Melilogs.
67 subscribers
1.66K photos
219 videos
40 links
قصه‌هایی که زندگی نوشت.

ناشناس :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1671972516
Download Telegram
دارم قدم می زنم.
دونه‌های برف بسی نرم ، خنک ، زیبا ، سبک و خوش‌مزه هستند.
از TMI امروز بگم؟
Forwarded from Hidden Chat
بگوشیم
جونم براتون بگه...
پیش مامان بزرگم که بودم ، چای ریخت و دو نفری نشستیم کنار بخاری مشغول صحبت شدیم ؛ البته من فقط گوشِ شنوا بودم.
مامان بزرگم آش گندم پخته بود و خب تو هوای سرد یه غذای داغ خیلی می چسبه دیگه.
ریا نباشه دست‌پختش : 🤌🏻🤌🏻🤌🏻🤌🏻
برگشتنی سه چهار دور کوچه رو بالا پایین رفتم و کلی عکس و فیلم قشنگ قشنگ گرفتم. آخه می دونید من خیلی وقت بود که منتظر هوای برفی بودم=)))
رسیدم خونه دیدم بابا هنوز تو مغازه‌ست. چی کار کردم؟ با مظلوم نمایی مجبورش کردم بریم دور بزنیم.
آره خب خیلی سردش شد ؛ ولی چون کودک درونِ دخترش فعال شده بود کاری نمی تونست بکنه جز تحمل.
راستی ، بین خودمون بمونه ولی از اون جایی که من همه جا به فکر شکمم هستم تو راه خونه داشتم غر می زدم که چرا امسال نیمه ی شعبان شله زرد نذری ندادن؟
اومدم خونه دیدم بلهههه شله زرد تو یخچاله🤭
1402‌/12/6 هم رفت تو لیست تاریخ‌های مورد علاقه‌م.
وای چه قدر حرف زدم.
صوری.
اگه برف بشینه برنامه می چینم با بچه‌ها بریم بازی.
خب دیگه بسه.
حالا وقت چیه؟
بوس لالا.