مشکات اندیشه
670 subscribers
12 photos
27 videos
286 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
«دنی سیترینوویچ»، پژوهشگر مسائل ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در تحلیلی در حساب کاربری‌اش در ایکس با اشاره به چشم‌انداز احتمالی مذاکرات، تأکید کرد که در صورت شکل‌گیری گفت‌وگوها، ایران از موضعی قدرتمند و حتی قوی‌تر از گذشته وارد این روند خواهد شد.

به گفته او، ایران با در اختیار داشتن اهرم‌هایی همچون نفوذ بر تنگه هرمز، به‌خوبی می‌داند که یک جنگ فرسایشی در راستای منافع آمریکا نیست؛ به‌ویژه در شرایطی که رئیس‌جمهور این کشور به‌دنبال خروج از بحران بوده و با گزینه‌های محدود مواجه است.

وی همچنین تصریح می‌کند که ایران خواهان جنگی بی‌پایان نیست، اما در عین حال از تلاش برای شکل‌دهی به شرایطی که به بهبود موقعیت راهبردی‌اش منجر شود، دست نخواهد کشید؛ چرا که از منظر تهران، عدم تسلیم خود نوعی پیروزی تلقی می‌شود.

او در ادامه می‌افزاید که حتی در صورت تغییر مسیر از سوی دونالد ترامپ، گزینه‌های جایگزین همچنان پرهزینه و پرریسک خواهند بود؛ از جمله یک کارزار زمینی مخاطره‌آمیز یا گسترش حملات به زیرساخت‌ها که می‌تواند به بی‌ثباتی در منطقه خلیج‌فارس و افزایش قابل‌توجه قیمت نفت بینجامد.

به باور این پژوهشگر، در صورت تحقق مذاکرات، احتمالاً شاهد تکرار الگویی آشنا خواهیم بود؛ به‌گونه‌ای که یک توافق چارچوبی به رئیس‌جمهور آمریکا امکان می‌دهد ادعای پیشرفت کند، در حالی که اسرائیل و کشورهای عربی با ایرانی مواجه خواهند شد که علی‌رغم فشارهای اقتصادی از نظر راهبردی مقاوم‌تر، از نظر ایدئولوژیک سخت‌تر و مصمم به بازسازی توانمندی‌های خود است.

در جمع‌بندی این تحلیل آمده است که چشم‌انداز کنونی چندان امیدوارکننده نیست، به‌ویژه با توجه به حل‌نشده باقی ماندن مسئله ذخایر هسته‌ای؛ و این روند نه‌تنها ایران را به وضعیت کشورهایی مانند ونزوئلا نزدیک نکرده، بلکه آن را به الگویی شبیه هرچند در مقیاسی کوچک‌تر به کره شمالی سوق می‌دهد، مسیری که می‌تواند پیامدهای بلندمدت قابل‌توجهی به همراه داشته باشد.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://x.com/i/status/2036113965424459886
«محمد المختار الشنقیطی»، در توییتی در حساب کاربری خود در ایکس با ارزیابی تحولات اخیر تأکید می‌کند که مهم‌ترین دستاورد راهبردی ایران در این جنگ، تغییر ماهیت آن بوده است.

به گفته او، این تقابل از یک رویارویی بر سر آینده نظام سیاسی ایران و تلاش برای تفکیک برنامه هسته‌ای، به نزاعی بر سر بازگشایی تنگه هرمز و حل بحران انرژی جهانی تغییر مسیر داده است.

وی در ادامه، با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ، معتقد است که او عملاً به پذیرش دستاوردهای محدود رضایت داده و در چارچوبی عمل می‌کند که می‌توان آن را مصداق این عبارت دانست: «به غنیمت اندک بسنده کرده است.»

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
وب‌سایت الجزیره در گزارشی به قلم شادی عبدالحافظ استدلال کرد که حمله موشکی ایران به دیمونا و عراد، فراتر از یک عملیات انتقام‌جویانه ساده بوده و در واقع نقطه عطفی در تحول بنیادین سامانه‌های موشکی ایران به شمار می‌رود.

نویسنده با اشاره به اینکه یک موشک ایرانی توانست از سپر دفاعی گنبد آهنین بگریزد و در فاصله بیست کیلومتری یک مرکز تحقیقات هسته‌ای فرود بیاید، بر این باور است که اهمیت این ضربه نه در حجم خسارات، بلکه در آنچه درباره توانایی‌های توجیه‌گری موشک‌های ایرانی آشکار کرد، نهفته است.

گزارش به تفصیل توضیح می‌دهد که موشک‌های مدرن دیگر صرفاً پرتاب‌شونده‌هایی بی‌هدف نیستند، بلکه به «عقل‌های الکترونیکی» مجهزند که موقعیت خود را در حین پرواز می‌شناسند و مسیرشان را بر اساس آن اصلاح می‌کنند.

در بخش تاریخی گزارش، نویسنده با رویکردی تحلیلی روشن می‌سازد که ایران مسیر دشواری را از صفر طی کرده است؛ کشوری که در دهه هشتاد میلادی حتی فاقد زیرساخت‌های پایه برای ساخت موشک‌های هدایت‌شونده بود، ناگزیر شد با واردات موشک‌های اسکاد شوروی به جنگ ادامه دهد، موشک‌هایی که خطای دایره‌ای آن‌ها به بیش از یک کیلومتر می‌رسید و بیشتر ابزار ارعاب بودند تا سلاح دقیق.

