مشکات اندیشه
632 subscribers
11 photos
24 videos
242 links
راه اندیشه بی‌همراهان، ره به جایی نمی‌برد. ما مشتاق شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند شما هستیم. همراهی شما فرهیختگان، سرمایه‌ای گرانسنگ برای اعتلای «مشکات اندیشه»است.
پل ارتباطی:
@hamzeh2_ir
Download Telegram
پرفسور جیانگ ژوئه‌چین، پژوهشگر و مدرس کانادایی-چینی مقیم چین و استاد تاریخ و تحلیلگر ژئوپلیتیک مقیم چین در گفتگویی با تاکر کارلسون دیدگاه‌های تحلیلی و پیش‌بینی‌محور خود را درباره‌ی تحولات جاری جهان مطرح کرد.
در حوزه‌ی جنگ خاورمیانه و پیامدهای اقتصادی آن، این استاد بر این باور است که درگیری نظامی میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر، مسیری مشابه جنگ اوکراین خواهد پیمود؛ جنگی فرسایشی و بی‌پایان که با ترور علی لاریجانی، آخرین چهره‌ی دیپلماتیک ایران، عملاً آخرین پل آتش‌بس نیز فروریخته است.

وی هشدار می‌دهد که اعزام تدریجی نیروی زمینی آمریکا، از جمله ۲۰۰ تفنگدار دریایی که گفته می‌شود برای تصرف جزیره‌ی خارک اعزام شده‌اند، می‌تواند به باتلاقی ویتنام‌گونه تبدیل شود‌ و در بدترین سناریو، تخریب مسجدالاقصی و احتمال حمله‌ی هسته‌ای، جهان را به آستانه‌ی جنگ مذهبی تمام‌عیار خواهد کشاند. پیامد اقتصادی این بحران نیز از طریق اختلال در مسیر انرژی خلیج فارس، سه روند بزرگ جهانی را شتاب خواهد داد:

صنعت‌زدایی، تسلیح مجدد ملت‌ها، و بازگشت به مرکانتیلیسم.

در تحلیل معادلات قدرت منطقه‌ای و جهانی، پرفسور استدلال می‌کند که بزرگ‌ترین بهره‌بردار این جنگ اسرائیل است که در چارچوب پروژه‌ی «اسرائیل بزرگ» به دنبال بازآرایی کامل خاورمیانه است و از این منظر، حضور آمریکا در منطقه نه دارایی، بلکه مانع اصلی محسوب می‌شود. وی همچنین تأکید می‌کند که چین، با وجود وابستگی چهل‌درصدی به انرژی حوزه‌ی خلیج فارس، به دلیل فقدان راهبرد ژئوپلیتیک فعال، توان میانجیگری مؤثر را ندارد؛ حال آنکه روسیه آگاهانه از این بحران به‌مثابه اهرمی برای تقویت موضع خود در اوکراین بهره می‌برد.

در مورد آینده‌ی ایران نیز دیدگاهی دوگانه مطرح می‌شود: کشوری که زیرساخت‌هایش ویران خواهد شد، اما کنترل تنگه‌ی هرمز را حفظ کرده و از محل عوارض عبور سالانه حدود ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد خواهد داشت و در افق ده تا بیست ساله دوباره قد خواهد کشید.

در مورد آینده‌ی آمریکای شمالی و بحران هویت غرب، این تحلیلگر بر این نظر است که اگر آمریکا به نیمکره‌ی غربی بازگردد، ناگزیر از ادغام استراتژیک کانادا و مکزیک خواهد بود؛ کانادایی که با وجود ثروت طبیعی کم‌نظیر، عمداً به حاشیه رانده شده و بیشتر به یک مستعمره‌ی منابع شباهت دارد تا یک دولت-ملت مستقل.

در سطحی کلان‌تر، وی از آنچه «تخریب کنترل‌شده‌ی تمدن غرب» می‌نامد سخن می‌گوید و معتقد است که رهاکردن میراث کلاسیک غرب در دانشگاه‌های نخبه‌گرا نه تصادفی بلکه هدفمند است؛ پارادوکسی تلخ که در آن، تمدنی که جهانیان برای دیدنش به سفر می‌روند، خود در حال نابودکردن بنیادهای فکری خویش است.​​​​​​​​​​​​​​​​

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:

http://t.me/meshkatanalysis

منبع:

https://youtu.be/2K2nQsTTjQE?si=gGDuXsp6gwu0BXjx
فارین پالیسی: چین حامی امنیتی ایران نخواهد شد

فارین پالیسی در تحلیلی عنوان کرد که واکنش چین به بحران ایران در نگاه بسیاری از تحلیلگران غربی شبیه خیانت به یک متحد به نظر می‌رسد، اما نویسنده استدلال می‌کند که این قضاوت از یک خطای بنیادین ناشی می‌شود چرا که واشنگتن همچنان قدرت را از دریچه اتحادها، تضمین‌های امنیتی و تبدیل روابط سیاسی به تعهدات نظامی می‌خواند و هر قدرت در حال ظهوری را با همین الگوی آمریکایی می‌سنجد، حال آنکه پکن هرگز قدرت را به این شکل سازمان نداده است.

