🟥 بازار انرژی جهان در آستانه قفلشدن
نشریه اکونومیست در گزارشی با بررسی تحولات اخیر تأکید میکند که تصویر کنونی از ثبات نسبی بازار انرژی، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، ناشی از عوامل موقتی است. بهگفته این گزارش، شوک عرضه عملاً آغاز شده، اما آثار کامل آن هنوز در قیمتها و رفتار بازار منعکس نشده است.
بر اساس برآوردهای ارائهشده، در پی تداوم اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس، تاکنون حدود ۵۵۰ میلیون بشکه نفت از عرضه جهانی حذف شده و در صورت استمرار وضعیت، هر ماه حدود ۷ میلیون تن LNG نیز از بازار خارج خواهد شد؛ موضوعی که فشار فزایندهای بر توازن عرضه و تقاضا وارد میکند.
اکونومیست در ادامه توضیح میدهد که نقش ضربهگیر ذخایر شناور و محمولههای در حال حمل، اکنون به پایان رسیده و بازار وارد مرحلهای شده که با کمبود واقعی مواجه است. در همین چارچوب، کاهش موجودیها، افت تولید پالایشگاهها و تداوم تقاضای بالا بهویژه در اروپا به تشدید عدم تعادل در بازار منجر شده است.
در بخش دیگری از گزارش اشاره میشود که نشانههای فشار در برخی مناطق، بهویژه در آسیا، به شکل افزایش شدید قیمتها و اعمال محدودیتهای مصرف در حال بروز است، در حالیکه سیاستهای حمایتی در اروپا، تعدیل طبیعی تقاضا را به تعویق انداخته و به پیچیدهتر شدن شرایط کمک کرده است.
در جمعبندی، این نشریه تأکید میکند که حتی در صورت بازگشایی مسیرهای کلیدی، بازگشت به شرایط عادی زمانبر خواهد بود و بخشی از خسارات وارده اجتنابناپذیر است. بر این اساس، بازار انرژی در وضعیتی قرار دارد که تداوم روند موجود میتواند آن را به سمت یک نقطه بحرانی سوق دهد.
منبع:
https://archive.ph/CWhem
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
نشریه اکونومیست در گزارشی با بررسی تحولات اخیر تأکید میکند که تصویر کنونی از ثبات نسبی بازار انرژی، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، ناشی از عوامل موقتی است. بهگفته این گزارش، شوک عرضه عملاً آغاز شده، اما آثار کامل آن هنوز در قیمتها و رفتار بازار منعکس نشده است.
بر اساس برآوردهای ارائهشده، در پی تداوم اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس، تاکنون حدود ۵۵۰ میلیون بشکه نفت از عرضه جهانی حذف شده و در صورت استمرار وضعیت، هر ماه حدود ۷ میلیون تن LNG نیز از بازار خارج خواهد شد؛ موضوعی که فشار فزایندهای بر توازن عرضه و تقاضا وارد میکند.
اکونومیست در ادامه توضیح میدهد که نقش ضربهگیر ذخایر شناور و محمولههای در حال حمل، اکنون به پایان رسیده و بازار وارد مرحلهای شده که با کمبود واقعی مواجه است. در همین چارچوب، کاهش موجودیها، افت تولید پالایشگاهها و تداوم تقاضای بالا بهویژه در اروپا به تشدید عدم تعادل در بازار منجر شده است.
در بخش دیگری از گزارش اشاره میشود که نشانههای فشار در برخی مناطق، بهویژه در آسیا، به شکل افزایش شدید قیمتها و اعمال محدودیتهای مصرف در حال بروز است، در حالیکه سیاستهای حمایتی در اروپا، تعدیل طبیعی تقاضا را به تعویق انداخته و به پیچیدهتر شدن شرایط کمک کرده است.
در جمعبندی، این نشریه تأکید میکند که حتی در صورت بازگشایی مسیرهای کلیدی، بازگشت به شرایط عادی زمانبر خواهد بود و بخشی از خسارات وارده اجتنابناپذیر است. بر این اساس، بازار انرژی در وضعیتی قرار دارد که تداوم روند موجود میتواند آن را به سمت یک نقطه بحرانی سوق دهد.
منبع:
https://archive.ph/CWhem
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
archive.ph
Global energy markets are on the verge of a disaster
archived 22 Apr 2026 15:04:24 UTC
گاهی وقتها بهترین استراتژی سکوت و به نظاره نشستن است؛ زوایای پیدا و پنهان این بحران، شروعش، میانهاش و نهایتش هم مشخص است؛ اما مهم است که فرداروز وقتی آیندگان تاریخ این سرزمین را ورق بزنند ما در سطرهای کدامین فصلش باشیم: مایهمباهات یا شرمساری.
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍2
دنی سیترونوویچ متخصص مسائل امنیتی خاورمیانه و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در حساب کاربریاش در ایکس نوشت:
اقدامات نظامی بهتنهایی قادر به حل کامل تهدید ایران نیستند و باید تمرکز اصلی بر تهدید هستهای قرار گیرد.
عملیات نظامی نمیتواند چالش موشکی ایران را برطرف کند و همچنین قادر به نابودی زرادخانه موشکی و پهپادی این کشور نخواهد بود. این توانمندیها عمدتاً بومی، عمیقاً نهادینهشده و از منظر تهران، یکی از ارکان اصلی دکترین بازدارندگی نامتقارن محسوب میشوند. بنابراین، بعید است رهبری ایران با محدودیتهای معنادار در این حوزهها موافقت کند.
هرچند تهدید موشکی و پهپادی ایران جدی است و نیازمند مدیریت مستمر است، اما از نظر ماهیت، در سطحی وجودی مشابه با یک ایرانِ مجهز به سلاح هستهای قرار نمیگیرد. برنامه هستهای تنها عامل تغییردهنده واقعی قواعد بازی است؛ عاملی که میتواند توازن قدرت در منطقه را بهطور بنیادین دگرگون کرده و آزادی عمل ایالات متحده را محدود کند. از این رو، تمرکز راهبردی باید بر همین حوزه باقی بماند.
تلاش برای عقبراندن همزمان برنامه موشکی و هستهای ایران، رویکردی بیشازحد بلندپروازانه است که احتمالاً به شکست منجر خواهد شد. واقعیت محدودتر از این است: در حوزه توانمندیهای متعارف تهاجمی ایران، «قطار از ایستگاه حرکت کرده است». ایران بهطور داوطلبانه از آنچه مؤثرترین ابزار بازدارندگی خود میداند، صرفنظر نخواهد کرد.
در اینجا شکاف میان آرزو و واقعیت اهمیت پیدا میکند.
درست است که بهطور نظری میتوان از طریق حملات دورهای، بخشی از توانمندیهای متعارف ایران را تضعیف کرد؛ همان مفهومی که در دکترین نظامی اسرائیل با عنوان «چمنزنی» شناخته میشود. اما حتی فشار نظامی مستمر نیز قادر به حل ریشهای این مسئله نیست؛ در بهترین حالت، فقط زمان میخرد و معادله راهبردی را تغییر نمیدهد.
بنابراین، هدف نباید حل همزمان تمام ابعاد چالش ایران باشد، بلکه باید بر مهمترین مؤلفه، یعنی پرونده هستهای، تمرکز شود.
منبع:
https://x.com/i/status/2047293521497829625
لينک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
اقدامات نظامی بهتنهایی قادر به حل کامل تهدید ایران نیستند و باید تمرکز اصلی بر تهدید هستهای قرار گیرد.
عملیات نظامی نمیتواند چالش موشکی ایران را برطرف کند و همچنین قادر به نابودی زرادخانه موشکی و پهپادی این کشور نخواهد بود. این توانمندیها عمدتاً بومی، عمیقاً نهادینهشده و از منظر تهران، یکی از ارکان اصلی دکترین بازدارندگی نامتقارن محسوب میشوند. بنابراین، بعید است رهبری ایران با محدودیتهای معنادار در این حوزهها موافقت کند.
هرچند تهدید موشکی و پهپادی ایران جدی است و نیازمند مدیریت مستمر است، اما از نظر ماهیت، در سطحی وجودی مشابه با یک ایرانِ مجهز به سلاح هستهای قرار نمیگیرد. برنامه هستهای تنها عامل تغییردهنده واقعی قواعد بازی است؛ عاملی که میتواند توازن قدرت در منطقه را بهطور بنیادین دگرگون کرده و آزادی عمل ایالات متحده را محدود کند. از این رو، تمرکز راهبردی باید بر همین حوزه باقی بماند.
تلاش برای عقبراندن همزمان برنامه موشکی و هستهای ایران، رویکردی بیشازحد بلندپروازانه است که احتمالاً به شکست منجر خواهد شد. واقعیت محدودتر از این است: در حوزه توانمندیهای متعارف تهاجمی ایران، «قطار از ایستگاه حرکت کرده است». ایران بهطور داوطلبانه از آنچه مؤثرترین ابزار بازدارندگی خود میداند، صرفنظر نخواهد کرد.
در اینجا شکاف میان آرزو و واقعیت اهمیت پیدا میکند.
درست است که بهطور نظری میتوان از طریق حملات دورهای، بخشی از توانمندیهای متعارف ایران را تضعیف کرد؛ همان مفهومی که در دکترین نظامی اسرائیل با عنوان «چمنزنی» شناخته میشود. اما حتی فشار نظامی مستمر نیز قادر به حل ریشهای این مسئله نیست؛ در بهترین حالت، فقط زمان میخرد و معادله راهبردی را تغییر نمیدهد.
بنابراین، هدف نباید حل همزمان تمام ابعاد چالش ایران باشد، بلکه باید بر مهمترین مؤلفه، یعنی پرونده هستهای، تمرکز شود.
منبع:
https://x.com/i/status/2047293521497829625
لينک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
Kinetic Action Won’t Solve all Iranian threat. There ia a need to prioritize the Nuclear Threat
Kinetic operations will not solve Iranian misiile challenge. It will not dismantle its missile and drone arsenal either.
These capabilities are largely indigenous…
Kinetic operations will not solve Iranian misiile challenge. It will not dismantle its missile and drone arsenal either.
These capabilities are largely indigenous…
نشریه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت در گزارشی تحلیلی به بررسی چالشهای راهبردی پروژه جاهطلبانه «آیمک» پرداخته و خاطرنشان میکند که عربستان سعودی در حال حاضر تمایل چندانی برای پیشبرد این طرح بینالمللی نشان نمیدهد.
طبق ارزیابیهای این رسانه، موضع کنونی ریاض به عنوان یکی از اصلیترین موانع سیاسی، مسیر تحقق این بزرگراه تجاری را که قرار است هند را از طریق بنادر و خطوط ریلی خاورمیانه به اروپا متصل کند با دشواری جدی روبرو کرده است. منابع آگاه تاکید دارند که برخلاف برخی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس که آمادگی بیشتری برای همکاری در این زمینه دارند، مشارکت فعلی عربستان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و این موضوع کارایی نهایی طرح مذکور را به شدت تهدید میکند.
این گزارش در ادامه به تبیین اهداف ژئوپلیتیکی این پروژه میپردازد و تصریح میکند که از دیدگاه مقامات تلآویو، این مسیر میتواند به عنوان یک جایگزین استراتژیک برای گذرگاههای دریایی ناامن، بهویژه تنگه هرمز، عمل کند. کارشناسان اسرائیلی بر این باورند که عملیاتی شدن این کریدور نه تنها وابستگی به مسیرهای سنتی کشتیرانی را کاهش میدهد، بلکه با بازطراحی نقشههای ترانزیت انرژی و کالا، پتانسیل آن را دارد که از نفوذ منطقهای ایران بکاهد. به همین جهت، دستگاههای دیپلماسی و اقتصادی اسرائیل در تلاشند تا با بهرهگیری از تغییرات ساختاری پس از تحولات اکتبر ۲۰۲۳، این طرح را به عنوان ضرورتی برای امنیت تجارت جهانی دوباره احیا کنند.
در نهایت، یدیعوت آحارانوت یادآور میشود که هرچند این ابتکار پیش از آغاز درگیریهای غزه و با حمایت ایالات متحده کلید خورد، اما رخدادهای نظامی و سیاسی اخیر، محاسبات بسیاری از کشورهای منطقه را تغییر داده است. در حالی که نهادهای دولتی در اسرائیل بر تسریع اجرای این پروژه در بازه زمانی کنونی اصرار دارند، بسیاری از طرفهای منطقهای به دلیل ملاحظات سیاسی و پیوندهای مستقیم این طرح با تلآویو، در حال بازنگری در مواضع خود هستند.