نویسنده استدلال می‌کند که پیمان‌های علمی‌نظامی با چین و کره شمالی در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود، در کنار دریافت اجزای حیاتی ناوبری اینرسیایی از پکن در سال ۱۹۹۶ سکوی پرشی بود که مهندسان ایرانی را از تنگنای فقدان تجربه توجیه‌گری عبور داد.

این مسیر با موشک‌های شهاب و سپس عماد که نویسنده آن را نقطه چرخش بنیادین برنامه موشکی ایران می‌خواند به جایی رسید که ایران از مرحله بازدارندگی عمومی به مرحله ضربه انتقامی دقیق گذر کرد.

در پایان‌بندی تحلیلی گزارش، نویسنده استدلال می‌کند که آنچه امروز در آسمان اسرائیل می‌گذرد نتیجه مستقیم چند دهه انباشت فناورانه است؛ موشک‌های ایرانی نسل جدید مانند فتاح فراصوت با ترکیب سه‌گانه ناوبری اینرسیایی، تصحیح ماهواره‌ای و حسگرهای پایانه‌ای، به سطحی از دقت رسیده‌اند که پیش‌بینی مسیرشان را برای سامانه‌های دفاعی بسیار دشوار می‌سازد. از منظر تحلیلگر، این جنگ دیگر صرفاً نبرد آتش نیست، بلکه «نبرد انبارها» است، رقابتی بر سر اینکه کدام طرف زودتر ذخایر خود را از دست می‌دهد؛ موشک‌های بالستیک ایران از یک سو و موشک‌های رهگیری پرهزینه اسرائیل از سوی دیگر و طرفی که زودتر خلع سلاح شود، احتمالاً مجبور خواهد شد پای میز مذاکره بنشیند.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.aljazeera.net/politics/2026/3/24/%d8%ac%d8%ad%d9%8a%d9%85-%d9%81%d9%8a-%d8%af%d9%8a%d9%85%d9%88%d9%86%d8%a9-%d9%88%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d9%83%d9%8a%d9%81-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%a5%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86
‏کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به قلم براک راوید فاش کرد که ونس در هفته گذشته دو تماس تلفنی با نتانیاهو داشته که یکی از آن‌ها سرشار از تنش بوده است. بر اساس این گزارش، در تماس روز دوشنبه، ونس صراحتاً به نتانیاهو گفته که ارزیابی‌هایش پیش از جنگ درباره احتمال شورش مردمی و سقوط رژیم در ایران، بیش از حد خوش‌بینانه بوده و تصویری که نخست‌وزیر اسرائیل به ترامپ ارائه داده با واقعیت فاصله داشته است.

گزارش همچنین حاکی است که فردای همان تماس پرتنش، روزنامه اسرائیل هیوم نوشت که ونس در مکالمه بر سر خشونت شهرک‌نشینان علیه فلسطینیان در کرانه باختری سر نتانیاهو فریاد کشیده، اما منابع آمریکایی و اسرائیلی این گزارش را نادرست خواندند. به گفته منابع کاخ سفید، مشاوران ونس به این نتیجه رسیدند که این خبر از سوی مقامات اسرائیلی به رسانه‌ها درز کرده، هرچند مقامات ارشد اسرائیلی این ادعا را قاطعانه رد کردند.

در همین راستا، گزارش تأکید می‌کند که ونس با وجود این تنش‌ها، آماده است رهبری مذاکرات صلح با ایران را بر عهده بگیرد، اما تنها در صورتی که گفتگوهای مستقیم میان واشنگتن و تهران آغاز شود. منابع نزدیک به او گفته‌اند که اگر مذاکره‌ای شکل بگیرد، او بر اساس دستورالعمل‌های ترامپ عمل خواهد کرد و در پی نتیجه‌ای خواهد بود که رئیس‌جمهور از آن راضی باشد.
لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
t.me/meshkatanalysis

منبع:
mako.co.il/news-world/202…‎
جان مرشایمر، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه شیکاگو و تریتا پارسی، تحلیلگر سیاست خارجی و معاون مؤسسه کوئینسی، به بررسی ابعاد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداختند.

مرشایمر در ابتدای بحث با تأکید بر موازنه قدرت استدلال می‌کند که ایران برخلاف تصور اولیه در موقعیت برتر قرار دارد؛ به‌گونه‌ای که به‌طور غیرمستقیم اشاره می‌کند تهران با در اختیار داشتن اهرم‌هایی چون اختلال در اقتصاد جهانی، تهدید زیرساخت‌های انرژی منطقه و توان ضربه‌زنی به اسرائیل، عملاً دست بالا را در جنگ دارد. او همچنین پیشنهادهای دیپلماتیک آمریکا را غیرواقع‌بینانه توصیف کرده و تلویحاً می‌گوید این طرح‌ها بیش از آنکه مسیر حل بحران باشند، نشانه‌ای از سردرگمی راهبردی واشنگتن هستند.

در ادامه، مرشایمر با تمرکز بر ریشه‌های جنگ، به‌طور ضمنی نقش اسرائیل و لابی‌های مرتبط را در کشاندن آمریکا به این درگیری برجسته می‌کند و استدلال می‌کند که تصمیم‌گیران آمریکایی بر اساس ارزیابی‌های نادرست درباره فروپاشی سریع ایران وارد جنگ شده‌اند. او همچنین به شکاف میان نهادهای امنیتی آمریکا و تصمیم سیاسی اشاره دارد و بیان می‌کند که بسیاری از بخش‌های دولت با این جنگ مخالف بوده‌اند. در همین چارچوب، وی هشدار می‌دهد که ادامه این مسیر می‌تواند آمریکا را در یک جنگ فرسایشی گرفتار کند که نه پیروزی در آن قابل تصور است و نه خروج آسان از آن.

