دلم برای اینجا عمیقا تنگ شده بود؛ تو دوران بی نتی هم هرموقع حالم بد میشد یا غمگین میشدم به اینجا پناه میاوردم و حالم صد و هشتاد درجه فرق میکرد✨
تنها حسی که اینروزا نسبت بهت دارم تنفره؛برودعا کنبرنده بازی که راه انداختی خودت باشی وگرنه بدجوری سوخت دادی💋
میگن چرا انقد پرتوقعی؟
وا عزیزممن دوست دارم کسی تو زندگیم باشه که همینجوری که بابام به مامانم با ذوق نگاه میکنه بهم نگاه کنه✨
وا عزیزممن دوست دارم کسی تو زندگیم باشه که همینجوری که بابام به مامانم با ذوق نگاه میکنه بهم نگاه کنه✨
🕊1
هلیا هم به جمع حرص خوردن از دست من پیوست دقیقا گفت اینکار و نکن و اونکار و دقیقا کردم و دقیقا من و یاد فادی انداخت که همیشه از این اخلاقم حرصمیخوره🎀
من هر کاری که دوست داشتم بقیه برام بکنن رو با تموم وجودم برای همه کردم. همدردی کردم، امید دادم، ذوق کسیرو کور نکردم، وقتی نیاز داشتن تنهاشون نذاشتم، من همیشه در حد توانم سهم خودم رو ادا کردم؛ حتی وقتی هیچ برگشتی نگرفتم. هرچند دوست داشتم این جاده گاهی دوطرفه میبود.
سعی کنینانقد خودتون و درگیرخودتون،پیشرفتتون،ایندتون،کارتونبکنینکه نیاز به این نباشه که سرتون تو باسن زندگی مردم باشه یا بشینین به این فکرکنینفلانیاینکار و کرد اونکارو کرد به جا اینکه تمرکزت و بزاری ببینی کی چیکار کرد کی نکردتمرکزتبزار رو خودت اونوقت نه بیکار مجازی،هم میتونی به بهترین جایگاه ها برسی عزیزم✨