این گزارش نتیجه میگیرد که بدون دستیابی به یک توافق قطعی با ریاض، این پروژه که قرار بود تحولی در تجارت میان آسیا و اروپا ایجاد کند، ممکن است در سطح یک ایده نظری باقی بماند.
منبع:
https://arabi21.com/story/1754221/%D9%8A%D8%AF%D9%8A%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%A3%D8%AD%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%D9%8A%D8%A9-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%82%D9%84-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%D9%85%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A3%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
طبق ارزیابیهای این رسانه، موضع کنونی ریاض به عنوان یکی از اصلیترین موانع سیاسی، مسیر تحقق این بزرگراه تجاری را که قرار است هند را از طریق بنادر و خطوط ریلی خاورمیانه به اروپا متصل کند با دشواری جدی روبرو کرده است. منابع آگاه تاکید دارند که برخلاف برخی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس که آمادگی بیشتری برای همکاری در این زمینه دارند، مشارکت فعلی عربستان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و این موضوع کارایی نهایی طرح مذکور را به شدت تهدید میکند.
این گزارش در ادامه به تبیین اهداف ژئوپلیتیکی این پروژه میپردازد و تصریح میکند که از دیدگاه مقامات تلآویو، این مسیر میتواند به عنوان یک جایگزین استراتژیک برای گذرگاههای دریایی ناامن، بهویژه تنگه هرمز، عمل کند. کارشناسان اسرائیلی بر این باورند که عملیاتی شدن این کریدور نه تنها وابستگی به مسیرهای سنتی کشتیرانی را کاهش میدهد، بلکه با بازطراحی نقشههای ترانزیت انرژی و کالا، پتانسیل آن را دارد که از نفوذ منطقهای ایران بکاهد. به همین جهت، دستگاههای دیپلماسی و اقتصادی اسرائیل در تلاشند تا با بهرهگیری از تغییرات ساختاری پس از تحولات اکتبر ۲۰۲۳، این طرح را به عنوان ضرورتی برای امنیت تجارت جهانی دوباره احیا کنند.
در نهایت، یدیعوت آحارانوت یادآور میشود که هرچند این ابتکار پیش از آغاز درگیریهای غزه و با حمایت ایالات متحده کلید خورد، اما رخدادهای نظامی و سیاسی اخیر، محاسبات بسیاری از کشورهای منطقه را تغییر داده است. در حالی که نهادهای دولتی در اسرائیل بر تسریع اجرای این پروژه در بازه زمانی کنونی اصرار دارند، بسیاری از طرفهای منطقهای به دلیل ملاحظات سیاسی و پیوندهای مستقیم این طرح با تلآویو، در حال بازنگری در مواضع خود هستند.
این گزارش نتیجه میگیرد که بدون دستیابی به یک توافق قطعی با ریاض، این پروژه که قرار بود تحولی در تجارت میان آسیا و اروپا ایجاد کند، ممکن است در سطح یک ایده نظری باقی بماند.
منبع:
https://arabi21.com/story/1754221/%D9%8A%D8%AF%D9%8A%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%A3%D8%AD%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%D9%8A%D8%A9-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%82%D9%84-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%D9%85%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A3%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
عربي21
يديعوت أحرنوت: السعودية تعرقل مشروع ممر "الهند الشرق... - عربي21
كشفت تقارير إعلامية إسرائيلية عن تحفظ سعودي على الانخراط في مشروع الممر التجاري الهندي–الشرق الأوسط–أوروبا (IMEC)، الذي يدعمه الاحتلال وعدد من الدول الغربية.
❤1👍1
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به بررسی آخرین تحولات امنیتی پرداخته و اعلام کرده است که با توجه به بنبست در مذاکرات دیپلماتیک، کابینه امنیتی اسرائیل برای بررسی سناریوهای نظامی علیه ایران و تحولات لبنان تشکیل جلسه داده است.
بر اساس ارزیابی مقامات ارشد در قدس اشغالی، پنجره فرصت برای دستیابی به یک توافق سیاسی با تهران در حال بسته شدن است، چرا که ایران با شروط کلیدی همچون خروج مواد هستهای و توقف غنیسازی مخالفت کرده و موضع سختگیرانهای اتخاذ نموده است.
در این گزارش اشاره شده است که اسرائیل خود را برای تصمیم نهایی ترامپ آماده میکند که میان دو گزینه تشدید محاصره اقتصادی و دریایی یا انجام یک اقدام نظامی محدود یا گسترده علیه ایران در نوسان است.
در بخش دیگری از این گزارش به راهبرد مشترک اسرائیل و واشنگتن برای مقابله با تهدیدات هستهای اشاره شده و آمده است که هر دو طرف به دنبال اجرای یک «ضربه برقآسا» و کوتاه اما دردناک هستند تا از ورود به یک جنگ فرسایشی و تبادل ضربات طولانیمدت جلوگیری کنند.
هدفگذاریهای تعریف شده در این طرح، تمرکز بر زیرساختهای ملی و انرژی ایران است. همچنین وزیر دفاع اسرائیل تأکید کرده است که عملیات احتمالی باید از همان نقطهای که حمله قبلی پایان یافت آغاز شود، با این تفاوت که این بار علاوه بر اهداف نظامی، ضربات اقتصادی سنگینی نیز به پیکره ایران وارد شود تا واقعیتهای منطقهای تغییر کند.
در نهایت، این گزارش به وضعیت جبهه شمالی پرداخته و خاطرنشان میکند که علیرغم تمدید سه هفتهای آتشبس در لبنان توسط رئیسجمهور آمریکا، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال یک عملیات نظامی بزرگتر در این کشور آماده نگه داشته است.
در حال حاضر اسرائیل به درخواست آمریکاییها در برابر حزبالله خویشتنداری نشان میدهد، اما مقامات امنیتی هشدار دادهاند که این وضعیت شکننده است و میتواند به سرعت تغییر کند. همزمان، یک ابتکار سیاسی جدید در لایههای دولتی اسرائیل در حال بررسی است که هدف آن دستیابی به توافق مستقیم با دولت لبنان برای تضعیف جایگاه حزبالله و سلب نفوذ این سازمان در معادلات داخلی است.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-dd0e82d544bbd91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
بر اساس ارزیابی مقامات ارشد در قدس اشغالی، پنجره فرصت برای دستیابی به یک توافق سیاسی با تهران در حال بسته شدن است، چرا که ایران با شروط کلیدی همچون خروج مواد هستهای و توقف غنیسازی مخالفت کرده و موضع سختگیرانهای اتخاذ نموده است.
در این گزارش اشاره شده است که اسرائیل خود را برای تصمیم نهایی ترامپ آماده میکند که میان دو گزینه تشدید محاصره اقتصادی و دریایی یا انجام یک اقدام نظامی محدود یا گسترده علیه ایران در نوسان است.
در بخش دیگری از این گزارش به راهبرد مشترک اسرائیل و واشنگتن برای مقابله با تهدیدات هستهای اشاره شده و آمده است که هر دو طرف به دنبال اجرای یک «ضربه برقآسا» و کوتاه اما دردناک هستند تا از ورود به یک جنگ فرسایشی و تبادل ضربات طولانیمدت جلوگیری کنند.
هدفگذاریهای تعریف شده در این طرح، تمرکز بر زیرساختهای ملی و انرژی ایران است. همچنین وزیر دفاع اسرائیل تأکید کرده است که عملیات احتمالی باید از همان نقطهای که حمله قبلی پایان یافت آغاز شود، با این تفاوت که این بار علاوه بر اهداف نظامی، ضربات اقتصادی سنگینی نیز به پیکره ایران وارد شود تا واقعیتهای منطقهای تغییر کند.
در نهایت، این گزارش به وضعیت جبهه شمالی پرداخته و خاطرنشان میکند که علیرغم تمدید سه هفتهای آتشبس در لبنان توسط رئیسجمهور آمریکا، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال یک عملیات نظامی بزرگتر در این کشور آماده نگه داشته است.
در حال حاضر اسرائیل به درخواست آمریکاییها در برابر حزبالله خویشتنداری نشان میدهد، اما مقامات امنیتی هشدار دادهاند که این وضعیت شکننده است و میتواند به سرعت تغییر کند. همزمان، یک ابتکار سیاسی جدید در لایههای دولتی اسرائیل در حال بررسی است که هدف آن دستیابی به توافق مستقیم با دولت لبنان برای تضعیف جایگاه حزبالله و سلب نفوذ این سازمان در معادلات داخلی است.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-dd0e82d544bbd91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
N12
בישראל נערכים לאפשרות של פעולה צבאית באיראן
הקבינט המצומצם דן בשעה זו בהתפתחויות בלבנון ובאיראן • בכירים בירושלים: "מתחזקת ההערכה שאנחנו מתקרבים לחידוש הלחימה" • איראן מסרבת להוצאת חומר גרעיני ולהפסקת ההעשרה • שתי האפשרויות של טראמפ
اعتراف تکاندهنده رسانه عبری: بزرگترین ابرقدرت جهان در برابر ایران بیدفاع شد!
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی با استناد به یافتههای «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» آورده است که تقابل نظامی ۳۹ روزه با ایران، بهای گزافی فراتر از میلیاردها دلار برای ایالات متحده به همراه داشته و به تخلیه بخش عظیمی از ذخایر تسلیحات دقیق و راهبردی این کشور منجر شده است. بر اساس دادههای منتشر شده در این ارزیابی، نیروهای آمریکایی در این بازه زمانی کوتاه، هزاران موشک کروز و رهگیرهای پیشرفته دفاعی از جمله سامانههای پاتریوت، تاد و موشکهای رهگیر استاندارد ۳ و ۶ را مصرف کردهاند. تحلیلگران این رسانه خاطرنشان میسازند که شلیک بیش از ۸۵۰ فروند موشک تاماهاک با ارزش تقریبی ۲.۶ میلیون دلار برای هر پرتاب، در کنار استفاده گسترده از رهگیرهایی که قیمت برخی از آنها به مرز ۲۸.۷ میلیون دلار میرسد، بار مالی سنگینی را بر دوش واشنگتن قرار داده است.
نویسندگان این تحلیل در ادامه با اتخاذ رویکردی هشدارآمیز استدلال میکنند که بحران اصلی تنها در حجم تسلیحات شلیک شده خلاصه نمیگردد، بلکه معضل بنیادین در روند بسیار کند و زمانبر جایگزینی این مهمات نهفته است. در این گزارش تاکید شده است که چرخه تولید و تحویل برخی از این سامانههای حیاتی ممکن است تا ۴ سال به طول انجامد. کارشناسان ضمن اشاره به این تاخیر لجستیکی، هشدار میدهند که اگرچه انبارهای فعلی ممکن است پاسخگوی نیازهای نبرد جاری باشند، اما در صورت بروز یک رویارویی همهجانبه دیگر در سطح بینالمللی، به ویژه در برابر قدرتهایی نظیر چین، سطح ذخایر راهبردی آمریکا به شکلی خطرناک و نگرانکننده ناکافی خواهد بود. به باور ناظران، این درگیری نظامی ضعفهای پیشین زرادخانههای تسلیحاتی را به شدت تعمیق کرده است.
در بخش پایانی این بررسی، به تلاشهای ارتش ایالات متحده برای عبور از این بحران لجستیکی پرداخته شده و عنوان گردیده است که واشنگتن ناگزیر به استفاده از جایگزینهای مقرونبهصرفهتری نظیر بمبهای هدایتشونده و سامانههای مبتنی بر پرندههای بدون سرنشین روی آورده است. با این وجود، ارزیابیها نشان میدهد که این راهکارهای جایگزین دارای محدودیتهای عملیاتی آشکاری در زمینه برد، دقت اصابت و انعطافپذیری در قیاس با سامانههای پیشرفته رهگیری و تهاجمی هستند. افزون بر این، این گزارش تصریح میکند که وابستگی متحدان غربی و منطقهای واشنگتن در جبهههایی نظیر اوکراین و خاورمیانه به همین تسلیحات، بار مضاعفی را بر ظرفیتهای تولیدی آمریکا تحمیل کرده است. در نتیجه، ایالات متحده اکنون در میانه یک فشار فزاینده صنعتی، نه تنها باید زرادخانههای تهیشده خود را احیا کند، بلکه متعهد به تداوم زنجیره تامین جنگافزار برای شرکای بینالمللی خویش نیز میباشد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1313557
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی با استناد به یافتههای «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» آورده است که تقابل نظامی ۳۹ روزه با ایران، بهای گزافی فراتر از میلیاردها دلار برای ایالات متحده به همراه داشته و به تخلیه بخش عظیمی از ذخایر تسلیحات دقیق و راهبردی این کشور منجر شده است. بر اساس دادههای منتشر شده در این ارزیابی، نیروهای آمریکایی در این بازه زمانی کوتاه، هزاران موشک کروز و رهگیرهای پیشرفته دفاعی از جمله سامانههای پاتریوت، تاد و موشکهای رهگیر استاندارد ۳ و ۶ را مصرف کردهاند. تحلیلگران این رسانه خاطرنشان میسازند که شلیک بیش از ۸۵۰ فروند موشک تاماهاک با ارزش تقریبی ۲.۶ میلیون دلار برای هر پرتاب، در کنار استفاده گسترده از رهگیرهایی که قیمت برخی از آنها به مرز ۲۸.۷ میلیون دلار میرسد، بار مالی سنگینی را بر دوش واشنگتن قرار داده است.
