» متهم و تأکید کرده که «ایران دیگر به ما نخواهد خندید».

همزمان این گزارش به شروط ایران برای توقف جنگ، اختلافات بر سر برنامه هسته‌ای و مواضع نتانیاهو درباره ادامه مقابله با ایران نیز پرداخته بود.

بررسی محتوای این کامنت‌ها نشان می‌دهد افکار عمومی اسرائیل در حال ورود به مرحله‌ای از فرسایش روانی، بی‌اعتمادی سیاسی و ابهام راهبردی نسبت به آینده تقابل با ایران است.

بخش قابل‌توجهی از کاربران اسرائیلی در واکنش به این گزارش، دیگر تهدیدهای لفظی آمریکا و اسرائیل را نشانه نزدیک بودن «پیروزی قطعی» تلقی نمی‌کنند، بلکه آن را بخشی از چرخه‌ای تکراری از هشدار، تعویق و بن‌بست می‌دانند.

تکرار عباراتی مانند «فقط حرف»، «نمایش سیاسی» و «آنها دوباره جنگ را شروع می‌کنند» نشان‌دهنده شکل‌گیری نوعی خستگی اجتماعی از وضعیت ممتد بحران و نااطمینانی امنیتی است.

در سطح سیاسی نیز کامنت‌ها از شکاف عمیق داخلی در اسرائیل حکایت دارد؛ به‌گونه‌ای که بخشی از کاربران خواهان تشدید فوری جنگ و حتی «تغییر رژیم» در ایران هستند و معتقدند هرگونه مذاکره صرفاً به تهران فرصت بازسازی توان موشکی و هسته‌ای می‌دهد. این برداشت مستقیماً تحت تأثیر بخش‌هایی از گزارش قرار دارد که در آن، ایران با برچیدن کامل تأسیسات هسته‌ای مخالفت کرده و در مقابل، خواهان لغو تحریم‌ها، پایان جنگ و ادامه مذاکرات شده بود.

در مقابل، طیف دیگری از کاربران، هم نتانیاهو و هم ترامپ را متهم می‌کنند که بحران ایران را به ابزاری برای مدیریت فشارهای سیاسی داخلی و حفظ موقعیت خود تبدیل کرده‌اند.

این گروه، ادامه تنش را نه یک راهبرد امنیتی موفق، بلکه روندی فرسایشی و پرهزینه برای اسرائیل می‌دانند که می‌تواند رژیم را وارد چرخه‌ای بی‌پایان از جنگ و بی‌ثباتی کند.

مهم‌تر از همه، واکنش‌ها نشان می‌دهد تصویر ایران در ذهن بخشی از جامعه اسرائیل در حال تغییر است؛ به‌طوری‌که حتی بسیاری از منتقدان تهران نیز اکنون عملاً پذیرفته‌اند که جمهوری اسلامی توان تحمل فشار، ادامه تقابل و حفظ اهرم‌های راهبردی خود را دارد. اشاره مکرر کاربران به موضوعاتی مانند تنگه هرمز، ادامه غنی‌سازی و توان موشکی ایران، بیانگر آن است که جنگ اخیر درک تازه‌ای از «تاب‌آوری ایران» در بخشی از افکار عمومی اسرائیل ایجاد کرده؛ تحولی که می‌تواند در آینده بر میزان حمایت داخلی اسرائیل از ادامه جنگ یا ورود به درگیری گسترده‌تر با ایران تأثیر مستقیم بگذارد.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-928915c44131e91027.htm

⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
👍3
روزنامه معاریو اسرائیل در گزارشی با تبیین ابعاد پیچیده نگرانی‌های امنیتی در تل‌آویو، به نقل از یک منبع آگاه اسرائیلی مدعی شد که محافل سیاسی و نظامی این رژیم به شدت از احتمال «فرسودگی ترامپ از روند مذاکرات» و روی آوردن وی به یک «توافق شتاب‌زده» واهمه دارند.

این گزارش تشریح می‌کند که دغدغه اصلی مقامات اسرائیل، امضای هرگونه توافقی در دقایق پایانی است که با امتیازدهی‌های غیرمنتظره همراه باشد و صرفاً بر محدودسازی برنامه هسته‌ای و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز متمرکز گردد.