این نشریه در ادامه می‌افزاید که چین به دلایل ساختاری عمیق‌تری از جمله اولویت‌های توسعه داخلی، حافظه تاریخی از تجاوز و تحقیر، درس‌آموزی از شکست‌های نظامی آمریکا در عراق و افغانستان و فقدان زیرساخت لجستیکی برای قدرت‌نمایی در خاورمیانه، نه می‌خواهد و نه می‌تواند نقش حامی امنیتی ایران را بازی کند.

نویسنده در همین راستا عنوان می‌کند که برخی تحلیلگران غربی تلاش می‌کنند چین، ایران و روسیه را در یک «محور» یا بلوک ضدآمریکایی واحد جای دهند و همکاری اقتصادی میان آن‌ها را نشانه‌ای از شکل‌گیری یک اتحاد نظامی در حال ظهور بدانند. فارین پالیسی می‌گوید این روایت اشتباه است؛ صرف اینکه چین نفت ایران می‌خرد یا هر دو کشور با فشارهای آمریکا مخالفند، به این معنا نیست که پکن متعهد به دفاع نظامی از تهران است. به بیان ساده‌تر شراکت تجاری با پیمان دفاعی یکی نیست؛ چرا که نفوذ چین از مسیر تجارت، زیرساخت و دیپلماسی گسترش یافته نه تضمین‌های امنیتی.

در پایان، نویسنده با لحنی هشداردهنده نوشت که خطر واقعی آنجاست که واشنگتن خویشتن‌داری پکن را با ضعف اشتباه بگیرد و از این نتیجه‌گیری غلط، فشار بر منافع تجاری مشروع چین در سراسر جهان را توجیه کند؛ زیرا این دیگر رقابت بر سر نفوذ در ایران نیست، بلکه به چالش کشیدن مستقیم منافع چین خواهد بود که می‌تواند رقابت را بسیار تیزتر و خطرناک‌تر از آنچه هست بکند.

منبع:
https://archive.ph/YmKUQ

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
دنی سیترینوویچ در واکنش به انتشار خبری مبنی بر اینکه آمریکا قرار است حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد نفتی را به ایران واگذار کند که به گفته منابع خبری، بزرگ‌ترین امتیاز مالی آمریکا به ایران بوده و اولین خرید نفت ایرانی از سوی آمریکا از سال ۱۹۹۶ تاکنون محسوب می‌شود، آن هم در میانه‌ی یک درگیری نظامی این تحلیل را منتشر کرد:

به باور او، این رویداد پیامد مستقیم کمپینی است که فاقد برنامه‌ریزی استراتژیک منسجم بوده؛ کمپینی که از یک سو بیش از حد به قدرت هوایی متکی بوده و از سوی دیگر، توانمندی‌های نظامی و رهبری ایران را به شکل خطرناکی دست کم گرفته است.

وی همچنین تأکید می‌کند که هرچند دستاوردهای عملیاتی انکارناپذیری وجود داشته، اما واقعیت استراتژیک کلان در قبال ایران نه‌تنها بهبود نیافته، بلکه احتمالاً نسبت به پیش از آغاز درگیری وخیم‌تر هم شده است.

سیترینوویچ تنگه هرمز را نمونه‌ای روشن از این ارزیابی می‌داند و استدلال می‌کند که دست کم گرفتن توانایی ایران در بهره‌برداری از موقعیت جغرافیایی‌اش، نشان‌دهنده‌ی سوءبرداشتی بنیادین از ماهیت واقعی یک رویارویی با تهران است به‌ویژه در حوزه‌ی امنیت انرژی جهانی.

در نهایت، او مجوزهای صادرشده برای صادرات نفت ایران را نتیجه‌ی مستقیم برنامه‌ریزی معیوب، کوته‌بینی استراتژیک و ناتوانی در پیش‌بینی پیامدهای درجه دوم و سوم این کمپین می‌داند.​​​​​​​​​​​​​​​​

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:

http://t.me/meshkatanalysis

منبع:

https://x.com/citrinowicz/status/2035246498124812512?s=46
‏موسسه واشنگتن در تحلیلی که توسط آساف اوریون، افسر ارشد سابق ارتش اسرائیل نگاشته شده، استدلال می‌کند که چین در دوران جنگ عمدتاً به اظهارات دیپلماتیک بسنده کرده و از هرگونه دخالت نظامی مستقیم پرهیز نموده، اما این رویکرد منفعلانه پس از پایان جنگ به احتمال زیاد تغییر خواهد کرد.

بر اساس این تحلیل، پکن با خرید حدود ۹۰ درصد از صادرات نفتی ایران و وابستگی ۴۰ درصدی واردات نفت خود به تنگه هرمز، انگیزه اقتصادی قدرتمندی برای کمک به بازسازی توان نظامی تهران در ازای تداوم جریان نفت خواهد داشت.

این نوشته هشدار می‌دهد که چنین همکاری پس از جنگ می‌تواند دستاوردهای نظامی آمریکا و اسرائیل را به سرعت خنثی کند و مسیر بازیابی قدرت ایران را به شکل قابل توجهی کوتاه‌تر نماید.

نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که واشنگتن و اورشلیم ناگزیر خواهند بود در این زمینه با پکن وارد مذاکره شوند، مذاکره‌ای که چین آن را به اهرم فشاری برای پیشبرد اولویت‌های استراتژیک خود تبدیل خواهد کرد.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/how-china-could-shorten-irans-path-military-recovery-after-war
‏دنی سیترینوویچ تحليلگر اسرائیلی در مصاحبه با فرید زکریا در شبکه سی‌ان‌ان‌در خصوص اولتیماتوم ۴۸ ساعته ترامپ به ایران برای گشودن تنگه هرمز‌ تأکید کرد که ایالات متحده در این بحران با هیچ گزینه مطلوبی روبه‌رو نیست.