نویسندگان این تحلیل در ادامه با اتخاذ رویکردی هشدارآمیز استدلال میکنند که بحران اصلی تنها در حجم تسلیحات شلیک شده خلاصه نمیگردد، بلکه معضل بنیادین در روند بسیار کند و زمانبر جایگزینی این مهمات نهفته است. در این گزارش تاکید شده است که چرخه تولید و تحویل برخی از این سامانههای حیاتی ممکن است تا ۴ سال به طول انجامد. کارشناسان ضمن اشاره به این تاخیر لجستیکی، هشدار میدهند که اگرچه انبارهای فعلی ممکن است پاسخگوی نیازهای نبرد جاری باشند، اما در صورت بروز یک رویارویی همهجانبه دیگر در سطح بینالمللی، به ویژه در برابر قدرتهایی نظیر چین، سطح ذخایر راهبردی آمریکا به شکلی خطرناک و نگرانکننده ناکافی خواهد بود. به باور ناظران، این درگیری نظامی ضعفهای پیشین زرادخانههای تسلیحاتی را به شدت تعمیق کرده است.
در بخش پایانی این بررسی، به تلاشهای ارتش ایالات متحده برای عبور از این بحران لجستیکی پرداخته شده و عنوان گردیده است که واشنگتن ناگزیر به استفاده از جایگزینهای مقرونبهصرفهتری نظیر بمبهای هدایتشونده و سامانههای مبتنی بر پرندههای بدون سرنشین روی آورده است. با این وجود، ارزیابیها نشان میدهد که این راهکارهای جایگزین دارای محدودیتهای عملیاتی آشکاری در زمینه برد، دقت اصابت و انعطافپذیری در قیاس با سامانههای پیشرفته رهگیری و تهاجمی هستند. افزون بر این، این گزارش تصریح میکند که وابستگی متحدان غربی و منطقهای واشنگتن در جبهههایی نظیر اوکراین و خاورمیانه به همین تسلیحات، بار مضاعفی را بر ظرفیتهای تولیدی آمریکا تحمیل کرده است. در نتیجه، ایالات متحده اکنون در میانه یک فشار فزاینده صنعتی، نه تنها باید زرادخانههای تهیشده خود را احیا کند، بلکه متعهد به تداوم زنجیره تامین جنگافزار برای شرکای بینالمللی خویش نیز میباشد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1313557
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
www.maariv.co.il
הטילים נגמרו, הכסף נשרף: האמת על מחיר המלחמה מול איראן
האם המעצמה הגדולה בעולם נשארה ללא הגנה? דוח CSIS חושף: המלחמה באיראן שרפה אלפי טילים מדויקים ומיליארדי דולרים ב-39 יום בלבד
❤1
سراب قدرت نظامی؛ چگونه دکترین جدید امنیتی، اسرائیل را در باتلاق جنگهای چندجبههای گرفتار کرد؟
اودی اونتال، سرهنگ ذخیره ارتش رژیم صهیونیستی و کارشناس استراتژی و سیاست، در گزارشی در حساب کاربریاش در ایکس به تحلیل تغییرات بنیادین و آسیبشناسانه در دکترین امنیتی اسرائیل پرداخته و استدلال میکند که ساختار تصمیمگیری پس از رویدادهای هفتم اکتبر، از رویکرد سنتی خود کاملاً فاصله گرفته است. وی تشریح میکند که دکترین پیشین که بر پایههای بازدارندگی، هشدار زودهنگام، دفاع مستحکم و درگیریهای کوتاه برای حفظ ثبات و رشد اقتصادی بنا شده بود، اکنون جای خود را به استراتژی فرسایشی «پیشگیری مستمر» و «دفاع رو به جلو» داده است. به باور این تحلیلگر، رهبری سیاسی کنونی با تمرکز صرف بر قدرت نظامی و حذف عامدانه راهکارهای دیپلماتیک از دستور کار، کشور را به سمت یک جنگ بیپایان سوق داده است تا از این طریق، ضمن شانه خالی کردن از بار مسئولیت در قبال ناکارآمدیهای اطلاعاتی، یک روایتِ بحرانزیستی مداوم را برای مدیریت افکار عمومی تثبیت کند.
این کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در ادامه ارزیابیهای خود خاطرنشان میسازد که پیادهسازی این دکترین مبتنی بر پیشگیری مطلق، منجر به شکلگیری یک نبرد چندجبههای و مستمر در غزه، لبنان و سوریه شده است که پیامدهای مخربی برای تابآوری ساختار اقتصادی و نظامی به همراه دارد. اونتال با اشاره به استراتژی ایجاد «کمربندهای امنیتی» تاکید میکند که این رویکرد نه تنها امنیت پایداری تولید نکرده، بلکه ارتش را در یک چرخه باطل از اصطکاک مستمر گرفتار ساخته و همزمان، به ابزاری ژئوپلیتیک برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک و توسعهطلبی ارضی تبدیل شده است. از منظر وی، این تمرکز افراطی بر راهکارهای صرفاً نظامی و غفلت از مهندسی توافقات سیاسی، علاوه بر فرسودگی شدید منابع داخلی و کاهش توان رزمی نیروها، به انزوای بیسابقه منطقهای و بینالمللی انجامیده و پایههای روابط استراتژیک با ایالات متحده را به شکلی خطرناک تضعیف کرده است.
در پایان این تحلیل جامع، نویسنده با تاکید بر لزوم بازنگری فوری در سیاستهای کلان دفاعی، نتیجهگیری میکند که دستیابی به پیروزی واقعی در میدان نبرد بدون پشتوانه توافقات سیاسی و عدم تبدیل دستاوردهای نظامی به واقعیتهای استراتژیک تثبیتشده، عملاً غیرممکن است. وی به سیستم تصمیمساز توصیه میکند که باید هرچه سریعتر به اصول دکترین امنیتی پیشین خود، یعنی دفاع کارآمد در درون مرزها و استفاده از اهرم نظامی منحصراً به عنوان بستری برای تحقق توافقات پایدار، بازگردد. بر اساس این جمعبندی، کاربرد استراتژی «پیشگیری» باید به جای اعمال کور در تمامی جبههها، منحصراً به خنثیسازی تهدیدات موجودیتی و قطعی، نظیر برنامههای هستهای، محدود شود تا از فروپاشی درونی ساختارهای رژیم در یک جنگ بیپایان و فاقد چشمانداز جلوگیری به عمل آید.
منبع:
https://x.com/UEvental/status/2047918410344865997
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
اودی اونتال، سرهنگ ذخیره ارتش رژیم صهیونیستی و کارشناس استراتژی و سیاست، در گزارشی در حساب کاربریاش در ایکس به تحلیل تغییرات بنیادین و آسیبشناسانه در دکترین امنیتی اسرائیل پرداخته و استدلال میکند که ساختار تصمیمگیری پس از رویدادهای هفتم اکتبر، از رویکرد سنتی خود کاملاً فاصله گرفته است. وی تشریح میکند که دکترین پیشین که بر پایههای بازدارندگی، هشدار زودهنگام، دفاع مستحکم و درگیریهای کوتاه برای حفظ ثبات و رشد اقتصادی بنا شده بود، اکنون جای خود را به استراتژی فرسایشی «پیشگیری مستمر» و «دفاع رو به جلو» داده است. به باور این تحلیلگر، رهبری سیاسی کنونی با تمرکز صرف بر قدرت نظامی و حذف عامدانه راهکارهای دیپلماتیک از دستور کار، کشور را به سمت یک جنگ بیپایان سوق داده است تا از این طریق، ضمن شانه خالی کردن از بار مسئولیت در قبال ناکارآمدیهای اطلاعاتی، یک روایتِ بحرانزیستی مداوم را برای مدیریت افکار عمومی تثبیت کند.
این کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در ادامه ارزیابیهای خود خاطرنشان میسازد که پیادهسازی این دکترین مبتنی بر پیشگیری مطلق، منجر به شکلگیری یک نبرد چندجبههای و مستمر در غزه، لبنان و سوریه شده است که پیامدهای مخربی برای تابآوری ساختار اقتصادی و نظامی به همراه دارد. اونتال با اشاره به استراتژی ایجاد «کمربندهای امنیتی» تاکید میکند که این رویکرد نه تنها امنیت پایداری تولید نکرده، بلکه ارتش را در یک چرخه باطل از اصطکاک مستمر گرفتار ساخته و همزمان، به ابزاری ژئوپلیتیک برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک و توسعهطلبی ارضی تبدیل شده است. از منظر وی، این تمرکز افراطی بر راهکارهای صرفاً نظامی و غفلت از مهندسی توافقات سیاسی، علاوه بر فرسودگی شدید منابع داخلی و کاهش توان رزمی نیروها، به انزوای بیسابقه منطقهای و بینالمللی انجامیده و پایههای روابط استراتژیک با ایالات متحده را به شکلی خطرناک تضعیف کرده است.
در پایان این تحلیل جامع، نویسنده با تاکید بر لزوم بازنگری فوری در سیاستهای کلان دفاعی، نتیجهگیری میکند که دستیابی به پیروزی واقعی در میدان نبرد بدون پشتوانه توافقات سیاسی و عدم تبدیل دستاوردهای نظامی به واقعیتهای استراتژیک تثبیتشده، عملاً غیرممکن است. وی به سیستم تصمیمساز توصیه میکند که باید هرچه سریعتر به اصول دکترین امنیتی پیشین خود، یعنی دفاع کارآمد در درون مرزها و استفاده از اهرم نظامی منحصراً به عنوان بستری برای تحقق توافقات پایدار، بازگردد. بر اساس این جمعبندی، کاربرد استراتژی «پیشگیری» باید به جای اعمال کور در تمامی جبههها، منحصراً به خنثیسازی تهدیدات موجودیتی و قطعی، نظیر برنامههای هستهای، محدود شود تا از فروپاشی درونی ساختارهای رژیم در یک جنگ بیپایان و فاقد چشمانداز جلوگیری به عمل آید.
منبع:
https://x.com/UEvental/status/2047918410344865997
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Udi Evental (@UEvental) on X
"מניעה וקוץ בה"
בנאומו המוקלט של ראש הממשלה ליום העצמאות, בלט המיקוד בעוצמת הכוח הצבאי ובהפעלתו נגד אויבינו ("ריסקנו", "פגענו", "קמנו כלביא" "שאגנו כארי", "אגרוף ברזל" ועוד). מצד שני, לא מוזכרים הסדרים והסכמים או חתירה אליהם. זה לא מקרה. הדברים משקפים שינוי…
בנאומו המוקלט של ראש הממשלה ליום העצמאות, בלט המיקוד בעוצמת הכוח הצבאי ובהפעלתו נגד אויבינו ("ריסקנו", "פגענו", "קמנו כלביא" "שאגנו כארי", "אגרוף ברזל" ועוד). מצד שני, לא מוזכרים הסדרים והסכמים או חתירה אליהם. זה לא מקרה. הדברים משקפים שינוי…
👎1🔥1
ترامپ خطاب به خبرنگار نیویورک پست که هم اکنون در پاکستان حضور دارد:
برگرد خانه!!!
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
برگرد خانه!!!
