#تست
خط آرامی به عنوان یکی از خطوط کاربردی در زمان هخامنشیان که به دلیل شهولت در نگارش در امور دیوانی استفاده میشد در کدام یک از کتیبه های زیر دیده میشود؟
خط آرامی به عنوان یکی از خطوط کاربردی در زمان هخامنشیان که به دلیل شهولت در نگارش در امور دیوانی استفاده میشد در کدام یک از کتیبه های زیر دیده میشود؟
Anonymous Quiz
33%
کتیبه بیستون
15%
کتیبه تخته جمشید
23%
کتیبه پاسارگاد
28%
کتیبه نقشم رستم
👍2🥴1
Anonymous Quiz
20%
هوگارت
11%
دومیه
25%
گویا
44%
دلاکروا
🤔4🏆1
🔶🔷 القـــــاب ...
❤️ نقاش آبی فام ایرانی ← احمد اسفندیاری
🧡 آپِلِس خط مشکی ← آلبرشت دورر
💛 شکسپیر دنیای نقاشی ← ویلیام ترنر
💚 خالق مناظر روستایی ← پیتر بروگل
💙 قهرمان درام اکسپرسیونیستی ← جَکسُن پالاک
💜 پدر همه ی نقاشان ← پل سزان
🖤 پیکاسوی کاریکاتور مدرن ← سائول اشتاین برگ
🤍 بزرگترین مجسمه ساز زنده ← ادواردو روسو
❤️ فیروزه ی اسلام/ گوی مسجد ← مسجد کبود تبریز
🧡 معلم اول ← ارسطو
💛 معلم ثانی ← فارابی، (او را مبدع سنتور و صاحب کتاب موسیقی کبیر می دانند)
💚موزه ی معماری اسلامی ← مسجد جامع اصفهان
💙 امُ الگره ← کُندُ پنج
💜 شطرنج معماران ← گره ( بند رومی)
🆔 @masterphd
❤️ نقاش آبی فام ایرانی ← احمد اسفندیاری
🧡 آپِلِس خط مشکی ← آلبرشت دورر
💛 شکسپیر دنیای نقاشی ← ویلیام ترنر
💚 خالق مناظر روستایی ← پیتر بروگل
💙 قهرمان درام اکسپرسیونیستی ← جَکسُن پالاک
💜 پدر همه ی نقاشان ← پل سزان
🖤 پیکاسوی کاریکاتور مدرن ← سائول اشتاین برگ
🤍 بزرگترین مجسمه ساز زنده ← ادواردو روسو
❤️ فیروزه ی اسلام/ گوی مسجد ← مسجد کبود تبریز
🧡 معلم اول ← ارسطو
💛 معلم ثانی ← فارابی، (او را مبدع سنتور و صاحب کتاب موسیقی کبیر می دانند)
💚موزه ی معماری اسلامی ← مسجد جامع اصفهان
💙 امُ الگره ← کُندُ پنج
💜 شطرنج معماران ← گره ( بند رومی)
🆔 @masterphd
👏6❤2
#اسطوره
کتاب «شاخهٔ زرین» اثر جیمز فریزر
استروس» اصطلاح میتیم، واحد های اسطوره ای در کنار هم معنا مییابند. ( اسطوره شناسی از دیدگاه ساختارگرایی)/ درباره توتم بحث میکند.
میرچا الیاده» آثار: دایره المعارف دینی/ گفتگوها با یونگ
نورتروپ فرای» تخیل فرهیخته/ تحلیل نقد/ رمز کل/ صفیحه های زمینی/ ابلهان
فرای از منتقدان اسطوره گرا است.
🆔 @masterphd
کتاب «شاخهٔ زرین» اثر جیمز فریزر
استروس» اصطلاح میتیم، واحد های اسطوره ای در کنار هم معنا مییابند. ( اسطوره شناسی از دیدگاه ساختارگرایی)/ درباره توتم بحث میکند.
میرچا الیاده» آثار: دایره المعارف دینی/ گفتگوها با یونگ
نورتروپ فرای» تخیل فرهیخته/ تحلیل نقد/ رمز کل/ صفیحه های زمینی/ ابلهان
فرای از منتقدان اسطوره گرا است.
