و اما باور کن که من در جایی از تاریخ جا ماندهام در تاریخی به نام ۱۸/۱۹ دی🖤
شب اینجوریه که در حین ارامشی که بهت میده یهویی خفتت میکنه و تمام حقایق دردناک زندگیت و تو روت میزنه
🕊1
خوشیات با کیه؟
چصناله هاتم بکنتوکونهمون عزیزم نمیشه که خوشیات با یکی دیگه باشه نوبت چصناله که رسید یاد من بیوفتی خوشگلم🫶🏻
چصناله هاتم بکنتوکونهمون عزیزم نمیشه که خوشیات با یکی دیگه باشه نوبت چصناله که رسید یاد من بیوفتی خوشگلم🫶🏻
و خدایی که همهی مان یه زمان به او نیاز داشتیم،مثل شب های قبل باز هم فقط یک تماشاگر بود
در این روز ها با هر اذان صبح،
ستاره ای خاموش میشود
امید ها و آرزو هایی نابود میشوند
جوانی پرپر میشود
مادری داغ دار میشود
و خدایی که انگار فقط تماشاگر است.
ستاره ای خاموش میشود
امید ها و آرزو هایی نابود میشوند
جوانی پرپر میشود
مادری داغ دار میشود
و خدایی که انگار فقط تماشاگر است.
Forwarded from 𝐚𝐫𝐚𝐦
میدونی من قبول کردم که ادما باهم متفاوت اند، اما یوقتایی نیاز داشتم جوری که من برای بقیه هستم بقیه هم برای من باشن