مشکات اندیشه
652 subscribers
11 photos
24 videos
256 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
اندیشکده ریسپانسیبل استیتکرافت در گزارشی تحلیلی که یک روز پس از ضرب‌الاجل ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز منتشر شد، با استناد به دو پژوهشگر ارشد حقوق و روابط بین‌الملل، استدلال کرد که تهران تنگه هرمز را نه به‌مثابه اهرم فشاری موقت برای پایان دادن به جنگ، بلکه به‌عنوان یک ساختار دائمی برای دوران پس از جنگ طراحی کرده است. بر اساس این تحلیل، ایران پس از آنکه توانست با اعمال محدودیت‌های گسترده در عبور کشتی‌ها و هدف قرار دادن برخی شناورها، قدرت اهرمی خود بر اقتصاد جهانی را به نمایش بگذارد، اکنون در پی تبدیل این برتری تاکتیکی به نفوذ بلندمدت است؛ در حالی که کشورهایی چون چین، روسیه، عراق، ترکیه، پاکستان و هند از همین حالا تحت چارچوبی غیررسمی مجاز به عبور از این تنگه هستند.

از منظر حقوقی، نویسندگان این گزارش تصریح کردند که اگرچه تنگه هرمز بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها یک آبراه بین‌المللی محسوب می‌شود و اخذ عوارض برای عبور صرف به‌طور کلی ممنوع است، اما از آنجا که ایران، آمریکا و اسرائیل هیچ‌کدام به این کنوانسیون نپیوسته‌اند، ایران می‌تواند با تکیه بر اصل «عبور بی‌ضرر» مصوب کنوانسیون ژنو ۱۹۵۸ و در قالب ارائه خدماتی نظیر ایمنی دریانوردی و پایش زیست‌محیطی، دریافت عوارض را توجیه حقوقی کند.

این گزارش همچنین به طرح قانون «ترتیبات امنیت تنگه هرمز» در مجلس ایران اشاره کرد که به دنبال تثبیت حاکمیت تهران بر این گذرگاه است، در حالی که شورای امنیت سازمان ملل با وتوی احتمالی چین و روسیه عملاً از تصویب هرگونه قطعنامه الزام‌آور باز مانده است.

در بخش راهبردی، این تحلیل افشا کرد که ایران در پی آن است تا با هر کشوری به‌صورت دوجانبه توافق کند: تضمین عبور امن در ازای به‌رسمیت شناختن چارچوب جدید ایران و پرداخت عوارض؛ به‌گونه‌ای که برخی تحلیلگران درآمد احتمالی این طرح را بیش از صادرات نفت ارزیابی کرده‌اند. نویسندگان همچنین فاش کردند که ایران آماده است به عمان نقشی شبیه مدیریت کانال‌های پاناما یا سوئز بدهد و کشورهای حاشیه خلیج فارس را با تخفیف در عوارض و احیای چارچوب صلح هرمز ترغیب کند تا داوطلبانه به این نظم جدید بپیوندند؛ نظمی که در صورت تحقق، اهرم ایران بر اقتصاد جهانی را به‌صورت ساختاری و پایدار حفظ خواهد کرد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://responsiblestatecraft.org/strait-of-hormuz-and-iran/
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی، از دگرگونی بی‌سابقه‌ای در توازن قدرت منطقه خبر می‌دهد که بر اساس آن ایران با تکیه بر توانمندی‌های نظامی پیشرفته از جمله موشک‌ها و پهپادهایی با برد دو هزار کیلومتر، توانسته کنترل صادرات نفت خلیج فارس را به دست گیرد؛ به گونه‌ای که آژانس بین‌المللی انرژی از آن به عنوان بزرگ‌ترین اختلال در تأمین نفت جهان از زمان تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ یاد کرده است.

این روزنامه همچنین آشکار می‌سازد که سپاه پاسداران اکنون فرآیند صدور نفت را به‌طور کامل در اختیار دارد به گونه‌ای که هر نفتکش پیش از ورود به بندر خارک باید رمز عبور دریافت کند و در هنگام گذر از تنگه هرمز، یک شناور سپاه آن را همراهی می‌کند. بر پایه آمار ارائه‌شده در این گزارش، تنها در یک روز، پنج نفتکش حامل ۷.۷ میلیون بشکه نفت از جزیره خارک بارگیری کردند که معادل درآمد روزانه‌ای بالغ بر ۸۵۰ میلیون دلار است که می‌تواند درآمد سالانه ایران را به بیش از یک تریلیون دلار برساند.