‏وی استدلال کرد که اجرای اولتیماتوم، واکنش تلافی‌جویانه ایران علیه زیرساخت‌های انرژی منطقه را در پی خواهد داشت و در نتیجه قیمت جهانی انرژی را افزایش می‌دهد؛ امری که دقیقاً نقیض هدف اعلام‌شده واشنگتن است. از سوی دیگر، عقب‌نشینی از اولتیماتوم نیز به معنای پذیرش تداوم انسداد تنگه خواهد بود، چراکه این تحلیلگر اسرائیلی معتقد است که ایران نه تسلیم می‌شود و نه کوتاه می‌آید.

‏سیترینوویچ همچنین خاطرنشان کرد که ریشه این بن‌بست استراتژیک در درک نادرست دولت ترامپ از ماهیت جمهوری اسلامی نهفته است؛ رویکردی که به اشتباه ایران را با کشورهایی چون ونزوئلا قیاس می‌کند.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:

t.me/meshkatanalysis

منبع:

https://x.com/fareedzakaria/status/2035781189370327094?s=46
👍1
‏دنی سیترینوویچ در ادامه همان مصاحبه با فرید زکریا، هشدار داد که یکی از محتمل‌ترین پیامدهای این جنگ آن است که ایران برای نخستین بار تصمیم بگیرد با شتاب به سمت ساخت سلاح هسته‌ای حرکت کند. وی تصریح کرد که با حذف رهبری ایران، فتوای تحریم ساخت بمب اتمی نیز از اعتبار افتاده و رهبری جوان کنونی با در اختیار داشتن ذخایر قابل‌توجه اورانیوم غنی‌شده و حمایت سپاه پاسداران، اکنون بمب هسته‌ای را به‌مثابه تنها برگ برنده واقعی بازدارندگی می‌نگرد.

‏از این رو، سیترینوویچ با لحنی هشداردهنده نتیجه گرفت که جنگی که قرار بود مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود، ممکن است دقیقاً همان محرکی باشد که ایران را از آستانه هسته‌ای عبور دهد.

‏در بخش دیگری از مصاحبه، سیترینوویچ ریشه این بحران استراتژیک را در نوعی کوررنگی تحلیلی دانست و استدلال کرد که هم اسرائیل و هم آمریکا با وجود برخورداری از اطلاعات عملیاتی، از درک استراتژیک عمیق درباره ماهیت جمهوری اسلامی بی‌بهره بودند؛ باوری نادرست که نتانیاهو و ترامپ را به این گمان واداشت که حذف هبری ایران‌ به فروپاشی فوری نظام منجر خواهد شد.

‏وی در پایان دو سناریوی پیش رو را این‌گونه ترسیم کرد: اگر ترامپ زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهد، تشدید تنش مهارناپذیر خواهد شد و بازارهای جهانی انرژی به شدت آسیب خواهند دید؛ اما اگر از این تصمیم صرف‌نظر کند، میانجیگری کشورهایی چون عمان یا قطر شاید بتواند روزنه‌ای دیپلماتیک بگشاید.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:

t.me/meshkatanalysis
«دنی سیترینوویچ»، پژوهشگر مسائل ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در تحلیلی در حساب کاربری‌اش در ایکس با اشاره به چشم‌انداز احتمالی مذاکرات، تأکید کرد که در صورت شکل‌گیری گفت‌وگوها، ایران از موضعی قدرتمند و حتی قوی‌تر از گذشته وارد این روند خواهد شد.

به گفته او، ایران با در اختیار داشتن اهرم‌هایی همچون نفوذ بر تنگه هرمز، به‌خوبی می‌داند که یک جنگ فرسایشی در راستای منافع آمریکا نیست؛ به‌ویژه در شرایطی که رئیس‌جمهور این کشور به‌دنبال خروج از بحران بوده و با گزینه‌های محدود مواجه است.

وی همچنین تصریح می‌کند که ایران خواهان جنگی بی‌پایان نیست، اما در عین حال از تلاش برای شکل‌دهی به شرایطی که به بهبود موقعیت راهبردی‌اش منجر شود، دست نخواهد کشید؛ چرا که از منظر تهران، عدم تسلیم خود نوعی پیروزی تلقی می‌شود.

او در ادامه می‌افزاید که حتی در صورت تغییر مسیر از سوی دونالد ترامپ، گزینه‌های جایگزین همچنان پرهزینه و پرریسک خواهند بود؛ از جمله یک کارزار زمینی مخاطره‌آمیز یا گسترش حملات به زیرساخت‌ها که می‌تواند به بی‌ثباتی در منطقه خلیج‌فارس و افزایش قابل‌توجه قیمت نفت بینجامد.

به باور این پژوهشگر، در صورت تحقق مذاکرات، احتمالاً شاهد تکرار الگویی آشنا خواهیم بود؛ به‌گونه‌ای که یک توافق چارچوبی به رئیس‌جمهور آمریکا امکان می‌دهد ادعای پیشرفت کند، در حالی که اسرائیل و کشورهای عربی با ایرانی مواجه خواهند شد که علی‌رغم فشارهای اقتصادی از نظر راهبردی مقاوم‌تر، از نظر ایدئولوژیک سخت‌تر و مصمم به بازسازی توانمندی‌های خود است.

