Forwarded from Heliophilia (Soleil)
~ اینو فوروارد کنید تا من بهتون میگم اگه مثل حاکم های ASOIAF لقب داشتید مثل "Aegon the unlikely"، لقبتون چی میشد ✨
Mativerse
I fucking love Mandela catalogue
استیون اسپیلبرگ داره فیلم مندلا کتلاگو میسازه!!!!!!!!!!!!
Taylor Swift | تیلور سوییفت
Photo
فکر کنم موشتبا هم عروسی تیلور دعوت شده، سر همون ختم باباش نمیاد.
👍2
برای چالشای بعدی باهاتون مصاحبه میکنم. جاج کردن از چنل به تنهایی واسه بعضیا سخته
😭4
از اونجایی که خیلیاتون راجب آیندهی آرکین کنجکاوید. الان موزیک ویدیویی که مستقیم به آخر آرکین وصل میشه رو میذارم.
Mativerse
🍿 Welcome to Noxus - Bite Marks 🔗 https://www.youtube.com/watch?v=I76wvt0aEE4
این سایه سیاهه که تو آرکین بود و آدمارو کنترل میکرد این خانومه بود راستی
🤯3
https://t.me/IDKWhyBIC
Yasuo
یاسوئو فقط یه شمشیرزن نابغه نیست؛ یکی از تلخترین داستانهای رونترا رو داره. اون تنها کسی بود که تونسته بود تکنیک افسانهای باد (Wind Technique) استادش، الدِر سوما (Elder Souma)، رو یاد بگیره. وقتی ناکسوس به آیونیا حمله کرد، یاسوئو مثل بقیه میخواست به جنگ بره، اما استادش یه مأموریت متفاوت بهش داد: «پیش من بمون و ازم محافظت کن.»
برای یاسوئو این تصمیم غیرقابل تحمل بود. وقتی میدید کشورش داره میسوزه و مردمش کشته میشن، نتونست همونجا بمونه. دستور استادش رو نادیده گرفت و به میدان جنگ رفت؛ تصمیمی که تا آخر عمر بابتش خودش رو سرزنش کرد.
وقتی جنگ تموم شد و برگشت، با یه کابوس روبهرو شد. الدِر سوما کشته شده بود و چون فقط چند نفر توی کل آیونیا از تکنیک باد خبر داشتن، همه فکر کردن قاتل فقط میتونه یاسوئو باشه. هیچکس حرفش رو باور نکرد. بهجای اینکه ازش تقدیر کنن، بهش لقب قاتل استادش رو دادن.
ادامه👇🏻
Yasuo
یاسوئو فقط یه شمشیرزن نابغه نیست؛ یکی از تلخترین داستانهای رونترا رو داره. اون تنها کسی بود که تونسته بود تکنیک افسانهای باد (Wind Technique) استادش، الدِر سوما (Elder Souma)، رو یاد بگیره. وقتی ناکسوس به آیونیا حمله کرد، یاسوئو مثل بقیه میخواست به جنگ بره، اما استادش یه مأموریت متفاوت بهش داد: «پیش من بمون و ازم محافظت کن.»
برای یاسوئو این تصمیم غیرقابل تحمل بود. وقتی میدید کشورش داره میسوزه و مردمش کشته میشن، نتونست همونجا بمونه. دستور استادش رو نادیده گرفت و به میدان جنگ رفت؛ تصمیمی که تا آخر عمر بابتش خودش رو سرزنش کرد.
وقتی جنگ تموم شد و برگشت، با یه کابوس روبهرو شد. الدِر سوما کشته شده بود و چون فقط چند نفر توی کل آیونیا از تکنیک باد خبر داشتن، همه فکر کردن قاتل فقط میتونه یاسوئو باشه. هیچکس حرفش رو باور نکرد. بهجای اینکه ازش تقدیر کنن، بهش لقب قاتل استادش رو دادن.
ادامه👇🏻
🍓2😭1
در حالی که فراری بود، جنگجوهای آیونیا یکییکی دنبالش فرستاده شدن تا عدالت رو اجرا کنن. اما دردناکترین لحظه وقتی بود که برادر بزرگترش، یونه (Yone)، سر راهش قرار گرفت. یونه باور داشت یاسوئو استادشون رو کشته و وظیفه داره جلوش رو بگیره. دو برادر با هم جنگیدن... و یاسوئو، با اینکه نمیخواست، برای زنده موندن یونه رو کشت.
بعدها حقیقت بالاخره مشخص شد. قاتل واقعی اصلاً یاسوئو نبود؛ ریون (Riven)، سرباز ناکسی، موقع فرار از جنگ از الدِر سوما خواسته بود شمشیر رونیک شکستهش رو نابود کنه. اما موقع شکستن شمشیر، جادوی داخلش از کنترل خارج شد و موج انفجارش باعث مرگ استاد شد. یعنی یاسوئو همهچیزش رو از دست داد... برای جرمی که هیچوقت مرتکب نشده بود.
اون سالهاست با یه سؤال زندگی میکنه: اگه اون روز دستور استادش رو نادیده نمیگرفت، همهچیز فرق میکرد؟ شاید الدِر سوما زنده میموند، شاید یونه هیچوقت نمیمرد، شاید خودش هیچوقت به یه رونین تبدیل نمیشد.