این گزارش در ادامه با لحنی هشداردهنده تأکید می‌کند که این جریان درآمدهای کلان نفتی در عمل تحریم‌های آمریکا علیه ایران را ناکارآمد کرده و به تهران این امکان را داده تا زیرساخت‌های آسیب‌دیده از حملات اسرائیل و آمریکا از جمله صنعت موشک‌سازی، فولاد و برنامه هسته‌ای را با شتابی چشمگیر بازسازی کند.

معاریو با اشاره به اینکه نود درصد این نفت به چین می‌رسد و کشورهای دیگر نیز در حال بستن قراردادهای دوجانبه با ایران هستند، نتیجه می‌گیرد که رویکرد ایران در تنگه هرمز نه‌تنها پاسخ نظامی کارآمدی ندارد، بلکه تمایل ترامپ به همکاری با تهران برای مدیریت این تنگه می‌تواند کشورهای منطقه را در موضعی وابسته به اراده ایران قرار دهد و معادلات قدرت را در سراسر منطقه به‌کلی دگرگون سازد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1304275
🔹 ناحوم برنع، از برجسته‌ترین و کهنه‌کارترین تحلیلگران روزنامه یدیعوت آحارانوت در مقاله‌ای صریح و انتقادی نوشته است که نه نتانیاهو و نه ترامپ هیچ دلیلی برای جشن گرفتن ندارند و «پیروزی عظیم» ادعایی‌شان توهمی بیش نیست.

🔹برنع با اشاره به سرنگونی هواپیمای آمریکایی در آسمان ایران، به‌صراحت نوشته است که آمریکایی‌ها با آماری نگران‌کننده هواپیماهای خود را در ایران از دست می‌دهند. او تأکید کرده که توانایی ایران در پاسخ نظامی با پدافند هوایی، موشک‌های بالستیک و پهپادها و همچنین ظرفیت آن در بازسازی سامانه‌های آسیب‌دیده، تمام ارزیابی‌های خوش‌بینانه سران سیاسی آمریکا و اسرائیل را باطل کرده است.

🔹این تحلیلگر اسرائیلی با تلخی نوشته که این بحران تنها گریبان آمریکایی‌ها را نگرفته؛ بلکه روز به روز در آسمان و زمین اسرائیل نیز تجربه می‌شود و شهروندان در سراسر این رژیم زیر آتش موشک‌اند.

🔹برنع در بخشی تأمل‌برانگیز از مقاله، به یک الگوی تاریخی تکرارشونده اشاره کرده: رهبران سیاسی، به‌جای ارزیابی‌های واقع‌بینانه، آرزوهای خود را به مردم می‌فروشند و فرماندهان نظامی نیز خواه از روی میل، خواه از روی اجبار دنباله‌رو آن‌ها می‌شوند. او در این رابطه از گفته معروف ژرژ کلمانسو یاد کرده که جنگ موضوعی جدی‌تر از آن است که به سیاستمداران سپرده شود.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.ynet.co.il/news/article/yokra14731166#autoplay
1
دنی سیترونوویچ، مسئول میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، در یادداشتی در حساب کاربری خود درباره میانجی‌گری پاکستان برای برقراری آتش‌بس میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، می‌نویسد که تهران در حال تبدیل یک جنگ تحمیلی به فرصتی برای بازتعریف قواعد بازی در سطح راهبردی است.

به گفته او، ایران در این مسیر صرفاً به توقف درگیری فکر نمی‌کند، بلکه به‌دنبال گرفتن تضمین‌های محکم برای جلوگیری از حملات آینده و همچنین دریافت غرامت بابت خسارات جنگ است؛ خواسته‌هایی که نشان می‌دهد نگاه تهران فراتر از یک آتش‌بس موقت است.

او در ادامه تأکید می‌کند که در این معادله، تنگه هرمز به یک نقطه کانونی تبدیل شده؛ به‌گونه‌ای که از نگاه ایران، از دست دادن اهرم فشار بر این تنگه، تقریباً هم‌وزن عقب‌نشینی در پرونده هسته‌ای یا توان موشکی است. به بیان دیگر، هرمز دیگر فقط یک گذرگاه نیست، بلکه به بخشی از هویت راهبردی ایران تبدیل شده است.