در جمع‌بندی این تحلیل آمده است که چشم‌انداز کنونی چندان امیدوارکننده نیست، به‌ویژه با توجه به حل‌نشده باقی ماندن مسئله ذخایر هسته‌ای؛ و این روند نه‌تنها ایران را به وضعیت کشورهایی مانند ونزوئلا نزدیک نکرده، بلکه آن را به الگویی شبیه هرچند در مقیاسی کوچک‌تر به کره شمالی سوق می‌دهد، مسیری که می‌تواند پیامدهای بلندمدت قابل‌توجهی به همراه داشته باشد.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://x.com/i/status/2036113965424459886
«محمد المختار الشنقیطی»، در توییتی در حساب کاربری خود در ایکس با ارزیابی تحولات اخیر تأکید می‌کند که مهم‌ترین دستاورد راهبردی ایران در این جنگ، تغییر ماهیت آن بوده است.

به گفته او، این تقابل از یک رویارویی بر سر آینده نظام سیاسی ایران و تلاش برای تفکیک برنامه هسته‌ای، به نزاعی بر سر بازگشایی تنگه هرمز و حل بحران انرژی جهانی تغییر مسیر داده است.

وی در ادامه، با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ، معتقد است که او عملاً به پذیرش دستاوردهای محدود رضایت داده و در چارچوبی عمل می‌کند که می‌توان آن را مصداق این عبارت دانست: «به غنیمت اندک بسنده کرده است.»

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
وب‌سایت الجزیره در گزارشی به قلم شادی عبدالحافظ استدلال کرد که حمله موشکی ایران به دیمونا و عراد، فراتر از یک عملیات انتقام‌جویانه ساده بوده و در واقع نقطه عطفی در تحول بنیادین سامانه‌های موشکی ایران به شمار می‌رود.

نویسنده با اشاره به اینکه یک موشک ایرانی توانست از سپر دفاعی گنبد آهنین بگریزد و در فاصله بیست کیلومتری یک مرکز تحقیقات هسته‌ای فرود بیاید، بر این باور است که اهمیت این ضربه نه در حجم خسارات، بلکه در آنچه درباره توانایی‌های توجیه‌گری موشک‌های ایرانی آشکار کرد، نهفته است.

گزارش به تفصیل توضیح می‌دهد که موشک‌های مدرن دیگر صرفاً پرتاب‌شونده‌هایی بی‌هدف نیستند، بلکه به «عقل‌های الکترونیکی» مجهزند که موقعیت خود را در حین پرواز می‌شناسند و مسیرشان را بر اساس آن اصلاح می‌کنند.

در بخش تاریخی گزارش، نویسنده با رویکردی تحلیلی روشن می‌سازد که ایران مسیر دشواری را از صفر طی کرده است؛ کشوری که در دهه هشتاد میلادی حتی فاقد زیرساخت‌های پایه برای ساخت موشک‌های هدایت‌شونده بود، ناگزیر شد با واردات موشک‌های اسکاد شوروی به جنگ ادامه دهد، موشک‌هایی که خطای دایره‌ای آن‌ها به بیش از یک کیلومتر می‌رسید و بیشتر ابزار ارعاب بودند تا سلاح دقیق.

نویسنده استدلال می‌کند که پیمان‌های علمی‌نظامی با چین و کره شمالی در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود، در کنار دریافت اجزای حیاتی ناوبری اینرسیایی از پکن در سال ۱۹۹۶ سکوی پرشی بود که مهندسان ایرانی را از تنگنای فقدان تجربه توجیه‌گری عبور داد.

این مسیر با موشک‌های شهاب و سپس عماد که نویسنده آن را نقطه چرخش بنیادین برنامه موشکی ایران می‌خواند به جایی رسید که ایران از مرحله بازدارندگی عمومی به مرحله ضربه انتقامی دقیق گذر کرد.

در پایان‌بندی تحلیلی گزارش، نویسنده استدلال می‌کند که آنچه امروز در آسمان اسرائیل می‌گذرد نتیجه مستقیم چند دهه انباشت فناورانه است؛ موشک‌های ایرانی نسل جدید مانند فتاح فراصوت با ترکیب سه‌گانه ناوبری اینرسیایی، تصحیح ماهواره‌ای و حسگرهای پایانه‌ای، به سطحی از دقت رسیده‌اند که پیش‌بینی مسیرشان را برای سامانه‌های دفاعی بسیار دشوار می‌سازد. از منظر تحلیلگر، این جنگ دیگر صرفاً نبرد آتش نیست، بلکه «نبرد انبارها» است، رقابتی بر سر اینکه کدام طرف زودتر ذخایر خود را از دست می‌دهد؛ موشک‌های بالستیک ایران از یک سو و موشک‌های رهگیری پرهزینه اسرائیل از سوی دیگر و طرفی که زودتر خلع سلاح شود، احتمالاً مجبور خواهد شد پای میز مذاکره بنشیند.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.aljazeera.net/politics/2026/3/24/%d8%ac%d8%ad%d9%8a%d9%85-%d9%81%d9%8a-%d8%af%d9%8a%d9%85%d9%88%d9%86%d8%a9-%d9%88%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d9%83%d9%8a%d9%81-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%a5%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86
‏کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی به قلم براک راوید فاش کرد که ونس در هفته گذشته دو تماس تلفنی با نتانیاهو داشته که یکی از آن‌ها سرشار از تنش بوده است. بر اساس این گزارش، در تماس روز دوشنبه، ونس صراحتاً به نتانیاهو گفته که ارزیابی‌هایش پیش از جنگ درباره احتمال شورش مردمی و سقوط رژیم در ایران، بیش از حد خوش‌بینانه بوده و تصویری که نخست‌وزیر اسرائیل به ترامپ ارائه داده با واقعیت فاصله داشته است.

