Forwarded from Khadijehjahangiry
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۹۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم جهانگیری
🆔@khadijehjahangiry
شرح مشکل :
با سلام خدمت شما
من با خانمی آشنا شدم که دو سال ازم کوچیکتره ،یه دو سه باری ازش خواستگاری کردم ولی بهم جواب منفی داده می خوام بازم ازش خواستگاری کنم ولی یه مشکلی داره که منو به شک انداخته (دختر بسیار متین و مهربانی است).مشکل سر نوع راه رفتن اون خانم هستش (تازه این عیب رو متوجه شدم) این خانم پا پرانتزیه ویه جوری راه می ره.من بهش علاقه دارم ولی این مشکل رو نمی دونم چه طوری باهاش کنار بیام.حتی اگر من خودم با راه رفتن ایشون کنار بیام قطعا خانوادم کنار نخوانهد آمد .ممنون میشم راهنمایی کنید.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
سلام به شما همراه گرامی
انتخاب و ازدواج شبیه به میوه فروشی نیست که برید و از داخل سبد میوه سالم ها رو سوا کنید و خراب ها رو برندارید. انتخاب یک فرد برای ازدواج یعنی انتخاب تمام اون شخص و اگر شما این خانم و انتخاب کردید در کنار مهربونی و شخصیت ظاهر ایشون و نحوه راه رفتن ایشون رو هم انتخاب کردید و باید یک دل باشید ودگ بدون شک و تردید انتخاب کنید. بهتره پذیرش این خانم رو به صورت کامل و با رضایت قلبی تمام داشته باشید نه اینکه فقط مهربونی ایشون و قبول داشته باشید. موضوع مهمتر این هست که اگر شما هنوز به استقلال فکری و تصمیم گرفتن نرسیدید و منتظر تایید خانواده هستید تا ایشون و قبول کنن و بپذیرن بهتر هست که فعلا ازدواج نکنید چون این وابسته بودن شما از نظر فکری به خانواده در رابطه ی شما تاثیر منفی میذاره. شما زمانی تصمیم به ازدواج بگیرید که کاملا مستقل باشید و بتونید برای یک ازدواج و رابطه خودتون در کنار پارنترتون تصمیم بگیرید و ازدواج و پیش ببرید.
✅️خدیجه جهانگیری
✅️روانشناس
✅️خانواده و زوج
✅️اصفهان
✅️شماره تماس ۰۹۹۱۰۲۹۵۲۹۷
🌹🌹🌹🌹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم جهانگیری
🆔@khadijehjahangiry
شرح مشکل :
با سلام خدمت شما
من با خانمی آشنا شدم که دو سال ازم کوچیکتره ،یه دو سه باری ازش خواستگاری کردم ولی بهم جواب منفی داده می خوام بازم ازش خواستگاری کنم ولی یه مشکلی داره که منو به شک انداخته (دختر بسیار متین و مهربانی است).مشکل سر نوع راه رفتن اون خانم هستش (تازه این عیب رو متوجه شدم) این خانم پا پرانتزیه ویه جوری راه می ره.من بهش علاقه دارم ولی این مشکل رو نمی دونم چه طوری باهاش کنار بیام.حتی اگر من خودم با راه رفتن ایشون کنار بیام قطعا خانوادم کنار نخوانهد آمد .ممنون میشم راهنمایی کنید.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
سلام به شما همراه گرامی
انتخاب و ازدواج شبیه به میوه فروشی نیست که برید و از داخل سبد میوه سالم ها رو سوا کنید و خراب ها رو برندارید. انتخاب یک فرد برای ازدواج یعنی انتخاب تمام اون شخص و اگر شما این خانم و انتخاب کردید در کنار مهربونی و شخصیت ظاهر ایشون و نحوه راه رفتن ایشون رو هم انتخاب کردید و باید یک دل باشید ودگ بدون شک و تردید انتخاب کنید. بهتره پذیرش این خانم رو به صورت کامل و با رضایت قلبی تمام داشته باشید نه اینکه فقط مهربونی ایشون و قبول داشته باشید. موضوع مهمتر این هست که اگر شما هنوز به استقلال فکری و تصمیم گرفتن نرسیدید و منتظر تایید خانواده هستید تا ایشون و قبول کنن و بپذیرن بهتر هست که فعلا ازدواج نکنید چون این وابسته بودن شما از نظر فکری به خانواده در رابطه ی شما تاثیر منفی میذاره. شما زمانی تصمیم به ازدواج بگیرید که کاملا مستقل باشید و بتونید برای یک ازدواج و رابطه خودتون در کنار پارنترتون تصمیم بگیرید و ازدواج و پیش ببرید.
