مشکات اندیشه
702 subscribers
14 photos
27 videos
319 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
دنی سیتری‌نوویچ، تحلیلگر اسرائیلی و پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیت‌ملی رژیم صهیونیستی در تحلیلی در حساب کاربری‌اش در ایکس اشاره می‌کند که رخدادهای ۲۴ ساعت گذشته، بن‌بست استراتژیکی را که ایالات متحده برای خود ایجاد کرده، آشکار ساخته است. او می‌گوید با اینکه واشنگتن توان افزایش فشار نظامی در کوتاه‌مدت را دارد، پرسش اصلی این است که چنین تشدیدی چه نتیجه ملموسی به همراه خواهد داشت، جز ایجاد اختلال گسترده در اقتصاد جهانی.

تحلیلگر یادآور می‌شود که رویکرد فعلی دولت آمریکا باعث شده محاصره دریایی تا حد زیادی تشدید شود، به گونه‌ای که ایران فضای مانور داخلی محدودی دارد و این مسئله ورود تهران به مذاکرات سیاسی را دشوار کرده است.

به اعتقاد سیتری‌نوویچ، در شرایط فعلی، آمریکا با دو گزینه نامطلوب مواجه است:

یا فشارها را کاهش دهد تا امکان دیپلماسی بر اساس شروط مورد نظر خود فراهم شود، یا وارد تصعید تنش گسترده‌تری شود که به احتمال زیاد منجر به تسلیم ایران نخواهد شد، اما تقریباً مطمئناً ثبات انرژی جهانی را تهدید خواهد کرد.

منبع:
https://x.com/i/status/2046667047439138977

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
👍1
دیوید بارنیا، رئیس موساد، در سخنرانی اخیر خود در مراسم یادبود نیروهای این سازمان، پرده از ماجرایی برداشت که تا امروز در سطح رسانه‌ای مبهم باقی مانده بود. او از مأموری با نام مستعار «م.» سخن گفت که به‌گفته او نقشی تعیین‌کننده در عملیات‌های اسرائیل علیه ایران داشته و فعالیت‌هایش «خلاقانه، پیچیده و مبتنی بر فناوری پیشرفته» توصیف شد. بارنیا تأکید کرد که این مأمور چند سال پیش در خارج از مرزهای اسرائیل و در جریان مأموریت کشته شده؛ روایتی که به‌طور تلویحی نشان می‌دهد این مرگ صرفاً یک حادثه عادی نبوده، بلکه در بستر یک تقابل اطلاعاتی گسترده رخ داده است.

در سوی دیگر، رسانه‌های ایتالیایی در سال ۲۰۲۳ از حادثه‌ای در دریاچه ماجوره خبر داده بودند: واژگونی یک قایق تفریحی در پی طوفان شدید که به کشته شدن چهار نفر، از جمله یک شهروند اسرائیلی، انجامید. در همان گزارش‌ها نیز اشاره‌هایی به حضور افرادی مرتبط با نهادهای اطلاعاتی در این قایق وجود داشت، اما روایت غالب، آن را یک سانحه ناشی از شرایط جوی معرفی می‌کرد. با این حال، رسانه‌های اسرائیلی بعدتر گزارش دادند که یکی از قربانیان همان مأمور موساد بوده و برخی از همراهان او نیز پس از حادثه به‌سرعت از ایتالیا خارج شده‌اند؛ جزئیاتی که از همان زمان، پرسش‌هایی درباره ماهیت واقعی این سفر ایجاد کرده بود.

حالا با کنار هم قرار دادن این دو روایت، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد. افشاگری بارنیا نشان می‌دهد که این حادثه می‌تواند بخشی از یک روند گسترده‌تر در فعالیت‌های اطلاعاتی اسرائیل از سال ۲۰۲۳ باشد؛ دوره‌ای که به‌نظر می‌رسد فازهای اولیه برخی عملیات‌های پیچیده علیه ایران، از جمله آنچه از آن با عنوان «غرش شیران» یاد می‌شود، در حال شکل‌گیری بوده است. در این چارچوب، یک «مهمانی» روی قایق در دریاچه‌ای آرام، دیگر فقط یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه می‌تواند نقطه‌ای از یک شبکه هماهنگی امنیتی باشد که حالا، با فاصله زمانی، بخشی از آن به سطح رسانه‌ها رسیده است.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
1👍1
استیفن کالینسون، تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی سی‌ان‌ان كه تجربه طولانی در تحلیل سیاست داخلی و خارجی آمریکا دارد و تمرکز او بر تعاملات رئیس‌جمهور با رسانه‌ها، سیاست‌گذاری بین‌المللی و روندهای دیپلماتیک است در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ در جریان مذاکرات صلح با ایران، بیش از آنکه بر فرآیند دیپلماتیک تمرکز کند، به دنبال جلب توجه رسانه‌ای و کنترل روایت‌ها در فضای آنلاین است. او از تجربه کتاب خود «هنر معامله» بهره می‌گیرد تا ایران را تحت فشار قرار دهد و با طرح سناریوهای پایانی، تلاش کند تهران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کند. اما انتشار مکرر پیام‌ها و اظهارنظرهای او در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه ادعای توافق ایران با تمامی خواسته‌های آمریکا، احتمال موفقیت مذاکرات را کاهش داده است.

این تحلیلگر یادآور می‌شود که رفتار ترامپ به اعتبار و اطمینان‌سازی آمریکا در مذاکرات آسیب می‌رساند. تهدید به استفاده از نیروهای نظامی و تبلیغات گسترده رسانه‌ای، علاوه بر ایجاد تناقض در اطلاعات منتشر شده، این پیام را منتقل می‌کند که واشنگتن فاقد استراتژی شفاف است و روند مذاکرات بیشتر به آزمون و خطا شباهت دارد تا دیپلماسی حرفه‌ای.

همچنین کالینسون تأکید می‌کند که مذاکرات پیچیده ایران نیازمند کانال‌های پنهان، مذاکره طولانی و ایجاد اعتماد متقابل است. شفاف‌سازی زودهنگام ترامپ، به ویژه در شبکه‌های اجتماعی، باعث می‌شود طرف ایرانی توجیهی برای کاهش مشارکت یا مقاومت در برابر شروط آمریکا داشته باشد. مقامات ایرانی، از جمله محمدباقر قالیباف، با اشاره به رفتار ترامپ، آن را نوعی تلاش برای تحمیل تسلیم یا توجیه جنگ‌طلبی مجدد توصیف کرده‌اند.