سیترونوویچ همچنین توضیح می‌دهد که این اهرم برای تهران سه کارکرد اصلی دارد: افزایش بازدارندگی، اعمال فشار اقتصادی و تثبیت جایگاه منطقه‌ای. به همین دلیل، به اعتقاد او، ایران به‌سادگی از این موقعیت عقب‌نشینی نخواهد کرد و مسئله تنگه هرمز به یکی از خطوط قرمز اصلی در هر مذاکره‌ای تبدیل شده است.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://x.com/i/status/2041048661325496489
مؤسسۀ ایتالیایی مطالعات سیاست بین‌الملل (ایسپی) در گزارشی تحلیلی از زبان اران اتزیون، متخصص امنیت ملی تصویری نگران‌کننده از وضعیت استراتژیک اسرائیل پس از حملۀ هفتم اکتبر ۲۰۲۳ ارائه می‌دهد. بر اساس این گزارش، حملۀ مذکور نه‌تنها روان ملی اسرائیل را در هم شکست، بلکه سه پایۀ اصلی دکترین دفاعی دیرینۀ این رژیم یعنی بازدارندگی، هشدار زودهنگام و پیروزی قاطع را به‌طور همزمان فروپاشاند. این در حالی است که پژوهشگران دانشگاه عبری قدس تأکید می‌کنند بازیابی روانی ملت‌ها پس از ضربه‌های ملی، دست‌کم پنج سال به طول می‌انجامد و برای اسرائیل این ساعت تنها از ژانویۀ ۲۰۲۶ پس از آزادی آخرین گروگان به کار افتاده است.

گزارش همچنین افشا می‌کند که اسرائیل، برخلاف هر رویکرد راهبردی بالغانه‌ای، دچار سلطۀ مطلق تفکر نظامی است و دیپلماسی، حقوق بین‌الملل و ابزارهای غیرنظامی قدرت ملی عملاً از مباحث داخلی آن غایب‌اند.

در ادامه، این گزارش هشدار می‌دهد که دکترین نوین اسرائیل که طراحان نظامی آن را «دفاع پیشرو» می‌نامند در واقع چیزی جز یک واکنش غریزی شتاب‌زده نیست که در غزه، لبنان، سوریه و ایران به اجرا درآمده است. محور این دکترین، جابه‌جایی از «نیت‌محوری» به «توانایی‌محوری» است؛ به این معنا که اسرائیل دیگر منتظر سنجش قصد دشمن نمی‌ماند و به جای آن به حذف پیشگیرانۀ توانمندی‌های نظامی متوسل می‌شود. اما نویسنده این منطق را در سطح راهبردی عمیقاً معیوب می‌داند و پرسش‌های انفجاری‌ای مطرح می‌کند: آیا اسرائیل برای کاهش توان ارتش مصر بزرگ‌ترین ارتش عرب نیز اقدام خواهد کرد؟

آیا به محض بازسازی ارتش سوریه، آن را هم هدف می‌گیرد؟

این گزارش در نهایت نتیجه می‌گیرد که حملۀ هفتم اکتبر به هدف اصلی خود دست یافت و یکی از مخرب‌ترین پیامدهای آن، همین دکترین دفاعی آسیب‌دیده‌محور است که به جای ثبات پایدار، اسرائیل را به سوی جنگ دائمی سوق می‌دهد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis


منبع:
https://www.ispionline.it/en/publication/israels-new-defense-doctrine-is-shortsighted-and-dangerous-234201
‏با توجه به منقضی شدن بازه زمانی اشتراک پرمیوم و عدم امکان پرداخت به دلیل شرایط موجود تمامی مطالب این اکانت توییتری(https://x.com/hamzeh_ir) در کانال تلگرامی مشکات اندیشه به آدرس زیر منتشر می شود.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی فاش کرد که در حالی که بحران انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز بیشتر کشورهای جهان را غافلگیر کرده، چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان سال‌هاست که خود را برای چنین سناریویی آماده کرده است.

بر اساس این گزارش که به نقل از نیویورک تایمز تهیه شده، پکن در سال‌های اخیر ذخایر عظیمی از نفت ذخیره کرده و همزمان با سرمایه‌گذاری گسترده در انرژی‌های تجدیدپذیر از جمله خورشیدی، بادی و آبی تقاضای داخلی خود برای سوخت را به سطحی رسانده که اکنون در مسیر کاهش مستمر قرار دارد.

گزارش همچنین آشکار می‌کند که نیروی محرکه اصلی این استراتژی، نه برنامه‌ریزی صرف، بلکه فشارهای دوره اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بوده است؛ جنگ تجاری و رویارویی‌های فناورانه آن دوره، زنگ خطر را برای رهبری حزب کمونیست به صدا درآورد و شی جین‌پینگ را به اجرای سیاست صنعتی «اتکای به خود» واداشت.