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
🔥1
روزنامه معاریو در گزارش تحلیلی خود با اشاره به لغو دیدار فرستادگان آمریکایی و وزیر خارجه ایران در پاکستان، وضعیت فعلی واشنگتن و تهران را ورود به یک مرحله خطرناک و فرسایشی توصیف میکند که در آن طرفین به جای جنگ تمامعیار به استراتژی «اصطکاک محاسبهشده» روی آوردهاند. بر اساس این گزارش، ایالات متحده با تمرکز بر محاصره دریایی، صادرات و زیرساختهای انرژی ایران را تحت فشار قرار داده است؛ در حالی که تهران با ایجاد مزاحمتهای مداوم دریایی و استفاده از نیروهای متحد، بدون بر هم زدن رسمی آتشبس، هزینهها را برای واشنگتن افزایش میدهد. در این میان، تنگه هرمز به مرکز ثقل این نبرد خاموش تبدیل شده است؛ گذرگاهی که تسلط بر آن علاوه بر تأثیر مستقیم بر بازارهای جهانی انرژی، پای بازیگران بینالمللی نظیر اروپا و کشورهای آسیایی را نیز به این کارزار باز کرده است، در حالی که هر دو طرف در یک جنگ روانی منتظرند تا رقیب نخستین گام عقبنشینی را بردارد.
در بخش دیگری از این تحلیل، به نگرانی عمیق تصمیمسازان در تلآویو از رویکرد واشنگتن پرداخته شده و تاکید میشود که ترس اصلی اسرائیل نه از تداوم درگیری، بلکه از شکلگیری یک «توافق جزئی» است که بدون خلع سلاح واقعی هستهای و موشکی، تنها به ایران فضای تنفس اقتصادی و تثبیت جایگاه منطقهای اعطا کند. معاریو با اشاره به شکاف راهبردی میان آمریکا و اسرائیل، تصریح میکند که واشنگتن تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی به دنبال پایان سریع بحران فعلی است، اما اسرائیل با نگاهی بلندمدت در پی پیشگیری از بحرانهای آینده است و راهکارهایی نظیر رقیقسازی اورانیوم را تنها یک راهحل ظاهری میداند. در نهایت، این رسانه هشدار میدهد که تداوم این وضعیت فرسایشی، احتمال بروز حوادث تاکتیکی مهارنشدنی نظیر تلفات انسانی یا تشدید تنش در لبنان را افزایش داده و منطقه را با خطر یک «هیجان و درگیری ناخواسته» و بازگشت سریع به یک جنگ همهجانبه روبرو میسازد که وقوع آن تنها مسئله زمان است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1313797
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
در بخش دیگری از این تحلیل، به نگرانی عمیق تصمیمسازان در تلآویو از رویکرد واشنگتن پرداخته شده و تاکید میشود که ترس اصلی اسرائیل نه از تداوم درگیری، بلکه از شکلگیری یک «توافق جزئی» است که بدون خلع سلاح واقعی هستهای و موشکی، تنها به ایران فضای تنفس اقتصادی و تثبیت جایگاه منطقهای اعطا کند. معاریو با اشاره به شکاف راهبردی میان آمریکا و اسرائیل، تصریح میکند که واشنگتن تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی به دنبال پایان سریع بحران فعلی است، اما اسرائیل با نگاهی بلندمدت در پی پیشگیری از بحرانهای آینده است و راهکارهایی نظیر رقیقسازی اورانیوم را تنها یک راهحل ظاهری میداند. در نهایت، این رسانه هشدار میدهد که تداوم این وضعیت فرسایشی، احتمال بروز حوادث تاکتیکی مهارنشدنی نظیر تلفات انسانی یا تشدید تنش در لبنان را افزایش داده و منطقه را با خطر یک «هیجان و درگیری ناخواسته» و بازگشت سریع به یک جنگ همهجانبه روبرو میسازد که وقوع آن تنها مسئله زمان است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1313797
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
www.maariv.co.il
ארה"ב ואיראן משחקות באש - ובישראל חוששים מתרחיש מטריד יותר ממלחמה
ביטול הפגישה, שחיקה מתמשכת ומאבק על מצר הורמוז: וושינגטון וטהרן דוחות הכרעה אבל המתח עולה בישראל חוששים מהסכם חלקי שיחזק את איראן ויכשיר את הסבב הבא
👍1
مؤسسه مطالعات سیاست بینالملل (ISPI) ایتالیا در تحلیلی با اشاره به تمدید ناگهانی آتشبس توسط دونالد ترامپ، تأکید میکند که چالش اصلی کنونی نه دستیابی به یک توافق، بلکه فقدان کامل یک مسیر خروجی برای طرفین است که منجر به شکلگیری یک «انسداد دائمی و ناپایدار» شده است.
بر اساس این ارزیابی، در حالی که واشنگتن با سیاست محاصره دریایی به دنبال تحمیل شرایط خود برای یک پیروزی سریع و نمادین است، تهران با استفاده از راهبرد مقاومت و اهرمهای نامتقارن در تنگه هرمز، به دنبال فرسایشی کردن نبرد و خرید زمان است. این گزارش خاطرنشان میسازد که تضاد میان تعجیل آمریکا برای بستن یک «معامله کثیف و سریع» و اصرار ایران بر حفظ ابزارهای بقای خود، منطقه را در وضعیتی میان جنگ و صلح معلق نگه داشته است.
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی، کارشناسان این مؤسسه هشدار میدهند که خطر واقعی در تثبیت این بنبست به عنوان یک واقعیت جدید نهفته است که در آن خطوط قرمز دو طرف هیچ نقطه تلاقی ندارند. از دیدگاه این اندیشکده، اصرار واشنگتن بر امتیازگیری گسترده در برابر انعطاف ناچیز اقتصادی، منجر به وضعیتی شده که هزینههای آن را تمامی بازیگران بینالمللی از طریق تلاطم در بازارهای انرژی پرداخت میکنند.
در نهایت، گزارش تصریح میکند که در این بازی فرسایشی و فقدان اعتماد متقابل، حتی یک حادثه کوچک در خلیج فارس میتواند به سرعت به یک درگیری همهجانبه و ناخواسته تبدیل شود که در آن هیچ برندهای وجود نخواهد داشت و تمامی طرفها، از جمله متحدان منطقهای آمریکا، بهای سنگینی برای آن خواهند پرداخت.
منبع:
https://www.ispionline.it/it/pubblicazione/usa-iran-il-rischio-di-uno-stallo-permanente-236051
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
بر اساس این ارزیابی، در حالی که واشنگتن با سیاست محاصره دریایی به دنبال تحمیل شرایط خود برای یک پیروزی سریع و نمادین است، تهران با استفاده از راهبرد مقاومت و اهرمهای نامتقارن در تنگه هرمز، به دنبال فرسایشی کردن نبرد و خرید زمان است. این گزارش خاطرنشان میسازد که تضاد میان تعجیل آمریکا برای بستن یک «معامله کثیف و سریع» و اصرار ایران بر حفظ ابزارهای بقای خود، منطقه را در وضعیتی میان جنگ و صلح معلق نگه داشته است.
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی، کارشناسان این مؤسسه هشدار میدهند که خطر واقعی در تثبیت این بنبست به عنوان یک واقعیت جدید نهفته است که در آن خطوط قرمز دو طرف هیچ نقطه تلاقی ندارند. از دیدگاه این اندیشکده، اصرار واشنگتن بر امتیازگیری گسترده در برابر انعطاف ناچیز اقتصادی، منجر به وضعیتی شده که هزینههای آن را تمامی بازیگران بینالمللی از طریق تلاطم در بازارهای انرژی پرداخت میکنند.
در نهایت، گزارش تصریح میکند که در این بازی فرسایشی و فقدان اعتماد متقابل، حتی یک حادثه کوچک در خلیج فارس میتواند به سرعت به یک درگیری همهجانبه و ناخواسته تبدیل شود که در آن هیچ برندهای وجود نخواهد داشت و تمامی طرفها، از جمله متحدان منطقهای آمریکا، بهای سنگینی برای آن خواهند پرداخت.
منبع:
https://www.ispionline.it/it/pubblicazione/usa-iran-il-rischio-di-uno-stallo-permanente-236051
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
ISPI
Usa-Iran: il rischio di uno stallo permanente
Il vero nodo non è la tregua ma l’assenza di una via d’uscita: tra blocco navale, linee rosse inconciliabili e costi crescenti, il conflitto rischia di cristallizzarsi in uno stallo permanente
🔥1
نشریه آتلانتیک در گزارشی فاش کرد که شکافهای عمیقی در بدنه دولت ترامپ پیرامون جنگ با ایران شکل گرفته است. طبق این گزارش، جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور در جلسات پشت درهای بسته نسبت به روایت پنتاگون از روند جنگ ابراز تردید کرده و معتقد است وزارت دفاع آمارهای نادرستی از وضعیت موجود ارائه میدهد. ونس بهویژه نگران تخلیه ذخایر موشکی استراتژیک ایالات متحده است و هشدار میدهد که تداوم این روند میتواند توان دفاعی آمریکا را در جبهههای احتمالی دیگر از جمله تایوان، کرهجنوبی و اروپا بهطور جدی به مخاطره بیندازد. این در حالی است که پیت هگزث، وزیر دفاع، با نگاهی خوشبینانه و تبلیغاتی، از تسلط کامل بر آسمان ایران سخن میگوید، اما گزارشهای اطلاعاتی داخلی نشان میدهند که ایران همچنان بخش عمدهای از توان هوایی، موشکی و قایقهای تندروی خود را برای بستن تنگه هرمز حفظ کرده است.
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی آمده است که تقابل میان ونس و هگزث تنها به میدان جنگ محدود نمیشود و ریشه در جاهطلبیهای سیاسی و تفاوتهای ایدئولوژیک آنها دارد. در حالی که هگزث با رویکردی تهاجمی و استفاده از ادبیات مذهبی سعی در جلب رضایت ترامپ دارد، ونس بر اساس تجربیات خود از جنگهای عراق و افغانستان، نسبت به تکرار سناریوی «جنگهای ابدی» هشدار میدهد. آتلانتیک اشاره میکند که هگزث با هدف «ماگاييزه» کردن ارتش، اقدام به برکناری افسران ارشد زن و اقلیتها کرده و بهشدت بر وفاداری شخصی به ترامپ تکیه دارد. این تنشها با ورود چهرههای نزدیکی چون دن دریسکول، وزیر ارتش و دوست صمیمی ونس، پیچیدهتر شده است؛ بهویژه پس از آنکه هگزث با وجود مخالفتهای دریسکول، متحدان وی را در ستاد مشترک ارتش برکنار کرد.
گزارش مذکور در نهایت بر این نکته تأکید میورزد که برخلاف پیشبینیهای پنتاگون مبنی بر پیروزی سریع و قاطع، جنگ ایران اکنون به یک «بنبست پرهزینه و نامشخص» تبدیل شده است. اگرچه ترامپ آتشبسی را بهصورت نامحدود تمدید کرده، اما لغو سفرهای دیپلماتیک ونس و جرد کوشنر به پاکستان نشاندهنده شکست در آغاز مذاکرات صلح است. همزمان، توقیف کشتیهای تجاری در تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران ثابت کرد که توان رزمی ایران برخلاف ادعاهای هگزث همچنان پابرجاست. این وضعیت باعث شده تا کارشناسان هشدار دهند که کمبود تسلیحات دفاعی و تهاجمی کلیدی مانند موشکهای تاماهاک، به دلیل مصرف بیرویه در جنگ فعلی و ارسال به اوکراین و اسرائیل، امنیت ملی آمریکا را در بلندمدت با تهدیدی بیسابقه مواجه کرده است.
منبع:
https://www.theatlantic.com/national-security/2026/04/iran-war-vance-hegseth-trump/686905/?utm_source=chatgpt.com
لينک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی آمده است که تقابل میان ونس و هگزث تنها به میدان جنگ محدود نمیشود و ریشه در جاهطلبیهای سیاسی و تفاوتهای ایدئولوژیک آنها دارد. در حالی که هگزث با رویکردی تهاجمی و استفاده از ادبیات مذهبی سعی در جلب رضایت ترامپ دارد، ونس بر اساس تجربیات خود از جنگهای عراق و افغانستان، نسبت به تکرار سناریوی «جنگهای ابدی» هشدار میدهد. آتلانتیک اشاره میکند که هگزث با هدف «ماگاييزه» کردن ارتش، اقدام به برکناری افسران ارشد زن و اقلیتها کرده و بهشدت بر وفاداری شخصی به ترامپ تکیه دارد. این تنشها با ورود چهرههای نزدیکی چون دن دریسکول، وزیر ارتش و دوست صمیمی ونس، پیچیدهتر شده است؛ بهویژه پس از آنکه هگزث با وجود مخالفتهای دریسکول، متحدان وی را در ستاد مشترک ارتش برکنار کرد.