در نهایت، تحلیلگر نتیجه می‌گیرد که اگرچه موفقیت احتمالی ترامپ در پایان دادن به تهدید ایران می‌تواند دستاوردی تاریخی باشد، اما تمرکز بیش از حد بر نمایش قدرت رسانه‌ای و فقدان رویکرد دیپلماتیک محتاطانه، شانس تحقق چنین توافقی را به‌شدت کاهش داده است.

منبع:
https://edition.cnn.com/2026/04/21/politics/trump-iran-ceasefire-talks-social-media-analysis

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
👍1
🔻معاریو فاش کرد: اهداف آمریکا و اسرائیل در برابر ایران محقق نشد

🔹رسانه عبری‌زبان معاریو در تحلیلی عنوان کرد که با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران، اهداف اصلی این عملیات از جمله تضعیف ساختار حاکمیت محقق نشده است. به‌گفته این گزارش، تهران اگرچه آسیب دیده، اما همچنان ایستاده و حتی در برخی حوزه‌ها خود را بازسازی کرده است.

🔹بر اساس این تحلیل، شکاف جدی میان موفقیت‌های نظامی و نتایج راهبردی شکل گرفته؛ در حالی که برتری هوایی و دریایی آمریکا و اسرائیل قابل انکار نیست، اما بخش مهمی از توان موشکی و پهپادی ایران همچنان حفظ شده و از بین نرفته است.

🔹یکی از نقاط کلیدی درگیری، تنگه هرمز بوده است؛ جایی که ایران توانست با ایجاد اختلال در مسیر انرژی جهانی، فشار اقتصادی و روانی قابل‌توجهی بر بازارها و بازیگران بین‌المللی وارد کند. این موضوع به‌عنوان یک اهرم راهبردی مؤثر، حالا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

🔹در سطح داخلی، برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها، ساختار قدرت در ایران دچار فروپاشی نشد و حتی انسجام بیشتری پیدا کرد. نهادهای نظامی و امنیتی کنترل بیشتری به دست آورده و موقعیت خود را تثبیت کرده‌اند.

🔹در همین حال، آمریکا میان ادامه مسیر نظامی و حرکت به سمت توافق دیپلماتیک قرار گرفت و در نهایت مسیر دوم را انتخاب کرد؛ تصمیمی که بیش از هر چیز تحت تأثیر هزینه‌های سنگین اقتصادی و منطقه‌ای اتخاذ شد.

📌تحلیل‌ها نشان می‌دهد این درگیری بدون نتیجه قطعی پایان یافته و وضعیت فعلی بیشتر به یک آتش‌بس شکننده شباهت دارد. بر این اساس، احتمال بازگشت تنش‌ها در آینده همچنان بالا ارزیابی می‌شود.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1312644

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینوویچ کارشناس حوزه امنیت ملی و مسائل خاورمیانه و پژوهشگر ارشد در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در حساب کاربری‌اش در ایکس با طرح این گزاره که این تصور رایج مبنی بر اینکه افزایش فشار و گذر زمان می‌تواند ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، نوشت که اساساً این موضوع نادرست است. به باور او، چنین انتظاری با واقعیت‌های رفتاری و ساختاری نظام سیاسی ایران همخوانی ندارد.

او در ادامه توضیح می‌دهد که اقداماتی نظیر تمدید آتش‌بس یا تشدید محاصره دریایی، اگرچه ممکن است برای ایالات متحده زمان ایجاد کند، اما در عمل فاقد ظرفیت لازم برای دستیابی به یک نتیجه پایدار هستند. از نگاه وی، اتکای صرف به فشار اقتصادی و نظامی، مبتنی بر درکی ناقص از منطق «راهبرد اجبار» و همچنین ماهیت تصمیم‌گیری در تهران است.

در بخش دیگری از این تحلیل تأکید می‌شود که برخلاف برخی برآوردها، رهبری ایران نه‌تنها دچار تزلزل نشده، بلکه در حال تثبیت و تقویت موقعیت خود است. به‌گفته او، تجربه نشان داده که ایران آمادگی تحمل هزینه‌های اقتصادی را دارد، مشروط بر آنکه اصول و منافع حیاتی خود را حفظ کند؛ بنابراین، انتظار تغییر رفتار در این چارچوب چندان واقع‌بینانه نیست.

سیترینوویچ سپس به نشانه‌های رفتاری اخیر اشاره کرده و استدلال می‌کند که ایران به‌جای حرکت به سمت امتیازدهی، در حال آماده‌سازی برای افزایش سطح تنش است. او این روند را در قالب اقداماتی مانند ایجاد اختلال در مسیرهای دریایی، اعمال فشار بر گلوگاه‌های حیاتی تجارت جهانی و اقدامات کنترل‌شده بازدارنده تبیین می‌کند. به اعتقاد وی، این اقدامات نه نشانه ضعف، بلکه ابزارهایی هدفمند برای انتقال هزینه‌ها به اقتصاد جهانی و در نهایت به خود ایالات متحده هستند.

در ادامه، او این نکته را برجسته می‌کند که محاصره دریایی، ذاتاً یک وضعیت پایدار نیست، بلکه مرحله‌ای گذار محسوب می‌شود. از دید او، چنین راهبردی یا به سمت یک توافق سیاسی همراه با امتیازدهی آمریکا حرکت می‌کند، یا به تشدید تنش نظامی منجر خواهد شد؛ اما در هیچ‌یک از این سناریوها، تغییری بنیادین در خطوط قرمز ایران ایجاد نمی‌شود.

در جمع‌بندی، سیترینوویچ نتیجه می‌گیرد که تصمیم اصلی نه در تهران، بلکه در واشنگتن اتخاذ خواهد شد. او معتقد است دولت آمریکا ناگزیر با دو گزینه دشوار مواجه می‌شود: یا تشدید تنش با ریسک گسترش درگیری منطقه‌ای، یا حرکت به سمت نوعی مصالحه که ممکن است به‌عنوان عقب‌نشینی تلقی شود.

در نهایت، وی هشدار می‌دهد که خطرناک‌ترین خطا، اتکای صرف به ابزار فشار است. به باور او، حتی اقدامات نظامی محدود نیز احتمالاً به تسلیم ایران منجر نخواهد شد، بلکه می‌تواند به تشدید متقابل بحران بیانجامد. از این منظر، او تأکید می‌کند که نبود یک راهبرد سیاسی مشخص، به معنای گرفتار شدن در مسیری بدون خروج و بالقوه بی‌پایان خواهد بود.

