Infinite Loop Of Math²
146 subscribers
9 photos
6 videos
1 file
20 links
Where math lies☝️
اگر عاشق ایده‌ها و فکت‌های ریاضی و کد هستی به ما ملحق شو!
لینک گپ:https://t.me/MathAndCodeLovers
راه ارتباطی:
@Pania_theinkdrinker

بات برای ارسال پیام ناشناس:
@ilommathbot
Download Telegram
🔢 اعداد آرمسترانگ؛ اعدادی که عاشق خودشان هستند!📚

عدد آرمسترانگ (یا Narcissistic Number) عددی است که اگر هر یک از رقم‌هایش را به توان تعداد رقم‌های عدد برسانیم و جمع کنیم، دوباره خودِ عدد به دست می‌آید.
مثال:
153 = 1³ + 5³ + 3³ = 153


این اعداد نوعی «خودارجاعی» دارند؛ یعنی ویژگی آن‌ها مستقیماً به رقم‌های خودشان وابسته است. به همین دلیل در نظریه اعداد و علوم کامپیوتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

🔎آیا اعداد آرمسترانگ مثل اعداد اول بی‌شمارند؟

در نگاه اول ممکن است فکر کنیم بی‌نهایت عدد آرمسترانگ وجود دارد، اما ریاضیدانان ثابت کرده‌اند که در مبنای ۱۰ تعداد آن‌ها محدود است!
دلیلش این است که با زیاد شدن تعداد رقم‌ها، خودِ عدد بسیار سریع‌تر از مجموع توان رقم‌هایش رشد می‌کند و از یک جایی به بعد دیگر هیچ عدد آرمسترانگی نمی‌تواند وجود داشته باشد، که اثبات آن در پایین پشت نشان داده شده. یک تابع نمایی در نهایت از خطی بزرگتر است.

📚 کاربرد اصلی آن‌ها:
• آموزش برنامه‌نویسی
• نظریه اعداد تفریحی
• بررسی نقاط ثابت توابع روی ارقام
• طراحی و آزمایش الگوریتم‌ها
#number_theory
#math_facts
#math_ideas
#numbers
@mathloopinfinite
❤7
🔢 یک عدد معمولی؟ نه، یک عدد جادویی‼️

تصور کنید تمام اعداد طبیعی را پشت سر هم بنویسید:

0.123456789101112131415…

این عدد را «ثابت چمپرنون» می‌گویند. اسمش پیچیده است، اما ایده‌اش ساده و شگفت‌انگیز.
✨ چرا جالب است؟

۱. همه چیز در آن هست
هر عددی که به آن فکر کنید، در این اعشار پیدا می‌شود:
سال تولدتان ، رمز عبور ، حتی شماره تلفنتان (اگر خیلی بلند نباشد).
بله، همه‌جای این عدد بی‌پایان است!

۲. آمارش کاملاً عادلانه است
در این عدد، رقم ۰ تا ۹ همگی به یک اندازه ظاهر می‌شوند. این خاصیت را «نرمال» می‌نامند.
مثل یک تاس سالم که همه اعداد را مساوی می‌آورد.

۳. با دست خودتان می‌سازیدش
فقط بنویسید: ۱، بعد ۲، بعد ۳، ... تا بینهایت، یک ممیز جلویش بگذارید. همین!
اگر این عدد را با دقت نگاه کنید، هیچ الگوی تکراری ندارد. اما باز هم از روی قانون ساده‌ای ساخته شده است.
مثل بسیاری از چیزهای زیبا در جهان: ساده به نظر می‌آیند، اما بی‌نهایت عمیق‌اند.