در ادامه این گزارش، جزئیات قابل توجهی از ابعاد این تحول استراتژیک برملا می‌شود؛ از جمله اینکه صنایع شیمیایی چین، به‌جای وابستگی به نفت وارداتی برای تولید محصولات پتروشیمی به فناوری آلمانی دوران جنگ جهانی دوم روی آورده و زغال‌سنگ داخلی را جایگزین کرده‌اند تا جایی که مصرف زغال‌سنگ این کشور در سال ۲۰۲۵ از کل مصرف ایالات متحده فراتر رفته است.

افزون بر این، تبدیل شدن چین به بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی جهان، وابستگی‌اش به نفت در بخش حمل‌ونقل را به‌شدت کاهش داده است. در همین راستا در حالی که قیمت نفت و گاز در سراسر جهان در پی درگیری‌های نظامی اوج گرفته، کودهای شیمیایی در چین همچنان با قیمتی بسیار پایین‌تر از میانگین جهانی عرضه می‌شوند و کشورهایی مانند ویتنام و فیلیپین که با بحران شدید انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اکنون دست نیاز به‌سوی پکن دراز کرده‌اند.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1305686
دنی سیترونوویچ، مسئول سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی در واکنش به بحث‌های مطرح‌شده درباره آتش‌بس و اظهارات اخیر ترامپ نوشت که رد قابل پیش‌بینی پیشنهاد اخیر آمریکا از سوی ایران باید هرگونه توهم باقی‌مانده در واشنگتن را از بین ببرد، چرا که هیچ مسیر ساده و سریعی برای پایان دادن به این تقابل وجود ندارد.

به گفته او، اختلاف میان تهران و واشنگتن صرفاً در سطح تاکتیک‌ها نیست، بلکه ماهیتی ساختاری دارد؛ به‌گونه‌ای که خواسته‌های ایران اساساً با انتظارات آمریکا همخوانی ندارد.

وی همچنین خاطرنشان می‌کند که مشکل عمیق‌تر این است که ایالات متحده فاقد یک گزینه نظامی معتبر است که بتواند ایران را به تسلیم وادار کند.

او بر این باور است که حتی حملات گسترده به زیرساخت‌های ایران نیز به تسلیم منجر نخواهد شد، بلکه موجب واکنش متقابل، تقویت اراده حاکمیت و افزایش احتمال تشدید تنش در منطقه می‌شود.

سیترونوویچ اضافه می‌کند که تصور کارآمد بودن فشار صرف علیه تهران، نه یک راهبرد واقعی، بلکه نوعی خوش‌خیالی است.

او در ادامه اشاره می‌کند که دولت آمریکا اکنون با مجموعه‌ای از گزینه‌های محدود و نامطلوب مواجه شده است.

به اعتقاد او، هرگونه راه‌حل مبتنی بر مذاکره ناگزیر مستلزم پذیرش بخشی از مطالبات ایران است؛ تصمیمی که از نظر سیاسی دشوار اما از نظر راهبردی قابل‌درک است.

وی هشدار می‌دهد که گزینه جایگزین، یعنی ورود به یک کارزار نظامی گسترده، فاقد چشم‌انداز روشن برای پایان است و نمی‌توان انتظار یک نقطه عطف سریع و تعیین‌کننده را داشت.

او در جمع‌بندی تأکید می‌کند که تشدید تنش می‌تواند آمریکا را وارد یک درگیری فرسایشی و طولانی‌مدت کند؛ درگیری‌ای که بیش از آن‌که با پیروزی تعریف شود، با هزینه، استمرار و عدم قطعیت شناخته خواهد شد.

در نهایت، او نتیجه می‌گیرد که واشنگتن با یک دوراهی آشنا روبه‌رو است: یا پذیرش یک توافق ناقص، یا ورود به تقابلی باز و بی‌پایان که خروج مشخصی برای آن متصور نیست.


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis


منبع:
https://x.com/i/status/2041200735941988634
سامح عسکر، نویسنده و تحلیلگر مصری در واکنش به بازتاب‌های گسترده‌ای که مناظره حسن احمدیان در شبکه الجزیره با شماری از کارشناسان عرب در فضای رسانه‌ای عربی برانگیخت، تحلیلی درخور توجه ارائه داد.

عسکر در این تحلیل متذکر شد که پرسش از راز هوشمندی و توانمندی این جوان ایرانی، این روزها ذهن بسیاری از مخاطبان را به خود مشغول ساخته است.

