Mativerse
156 subscribers
318 photos
113 videos
1 file
88 links
I watch everything. I play everything. I read everything.
And I love people's reactions, so come talk to me about anything you like.
@diabolicaletronbot
Download Telegram
Briar
https://t.me/TCultOfPersonality
برایر یه آنتی‌هیروی تمام‌عیاره؛ موجودی که برای تبدیل شدن به یه سلاح زنده ساخته شد، اما برخلاف چیزی که ازش انتظار می‌رفت، کم‌کم هویت و ارادهٔ خودش رو پیدا کرد. با اینکه یه عطش سیری‌ناپذیر برای خون داره، تهِ وجودش فقط می‌خواد دنیا رو بشناسه و مثل بقیه زندگی کنه. همین تضاد بین معصومیت کودکانه و غریزهٔ هیولایی، شخصیتش رو خیلی خاص کرده. برایر نه قهرمانه، نه شرور؛ فقط کسیه که مدام بین انسانیت و هیولایی که درونش زندانی شده گیر افتاده. 🩸⛓️
Also this bitch is as fast as fuck, exactly how u like it😂.
https://t.me/JWHawthorne_Empire

So we have another racing fan...
I will give you.. RAMMUS
راموس از اون کارکترهاییه که هرچی بیشتر درباره‌ش بخونی، مرموزتر می‌شه. هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دونه چیه؛ بعضیا یه موجود باستانی می‌دوننش، بعضیا یه روح نگهبان و بعضیا حتی یه افسانهٔ زنده. خودش هم انگار هیچ اهمیتی به این حرفا نمی‌ده و معمولاً کل واکنشش به اتفاقات دنیا توی یه کلمه خلاصه می‌شه: «اوکی.»

He is basically Sonic, but Chad.
https://t.me/Dududumaxver
Oh another racing fan! (I'm going to run out of fast characters😭 )
Master Yi
اوکی... این لیترالی فلشه، اگه فلش رو مثل سگ ضعیف نمیکردن. مستر یی انقدر سریع و اوپیه که یه لشکر چند هزار نفره رو تو چند ثانیه شکست داد.
دشمن وقتی دید این فاجعه رو، دهکده ی مستریی رو رسما Nuke کرد که آدمای شبیه اینی وجود نداشته باشن دیگه.
مستر یی آخرین بازماندهٔ یکی از کهن‌ترین سبک‌های رزمی ایونیاست؛ جنگجویی که بعد از نابودی مردمش، تمام زندگی‌اش را وقف حفظ دانش و سنتی کرد که در آستانهٔ فراموشی بود. برخلاف مهارت مرگبارش در نبرد، شخصیتی آرام، متفکر و منضبط دارد و همیشه سعی می‌کند بین قدرت و خرد تعادل برقرار کند.
https://t.me/caulfields_notebook
So you are into mysterious cop shows..
Jhin
جین از اون ویلن‌هاییه که جنایت رو نه یک کار وحشیانه، بلکه یک اثر هنری می‌بینه. برای اون، قتل فقط کشتن نیست؛ هر حرکت، هر صحنه و حتی هر قربانی بخشی از نمایشی‌ان که خودش کارگردانشه. جین به شکلی ترسناک خونسرد، باحوصله و وسواس‌گونه دنبال «کمال» می‌گرده و معتقده خشونت هم می‌تونه زیبا باشه.
چیزی که جین رو متفاوت می‌کنه اینه که دنبال قدرت، پول یا انتقام نیست؛ اون فقط می‌خواد شاهکار بعدیش رو خلق کنه. همین طرز فکر باعث شده بیشتر از یه قاتل، شبیه یه هنرمند دیوانه به نظر برسه؛ کسی که مرز بین هنر و وحشت رو کاملاً از بین برده. 🎭🌹🔫
تو بازی وقتی کسی رو میکشه از جنازش یه گل رز بزرگ رشد میکنه بعد آتیش میگیره :)))
This dude is just the definition of ✨elegant✨

آهنگش هم واقعا شاهکاره... اپرا رو با صدای تفنگ قاطی کرده :)))
Here, Listen:
https://t.me/aicemane1
Oh so you like being black and dark, I'll give you DARKNESS itself.
Nocturne
ناکترن تجسم زندهٔ ترسه؛ دیمنی (شیطان) که از تاریکی و کابوس‌های آدم‌ها تغذیه می‌کنه و جایی بین واقعیت و خواب پرسه می‌زنه. اون نه یه انسانه و نه حتی یه هیولای معمولی؛ بیشتر شبیه سایه‌ایه که هرجا وحشت و اضطراب وجود داشته باشه، حضورش حس می‌شه.