🔧 کاربردها (خلاصه)

· نمونه استاندارد برای آزمون نرمال بودن اعداد (مقایسه با π و e)
· تست الگوریتم‌های شبه‌تصادفی در رمزنگاری و فشرده‌سازی
· آموزش مفاهیم عدد گنگ، دنباله، نظریه اعداد
· ایده برای بحث فلسفی اطلاعات در برابر تصادف.
برای ذهن های کنجکاو🔎:
دیوید چمپرنون این عدد را در ۱۴ سالگی معرفی کرد. بعدها اقتصاددان شد، اما نامش در ریاضیات ماندگار شد.
#math_facts
#number
@mathloopinfinite
❤9
🔢 اعداد هم‌ می‌خندند؟⁉️
در ریاضیات اعدادی وجود دارند به نام اعداد خوشحال( Happy numbers). در واقع اگر مربعات ارقام یک عدد را با هم جمع کنیم و این کار را مدام تکرار کرده و در نهایت به یک برسیم، آن عدد را خوشحال می‌نامیم. برای مثال: عدد ۱۹
1²+9²=82
8²+2²=68
6²+8²=100
1²+0²+0²=1
پس ۱۹ عددی خوشحال است!
در نتیجه هر عدد که به یک نرسد، ناراحت است! اعداد ناراحت در یک چرخه گیر می‌کنند و مدام به عدد ۴ برمی‌گردند. مثلا عدد ۴ ناراحت است:
4²=16
1²+6²=37
3²+7²=58
...
=20
2²+0²=4
دلیلی برای این نام‌گذاری خاص وجود ندارد، بلکه فقط یه یک رسیدن را نوعی ملاک و هدف قرار داده‌اند، پس اعدادی که به این هدف برسند، خوشحال‌اند!
#math_facts
#math_ideas
#numbers
@mathloopinfinite
❤10
🔢"حدس گلدباخ" – معمایی که ۲۸۰ ساله حل نشده❗️

هر عدد زوج بزرگتر از ۲ رو میشه به صورت جمع دو عدد اول نوشت؟

مثال: ۴ = ۲+۲، ۶ = ۳+۳، ۸ = ۳+۵، ۱۰ = ۳+۷ یا ۵+۵، ...
تا الان برای اعداد تا چندین میلیارد چک شده و درسته، ولی هنوز هیچکس اثبات نکرده که همیشه درست باشه.

جایزه‌اش ۱ میلیون دلار نیست (برعکس فرضیه ریمان)، ولی هنوز یه معمای باز تو نظریه اعداد محسوب میشه.
📌 چالش: سعی کنید یک عدد زوج بزرگ پیدا کنید که این قانون نقض بشه – اگر پیدا کنید، نامتان در تاریخ ریاضی می‌ماند!

#حدس_گلدباخ #ریاضیات_محض
@mathloopinfinite
❤6🔥4👍1
🗼 برجی که می‌گوید جهان کی تمام می‌شود!
برج هانوی – افسانه پایان جهان

برج هانوی یک پازل کلاسیک با داستانی شگفت‌انگیز است.
🎴 ابزار:
سه میله و تعدادی دیسک با قطرهای متفاوت. دیسک‌ها ابتدا روی میله اول چیده شده‌اند (بزرگترین در پایین، کوچکترین در بالا).
🎯 هدف:
انتقال همه دیسک‌ها به میله سوم، با این قوانین سخت:
· هر بار فقط یک دیسک جابه‌جا می‌شود.
· هیچ وقت نمی‌توان دیسک بزرگتر را روی کوچکتر گذاشت.
🕯️ افسانه هانوی:
در معبدی در ویتنام، راهبان مشغول جابه‌جا کردن ۶۴ دیسک طلایی هستند. باور بر این است که وقتی آخرین حرکت انجام شود، جهان به پایان می‌رسد!

📊 تعداد حرکت‌های لازم برای n دیسک:
از فرمول ۲ⁿ − ۱ به دست می‌آید.
برای ۶۴ دیسک یعنی حدود ۱۸ و نیم میلیارد میلیارد حرکت!
⏳ چقدر طول می‌کشد؟
اگر راهبان هر ثانیه یک حرکت انجام دهند (بدون وقفه)، بیش از ۵۸۰ میلیارد سال زمان می‌برند. سن کنونی جهان تنها حدود ۱۳.۸ میلیارد سال است!
🧠 جالب‌تر این که:
این پازل ریاضیات پنهان زیادی دارد. مثلاً رابطه نزدیکی با اعداد دودویی و کد گری (Gray code) دارد. راه حل بهینه همیشه با یک الگوی ساده قابل محاسبه است.