وی در تبیین این پدیده استدلال کرد که احمدیان نمونه‌ای شاخص از نسل نوین روشنفکران محور مقاومت است؛ نسلی که عمداً در حاشیه نگه داشته شده تا میدان برای دیگرانی باز بماند که یا اسیر تعصبات قومی و مذهبی‌اند، یا چهره‌هایی کهنه‌اند که افق فکری‌شان از ادبیات مقاومت دهه‌های شصت و هفتاد میلادی فراتر نمی‌رود.

این تحلیلگر مصری یادآور شد که پیش از این، از همان روزهای نخست عملیات طوفان‌الاقصی، بر این خلأ انگشت گذاشته و تأکید کرده بود که رسانه‌های عربی نیازمند تحولی بنیادین در ساختار نیروی انسانی خود هستند؛ نیازمند ظهور جریانی جوان که هم به فرهنگ مقاومت اعتقاد راسخ داشته باشد، هم از سطحی بالا از آگاهی و دانش برخوردار باشد، هم از تیزهوشی و قدرت تحلیل بهره‌مند باشد و هم در بهره‌گیری از ابزارها و فناوری‌های نوین ارتباطی مسلط باشد.

عسکر در بخش پایانی تحلیل خود افزود که ایران، ذاتاً و تاریخاً، سرزمین فلسفه، منطق و تیزهوشی است. از این رو، شگفتی مخاطبان عرب از احمدیان را باید در بستر تاریخی آن خواند؛ این واکنش، بازتاب مستقیم همان انزوای طولانی‌مدتی است که عرب‌ها را از شناخت ایران و درک عمق فرهنگی این ملت دور نگه داشته است. انزوایی که محصول دو جریان موازی بوده: از یک سو، سیاست طرد و حذف وهابی و از سوی دیگر، تعصبات ایدئولوژیک بعثی و قوم‌گرایانه.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis


منبع:
https://x.com/i/status/2040675627158683731
1
روزنامه معاریو در گزارشی که امروز ششم آوریل ۲۰۲۶ منتشر کرد به تحلیل راز زمیت، رئیس برنامه ایران و محور شیعی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل درباره لحن تهدیدآمیز اخیر دونالد ترامپ علیه تهران پرداخت.

این تحلیلگر برجسته معتقد است که ایران پیام‌های تهدیدآمیز ترامپ را نه نشانه اقتدار واشنگتن، بلکه دلیلی بر یأس و استیصال رئیس‌جمهور آمریکا می‌داند. تسیمت تصریح کرد که چنین لحنی نه تنها تهران را به تسلیم وادار نمی‌کند، بلکه ایران از این فرصت بهره می‌برد تا تآخیر انداختن مذاکرات، شرایط مطلوب‌تری در هر توافق احتمالی به دست آورد. او همچنین یادآور شد که فرستاده آمریکایی ویتکاف نیز پیش‌تر اعتراف کرده بود که ترامپ درک درستی از طرف مقابل خود ندارد.

تسیمت در بخش دیگری از تحلیل خود روشن ساخت که ایران در هر مذاکره‌ای دو دسته تضمین می‌طلبد: تضمین‌های امنیتی برای جلوگیری از از سرگیری جنگ و تضمین‌های اقتصادی در قالب کاهش تحریم‌ها؛ و اگر این خواسته‌ها برآورده نشود، تشدید بحران محتمل خواهد بود.

وی افزود که تهران همچنان بر این باور است که توان آسیب‌رسانی‌اش، از طریق تهدید زیرساخت‌های کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و احتمال مسدود کردن تنگه باب‌المندب به دست انصارالله، از ظرفیت واشنگتن برای مقابله پیشی می‌گیرد.

تسیمت در پایان گوشزد کرد که ایران تنها دو بار در تاریخ خود «جام زهر را نوشیده» است: در سال ۱۹۸۸ با پذیرش آتش‌بس با عراق و در ۲۰۱۵ با امضای توافق هسته‌ای؛ اما اکنون نگران آن است که با واگذاری اهرم‌های فشار باقی‌مانده، راه برای فروپاشی کامل هموار شود.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis


منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1305683
روزنامه معاریو در گزارشی بر اساس منابع نزدیک به اطلاعات اوکراین، فاش ساخت که روسیه فهرست مفصلی شامل ۵۵ هدف از زیرساخت‌های انرژی حیاتی اسرائیل را در اختیار ایران قرار داده است؛ فهرستی که نه به‌صورت کلی، بلکه بر اساس اهمیت استراتژیک و میزان تأثیر هر هدف بر اقتصاد اسرائیل، در سه دسته‌بندی تقسیم‌بندی شده است:

تأسیسات تولید برق حیاتی از جمله نیروگاه «اوروت رابین»،

مراکز انرژی شهری و صنعتی در مناطق پرجمعیت مرکزی،

و زیرساخت‌های محلی‌ای که آسیب به آن‌ها می‌تواند مثل دومینو، یکی پس از دیگری فروبپاشند.