گزارش همچنین حاکی است که فردای همان تماس پرتنش، روزنامه اسرائیل هیوم نوشت که ونس در مکالمه بر سر خشونت شهرک‌نشینان علیه فلسطینیان در کرانه باختری سر نتانیاهو فریاد کشیده، اما منابع آمریکایی و اسرائیلی این گزارش را نادرست خواندند. به گفته منابع کاخ سفید، مشاوران ونس به این نتیجه رسیدند که این خبر از سوی مقامات اسرائیلی به رسانه‌ها درز کرده، هرچند مقامات ارشد اسرائیلی این ادعا را قاطعانه رد کردند.

در همین راستا، گزارش تأکید می‌کند که ونس با وجود این تنش‌ها، آماده است رهبری مذاکرات صلح با ایران را بر عهده بگیرد، اما تنها در صورتی که گفتگوهای مستقیم میان واشنگتن و تهران آغاز شود. منابع نزدیک به او گفته‌اند که اگر مذاکره‌ای شکل بگیرد، او بر اساس دستورالعمل‌های ترامپ عمل خواهد کرد و در پی نتیجه‌ای خواهد بود که رئیس‌جمهور از آن راضی باشد.
لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
t.me/meshkatanalysis

منبع:
mako.co.il/news-world/202…‎
جان مرشایمر، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه شیکاگو و تریتا پارسی، تحلیلگر سیاست خارجی و معاون مؤسسه کوئینسی، به بررسی ابعاد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداختند.

مرشایمر در ابتدای بحث با تأکید بر موازنه قدرت استدلال می‌کند که ایران برخلاف تصور اولیه در موقعیت برتر قرار دارد؛ به‌گونه‌ای که به‌طور غیرمستقیم اشاره می‌کند تهران با در اختیار داشتن اهرم‌هایی چون اختلال در اقتصاد جهانی، تهدید زیرساخت‌های انرژی منطقه و توان ضربه‌زنی به اسرائیل، عملاً دست بالا را در جنگ دارد. او همچنین پیشنهادهای دیپلماتیک آمریکا را غیرواقع‌بینانه توصیف کرده و تلویحاً می‌گوید این طرح‌ها بیش از آنکه مسیر حل بحران باشند، نشانه‌ای از سردرگمی راهبردی واشنگتن هستند.

در ادامه، مرشایمر با تمرکز بر ریشه‌های جنگ، به‌طور ضمنی نقش اسرائیل و لابی‌های مرتبط را در کشاندن آمریکا به این درگیری برجسته می‌کند و استدلال می‌کند که تصمیم‌گیران آمریکایی بر اساس ارزیابی‌های نادرست درباره فروپاشی سریع ایران وارد جنگ شده‌اند. او همچنین به شکاف میان نهادهای امنیتی آمریکا و تصمیم سیاسی اشاره دارد و بیان می‌کند که بسیاری از بخش‌های دولت با این جنگ مخالف بوده‌اند. در همین چارچوب، وی هشدار می‌دهد که ادامه این مسیر می‌تواند آمریکا را در یک جنگ فرسایشی گرفتار کند که نه پیروزی در آن قابل تصور است و نه خروج آسان از آن.

از سوی دیگر، تریتا پارسی ضمن هم‌سویی کلی با این ارزیابی، با نگاهی متفاوت بر پویایی‌های جنگ تأکید می‌کند که ایران به‌دنبال طولانی کردن بی‌نهایت جنگ نیست، بلکه تلاش دارد از اهرم‌های به‌دست‌آمده برای شکل‌دهی به یک نظم پایدار جدید استفاده کند. او توضیح می‌دهد که جنگ عملاً به افزایش درآمد نفتی ایران و تضعیف اثر تحریم‌ها انجامیده و این امر توان مقاومت تهران را افزایش داده است. در عین حال، پارسی هشدار می‌دهد که ادامه جنگ می‌تواند فشارهای اقتصادی بر سایر کشورها، به‌ویژه در آسیا، را تشدید کرده و در نهایت نوعی فشار بین‌المللی برای پایان درگیری ایجاد کند.

