امیدوارم تو نفرات بعدی یکی رو پیدا کنم که از همه متنفره و میخواد جهانو نابود کنه. یه کارکتر هست که خیلی دوست دارم بذارم 😂
https://t.me/kuro_aniii
Aatrox
ایتراکس یه زمانی قهرمان بود. یکی از قدرتمندترین دارکینها که برای نجات دنیا از موجودات آسمانی و تهدیدهای بزرگ میجنگید. اما بعد از جنگها و خیانتها، خودش و همنوعهاش به هیولا تبدیل شدن و در نهایت توی سلاحهاشون زندانی شدن. حالا ایتراکس قرنهاست که داخل شمشیرش زندانیه و فقط با تسخیر بدن دیگران میتونه برای مدت کوتاهی به این دنیا برگرده.
تراژدی ایتراکس اینه که دیگه دنبال پیروزی نیست. حتی دنبال حکومت کردن یا قدرت هم نیست. اون از زندگی، از جاودانگی و از زندانی بودنش متنفره. تنها چیزی که میخواد پایان یافتن همهچیزه؛ چون باور داره اگه دنیا نابود بشه، شاید خودش هم بالاخره بتونه از این عذاب ابدی رها بشه.
به خاطر همین خیلی از دیالوگهاش حس خشم، ناامیدی و اندوه عمیقی دارن:
Aatrox
ایتراکس یه زمانی قهرمان بود. یکی از قدرتمندترین دارکینها که برای نجات دنیا از موجودات آسمانی و تهدیدهای بزرگ میجنگید. اما بعد از جنگها و خیانتها، خودش و همنوعهاش به هیولا تبدیل شدن و در نهایت توی سلاحهاشون زندانی شدن. حالا ایتراکس قرنهاست که داخل شمشیرش زندانیه و فقط با تسخیر بدن دیگران میتونه برای مدت کوتاهی به این دنیا برگرده.
تراژدی ایتراکس اینه که دیگه دنبال پیروزی نیست. حتی دنبال حکومت کردن یا قدرت هم نیست. اون از زندگی، از جاودانگی و از زندانی بودنش متنفره. تنها چیزی که میخواد پایان یافتن همهچیزه؛ چون باور داره اگه دنیا نابود بشه، شاید خودش هم بالاخره بتونه از این عذاب ابدی رها بشه.
به خاطر همین خیلی از دیالوگهاش حس خشم، ناامیدی و اندوه عمیقی دارن:
🔥3
"I touched the stars, and saw the glorious light of a thousand suns. Now, blinded by this elegance, how could my purpose be anything but dark?"
"I march to death... though I wish it was my own."
ایتراکس برخلاف ویلنهای معمولی، از چیزی لذت نمیبره. نه از کشتار، نه از فتح کردن. اون یه جنگجوی شکستهست که زمانی به آسمونها رسیده بود و حالا فقط دنبال راهی برای پایان دادن به رنج بیپایان خودشه.
به شخصه عاشق این جملشم:
"I am not a king, I am not a god, I am... worse."
"I march to death... though I wish it was my own."
ایتراکس برخلاف ویلنهای معمولی، از چیزی لذت نمیبره. نه از کشتار، نه از فتح کردن. اون یه جنگجوی شکستهست که زمانی به آسمونها رسیده بود و حالا فقط دنبال راهی برای پایان دادن به رنج بیپایان خودشه.
به شخصه عاشق این جملشم:
"I am not a king, I am not a god, I am... worse."
🔥2
https://t.me/thepeony_ha
Seraphine
سرافین برخلاف خیلی از قهرمانهای رونترا، داستانش دربارهٔ جنگ، انتقام یا تراژدیهای بزرگ نیست. اون از بچگی صدای احساسات و روح آدمها رو میشنید؛ انگار هر فرد برای خودش یه ملودی داشت. این توانایی اول براش گیجکننده و طاقتفرسا بود، اما کمکم یاد گرفت به جای فرار ازش، ازش برای ارتباط با مردم استفاده کنه.
چیزی که سرافین رو تعریف میکنه خوشبینی و باورش به مردمه. توی دنیایی که پیلتوور و زاون پر از اختلاف و شکاف طبقاتی هستن، اون معتقده موسیقی و همدلی میتونه آدمها رو به هم نزدیکتر کنه. برای همین به جای اینکه قهرمان یا جنگجو باشه، بیشتر نقش کسی رو داره که میخواد صداهای مختلف رو کنار هم قرار بده و بهشون هارمونی بده.
Seraphine
سرافین برخلاف خیلی از قهرمانهای رونترا، داستانش دربارهٔ جنگ، انتقام یا تراژدیهای بزرگ نیست. اون از بچگی صدای احساسات و روح آدمها رو میشنید؛ انگار هر فرد برای خودش یه ملودی داشت. این توانایی اول براش گیجکننده و طاقتفرسا بود، اما کمکم یاد گرفت به جای فرار ازش، ازش برای ارتباط با مردم استفاده کنه.
چیزی که سرافین رو تعریف میکنه خوشبینی و باورش به مردمه. توی دنیایی که پیلتوور و زاون پر از اختلاف و شکاف طبقاتی هستن، اون معتقده موسیقی و همدلی میتونه آدمها رو به هم نزدیکتر کنه. برای همین به جای اینکه قهرمان یا جنگجو باشه، بیشتر نقش کسی رو داره که میخواد صداهای مختلف رو کنار هم قرار بده و بهشون هارمونی بده.
🍌1
https://t.me/moongirldiary81
Diana🌙
دایانا داستان کسیه که جرئت کرد سؤالهایی رو بپرسه که هیچکس دوست نداشت جوابشون رو بشنوه. توی جامعهای که خورشید رو میپرستیدن و حقیقت رو از زاویهٔ خودشون تعریف میکردن، دایانا شیفتهٔ ماه و رازهای فراموششده شد. همین کنجکاوی باعث شد از مردمش طرد بشه و در نهایت به آواتار ماه (Aspect of the Moon) تبدیل بشه.