از سوی دیگر، تریتا پارسی ضمن هم‌سویی کلی با این ارزیابی، با نگاهی متفاوت بر پویایی‌های جنگ تأکید می‌کند که ایران به‌دنبال طولانی کردن بی‌نهایت جنگ نیست، بلکه تلاش دارد از اهرم‌های به‌دست‌آمده برای شکل‌دهی به یک نظم پایدار جدید استفاده کند. او توضیح می‌دهد که جنگ عملاً به افزایش درآمد نفتی ایران و تضعیف اثر تحریم‌ها انجامیده و این امر توان مقاومت تهران را افزایش داده است. در عین حال، پارسی هشدار می‌دهد که ادامه جنگ می‌تواند فشارهای اقتصادی بر سایر کشورها، به‌ویژه در آسیا، را تشدید کرده و در نهایت نوعی فشار بین‌المللی برای پایان درگیری ایجاد کند.

در نهایت، هر دو تحلیلگر بر پیامدهای راهبردی بلندمدت این جنگ تأکید دارند؛ به‌طوری‌که مرشایمر به‌طور ضمنی نتیجه می‌گیرد این درگیری نه‌تنها موقعیت آمریکا را تضعیف کرده بلکه احتمال حرکت ایران به‌سمت تسلیحات هسته‌ای را افزایش داده است، زیرا پیام بازدارندگی معکوس به تهران منتقل شده است. پارسی نیز در تکمیل این دیدگاه اشاره می‌کند که این جنگ می‌تواند اعتبار تهدید نظامی آمریکا را کاهش داده و معادلات امنیتی منطقه را به‌طور اساسی تغییر دهد. در مجموع، هر دو بر این نکته تأکید دارند که بزرگ‌ترین خطر نه صرفاً در میدان نبرد، بلکه در پیامدهای اقتصادی، سیاسی و راهبردی گسترده‌تری نهفته است که می‌تواند نظم منطقه‌ای و حتی جهانی را دگرگون کند.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://youtu.be/cg6MD07Vz6U?si=palSHa4RxlQ3I5Hn
1
محجوب الزویری در گفتگو با پادکست «براحه»، ریشه‌های شخصی، علمی و تحلیلی خود را درباره بحران جاری ایران و پیامدهای آن بر منطقه خاورمیانه با صراحت تمام تشریح کرد.

الزویری در آغاز گفتگو از مسیر پژوهشی خود سخن گفت و تأکید کرد که علاقه‌اش به ایران از دهه هشتاد میلادی و در دوران کودکی با مشاهده تصاویر جنگ ایران و عراق آغاز شد. وی اشاره کرد که تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه تهران و به زبان فارسی گذرانده است و بر این نکته تأکید داشت که آشنایی عمیق با زبان فارسی کلید اصلی فهم پیچیدگی‌های جامعه ایرانی بود. الزویری همچنین یادآور شد که از همان لحظه ورود به فرودگاه مهرآباد در سال ۱۹۹۸ دریافت که تصویری که رسانه‌های بین‌المللی از جامعه ایرانی ارائه می‌دادند، تصویری گزینشی و ناقص بود؛ واقعیت جامعه ایران نه آن تصویر کاملاً مذهبی بود که شبکه‌هایی چون سی‌ان‌تن نشان می‌دادند، و نه آن چیزی که ایران رسمی از خود بازتاب می‌داد.

در پرداختن به ابعاد سیاسی بحران کنونی، الزویری با قاطعیت اظهار داشت که جنگ علیه ایران اساساً جنگ نتانیاهو است و بخشی از نقشه‌ای بزرگ‌تر برای بازتعریف خاورمیانه پس از شکست هفتم اکتبر محسوب می‌شود. وی تصریح کرد که نتانیاهو می‌کوشد با ادعای نابودی جمهوری اسلامی و پایان دادن به نظام سیاسی آن، شکست هفتم اکتبر را از تاریخ پاک کند. الزویری همچنین توضیح داد که راهبرد ایران در هدف قرار دادن کشورهای منطقه در خلیج فارس، بر اساس منطق «بالا بردن هزینه» استوار است؛ یعنی ایجاد رنج مشترک برای فشار بر همه طرف‌ها و این را بخشی از دروغ‌های راهبردی جنگ دانست.

درباره پیامدهای ترور رهبری ایران آقای الزویری آن را «زلزله‌ای در نظام سیاسی» توصیف کرد و گفت که این رویداد معادله را به یک مسئله وجودی «بودن یا نبودن» تبدیل کرده است. وی با تأکید بر اینکه اولین لرزه‌های سیاسی پس از فروپاشی احتمالی ایران در عراق احساس خواهد شد، استدلال کرد که عراق از سال ۲۰۰۳ ریه سیاسی و اقتصادی‌اش به ایران وصل شده است؛ بنابراین هر گسستی در تهران بلافاصله در بغداد منفجر خواهد شد. الزویری افزود که شکست در حکومت‌داری، فساد و استبداد، این خطر را در عراق چندین برابر کرده است.