تحلیلگران این روزنامه هشدار می‌دهند که چنین رویکرد پراگماتیکی ممکن است به بهای باقی ماندن ذخایر اورانیوم غنی‌سازی شده در خاک ایران تمام شود که این امر عملاً به معنای ناکامی در تحقق اهداف استراتژیک جنگ و باقی ماندن تهدید در آستانه گریز هسته‌ای خواهد بود.

در پرتو این چالش‌های راهبردی، گزارش مذکور بر این نکته تأکید می‌ورزد که علیرغم اطمینان‌بخشی مقامات آمریکایی در خصوص رسیدگی به موضوع ذخایر اورانیوم با خلوص بالا، حذف سایر مؤلفه‌های قدرت ایران از میز مذاکرات یک «مسئله بزرگ و بحرانی» تلقی می‌شود.

این منبع آگاه خاطرنشان کرده است که نادیده گرفتن برنامه موشک‌های بالستیک و شبکه نیروهای متحد ایران در توافقات احتمالی، شکافی عمیق میان مطالبات امنیتی تل‌آویو و واقع‌گرایی سیاست خارجی واشنگتن ایجاد می‌کند.

در نهایت، این تحلیل بر این فرضیه استوار است که تداوم این شکاف و عدم دستیابی به یک اجماع قاطع بر سر نابودی کامل زیرساخت‌ها و مهار نفوذ منطقه‌ای، می‌تواند منجر به ایجاد یک خلاء امنیتی شود که در آن فشار حداکثری کارایی خود را از دست داده و موازنه قدرت را به نفع تهران تغییر دهد.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1320718

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:


⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
👏1
انتشار گسترده اخبار درباره اقدام عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت علیه منافع ایران در داخل و خارج از مرزها، به‌ویژه در عرصه‌هایی مانند عراق، اگرچه ممکن است در برخی ابعاد و سناریوها واجد زمینه‌های واقعی یا قابل بررسی باشد، اما برجسته‌سازی و زمان‌بندی فعلی آن را نمی‌توان فاقد اهداف سیاسی، امنیتی و روانی ارزیابی کرد.

به نظر می‌رسد انتخاب این مقطع زمانی برای بازتولید و توزیع چنین روایت‌هایی در چارچوب یک الگوی هدفمند از عملیات روانی و مدیریت ادراک قابل تحلیل باشد، الگویی که از سوی اتاق‌های فکر رسانه‌ای و جریان‌های اثرگذار منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با هدف جهت‌دهی به افکار عمومی و ایجاد فشار روانی و محاسباتی بر
بازیگران مختلف دنبال می‌شود.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
1
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی تحلیلی اعلام کرده است که پروژه دفاع موشکی «گنبد طلایی» که از سوی دولت ترامپ پیگیری می‌شود، ممکن است طی دو دهه آینده هزینه‌ای نزدیک به ۱.۲ تریلیون دلار به اقتصاد آمریکا تحمیل کند؛ رقمی که فاصله‌ای چشمگیر با بودجه ۱۸۵ میلیارد دلاری پیش‌بینی‌شده در لایحه دفاعی سال ۲۰۲۷ دارد.

بر اساس ارزیابی دفتر بودجه کنگره آمریکا، نبود یک طرح عملیاتی شفاف از سوی کاخ سفید و پنتاگون باعث شده تخمین دقیق هزینه‌های نهایی این سامانه تقریباً غیرممکن باشد. در این گزارش تأکید شده که ساختار این سامانه قرار است شامل چهار لایه دفاعی، از جمله سامانه‌های فضایی، رهگیرهای زمینی در بردهای مختلف و تجهیزات مستقر در نقاطی مانند آلاسکا و هاوایی باشد؛ با این حال، بخش عمده هزینه‌ها صرف خرید و استقرار زیرساخت‌های اصلی خواهد شد.

این گزارش همچنین توضیح می‌دهد که «گنبد طلایی» برای مقابله هم‌زمان با موشک‌های بالستیک، کروز و هایپرسونیک طراحی شده، اما به اذعان تهیه‌کنندگان گزارش، توان متوقف کردن حملات گسترده از سوی قدرت‌هایی مانند چین را نخواهد داشت.