گزارش مذکور در نهایت بر این نکته تأکید میورزد که برخلاف پیشبینیهای پنتاگون مبنی بر پیروزی سریع و قاطع، جنگ ایران اکنون به یک «بنبست پرهزینه و نامشخص» تبدیل شده است. اگرچه ترامپ آتشبسی را بهصورت نامحدود تمدید کرده، اما لغو سفرهای دیپلماتیک ونس و جرد کوشنر به پاکستان نشاندهنده شکست در آغاز مذاکرات صلح است. همزمان، توقیف کشتیهای تجاری در تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران ثابت کرد که توان رزمی ایران برخلاف ادعاهای هگزث همچنان پابرجاست. این وضعیت باعث شده تا کارشناسان هشدار دهند که کمبود تسلیحات دفاعی و تهاجمی کلیدی مانند موشکهای تاماهاک، به دلیل مصرف بیرویه در جنگ فعلی و ارسال به اوکراین و اسرائیل، امنیت ملی آمریکا را در بلندمدت با تهدیدی بیسابقه مواجه کرده است.
منبع:
https://www.theatlantic.com/national-security/2026/04/iran-war-vance-hegseth-trump/686905/?utm_source=chatgpt.com
لينک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
The Atlantic
The Pentagon May Not Be Giving Trump the Full Picture of the War
Vice President Vance is worried that the U.S. is running low on weapons.
👍1
کانال ۱۲ در گزارشی فاش کرد که لیات رون، تحلیلگر مسائل اقتصادی در گفتگو با رادیو ۱۰۳FM پرده از یک رسوایی امنیتی و راهبردی برداشته است که نشان میدهد اسرائیل در میانه جنگ و در حالی که با کمبود شدید ذخایر موشکی مواجه بوده، اقدام به ارسال سامانههای پدافندی «پیکان ۳» به آلمان کرده است. بر اساس این افشاگری، این تصمیم که ناشی از اولویتبخشی به تعهدات مالی یک قرارداد ۳.۵ میلیارد یورویی بر نیازهای دفاعی فوری بوده، باعث شد تا در زمان حملات موشکهای بالستیک از سوی ایران و یمن، توان پدافندی اسرائیل در لایه دفاعی خارج از جو به شدت تضعیف شود. این گزارش تأکید میکند که مقامات نظامی و خبرنگاران پیش از این تلاش کرده بودند از طریق اداره سانسور نظامی پاسخی برای چرایی کمبود موشکهای رهگیر دریافت کنند، اما در نهایت مشخص شد که بخشی از این ذخایر حیاتی برای پایبندی به جدول زمانی صادرات، از کشور خارج شده است.
در ادامه این تحلیل تخصصی، به پیامدهای این خلأ پدافندی اشاره شده و آمده است که بر اساس مستندات ارائه شده، ایرانی ها با شناسایی این نقطه ضعف، در مراحل پایانی نبرد به استفاده گسترده از موشکهای خوشهای روی آوردهاند که به دلیل فقدان تعداد کافی موشک رهگیر «پیکان ۳»، منجر به کشته شدن ۵ تن و مجروحیت صدها نفر در اسرائیل شده است. منتقدان در این گزارش با حمله به عملکرد سیاستمداران، آنها را به دخالتهای غیرکارشناسی در امور پیچیده دفاعی و نادیده گرفتن هشدارهای متخصصان متهم کرده و خاطرنشان میسازند که نبود بودجه کافی برای بخش پدافندی و ترجیح دادن منافع اقتصادی حاصل از فروش تسلیحات، امنیت جانی ساکنان سرزمین های اشغالی را به مخاطره انداخته است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1314633
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
در ادامه این تحلیل تخصصی، به پیامدهای این خلأ پدافندی اشاره شده و آمده است که بر اساس مستندات ارائه شده، ایرانی ها با شناسایی این نقطه ضعف، در مراحل پایانی نبرد به استفاده گسترده از موشکهای خوشهای روی آوردهاند که به دلیل فقدان تعداد کافی موشک رهگیر «پیکان ۳»، منجر به کشته شدن ۵ تن و مجروحیت صدها نفر در اسرائیل شده است. منتقدان در این گزارش با حمله به عملکرد سیاستمداران، آنها را به دخالتهای غیرکارشناسی در امور پیچیده دفاعی و نادیده گرفتن هشدارهای متخصصان متهم کرده و خاطرنشان میسازند که نبود بودجه کافی برای بخش پدافندی و ترجیح دادن منافع اقتصادی حاصل از فروش تسلیحات، امنیت جانی ساکنان سرزمین های اشغالی را به مخاطره انداخته است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1314633
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
www.maariv.co.il
"זאת שערורייה": למרות המחסור, ישראל העבירה טילי חץ 3 לגרמניה במלחמה
המגישה והפרשנית הכלכלית של "וואלה",ליאת רון, חשפה ב-103FM כי בזמן המלחמה הועברו טילי חץ 3 לגרמניה, אף שבישראל נרשם מחסור במיירטים. "השורה התחתונה חברים - 5 הרוגים, מאות פצועים מטילי מצרר"
👍1
دنی سیترینویچ، مقام سابق اطلاعاتی و پژوهشگر فعلی، در گزارشی در وبسایت «زمان اسرائیل» با نگاهی انتقادی به بنبست راهبردی فعلی، تأکید میکند که خروج ایالات متحده از توافق هستهای بدون داشتن استراتژی جایگزین، یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک اسرائیل در دهههای اخیر بوده است.
وی با اشاره به اینکه توافق ۲۰۱۵ با وجود تمام نقصها، برنامه هستهای ایران را سالها به عقب رانده و تحت نظارت شدید قرار داده بود، خاطرنشان میکند که اکنون ایران با عبور از مرزهای تکنولوژیک و افزایش بیسابقه ذخایر غنیسازی ۶۰ درصدی، عملاً به یک کشور در آستانه هستهای تبدیل شده است.
سیترینویچ در بخش پایانی تحلیل خود با صراحت بیان میدارد که از این نقطه به بعد هیچ راه حل آسانی وجود ندارد و کسانی که از توقف برنامه ایران از طریق زور دم میزنند، واقعیت را نادیده میگیرند؛ چرا که برای توقف واقعی این برنامه، یا به یک اقدام زمینی بیسابقه در داخل خاک ایران نیاز است و یا دستیابی به توافقی جدید با همان سیستم حاکم، تحت شرایطی بسیار شبیه به توافق سال ۲۰۱۵.
او با هشدار نسبت به فقدان زمان و نظارت واقعی، وضعیت فعلی را یک «پوچی استراتژیک» توصیف میکند که در آن توافقِ محدودکننده قبلی به ابتکار غرب و بدون جایگزین نابود شد تا ایران با شتابی مضاعف به سمت تهدیدی حرکت کند که خود این کشورها در ایجاد آن نقش داشتهاند.
لذا تلاش کنونی آمریکا برای بازگشت به مسیر دیپلماتیک، اعترافی ضمنی به این واقعیت است که هیچ راه حل نظامی مشخصی برای خروج از این بحران خودساخته وجود ندارد.
منبع:
https://www.zman.co.il/682771/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
وی با اشاره به اینکه توافق ۲۰۱۵ با وجود تمام نقصها، برنامه هستهای ایران را سالها به عقب رانده و تحت نظارت شدید قرار داده بود، خاطرنشان میکند که اکنون ایران با عبور از مرزهای تکنولوژیک و افزایش بیسابقه ذخایر غنیسازی ۶۰ درصدی، عملاً به یک کشور در آستانه هستهای تبدیل شده است.
سیترینویچ در بخش پایانی تحلیل خود با صراحت بیان میدارد که از این نقطه به بعد هیچ راه حل آسانی وجود ندارد و کسانی که از توقف برنامه ایران از طریق زور دم میزنند، واقعیت را نادیده میگیرند؛ چرا که برای توقف واقعی این برنامه، یا به یک اقدام زمینی بیسابقه در داخل خاک ایران نیاز است و یا دستیابی به توافقی جدید با همان سیستم حاکم، تحت شرایطی بسیار شبیه به توافق سال ۲۰۱۵.
او با هشدار نسبت به فقدان زمان و نظارت واقعی، وضعیت فعلی را یک «پوچی استراتژیک» توصیف میکند که در آن توافقِ محدودکننده قبلی به ابتکار غرب و بدون جایگزین نابود شد تا ایران با شتابی مضاعف به سمت تهدیدی حرکت کند که خود این کشورها در ایجاد آن نقش داشتهاند.
لذا تلاش کنونی آمریکا برای بازگشت به مسیر دیپلماتیک، اعترافی ضمنی به این واقعیت است که هیچ راه حل نظامی مشخصی برای خروج از این بحران خودساخته وجود ندارد.
منبع:
https://www.zman.co.il/682771/
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
זמן ישראל
הכישלון מול איראן מתחיל ביציאה מהסכם הגרעין
הדחיפה ליציאת מהסכם הגרעין ללא אסטרטגיה חלופית, היא מהטעויות האסטרטגיות החמורות ביותר של העשורים האחרונים
👍1
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی به واکاوی نتایج معنادار نظرسنجی جدید مؤسسه «آگام» پرداخته است که نشاندهنده بنبست راهبردی و فرسایش اعتماد عمومی در اسرائیل است.
طبق این گزارش، برخلاف ادعاهای رسمی، هیچ حس پیروزی قاطعی در افکار عمومی وجود ندارد؛ بهطوری که در قبال ایران، تنها حدود نیمی از پاسخدهندگان معتقد به تضعیف این کشور هستند و در مقابل، ۲۹.۴٪ بر این باورند که وضعیت ایران تغییری نکرده و ۱۴.۹٪ حتی معتقدند که تقویت شده است.
این تصویر مبهم در مورد خود اسرائیل نیز صدق میکند؛ جایی که ۳۷.۷٪ معتقد به تقویت جایگاه اسرائیل هستند، اما ۳۳.۴٪ بر این باورند که اسرائیل در اثر این کارزار تضعیف شده است. این ارقام نشان میدهد که جامعه نسبت به بهبود توازن استراتژیک پس از هزینههای سنگین جنگ متقاعد نشده است.
در بعد سیاسی، این گزارش از سقوط آزاد محبوبیت بنیامین نتانیاهو پرده برمیدارد که با افتی مداوم از حدود ۴۰٪ در ماه مارس به ۲۸٪-۲۹٪ فعلی رسیده است.
در حالی که رقبایی چون نفتالی بنت با ۲۷.۹٪ و گادی آیزنکوت با ۱۶.۷٪ در حال تقویت جایگاه خود هستند، ۶۶.۱٪ از ساکنان سرزمینهای اشغالی رسماً نارضایتی خود را از عملکرد نتانیاهو ابراز کردهاند.
همچنین، نگرانیهای عمیقی نسبت به انزوای بینالمللی وجود دارد؛ بهگونهای که ۷۰.۵٪ یهودیان از رشد یهودستیزی هراسانند و بیش از ۷۰٪ جامعه، تنش با غرب و افول جایگاه دیپلماتیک را نه صرفاً یک مسئله تدافعی، بلکه تهدیدی واقعی برای امنیت ملی در بلندمدت قلمداد میکنند. در نهایت، تمایل ۳۱.۱٪ از اسرائیلیها به مهاجرت، پیامی روشن از عمیق امنیت و امید به آینده در سرزمین های اشغالی است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1314916
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
طبق این گزارش، برخلاف ادعاهای رسمی، هیچ حس پیروزی قاطعی در افکار عمومی وجود ندارد؛ بهطوری که در قبال ایران، تنها حدود نیمی از پاسخدهندگان معتقد به تضعیف این کشور هستند و در مقابل، ۲۹.۴٪ بر این باورند که وضعیت ایران تغییری نکرده و ۱۴.۹٪ حتی معتقدند که تقویت شده است.
این تصویر مبهم در مورد خود اسرائیل نیز صدق میکند؛ جایی که ۳۷.۷٪ معتقد به تقویت جایگاه اسرائیل هستند، اما ۳۳.۴٪ بر این باورند که اسرائیل در اثر این کارزار تضعیف شده است. این ارقام نشان میدهد که جامعه نسبت به بهبود توازن استراتژیک پس از هزینههای سنگین جنگ متقاعد نشده است.
در بعد سیاسی، این گزارش از سقوط آزاد محبوبیت بنیامین نتانیاهو پرده برمیدارد که با افتی مداوم از حدود ۴۰٪ در ماه مارس به ۲۸٪-۲۹٪ فعلی رسیده است.