در پایان، الزویری با نگاهی آینده‌نگرانه‌ اظهار داشت که منطقه قادر است به وضعیتی بهتر دست یابد، اما مشروط به توجه به سه اصل بنیادین است: مشروعیت سیاسی حاکمان، حکمرانی خوب و تمرکز بر انسان در تمام ابعاد آموزشی، بهداشتی و آزادی‌های مدنی. وی با هشدار درباره زوال تدریجی نفوذ آمریکا در منطقه، تأکید کرد که همان‌گونه که بریتانیا پس از دهه‌ها حضور ناگهان منطقه را ترک کرد، آمریکا نیز در پاییز قدرت خود قرار دارد. الزویری بحث را با این پرسش اساسی به پایان رساند که چرا ملت‌های منطقه با وجود ثروت‌های عظیم انسانی و طبیعی، هنوز در گیر هویت‌های قومی و مذهبی محدود هستند و نمی‌توانند خود را به یک تمدن مولد تبدیل کنند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://youtu.be/Kr5e8EcgJFw?si=jEgEXzVdg7-JUdM6
1
رابرت پیپ کارشناس مسائل امنیتی در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان با طرح مفهوم «دام تشدید تنش» اذعان کرده که حملات هوایی آمریکا در سطح راهبردی به شکست انجامیده و این تهاجم نه‌تنها موجب تضعیف ایران نشده بلکه به افزایش انسجام داخلی، تقویت انگیزه‌های تلافی‌جویانه و گسترش درگیری منجر شده است؛ او با اشاره به نبود حتی یک نمونه موفق از سرنگونی حکومت‌ها از طریق بمباران، هشدار داد که ادامه این روند می‌تواند به تشدید بحران در منطقه، اختلال در بازار انرژی و حتی کشیده شدن آمریکا به یک جنگ زمینی طولانی و پرهزینه و فرسایشی بینجامد که تماما به سود ایران است.


https://youtu.be/Ghs03B9lkrw?si=2AfXg6pGQJkXwWP6
گیدئون راکمان، ستون‌نویس ارشد فایننشال تایمز در تحلیلی استدلال کرده که ایران از این جنگ قوی‌تر و خطرناک‌تر بیرون خارج خواهد شد.

به باور او، تهران با بستن تنگه هرمز و دریافت دو میلیون دلار عوارض از هر کشتی، اهرم فشاری بی‌سابقه به دست آورده که می‌تواند میلیاردها دلار درآمد ماهانه برای خزانه‌اش به همراه داشته باشد.

راکمان تأکید کرده که هیچ راه‌حل نظامی واقع‌بینانه‌ای برای بازگشایی تنگه وجود ندارد و تصرف جزیره خارک نیز لزوماً این مشکل را حل نخواهد کرد. در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که تنها گزینه واقعی پیش رو یک توافق دیپلماتیک است، اما ایران بهای بسیار سنگینی برای آن طلب خواهد کرد و ترامپ در این میدان مذاکره آشکارا دست خالی است.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://archive.ph/9Nf8g
رسانه عبری کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از واشنگتن‌پست گزارش داد که ارتش آمریکا در طول چهار هفته جنگ با ایران، بیش از ۸۵۰ موشک توماهاوک شلیک کرده و پنتاگون نگران فرسایش سریع این ذخایر است.

به گفته منابع این روزنامه، میزان موشک‌های باقی‌مانده در خاورمیانه «به‌طرز نگران‌کننده‌ای پایین» توصیف شده و پنتاگون در صورت ادامه این روند به پایان ذخایر منطقه‌ای نزدیک می‌شود.

این گزارش یادآور می‌شود که هر فروند توماهاوک تا ۳.۶ میلیون دلار هزینه دارد، تولید هر واحد تا دو سال زمان می‌برد و در بودجه دفاعی سال گذشته تنها ۵۷ فروند سفارش داده شده بود.

فایننشال تایمز نیز پیش‌تر گزارش داده بود که پنتاگون در این جنگ چندین سال از ذخایر این موشک راهبردی را «سوزانده» است.

لینک عضویت در کانال مشکات‌ اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q1/Article-8a2bc2c37093d91026.htm
تایمز اسرائیل در گزارشی تصویری نگران‌کننده از فرسایش تدریجی نیروی نظامی رژیم صهیونیستی ارائه داده که مستقیماً با هشدارهای آیال زامیر، فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی، گره خورده است.

بر اساس این گزارش که به قلم ایتی لاندسبرگ نیوو، از بنیان‌گذاران انجمن نیروهای ذخیره اسرائیل، نوشته شده، ارتش اسرائیل در بیش از دو سال و نیم جنگ متوالی در غزه، لبنان، سوریه، کرانه باختری و اکنون ایران به نقطه‌ای رسیده که نشانه‌های کلاسیک فروپاشی نظامی در آن آشکارا دیده می‌شود؛ از اعزام یگان‌های آموزش‌ندیده به جبهه و افزایش تلفات ناشی از ضعف رزمی تا رد فرمان از سوی فرماندهان، حضور نیافتن نیمی از سربازان در فراخوان‌ها و گشت‌زنی‌های شانزده تا بیست ساعته روزانه که طی یک تا دو سال متوالی، جسم و روان رزمندگان را از پا درآورده است.

آنچه اما این تحلیل را از یک گزارش نظامی صرف فراتر می‌برد، لایه سیاسی تلخی است که نویسنده از پس آمار و ارقام آشکار می‌کند. در حالی که زامیر با صدای بلند از خطر فروپاشی ارتش هشدار می‌دهد، نه‌تنها دولت نتانیاهو جلسه‌ای با او برگزار نکرده، بلکه وزرای ائتلاف حاکم سرگرم محکوم کردن وی به اتهام افشای اطلاعات و تضعیف روحیه هستند.