🆔 @masterphd
👍1
❤5👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فلسفه
🎥ویدیو:نگاهی به اندیشه های #مارتین_هایدگر
فیلسوف بزرگ آلمانی
مترجم و گوینده : #ایمان_فانی
🆔 @masterphd
🎥ویدیو:نگاهی به اندیشه های #مارتین_هایدگر
فیلسوف بزرگ آلمانی
مترجم و گوینده : #ایمان_فانی
🆔 @masterphd
رافائل سانتسیو
سبک⬅️ دوره رنسانس
نقاش و بارزترین نماینده مرحله اوج رنسانس
بهترین قالب برای بیان هنر کلاسیک باستان
سادگی و وضو دو آرمان اصلی که در آثارش دیده میشود
برخلاف داوینچی از رنگ مایههای روشن استفاده میکند
ابداع شیوه خاص با تاثیرپذیری از داوینچی و میکل آنژ
کیفیتهای عاطفی در آثارش
آثارش با وجود داشتن ترکیب بندیهای دقیق و ریاضی از لطافت برخوردار است
خطوط را با کیفیت نرم و ایستا ترسیم میکند
اندامهای او آرام و رویایی اند
🆔 @masterphd
سبک⬅️ دوره رنسانس
نقاش و بارزترین نماینده مرحله اوج رنسانس
بهترین قالب برای بیان هنر کلاسیک باستان
سادگی و وضو دو آرمان اصلی که در آثارش دیده میشود
برخلاف داوینچی از رنگ مایههای روشن استفاده میکند
ابداع شیوه خاص با تاثیرپذیری از داوینچی و میکل آنژ
کیفیتهای عاطفی در آثارش
آثارش با وجود داشتن ترکیب بندیهای دقیق و ریاضی از لطافت برخوردار است
خطوط را با کیفیت نرم و ایستا ترسیم میکند
اندامهای او آرام و رویایی اند
🆔 @masterphd
👍2🙏1
🔹️ژاک لیپ شیتس🔹️
کوبیسم
پیکره ساز لیتوانیایی و از پیشگامان مجسمه سازی کوبیسم
نمایش فضاهای کوبیستی را میتوان در آثارش دید
بعد از سبک کوبیسم تجربههای سورئالیستی را میتوان در آثارش دید
در آثاری چون سردیس و گیتار نوازی اصول زیبایی شناسی کوبیسم را در قالب سه بعدی آزمود
🆔 @masterphd
کوبیسم
پیکره ساز لیتوانیایی و از پیشگامان مجسمه سازی کوبیسم
نمایش فضاهای کوبیستی را میتوان در آثارش دید
بعد از سبک کوبیسم تجربههای سورئالیستی را میتوان در آثارش دید
در آثاری چون سردیس و گیتار نوازی اصول زیبایی شناسی کوبیسم را در قالب سه بعدی آزمود
🆔 @masterphd
👍2❤1
اثر هنری جامع، مفهوم یک اثر هنری کامل
اصطلاح "اثر هنری جامع" یا "توتالکونستوِرک" (Gesamtkunstwerk) در اواسط قرن نوزدهم توسط آهنگساز و نمایشنامهنویس آلمانی، ریچارد واگنر معرفی شد. واگنر با الهام از تراژدیهای یونان باستان، در نظر داشت که انواع مختلف هنرها را در یک کل یکپارچه ادغام کند. اپراهای او نیز از این دیدگاه پیروی میکنند و ترکیبی از شعر، موسیقی، رقص، نقاشی و هنرهای دیگر هستند. این مفهوم در وین به تکامل بیشتری رسید و در جریان تدریس در مدرسه هنرهای کاربردی توسط تاریخدان هنر، رودلف ایتل، بهخصوص در پیوند با جنبش هنر و صنایع دستی مورد توجه قرار گرفت.
ایتل به دانشجویانش میآموخت که تفاوتهای بین هنرهای مختلف را تشخیص دهند و هنرهای دستی را در کنار نقاشی، مجسمهسازی و معماری به یک جایگاه والا ارتقا دهند. برای گوستاو کلیمت و اعضای گروه «سِسِسیون»، این ایده به یکی از جنبههای اساسی برنامههایشان تبدیل شد: شکستن مرزهای بین هنر زیبا و هنر کاربردی. در نخستین شماره مجله «وِر ساکروم»، که در ژانویه ۱۸۹۸ منتشر شد، آنها اظهار داشتند: «ما هیچ تفاوتی بین هنر "نجیب" و "کاربردی"، یا هنر برای ثروتمندان و هنر برای فقرا قائل نمیشویم. هنر برای همه است.»
از آن پس، تمام اشکال هنر باید به شکلی هماهنگ در تعامل با یکدیگر قرار گیرند. اثر هنری از منظر چندرشتهای مورد بررسی قرار میگیرد. بدین ترتیب، همکاریهایی بین نقاشان، طراحان، معماران، شاعران، موسیقیدانان و نمایشنامهنویسان شکل گرفت. ساختمانهایی که توسط اعضای سِسِسیون طراحی شدند، مانند کاخ استوخلت در بروکسل، همه به دنبال یک هدف واحد بودند: خلق یک اثر هماهنگ با کیفیت بالا. این ساختمانها از طراحی بیرونی تا فضاهای داخلی، مبلمان و حتی ظروف غذا، همگی به دقت طراحی شدهاند تا یک کل منسجم ایجاد کنند. هدف این بود که تمام جنبههای محیط زندگی انسان به یک اثر هنری جامع تبدیل شود.