نکته‌ای که گزارش روی آن تأکید ویژه دارد این است که اسرائیل به‌دلیل انزوای انرژی‌اش، یعنی نداشتن هیچ اتصالی به شبکه‌های برق منطقه‌ای، در برابر چنین تهدیدی به‌شدت آسیب‌پذیر است؛ همان ویژگی‌ای که سال‌ها نشانه استقلال به حساب می‌آمد، حالا می‌تواند پاشنه آشیل این رژیم باشد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1305974
افشاگری کانال ۱۲ از شیوه فریب ترامپ توسط نتانیاهو برای ورود به جنگ علیه ایران

کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به نقل از تحقیق مفصل روزنامه نیویورک تایمز فاش کرد که نقطه عطف تصمیم‌گیری برای جنگ با ایران به نشست محرمانه یازدهم فوریه در اتاق بحران کاخ سفید بازمی‌گردد. در این جلسه، بنیامین نتانیاهو با حضور مجازی دیوید بارنیا، رئیس موساد و فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل طرحی جاه‌طلبانه برای سرنگونی نظام حکمرانی در تهران ارائه داد. او ویدئویی از چهره‌های جایگزین احتمالی پخش کرد که رضا پهلوی هم در میانشان بود و مدعی شد یک حمله مشترک می‌تواند شورشی مردمی برپا کرده و جمهوری اسلامی را به سرعت از پای درآورد. ترامپ آنقدر تحت تأثیر اعتماد به نفس اسرائیلی‌ها قرار گرفت که در همان جلسه گفت: «این برایم خوب به نظر می‌رسد.»

بر اساس همین گزارش، روز بعد تصویر کاملاً متفاوتی در واشنگتن شکل گرفت. جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، سناریوهای تغییر رژیم را «مضحک» خواند؛ مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، وسط جلسه توجیهی کلام را برید و گفت: «به عبارت دیگر، این مزخرف است»؛ و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک، هشدار داد که اسرائیلی‌ها «بیش از آنچه می‌توانند تحویل دهند وعده می‌دهند» و این جنگ ذخایر تسلیحاتی آمریکا را خالی خواهد کرد. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور و صریح‌ترین مخالف در اتاق، آن را «حواس‌پرتی گران‌قیمتی» دانست که با بالا بردن قیمت سوخت، اقتصاد آمریکا را به خطر می‌اندازد و وعده‌های انتخاباتی ترامپ برای دوری از جنگ‌های جدید را نقش بر آب می‌کند.

در نهایت اما دو عامل کفه ترازو را چرخاند: گزارش جرد کوشنر و استیو ویتکاف از مذاکرات سوئیس مبنی بر اینکه ایرانیان «وقت‌کشی می‌کنند» و یک اطلاعات مهم امنیتی درباره تجمع نادر رهبران ارشد نطام در فضای باز تهران که فرصتی عملیاتی ایجاد کرد. ترامپ در اواخر فوریه، بر فراز اقیانوس و در هواپیمای ریاست‌جمهوری، دستور آغاز عملیات «خشم حماسی» را امضا کرد و در پیامی کوتاه به ژنرال کین نوشت: «عملیات تأیید شد. لغو نخواهد شد. موفق باشید.»

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q2/Article-8ae9d4bbe496d91027.htm
دنی سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در نهاد اطلاعاتی نظامی اسرائیل، در تحلیلی در خصوص آتش‌بس میان ایران، آمریکا و اسرائیل در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت که آنچه به‌عنوان آتش‌بس در حال شکل‌گیری دیده می‌شود، «اگرچه می‌تواند نشانه‌ای از آغاز پایان درگیری‌ها باشد، اما به‌دلیل بی‌اعتمادی عمیق میان طرف‌ها باید با احتیاط بسیار مورد توجه قرار گیرد»، و تأکید می‌کند که «تا زمانی که آتش‌بس به‌طور کامل اجرا نشده، عملاً نمی‌توان از وجود آن سخن گفت.»

او در ادامه با اشاره به ابهامات موجود می‌افزاید که «ما همچنان در تاریکی قرار داریم و جزئیات کلیدی، به‌ویژه درباره اینکه چه وعده‌هایی به ایران داده شده، نامشخص است.»