📌 دفعه بعد که از حل کردن یک پازل ۴ دیسکی خسته شدید، یادتان باشد که حداقل جهان هنوز نابود نشده است!✨

#math_facts
@mathloopinfinite
❤7🔥2
جایگشت میز گرد⁉️
آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که اگر بخواهیم افراد مختلف را دور یک میز گرد بچینیم، چند حالت مختلف داریم؟
در نگاه اول اینطور بنظر می‌آید که همان جایگشت n شیء(!n) است، بله درست می‌گویید! اما یک فرق کوچک وجود دارد. چون که درباره یک جایگاه دایره‌وار صحبت می‌کنیم، باید نسبت به یک شیء بقیه را جایگشت بدهیم، یعنی یکی را ثابت در نظر بگیریم، در صورت عدم این‌ کار حالت‌های تکراری تولید می‌شود! پس به جای !n داریم:
(n -1)!

🔎مثال: ۳ نفر می‌خواهند دور یک میز گرد بنشینند، چند حالت برای تعیین جایگاه آنان داریم؟
جواب:
(3-1)!=2!=1×2=2

#math_ideas
#combination_analysis
@mathloopinfinite
❤6🔥4
مردی که ۷۰۷ رقم پی را غلط نوشت (و ۲۰ سال عمرش را هدر داد!)✨
ویلیام شانکس، ریاضیدان انگلیسی در سال ۱۸۷۳ تصمیم گرفت عدد پی (\pi) را با دست محاسبه کند. او ۲۰ سال تمام از عمرش را صرف این کار کرد و به رقم ۷۰۷ اعشار رسید. همه دنیا از او به عنوان قهرمان ریاضی تجلیل کردند! اما ۷۲ سال بعد (۱۹۴۵)، اولین کامپیوترها آمدند و بررسی کردند: متوجه شدند که شانکس از رقم ۵۲۸ به بعد، ۱۷۹ رقم کاملاً اشتباه محاسبه کرده بود! یعنی نیمی از عمرش را پای عددی هدر داد که غلط از آب درآمد. اما جالب‌تر: او هرگز نفهمید اشتباه کرده، چون قبل از اختراع کامپیوتر مرد!
#math_facts
@mathloopinfinite
❤9😭2
پیش‌بینی مرگ با معادله‼️‼️
آبراهام دی موآور (ریاضیدان فرانسوی-انگلیسی) کاشف توزیع احتمال بود. اما در اواخر عمر، متوجه یک الگوی عجیب در بدنش شد: هر شب دقیقاً ۱۵ دقیقه بیشتر از شب قبل به خواب می‌رفت. او که عاشق محاسبه بود، یک سری ریاضی ساده زد و پیش‌بینی کرد که وقتی این ۱۵ دقیقه‌ها آنقدر جمع شوند که به ۲۴ ساعت خواب در شبانه‌روز برسند، دیگر بیدار نخواهد شد. او دقیقاً تاریخ مرگ خود را محاسبه کرد: ۲۷ نوامبر ۱۷۵۴. در آن روز، ریاضی‌دانان آمدند و دیدند که درست سرِ ساعت محاسبه‌شده، در خواب از دنیا رفته است. یعنی تنها کسی که توانست تاریخ مرگش را با دقت ۱۰۰٪ پیش‌بینی کند، یک ریاضیدان بود!
#math_facts
@mathloopinfinite
🔥9
داستانِ «مسئلهٔ قمارباز» یا «خرابی قمارباز» (Gambler's Ruin) یکی از بنیادی‌ترین مسائل تاریخ علم احتمال است و آبراهام دو موآور نقش کلیدی در حل آن داشت. در ادامه، ماجرا را برایتان به زبان ساده تعریف می‌کنم.

🎲 اصل ماجرا: دو قمارباز و یک سؤال مرگ‌ومیر

مسئله این است: فرض کنید دو نفر، A و B، با هم قمار می‌کنند. در هر دور، یک سکه یا تاس می‌اندازند و برنده یک سکه از بازنده می‌گیرد. A سرمایه‌اش «a» سکه و B سرمایه‌اش «b» سکه است. بازی آنقدر ادامه پیدا می‌کند تا یک نفر تمام سکه‌هایش را ببازد (ورشکست یا خراب شود).