چهاردهمین نمایشگاه گروه سِسِسیون، که به نمایشگاه بتهوون نیز معروف است، نمونهای برجسته از یک "اثر هنری جامع" است. در این نمایشگاه، معماری، نقاشی و مجسمهسازی در هم ادغام شدند تا ادای احترامی به آهنگساز مشهور، لودویگ فان بتهوون، باشد. معمار یوزف هافمن فضا را به عنوان معبدی در ستایش از این آهنگساز طراحی کرد. در بدو ورود، بازدیدکنندگان با نقاشی معروف «فریز بتهوون» اثر گوستاو کلیمت روبرو میشدند که صحنه آخر آن به «سرود شادی» از بخش چهارم سمفونی نهم بتهوون اشاره داشت. همچنین مجسمه چندرنگی از بتهوون، ساخته ماکس کلینگر، در مرکز قرار داشت و اطراف آن آثار دیگری از هنرمندان سِسِسیون که بهصورت موضوعی مرتبط بودند، به نمایش درآمده بود. بهعلاوه، گوستاو مالر، رهبر ارکستر معروف، در شب افتتاحیه بخشی از سمفونی نهم بتهوون را رهبری کرد تا تمام حواس بازدیدکنندگان در این تجربه هنری غوطهور شود و ادای احترامی تمامعیار به بتهوون صورت گیرد.
🆔 @masterphd
اصطلاح "اثر هنری جامع" یا "توتالکونستوِرک" (Gesamtkunstwerk) در اواسط قرن نوزدهم توسط آهنگساز و نمایشنامهنویس آلمانی، ریچارد واگنر معرفی شد. واگنر با الهام از تراژدیهای یونان باستان، در نظر داشت که انواع مختلف هنرها را در یک کل یکپارچه ادغام کند. اپراهای او نیز از این دیدگاه پیروی میکنند و ترکیبی از شعر، موسیقی، رقص، نقاشی و هنرهای دیگر هستند. این مفهوم در وین به تکامل بیشتری رسید و در جریان تدریس در مدرسه هنرهای کاربردی توسط تاریخدان هنر، رودلف ایتل، بهخصوص در پیوند با جنبش هنر و صنایع دستی مورد توجه قرار گرفت.
ایتل به دانشجویانش میآموخت که تفاوتهای بین هنرهای مختلف را تشخیص دهند و هنرهای دستی را در کنار نقاشی، مجسمهسازی و معماری به یک جایگاه والا ارتقا دهند. برای گوستاو کلیمت و اعضای گروه «سِسِسیون»، این ایده به یکی از جنبههای اساسی برنامههایشان تبدیل شد: شکستن مرزهای بین هنر زیبا و هنر کاربردی. در نخستین شماره مجله «وِر ساکروم»، که در ژانویه ۱۸۹۸ منتشر شد، آنها اظهار داشتند: «ما هیچ تفاوتی بین هنر "نجیب" و "کاربردی"، یا هنر برای ثروتمندان و هنر برای فقرا قائل نمیشویم. هنر برای همه است.»
از آن پس، تمام اشکال هنر باید به شکلی هماهنگ در تعامل با یکدیگر قرار گیرند. اثر هنری از منظر چندرشتهای مورد بررسی قرار میگیرد. بدین ترتیب، همکاریهایی بین نقاشان، طراحان، معماران، شاعران، موسیقیدانان و نمایشنامهنویسان شکل گرفت. ساختمانهایی که توسط اعضای سِسِسیون طراحی شدند، مانند کاخ استوخلت در بروکسل، همه به دنبال یک هدف واحد بودند: خلق یک اثر هماهنگ با کیفیت بالا. این ساختمانها از طراحی بیرونی تا فضاهای داخلی، مبلمان و حتی ظروف غذا، همگی به دقت طراحی شدهاند تا یک کل منسجم ایجاد کنند. هدف این بود که تمام جنبههای محیط زندگی انسان به یک اثر هنری جامع تبدیل شود.
چهاردهمین نمایشگاه گروه سِسِسیون، که به نمایشگاه بتهوون نیز معروف است، نمونهای برجسته از یک "اثر هنری جامع" است. در این نمایشگاه، معماری، نقاشی و مجسمهسازی در هم ادغام شدند تا ادای احترامی به آهنگساز مشهور، لودویگ فان بتهوون، باشد. معمار یوزف هافمن فضا را به عنوان معبدی در ستایش از این آهنگساز طراحی کرد. در بدو ورود، بازدیدکنندگان با نقاشی معروف «فریز بتهوون» اثر گوستاو کلیمت روبرو میشدند که صحنه آخر آن به «سرود شادی» از بخش چهارم سمفونی نهم بتهوون اشاره داشت. همچنین مجسمه چندرنگی از بتهوون، ساخته ماکس کلینگر، در مرکز قرار داشت و اطراف آن آثار دیگری از هنرمندان سِسِسیون که بهصورت موضوعی مرتبط بودند، به نمایش درآمده بود. بهعلاوه، گوستاو مالر، رهبر ارکستر معروف، در شب افتتاحیه بخشی از سمفونی نهم بتهوون را رهبری کرد تا تمام حواس بازدیدکنندگان در این تجربه هنری غوطهور شود و ادای احترامی تمامعیار به بتهوون صورت گیرد.