در حالی که رقبایی چون نفتالی بنت با ۲۷.۹٪ و گادی آیزنکوت با ۱۶.۷٪ در حال تقویت جایگاه خود هستند، ۶۶.۱٪ از ساکنان سرزمینهای اشغالی رسماً نارضایتی خود را از عملکرد نتانیاهو ابراز کردهاند.
همچنین، نگرانیهای عمیقی نسبت به انزوای بینالمللی وجود دارد؛ بهگونهای که ۷۰.۵٪ یهودیان از رشد یهودستیزی هراسانند و بیش از ۷۰٪ جامعه، تنش با غرب و افول جایگاه دیپلماتیک را نه صرفاً یک مسئله تدافعی، بلکه تهدیدی واقعی برای امنیت ملی در بلندمدت قلمداد میکنند. در نهایت، تمایل ۳۱.۱٪ از اسرائیلیها به مهاجرت، پیامی روشن از عمیق امنیت و امید به آینده در سرزمین های اشغالی است.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1314916
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
www.maariv.co.il
התרסקות בראש-בראש: בנט ואיזנקוט מביסים את נתניהו בפער חסר תקדים
סקר אגם חושף כי 66% מהציבור לא מרוצים מנתניהו, ומגלה נתון מטלטל על שיעור הישראלים ששוקלים לעזוב. רוב הציבור לא מאמין בפירוק חמאס ודורש ועדת חקירה
🔥2
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی به قلم «کوبی بنموشه» بر این باور است که مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران، علیرغم تهدیدات امنیتی، یک «فرصت استراتژیک نادر» و نوعی «بیمه راهبردی» برای اسرائیل فراهم آورده است تا خود را به عنوان حلقهای جداییناپذیر از زنجیره تأمین جهانی تثبیت کند.
بر اساس نقشههای ترسیمشده از کریدور اقتصادی «هند-خاورمیانه-اروپا» این مسیر با اتصال بمبئی به بنادر امارات و سپس انتقال زمینی کالا از طریق عربستان و اردن به بندر حیفا، تنگه هرمز را دور زده و وابستگی به این نقطه حساس ژئوپولیتیکی را کاهش میدهد.
دادههای اقتصادی ارائهشده در این گزارش حاکی از آن است که این پروژه مناطقی با سهم ۵۰ درصدی از تولید ناخالص داخلی جهان را به هم پیوند میدهد و میتواند زمان ارسال کالا میان آسیا و اروپا را تا ۴۰ درصد و هزینههای لجستیک را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.
همچنین اسرائیلیها پیشبینی کرده اند که این طرح سالانه ۲۱.۸ میلیارد دلار به صادرات هند افزوده و برای اسرائیل نیز علاوه بر درآمدهای کلان از زیرساختهای انرژی و دیجیتال، اهرمی ژئواستراتژیک برای تضعیف نفوذ منطقهای ایران ایجاد نماید.
نهایتاً، این گزارش تأکید میکند که در دنیای امروز، کشوری که بخشی از راه حل نباشد، جزئی از مشکل باقی خواهد ماند و اسرائیل باید میان نگاه محلی یا بازی در زمین جهانی، یکی را انتخاب کند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/economy/israel/article-1315100
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
بر اساس نقشههای ترسیمشده از کریدور اقتصادی «هند-خاورمیانه-اروپا» این مسیر با اتصال بمبئی به بنادر امارات و سپس انتقال زمینی کالا از طریق عربستان و اردن به بندر حیفا، تنگه هرمز را دور زده و وابستگی به این نقطه حساس ژئوپولیتیکی را کاهش میدهد.
دادههای اقتصادی ارائهشده در این گزارش حاکی از آن است که این پروژه مناطقی با سهم ۵۰ درصدی از تولید ناخالص داخلی جهان را به هم پیوند میدهد و میتواند زمان ارسال کالا میان آسیا و اروپا را تا ۴۰ درصد و هزینههای لجستیک را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.
همچنین اسرائیلیها پیشبینی کرده اند که این طرح سالانه ۲۱.۸ میلیارد دلار به صادرات هند افزوده و برای اسرائیل نیز علاوه بر درآمدهای کلان از زیرساختهای انرژی و دیجیتال، اهرمی ژئواستراتژیک برای تضعیف نفوذ منطقهای ایران ایجاد نماید.
نهایتاً، این گزارش تأکید میکند که در دنیای امروز، کشوری که بخشی از راه حل نباشد، جزئی از مشکل باقی خواهد ماند و اسرائیل باید میان نگاه محلی یا بازی در زمین جهانی، یکی را انتخاب کند.
منبع:
https://www.maariv.co.il/economy/israel/article-1315100
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
www.maariv.co.il
בעזרת הודו: ישראל מנחיתה על איראן את המכה הכואבת ביותר בשבילה
במציאות שבה נתיבי הסחר הופכים לכלי לחץ, מדינה שלא משכילה למצב את עצמה כחלק מהפתרון עלולה להישאר חלק מהבעיה. זו ההזדמנות של ישראל ליצירת "ביטוח אסטרגי" - ולהיות חלק בלתי נפרד מהשרשרת העולמית
🔥1
نشنال اینترست در گزارشی به ناکارآمدی راهبرد محاصره دریایی ایران پرداخته و تأکید میکند که مسئله اصلی نه ذات ابزار فشار، بلکه «زمانبندی نادرست» آن بوده است؛ بهگونهای که بهزعم این تحلیل، اگر این اقدام پیش از آغاز جنگ اعمال میشد، میتوانست اهرم مؤثرتری برای وادار کردن تهران به مذاکره باشد. در این چارچوب، گزارش خاطرنشان میسازد که پیش از تشدید درگیریها، نشانههایی از تمایل ایران به اجتناب از جنگ و حفظ مسیرهای دیپلماتیک وجود داشت و همین امر میتوانست زمینه را برای اثرگذاری بیشتر فشار اقتصادی فراهم کند.
در ادامه، این گزارش با اشاره به تحولات پس از جنگ ۱۲روزه، استدلال میکند که لحظه «آسیبپذیری حداکثری» ایران عملاً از دست رفته است؛ چراکه شوک اولیه ناشی از حملات و حذف فرماندهان ارشد، هرچند اختلالاتی ایجاد کرد، اما بهسرعت با بازسازی ساختار تصمیمگیری و تطبیق راهبردی جبران شد. به تعبیر تحلیل، توقف جنگ و نه پایان بحران، آغاز مرحلهای از بازآرایی بود که در آن تهران خود را برای یک مواجهه طولانیتر آماده کرد.
بر همین اساس، گزارش تصریح میکند که ایران در ماههای پس از جنگ با تکیه بر «عدم تمرکز فرماندهی»، ایجاد ساختارهای موازی و توزیع قدرت تصمیمگیری، توانسته است تابآوری خود را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد. در این میان، بهطور خاص به تغییر مهمی در سطح راهبردی اشاره میشود؛ جایی که تهران با فعالسازی «کارت جغرافیا» و برجستهسازی تهدید تنگه هرمز، تلاش کرده هزینههای تقابل را از سطح دوجانبه به سطحی جهانی منتقل کند و بازی را به حوزهای بکشاند که در آن مزیت نسبی دارد.
در جمعبندی، این تحلیل نتیجه میگیرد که محاصره دریایی در شرایط کنونی نهتنها به انزوای ایران منجر نشده، بلکه بهطور معکوس میتواند به گسترش بحران و تشویق تهران به بهرهگیری از ابزارهای نامتقارن بیانجامد. بهصورت ضمنی گزارش تأکید میکند که این سیاست بیش از آنکه ابزار تغییر رفتار باشد، به مکانیزمی برای «مدیریت تنش» تقلیل یافته و حتی خطر تشدید چرخه اقدام و واکنش را افزایش داده است؛ امری که نشان میدهد خطای راهبردی اصلی واشنگتن در بهکارگیری ابزار فشار، پس از عبور ایران از مرحله شوک و ورود به فاز تطبیق ساختاری رخ داده است.
منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-the-iran-blockade-isnt-working
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
در ادامه، این گزارش با اشاره به تحولات پس از جنگ ۱۲روزه، استدلال میکند که لحظه «آسیبپذیری حداکثری» ایران عملاً از دست رفته است؛ چراکه شوک اولیه ناشی از حملات و حذف فرماندهان ارشد، هرچند اختلالاتی ایجاد کرد، اما بهسرعت با بازسازی ساختار تصمیمگیری و تطبیق راهبردی جبران شد. به تعبیر تحلیل، توقف جنگ و نه پایان بحران، آغاز مرحلهای از بازآرایی بود که در آن تهران خود را برای یک مواجهه طولانیتر آماده کرد.
بر همین اساس، گزارش تصریح میکند که ایران در ماههای پس از جنگ با تکیه بر «عدم تمرکز فرماندهی»، ایجاد ساختارهای موازی و توزیع قدرت تصمیمگیری، توانسته است تابآوری خود را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد. در این میان، بهطور خاص به تغییر مهمی در سطح راهبردی اشاره میشود؛ جایی که تهران با فعالسازی «کارت جغرافیا» و برجستهسازی تهدید تنگه هرمز، تلاش کرده هزینههای تقابل را از سطح دوجانبه به سطحی جهانی منتقل کند و بازی را به حوزهای بکشاند که در آن مزیت نسبی دارد.
در جمعبندی، این تحلیل نتیجه میگیرد که محاصره دریایی در شرایط کنونی نهتنها به انزوای ایران منجر نشده، بلکه بهطور معکوس میتواند به گسترش بحران و تشویق تهران به بهرهگیری از ابزارهای نامتقارن بیانجامد. بهصورت ضمنی گزارش تأکید میکند که این سیاست بیش از آنکه ابزار تغییر رفتار باشد، به مکانیزمی برای «مدیریت تنش» تقلیل یافته و حتی خطر تشدید چرخه اقدام و واکنش را افزایش داده است؛ امری که نشان میدهد خطای راهبردی اصلی واشنگتن در بهکارگیری ابزار فشار، پس از عبور ایران از مرحله شوک و ورود به فاز تطبیق ساختاری رخ داده است.
منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-the-iran-blockade-isnt-working
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
The National Interest
Why the Iran Blockade Isn’t Working
The Trump administration’s attempts to coerce Iran would have been more effective if they had been imposed earlier.
دنی سیتروونویچ در واکنش به خبر آکسیوس که مدعی شده بود دولت ترامپ در حال بررسی گزینههای جدید نظامی علیه ایران است در تحلیلی در حساب کادبریاش در ایکس نوشت که فرض دستیابی به یک «راهحل سریع نظامی» اساساً با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. به تعبیر او، این تصور که یک اقدام قاطع و محدود بتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند، بر نوعی سوءبرداشت ساختاری از منطق رفتار سیستم حکمرانی ایران استوار است؛ چرا که تجربه هفتهها حملات مستمر نیز نشان داده که فشار نظامی لزوماً به تغییر رفتار راهبردی منجر نمیشود.
در ادامه این تحلیل آمده است که ایران بهاحتمال زیاد نهتنها در برابر فشار عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه پاسخ خود را در قالب افزایش هزینهها برای طرف مقابل و حتی اقتصاد جهانی تنظیم میکند. به بیان دیگر، ابزارهایی مانند اختلال در خلیج فارس، بهرهگیری از نیروهای متحد و تشدید بیثباتی منطقهای، نه پیامدهای ناخواسته بلکه اجزای ذاتی دکترین واکنشی تهران محسوب میشوند. از این منظر، هرگونه اقدام محدود نظامی میتواند بهسرعت از کنترل خارج شده و به یک چرخه تصاعدی از تنش تبدیل شود.
همچنین وی در این ارزیابی تصریح کرده که ایده «حمله محدود و کنترلشده» بیش از آنکه یک واقعیت عملیاتی باشد، یک توهم تحلیلی است چراکه بهواسطه سطح بالای بیاعتمادی میان طرفین، حتی عملیاتهای هدفمند نیز میتوانند واکنشهایی نامتناسب را برانگیزند و مسیر درگیری را بهسمت یک تقابل گستردهتر سوق دهند.
به تعبیر سیتروونویچ، در چنین شرایطی، تشدید تنش نه یک احتمال، بلکه یک پیامد تقریباً اجتنابناپذیر است.
در نهایت، این تحلیل با طرح یک گزاره کلیدی جمعبندی میکند که افزایش فشار نظامی، بعید است به فروپاشی یا تغییر بنیادین در ساختار حاکمیتی ایران منجر شود. از این رو، هرچند چالش ایران واقعی و فوری است، اما جستوجوی یک راهحل ساده و صرفاً نظامی، نهتنها ناکارآمد بلکه بالقوه تشدیدکننده بحران خواهد بود.