نویسنده با اشاره به اینکه نتانیاهو برای حفظ ائتلافی که او را از محاکمه کیفری مصون نگه می‌دارد، قانون معافیت حریدی‌ها از خدمت سربازی را پیش می‌برد، نتیجه می‌گیرد که ارتش نه از روی ضرورت میدانی، بلکه به خاطر حسابگری‌های سیاسی یک نفر، دارد از درون می‌پوسد.

https://www.zman.co.il/675303/
🔻 عبدالعزیز بن صقر: کشورهای عربی باید فشار حداکثری بر واشنگتن اعمال کنند

این تحلیلگر برجسته سعودی در اظهاراتی با تأکید بر مسئولیت مستقیم آمریکا، خاطرنشان کرد که کشورهای حاشیه خلیج فارس قربانی جنگی شده‌اند که بدون مشورت با آن‌ها آغاز شد و بستن تنگه هرمز چیزی جز واکنش طبیعی ایران به این جنگ نیست؛ از همین رو تحمیل مسئولیت این خسارات بر کشورهای تولیدکننده یا صادرکننده نفت را کاملاً نادرست دانست.

وی در ادامه با انتقاد از رویکرد زمان‌بندی ترامپ، تصریح کرد که مهلت‌های پی‌درپی رئیس‌جمهور آمریکا از ششم آوریل تا پایان همین ماه نه بر پایه واقعیت‌های میدانی، بلکه بر اساس تعهدات دیپلماتیک شخصی او از جمله سفر به چین و استقبال از پادشاه بریتانیا تنظیم شده و از این رو کاملاً غیرعقلانی است.

این پژوهشگر همچنین با اشاره به تجربه یک ماهه، اظهار داشت که الگوی رفتاری ترامپ در صدور وعده‌های زمانی متناقض ۴۸ ساعت، پنج روز، ده روز، پایان آوریل نشانه‌ای روشن از فقدان استراتژی است و در جنگ تنها کسی چنین وعده‌هایی می‌دهد که قصد عقب‌نشینی داشته باشد.

در پایان، بن صقر با هشدار نسبت به توان تحمل ایران، تأکید کرد که تهران ظرفیت عبور از تمام ماه آوریل را دارد و تهدید آن علیه کشورهای عربی خلیج فارس در کوتاه‌مدت و بلندمدت پابرجا خواهد ماند؛ بنابراین پذیرش این رفتار آمریکا ممکن نیست و کشورهای عربی باید بیشترین فشار ممکن را بر تصمیم‌گیران واشنگتن اعمال کنند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
1
🔻اعتراف روزنامه روسی فزگلیاد؛ عملیات زمینی آمریکا علیه ایران دامی است که گریزی از آن نیست

روزنامه روسی فزگلیاد در تحلیلی با بررسی چهار سناریوی احتمالی عملیات زمینی آمریکا علیه ایران به صراحت اذعان کرده است که واشنگتن در این جنگ با یک معضل استراتژیک حل‌ناشدنی روبروست؛ این رسانه روسی خاطرنشان کرد که نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه که در مجموع تقریباً معادل یک لشکر پیاده نظام سبک است برای هیچ عملیات گسترده زمینی کافی نیست، اسرائیل درگیر جنوب لبنان است و انگیزه‌ای برای کشته دادن به نفع آمریکا ندارد و تنها متحد احتمالی یعنی امارات نیز هزینه مشارکت در چنین عملیاتی را بسیار سنگین‌تر از منافع آن می‌یابد.

این نشریه همچنین تصریح کرد که ایران برخلاف آمریکا که نیروی ذخیره فرانخوانده و آمادگی جبران تلفات ندارد می‌تواند هزاران کشته بدهد و همچنان در میدان بماند؛ بنابراین هر سطحی از تصعید، ترامپ را میان دو گزینه دردناک گرفتار می‌کند: فرو رفتن بیشتر در دام ایران یا عقب‌نشینی با اعتراف به شکست.


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://vz.ru/world/2026/3/31/1406745.html
اندیشکده آمریکایی مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در تحلیلی به قلم دنیل بایمن اذعان کرده است که راهبرد اصلی ایران در مواجهه با آمریکا و اسرائیل نه پیروزی سریع، بلکه «تحمل، فرسایش و تحمیل هزینه» بوده که تا حد زیادی موفق عمل کرده و میدان درگیری را از بعد نظامی به اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترش داده است.

این اندیشکده آمریکایی عنوان کرده که تهران با بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی فشار اقتصادی بر غرب وارد کرده است. در همین راستا مصرف گسترده تسلیحات آمریکا، توان این کشور را در سایر جبهه‌ها تضعیف کرده و نارضایتی متحدان را افزایش داده است.

از سوی دیگر این وضعیت همچنین موجب رشد احساسات ضدآمریکایی جهانی و تضعیف قدرت اجماع‌سازی واشنگتن در برابر رقبایی مانند چین و روسیه شده است.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.csis.org/analysis/who-winning-iran-war
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی اختصاصی فاش کرد که ژنرال رافی میلوآ، فرمانده قرارگاه شمال ارتش اسرائیل در جلسه‌ای محرمانه با شهرک‌نشینان به‌صراحت اعتراف کرد که ارتش اسرائیل از توان بازسازی حزب‌الله غافلگیر شده است. به گفته این ژنرال، میان ارزیابی‌های پیشین پس از عملیات «سپر شمال» و آنچه اکنون در میدان مشاهده می‌شود، شکاف قابل توجهی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که حزب‌الله علی‌رغم ضربات سنگین، هنوز حدود ده‌هزار موشک و صدها سکوی پرتاب فعال در اختیار دارد.