🆔 @masterphd
❤2
🔹️ارنست لودیک کرشنر🔹️
سبک اکسپرسیونیسم
نقاش و چاپگر آلمانی
از مهمترین نمایندگان سبک اکسپرسیونیسم در آلمان
با هیکل و اشمیت روتلو گروه پل را پایه گذاری کردند این گروه تحت تاثیر گوگن مونک و ونگوک و به خصوص هنری بدوی بود
نازیها بر آثارش مهر هنر فاسد زدند
شیوه بیان او پرشورتر جسورانهتر و افراطیتر از فووها بود
به لحاظ فکری گرایش به فلسفه نیچه داشت
🆔 @masterphd
سبک اکسپرسیونیسم
نقاش و چاپگر آلمانی
از مهمترین نمایندگان سبک اکسپرسیونیسم در آلمان
با هیکل و اشمیت روتلو گروه پل را پایه گذاری کردند این گروه تحت تاثیر گوگن مونک و ونگوک و به خصوص هنری بدوی بود
نازیها بر آثارش مهر هنر فاسد زدند
شیوه بیان او پرشورتر جسورانهتر و افراطیتر از فووها بود
به لحاظ فکری گرایش به فلسفه نیچه داشت
🆔 @masterphd
❤1👍1
🔹️ارنست بارلاخ🔹️
آثار او ترکیبی از شکلهای نسبتاً مسطح شده با حرکات و حالتهای گویاست
شیوه بیانی خاص خود را با نوعی واقعگرایی اجتماعی درآمیخت
برای مجسمههای خود از باسمههای چوبی مایه میگرفت
تحت تاثیر کندکاری در قرون وسطی بود
پیکرهای یادبود جنگ او از نیش دارترین پیکرهای یادبود جنگ جهانی اول و دوم است
حکومت نازی بسیاری از آثار او را از بین برد و مانع ادامه کارش شد در کارهای گرافیکی او توجه به رنج بشری مشهود بود
🆔 @masterphd
آثار او ترکیبی از شکلهای نسبتاً مسطح شده با حرکات و حالتهای گویاست
شیوه بیانی خاص خود را با نوعی واقعگرایی اجتماعی درآمیخت
برای مجسمههای خود از باسمههای چوبی مایه میگرفت
تحت تاثیر کندکاری در قرون وسطی بود
پیکرهای یادبود جنگ او از نیش دارترین پیکرهای یادبود جنگ جهانی اول و دوم است
حکومت نازی بسیاری از آثار او را از بین برد و مانع ادامه کارش شد در کارهای گرافیکی او توجه به رنج بشری مشهود بود
🆔 @masterphd
#نقد
مکتب فرانکفورت:
هنر والا (مدرن)را منبعی برای رسیدن به آزادی معرفی میکند به جای نظریه بازتاب (نطریه لوکاچ) به نظریه برای تولید اجتماعی
از نظر مکتب فرانک طبقه حاکم در باور و اعتقاد مردم فرهنگ سازی می کند و نیازهای طبقه حاکم رابه شکل دروغین همان نیاز مردم وانمود میکنند واقع آنان میگویند هنر نباید بازتاب اجتماعی باشد بلکه باید طوری در مورد واقعیت عمل کند که ایجاد نوعی آگاهی غیر مستقیم نماید
به این مکتب مکتب انتقادی یا نظریه انتقادی هم میگفتند
اصطلاح نظریه #انتقادی اولین بار در مکتب فرانکفورت مطرح شد
زیرا آنان برداشتهای سفت و سفت از مارکسیسم و ارائه فرمول عام و مطلق در برسی اجتماعی را رد میکند
🆔 @masterphd
مکتب فرانکفورت:
هنر والا (مدرن)را منبعی برای رسیدن به آزادی معرفی میکند به جای نظریه بازتاب (نطریه لوکاچ) به نظریه برای تولید اجتماعی
از نظر مکتب فرانک طبقه حاکم در باور و اعتقاد مردم فرهنگ سازی می کند و نیازهای طبقه حاکم رابه شکل دروغین همان نیاز مردم وانمود میکنند واقع آنان میگویند هنر نباید بازتاب اجتماعی باشد بلکه باید طوری در مورد واقعیت عمل کند که ایجاد نوعی آگاهی غیر مستقیم نماید
به این مکتب مکتب انتقادی یا نظریه انتقادی هم میگفتند
اصطلاح نظریه #انتقادی اولین بار در مکتب فرانکفورت مطرح شد
زیرا آنان برداشتهای سفت و سفت از مارکسیسم و ارائه فرمول عام و مطلق در برسی اجتماعی را رد میکند
🆔 @masterphd
👍3❤2
#نکته_کنکوری
❓منتقد هنری آمریکایی که ابتدگدایس مارکسیستی داشت اما در چرخشی غیر منتظره به ۸امی و مبلغ فرمالیستی بدل شد وی از وازه تحقیر کننده(کیچ)برای فرهنگ توده ایی و سطح پایین استفاده میکند
✅کلمنت گرینبرگ
🆔 @masterphd
❓منتقد هنری آمریکایی که ابتدگدایس مارکسیستی داشت اما در چرخشی غیر منتظره به ۸امی و مبلغ فرمالیستی بدل شد وی از وازه تحقیر کننده(کیچ)برای فرهنگ توده ایی و سطح پایین استفاده میکند
✅کلمنت گرینبرگ
🆔 @masterphd
#حکمت
علم لدنّی چیست؟
علم لدنى علمى است که بنده از خدا آموزد بدون واسطه بشر یا ملک یعنی، علمی که بدون استاد و تعلیم و تعلّم، خداوند به افراد عنایت می کند؛ مانند علم پیامبران و ائمه(ع) و بعضی از اولیا مثل علم زبان حیوانات که خداوند به حضرت سلیمان عطا فرمود و این اصطلاح مأخوذ در قرآن است که فرمود «و علمناه من لدنّا علما » ؛ (کهف، آیه 65). که اهل قرب را به تعلیم الهى و تفهیم ربانى معلوم و مفهوم شود نه به دلایل عقلى و شواهد نقلى. بنابراین می توان گفت در علم لدنّى، هیچ واسطه اى میان متعلّم و معلّم نیست.