به نوشته کانال ۱۲ اسرائیل، برآوردهای مالی فعلی حتی هزینه توسعه فناوری‌های آینده، شبکه‌های ارتباطی و نیروهای عملیاتی موردنیاز برای بهره‌برداری کامل از پروژه را نیز در بر نمی‌گیرد. در همین حال، جنگ اخیر با ایران نیز فشار مضاعفی بر این برنامه وارد کرده، زیرا آمریکا ناچار است ذخایر موشک‌های تاد، پاتریوت و سامانه‌های راداری مصرف‌شده در این درگیری را بازسازی کند؛ مسئله‌ای که می‌تواند موجب تأخیر در اجرای پروژه شود.

در ادامه گزارش آمده است که مخالفت‌ها با این طرح در داخل کنگره آمریکا نیز رو به افزایش است. به گفته سناتور دموکرات ، این پروژه بیش از آنکه امنیت ملی آمریکا را تقویت کند، به «هدیه‌ای عظیم برای پیمانکاران صنایع دفاعی» شباهت دارد و بار مالی آن مستقیماً بر دوش شهروندان آمریکایی قرار خواهد گرفت.

تحلیل منتشرشده تأکید می‌کند که منتقدان معتقدند دولت ترامپ در شرایطی به دنبال توسعه پرهزینه‌ترین سامانه دفاعی تاریخ آمریکاست که هنوز کارآمدی واقعی آن در برابر تهدیدهای راهبردی قدرت‌های بزرگ اثبات نشده و حتی نهادهای رسمی آمریکایی نیز نسبت به توان بازدارندگی این طرح ابراز تردید کرده‌اند.

منبع:
https://mobileapp.mako.co.il/pzm-soldiers/Article-7871639d7cf1e91026.htm?dicbo=v2-1aE3uhQ

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
1
احمد طه، مجری و خبرنگار الجزیره در گفت‌وگویی پرتنش با سامی الجمیل، نماینده پارلمان لبنان و از چهره‌های مخالف حزب‌الله، سناریویی را مطرح کرد و گفت اگر حزب‌الله سلاح خود را تحویل دهد، فعالیت نظامی‌اش را متوقف کند و به یک حزب سیاسی یا حتی یک مجموعه خیریه تبدیل شود، اما اسرائیل به تعهداتش عمل نکند، در آن صورت چه باید کرد؟

الجمیل در پاسخ گفت در چنین شرایطی «سلاح به دست می‌گیریم و با اسرائیل می‌جنگیم». احمد طه بلافاصله با لحنی چالشی پرسید: «پس حزب‌الله الآن غیر از این چه کاری انجام می‌دهد؟»

نماینده پارلمان لبنان در ادامه مدعی شد که «حزب‌الله خودِ مشکل است» و افزود امروز آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان در کنار لبنان قرار دارند و اسرائیل نیز به گفته او اعلام کرده که چیزی از لبنان نمی‌خواهد و فقط می‌گوید نباید از خاک لبنان حمله‌ای علیه این رژیم انجام شود.

احمد طه اما با زیر سؤال بردن این استدلال، خطاب به الجمیل گفت معنای حرف او این است که لبنان باید مقاومت و سلاح خود را کنار بگذارد و همه چیز را به آمریکا بسپارد. او سپس با اشاره به یک ضرب‌المثل مصری گفت: «کسی که زیر عبای آمریکایی‌ها برود، برهنه می‌ماند.»

طه در ادامه برای اثبات حرف خود به تحولات عزه اشاره کرد و گفت آمریکایی‌ها خودشان توافق مربوط به غزه را پیش بردند، اما اسرائیل به هیچ‌یک از تعهداتش عمل نکرد و همچنان به اشغال و کشتار مردم غزه ادامه می‌دهد.

او در پایان با لحنی انتقادی این پرسش را مطرح کرد که با وجود چنین تجربه‌ای، چه چیزی باعث شده برخی جریان‌ها همچنان به آمریکا اعتماد کنند و سرنوشت لبنان را به تضمین‌های واشنگتن گره بزنند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
⬇️ تلگرام
https://t.me/meshkatanalysis


⬇️ بله:
@meshkatanalysis
👍31