چیزی که ناکترن رو ترسناک می‌کنه فقط قدرتش نیست، بلکه اینه که انگار خودِ مفهوم ترس رو به شکل فیزیکی درآورده. هیچ هدف بزرگ یا آرمان خاصی نداره؛ فقط کابوس‌ها رو دنبال می‌کنه و از وحشتی که توی دل دیگران می‌کاره لذت می‌بره. یه موجود تاریک و رازآلود که هرجا نور کم‌رنگ بشه، احتمالاً خیلی نزدیک‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی. 🌑👁‍🗨💀
🔥3
https://t.me/nomokatshits
Hwei
هووی از اون شخصیت‌هاییه که انگار بین زیبایی و تاریکی گیر افتاده. یه هنرمند فوق‌العاده بااستعداده که دنیا رو از دریچهٔ احساساتش می‌بینه؛ احساساتی که برای بقیه شاید گذرا باشن، ولی برای اون به شکل رنگ، تصویر و آثار هنری واقعی ظاهر می‌شن.

داستان هووی بعد از آشنایی و دوستی پیچیده‌اش با جین، قاتل سریالی معروف ایونیا، شکل تلخ‌تری به خودش می‌گیره. جین باعث می‌شه هوی با جنبه‌های تاریک‌تری از هنر و احساساتش روبه‌رو بشه و نگاهش به دنیا برای همیشه تغییر کنه. با این حال، هووی مثل جین مجذوب خشونت نمی‌شه؛ بلکه تلاش می‌کنه احساسات متناقض، درد، غم، امید و زیبایی رو در آثارش درک و بیان کنه.

هوی نه یه قهرمان بی‌نقصه و نه یه شخصیت تاریک و شرور. بیشتر شبیه یه روح حساس و درون‌گراست که مدام با احساسات عمیق خودش دست‌وپنجه نرم می‌کنه و سعی داره از دل آشوب درونی، معنایی پیدا کنه. 🎨🖤✨
موسیقیش:
❤2
https://t.me/galaxy_nightstars
Gwen
گوئن قبلاً فقط یه عروسک پارچه‌ای بود؛ عروسکی که با عشق و دقت توسط ایزولد دوخته شده بود. اما بعد از سال‌ها و اتفاقات تراژیک مربوط به جزایر سایه، جادویی عجیب بهش جان بخشید و اون رو به یک انسان واقعی تبدیل کرد. چیزی که گوئن رو خاص می‌کنه اینه که با وجود زندگی در دنیایی پر از مرگ، نفرین و تاریکی، هنوز هم همون نگاه شاد، کنجکاو و امیدوار عروسک قدیمی رو حفظ کرده.

گوئن دنیا رو با ذوق کسی می‌بینه که تازه زندگی رو کشف کرده. برای همین حتی ساده‌ترین چیزها هم براش ارزشمند و شگفت‌انگیزن. اما پشت این ظاهر مهربون و معصوم، اراده‌ای محکم برای مقابله با تاریکی و محافظت از یاد و خاطرهٔ کسی که بهش زندگی بخشید وجود داره.

عاشششششق موسیقیشم. مخصوصا اونجاش که ویولنش اوج میگیره. حتما گوش بده:
❤‍🔥3❤1
https://t.me/IamDelluna
Here you go fox lover :)
Ahri
آهری یکی از تراژیک‌ترین شخصیت‌های لیگ محسوب می‌شه. اون یک وستایاست که از همون اول زندگیش قدرتی داشت که ناخواسته به بقیه آسیب می‌زد. آهری می‌تونه احساسات و جوهرهٔ زندگی دیگران رو جذب کنه و برای مدت‌ها نمی‌دونست چطور این توانایی رو کنترل کنه. همین باعث شد بین میل به ارتباط با دیگران و ترس از صدمه زدن بهشون گیر بیفته.
بخش مهمی از داستانش دربارهٔ پیدا کردن هویت خودشه. آهری سال‌ها دنبال گذشتهٔ گمشده، ریشه‌های قومش و حقیقت وجود خودش گشت. اون برخلاف تصویری که خیلی‌ها ازش دارن، صرفاً یک افسونگر مرموز نیست؛ شخصیتیه که با احساس گناه، تنهایی و سؤال‌های بی‌جواب دربارهٔ گذشته‌اش زندگی می‌کنه.
❤1🥰1
https://t.me/Mentropolis
Janna
اینو تو انیمیشن Arcane نقاشیاش و حکاکیاش رو روی دیوار ها دیدین. یکی از آهنگای آرکین هم دعا خوندن یه سری بچه به درگاه جاناعه.
جانا از اون شخصیت‌هاییه که کمتر درباره‌ش حرف زده می‌شه، ولی یکی از قدیمی‌ترین و جالب‌ترین داستان‌های رونترا رو داره. اون در اصل یه الهه یا روح باد باستانیه که قرن‌ها پیش ملوان‌ها، مسافران و مردم عادی براش دعا می‌کردن تا از طوفان‌ها نجاتشون بده. با گذشت زمان و فراموش شدن باورهای قدیمی، قدرتش هم کم‌رنگ‌تر شد؛ اما هیچ‌وقت مردمش رو رها نکرد.

