ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ بوﺩﻡ، ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯﮔﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﺒﺮ ﺳﺮﺑﺮ ﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﺳﺮﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻧﻈﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ کرﺩﻧﺪ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ کرﺩﻡ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﻤﻮﺩﻡ؛ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﺭﺍﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ ﻭ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﯾﺎﻓﺘﻢ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ: ﺩﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺰ ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﻧﺪ ﺳﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻧﺪ.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
اگر کسی با شما مشکل دارد، یادتان باشد که آن مشکل اوست، نه شما. انرژی خود را تسلیم منفی گرایی نکنید، ارزش شما خیلی بیشتر از اینهاست...
@mdaron
@mdaron
از اﺭﺳﻄﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ. ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﺁﺳﺎﻧﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺼﯿﺤﺖ کند.
🌹مهندسی درون🌹
@mdaron
🌹مهندسی درون🌹
@mdaron
ده چیز، ده چیز دیگر را میخورد: نیکی بدی را. تکبر علم را. توبه گناه را. دروغ رزق را. عدل ظلم را. غم عمر را. صدقه بلا را. خشم عقل را. پشیمانی سخاوت را و غیبت حسن عمل را.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ، ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ، ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ، ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ. ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ، ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ میکنند. ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ، ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪ. ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻟﺬﺕ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ به غریبه بهانه ی تجاوز نده.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
انسان ها همیشه بت می سازند. گروه اول با سنگ و چوب، گروه دوم با باورهایشان. اولی ترسناک نیست، چون با یک تبر در هم می شکند! ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است! پس بشکن باورهای منفی را که از تو یک زندانی ساخته است، بی آنکه بدانی...
🔹🔸مهندسی درون 🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون 🔸🔹
@mdaron
برای شناختن ﺁﺩﻣﻬﺎ، ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ. ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ، ﺫﺍﺕ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺮﻧﺠﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺗﻬﺎﯼ ﻋﺠﻮﻻﻧﻪ ﯼ ﺯﻭﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﺖ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻧﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﺯﻣﯿﻨﺖ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ. ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻦ, ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﺎﺿﯽ است.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
هدفهای بزرگ مانند دويدن هستند براي رسيدن به هدف های بزرگ بايد تلاش هاي كوچك را جدي گرفت. بايد راه رفت و کم کم دوید. دويدنِ ناگهانی و بدون مقدمه هر كسی را از نفس می اندازد.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد. بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
دختری با پدرش میخواستند از یک پُل چوبی رد شوند. پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم. دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر. پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میکند؟ مهم این است که دستم را بگیری و با هم رد شویم. دخترک گفت: فرقش این است که اگر من دست تو را بگیرم ممکن است هر لحظه دست تو را رها کنم، اما تو اگر دست مرا بگیری هرگز آن را رها نخواهی کرد! این دقیقا مانند داستان رابطهی ما با خداوند است، هرگاه ما دست او را بگیریم ممکن است با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم، اما اگر از او بخواهیم دست مان ما را بگیرد، هرگز دست مان را رها نخواهد کرد! و این یعنی عشق. دعا کنیم فقط خدا دستمونو بگیره.
@mdaron
@mdaron
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﭼﻮﺏ ﺑﺮﯼ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺷﺪ. ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ 18 ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ، ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ 15 ﺩﺭﺧﺖ برﯾﺪ. ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ 10 ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ. رئیسش گفت: ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﯽ ﺗﺒﺮﺕ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﯼ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ! ﺭﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪگی ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎی ﻇﺮﻳﻒ ﺍﺳﺖ. ﻓﻜﺮ، ﺟﺴﻢ و ﺭﻭﺡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﻮﻧﺪ، با تفریح، مطالعه، وقت گذراندن با خانواده و ... هر چند وقت یکبار تبر زندگیتو تیز کن.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
تنها زمانى صبور خواهى شد كه صبر را يک قدرت بدانی نه يك ضعف. آن چه ويرانمان میکند روزگار نیست، حوصله ی كوچك براى آرزوهاى بزرگ ماست.