منبع:
https://x.com/i/status/2046938801218412795

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
🟥 بازار انرژی جهان در آستانه قفل‌شدن

نشریه اکونومیست در گزارشی با بررسی تحولات اخیر تأکید می‌کند که تصویر کنونی از ثبات نسبی بازار انرژی، بیش از آن‌که بازتاب واقعیت باشد، ناشی از عوامل موقتی است. به‌گفته این گزارش، شوک عرضه عملاً آغاز شده، اما آثار کامل آن هنوز در قیمت‌ها و رفتار بازار منعکس نشده است.

بر اساس برآوردهای ارائه‌شده، در پی تداوم اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس، تاکنون حدود ۵۵۰ میلیون بشکه نفت از عرضه جهانی حذف شده و در صورت استمرار وضعیت، هر ماه حدود ۷ میلیون تن LNG نیز از بازار خارج خواهد شد؛ موضوعی که فشار فزاینده‌ای بر توازن عرضه و تقاضا وارد می‌کند.

اکونومیست در ادامه توضیح می‌دهد که نقش ضربه‌گیر ذخایر شناور و محموله‌های در حال حمل، اکنون به پایان رسیده و بازار وارد مرحله‌ای شده که با کمبود واقعی مواجه است. در همین چارچوب، کاهش موجودی‌ها، افت تولید پالایشگاه‌ها و تداوم تقاضای بالا به‌ویژه در اروپا به تشدید عدم تعادل در بازار منجر شده است.

در بخش دیگری از گزارش اشاره می‌شود که نشانه‌های فشار در برخی مناطق، به‌ویژه در آسیا، به شکل افزایش شدید قیمت‌ها و اعمال محدودیت‌های مصرف در حال بروز است، در حالی‌که سیاست‌های حمایتی در اروپا، تعدیل طبیعی تقاضا را به تعویق انداخته و به پیچیده‌تر شدن شرایط کمک کرده است.

در جمع‌بندی، این نشریه تأکید می‌کند که حتی در صورت بازگشایی مسیرهای کلیدی، بازگشت به شرایط عادی زمان‌بر خواهد بود و بخشی از خسارات وارده اجتناب‌ناپذیر است. بر این اساس، بازار انرژی در وضعیتی قرار دارد که تداوم روند موجود می‌تواند آن را به سمت یک نقطه بحرانی سوق دهد.

منبع:
https://archive.ph/CWhem

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
‏گاهی وقت‌ها بهترین استراتژی سکوت و به نظاره نشستن است؛ زوایای پیدا و پنهان این بحران، شروعش، میانه‌اش و نهایتش هم مشخص است؛ اما مهم است که فرداروز وقتی آیندگان تاریخ این سرزمین را ورق بزنند ما در سطرهای کدامین فصلش باشیم: مایه‌مباهات یا شرمساری.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍2
دنی سیترونوویچ متخصص مسائل امنیتی خاورمیانه و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت:

اقدامات نظامی به‌تنهایی قادر به حل کامل تهدید ایران نیستند و باید تمرکز اصلی بر تهدید هسته‌ای قرار گیرد.

عملیات نظامی نمی‌تواند چالش موشکی ایران را برطرف کند و همچنین قادر به نابودی زرادخانه موشکی و پهپادی این کشور نخواهد بود. این توانمندی‌ها عمدتاً بومی، عمیقاً نهادینه‌شده و از منظر تهران، یکی از ارکان اصلی دکترین بازدارندگی نامتقارن محسوب می‌شوند. بنابراین، بعید است رهبری ایران با محدودیت‌های معنادار در این حوزه‌ها موافقت کند.

هرچند تهدید موشکی و پهپادی ایران جدی است و نیازمند مدیریت مستمر است، اما از نظر ماهیت، در سطحی وجودی مشابه با یک ایرانِ مجهز به سلاح هسته‌ای قرار نمی‌گیرد. برنامه هسته‌ای تنها عامل تغییر‌دهنده واقعی قواعد بازی است؛ عاملی که می‌تواند توازن قدرت در منطقه را به‌طور بنیادین دگرگون کرده و آزادی عمل ایالات متحده را محدود کند. از این رو، تمرکز راهبردی باید بر همین حوزه باقی بماند.

تلاش برای عقب‌راندن هم‌زمان برنامه موشکی و هسته‌ای ایران، رویکردی بیش‌ازحد بلندپروازانه است که احتمالاً به شکست منجر خواهد شد. واقعیت محدودتر از این است: در حوزه توانمندی‌های متعارف تهاجمی ایران، «قطار از ایستگاه حرکت کرده است». ایران به‌طور داوطلبانه از آنچه مؤثرترین ابزار بازدارندگی خود می‌داند، صرف‌نظر نخواهد کرد.

در اینجا شکاف میان آرزو و واقعیت اهمیت پیدا می‌کند.

درست است که به‌طور نظری می‌توان از طریق حملات دوره‌ای، بخشی از توانمندی‌های متعارف ایران را تضعیف کرد؛ همان مفهومی که در دکترین نظامی اسرائیل با عنوان «چمن‌زنی» شناخته می‌شود. اما حتی فشار نظامی مستمر نیز قادر به حل ریشه‌ای این مسئله نیست؛ در بهترین حالت، فقط زمان می‌خرد و معادله راهبردی را تغییر نمی‌دهد.

بنابراین، هدف نباید حل هم‌زمان تمام ابعاد چالش ایران باشد، بلکه باید بر مهم‌ترین مؤلفه، یعنی پرونده هسته‌ای، تمرکز شود.


منبع:
https://x.com/i/status/2047293521497829625

لينک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
نشریه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت در گزارشی تحلیلی به بررسی چالش‌های راهبردی پروژه جاه‌طلبانه «آیمک» پرداخته و خاطرنشان می‌کند که عربستان سعودی در حال حاضر تمایل چندانی برای پیشبرد این طرح بین‌المللی نشان نمی‌دهد.

طبق ارزیابی‌های این رسانه، موضع کنونی ریاض به عنوان یکی از اصلی‌ترین موانع سیاسی، مسیر تحقق این بزرگراه تجاری را که قرار است هند را از طریق بنادر و خطوط ریلی خاورمیانه به اروپا متصل کند با دشواری جدی روبرو کرده است. منابع آگاه تاکید دارند که برخلاف برخی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس که آمادگی بیشتری برای همکاری در این زمینه دارند، مشارکت فعلی عربستان همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و این موضوع کارایی نهایی طرح مذکور را به شدت تهدید می‌کند.