منبع:
https://x.com/i/status/2049698977205895592
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
در ادامه این تحلیل آمده است که ایران بهاحتمال زیاد نهتنها در برابر فشار عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه پاسخ خود را در قالب افزایش هزینهها برای طرف مقابل و حتی اقتصاد جهانی تنظیم میکند. به بیان دیگر، ابزارهایی مانند اختلال در خلیج فارس، بهرهگیری از نیروهای متحد و تشدید بیثباتی منطقهای، نه پیامدهای ناخواسته بلکه اجزای ذاتی دکترین واکنشی تهران محسوب میشوند. از این منظر، هرگونه اقدام محدود نظامی میتواند بهسرعت از کنترل خارج شده و به یک چرخه تصاعدی از تنش تبدیل شود.
همچنین وی در این ارزیابی تصریح کرده که ایده «حمله محدود و کنترلشده» بیش از آنکه یک واقعیت عملیاتی باشد، یک توهم تحلیلی است چراکه بهواسطه سطح بالای بیاعتمادی میان طرفین، حتی عملیاتهای هدفمند نیز میتوانند واکنشهایی نامتناسب را برانگیزند و مسیر درگیری را بهسمت یک تقابل گستردهتر سوق دهند.
به تعبیر سیتروونویچ، در چنین شرایطی، تشدید تنش نه یک احتمال، بلکه یک پیامد تقریباً اجتنابناپذیر است.
در نهایت، این تحلیل با طرح یک گزاره کلیدی جمعبندی میکند که افزایش فشار نظامی، بعید است به فروپاشی یا تغییر بنیادین در ساختار حاکمیتی ایران منجر شود. از این رو، هرچند چالش ایران واقعی و فوری است، اما جستوجوی یک راهحل ساده و صرفاً نظامی، نهتنها ناکارآمد بلکه بالقوه تشدیدکننده بحران خواهد بود.
منبع:
https://x.com/i/status/2049698977205895592
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
There Is No Quick Military Fix to the Iran Problem
US is probably looking for a decisive military move that will compel Iran to capitulate. It is not going to work.
What 40 days of sustained strikes failed to achieve will not suddenly be accomplished through…
US is probably looking for a decisive military move that will compel Iran to capitulate. It is not going to work.
What 40 days of sustained strikes failed to achieve will not suddenly be accomplished through…
👍2
استقرار احتمالی موشک هایپرسونیک آمریکا در نزدیکی ایران
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به نقل از منابع مطلع در خصوص تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده اشاره میکند که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در حال بررسی استقرار یکی از پیشرفتهترین سامانههای تسلیحاتی خود، یعنی موشک هایپرسونیک «ایگل دارک» در نزدیکی ایران است؛ اقدامی که بنا بر این ارزیابی، در پاسخ به جابهجایی هدفمند پرتابگرهای موشکی ایران به مناطق دور از برد تسلیحات فعلی آمریکا صورت میگیرد و هدف آن افزایش توان ضربه به عمق راهبردی است.
در ادامه گزارش تأکید میشود که این سامانه با سرعتی فراتر از پنج ماخ و قابلیت مانورپذیری بالا برای عبور از سامانههای پدافندی طراحی شده و در صورت تأیید، نخستین استقرار عملیاتی آن در جهان خواهد بود، هرچند هنوز با محدودیتهایی از جمله تعداد بسیار اندک (کمتر از ۱۰ واحد) و هزینه بالا مواجه است.
همچنین، گزارش مزبور خاطرنشان میسازد که این اقدام علاوه بر کارکرد عملیاتی، حامل پیام بازدارندهای در رقابت فناوری با روسیه و چین نیز هست، در همین چارچوب، برخی تحولات جانبی از جمله جابهجایی ناوهای هواپیمابر آمریکا و اظهارات بعضاً متناقض دونالد ترامپ نیز بهعنوان نشانههایی از پیچیدگی محیط تصمیمگیری و ابهام در ارزیابیهای راهبردی واشنگتن مورد توجه قرار گرفته است.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-4db6578247ddd91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به نقل از منابع مطلع در خصوص تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده اشاره میکند که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در حال بررسی استقرار یکی از پیشرفتهترین سامانههای تسلیحاتی خود، یعنی موشک هایپرسونیک «ایگل دارک» در نزدیکی ایران است؛ اقدامی که بنا بر این ارزیابی، در پاسخ به جابهجایی هدفمند پرتابگرهای موشکی ایران به مناطق دور از برد تسلیحات فعلی آمریکا صورت میگیرد و هدف آن افزایش توان ضربه به عمق راهبردی است.
در ادامه گزارش تأکید میشود که این سامانه با سرعتی فراتر از پنج ماخ و قابلیت مانورپذیری بالا برای عبور از سامانههای پدافندی طراحی شده و در صورت تأیید، نخستین استقرار عملیاتی آن در جهان خواهد بود، هرچند هنوز با محدودیتهایی از جمله تعداد بسیار اندک (کمتر از ۱۰ واحد) و هزینه بالا مواجه است.
همچنین، گزارش مزبور خاطرنشان میسازد که این اقدام علاوه بر کارکرد عملیاتی، حامل پیام بازدارندهای در رقابت فناوری با روسیه و چین نیز هست، در همین چارچوب، برخی تحولات جانبی از جمله جابهجایی ناوهای هواپیمابر آمریکا و اظهارات بعضاً متناقض دونالد ترامپ نیز بهعنوان نشانههایی از پیچیدگی محیط تصمیمگیری و ابهام در ارزیابیهای راهبردی واشنگتن مورد توجه قرار گرفته است.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-4db6578247ddd91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
N12
ארה"ב תעביר לאיראן את אחד הנשקים המתקדמים ביותר | דיווח
סנטקום מבקש להציב במזרח התיכון טיל היפר-סוני חדש ומתקדם בשם "נשר כהה". המטרה: להגיע למשגרים שאיראן הרחיקה מחוץ לטווח במהלך הפסקת האש. יש רק 8 טילים כאלה
محمد مختار الشنقیطی در حساب کاربریاش در ایکس مقالهای را بازنشر کرده که در آن بیست سال پیش به مواردی اشاره کرده بود که به نظر میرسد اکنون در حال تحققاند؛ او در آن زمان با نگاهی پیشنگرانه استدلال کرده بود که هرگونه حمله آمریکا به ایران الزاماً به تحقق اهداف راهبردی واشنگتن نمیانجامد، بلکه میتواند زنجیرهای از واکنشهای پرهزینه و غیرقابل مهار را فعال کند.
به روایت آن تحلیل، ایران قرارنیست در برابر فشار نظامی عقبنشینی کند و پیشبینی میشد پاسخ آن، منافع آمریکا را در سطوح مختلف هدف قرار دهد؛ از اختلال در بازار انرژی گرفته تا گسترش ناامنی و فعالسازی بازیگران متحد منطقهای.
در همین چارچوب، نویسنده از همان زمان هشدار داده بود که حتی اگر میزان موفقیت نظامی یک حمله محل تردید باشد، پیامدهای ژئوپلیتیکی آن تا حد زیادی قابل پیشبینی و عمیقاً بیثباتکننده خواهد بود؛ امری که اکنون، با گذشت نزدیک به دو ماه از جنگ در قالب جهش قیمت نفت برنت تا محدوده بیش از ۱۲۰ دلار، اختلال در عرضه روزانه میلیونها بشکه نفت و بستهشدن عملی تنگه هرمز بهعنوان شریان حیاتی انرژی جهان، بهطور عینی قابل مشاهده است و همزمان ایالات متحده را در یک بنبست راهبردی میان تداوم فشار و ناتوانی در بازگشایی کامل مسیر دریایی قرار داده است.
در ادامه، وی با تفکیک سطوح هزینه، توضیح داده بود که کشورهای عربی بهویژه در حوزه خلیج فارس به دلیل آسیبپذیریهای ساختاری و وابستگی امنیتی، در معرض پرداخت هزینههایی سنگینتر قرار میگیرند، در حالی که ایران نیز با وجود پیشبینی خسارات گسترده انسانی و زیرساختی، چنین مواجههای را در چارچوب منطق بازدارندگی قابل اجتناب نمیداند. به تعبیر آن گزارش، تجربههای پیشین، بهویژه سرنوشت کشورهایی که فاقد قدرت بازدارنده بودند، ایران را به سمت تقویت توان راهبردی سوق خواهد داد.
این گزارهها امروز با مصادیق ملموستری قابل تطبیقاند: از کاهش شدید صادرات نفت کشورهای منطقه و اختلال در زنجیره تأمین غذا و انرژی در خلیج فارس، تا افزایش تورم، اختلال در حملونقل دریایی و حتی شکلگیری بحرانهای معیشتی در برخی کشورها؛ در سطح راهبردی نیز گسترش درگیریهای نیابتی، ناامنی دریایی و ناتوانی ائتلافهای غربی در ایجاد اجماع مؤثر برای مدیریت بحران، نشان میدهد آنچه دو دهه پیش بهعنوان «هزینههای چندلایه جنگ» توصیف شده بود، اکنون بهصورت یک واقعیت میدانی در حال بروز و تعمیق است.
منبع:
https://x.com/i/status/2049737455780176179
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
به روایت آن تحلیل، ایران قرارنیست در برابر فشار نظامی عقبنشینی کند و پیشبینی میشد پاسخ آن، منافع آمریکا را در سطوح مختلف هدف قرار دهد؛ از اختلال در بازار انرژی گرفته تا گسترش ناامنی و فعالسازی بازیگران متحد منطقهای.
در همین چارچوب، نویسنده از همان زمان هشدار داده بود که حتی اگر میزان موفقیت نظامی یک حمله محل تردید باشد، پیامدهای ژئوپلیتیکی آن تا حد زیادی قابل پیشبینی و عمیقاً بیثباتکننده خواهد بود؛ امری که اکنون، با گذشت نزدیک به دو ماه از جنگ در قالب جهش قیمت نفت برنت تا محدوده بیش از ۱۲۰ دلار، اختلال در عرضه روزانه میلیونها بشکه نفت و بستهشدن عملی تنگه هرمز بهعنوان شریان حیاتی انرژی جهان، بهطور عینی قابل مشاهده است و همزمان ایالات متحده را در یک بنبست راهبردی میان تداوم فشار و ناتوانی در بازگشایی کامل مسیر دریایی قرار داده است.
در ادامه، وی با تفکیک سطوح هزینه، توضیح داده بود که کشورهای عربی بهویژه در حوزه خلیج فارس به دلیل آسیبپذیریهای ساختاری و وابستگی امنیتی، در معرض پرداخت هزینههایی سنگینتر قرار میگیرند، در حالی که ایران نیز با وجود پیشبینی خسارات گسترده انسانی و زیرساختی، چنین مواجههای را در چارچوب منطق بازدارندگی قابل اجتناب نمیداند. به تعبیر آن گزارش، تجربههای پیشین، بهویژه سرنوشت کشورهایی که فاقد قدرت بازدارنده بودند، ایران را به سمت تقویت توان راهبردی سوق خواهد داد.
این گزارهها امروز با مصادیق ملموستری قابل تطبیقاند: از کاهش شدید صادرات نفت کشورهای منطقه و اختلال در زنجیره تأمین غذا و انرژی در خلیج فارس، تا افزایش تورم، اختلال در حملونقل دریایی و حتی شکلگیری بحرانهای معیشتی در برخی کشورها؛ در سطح راهبردی نیز گسترش درگیریهای نیابتی، ناامنی دریایی و ناتوانی ائتلافهای غربی در ایجاد اجماع مؤثر برای مدیریت بحران، نشان میدهد آنچه دو دهه پیش بهعنوان «هزینههای چندلایه جنگ» توصیف شده بود، اکنون بهصورت یک واقعیت میدانی در حال بروز و تعمیق است.
منبع:
https://x.com/i/status/2049737455780176179
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
X (formerly Twitter)
محمد المختار الشنقيطي (@mshinqiti) on X
في مقالي الصادر بموقع الجزيرة قبل 20 عاما بعنوان: " ثمن الهجوم على #إيران" أوردتُ ملاحظة عجيبة لبريجنسكي يقول فيها إن الحرب ضد إيران "ستكون خاتمة النفوذ الأميركي في العالم"! واضح أن ذلك الذئب ذا العقل الاستراتيجي العميق كان يدرك مآلات الأمور منذ أمد بعيد.…
سناریوی «جنگ فراگیر انرژی»؛ رمزگشایی از طرح خطرناک رژیم صهیونیستی برای تسلط بر جزایر استراتژیک
کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی در گزارشی تحلیلی به واکاوی سناریوهای محتمل در صورت شکست مذاکرات پرداخته و تأکید میکند که هرگونه تقابل مجدد، نه یک غافلگیری نظامی، بلکه محصول فرسایش دیپلماتیک و استیصال در واشنگتن و تلآویو خواهد بود.