@mdaron
@mdaron
ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰﯼ ﻧﺸﺴﺖ. ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﺮﺍﻏﺶ ﺭﻓﺖ. ﭘﺴﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺑﺎ ﺷﮑﻼﺕ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺖ؟ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﮔﻔﺖ پنجاه ﺳﻨﺖ. ﭘﺴﺮ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﻮﻝ ﺧرﺩﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺷﻤﺮﺩ. ﺑﻌﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺖ؟ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯿﺰﻫﺎ ﭘﺮﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪﻥ میز بودند با ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﮕﯽ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻨﺪ ﮔﻔﺖ سی و پنج ﺳﻨﺖ. ﭘﺴﺮ: ﻟﻄﻔﺎ ﯾﮏ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ. ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺻﻮﺭﺗﺤﺴﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ. ﭘﺴﺮ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻭﻗﺪﺍﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﯿﺰ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، دید ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﻇﺮﻑ ﺧﺎﻟﯽ، پانزده ﺳﻨﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺍﻧﻌﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ. انسانهای بزرگ زاده نمیشوند، ساخته میشوند.
🔹🔸مهندسی درون 🔸🔹
@Mdaron
🔹🔸مهندسی درون 🔸🔹
@Mdaron
ﺍﺯ شخصی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ چه به دست ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻫﻴــﭻ! ﺍما ﺑﻌﻀﯽ چیزﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ. ﺧﺸﻢ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ، ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺪﻡ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﯼ ﻭ ﻣﺮﮒ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺑـه دﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺎلماﻥ ﺧﻮﺏ می شوﺩ؛ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍدن ها ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺳﻮﺩﻩ و راحت مان می کند.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@mdaron
ﺩﻭﺳﺖ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﻡ، ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺠﺎﯾﺶ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺁﺭﻣﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ. ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻼش ﻣﯽ ﮐﻨﯽ. ﻣﺸﮑﻼﺕ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻫﺴﺘﯽ. ﻣﺸﮑﻼﺕ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﮐﻪ ﻋﻮﺽ ﺑﺸﯽ. ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺭﺷــﺪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻗﻮﯾﺘﺮ ﻣﯿﺸﯽ. ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮﺳﺖ. ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻧﻘﻀﺎ ﺩﺍﺭﻥ. ﻫﻤﻪ ﺣﻞ ﻣﯿﺸﻦ ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ﺻﺒﺮ!
روزگارتون زیبا
@mdaron
روزگارتون زیبا
@mdaron
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بیسواد حقیقی است هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد. اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای دیگر است، بدان که هیچگاه چیزی را نیاموخته ای و هنوز رشد نکرده ای. کریشنا مورتی
@mdaron
@mdaron
شخصی چای را آن قدر کم رنگ مینوشید که به سختی می توانستیم بفهمیم که آب جوش نیست. چربی و نمک هم اصلا نمیخورد. ورزش میکرد و وقتی از او علت این کارهایش را میپرسیدیم، میگفت که اینها برای سلامتی بد است و سکته میآورد. او در چهل و پنج سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت. منتظر هرچه باشیم،همان برایمان پیش می آید. هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم، چون رخ میدهد. پول را برای عروسی، برای خرید خانه، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم. وقتی میگوئیم این پول برای خرید ماشین است، دیگر به تصادف فکر نکن.
@mdaron
@mdaron
مردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را می دانی؟ دیوانه گفت: نام اعظم خدا نان است اما این را جایی نمی توان گفت! مرد گفت: نادان شرم کن، چگونه نام اعظم خدا نان است! دیوانه گفت: در مدتی که قحطی نیشابور چهل شبانه روز طول کشید، من می گشتم، دیگر نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درب هیچ مسجدی را باز دیدم! از آنجا بود که دانستم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم نان است! مصیبت نامه عطار نیشابوری.
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@Mdaron
🔹🔸مهندسی درون🔸🔹
@Mdaron