در بُعد استراتژیک، میلوآ با لحنی واقع‌بینانه‌تر از گفتمان رسمی سیاسی، تأکید کرد که نظام سیاسی حکمرانی ایران علی‌رغم فشارهای ناشی از جنگ، همچنان پایدار است و احتمال سرنگونی آن بسیار اندک وضعیف است. او پیش‌بینی کرد که این بحران نه با تغییر حکومت در تهران، بلکه احتمالاً از طریق توافقی دیپلماتیک و سیاسی به پایان خواهد رسید موضعی که با خوش‌بینی‌های مقامات سیاسی اسرائیل در تضاد آشکار است.

لینک عصویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-0e51124ac395d91027.htm?main_article=3&click_id=1P62bysCCr
روزنامه تلگراف در گزارشی با استناد به گزارش‌های اطلاعاتی فاش ساخت که ایران موفق شده است پایگاه‌های موشکی که در راستای حملات صهیونیستی و آمریکایی آسیب می‌بیند را ظرف چند ساعت پس از اصابت به حالت عملیاتی بازگرداند. این گزارش تصریح می‌کند که تهران علی‌رغم موج سنگین حملات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، همچنان از توانایی قابل‌توجهی برای پرتاب موشک برخوردار است و این واقعیت نگرانی جدی محافل اطلاعاتی غرب را برانگیخته است.

بر پایه همین منابع اطلاعاتی، تلگراف گزارش می‌دهد که ایران نه‌تنها در ترمیم سریع زیرساخت‌های موشکی خود توانمند شده، بلکه به‌طور فزاینده‌ای در پنهان‌سازی سکوهای پرتاب موشک نیز مهارت یافته است. این امر نشان می‌دهد که تهران در حال انطباق استراتژیک با الگوهای حملات دشمن است و رویکردهای جدیدی برای حفظ و استمرار قدرت بازدارندگی موشکی خود اتخاذ کرده است.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.telegraph.co.uk/world-news/2026/04/04/iran-repairing-missile-bunkers-within-hours/?WT.mc_id=tmgoff_tw_post_repairing-missile-bunkers-within-hours/
روزنامه کلکالیست در گزارشی تحلیلی به قلم دورون پسکین، ضمن بررسی پیامدهای اقتصادی انسداد تنگه هرمز، تأکید می‌کند که علی‌رغم تلاش‌های چشمگیر کشورهای حوزه خلیج‌فارس برای یافتن مسیرهای جایگزین، صادرات دریایی نفت خام این کشورها در ماه مارس ۲۰۲۶ به تنها ۸.۴۴ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که نشان‌دهنده سقوط ۴۹ درصدی نسبت به میانگین ۱۶.۵۸ میلیون بشکه‌ای ماه فوریه است.

بر اساس داده‌های منتشرشده، عراق سنگین‌ترین ضربه را متحمل شده و صادراتش از ۳.۲ میلیون بشکه به تنها ۵۶۱ هزار بشکه در روز کاهش یافته، در حالی که کویت و قطر با ارقام ۲۸۰ هزار و ۱۳۵ هزار بشکه عملاً از نقشه صادرات محو شده‌اند.

در بخش دیگری از این گزارش به تلاش‌های نوآورانه عربستان سعودی و امارات متحده عربی اشاره می‌شود که در پاسخ به بحران، ظرفیت‌های بی‌سابقه‌ای از خود نشان داده‌اند. عربستان نفت را از طریق پایانه‌های دریای سرخ صادر می‌کند، امارات بر بندر فجیره در خارج از تنگه تکیه کرده و عراق ناگزیر شده مسیرهای اضطراری تاریخی از طریق ترکیه و سوریه را احیا کند تا جایی که شرکت دولتی سومو قراردادهایی برای انتقال فرآورده‌های نفتی با کامیون از طریق بیابان‌های سعودی و سوری منعقد کرده است.

نویسنده استدلال می‌کند که اگرچه ظرفیت تئوریک ترکیبی این مسیرهای جایگزین به ۵.۵ میلیون بشکه در روز می‌رسد، اما نه تنها کسری عظیم تقاضا را جبران نمی‌کند، بلکه هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر از مسیر اصلی دارد.

در پایان، گزارش به ابعاد مالی و ساختاری بحران می‌پردازد و روشن می‌سازد که هر بشکه نفتی که از مسیرهای جایگزین عبور می‌کند بار هزینه اضافی سنگینی را با خود حمل می‌کند.

آژانس رتبه‌بندی اس‌اند‌پی پیش‌بینی قیمت نفت برای سال ۲۰۲۶ را به‌طور میانگین ۱۵ دلار در هر بشکه افزایش داده و کمیسیون تجارت و توسعه سازمان ملل (آنکتاد) گزارش داده که بیمه جنگی در خاورمیانه دو تا سه برابر شده به طوری که برای یک کشتی ۱۰۰ میلیون دلاری، یک سفر واحد تا یک میلیون دلار هزینه اضافی در بر دارد.