«بن سبتی»، کارشناس مسائل ایران، معتقد است توقف عملیات پیشین در میانه راه، نوعی خودباوری راهبردی در تهران ایجاد کرده که بر اساس آن، محافل تصمیمگیر گمان میکنند غرب از ورود به یک جنگ تمامعیار واهمه دارد و نظام توانسته از تکانههای سخت عبور کند.
در همین راستا، گزارش از بازنگری بانک اهداف توسط ارتش آمریکا با تمرکز بر داراییهای پویا در تنگه هرمز سخن میگوید؛ اما «اسف کُهن»، مقام سابق اطلاعاتی، هشدار میدهد که اهداف حیاتی ایران در «شهرهای موشکی» و زیرزمین صیانت میشوند و حملات گذشته به نقاطی نظیر رآکتور غیرفعال اراک، صرفاً جنبه نمایشی داشته و بر توانمندی هستهای و نظامی واقعی ایران بیاثر بوده است. از نظر این کارشناسان، تنها حوزه باقیمانده که میتواند موازنه را تغییر دهد، زیرساختهای انرژی است که حمله به آنها به مثابه ورود به یک «جنگ فراگیر انرژی» در کل منطقه و واکنش متقابل به تأسیسات عربستان و امارات تلقی میشود.
در تشریح سناریوهای عملیاتی، این گزارش دو طرح کلان را بازخوانی میکند:
- سناریوی اول، انجام یک عملیات پرشدت اما محدود (چند روزه) شامل حملات هوایی وسیع و هدف قرار دادن مقامات ارشد نظامی از جمله فرمانده سپاه که از نظر تحلیلگران مخالف دادن امتیااز در هرگونه مذکره برای اجبار تهران به پذیرش شروط مذاکراتی است.
- سناریوی دوم که توسط «دنی سیترینوویچ» تبیین شده، شامل عملیات ترکیبی و اشغال استراتژیک نقاطی همچون جزیره خارگ بهجای تخریب آنهاست تا شریان اقتصادی ایران به عنوان یک اهرم فشار در اختیار غرب قرار گیرد؛ هرچند او هشدار میدهد این اقدام میتواند به یک نبرد فرسایشی طولانی با تلفات بالا تبدیل شود.
- در کنار این نگاه سختافزاری، «الا روزنبرگ» بر این باور است که کارآمدترین مسیر، «خفقان کامل اقتصادی» و انضباط سختگیرانه در اجرای تحریمهای نفتی است، چرا که فشارهای معیشتی بر بدنه جامعه، پاشنه آشیل اصلی محسوب میشود.
در نهایت، گزارش با استناد به دادههای داخلی، مدعی است که اگرچه نارضایتیهای اجتماعی وجود دارد، اما توقف نابهنگام کارزارهای قبلی باعث شده تا مخالفان احساس تنهایی کرده و پیوند میان فشارهای خارجی و تحرکات داخلی سست شود؛ امری که نشان میدهد بانک اهداف نظامی بدون یک استراتژی سیاسی جامع، قادر به نیل به اهداف نهایی نخواهد بود.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-n12_magazine/63a5640d65f8c910/Article-f1075c2c1b2dd91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی در گزارشی تحلیلی به واکاوی سناریوهای محتمل در صورت شکست مذاکرات پرداخته و تأکید میکند که هرگونه تقابل مجدد، نه یک غافلگیری نظامی، بلکه محصول فرسایش دیپلماتیک و استیصال در واشنگتن و تلآویو خواهد بود.
«بن سبتی»، کارشناس مسائل ایران، معتقد است توقف عملیات پیشین در میانه راه، نوعی خودباوری راهبردی در تهران ایجاد کرده که بر اساس آن، محافل تصمیمگیر گمان میکنند غرب از ورود به یک جنگ تمامعیار واهمه دارد و نظام توانسته از تکانههای سخت عبور کند.
در همین راستا، گزارش از بازنگری بانک اهداف توسط ارتش آمریکا با تمرکز بر داراییهای پویا در تنگه هرمز سخن میگوید؛ اما «اسف کُهن»، مقام سابق اطلاعاتی، هشدار میدهد که اهداف حیاتی ایران در «شهرهای موشکی» و زیرزمین صیانت میشوند و حملات گذشته به نقاطی نظیر رآکتور غیرفعال اراک، صرفاً جنبه نمایشی داشته و بر توانمندی هستهای و نظامی واقعی ایران بیاثر بوده است. از نظر این کارشناسان، تنها حوزه باقیمانده که میتواند موازنه را تغییر دهد، زیرساختهای انرژی است که حمله به آنها به مثابه ورود به یک «جنگ فراگیر انرژی» در کل منطقه و واکنش متقابل به تأسیسات عربستان و امارات تلقی میشود.
در تشریح سناریوهای عملیاتی، این گزارش دو طرح کلان را بازخوانی میکند:
- سناریوی اول، انجام یک عملیات پرشدت اما محدود (چند روزه) شامل حملات هوایی وسیع و هدف قرار دادن مقامات ارشد نظامی از جمله فرمانده سپاه که از نظر تحلیلگران مخالف دادن امتیااز در هرگونه مذکره برای اجبار تهران به پذیرش شروط مذاکراتی است.
- سناریوی دوم که توسط «دنی سیترینوویچ» تبیین شده، شامل عملیات ترکیبی و اشغال استراتژیک نقاطی همچون جزیره خارگ بهجای تخریب آنهاست تا شریان اقتصادی ایران به عنوان یک اهرم فشار در اختیار غرب قرار گیرد؛ هرچند او هشدار میدهد این اقدام میتواند به یک نبرد فرسایشی طولانی با تلفات بالا تبدیل شود.
- در کنار این نگاه سختافزاری، «الا روزنبرگ» بر این باور است که کارآمدترین مسیر، «خفقان کامل اقتصادی» و انضباط سختگیرانه در اجرای تحریمهای نفتی است، چرا که فشارهای معیشتی بر بدنه جامعه، پاشنه آشیل اصلی محسوب میشود.
در نهایت، گزارش با استناد به دادههای داخلی، مدعی است که اگرچه نارضایتیهای اجتماعی وجود دارد، اما توقف نابهنگام کارزارهای قبلی باعث شده تا مخالفان احساس تنهایی کرده و پیوند میان فشارهای خارجی و تحرکات داخلی سست شود؛ امری که نشان میدهد بانک اهداف نظامی بدون یک استراتژی سیاسی جامع، قادر به نیل به اهداف نهایی نخواهد بود.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-n12_magazine/63a5640d65f8c910/Article-f1075c2c1b2dd91027.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
N12
הפיתוי הגדול - והסכנה: השלב הבא במלחמה עם איראן
אם המו"מ יקרוס, ממשל טראמפ יעמוד בפני שורת דילמות - אך האם בכלל נשארו מטרות שיכולות לשנות את התמונה? המנהיגים הסרבנים שעל הכוונת, בנק המטרות שנבנה מחדש
نبرد یوان با دلار؛ چرا واشنگتن توان متوقف کردن صادرات نفت ایران به چین را ندارد؟
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به بررسی نقش حیاتی چین به عنوان اصلیترین شریان اقتصادی ایران پرداخته و تشریح میکند که با وجود محاصره دریایی و فشارهای فزاینده ایالات متحده، پکن با صدور دستورات رسمی مبنی بر ممنوعیت پیروی از تحریمهای واشنگتن، عملاً در برابر سیاستهای ترامپ قد علم کرده است.
این گزارش با اشاره به فعالیت بیش از ۱۰۰ پالایشگاه خصوصی چینی موسوم به «قوریها»، تبیین میکند که این مراکز با جذب تقریباً تمامی نفت صادراتی ایران، نقشی کلیدی در بیاثر کردن تحریمها ایفا میکنند؛ به طوری که حجم واردات نفت چین از ایران اکنون با بیش از دو برابر افزایش نسبت به سالهای گذشته، به حدود 1.4 میلیون بشکه در روز رسیده است. طبق آمارهای ارائه شده، ایران تأمینکننده حدود 12 درصد از کل نیاز نفتی چین در سال ۲۰۲۵ بوده و درآمد حاصل از این تجارت که سالانه ده ها میلیارد دلار تخمین زده میشود، مانع از فروپاشی اقتصادی تهران تحت سیاست «فشار حداکثری» شده است.
در ادامه این مطلب، تحلیلگر کانال 12 با تمرکز بر شیوههای پیچیده دور زدن تحریمها خاطرنشان میکند که طرفین با بهرهگیری از ناوگان سایه، خاموش کردن سیستمهای ردیابی، انتقال محمولهها در قلب دریا و مهمتر از همه، انجام تراکنشها به یوان چین به جای دلار، وابستگی خود را به سیستم بانکی آمریکا به حداقل رساندهاند. نمونه بارز این ناکارآمدی محاصره، خروج موفقیتآمیز نفتکش غولپیکر "Huge" حامل 1.9 میلیون بشکه نفت به ارزش تقریبی ۲۲۰ میلیون دلار از دید ناوگان آمریکا ذکر شده است.
گزارش در نهایت هشدار میدهد که توقف کامل این تجارت نیازمند اقدامات نظامی تندروانهتری از سوی واشنگتن است که میتواند منجر به جهش قیمت جهانی انرژی و تشدید تنشهای دیپلماتیک، درست در آستانه دیدار برنامهریزی شده ترامپ و شی جینپینگ در پکن شود.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-a44cb87a4aced91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به بررسی نقش حیاتی چین به عنوان اصلیترین شریان اقتصادی ایران پرداخته و تشریح میکند که با وجود محاصره دریایی و فشارهای فزاینده ایالات متحده، پکن با صدور دستورات رسمی مبنی بر ممنوعیت پیروی از تحریمهای واشنگتن، عملاً در برابر سیاستهای ترامپ قد علم کرده است.
این گزارش با اشاره به فعالیت بیش از ۱۰۰ پالایشگاه خصوصی چینی موسوم به «قوریها»، تبیین میکند که این مراکز با جذب تقریباً تمامی نفت صادراتی ایران، نقشی کلیدی در بیاثر کردن تحریمها ایفا میکنند؛ به طوری که حجم واردات نفت چین از ایران اکنون با بیش از دو برابر افزایش نسبت به سالهای گذشته، به حدود 1.4 میلیون بشکه در روز رسیده است. طبق آمارهای ارائه شده، ایران تأمینکننده حدود 12 درصد از کل نیاز نفتی چین در سال ۲۰۲۵ بوده و درآمد حاصل از این تجارت که سالانه ده ها میلیارد دلار تخمین زده میشود، مانع از فروپاشی اقتصادی تهران تحت سیاست «فشار حداکثری» شده است.
در ادامه این مطلب، تحلیلگر کانال 12 با تمرکز بر شیوههای پیچیده دور زدن تحریمها خاطرنشان میکند که طرفین با بهرهگیری از ناوگان سایه، خاموش کردن سیستمهای ردیابی، انتقال محمولهها در قلب دریا و مهمتر از همه، انجام تراکنشها به یوان چین به جای دلار، وابستگی خود را به سیستم بانکی آمریکا به حداقل رساندهاند. نمونه بارز این ناکارآمدی محاصره، خروج موفقیتآمیز نفتکش غولپیکر "Huge" حامل 1.9 میلیون بشکه نفت به ارزش تقریبی ۲۲۰ میلیون دلار از دید ناوگان آمریکا ذکر شده است.
گزارش در نهایت هشدار میدهد که توقف کامل این تجارت نیازمند اقدامات نظامی تندروانهتری از سوی واشنگتن است که میتواند منجر به جهش قیمت جهانی انرژی و تشدید تنشهای دیپلماتیک، درست در آستانه دیدار برنامهریزی شده ترامپ و شی جینپینگ در پکن شود.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-a44cb87a4aced91026.htm
لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
N12
סיוע עצום לאיראן: האצבע בעין של סין לטראמפ
ממשלת סין פרסמה צו רשמי האוסר על ציות לסנקציות של ארה"ב נגד חברותיה. מעלית ענק חמקה מהמצור הימי כשהיא נושאת כ-1.9 מיליון חביות. כך עובדת עקיפת הסנקציות