در نهایت، هر دو تحلیلگر بر پیامدهای راهبردی بلندمدت این جنگ تأکید دارند؛ به‌طوری‌که مرشایمر به‌طور ضمنی نتیجه می‌گیرد این درگیری نه‌تنها موقعیت آمریکا را تضعیف کرده بلکه احتمال حرکت ایران به‌سمت تسلیحات هسته‌ای را افزایش داده است، زیرا پیام بازدارندگی معکوس به تهران منتقل شده است. پارسی نیز در تکمیل این دیدگاه اشاره می‌کند که این جنگ می‌تواند اعتبار تهدید نظامی آمریکا را کاهش داده و معادلات امنیتی منطقه را به‌طور اساسی تغییر دهد. در مجموع، هر دو بر این نکته تأکید دارند که بزرگ‌ترین خطر نه صرفاً در میدان نبرد، بلکه در پیامدهای اقتصادی، سیاسی و راهبردی گسترده‌تری نهفته است که می‌تواند نظم منطقه‌ای و حتی جهانی را دگرگون کند.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://youtu.be/cg6MD07Vz6U?si=palSHa4RxlQ3I5Hn
1
محجوب الزویری در گفتگو با پادکست «براحه»، ریشه‌های شخصی، علمی و تحلیلی خود را درباره بحران جاری ایران و پیامدهای آن بر منطقه خاورمیانه با صراحت تمام تشریح کرد.

الزویری در آغاز گفتگو از مسیر پژوهشی خود سخن گفت و تأکید کرد که علاقه‌اش به ایران از دهه هشتاد میلادی و در دوران کودکی با مشاهده تصاویر جنگ ایران و عراق آغاز شد. وی اشاره کرد که تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه تهران و به زبان فارسی گذرانده است و بر این نکته تأکید داشت که آشنایی عمیق با زبان فارسی کلید اصلی فهم پیچیدگی‌های جامعه ایرانی بود. الزویری همچنین یادآور شد که از همان لحظه ورود به فرودگاه مهرآباد در سال ۱۹۹۸ دریافت که تصویری که رسانه‌های بین‌المللی از جامعه ایرانی ارائه می‌دادند، تصویری گزینشی و ناقص بود؛ واقعیت جامعه ایران نه آن تصویر کاملاً مذهبی بود که شبکه‌هایی چون سی‌ان‌تن نشان می‌دادند، و نه آن چیزی که ایران رسمی از خود بازتاب می‌داد.

در پرداختن به ابعاد سیاسی بحران کنونی، الزویری با قاطعیت اظهار داشت که جنگ علیه ایران اساساً جنگ نتانیاهو است و بخشی از نقشه‌ای بزرگ‌تر برای بازتعریف خاورمیانه پس از شکست هفتم اکتبر محسوب می‌شود. وی تصریح کرد که نتانیاهو می‌کوشد با ادعای نابودی جمهوری اسلامی و پایان دادن به نظام سیاسی آن، شکست هفتم اکتبر را از تاریخ پاک کند. الزویری همچنین توضیح داد که راهبرد ایران در هدف قرار دادن کشورهای منطقه در خلیج فارس، بر اساس منطق «بالا بردن هزینه» استوار است؛ یعنی ایجاد رنج مشترک برای فشار بر همه طرف‌ها و این را بخشی از دروغ‌های راهبردی جنگ دانست.

درباره پیامدهای ترور رهبری ایران آقای الزویری آن را «زلزله‌ای در نظام سیاسی» توصیف کرد و گفت که این رویداد معادله را به یک مسئله وجودی «بودن یا نبودن» تبدیل کرده است. وی با تأکید بر اینکه اولین لرزه‌های سیاسی پس از فروپاشی احتمالی ایران در عراق احساس خواهد شد، استدلال کرد که عراق از سال ۲۰۰۳ ریه سیاسی و اقتصادی‌اش به ایران وصل شده است؛ بنابراین هر گسستی در تهران بلافاصله در بغداد منفجر خواهد شد. الزویری افزود که شکست در حکومت‌داری، فساد و استبداد، این خطر را در عراق چندین برابر کرده است.

در پایان، الزویری با نگاهی آینده‌نگرانه‌ اظهار داشت که منطقه قادر است به وضعیتی بهتر دست یابد، اما مشروط به توجه به سه اصل بنیادین است: مشروعیت سیاسی حاکمان، حکمرانی خوب و تمرکز بر انسان در تمام ابعاد آموزشی، بهداشتی و آزادی‌های مدنی. وی با هشدار درباره زوال تدریجی نفوذ آمریکا در منطقه، تأکید کرد که همان‌گونه که بریتانیا پس از دهه‌ها حضور ناگهان منطقه را ترک کرد، آمریکا نیز در پاییز قدرت خود قرار دارد. الزویری بحث را با این پرسش اساسی به پایان رساند که چرا ملت‌های منطقه با وجود ثروت‌های عظیم انسانی و طبیعی، هنوز در گیر هویت‌های قومی و مذهبی محدود هستند و نمی‌توانند خود را به یک تمدن مولد تبدیل کنند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://youtu.be/Kr5e8EcgJFw?si=jEgEXzVdg7-JUdM6
1
رابرت پیپ کارشناس مسائل امنیتی در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان با طرح مفهوم «دام تشدید تنش» اذعان کرده که حملات هوایی آمریکا در سطح راهبردی به شکست انجامیده و این تهاجم نه‌تنها موجب تضعیف ایران نشده بلکه به افزایش انسجام داخلی، تقویت انگیزه‌های تلافی‌جویانه و گسترش درگیری منجر شده است؛ او با اشاره به نبود حتی یک نمونه موفق از سرنگونی حکومت‌ها از طریق بمباران، هشدار داد که ادامه این روند می‌تواند به تشدید بحران در منطقه، اختلال در بازار انرژی و حتی کشیده شدن آمریکا به یک جنگ زمینی طولانی و پرهزینه و فرسایشی بینجامد که تماما به سود ایران است.


https://youtu.be/Ghs03B9lkrw?si=2AfXg6pGQJkXwWP6
گیدئون راکمان، ستون‌نویس ارشد فایننشال تایمز در تحلیلی استدلال کرده که ایران از این جنگ قوی‌تر و خطرناک‌تر بیرون خارج خواهد شد.