سیترونوویچ همچنین خاطرنشان می‌کند که «اگر ایران واقعاً توانسته باشد تضمین‌هایی بر اساس “ده اصل” مورد اشاره ترامپ به‌دست آورد، این موضوع یک دستاورد حاشیه‌ای نیست، بلکه یک پیروزی راهبردی برای تهران محسوب می‌شود» که می‌تواند جایگاه و روایت آن را تقویت کند.

به باور او، «ایران تقریباً قطعاً این وضعیت را به‌عنوان موفقیت معرفی خواهد کرد»، چرا که از نگاه تهران، این آتش‌بس موقت می‌تواند همراه با «تضمین‌هایی برای مذاکرات تحت شرایط خود و محدودیت‌هایی بر ازسرگیری اقدام نظامی» باشد؛ هرچند او تأکید می‌کند که «این برداشت لزوماً به‌معنای انطباق کامل با واقعیت نیست، اما ادراک در سیاست اهمیت بالایی دارد.»

او در بخش دیگری از تحلیل خود تصریح می‌کند که «هر ارزیابی باید با یک واقعیت پایه آغاز شود: ایران همچنان اورانیوم غنی‌شده در اختیار دارد و این واقعیت تغییری نکرده است.»

در ادامه می‌نویسد که «ایالات متحده، دست‌کم در شرایط فعلی، ترجیح داده از تشدید تنش پرهیز کند و نشانه‌هایی از انعطاف نشان دهد»، اما در عین حال «ابعاد عملی این رویکرد، به‌ویژه در ارتباط با شریان‌های اقتصادی ایران، همچنان مبهم باقی مانده است.» او اضافه می‌کند که «آنچه مبهم نیست، تمایل آشکار ترامپ برای دستیابی به یک توافق حتي با حکومتی که به‌شدت آن را هدف قرار داده است.»

سیترونوویچ همچنین یادآور می‌شود که «در لحظه انتخاب، ترامپ به‌طور کامل با موضع اسرائیل همسو نشد و به سمت آتش‌بس حرکت کرد»، تصمیمی که به گفته او «دارای پیامدهایی است، اما هنوز برای ارزیابی دامنه آن زود است.»

در پایان، او با اشاره به اهمیت تنگه هرمز می‌نویسد: «اگر تردیدی درباره اولویت‌های ترامپ وجود داشت، کافی است به تنگه هرمز نگاه کنیم؛ باز نگه داشتن آن، حتی پس از آنکه در آغاز جنگ نیز باز مانده بود، به هدف اصلی مذاکرات تبدیل شد.» به اعتقاد او، «همین نکته به‌تنهایی نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی راهبردی این کارزار از ابتدا تا چه حد با اشکال همراه بوده است.»

لينك عضويت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis



منبع:
https://x.com/i/status/2041658876903485928
نشریه فارن‌افرز در گزارشی به نقل از پژوهشگران پروژه «باروميتر عربی» آمانی جمال، رئیس کالج امور عمومی و بین‌الملل دانشگاه پرینستون، و مایکل رابینز، محقق ارشد این پروژه فاش کرد که افکار عمومی جهان عرب از زمان عملیات طوفان‌الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ دچار چرخشی بنیادین شده است؛ به گونه‌ای که در اکثر کشورهای مورد بررسی مصر، عراق، اردن، لبنان، مغرب، سوریه، تونس و سرزمین‌های فلسطینی تنها اقلیتی اندک سیاست خارجی دولت ترامپ را مثبت ارزیابی می‌کنند: ۲۴ درصد در عراق، ۲۱ درصد در لبنان، ۱۴ درصد در تونس، و تنها ۱۲ درصد در اردن و سرزمین‌های فلسطینی.

در مقابل، محبوبیت چین در سال ۲۰۲۵ به بازه‌ای میان ۳۷ تا ۶۹ درصد رسیده، روسیه علی‌رغم تهاجم به اوکراین در اغلب کشورهای عربی از آمریکا پیشی گرفته و حتی محبوبیت سیاست‌های خارجی آقای خامنه‌ای رهبر شهید که پیشتر بسیار پایین بود در تونس به ۴۹ درصد و در عراق به ۴۸ درصد رسیده است؛ هرچند برنامه هسته‌ای ایران همچنان در دیدگاه اکثریت مردم منطقه تهدیدی جدی به شمار می‌رود.