«لدن»؛ یعنى، نزد و حضور. اگر علمى با وساطت، حاصل شود، علم لدنى نخواهد بود. اگر علمى از معلم صادر شود و به یک واسطه یا بیشتر، به شاگرد برسد؛ شاگرد آن علم را از «نزد» معلم فرا نگرفته است و به آن علم لدنى نمى گویند. اما اگر شاگرد از حضور خود معلم، علمى را فرا گرفت، آن علم را لدنى مى نامند. از آنجا که «انسان کامل»، نخستین مخلوق است و هیچ واسطه اى میان او و حضرت حق وجود ندارد، از علم، لدنّى بهره مند خواهد بود و هیچ واسطه اى میان او و خداى سبحان در این تعلیم و تعلم وجود ندارد.
@masterphd
علم لدنّی چیست؟
علم لدنى علمى است که بنده از خدا آموزد بدون واسطه بشر یا ملک یعنی، علمی که بدون استاد و تعلیم و تعلّم، خداوند به افراد عنایت می کند؛ مانند علم پیامبران و ائمه(ع) و بعضی از اولیا مثل علم زبان حیوانات که خداوند به حضرت سلیمان عطا فرمود و این اصطلاح مأخوذ در قرآن است که فرمود «و علمناه من لدنّا علما » ؛ (کهف، آیه 65). که اهل قرب را به تعلیم الهى و تفهیم ربانى معلوم و مفهوم شود نه به دلایل عقلى و شواهد نقلى. بنابراین می توان گفت در علم لدنّى، هیچ واسطه اى میان متعلّم و معلّم نیست.
«لدن»؛ یعنى، نزد و حضور. اگر علمى با وساطت، حاصل شود، علم لدنى نخواهد بود. اگر علمى از معلم صادر شود و به یک واسطه یا بیشتر، به شاگرد برسد؛ شاگرد آن علم را از «نزد» معلم فرا نگرفته است و به آن علم لدنى نمى گویند. اما اگر شاگرد از حضور خود معلم، علمى را فرا گرفت، آن علم را لدنى مى نامند. از آنجا که «انسان کامل»، نخستین مخلوق است و هیچ واسطه اى میان او و حضرت حق وجود ندارد، از علم، لدنّى بهره مند خواهد بود و هیچ واسطه اى میان او و خداى سبحان در این تعلیم و تعلم وجود ندارد.
@masterphd
👏1
☄فلسفه علم چیست؟
فلسفهی علم شاخهای از فلسفه است که به مطالعهی علم (ساختار نظریههای علمی، رابطهی شواهد علمی و نظریهها، تبیین علمی، ...) میپردازد.
گاهی این مباحث در شکلی کلی، یعنی بدون توجه به علمی خاص انجام میشود؛ چه علوم تجربی (فیزیک، شیمی، زیستشناسی،... ) و چه علوم اجتماعی (جامعهشناسی، اقتصاد،...). در اینصورت به آن «فلسفه علم عمومی» (general philosophy of science) گوییم.
از جمله پرسشهای مطرح در فلسفهی علم عمومی این پرسشها هستند:
چه ویژگیهایی علم را از غیرعلم و شبهعلم جدا میکند؟
آیا علم پیشرفت میکند؟ اگر میکند به چه معنا؟
آیا نظریههای خوب جاافتادهی علمی گزارشی واقعنمایانه از جهان عرضه میکنند؟
قوانین طبیعت چه هستند؟
گاهی فلسفهی علم به پرسشهای جزئیتر مطرح شده در مرزهای علوم میپردازد که در اینصورت به آن «فلسفهی علوم خاص» (philosophy of the particular sciences) گوییم؛ از جمله: فلسفهی زیستشناسی، فلسفهی فیزیک، فلسفهی شیمی، و غیره
مثلاً در فلسفهی زیستشناسی از چیستی گونههای زیستی، وجود تعادل در طبیعت، نقش شانس در فرایند تکامل، چیستی ژنها و غیره بحث میشود.
یا در فلسفهی فیزیک از چیستی زمان، تفاسیر مختلف مکانیک کوانتومی، تفاسیر متفاوت احتمال در آن و غیره سخن میرود.