سؤال اصلی این است: با توجه به سرمایه‌های اولیه و شانس برنده شدن در هر دور، احتمال اینکه در نهایت A ورشکست شود، چقدر است؟

🧠 نقش دو موآور: ریاضیات وارد میدان می‌شود
هرچند این مسئله اولین بار توسط ریاضیدان هلندی، کریستیان هویگنس، در سال ۱۶۵۷ مطرح شد, اما دو موآور بود که در سال ۱۷۱۱ اولین راه‌حل عمومی و قانع‌کننده را برای آن ارائه داد.

او این کار را در مقاله‌ای به نام «De Mensura Sortis» (دربارهٔ اندازه‌گیری شانس) انجام داد که در سال ۱۷۱۲ منتشر شد. بعدها این راه‌حل را در کتاب معروفش، «The Doctrine of Chances» (آیین شانس) که در سال ۱۷۱۸ منتشر شد، به تفصیل شرح داد. این کتاب به یکی از منابع اصلی علم احتمال تبدیل شد و برای قماربازان آن زمان مثل یک «راهنمای علمی» بود!

✨ راه‌حل دو موآور: تولد «تابع مولد»
راه‌حل دو موآور برای این مسئله بسیار هوشمندانه بود. او برای محاسبهٔ احتمالات، از ایده‌ای به نام «توابع مولد» (Generating Functions) استفاده کرد. این روش به او اجازه می‌داد تا با دنباله‌های نامتناهی از اعداد به سادگی کار کند و به فرمولی دقیق برای احتمال ورشکستگی هر بازیکن برسد.

پایان خوش: از قمار تا آمار

جالب است بدانید که دو موآور فقط به حل این مسئله بسنده نکرد. او برای حل مسائل مشابه، به محاسبات پیچیده‌ای نیاز داشت و برای ساده‌سازی آن‌ها، به تقریب زدن عبارت‌های ریاضی روی آورد. این تلاش ها در نهایت به کشف «توزیع نرمال» یا همان منحنی زنگوله‌ای شکل معروف انجامید که امروز یکی از مهم‌ترین مفاهیم در تمام علم آمار است!
ماجرا از یک سؤال ساده در میز قمار شروع شد، اما به یکی از مهم‌ترین اکتشافات ریاضی تاریخ ختم گردید!
#math_facts
@mathloopinfinite
❤8🤯3
Infinite Loop Of Math²
🔢 اعداد هم‌ می‌خندند؟⁉️ در ریاضیات اعدادی وجود دارند به نام اعداد خوشحال( Happy numbers). در واقع اگر مربعات ارقام یک عدد را با هم جمع کنیم و این کار را مدام تکرار کرده و در نهایت به یک برسیم، آن عدد را خوشحال می‌نامیم. برای مثال: عدد ۱۹ 1²+9²=82 8²+2²=68…
در ادامه این پست یه کار بامزه انجام بدیم: اگر می‌خواید بدونید عددتون خوشحاله یا نه می‌تونید کد زیر رو ران کنید روی سیستم عاملتون(اگر کامپایلر cpp دارید)🥸ترجیحاً با وی پی ان :))) یه حرکت ریز داره اگر خوشحال بشه عددتون
#include <iostream>
#include <cstdlib>
#include <ctime>
using namespace std;
void openLink(const string& Link);
int main()
{
int num ;
cout<<"please enter a nubmer: "<<endl;
cin>>num;
while(num!=1 && num!=4)
{
int sum=0;
int temp =num;
while(temp>0)
{
int digit = temp%10;
sum += digit*digit;
temp /= 10;
}
num = sum;
}
if(num == 1)
{
cout<<"the number is happy"<<endl;
string youtubeLink = "https://www.youtube.com/watch?v=dQw4w9WgXcQ";
openLink(youtubeLink);

}
else
{
cout<<"the number is sad"<<endl;
}
return 0 ;
}
void openLink(const string& link)
{
#ifdef _WIN32

system((std::string("start ") + link).c_str());

#elif defined(linux)

system((std::string("xdg-open ") + link).c_str());

#elif defined(APPLE)
system((std::string("open ") + link).c_str());
#endif

}

#code
@mathloopinfinite
❤9
😭6❤3
📜 تاریخچه: از متناقض‌نمایی تا یک قانون

ماجرای تقسیم بر صفر به قدمت خودِ مفهوم صفر در ریاضیات است.