این گزارش در ادامه به تبیین اهداف ژئوپلیتیکی این پروژه می‌پردازد و تصریح می‌کند که از دیدگاه مقامات تل‌آویو، این مسیر می‌تواند به عنوان یک جایگزین استراتژیک برای گذرگاه‌های دریایی ناامن، به‌ویژه تنگه هرمز، عمل کند. کارشناسان اسرائیلی بر این باورند که عملیاتی شدن این کریدور نه تنها وابستگی به مسیرهای سنتی کشتیرانی را کاهش می‌دهد، بلکه با بازطراحی نقشه‌های ترانزیت انرژی و کالا، پتانسیل آن را دارد که از نفوذ منطقه‌ای ایران بکاهد. به همین جهت، دستگاه‌های دیپلماسی و اقتصادی اسرائیل در تلاشند تا با بهره‌گیری از تغییرات ساختاری پس از تحولات اکتبر ۲۰۲۳، این طرح را به عنوان ضرورتی برای امنیت تجارت جهانی دوباره احیا کنند.

در نهایت، یدیعوت آحارانوت یادآور می‌شود که هرچند این ابتکار پیش از آغاز درگیری‌های غزه و با حمایت ایالات متحده کلید خورد، اما رخدادهای نظامی و سیاسی اخیر، محاسبات بسیاری از کشورهای منطقه را تغییر داده است. در حالی که نهادهای دولتی در اسرائیل بر تسریع اجرای این پروژه در بازه زمانی کنونی اصرار دارند، بسیاری از طرف‌های منطقه‌ای به دلیل ملاحظات سیاسی و پیوندهای مستقیم این طرح با تل‌آویو، در حال بازنگری در مواضع خود هستند.

این گزارش نتیجه می‌گیرد که بدون دستیابی به یک توافق قطعی با ریاض، این پروژه که قرار بود تحولی در تجارت میان آسیا و اروپا ایجاد کند، ممکن است در سطح یک ایده نظری باقی بماند.


منبع:
https://arabi21.com/story/1754221/%D9%8A%D8%AF%D9%8A%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%A3%D8%AD%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%D9%8A%D8%A9-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%82%D9%84-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%D9%85%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A3%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
1👍1
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به بررسی آخرین تحولات امنیتی پرداخته و اعلام کرده است که با توجه به بن‌بست در مذاکرات دیپلماتیک، کابینه امنیتی اسرائیل برای بررسی سناریوهای نظامی علیه ایران و تحولات لبنان تشکیل جلسه داده است.

بر اساس ارزیابی مقامات ارشد در قدس اشغالی، پنجره فرصت برای دستیابی به یک توافق سیاسی با تهران در حال بسته شدن است، چرا که ایران با شروط کلیدی همچون خروج مواد هسته‌ای و توقف غنی‌سازی مخالفت کرده و موضع سخت‌گیرانه‌ای اتخاذ نموده است.

در این گزارش اشاره شده است که اسرائیل خود را برای تصمیم نهایی ترامپ آماده می‌کند که میان دو گزینه تشدید محاصره اقتصادی و دریایی یا انجام یک اقدام نظامی محدود یا گسترده علیه ایران در نوسان است.

​در بخش دیگری از این گزارش به راهبرد مشترک اسرائیل و واشنگتن برای مقابله با تهدیدات هسته‌ای اشاره شده و آمده است که هر دو طرف به دنبال اجرای یک «ضربه برق‌آسا» و کوتاه اما دردناک هستند تا از ورود به یک جنگ فرسایشی و تبادل ضربات طولانی‌مدت جلوگیری کنند.

هدف‌گذاری‌های تعریف شده در این طرح، تمرکز بر زیرساخت‌های ملی و انرژی ایران است. همچنین وزیر دفاع اسرائیل تأکید کرده است که عملیات احتمالی باید از همان نقطه‌ای که حمله قبلی پایان یافت آغاز شود، با این تفاوت که این بار علاوه بر اهداف نظامی، ضربات اقتصادی سنگینی نیز به پیکره ایران وارد شود تا واقعیت‌های منطقه‌ای تغییر کند.

​در نهایت، این گزارش به وضعیت جبهه شمالی پرداخته و خاطرنشان می‌کند که علی‌رغم تمدید سه هفته‌ای آتش‌بس در لبنان توسط رئیس‌جمهور آمریکا، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال یک عملیات نظامی بزرگتر در این کشور آماده نگه داشته است.

در حال حاضر اسرائیل به درخواست آمریکایی‌ها در برابر حزب‌الله خویشتن‌داری نشان می‌دهد، اما مقامات امنیتی هشدار داده‌اند که این وضعیت شکننده است و می‌تواند به سرعت تغییر کند. هم‌زمان، یک ابتکار سیاسی جدید در لایه‌های دولتی اسرائیل در حال بررسی است که هدف آن دستیابی به توافق مستقیم با دولت لبنان برای تضعیف جایگاه حزب‌الله و سلب نفوذ این سازمان در معادلات داخلی است.

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-dd0e82d544bbd91026.htm

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
اعتراف تکان‌دهنده رسانه عبری: بزرگترین ابرقدرت جهان در برابر ایران بی‌دفاع شد!

روزنامه عبری‌زبان معاریو در گزارشی با استناد به یافته‌های «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی» آورده است که تقابل نظامی ۳۹ روزه با ایران، بهای گزافی فراتر از میلیاردها دلار برای ایالات متحده به همراه داشته و به تخلیه بخش عظیمی از ذخایر تسلیحات دقیق و راهبردی این کشور منجر شده است. بر اساس داده‌های منتشر شده در این ارزیابی، نیروهای آمریکایی در این بازه زمانی کوتاه، هزاران موشک کروز و رهگیرهای پیشرفته دفاعی از جمله سامانه‌های پاتریوت، تاد و موشک‌های رهگیر استاندارد ۳ و ۶ را مصرف کرده‌اند. تحلیلگران این رسانه خاطرنشان می‌سازند که شلیک بیش از ۸۵۰ فروند موشک تاماهاک با ارزش تقریبی ۲.۶ میلیون دلار برای هر پرتاب، در کنار استفاده گسترده از رهگیرهایی که قیمت برخی از آن‌ها به مرز ۲۸.۷ میلیون دلار می‌رسد، بار مالی سنگینی را بر دوش واشنگتن قرار داده است.

نویسندگان این تحلیل در ادامه با اتخاذ رویکردی هشدارآمیز استدلال می‌کنند که بحران اصلی تنها در حجم تسلیحات شلیک شده خلاصه نمی‌گردد، بلکه معضل بنیادین در روند بسیار کند و زمان‌بر جایگزینی این مهمات نهفته است. در این گزارش تاکید شده است که چرخه تولید و تحویل برخی از این سامانه‌های حیاتی ممکن است تا ۴ سال به طول انجامد. کارشناسان ضمن اشاره به این تاخیر لجستیکی، هشدار می‌دهند که اگرچه انبارهای فعلی ممکن است پاسخگوی نیازهای نبرد جاری باشند، اما در صورت بروز یک رویارویی همه‌جانبه دیگر در سطح بین‌المللی، به ویژه در برابر قدرت‌هایی نظیر چین، سطح ذخایر راهبردی آمریکا به شکلی خطرناک و نگران‌کننده ناکافی خواهد بود. به باور ناظران، این درگیری نظامی ضعف‌های پیشین زرادخانه‌های تسلیحاتی را به شدت تعمیق کرده است.

در بخش پایانی این بررسی، به تلاش‌های ارتش ایالات متحده برای عبور از این بحران لجستیکی پرداخته شده و عنوان گردیده است که واشنگتن ناگزیر به استفاده از جایگزین‌های مقرون‌به‌صرفه‌تری نظیر بمب‌های هدایت‌شونده و سامانه‌های مبتنی بر پرنده‌های بدون سرنشین روی آورده است. با این وجود، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این راهکارهای جایگزین دارای محدودیت‌های عملیاتی آشکاری در زمینه برد، دقت اصابت و انعطاف‌پذیری در قیاس با سامانه‌های پیشرفته رهگیری و تهاجمی هستند. افزون بر این، این گزارش تصریح می‌کند که وابستگی متحدان غربی و منطقه‌ای واشنگتن در جبهه‌هایی نظیر اوکراین و خاورمیانه به همین تسلیحات، بار مضاعفی را بر ظرفیت‌های تولیدی آمریکا تحمیل کرده است. در نتیجه، ایالات متحده اکنون در میانه یک فشار فزاینده صنعتی، نه تنها باید زرادخانه‌های تهی‌شده خود را احیا کند، بلکه متعهد به تداوم زنجیره تامین جنگ‌افزار برای شرکای بین‌المللی خویش نیز می‌باشد.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1313557

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
1
سراب قدرت نظامی؛ چگونه دکترین جدید امنیتی، اسرائیل را در باتلاق جنگ‌های چندجبهه‌ای گرفتار کرد؟

اودی اونتال، سرهنگ ذخیره ارتش رژیم صهیونیستی و کارشناس استراتژی و سیاست، در گزارشی در حساب کاربری‌اش در ایکس به تحلیل تغییرات بنیادین و آسیب‌شناسانه در دکترین امنیتی اسرائیل پرداخته و استدلال می‌کند که ساختار تصمیم‌گیری پس از رویدادهای هفتم اکتبر، از رویکرد سنتی خود کاملاً فاصله گرفته است. وی تشریح می‌کند که دکترین پیشین که بر پایه‌های بازدارندگی، هشدار زودهنگام، دفاع مستحکم و درگیری‌های کوتاه برای حفظ ثبات و رشد اقتصادی بنا شده بود، اکنون جای خود را به استراتژی فرسایشی «پیشگیری مستمر» و «دفاع رو به جلو» داده است. به باور این تحلیلگر، رهبری سیاسی کنونی با تمرکز صرف بر قدرت نظامی و حذف عامدانه راهکارهای دیپلماتیک از دستور کار، کشور را به سمت یک جنگ بی‌پایان سوق داده است تا از این طریق، ضمن شانه خالی کردن از بار مسئولیت در قبال ناکارآمدی‌های اطلاعاتی، یک روایتِ بحران‌زیستی مداوم را برای مدیریت افکار عمومی تثبیت کند.

این کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در ادامه ارزیابی‌های خود خاطرنشان می‌سازد که پیاده‌سازی این دکترین مبتنی بر پیشگیری مطلق، منجر به شکل‌گیری یک نبرد چندجبهه‌ای و مستمر در غزه، لبنان و سوریه شده است که پیامدهای مخربی برای تاب‌آوری ساختار اقتصادی و نظامی به همراه دارد. اونتال با اشاره به استراتژی ایجاد «کمربندهای امنیتی» تاکید می‌کند که این رویکرد نه تنها امنیت پایداری تولید نکرده، بلکه ارتش را در یک چرخه باطل از اصطکاک مستمر گرفتار ساخته و همزمان، به ابزاری ژئوپلیتیک برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک و توسعه‌طلبی ارضی تبدیل شده است. از منظر وی، این تمرکز افراطی بر راهکارهای صرفاً نظامی و غفلت از مهندسی توافقات سیاسی، علاوه بر فرسودگی شدید منابع داخلی و کاهش توان رزمی نیروها، به انزوای بی‌سابقه منطقه‌ای و بین‌المللی انجامیده و پایه‌های روابط استراتژیک با ایالات متحده را به شکلی خطرناک تضعیف کرده است.

در پایان این تحلیل جامع، نویسنده با تاکید بر لزوم بازنگری فوری در سیاست‌های کلان دفاعی، نتیجه‌گیری می‌کند که دستیابی به پیروزی واقعی در میدان نبرد بدون پشتوانه توافقات سیاسی و عدم تبدیل دستاوردهای نظامی به واقعیت‌های استراتژیک تثبیت‌شده، عملاً غیرممکن است. وی به سیستم تصمیم‌ساز توصیه می‌کند که باید هرچه سریع‌تر به اصول دکترین امنیتی پیشین خود، یعنی دفاع کارآمد در درون مرزها و استفاده از اهرم نظامی منحصراً به عنوان بستری برای تحقق توافقات پایدار، بازگردد. بر اساس این جمع‌بندی، کاربرد استراتژی «پیشگیری» باید به جای اعمال کور در تمامی جبهه‌ها، منحصراً به خنثی‌سازی تهدیدات موجودیتی و قطعی، نظیر برنامه‌های هسته‌ای، محدود شود تا از فروپاشی درونی ساختارهای رژیم در یک جنگ بی‌پایان و فاقد چشم‌انداز جلوگیری به عمل آید.

منبع:
https://x.com/UEvental/status/2047918410344865997

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👎1🔥1
‏ترامپ خطاب به خبرنگار نیویورک پست که هم اکنون در پاکستان حضور دارد:
برگرد خانه!!!


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
🔥1
روزنامه معاریو در گزارش تحلیلی خود با اشاره به لغو دیدار فرستادگان آمریکایی و وزیر خارجه ایران در پاکستان، وضعیت فعلی واشنگتن و تهران را ورود به یک مرحله خطرناک و فرسایشی توصیف می‌کند که در آن طرفین به جای جنگ تمام‌عیار به استراتژی «اصطکاک محاسبه‌شده» روی آورده‌اند. بر اساس این گزارش، ایالات متحده با تمرکز بر محاصره دریایی، صادرات و زیرساخت‌های انرژی ایران را تحت فشار قرار داده است؛ در حالی که تهران با ایجاد مزاحمت‌های مداوم دریایی و استفاده از نیروهای متحد، بدون بر هم زدن رسمی آتش‌بس، هزینه‌ها را برای واشنگتن افزایش می‌دهد. در این میان، تنگه هرمز به مرکز ثقل این نبرد خاموش تبدیل شده است؛ گذرگاهی که تسلط بر آن علاوه بر تأثیر مستقیم بر بازارهای جهانی انرژی، پای بازیگران بین‌المللی نظیر اروپا و کشورهای آسیایی را نیز به این کارزار باز کرده است، در حالی که هر دو طرف در یک جنگ روانی منتظرند تا رقیب نخستین گام عقب‌نشینی را بردارد.

در بخش دیگری از این تحلیل، به نگرانی عمیق تصمیم‌سازان در تل‌آویو از رویکرد واشنگتن پرداخته شده و تاکید می‌شود که ترس اصلی اسرائیل نه از تداوم درگیری، بلکه از شکل‌گیری یک «توافق جزئی» است که بدون خلع سلاح واقعی هسته‌ای و موشکی، تنها به ایران فضای تنفس اقتصادی و تثبیت جایگاه منطقه‌ای اعطا کند. معاریو با اشاره به شکاف راهبردی میان آمریکا و اسرائیل، تصریح می‌کند که واشنگتن تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی به دنبال پایان سریع بحران فعلی است، اما اسرائیل با نگاهی بلندمدت در پی پیشگیری از بحران‌های آینده است و راهکارهایی نظیر رقیق‌سازی اورانیوم را تنها یک راه‌حل ظاهری می‌داند. در نهایت، این رسانه هشدار می‌دهد که تداوم این وضعیت فرسایشی، احتمال بروز حوادث تاکتیکی مهارنشدنی نظیر تلفات انسانی یا تشدید تنش در لبنان را افزایش داده و منطقه را با خطر یک «هیجان و درگیری ناخواسته» و بازگشت سریع به یک جنگ همه‌جانبه روبرو می‌سازد که وقوع آن تنها مسئله زمان است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1313797

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍1
مؤسسه مطالعات سیاست بین‌الملل (ISPI) ایتالیا در تحلیلی با اشاره به تمدید ناگهانی آتش‌بس توسط دونالد ترامپ، تأکید می‌کند که چالش اصلی کنونی نه دستیابی به یک توافق، بلکه فقدان کامل یک مسیر خروجی برای طرفین است که منجر به شکل‌گیری یک «انسداد دائمی و ناپایدار» شده است.

بر اساس این ارزیابی، در حالی که واشنگتن با سیاست محاصره دریایی به دنبال تحمیل شرایط خود برای یک پیروزی سریع و نمادین است، تهران با استفاده از راهبرد مقاومت و اهرم‌های نامتقارن در تنگه هرمز، به دنبال فرسایشی کردن نبرد و خرید زمان است. این گزارش خاطرنشان می‌سازد که تضاد میان تعجیل آمریکا برای بستن یک «معامله کثیف و سریع» و اصرار ایران بر حفظ ابزارهای بقای خود، منطقه را در وضعیتی میان جنگ و صلح معلق نگه داشته است.

در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی، کارشناسان این مؤسسه هشدار می‌دهند که خطر واقعی در تثبیت این بن‌بست به عنوان یک واقعیت جدید نهفته است که در آن خطوط قرمز دو طرف هیچ نقطه تلاقی ندارند. از دیدگاه این اندیشکده، اصرار واشنگتن بر امتیازگیری گسترده در برابر انعطاف ناچیز اقتصادی، منجر به وضعیتی شده که هزینه‌های آن را تمامی بازیگران بین‌المللی از طریق تلاطم در بازارهای انرژی پرداخت می‌کنند.

در نهایت، گزارش تصریح می‌کند که در این بازی فرسایشی و فقدان اعتماد متقابل، حتی یک حادثه کوچک در خلیج فارس می‌تواند به سرعت به یک درگیری همه‌جانبه و ناخواسته تبدیل شود که در آن هیچ برنده‌ای وجود نخواهد داشت و تمامی طرف‌ها، از جمله متحدان منطقه‌ای آمریکا، بهای سنگینی برای آن خواهند پرداخت.

منبع:
https://www.ispionline.it/it/pubblicazione/usa-iran-il-rischio-di-uno-stallo-permanente-236051

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
🔥1
نشریه آتلانتیک در گزارشی فاش کرد که شکاف‌های عمیقی در بدنه دولت ترامپ پیرامون جنگ با ایران شکل گرفته است. طبق این گزارش، جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور در جلسات پشت درهای بسته نسبت به روایت پنتاگون از روند جنگ ابراز تردید کرده و معتقد است وزارت دفاع آمارهای نادرستی از وضعیت موجود ارائه می‌دهد. ونس به‌ویژه نگران تخلیه ذخایر موشکی استراتژیک ایالات متحده است و هشدار می‌دهد که تداوم این روند می‌تواند توان دفاعی آمریکا را در جبهه‌های احتمالی دیگر از جمله تایوان، کره‌جنوبی و اروپا به‌طور جدی به مخاطره بیندازد. این در حالی است که پیت هگزث، وزیر دفاع، با نگاهی خوش‌بینانه و تبلیغاتی، از تسلط کامل بر آسمان ایران سخن می‌گوید، اما گزارش‌های اطلاعاتی داخلی نشان می‌دهند که ایران همچنان بخش عمده‌ای از توان هوایی، موشکی و قایق‌های تندروی خود را برای بستن تنگه هرمز حفظ کرده است.

در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی آمده است که تقابل میان ونس و هگزث تنها به میدان جنگ محدود نمی‌شود و ریشه در جاه‌طلبی‌های سیاسی و تفاوت‌های ایدئولوژیک آن‌ها دارد. در حالی که هگزث با رویکردی تهاجمی و استفاده از ادبیات مذهبی سعی در جلب رضایت ترامپ دارد، ونس بر اساس تجربیات خود از جنگ‌های عراق و افغانستان، نسبت به تکرار سناریوی «جنگ‌های ابدی» هشدار می‌دهد. آتلانتیک اشاره می‌کند که هگزث با هدف «ماگاييزه» کردن ارتش، اقدام به برکناری افسران ارشد زن و اقلیت‌ها کرده و به‌شدت بر وفاداری شخصی به ترامپ تکیه دارد. این تنش‌ها با ورود چهره‌های نزدیکی چون دن دریسکول، وزیر ارتش و دوست صمیمی ونس، پیچیده‌تر شده است؛ به‌ویژه پس از آنکه هگزث با وجود مخالفت‌های دریسکول، متحدان وی را در ستاد مشترک ارتش برکنار کرد.

گزارش مذکور در نهایت بر این نکته تأکید می‌ورزد که برخلاف پیش‌بینی‌های پنتاگون مبنی بر پیروزی سریع و قاطع، جنگ ایران اکنون به یک «بن‌بست پرهزینه و نامشخص» تبدیل شده است. اگرچه ترامپ آتش‌بسی را به‌صورت نامحدود تمدید کرده، اما لغو سفرهای دیپلماتیک ونس و جرد کوشنر به پاکستان نشان‌دهنده شکست در آغاز مذاکرات صلح است. همزمان، توقیف کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران ثابت کرد که توان رزمی ایران برخلاف ادعاهای هگزث همچنان پابرجاست. این وضعیت باعث شده تا کارشناسان هشدار دهند که کمبود تسلیحات دفاعی و تهاجمی کلیدی مانند موشک‌های تاماهاک، به دلیل مصرف بی‌رویه در جنگ فعلی و ارسال به اوکراین و اسرائیل، امنیت ملی آمریکا را در بلندمدت با تهدیدی بی‌سابقه مواجه کرده است.

منبع:
https://www.theatlantic.com/national-security/2026/04/iran-war-vance-hegseth-trump/686905/?utm_source=chatgpt.com

لينک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍1
کانال ۱۲ در گزارشی فاش کرد که لیات رون، تحلیلگر مسائل اقتصادی در گفتگو با رادیو ۱۰۳FM پرده از یک رسوایی امنیتی و راهبردی برداشته است که نشان می‌دهد اسرائیل در میانه جنگ و در حالی که با کمبود شدید ذخایر موشکی مواجه بوده، اقدام به ارسال سامانه‌های پدافندی «پیکان ۳» به آلمان کرده است. بر اساس این افشاگری، این تصمیم که ناشی از اولویت‌بخشی به تعهدات مالی یک قرارداد ۳.۵ میلیارد یورویی بر نیازهای دفاعی فوری بوده، باعث شد تا در زمان حملات موشک‌های بالستیک از سوی ایران و یمن، توان پدافندی اسرائیل در لایه دفاعی خارج از جو به شدت تضعیف شود. این گزارش تأکید می‌کند که مقامات نظامی و خبرنگاران پیش از این تلاش کرده بودند از طریق اداره سانسور نظامی پاسخی برای چرایی کمبود موشک‌های رهگیر دریافت کنند، اما در نهایت مشخص شد که بخشی از این ذخایر حیاتی برای پایبندی به جدول زمانی صادرات، از کشور خارج شده است.

در ادامه این تحلیل تخصصی، به پیامدهای این خلأ پدافندی اشاره شده و آمده است که بر اساس مستندات ارائه شده، ایرانی ها با شناسایی این نقطه ضعف، در مراحل پایانی نبرد به استفاده گسترده از موشک‌های خوشه‌ای روی آورده‌اند که به دلیل فقدان تعداد کافی موشک رهگیر «پیکان ۳»، منجر به کشته شدن ۵ تن و مجروحیت صدها نفر در اسرائیل شده است. منتقدان در این گزارش با حمله به عملکرد سیاستمداران، آن‌ها را به دخالت‌های غیرکارشناسی در امور پیچیده دفاعی و نادیده گرفتن هشدارهای متخصصان متهم کرده و خاطرنشان می‌سازند که نبود بودجه کافی برای بخش پدافندی و ترجیح دادن منافع اقتصادی حاصل از فروش تسلیحات، امنیت جانی ساکنان سرزمین های اشغالی را به مخاطره انداخته است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1314633

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍1
دنی سیترینویچ، مقام سابق اطلاعاتی و پژوهشگر فعلی، در گزارشی در وب‌سایت «زمان اسرائیل» با نگاهی انتقادی به بن‌بست راهبردی فعلی، تأکید می‌کند که خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای بدون داشتن استراتژی جایگزین، یکی از بزرگ‌ترین خطاهای استراتژیک اسرائیل در دهه‌های اخیر بوده است.

وی با اشاره به اینکه توافق ۲۰۱۵ با وجود تمام نقص‌ها، برنامه هسته‌ای ایران را سال‌ها به عقب رانده و تحت نظارت شدید قرار داده بود، خاطرنشان می‌کند که اکنون ایران با عبور از مرزهای تکنولوژیک و افزایش بی‌سابقه ذخایر غنی‌سازی ۶۰ درصدی، عملاً به یک کشور در آستانه هسته‌ای تبدیل شده است.

سیترینویچ در بخش پایانی تحلیل خود با صراحت بیان می‌دارد که از این نقطه به بعد هیچ راه حل آسانی وجود ندارد و کسانی که از توقف برنامه ایران از طریق زور دم می‌زنند، واقعیت را نادیده می‌گیرند؛ چرا که برای توقف واقعی این برنامه، یا به یک اقدام زمینی بی‌سابقه در داخل خاک ایران نیاز است و یا دستیابی به توافقی جدید با همان سیستم حاکم، تحت شرایطی بسیار شبیه به توافق سال ۲۰۱۵.

او با هشدار نسبت به فقدان زمان و نظارت واقعی، وضعیت فعلی را یک «پوچی استراتژیک» توصیف می‌کند که در آن توافقِ محدودکننده قبلی به ابتکار غرب و بدون جایگزین نابود شد تا ایران با شتابی مضاعف به سمت تهدیدی حرکت کند که خود این کشورها در ایجاد آن نقش داشته‌اند.

لذا تلاش کنونی آمریکا برای بازگشت به مسیر دیپلماتیک، اعترافی ضمنی به این واقعیت است که هیچ راه حل نظامی مشخصی برای خروج از این بحران خودساخته وجود ندارد.

منبع:
https://www.zman.co.il/682771/

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
👍1
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی به واکاوی نتایج معنادار نظرسنجی جدید مؤسسه «آگام» پرداخته است که نشان‌دهنده بن‌بست راهبردی و فرسایش اعتماد عمومی در اسرائیل است.

طبق این گزارش، برخلاف ادعاهای رسمی، هیچ حس پیروزی قاطعی در افکار عمومی وجود ندارد؛ به‌طوری که در قبال ایران، تنها حدود نیمی از پاسخ‌دهندگان معتقد به تضعیف این کشور هستند و در مقابل، ۲۹.۴٪ بر این باورند که وضعیت ایران تغییری نکرده و ۱۴.۹٪ حتی معتقدند که تقویت شده است.

این تصویر مبهم در مورد خود اسرائیل نیز صدق می‌کند؛ جایی که ۳۷.۷٪ معتقد به تقویت جایگاه اسرائیل هستند، اما ۳۳.۴٪ بر این باورند که اسرائیل در اثر این کارزار تضعیف شده است. این ارقام نشان می‌دهد که جامعه نسبت به بهبود توازن استراتژیک پس از هزینه‌های سنگین جنگ متقاعد نشده است.

در بعد سیاسی، این گزارش از سقوط آزاد محبوبیت بنیامین نتانیاهو پرده برمی‌دارد که با افتی مداوم از حدود ۴۰٪ در ماه مارس به ۲۸٪-۲۹٪ فعلی رسیده است.

در حالی که رقبایی چون نفتالی بنت با ۲۷.۹٪ و گادی آیزنکوت با ۱۶.۷٪ در حال تقویت جایگاه خود هستند، ۶۶.۱٪ از ساکنان سرزمین‌های اشغالی رسماً نارضایتی خود را از عملکرد نتانیاهو ابراز کرده‌اند.

همچنین، نگرانی‌های عمیقی نسبت به انزوای بین‌المللی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که ۷۰.۵٪ یهودیان از رشد یهودستیزی هراسانند و بیش از ۷۰٪ جامعه، تنش با غرب و افول جایگاه دیپلماتیک را نه صرفاً یک مسئله تدافعی، بلکه تهدیدی واقعی برای امنیت ملی در بلندمدت قلمداد می‌کنند. در نهایت، تمایل ۳۱.۱٪ از اسرائیلی‌ها به مهاجرت، پیامی روشن از عمیق امنیت و امید به آینده در سرزمین های اشغالی است.

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/politics/article-1314916

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
🔥2
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی به قلم «کوبی بن‌موشه» بر این باور است که مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران، علی‌رغم تهدیدات امنیتی، یک «فرصت استراتژیک نادر» و نوعی «بیمه راهبردی» برای اسرائیل فراهم آورده است تا خود را به عنوان حلقه‌ای جدایی‌ناپذیر از زنجیره تأمین جهانی تثبیت کند.

بر اساس نقشه‌های ترسیم‌شده از کریدور اقتصادی «هند-خاورمیانه-اروپا» این مسیر با اتصال بمبئی به بنادر امارات و سپس انتقال زمینی کالا از طریق عربستان و اردن به بندر حیفا، تنگه هرمز را دور زده و وابستگی به این نقطه حساس ژئوپولیتیکی را کاهش می‌دهد.

داده‌های اقتصادی ارائه‌شده در این گزارش حاکی از آن است که این پروژه مناطقی با سهم ۵۰ درصدی از تولید ناخالص داخلی جهان را به هم پیوند می‌دهد و می‌تواند زمان ارسال کالا میان آسیا و اروپا را تا ۴۰ درصد و هزینه‌های لجستیک را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.

همچنین اسرائیلی‌ها پیش‌بینی کرده اند که این طرح سالانه ۲۱.۸ میلیارد دلار به صادرات هند افزوده و برای اسرائیل نیز علاوه بر درآمدهای کلان از زیرساخت‌های انرژی و دیجیتال، اهرمی ژئواستراتژیک برای تضعیف نفوذ منطقه‌ای ایران ایجاد نماید.

نهایتاً، این گزارش تأکید می‌کند که در دنیای امروز، کشوری که بخشی از راه حل نباشد، جزئی از مشکل باقی خواهد ماند و اسرائیل باید میان نگاه محلی یا بازی در زمین جهانی، یکی را انتخاب کند.

منبع:
https://www.maariv.co.il/economy/israel/article-1315100

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis
🔥1
نشنال اینترست در گزارشی به ناکارآمدی راهبرد محاصره دریایی ایران پرداخته و تأکید می‌کند که مسئله اصلی نه ذات ابزار فشار، بلکه «زمان‌بندی نادرست» آن بوده است؛ به‌گونه‌ای که به‌زعم این تحلیل، اگر این اقدام پیش از آغاز جنگ اعمال می‌شد، می‌توانست اهرم مؤثرتری برای وادار کردن تهران به مذاکره باشد. در این چارچوب، گزارش خاطرنشان می‌سازد که پیش از تشدید درگیری‌ها، نشانه‌هایی از تمایل ایران به اجتناب از جنگ و حفظ مسیرهای دیپلماتیک وجود داشت و همین امر می‌توانست زمینه را برای اثرگذاری بیشتر فشار اقتصادی فراهم کند.

در ادامه، این گزارش با اشاره به تحولات پس از جنگ ۱۲روزه، استدلال می‌کند که لحظه «آسیب‌پذیری حداکثری» ایران عملاً از دست رفته است؛ چراکه شوک اولیه ناشی از حملات و حذف فرماندهان ارشد، هرچند اختلالاتی ایجاد کرد، اما به‌سرعت با بازسازی ساختار تصمیم‌گیری و تطبیق راهبردی جبران شد. به تعبیر تحلیل، توقف جنگ و نه پایان بحران، آغاز مرحله‌ای از بازآرایی بود که در آن تهران خود را برای یک مواجهه طولانی‌تر آماده کرد.

بر همین اساس، گزارش تصریح می‌کند که ایران در ماه‌های پس از جنگ با تکیه بر «عدم تمرکز فرماندهی»، ایجاد ساختارهای موازی و توزیع قدرت تصمیم‌گیری، توانسته است تاب‌آوری خود را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد. در این میان، به‌طور خاص به تغییر مهمی در سطح راهبردی اشاره می‌شود؛ جایی که تهران با فعال‌سازی «کارت جغرافیا» و برجسته‌سازی تهدید تنگه هرمز، تلاش کرده هزینه‌های تقابل را از سطح دوجانبه به سطحی جهانی منتقل کند و بازی را به حوزه‌ای بکشاند که در آن مزیت نسبی دارد.

در جمع‌بندی، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که محاصره دریایی در شرایط کنونی نه‌تنها به انزوای ایران منجر نشده، بلکه به‌طور معکوس می‌تواند به گسترش بحران و تشویق تهران به بهره‌گیری از ابزارهای نامتقارن بیانجامد. به‌صورت ضمنی گزارش تأکید می‌کند که این سیاست بیش از آنکه ابزار تغییر رفتار باشد، به مکانیزمی برای «مدیریت تنش» تقلیل یافته و حتی خطر تشدید چرخه اقدام و واکنش را افزایش داده است؛ امری که نشان می‌دهد خطای راهبردی اصلی واشنگتن در به‌کارگیری ابزار فشار، پس از عبور ایران از مرحله شوک و ورود به فاز تطبیق ساختاری رخ داده است.

منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-the-iran-blockade-isnt-working


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
https://t.me/meshkatanalysis