به باور او، تهران با بستن تنگه هرمز و دریافت دو میلیون دلار عوارض از هر کشتی، اهرم فشاری بی‌سابقه به دست آورده که می‌تواند میلیاردها دلار درآمد ماهانه برای خزانه‌اش به همراه داشته باشد.

راکمان تأکید کرده که هیچ راه‌حل نظامی واقع‌بینانه‌ای برای بازگشایی تنگه وجود ندارد و تصرف جزیره خارک نیز لزوماً این مشکل را حل نخواهد کرد. در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که تنها گزینه واقعی پیش رو یک توافق دیپلماتیک است، اما ایران بهای بسیار سنگینی برای آن طلب خواهد کرد و ترامپ در این میدان مذاکره آشکارا دست خالی است.

لینک عضویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://archive.ph/9Nf8g
رسانه عبری کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از واشنگتن‌پست گزارش داد که ارتش آمریکا در طول چهار هفته جنگ با ایران، بیش از ۸۵۰ موشک توماهاوک شلیک کرده و پنتاگون نگران فرسایش سریع این ذخایر است.

به گفته منابع این روزنامه، میزان موشک‌های باقی‌مانده در خاورمیانه «به‌طرز نگران‌کننده‌ای پایین» توصیف شده و پنتاگون در صورت ادامه این روند به پایان ذخایر منطقه‌ای نزدیک می‌شود.

این گزارش یادآور می‌شود که هر فروند توماهاوک تا ۳.۶ میلیون دلار هزینه دارد، تولید هر واحد تا دو سال زمان می‌برد و در بودجه دفاعی سال گذشته تنها ۵۷ فروند سفارش داده شده بود.

فایننشال تایمز نیز پیش‌تر گزارش داده بود که پنتاگون در این جنگ چندین سال از ذخایر این موشک راهبردی را «سوزانده» است.

لینک عضویت در کانال مشکات‌ اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q1/Article-8a2bc2c37093d91026.htm
تایمز اسرائیل در گزارشی تصویری نگران‌کننده از فرسایش تدریجی نیروی نظامی رژیم صهیونیستی ارائه داده که مستقیماً با هشدارهای آیال زامیر، فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی، گره خورده است.

بر اساس این گزارش که به قلم ایتی لاندسبرگ نیوو، از بنیان‌گذاران انجمن نیروهای ذخیره اسرائیل، نوشته شده، ارتش اسرائیل در بیش از دو سال و نیم جنگ متوالی در غزه، لبنان، سوریه، کرانه باختری و اکنون ایران به نقطه‌ای رسیده که نشانه‌های کلاسیک فروپاشی نظامی در آن آشکارا دیده می‌شود؛ از اعزام یگان‌های آموزش‌ندیده به جبهه و افزایش تلفات ناشی از ضعف رزمی تا رد فرمان از سوی فرماندهان، حضور نیافتن نیمی از سربازان در فراخوان‌ها و گشت‌زنی‌های شانزده تا بیست ساعته روزانه که طی یک تا دو سال متوالی، جسم و روان رزمندگان را از پا درآورده است.

آنچه اما این تحلیل را از یک گزارش نظامی صرف فراتر می‌برد، لایه سیاسی تلخی است که نویسنده از پس آمار و ارقام آشکار می‌کند. در حالی که زامیر با صدای بلند از خطر فروپاشی ارتش هشدار می‌دهد، نه‌تنها دولت نتانیاهو جلسه‌ای با او برگزار نکرده، بلکه وزرای ائتلاف حاکم سرگرم محکوم کردن وی به اتهام افشای اطلاعات و تضعیف روحیه هستند.

نویسنده با اشاره به اینکه نتانیاهو برای حفظ ائتلافی که او را از محاکمه کیفری مصون نگه می‌دارد، قانون معافیت حریدی‌ها از خدمت سربازی را پیش می‌برد، نتیجه می‌گیرد که ارتش نه از روی ضرورت میدانی، بلکه به خاطر حسابگری‌های سیاسی یک نفر، دارد از درون می‌پوسد.

https://www.zman.co.il/675303/
🔻 عبدالعزیز بن صقر: کشورهای عربی باید فشار حداکثری بر واشنگتن اعمال کنند

این تحلیلگر برجسته سعودی در اظهاراتی با تأکید بر مسئولیت مستقیم آمریکا، خاطرنشان کرد که کشورهای حاشیه خلیج فارس قربانی جنگی شده‌اند که بدون مشورت با آن‌ها آغاز شد و بستن تنگه هرمز چیزی جز واکنش طبیعی ایران به این جنگ نیست؛ از همین رو تحمیل مسئولیت این خسارات بر کشورهای تولیدکننده یا صادرکننده نفت را کاملاً نادرست دانست.