وقتی زاون به شهری پر از دود، آلودگی و فقر تبدیل شد، جانا هنوز توی افسانه‌ها و زمزمه‌های مردم زنده موند. برای خیلی از آدم‌های زاون، اون آخرین نشونهٔ امید بود؛ نسیمی خنک وسط شهری که نفس کشیدن توش سخته. جانا نه به دنبال قدرت و شهرت، بلکه به دنبال محافظت از آدم‌هاییه که کسی به فکرشون نیست.
آهنگی که منشن کردم:
🆒2🥰1
https://t.me/MoonWithN
Aurora
آرورا از اون شخصیت‌هاییه که انگار یه پاش توی دنیای آدم‌هاست و یه پاش توی دنیای ارواح. از بچگی چیزهایی رو می‌دید که بقیه نمی‌تونستن ببینن؛ روح‌ها، احساسات سرگردان و موجوداتی که بین دو دنیا زندگی می‌کنن. در حالی که خیلی‌ها فکر می‌کردن عجیب یا منزویه، آرورا این توانایی رو به بخشی از هویتش تبدیل کرد و تصمیم گرفت به جای فرار از ناشناخته‌ها، دنبالشون بره.
برخلاف خیلی از قهرمان‌های فریلورد که داستانشون پر از جنگ و قدرت‌طلبیه، داستان آرورا بیشتر دربارهٔ کنجکاوی، همدلی و درک چیزهاییه که بقیه متوجهشون نمی‌شن. اون مدام بین دنیای زندگان و ارواح سفر می‌کنه و سعی داره به هر دو طرف کمک کنه همدیگه رو بهتر بفهمن.
https://t.me/suchalonelydayanditsmine
I have sth perfect for an antisocial :)
Vex
وکس انگار از دل یه دورهٔ بی‌پایان «حوصله‌م سر رفته» بیرون اومده. یه یوردل جوون که تقریباً از همه‌چی بدش میاد؛ از خوشحالی، هیجان، قهرمان‌بازی و کلاً هر چیزی که زیادی پرانرژی باشه. در دنیایی که اکثر شخصیت‌ها دنبال نجات دنیا یا رسیدن به عظمتن، وکس فقط می‌خواد همه دست از این نمایش‌ها بردارن و بذارن توی حال و هوای تاریک خودش بمونه.

جالب اینجاست که پشت این ظاهر بی‌تفاوت و غرغرو، یه نقش مهم توی داستان رونترا داشت. وقتی ویگو در اوج قدرتش بود، وکس به خاطر علاقه‌اش به غم، تاریکی و فضای افسرده‌کنندهٔ جزایر سایه، مدتی کمکش کرد؛ نه از روی شرارت یا وفاداری، بلکه چون فکر می‌کرد آخرالزمان و نابودی دنیا «جالب‌تر» از زندگی عادیه. ولی حتی اون هم آخرش فهمید ویگو بیشتر از حد تحملش دراماتیکه!
🌚1
امیدوارم تو نفرات بعدی یکی رو پیدا کنم که از همه متنفره و میخواد جهانو نابود کنه. یه کارکتر هست که خیلی دوست دارم بذارم 😂
I'M SO FUCKING HAPPY
I didn't expect people to be so interested!
🔥6
https://t.me/kuro_aniii
Aatrox
ایتراکس یه زمانی قهرمان بود. یکی از قدرتمندترین دارکین‌ها که برای نجات دنیا از موجودات آسمانی و تهدیدهای بزرگ می‌جنگید. اما بعد از جنگ‌ها و خیانت‌ها، خودش و هم‌نوع‌هاش به هیولا تبدیل شدن و در نهایت توی سلاح‌هاشون زندانی شدن. حالا ایتراکس قرن‌هاست که داخل شمشیرش زندانیه و فقط با تسخیر بدن دیگران می‌تونه برای مدت کوتاهی به این دنیا برگرده.
تراژدی ایتراکس اینه که دیگه دنبال پیروزی نیست. حتی دنبال حکومت کردن یا قدرت هم نیست. اون از زندگی، از جاودانگی و از زندانی بودنش متنفره. تنها چیزی که می‌خواد پایان یافتن همه‌چیزه؛ چون باور داره اگه دنیا نابود بشه، شاید خودش هم بالاخره بتونه از این عذاب ابدی رها بشه.
به خاطر همین خیلی از دیالوگ‌هاش حس خشم، ناامیدی و اندوه عمیقی دارن:
🔥3