یکی از معروفترین دیالوگهاش دقیقاً همین حس رو منتقل میکنه:
بعدها حقیقت بالاخره مشخص شد. قاتل واقعی اصلاً یاسوئو نبود؛ ریون (Riven)، سرباز ناکسی، موقع فرار از جنگ از الدِر سوما خواسته بود شمشیر رونیک شکستهش رو نابود کنه. اما موقع شکستن شمشیر، جادوی داخلش از کنترل خارج شد و موج انفجارش باعث مرگ استاد شد. یعنی یاسوئو همهچیزش رو از دست داد... برای جرمی که هیچوقت مرتکب نشده بود.
اون سالهاست با یه سؤال زندگی میکنه: اگه اون روز دستور استادش رو نادیده نمیگرفت، همهچیز فرق میکرد؟ شاید الدِر سوما زنده میموند، شاید یونه هیچوقت نمیمرد، شاید خودش هیچوقت به یه رونین تبدیل نمیشد.
یکی از معروفترین دیالوگهاش دقیقاً همین حس رو منتقل میکنه:
"Death is like the wind... always by my side."
💔3🍓1
https://t.me/WrioVarka
Yone
یونه سالها به عنوان یه سامورایی نمونه توی آیونیا شناخته میشد؛ مردی آروم، منضبط و وفادار که همیشه قانون و وظیفه رو بالاتر از احساساتش میذاشت. حتی وقتی مجبور شد مقابل برادر خودش بایسته، این کار رو نه از روی نفرت، بلکه چون باور داشت انجام وظیفه از هر چیزی مهمتره انجام داد.
اما داستان واقعی یونه بعد از مرگش شروع میشه.
وقتی مرد، روحش وارد قلمروی ارواح شد؛ جایی که یه آزاکانا (Azakana)، یکی از شیاطین آیونیایی (Demons) که از احساسات منفی مثل پشیمونی، نفرت، حسادت یا وسواس تغذیه میکنن، بهش حمله کرد. اما برخلاف بیشتر قربانیها، یونه موفق شد اون آزاکانا رو شکست بده و ماسکش رو به صورت خودش بزنه. همین اتفاق باعث شد دوباره به دنیای زندهها برگرده... اما دیگه مثل قبل نبود.
ادامه 👇🏻
Yone
یونه سالها به عنوان یه سامورایی نمونه توی آیونیا شناخته میشد؛ مردی آروم، منضبط و وفادار که همیشه قانون و وظیفه رو بالاتر از احساساتش میذاشت. حتی وقتی مجبور شد مقابل برادر خودش بایسته، این کار رو نه از روی نفرت، بلکه چون باور داشت انجام وظیفه از هر چیزی مهمتره انجام داد.
اما داستان واقعی یونه بعد از مرگش شروع میشه.
وقتی مرد، روحش وارد قلمروی ارواح شد؛ جایی که یه آزاکانا (Azakana)، یکی از شیاطین آیونیایی (Demons) که از احساسات منفی مثل پشیمونی، نفرت، حسادت یا وسواس تغذیه میکنن، بهش حمله کرد. اما برخلاف بیشتر قربانیها، یونه موفق شد اون آزاکانا رو شکست بده و ماسکش رو به صورت خودش بزنه. همین اتفاق باعث شد دوباره به دنیای زندهها برگرده... اما دیگه مثل قبل نبود.
ادامه 👇🏻
👀3
حالا یونه نه کاملاً انسانه، نه کاملاً یه موجود روحانی. اون میتونه آزاکاناها رو ببینه؛ شیاطینی که بیشتر مردم حتی از وجودشون خبر ندارن. هر جا یه احساس منفی اونقدر قوی بشه که ریشه بدوونه، ممکنه یه آزاکانا اون اطراف شکل گرفته باشه. یونه سالهاست توی رونترا پرسه میزنه و این شیاطین رو شکار میکنه؛ هم برای محافظت از بقیه و هم برای اینکه شاید یه روز بفهمه ماسکی که خودش به صورت داره دقیقاً چیه و چه سرنوشتی در انتظارشه.
تراژدی یونه اینه که برخلاف خیلی از قهرمانها، پایان داستانش «بازگشت به زندگی» نبود؛ شروع یه زندگی کاملاً غریبه بود. اون دیگه خونهای نداره، جایگاهی نداره و حتی مطمئن نیست هنوز همون آدم سابقه یا نه. هر بار که ماسکش رو به صورت میزنه، به اون مرز باریک بین انسان و شیطان نزدیکتر میشه.
چندتا از دیالوگهاش که خیلی خوب شخصیتش رو نشون میدن:
تراژدی یونه اینه که برخلاف خیلی از قهرمانها، پایان داستانش «بازگشت به زندگی» نبود؛ شروع یه زندگی کاملاً غریبه بود. اون دیگه خونهای نداره، جایگاهی نداره و حتی مطمئن نیست هنوز همون آدم سابقه یا نه. هر بار که ماسکش رو به صورت میزنه، به اون مرز باریک بین انسان و شیطان نزدیکتر میشه.
چندتا از دیالوگهاش که خیلی خوب شخصیتش رو نشون میدن:
⚡3