فلسفهی علوم اجتماعی شاخهای از فلسفهی علم است که به پرسشهای کلی پیرامون چیستی علوم اجتماعی و تفاوت آن با علوم طبیعی میپردازد. مثلاً به این پرسشها:
آیا علوم اجتماعی روش خاص خود را دارند یا از روشهای رایج در علومی مانند فیزیک و زیستشناسی بهره میبرند؟
آیا در علوم اجتماعی نیز قوانینی کلی مانند قانون عمومی گازها وجود دارد؟
نهادهای اجتماعی به چه معنا وجود دارند؟
در مواردی در فلسفهی علوم اجتماعی وارد پرسشهای جزئیتر میشویم. مثلاً در فلسفهی اقتصاد این بحث مطرح میشود که وقتی کنشگران اقتصادی در جهت بیشینه کردن سود خود وارد معاملات اقتصادی میشوند آیا مطابق قواعد عقلانیت عمل میکنند یا کنش آنها عمدتا تابعی از هیجانات حاکم بر بازار است؟
در پاسخ به تمامی پرسشهای یادشده در بالا گاهی از منظری کاملا پیشینی (غیرتجربی) وارد بحث میشویم. اما گاهی در پاسخ به این پرسشها از یافتههای خود علوم نیز بهره میگیریم. در اینصورت وارد شاخهای از فلسفه شدهایم موسوم به طبیعت گرایی. به چنین فلسفهی علمی «فلسفهی علم طبیعت گرایانه» گویند (naturalistic or naturalized philosophy of science).
✍دکتر هادی صمدی
🆔 @masterphd
فلسفهی علم شاخهای از فلسفه است که به مطالعهی علم (ساختار نظریههای علمی، رابطهی شواهد علمی و نظریهها، تبیین علمی، ...) میپردازد.
گاهی این مباحث در شکلی کلی، یعنی بدون توجه به علمی خاص انجام میشود؛ چه علوم تجربی (فیزیک، شیمی، زیستشناسی،... ) و چه علوم اجتماعی (جامعهشناسی، اقتصاد،...). در اینصورت به آن «فلسفه علم عمومی» (general philosophy of science) گوییم.
از جمله پرسشهای مطرح در فلسفهی علم عمومی این پرسشها هستند:
چه ویژگیهایی علم را از غیرعلم و شبهعلم جدا میکند؟
آیا علم پیشرفت میکند؟ اگر میکند به چه معنا؟
آیا نظریههای خوب جاافتادهی علمی گزارشی واقعنمایانه از جهان عرضه میکنند؟
قوانین طبیعت چه هستند؟
گاهی فلسفهی علم به پرسشهای جزئیتر مطرح شده در مرزهای علوم میپردازد که در اینصورت به آن «فلسفهی علوم خاص» (philosophy of the particular sciences) گوییم؛ از جمله: فلسفهی زیستشناسی، فلسفهی فیزیک، فلسفهی شیمی، و غیره
مثلاً در فلسفهی زیستشناسی از چیستی گونههای زیستی، وجود تعادل در طبیعت، نقش شانس در فرایند تکامل، چیستی ژنها و غیره بحث میشود.
یا در فلسفهی فیزیک از چیستی زمان، تفاسیر مختلف مکانیک کوانتومی، تفاسیر متفاوت احتمال در آن و غیره سخن میرود.
فلسفهی علوم اجتماعی شاخهای از فلسفهی علم است که به پرسشهای کلی پیرامون چیستی علوم اجتماعی و تفاوت آن با علوم طبیعی میپردازد. مثلاً به این پرسشها:
آیا علوم اجتماعی روش خاص خود را دارند یا از روشهای رایج در علومی مانند فیزیک و زیستشناسی بهره میبرند؟
آیا در علوم اجتماعی نیز قوانینی کلی مانند قانون عمومی گازها وجود دارد؟
نهادهای اجتماعی به چه معنا وجود دارند؟
در مواردی در فلسفهی علوم اجتماعی وارد پرسشهای جزئیتر میشویم. مثلاً در فلسفهی اقتصاد این بحث مطرح میشود که وقتی کنشگران اقتصادی در جهت بیشینه کردن سود خود وارد معاملات اقتصادی میشوند آیا مطابق قواعد عقلانیت عمل میکنند یا کنش آنها عمدتا تابعی از هیجانات حاکم بر بازار است؟
در پاسخ به تمامی پرسشهای یادشده در بالا گاهی از منظری کاملا پیشینی (غیرتجربی) وارد بحث میشویم. اما گاهی در پاسخ به این پرسشها از یافتههای خود علوم نیز بهره میگیریم. در اینصورت وارد شاخهای از فلسفه شدهایم موسوم به طبیعت گرایی. به چنین فلسفهی علمی «فلسفهی علم طبیعت گرایانه» گویند (naturalistic or naturalized philosophy of science).
✍دکتر هادی صمدی
🆔 @masterphd
#آمپریسم
🔹مهمترین بخش آمپریسم بخش معرفت شناسی آن است. هیوم را میتوان یکی از سردمداران گرایش آمپریستی در معرفت برشمرد. آمپریستها در حوزه معرفتشناسی، یگانه ابزار شناخت و معرفت را منحصر به تجربه و آزمونپذیری کردند؛ لذا هر چه قابل مشاهده و تجربه نبود غیرقابل شناخت، بلکه غیرمعقول تلقی نمودند. بر اساس چنین دیدگاهی طبیعی بود که آموزههای اصلی ادیان همچون خدا، فرشته، بهشت و جهنم، وحی، امدادهای غیبی، نیکی عدل و بدی ظلم، و اثرگذاری آنها در سعادت انسان زیر سؤال برود. مدعای اصلی تجربه گرایی در بخش معرفت انکار مفاهیم و فطریات عقلی است به این معنا که انسان قبل از حس و تصورات حسی هیچ مفهوم سابقی در ذهن ندارد. بر اساس این دیدگاه همه مفاهیم و تصورات انسان توسط حواس (اعم از حواس ظاهری و باطنی) به دست می آیند و بدین ترتیب ادراکات عقلی یا به طور کلی انکار می¬شوند یا تابع ادراکات حسی می گردند.
🔹در خصوص ثمره عملی تجربه¬گرایی با اذعان به آثار مثبت و تأثیرات مهم علم و تجربه در پیشرفت صنعتی و اقتصادی، باید گفت همین پیشرفت به سبب دورشدن از ابعاد معنوی و به خاطر ابتنای بر علم بریده از خدا و معنویت، بلای جان آدمی شد. اما از بعد نظری نقدهای متعددی بر آمپریسم وارد است.
🔹اصالت دادن به حس و تجربه و منحصر دانستن علم در علوم تجربی، بیاعتنایی به نارساییهای آن است. دانشمندان علوم تجربی خود اذعان دارند که دانش بشری فقط به بخشی از مجهولات جهان هستی دست یافته است. علاوه بر آن، آنچه را تجربه عرضه می کند در حدّ فرضیه است که فقط ارزش عملی دارد و الا از نظر معرفتی نمی توان ادعای مطابقت یافته های آن با عالم واقع را مطرح کرد. این مسأله تا آنجا مورد اتفاق است که امروزه به جای اثباتپذیری، ابطالپذیری به عنوان نظریه مقبول در فلسفه علم مطرح است.
🔹از سوی دیگر واقعیت های درونی وجود انسان و پیچیدگی های موجود در آن، شناخت این امور را از دسترس علوم تجربی خارج ساخته یا بسیار مشکل نموده است. در ابعاد اجتماعی هم پیچیدگی روابط انسان ها کمتر از پیچیدگی ابعاد درونی آنها نیست؛ لذا شناخت این روابط و تنظیم قواعد اخلاقی و حقوقی متناسب با آنها، به نحوی که بتواند او را به سعادت برساند قطعاً از توان علوم تجربی خارج است.
@masterphd
🔹مهمترین بخش آمپریسم بخش معرفت شناسی آن است. هیوم را میتوان یکی از سردمداران گرایش آمپریستی در معرفت برشمرد. آمپریستها در حوزه معرفتشناسی، یگانه ابزار شناخت و معرفت را منحصر به تجربه و آزمونپذیری کردند؛ لذا هر چه قابل مشاهده و تجربه نبود غیرقابل شناخت، بلکه غیرمعقول تلقی نمودند. بر اساس چنین دیدگاهی طبیعی بود که آموزههای اصلی ادیان همچون خدا، فرشته، بهشت و جهنم، وحی، امدادهای غیبی، نیکی عدل و بدی ظلم، و اثرگذاری آنها در سعادت انسان زیر سؤال برود. مدعای اصلی تجربه گرایی در بخش معرفت انکار مفاهیم و فطریات عقلی است به این معنا که انسان قبل از حس و تصورات حسی هیچ مفهوم سابقی در ذهن ندارد. بر اساس این دیدگاه همه مفاهیم و تصورات انسان توسط حواس (اعم از حواس ظاهری و باطنی) به دست می آیند و بدین ترتیب ادراکات عقلی یا به طور کلی انکار می¬شوند یا تابع ادراکات حسی می گردند.
🔹در خصوص ثمره عملی تجربه¬گرایی با اذعان به آثار مثبت و تأثیرات مهم علم و تجربه در پیشرفت صنعتی و اقتصادی، باید گفت همین پیشرفت به سبب دورشدن از ابعاد معنوی و به خاطر ابتنای بر علم بریده از خدا و معنویت، بلای جان آدمی شد. اما از بعد نظری نقدهای متعددی بر آمپریسم وارد است.
🔹اصالت دادن به حس و تجربه و منحصر دانستن علم در علوم تجربی، بیاعتنایی به نارساییهای آن است. دانشمندان علوم تجربی خود اذعان دارند که دانش بشری فقط به بخشی از مجهولات جهان هستی دست یافته است. علاوه بر آن، آنچه را تجربه عرضه می کند در حدّ فرضیه است که فقط ارزش عملی دارد و الا از نظر معرفتی نمی توان ادعای مطابقت یافته های آن با عالم واقع را مطرح کرد. این مسأله تا آنجا مورد اتفاق است که امروزه به جای اثباتپذیری، ابطالپذیری به عنوان نظریه مقبول در فلسفه علم مطرح است.
🔹از سوی دیگر واقعیت های درونی وجود انسان و پیچیدگی های موجود در آن، شناخت این امور را از دسترس علوم تجربی خارج ساخته یا بسیار مشکل نموده است. در ابعاد اجتماعی هم پیچیدگی روابط انسان ها کمتر از پیچیدگی ابعاد درونی آنها نیست؛ لذا شناخت این روابط و تنظیم قواعد اخلاقی و حقوقی متناسب با آنها، به نحوی که بتواند او را به سعادت برساند قطعاً از توان علوم تجربی خارج است.
@masterphd
#امپریسم (تجربه گرایی)
🔹از اواخر قرون وسطی زمینههای این گرایش در انگلستان پدید آمده در قرون بعدی توسط فلاسفه به نامی همچون جان -لاک (1632ـ 1704)، جرج بارکلی (1685ـ1753) و دیوید هیوم (1711ـ1776) ادامه پیدا کرد. از میان این سه تن دیوید هیوم ضمن مخالفت با عقلگرایی دکارت (1596ـ1650) با تکیه بر تجربه گرایی مفرط، اصل ضرورت و علیت را انکار کرده امکان استنتاج هرگونه معرفت قطعی و یقینی را زیر سؤال برد.
🔹افراط در علمباوری و اصالت دادن به تجربه را میتوان ثمره جمود آباء کلیسا در ظاهر آیات کتاب مقدس، تقدیس و دینی شمردن فلسفه و علوم یونان باستان و برخی از اصول و قواعد طبیعی و علمی دانست. پیشرفت دانش تجربی اعتبار و قداست کتاب مقدس و آموزههای کلیسا را در معرض چالش قرار داد. این رو در روئی برای ارباب کلیسا چندان قابل تحمل نبود، لذا به مقابله با آن برخاسته دانشمندان و اندیشهوران را به جرم مخالفت با این آموزهها به دادگاه ها کشاندند. اما دین مسیحیت بود که از این برخوردها لطمه دیده و کنار گذاشته شد.
🔹توانایی علوم تجربی در گره گشایی از مشکلات مادی انسان و توانایی آن در ایجاد رفاه و تولید صنعت و تکنولوژی باعث شد این گمان به وجود بیاید که علم نه تنها در عرصههای مادی و مکانیکی بلکه در عرصههای اجتماعی و علوم انسانی نیز کارساز و بلکه تنها چارهساز است. بدین ترتیب علوم روانشناسی و جامعهشناسی تجربی نیز شکل گرفت.
🔹کندورسه فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی قرن هیجدهم می گوید:
حوادث فیزیکی و انسانی به طور مساوی در معرض محاسبه هستند. تنها چیزی که ضروری است این است که کل طبیعت را به قوانینی شبیه قوانین نیوتنی تقلیل دهیم.
@masterphd
🔹از اواخر قرون وسطی زمینههای این گرایش در انگلستان پدید آمده در قرون بعدی توسط فلاسفه به نامی همچون جان -لاک (1632ـ 1704)، جرج بارکلی (1685ـ1753) و دیوید هیوم (1711ـ1776) ادامه پیدا کرد. از میان این سه تن دیوید هیوم ضمن مخالفت با عقلگرایی دکارت (1596ـ1650) با تکیه بر تجربه گرایی مفرط، اصل ضرورت و علیت را انکار کرده امکان استنتاج هرگونه معرفت قطعی و یقینی را زیر سؤال برد.
🔹افراط در علمباوری و اصالت دادن به تجربه را میتوان ثمره جمود آباء کلیسا در ظاهر آیات کتاب مقدس، تقدیس و دینی شمردن فلسفه و علوم یونان باستان و برخی از اصول و قواعد طبیعی و علمی دانست. پیشرفت دانش تجربی اعتبار و قداست کتاب مقدس و آموزههای کلیسا را در معرض چالش قرار داد. این رو در روئی برای ارباب کلیسا چندان قابل تحمل نبود، لذا به مقابله با آن برخاسته دانشمندان و اندیشهوران را به جرم مخالفت با این آموزهها به دادگاه ها کشاندند. اما دین مسیحیت بود که از این برخوردها لطمه دیده و کنار گذاشته شد.
🔹توانایی علوم تجربی در گره گشایی از مشکلات مادی انسان و توانایی آن در ایجاد رفاه و تولید صنعت و تکنولوژی باعث شد این گمان به وجود بیاید که علم نه تنها در عرصههای مادی و مکانیکی بلکه در عرصههای اجتماعی و علوم انسانی نیز کارساز و بلکه تنها چارهساز است. بدین ترتیب علوم روانشناسی و جامعهشناسی تجربی نیز شکل گرفت.
🔹کندورسه فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی قرن هیجدهم می گوید:
حوادث فیزیکی و انسانی به طور مساوی در معرض محاسبه هستند. تنها چیزی که ضروری است این است که کل طبیعت را به قوانینی شبیه قوانین نیوتنی تقلیل دهیم.
@masterphd
❤1