اما چیزی که دایانا رو جذاب میکنه فقط قدرتش نیست؛ اون بین دو دنیا گیر کرده. از یه طرف هنوز به مردمش اهمیت میده و از طرف دیگه میدونه باورهایی که باهاش بزرگ شده پر از دروغ و پنهانکاری بوده. برای همین همیشه حس میکنی داره بین وظیفه، حقیقت و احساسات خودش دستوپنجه نرم میکنه.
برخلاف لئونا که نماد نظم، سنت و خورشیده، دایانا نماد تغییر، پرسش و ناشناختههاست. اون حاضر شد همهچیزش رو از دست بده تا حقیقت رو پیدا کنه، حتی اگه اون حقیقت باعث بشه دیگه جایی برای برگشتن نداشته باشه.
Diana🌙
دایانا داستان کسیه که جرئت کرد سؤالهایی رو بپرسه که هیچکس دوست نداشت جوابشون رو بشنوه. توی جامعهای که خورشید رو میپرستیدن و حقیقت رو از زاویهٔ خودشون تعریف میکردن، دایانا شیفتهٔ ماه و رازهای فراموششده شد. همین کنجکاوی باعث شد از مردمش طرد بشه و در نهایت به آواتار ماه (Aspect of the Moon) تبدیل بشه.
اما چیزی که دایانا رو جذاب میکنه فقط قدرتش نیست؛ اون بین دو دنیا گیر کرده. از یه طرف هنوز به مردمش اهمیت میده و از طرف دیگه میدونه باورهایی که باهاش بزرگ شده پر از دروغ و پنهانکاری بوده. برای همین همیشه حس میکنی داره بین وظیفه، حقیقت و احساسات خودش دستوپنجه نرم میکنه.
برخلاف لئونا که نماد نظم، سنت و خورشیده، دایانا نماد تغییر، پرسش و ناشناختههاست. اون حاضر شد همهچیزش رو از دست بده تا حقیقت رو پیدا کنه، حتی اگه اون حقیقت باعث بشه دیگه جایی برای برگشتن نداشته باشه.
🔥2👏1
♰𝕸𝖔𝖗𝖌𝖆𝖓𝖆
˙∘ ♰ Forward this message to your channel and I tell you which Angel you are. (And ill give you some facts of them) Be join!!
Yooooo! I'm such a bible nerd, let's be friends 👉🏻👈🏻
Mativerse
فیلمای کره ای تاریخی وارد صنعت گیم هم شد 😂 الان میتونم مامانمو هم گیمر کنم 😂😂
عه ظاهرا چینیه
I accidentally did racism
I accidentally did racism
https://t.me/MyWhiteMoon
خب تو عاشق Mythology ای، پس حتما باید بهت یکی از Aspect هارو بدم، اول خواستم Pantheon رو بدم چون اون لیترالی کپی از میثولوژیه، بعد مورگانا به ذهنم رسید، ولی دیدم یکم شیطونی و کودک درونت زندست، سر همین..
Zoe
زویی از اون شخصیتهاییه که اگه پنج دقیقه باهاش وقت بگذرونی، یا عاشقش میشی یا دیوونهات میکنه. 😄 یه دختر بازیگوش و پرانرژی که توسط اسپکت گرگومیش (Aspect of Twilight) انتخاب شد و از اون لحظه به بعد، دیگه به زمان و قوانین عادی دنیا خیلی اهمیت نمیده. برای زویی ممکنه چیزی که برای بقیه صدها سال طول کشیده، فقط یه بعدازظهر هیجانانگیز بوده باشه.
اما پشت این ظاهر شاد و شیطون، یکی از قدرتمندترین موجودات رونترا قرار داره. زویی پیامآور تغییرات بزرگ، اتفاقات کیهانی و گاهی حتی فاجعههاست. مشکل اینجاست که خودش دنیا رو با نگاه یه بچه میبینه؛ برای همین ممکنه دربارهٔ موضوعی حرف بزنه که سرنوشت ملتها رو عوض میکنه، همونجوری که دربارهٔ یه بازی یا شوخی حرف میزنه.
خب تو عاشق Mythology ای، پس حتما باید بهت یکی از Aspect هارو بدم، اول خواستم Pantheon رو بدم چون اون لیترالی کپی از میثولوژیه، بعد مورگانا به ذهنم رسید، ولی دیدم یکم شیطونی و کودک درونت زندست، سر همین..
Zoe
زویی از اون شخصیتهاییه که اگه پنج دقیقه باهاش وقت بگذرونی، یا عاشقش میشی یا دیوونهات میکنه. 😄 یه دختر بازیگوش و پرانرژی که توسط اسپکت گرگومیش (Aspect of Twilight) انتخاب شد و از اون لحظه به بعد، دیگه به زمان و قوانین عادی دنیا خیلی اهمیت نمیده. برای زویی ممکنه چیزی که برای بقیه صدها سال طول کشیده، فقط یه بعدازظهر هیجانانگیز بوده باشه.
اما پشت این ظاهر شاد و شیطون، یکی از قدرتمندترین موجودات رونترا قرار داره. زویی پیامآور تغییرات بزرگ، اتفاقات کیهانی و گاهی حتی فاجعههاست. مشکل اینجاست که خودش دنیا رو با نگاه یه بچه میبینه؛ برای همین ممکنه دربارهٔ موضوعی حرف بزنه که سرنوشت ملتها رو عوض میکنه، همونجوری که دربارهٔ یه بازی یا شوخی حرف میزنه.
👏3🦄1