داستایوفسکیِ دیوانه.
4.43K subscribers
1.05K photos
60 videos
3 files
66 links
«به نوری باور دارم که می‌اندیشد
به رنگ‌هایی که محو نمی‌شوند
به زنانی که کوچک نمی‌شوند»
Download Telegram
ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم. ما برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمی‌دانستیم. همه اینها را از ما گرفتند و بجایش فقر،جهل و خرافات، پریشانی، مرده پرستی، گریه و عزا و پوچی برایمان آوردند.
_صادق هدایت
خط یك تجریش، تهران.
«چیزی به اسم وطن بود
که باید از آن مراقبت می‌کردیم
ما هر روز صبح،
یک صدا قسم می‌خوردیم
که آن را از خودمان بیشتر دوست داریم.»
Forwarded from Ending
Khayat_pooshak
این ایدی پیج کاری جاویدنام امیرمحمد خیاطه. الان منبع درآمد خانواده‌‌ی این عزیزه. امکان خرید حضوری هم دارن.
اگر نتوانم آزادی و عدالت را یک جا داشته باشم و من مجبور باشم میان این دو یکی را انتخاب کنم؛ آزادی را انتخاب می‌کنم تا بتوانم به بی‌عدالتی اعتراض کنم.
_آلبرکامو
چهل روز است که جای خالی‌شان در خانه‌ها نفس می‌کشد. چهل روز است که مادرها با چشم‌هایی که دیگر خواب را نمی‌شناسد، به قاب عکس‌هایی خیره می‌شوند که لبخندشان هنوز زنده است. چهل روز است که پدرها با بغضی فروخورده، نام‌هایی را در دل زمزمه می‌کنند که پاسخ نمی‌آید.
۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، روزهایی شدند که خیابان‌ها شاهد خاموشی صداهایی جوان بودند؛ صداهایی که آرزو داشتند، رؤیا داشتند، آینده داشتند. و حالا در چهلم‌شان، شهر آرام‌تر از همیشه به نظر می‌رسد،
چهلم، در فرهنگ ما زمان بازگشتِ یاد است؛ زمانی که داغ، تازه‌تر از همیشه خود را نشان می‌دهد. گویی تازه باور می‌کنیم که دیگر برنمی‌گردند، که دیگر پیامکی نمی‌آید، که دیگر صدای خنده‌ای از اتاق شنیده نمی‌شود.
برای آن‌ها که رفتند، شمع روشن می‌کنیم؛ اما حقیقت این است که این شمع‌ها برای دل‌های تاریک‌مان روشن می‌شوند. برای اینکه فراموش نکنیم پشت هر نام، یک زندگی بود؛ یک مادر، یک خواهر، یک برادر، یک دوست… و هزاران خاطره‌ای که حالا به اشک ختم می‌شود.
Mastane
Koorosh
مامان اگر امشب نیام خونه
فردا بدون کوچه چراغونه
می‌گویی چرا غمگینی؟
من آینه توام
ای وطن.
_شمس لنگرودی
“فرزند ایران و جان‌فدای میهن”
تعدادشان از شمار بیرون بود؛
دریا اگر می‌شدم
باز برایشان کافی نبودم.