گزارش با این نتیجه‌گیری به پایان می‌رسد که آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری ۳۲ کشور عضو آژانس بین‌المللی انرژی، در بهترین حالت تنها برای چند ماه کافی خواهد بود و جهان در غیاب هرمز نه راه‌حل، که تنها مسکّنی گران‌قیمت در اختیار دارد.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:

https://www.calcalist.co.il/world_news/article/sjq4iorowx?tbref=hp
دنی سیترونوویچ، رئیس سابق امور ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در تحلیلی نسبت به توییت اخیر دونالد ترامپ که در آن با لحنی آمیخته به استیصال خواستار «باز شدن تنگه هرمز» شده بود، تأکید می‌کند که این اظهارات بازتاب‌دهنده شکافی عمیق میان دستاوردهای میدانی و ناتوانی او در تحمیل اراده‌اش در تنگه هرمز است. به‌گفته او این وضعیت نشان می‌دهد ترامپ هنوز نتوانسته واقعیت‌های جدید این معادله را به‌درستی درک کند.

وی در ادامه توضیح می‌دهد که ریشه این ناامیدی به سوءبرداشتی اساسی از ساختار و رفتار نظام ایران بازمی‌گردد؛ سیستمی که در طول این رویارویی به‌طور پیوسته تحول یافته و پیچیده‌تر شده است. از نگاه او، ایران امروز با کشوری که ترامپ در دوران ریاست‌جمهوری‌اش با آن مواجه بود، تفاوتی جدی دارد و همین موضوع باعث شده این تقابل برای ترامپ غیرمنتظره و دشوار باشد.

سیترونوویچ همچنین اشاره می‌کند که این نخستین‌بار است که ترامپ با یک رویارویی طولانی‌مدت و چندلایه از این جنس روبه‌رو می‌شود؛ وضعیتی که به‌وضوح او را با چالش مواجه کرده است. به باور او، روند تحولات نشان می‌دهد که ایران قصد عقب‌نشینی ندارد و در نتیجه، ترامپ ناچار خواهد شد با واقعیت جدیدی در تنگه کنار بیاید؛ واقعیتی که در حال حاضر به سود ایران رقم خورده است.

او در ادامه هشدار می‌دهد که این وضعیت می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازار جهانی انرژی داشته باشد، به‌ویژه اگر عبور نفتکش‌ها از تنگه منوط به تأیید ایران شود. در چنین شرایطی، به‌گفته وی، فشارها بر اقتصاد جهانی فراتر از افزایش قیمت نفت خواهد بود و می‌تواند ابعاد گسترده‌تری پیدا کند.

این تحلیلگر در پایان خاطرنشان می‌کند که ترامپ اکنون با یک انتخاب دشوار روبه‌رو است: یا این‌گونه وانمود کند که ایران برای توافق بازگشته و از این طریق یک پیروزی سیاسی برای خود بسازد، یا مسیر تشدید تنش را در پیش بگیرد. با این حال، او تأکید می‌کند که هرگونه تشدید تنش با واکنش متقابل ایران همراه خواهد بود و می‌تواند پیامدهایی بی‌سابقه برای اقتصاد جهانی به‌دنبال داشته باشد. به‌زعم او، اولتیماتوم‌های خود ترامپ، او را به نقطه‌ای رسانده که دیگر امکان اجتناب از تصمیم‌گیری در این تقابل وجود ندارد و به‌زودی جهت این رویارویی مشخص خواهد شد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://x.com/i/status/2040771053488627840
اندیشکده ریسپانسیبل استیتکرافت در گزارشی تحلیلی که یک روز پس از ضرب‌الاجل ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز منتشر شد، با استناد به دو پژوهشگر ارشد حقوق و روابط بین‌الملل، استدلال کرد که تهران تنگه هرمز را نه به‌مثابه اهرم فشاری موقت برای پایان دادن به جنگ، بلکه به‌عنوان یک ساختار دائمی برای دوران پس از جنگ طراحی کرده است. بر اساس این تحلیل، ایران پس از آنکه توانست با اعمال محدودیت‌های گسترده در عبور کشتی‌ها و هدف قرار دادن برخی شناورها، قدرت اهرمی خود بر اقتصاد جهانی را به نمایش بگذارد، اکنون در پی تبدیل این برتری تاکتیکی به نفوذ بلندمدت است؛ در حالی که کشورهایی چون چین، روسیه، عراق، ترکیه، پاکستان و هند از همین حالا تحت چارچوبی غیررسمی مجاز به عبور از این تنگه هستند.

از منظر حقوقی، نویسندگان این گزارش تصریح کردند که اگرچه تنگه هرمز بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها یک آبراه بین‌المللی محسوب می‌شود و اخذ عوارض برای عبور صرف به‌طور کلی ممنوع است، اما از آنجا که ایران، آمریکا و اسرائیل هیچ‌کدام به این کنوانسیون نپیوسته‌اند، ایران می‌تواند با تکیه بر اصل «عبور بی‌ضرر» مصوب کنوانسیون ژنو ۱۹۵۸ و در قالب ارائه خدماتی نظیر ایمنی دریانوردی و پایش زیست‌محیطی، دریافت عوارض را توجیه حقوقی کند.

این گزارش همچنین به طرح قانون «ترتیبات امنیت تنگه هرمز» در مجلس ایران اشاره کرد که به دنبال تثبیت حاکمیت تهران بر این گذرگاه است، در حالی که شورای امنیت سازمان ملل با وتوی احتمالی چین و روسیه عملاً از تصویب هرگونه قطعنامه الزام‌آور باز مانده است.