وی در ادامه با انتقاد از رویکرد زمان‌بندی ترامپ، تصریح کرد که مهلت‌های پی‌درپی رئیس‌جمهور آمریکا از ششم آوریل تا پایان همین ماه نه بر پایه واقعیت‌های میدانی، بلکه بر اساس تعهدات دیپلماتیک شخصی او از جمله سفر به چین و استقبال از پادشاه بریتانیا تنظیم شده و از این رو کاملاً غیرعقلانی است.

این پژوهشگر همچنین با اشاره به تجربه یک ماهه، اظهار داشت که الگوی رفتاری ترامپ در صدور وعده‌های زمانی متناقض ۴۸ ساعت، پنج روز، ده روز، پایان آوریل نشانه‌ای روشن از فقدان استراتژی است و در جنگ تنها کسی چنین وعده‌هایی می‌دهد که قصد عقب‌نشینی داشته باشد.

در پایان، بن صقر با هشدار نسبت به توان تحمل ایران، تأکید کرد که تهران ظرفیت عبور از تمام ماه آوریل را دارد و تهدید آن علیه کشورهای عربی خلیج فارس در کوتاه‌مدت و بلندمدت پابرجا خواهد ماند؛ بنابراین پذیرش این رفتار آمریکا ممکن نیست و کشورهای عربی باید بیشترین فشار ممکن را بر تصمیم‌گیران واشنگتن اعمال کنند.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis
1
🔻اعتراف روزنامه روسی فزگلیاد؛ عملیات زمینی آمریکا علیه ایران دامی است که گریزی از آن نیست

روزنامه روسی فزگلیاد در تحلیلی با بررسی چهار سناریوی احتمالی عملیات زمینی آمریکا علیه ایران به صراحت اذعان کرده است که واشنگتن در این جنگ با یک معضل استراتژیک حل‌ناشدنی روبروست؛ این رسانه روسی خاطرنشان کرد که نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه که در مجموع تقریباً معادل یک لشکر پیاده نظام سبک است برای هیچ عملیات گسترده زمینی کافی نیست، اسرائیل درگیر جنوب لبنان است و انگیزه‌ای برای کشته دادن به نفع آمریکا ندارد و تنها متحد احتمالی یعنی امارات نیز هزینه مشارکت در چنین عملیاتی را بسیار سنگین‌تر از منافع آن می‌یابد.

این نشریه همچنین تصریح کرد که ایران برخلاف آمریکا که نیروی ذخیره فرانخوانده و آمادگی جبران تلفات ندارد می‌تواند هزاران کشته بدهد و همچنان در میدان بماند؛ بنابراین هر سطحی از تصعید، ترامپ را میان دو گزینه دردناک گرفتار می‌کند: فرو رفتن بیشتر در دام ایران یا عقب‌نشینی با اعتراف به شکست.


لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://vz.ru/world/2026/3/31/1406745.html
اندیشکده آمریکایی مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در تحلیلی به قلم دنیل بایمن اذعان کرده است که راهبرد اصلی ایران در مواجهه با آمریکا و اسرائیل نه پیروزی سریع، بلکه «تحمل، فرسایش و تحمیل هزینه» بوده که تا حد زیادی موفق عمل کرده و میدان درگیری را از بعد نظامی به اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترش داده است.

این اندیشکده آمریکایی عنوان کرده که تهران با بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی فشار اقتصادی بر غرب وارد کرده است. در همین راستا مصرف گسترده تسلیحات آمریکا، توان این کشور را در سایر جبهه‌ها تضعیف کرده و نارضایتی متحدان را افزایش داده است.

از سوی دیگر این وضعیت همچنین موجب رشد احساسات ضدآمریکایی جهانی و تضعیف قدرت اجماع‌سازی واشنگتن در برابر رقبایی مانند چین و روسیه شده است.

لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.csis.org/analysis/who-winning-iran-war
کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی اختصاصی فاش کرد که ژنرال رافی میلوآ، فرمانده قرارگاه شمال ارتش اسرائیل در جلسه‌ای محرمانه با شهرک‌نشینان به‌صراحت اعتراف کرد که ارتش اسرائیل از توان بازسازی حزب‌الله غافلگیر شده است. به گفته این ژنرال، میان ارزیابی‌های پیشین پس از عملیات «سپر شمال» و آنچه اکنون در میدان مشاهده می‌شود، شکاف قابل توجهی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که حزب‌الله علی‌رغم ضربات سنگین، هنوز حدود ده‌هزار موشک و صدها سکوی پرتاب فعال در اختیار دارد.

در بُعد استراتژیک، میلوآ با لحنی واقع‌بینانه‌تر از گفتمان رسمی سیاسی، تأکید کرد که نظام سیاسی حکمرانی ایران علی‌رغم فشارهای ناشی از جنگ، همچنان پایدار است و احتمال سرنگونی آن بسیار اندک وضعیف است. او پیش‌بینی کرد که این بحران نه با تغییر حکومت در تهران، بلکه احتمالاً از طریق توافقی دیپلماتیک و سیاسی به پایان خواهد رسید موضعی که با خوش‌بینی‌های مقامات سیاسی اسرائیل در تضاد آشکار است.

لینک عصویت در کانال مشکات‌اندیشه:
http://t.me/meshkatanalysis

منبع:
https://www.mako.co.il/news-military/2026_q2/Article-0e51124ac395d91027.htm?main_article=3&click_id=1P62bysCCr