· آغاز با صفر: اولین بار در متون کهن ریاضی، مانند کتاب براهما اسپوتا سیدهانتا از ریاضیدان هندی، برهماگوپتا (۶۲۸ میلادی)، با صفر به عنوان یک عدد رفتار شد و عمل‌های روی آن تعریف گردید. با این حال، خود برهماگوپتا در تعریف تقسیم بر صفر ناموفق بود و تعاریف اولیه‌اش به تناقض‌های جبری می‌انجامید.
· تلاش‌های اولیه: در دوران‌های بعد، برخی ریاضیدانان تلاش می‌کردند برای تقسیم بر صفر نتیجه‌ای در نظر بگیرند، مثلاً می‌گفتند حاصل‌شمار 24 ÷ بر صفر = 24 است!. این تلاش‌ها نشان می‌دهد که ابهام این مسئله از دیرباز وجود داشته است.
· نخستین اشاره به ناممکن بودن: نخستین اشاره‌ی ثبت‌شده به عدم‌امکان اختصاص دادن یک مقدار به a / 0 در مقاله‌ی جرج بارکلی (۱۷۳۴) به نام "The Analyst" دیده می‌شود. بارکلی از این موضوع برای نقد مبانی حساب دیفرانسیل و انتگرال استفاده کرد.
💡 چرا تعریف‌نشده؟ (دلیل ریاضی)
برای فهمیدن دلیل، باید به تعریف اصلی تقسیم برگردیم. تقسیم، عمل معکوس ضرب است. یعنی a ÷ b = c یعنی c × b = a.

حالا این را برای a ÷ 0 امتحان می‌کنیم:

۱. حالت اول: عددی غیر از صفر را بر صفر تقسیم می‌کنیم (مثلاً 0÷1)

فرض کنیم جواب این تقسیم، عددی مانند x باشد:
1 ÷ 0 = x

طبق تعریف تقسیم، باید داشته باشیم:
x × 0 = 1

اما می‌دانیم که هر عددی در صفر ضرب شود، حاصل صفر است. پس عبارت x × 0 همیشه صفر است، نه یک. به تناقض می‌رسیم: 0 = 1 که محال است.

پس هیچ عددی وجود ندارد که این معادله را برقرار کند. بنابراین پاسخ 1 ÷ 0 یک عدد نیست و تعریف‌نشده (Undefined) است.

۲. حالت دوم: صفر را بر صفر تقسیم می‌کنیم (0 ÷ 0)

باز هم فرض می‌کنیم 0 ÷ 0 = x. طبق تعریف تقسیم:
x × 0 = 0

اما اینجا هر عددی را که برای x در نظر بگیریم، معادله درست است، چون هر عددی در صفر، صفر می‌شود (مثلاً 5 × 0 = 0 و -2 × 0 = 0).

پاسخ می‌تواند هر عددی باشد، اما ما در ریاضیات به یک پاسخ منحصربه‌فرد نیاز داریم. چون نمی‌توانیم یکی را انتخاب کنیم، می‌گوییم این عبارت تعیین‌نشده (Indeterminate) است.
ابهام و شهود: چه چیزی باعث سردرگمی می‌شود؟
بخش اعظم ابهام به خاطر مفهوم حد و بی‌نهایت است:

· وقتی عدد ۱ را بر اعداد بسیار کوچک (مثلاً ۰٫۰۰۰۰۰۱) تقسیم می‌کنید، جواب بسیار بزرگ می‌شود (۱,۰۰۰,۰۰۰). هرچه مقسوم‌علیه به صفر نزدیک‌تر شود، جواب به سمت بی‌نهایت (∞) می‌رود. اینطور به نظر می‌رسد که0÷1 باید بینهایت باشد.
· مشکل اینجاست که اگر از اعداد منفی به صفر نزدیک شوید (1 ÷ -0.1 = -10)، جواب به سمت منفی بی‌نهایت (-∞) می‌رود! پس تکلیف چیست؟ مثبت بینهایت یا منفی بینهایت؟