در بخش راهبردی، این تحلیل افشا کرد که ایران در پی آن است تا با هر کشوری به‌صورت دوجانبه توافق کند: تضمین عبور امن در ازای به‌رسمیت شناختن چارچوب جدید ایران و پرداخت عوارض؛ به‌گونه‌ای که برخی تحلیلگران درآمد احتمالی این طرح را بیش از صادرات نفت ارزیابی کرده‌اند. نویسندگان همچنین فاش کردند که ایران آماده است به عمان نقشی شبیه مدیریت کانال‌های پاناما یا سوئز بدهد و کشورهای حاشیه خلیج فارس را با تخفیف در عوارض و احیای چارچوب صلح هرمز ترغیب کند تا داوطلبانه به این نظم جدید بپیوندند؛ نظمی که در صورت تحقق، اهرم ایران بر اقتصاد جهانی را به‌صورت ساختاری و پایدار حفظ خواهد کرد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://responsiblestatecraft.org/strait-of-hormuz-and-iran/
روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی، از دگرگونی بی‌سابقه‌ای در توازن قدرت منطقه خبر می‌دهد که بر اساس آن ایران با تکیه بر توانمندی‌های نظامی پیشرفته از جمله موشک‌ها و پهپادهایی با برد دو هزار کیلومتر، توانسته کنترل صادرات نفت خلیج فارس را به دست گیرد؛ به گونه‌ای که آژانس بین‌المللی انرژی از آن به عنوان بزرگ‌ترین اختلال در تأمین نفت جهان از زمان تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ یاد کرده است.

این روزنامه همچنین آشکار می‌سازد که سپاه پاسداران اکنون فرآیند صدور نفت را به‌طور کامل در اختیار دارد به گونه‌ای که هر نفتکش پیش از ورود به بندر خارک باید رمز عبور دریافت کند و در هنگام گذر از تنگه هرمز، یک شناور سپاه آن را همراهی می‌کند. بر پایه آمار ارائه‌شده در این گزارش، تنها در یک روز، پنج نفتکش حامل ۷.۷ میلیون بشکه نفت از جزیره خارک بارگیری کردند که معادل درآمد روزانه‌ای بالغ بر ۸۵۰ میلیون دلار است که می‌تواند درآمد سالانه ایران را به بیش از یک تریلیون دلار برساند.

این گزارش در ادامه با لحنی هشداردهنده تأکید می‌کند که این جریان درآمدهای کلان نفتی در عمل تحریم‌های آمریکا علیه ایران را ناکارآمد کرده و به تهران این امکان را داده تا زیرساخت‌های آسیب‌دیده از حملات اسرائیل و آمریکا از جمله صنعت موشک‌سازی، فولاد و برنامه هسته‌ای را با شتابی چشمگیر بازسازی کند.

معاریو با اشاره به اینکه نود درصد این نفت به چین می‌رسد و کشورهای دیگر نیز در حال بستن قراردادهای دوجانبه با ایران هستند، نتیجه می‌گیرد که رویکرد ایران در تنگه هرمز نه‌تنها پاسخ نظامی کارآمدی ندارد، بلکه تمایل ترامپ به همکاری با تهران برای مدیریت این تنگه می‌تواند کشورهای منطقه را در موضعی وابسته به اراده ایران قرار دهد و معادلات قدرت را در سراسر منطقه به‌کلی دگرگون سازد.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1304275
🔹 ناحوم برنع، از برجسته‌ترین و کهنه‌کارترین تحلیلگران روزنامه یدیعوت آحارانوت در مقاله‌ای صریح و انتقادی نوشته است که نه نتانیاهو و نه ترامپ هیچ دلیلی برای جشن گرفتن ندارند و «پیروزی عظیم» ادعایی‌شان توهمی بیش نیست.

🔹برنع با اشاره به سرنگونی هواپیمای آمریکایی در آسمان ایران، به‌صراحت نوشته است که آمریکایی‌ها با آماری نگران‌کننده هواپیماهای خود را در ایران از دست می‌دهند. او تأکید کرده که توانایی ایران در پاسخ نظامی با پدافند هوایی، موشک‌های بالستیک و پهپادها و همچنین ظرفیت آن در بازسازی سامانه‌های آسیب‌دیده، تمام ارزیابی‌های خوش‌بینانه سران سیاسی آمریکا و اسرائیل را باطل کرده است.

🔹این تحلیلگر اسرائیلی با تلخی نوشته که این بحران تنها گریبان آمریکایی‌ها را نگرفته؛ بلکه روز به روز در آسمان و زمین اسرائیل نیز تجربه می‌شود و شهروندان در سراسر این رژیم زیر آتش موشک‌اند.

🔹برنع در بخشی تأمل‌برانگیز از مقاله، به یک الگوی تاریخی تکرارشونده اشاره کرده: رهبران سیاسی، به‌جای ارزیابی‌های واقع‌بینانه، آرزوهای خود را به مردم می‌فروشند و فرماندهان نظامی نیز خواه از روی میل، خواه از روی اجبار دنباله‌رو آن‌ها می‌شوند. او در این رابطه از گفته معروف ژرژ کلمانسو یاد کرده که جنگ موضوعی جدی‌تر از آن است که به سیاستمداران سپرده شود.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.ynet.co.il/news/article/yokra14731166#autoplay
1