این گزارش همچنین بر پایه یافته‌های همین نظرسنجی تصریح می‌کند که نگرش منفی به واشنگتن دیگر محدود به پرونده فلسطین نیست، بلکه به بحران مشروعیت آمریکا در عرصه بین‌الملل مربوط می‌شود؛ چنان‌که وقتی از مخاطبان پرسیده می‌شود کدام کشور بیشتر به حقوق بشر و قوانین بین‌المللی پایبند است، بیشتر آن‌ها چین را بر آمریکا ترجیح می‌دهند تنها ۷ درصد در سرزمین‌های فلسطینی و ۱۳ درصد در مصر سیاست‌های آمریکا را در حفاظت از آزادی‌ها برتر می‌دانند.

پژوهشگران هشدار می‌دهند که اگر واشنگتن راه‌حلی سریع برای بحران ایران نیابد و به حل عادلانه مناقشه اسرائیل-فلسطین دست نزند، نه تنها محبوبیت مردمی، بلکه روابط خود با دولت‌های عربی را نیز به خطر می‌اندازد؛ زیرا حتی رهبران اقتدارگرای عرب نیز از فشار افکار عمومی در امان نیستند و همکاری آشکار با آمریکا را هر روز پرهزینه‌تر می‌یابند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis



https://www.foreignaffairs.com/iran/america-has-lost-arab-world
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به نقل از یوئل گوژانسکی، کارشناس ارشد حوزه خلیج فارس و رئیس برنامه کشورهای عربی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، نوشت که آتش‌بس با ایران در کشورهای حوزه خلیج فارس نه با احساس پیروزی، بلکه با حس فرصت سوخته همراه بوده است. این کارشناس می‌گوید هدف اصلی جنگ نه‌تنها محقق نشده بلکه ایران برنامه هسته‌ای و موشکی‌اش را حفظ کرده و توانسته نشان دهد که در برابر قدرتمندترین کشور جهان هم می‌توان ایستاد. همین موضوع، به گفته او، ممکن است انگیزه تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را در آینده تقویت کند.

گوژانسکی در ادامه تأکید می‌کند که این جنگ به متحدان منطقه‌ای آمریکا هم آسیب جدی زده است. امارات متحده عربی بیشترین ضربه را خورد و خسارات اقتصادی‌اش به میلیاردها دلار رسید. آمریکا نه توانست از حملات ایران جلوگیری کند و نه به نتیجه‌ای روشن دست یافت. اسرائیل هم که از نگاه کشورهای خلیج فارس محرک اصلی این جنگ بود، حالا زیر انتقاد شدید این کشورهاست. در چنین فضایی، این کارشناس پیش‌بینی می‌کند که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دوباره به سیاست کاهش تنش با ایران روی خواهند آورد؛ نه از سر اعتماد، بلکه چون چاره دیگری نمی‌بینند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis


منبع:

https://mobile.mako.co.il/news-columns/2026_q2/Article-0498f3e400c6d91026.htm
رسانه‌های اسرائیلی درباره آتش‌بس با ایران چه می‌گویند؟

رسانه‌های اسرائیلی در واکنش به اخبار مربوط به توقف جنگ، دیدگاه‌های متفاوتی منتشر کردند که همگی نشان‌دهنده نگرانی جدی در محافل سیاسی و رسانه‌ای این رژیم است.

روزنامه معاریو در این باره نوشت که اسرائیل و آمریکا در این جنگ شکست خورده‌اند و بهای این شکست را نه فقط امروز، بلکه سال‌ها بعد هم خواهند پرداخت.

سایت خبری یدیعوت آحرونوت هم در تحلیلی صریح نوشت که ترامپ وقت خریده و اسرائیل است که حساب آن را می‌دهد.

این رسانه به دو نگرانی بزرگ اشاره کرد: اول اینکه چطور می‌توان ترامپ را متقاعد کرد که در برداشتن تحریم‌های ایران عجله نکند؛ و دوم اینکه تکلیف جنگ لبنان چه می‌شود، جنگی که هنوز به پایان نرسیده.

سایت والا نیز با لحنی انتقادی نوشت که اسرائیل با تمام توان جنگید و جان‌های زیادی هم از دست داد، اما به جایی نرسید. حالا هم که ترامپ دارد توافق را بدون هماهنگی با اسرائیل اعلام می‌کند، نتانیاهو مجبور است تمام حرف‌هایش را از نو تنظیم کند.


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

روزنامه هاآرتس هم در پایان گزارش داد که اسرائیل با آتش‌بس موافقت کرده، اما نگران است؛ نگران اینکه در توافق نهایی، منافع اسرائیل نادیده گرفته شود.