این نشان می‌دهد که حتی با کمک مفهوم حد، به یک پاسخ واحد نمی‌رسیم و خودِ بی‌نهایت هم یک عدد نیست. بنابراین، حد یک تابع وقتی به صفر میل می‌کند با مقدار تابع در خودِ صفر تفاوت دارد.
🌍 در دنیای کامپیوتر و سیستم‌های عددی دیگر
در کامپیوتر: تلاش برای تقسیم بر صفر معمولاً باعث خطا (Error) یا از کار افتادن (Crash) برنامه می‌شود. در محاسبات اعشاری طبق استاندارد IEEE، ممکن است نتیجه +∞، -∞ یا NaN (عددی نیست) باشد.
· در برخی سیستم‌های عددی خاص: می‌توان سیستم‌های عددی جدیدی تعریف کرد که در آن‌ها تقسیم بر صفر معنا داشته باشد، مانند کره ریمان در اعداد مختلط که در آن 1/0 = ∞ تعریف می‌شود. اما این سیستم‌ها قوانین خاص خود را دارند و با اعداد حقیقی معمولی تفاوت‌های اساسی دارند.
✨ جمع‌بندی نهایی

پس:

· تقسیم بر صفر تعریف‌نشده است، چون با قوانین بنیادین ریاضی (مثل اینکه هر عدد ضربدر صفر، صفر است) در تناقض است.
· این یک قانون سلیقه‌ای یا قرارداد نیست، بلکه نتیجه‌ی منطقی قوانین جبر است. اگر تقسیم بر صفر را تعریف کنیم، کل سیستم ریاضی به هم می‌ریزد و می‌توانیم چیزهایی مثل 1 = 2 را اثبات کنیم!
‼️تنها در شرایط خاص و با تعریف چارچوب‌های جدید (مثل حد در حسابان یا اعداد بسط‌یافته) می‌توان به آن نزدیک شد، اما این به معنای تعریف‌شده بودن آن در اعداد حقیقی نیست‼️
#صفر_قدرتمندترین_عدد_ریاضیات
@mathloopinfinite
❤7
❤4😁1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥10❤‍🔥1
🤏بازی کوتاه با منطق.‌‌..❗️

فرض کنید شخصی به نام "کیومرث" ادعا داره که می‌تونه همه کاری انجام بده! کیومرث خیلی آدم دروغگو و پر‌ادعاییه و اصرار داره که راست میگه!
حالا رفیقش اکبر، یه سوال ازش می‌پرسه. آیا کیومرث می‌تونه شیئی بسازه که نتونه بلندش کنه؟
کیومرث یکم گیج می‌شه‌!

🥸حالا دو تا فرض مطرحه:
۱.فرض کنیم کیومرث بتونه همچین شیئی رو بسازه؛ اون وقت یه شیئی وجود وجود داره که نمی‌تونه بلندش کنه، از طرفی فرض می‌گه کیومرث هرکاری بخواد بکنه می‌تونه. پس به تناقض می‌رسه و ادعاش رو نقض می‌کنه.
۲.فرض کنیم کیومرث نتونه همچین شیئی بسازه، اینجوری پس باز هم یه کاری وجود داره که نمی‌تونه انجام بده، و دوباره تناقض پیش میاد با ادعای کیومرث.
پس ادعای کیومرث، یعنی "قادر بی قید و شرط" غلطه!
پس کیومرث باز هم دروغ گفته...
این مسئله‌ای که مطرح شد در اصل یه بحث معروفه که یکم تغییر داده شده. این مسئله در واقع یه پارادوکسه و هدفش جواب بله یا خیر نیست. این پارادوکس معمولاً به نام پارادوکس سنگ(stone paradox) شناخته می‌شه که بحث‌های مختلفی داره.
صورت اصلی و کلاسیکش به این شکله:
آیا یک موجود قادر مطلق می‌تواند سنگی بیافریند که نتواند آن را بلند کند؟

برای مثال دیدگاه توماس آکاینوس(فیلسوف و الهی‌دان قرن ۱۳) به این شکله: خدا( قادر مطلق) همه کاری رو می‌تونه انجام بده اما یک "کار" واقعی و نه تناقض منطقی.

منابع:
Stanford Encyclopedia of Philosophy (SEP)
کتاب نظریه مجموعه و کاربرد‌های آن( لین لین)
#logic
#math
@mathloopinfinite
❤6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10
Forwarded from بازه باز (ژوبین)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥8