Melilogs.
67 subscribers
1.66K photos
219 videos
40 links
قصه‌هایی که زندگی نوشت.

ناشناس :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1671972516
Download Telegram
مامان بزرگم چی کار می کرد؟ قربونش برم مثل همیشه می رفت دنبال سبزی‌های تازه تا بچینه و ببره خونه. سرگرمیش همین بود.
1
بعد ناهار وسطی بازی می کردیم و مسابقه ی دو می ذاشتیم. مامان بزرگم میوه پوست می کند و شوهر خاله‌م واسه‌مون خاطره‌های قشنگ تعریف می کرد. من عاشق مامانم و خاله‌هامم که حتی تو روز سیزده بدر دست از غیبت زمین و زمان بر نمی داشتن. انگار این یه مورد از لذت‌های زندگی‌شونه.
1
متاسفانه از همون جا به بعد دیگه هیچ سیزده بدری بهم خوش نمی گذره=)))
وای من دلم واسه شوهر خاله‌م هم تنگ شده. با اینکه ماشین نداشت ولی هر شب ، تاکید می کنم هر شب! یا آژانس می گرفت یا یکی از ماشین‌هایی که تو مکانیکی بود بر می داشت با چیپس و پفک و تخمه ما رو می برد پارک. حتی بعضی شب‌ها می گفت شام نخورید واسه‌تون ساندویچ بخرم.
خوشبختانه من یه شوهر خاله ی گوگولی و مهربون دارم که همیشه پایه ی گردش و تفریحه و خستگی ناپذیره. همه به شوهرخاله‌هاشون میگن عمو ، ولی من دایی توحید صداش می کنم و هیچ‌وقت هم کنارش معذب نبودم=)))
الان که دارم فکر می کنم می بینم هر خاطره‌ای که یادم میاد مربوط می شه به خانواده ی مادریم. با اینکه از هم دوریم ولی رفت و آمدمون به قدری زیاده که مثلا من الان نوه‌های خاله ی مامانم رو می شناسم و بخاطر فامیل‌هامون تا یزد و تهران رفتم ؛ ولی اگه یکی ازم بپرسه اسم عموی بابات چیه؟ مثل بز نگاهش می کنم و مغزم Error می ده.
تابستون شده با پای پیاده میرم اردبیل یک ماه می مونم. بسه دیگه این همه دست دست کردن.
Forwarded from Hidden Chat
چه باکلاس میخندی
سیروس علی؟🤡
می خوام یه مدت قند و شکر نخورم چون مطمئنم جوش‌هایی که اخیرا می زنم عوارض همین کوفتیه.
چند وقته خیلی شکر استفاده می کنم و به این روند عادت کردم.
از امروز اگه قند و شکر خوردم به یکی‌تون خبر می دم بیاد بزنه تو گوشم که دیگه از این غلط‌ها نکنم.
قول🤝🏻
من آخر دهن کارمندهای اداره پست رو سرویس می کنم=))))
پدسگ‌ها وقتی آدرس رو بسته هست برای چی نمیارن دم خونه؟ برای چی می دن به سوپرمارکت بغل خونه‌مون که دو قدم با ما فاصله داره؟
یه بار رفتم اداره پست بحث کردم باهاشون ولی به نظر میاد یه تذکر دیگه لازمه.
از همین تریبون تشکر می کنم از عمو اسی و عمو داوود که امانت‌دارهای خوبی هستن و بسته‌هام رو سالم تحویلم می دن.
بچه‌ها بافت نانازیم تا الان نرسیده=)))
رفتم آدرسش رو چک کنم دیدم از قشم میاد=))))
چه قدر دیگه باید صبر کنم؟ غمگینم=)))))