✅️خدیجه جهانگیری
✅️روانشناس
✅️خانواده و زوج
✅️اصفهان
✅️شماره تماس ۰۹۹۱۰۲۹۵۲۹۷
🌹🌹🌹🌹
Forwarded from Khadijehjahangiry
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۷۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم جهانگیری
🆔@khadijehjahangiry
شرح مشکل :
سلام من یه دختر۱۷ ساله هستم که از زمانی که یادم میاد شاید از ۸سالگی یا کمتر عاشق پسرداییم بودم که ازم ۵سال بزرگتره بچه که بودم بارفتاراش یا شوخی هاش همیشه یا اذیتم میکرد یا دلمو میشکست البته اینم بگم من خیلی باهاش کل کل میکردم اونم واسه این کاری میکرد عصبی شم این حس ادامه داشت تا تولدم چهارسال پیش رفتار بدی ازش دیدم البته اون خودش اونموقعه شکست عشقی خورده بود منم خیلی از رفتارش بدم اومد خیلی تلاش کردم فراموشش کنم نزدیک ۶ ماه نرفتم خونشون حتی خونه مامانبزرگم که اونو نبینم حتی خونه خاله هام هیچ جایی تا کم کم احساس کردم سرد شدم تا جایی که انگار ازش متنفر شده بودم بعد دیدمش دیگه نه دلم میریخت نه دستام سرد میشد نه استرس داشتم جلوش شده بودم یه دختر قوی تا اون پسرداییم که دید همش سرم تو گوشی و کاری باهاش ندارم باز دور من میپلکید مثلا هرشب پیام میداد که چرا همش سرت توگوشیه و برو بخواب آنلاین نباش منم جوابشو می دادم بعد پسرداییم رفت شهرستان زمانی که برگشت بعد چندماه باز همون آدم قبل بود سرد دیکه پیام هم نمی داد منم زندگی جدیدی رو شروع کردم آرامش داشتم بدون هیچ عشق و عاشقیی تا پارسال که شروع کرد یه جورایی انگار احساس مالکیت روم داره یه نمونه تعریف میکنم شما متوجه شین من عاشق پرستاری هستم رشتمم تجربی گفتم میخام پرستاری بخونم و اینا تو جمع گف شما قرار نیست کار کنی باید بچه ها تو بزرگ کنی بعد اگه تونستی برو کار کن کاره چی؟ منم گفتم نه خیرم من میخاممستقل باشم که این بحث ادامه داشت یبار مجبوری رفتیم باهم بیرون داشتیم می رفتیم دور میدون دستمو گرفت وایه اولین بار اونجا حسی و تجربه کروم که تاحالا نکرده بودم باز بعد حدود دوماه سرد شد جوری که به زور سلام میکنه دختر خالم میگه چونکه خودتو میگیری اینجوری شده والبته یبار یه چیزی گف که من فکر کنم خراب کاری کردم سره به چیزی من داشتم از خودم تعریف میکردم تو چت گف توکه عشق منی منم گفتم من ابجیتم کهگف خب مگه آدم به خواهرش نمیگه تو عشق منی این واسه همون موقعه بود که نرفته بود شهرستان ولی مشگل اینجاست که به عادت کناره اسم هم آبجی و داداش میاریم واسه همین همه میگن اینا خواهر برادرن خیلی ببخشید خیلی طولانی شد اما واقعا نمیدونم چکار کنم الانم با دختر پسرا یعنی دوستاش رفته مسافرت و من دارم سکته میکنم و دوست دختر هم داشته ها شاید الانم داشتع باشه نمیدونم واینم بگم شده شرایط جور بوده منم نزدیک خونشون بودم نیومده ببینتم بعضی وقتا قلق میزنه رومن همش سربه سرممیراره تو جمع ولی الان خیلی وقته ب زور سلام میکنه
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
سلام به شما دوست و همراه عزیز
ی وقتایی هیجانات و احساسات برای ما تصمیمگیری می کنند و ما وادار به تصمیمگیری می کنند مخصوصا در یک سری از دوره ها خودشون و بیشتر نشون میدن الان هم برای شما این دوره حساس وجود داره و با توجه به شرایطی که بیان کردید دنبال ی نشونه هایی می گردید تا به واسطه ی اونها برای خودتون عشق و پیدا کنید. الان هم سعی کنید خیلی برای این هیجانات زمان نذارید و خودتون و خیلی درگیرش نکنید و اجازه بدید تا توی آسمون شما بیان و برن و شما فقط به این احساسات و هیجانات نگاه کنید ولی برای اونها وقت نذارید چون اینها خیلی واقعی نیستن. الان بهتر هست که خیلی توجهی به این پسر دایی نداشته باشید و مثل بقیه افراد باهاشون عادی رفتار کنید و همچنین حدومرزهای خودتو داشته باش و خیلی باهاش صمیمی نشو و اجازه نده که با احساسات تو همبازی کنه خیلی راحت و عادی باش تا این دوره هم سپری بشه و اگر قرار شد که کسی و به حریم خودت وارد کنی ی کسی باشه که هم با عقل و هم با احساس انتخاب کرده باشی تا اون موقع دوست داشتن و عشق واقعی و تجربه کنی.
هرجا هستی خوب باشی.
✅️خدیجه جهانگیری
✅️روانشناس
✅️خانواده و زوج
✅️اصفهان
✅️شماره تماس ۰۹۹۱۰۲۹۵۲۹۷
🌹🌹🌹🌹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم جهانگیری
🆔@khadijehjahangiry
شرح مشکل :
سلام من یه دختر۱۷ ساله هستم که از زمانی که یادم میاد شاید از ۸سالگی یا کمتر عاشق پسرداییم بودم که ازم ۵سال بزرگتره بچه که بودم بارفتاراش یا شوخی هاش همیشه یا اذیتم میکرد یا دلمو میشکست البته اینم بگم من خیلی باهاش کل کل میکردم اونم واسه این کاری میکرد عصبی شم این حس ادامه داشت تا تولدم چهارسال پیش رفتار بدی ازش دیدم البته اون خودش اونموقعه شکست عشقی خورده بود منم خیلی از رفتارش بدم اومد خیلی تلاش کردم فراموشش کنم نزدیک ۶ ماه نرفتم خونشون حتی خونه مامانبزرگم که اونو نبینم حتی خونه خاله هام هیچ جایی تا کم کم احساس کردم سرد شدم تا جایی که انگار ازش متنفر شده بودم بعد دیدمش دیگه نه دلم میریخت نه دستام سرد میشد نه استرس داشتم جلوش شده بودم یه دختر قوی تا اون پسرداییم که دید همش سرم تو گوشی و کاری باهاش ندارم باز دور من میپلکید مثلا هرشب پیام میداد که چرا همش سرت توگوشیه و برو بخواب آنلاین نباش منم جوابشو می دادم بعد پسرداییم رفت شهرستان زمانی که برگشت بعد چندماه باز همون آدم قبل بود سرد دیکه پیام هم نمی داد منم زندگی جدیدی رو شروع کردم آرامش داشتم بدون هیچ عشق و عاشقیی تا پارسال که شروع کرد یه جورایی انگار احساس مالکیت روم داره یه نمونه تعریف میکنم شما متوجه شین من عاشق پرستاری هستم رشتمم تجربی گفتم میخام پرستاری بخونم و اینا تو جمع گف شما قرار نیست کار کنی باید بچه ها تو بزرگ کنی بعد اگه تونستی برو کار کن کاره چی؟ منم گفتم نه خیرم من میخاممستقل باشم که این بحث ادامه داشت یبار مجبوری رفتیم باهم بیرون داشتیم می رفتیم دور میدون دستمو گرفت وایه اولین بار اونجا حسی و تجربه کروم که تاحالا نکرده بودم باز بعد حدود دوماه سرد شد جوری که به زور سلام میکنه دختر خالم میگه چونکه خودتو میگیری اینجوری شده والبته یبار یه چیزی گف که من فکر کنم خراب کاری کردم سره به چیزی من داشتم از خودم تعریف میکردم تو چت گف توکه عشق منی منم گفتم من ابجیتم کهگف خب مگه آدم به خواهرش نمیگه تو عشق منی این واسه همون موقعه بود که نرفته بود شهرستان ولی مشگل اینجاست که به عادت کناره اسم هم آبجی و داداش میاریم واسه همین همه میگن اینا خواهر برادرن خیلی ببخشید خیلی طولانی شد اما واقعا نمیدونم چکار کنم الانم با دختر پسرا یعنی دوستاش رفته مسافرت و من دارم سکته میکنم و دوست دختر هم داشته ها شاید الانم داشتع باشه نمیدونم واینم بگم شده شرایط جور بوده منم نزدیک خونشون بودم نیومده ببینتم بعضی وقتا قلق میزنه رومن همش سربه سرممیراره تو جمع ولی الان خیلی وقته ب زور سلام میکنه
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
سلام به شما دوست و همراه عزیز
ی وقتایی هیجانات و احساسات برای ما تصمیمگیری می کنند و ما وادار به تصمیمگیری می کنند مخصوصا در یک سری از دوره ها خودشون و بیشتر نشون میدن الان هم برای شما این دوره حساس وجود داره و با توجه به شرایطی که بیان کردید دنبال ی نشونه هایی می گردید تا به واسطه ی اونها برای خودتون عشق و پیدا کنید. الان هم سعی کنید خیلی برای این هیجانات زمان نذارید و خودتون و خیلی درگیرش نکنید و اجازه بدید تا توی آسمون شما بیان و برن و شما فقط به این احساسات و هیجانات نگاه کنید ولی برای اونها وقت نذارید چون اینها خیلی واقعی نیستن. الان بهتر هست که خیلی توجهی به این پسر دایی نداشته باشید و مثل بقیه افراد باهاشون عادی رفتار کنید و همچنین حدومرزهای خودتو داشته باش و خیلی باهاش صمیمی نشو و اجازه نده که با احساسات تو همبازی کنه خیلی راحت و عادی باش تا این دوره هم سپری بشه و اگر قرار شد که کسی و به حریم خودت وارد کنی ی کسی باشه که هم با عقل و هم با احساس انتخاب کرده باشی تا اون موقع دوست داشتن و عشق واقعی و تجربه کنی.
هرجا هستی خوب باشی.
✅️خدیجه جهانگیری
✅️روانشناس
✅️خانواده و زوج
✅️اصفهان
✅️شماره تماس ۰۹۹۱۰۲۹۵۲۹۷
🌹🌹🌹🌹
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (✨️Malek✨️)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۷۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شهرکی مهاجر
🆔@Amir_shahraki_mohajer
شرح مشکل :
سلام
بنده در بررسی مواردی که معرفی میشود برای ازدواج، سعی میکنم روی خودم نیز تمرکز کنم. متأسفانه آستانه تحمل من پایین است که منجر به تند مزاجی و زودعصبانی شدن میشود.
۱- چگونه باید در رفع این نقص عمل کرد. خیلی سعی میکنم اما موفق نمیشم
۲- گاهی اوقات طرف مقابل هم میگوید همین طور است. آیا این کار را سخت نمیکند؟ صاحبان چه خلقیاتی برای کنار آمدن با این نقیصه موفق تر هستند؟
آیا افرادی که دیر عصبانی میشوند ولی سنگین، مناسبترند یا افرادی که مثل خودم مکرر ولی سطحی ؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شهرکی مهاجر
🆔@Amir_shahraki_mohajer
شرح مشکل :
سلام
بنده در بررسی مواردی که معرفی میشود برای ازدواج، سعی میکنم روی خودم نیز تمرکز کنم. متأسفانه آستانه تحمل من پایین است که منجر به تند مزاجی و زودعصبانی شدن میشود.
۱- چگونه باید در رفع این نقص عمل کرد. خیلی سعی میکنم اما موفق نمیشم
۲- گاهی اوقات طرف مقابل هم میگوید همین طور است. آیا این کار را سخت نمیکند؟ صاحبان چه خلقیاتی برای کنار آمدن با این نقیصه موفق تر هستند؟
آیا افرادی که دیر عصبانی میشوند ولی سنگین، مناسبترند یا افرادی که مثل خودم مکرر ولی سطحی ؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (✨️Malek✨️)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۷۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم ابراهیمی
🆔@rahilebrahimiii
شرح مشکل :
سلام
من یک مرد ۴۹ ساله هستم ، ۵ سال پیش متوجه شدم همسرم به من خیانت کرده ،دو تا بچه دارم ،شرایط برون رفت از این زندگی برام مهیا شد به بهترین شکل ولی اینکارو نکردم به دو دلیل دوست داشتن ،ترس ، هر چه پیش رفتیم شرایط عوض شد و ایشون خودشون رو محق می دونستند ،یک تصمیم درست میخوام بگیرم اون هم با یک راهنمایی درست ، موضوع البته بسیار ریزه کاری داره من مختصر عرض کردم سپاس
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم ابراهیمی
🆔@rahilebrahimiii
شرح مشکل :
سلام
من یک مرد ۴۹ ساله هستم ، ۵ سال پیش متوجه شدم همسرم به من خیانت کرده ،دو تا بچه دارم ،شرایط برون رفت از این زندگی برام مهیا شد به بهترین شکل ولی اینکارو نکردم به دو دلیل دوست داشتن ،ترس ، هر چه پیش رفتیم شرایط عوض شد و ایشون خودشون رو محق می دونستند ،یک تصمیم درست میخوام بگیرم اون هم با یک راهنمایی درست ، موضوع البته بسیار ریزه کاری داره من مختصر عرض کردم سپاس
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from ebrahimi_psychoanalist
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
صدیقه ابراهیمی : مشاور و درمانگر تحلیلی، زوج درمانگر و مشاور پیش از ازدواج
📍تهران - میرداماد ـ میدان مادر ـ خیابان شاهنظری ـ کوچه ابن سینا ـ پلاک یک ـ طبقه چهارم واحد ۱۲
شماره تماس: ۰۹۲۱۹۷۳۱۴۲۵
کانال تلگرام:https://t.me/ebrahimi_psychoanalist
اخذ نوبت:
🆔 @rahilebrahimiii
واتس اپ:
🆔https://wa.me/989028731612
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
nobat.ir/sedighehebrahimi
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
صدیقه ابراهیمی : مشاور و درمانگر تحلیلی، زوج درمانگر و مشاور پیش از ازدواج
📍تهران - میرداماد ـ میدان مادر ـ خیابان شاهنظری ـ کوچه ابن سینا ـ پلاک یک ـ طبقه چهارم واحد ۱۲
شماره تماس: ۰۹۲۱۹۷۳۱۴۲۵
کانال تلگرام:https://t.me/ebrahimi_psychoanalist
اخذ نوبت:
🆔 @rahilebrahimiii
واتس اپ:
🆔https://wa.me/989028731612
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
nobat.ir/sedighehebrahimi
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (✨️Malek✨️)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۸۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
سلام
درباره حساسیت های خواهران همسر چه باید کرد؟وقتی میدونم با بدی گفتن و خبرچینی باعث قطع رابطه جاری باهام شدن چکارکنم به نظرتون علت را از جاری بپرسم یا توجهی نکنم؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
سلام
درباره حساسیت های خواهران همسر چه باید کرد؟وقتی میدونم با بدی گفتن و خبرچینی باعث قطع رابطه جاری باهام شدن چکارکنم به نظرتون علت را از جاری بپرسم یا توجهی نکنم؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from 🌾mahgol🌾
پاسخ به سوال ۶۱۳۲۸۵👇👇🌺
درود و ادب همراه گرامی مطلبی که نوشته بودی رو مطالعه کردم و میخوام بهت بگم که چیزی رو که داری تجربه میکنی خیلی قابل درک و فهم هست در واقع وقتی میفهمیم پشت رابطهای که برامون مهم بوده کسی حرف زده و یا بدگویی کرده طبیعیه که دچار خشم و سردرگمی و یا حتی غم بشیم خب این نشونه ضعیف بودن تو نیست بلکه نشونه اینه که این رابطه برات ارزش داشته ومهم بوده. قبل از اینکه تصمیم بگیری لازمه که بدونی که حقیقت چیه؟ اینکه میخوای رابطه رو حفظ کنی یا آرامشتو داشته باشی یا فقط تخلیه هیجانی بشی؟ بعضی وقتها ما دنبال سوال کردن میریم اما نه برای حل مسئله برای اینکه بتونیم اون آسیبی که دیدیم رو آرومش کنیم باید بدونیم که آیا واقعاً این مسیر ما رو آروم میکنه یا فقط اون آسیبمون رو بیشتر میکنه؟ خب چرا اونا همچین رفتاری میکنن قطعاً ممکنه که پشت این حساسیتها چند تا مسئله وجود داشته باشه ما بدون قضاوت این چند تا رو نام میبریم: یکی اینکه ممکنه که یک احساس رقابت پنهان وجود داشته باشه و یا اینکه ترس از کمرنگ شدن جایگاهشون دارن و یا اینکه یک نیاز دیده نشده دارند و یا اینکه یک الگوی قدیمی بوده که به صورت مقایسه توی خانواده ایجاد شده بوده در واقع این رفتارها بیشتر از اینکه به تو مربوط باشه در مورد دنیای درونی اون آدمهاست ولی انگار یک جایی دردش رو تو داری حس میکنی. خب در مورد اینکه از جاریت این سوال رو بکنی یا نه؟ باید بگم خیلی مهمه اگر که این پرسیدن، خیلی با آرامش و بالغانه صورت بگیره و بدون سرزنش کردن و بازخواست کردن باشه، میتونه مفید باشه واگر برای خشم گرفتن، گله کردن یا اثبات حقانیت خودمون باشه معمولاً یکی از این نتایج اتفاق میفته یا اینکه انکار اتفاق میفته یا اینکه ماجرا پیچیدهتر میشه و دوباره این حرفها منتقل میشن و اوضاع سختتر میشه پس معیار تصمیم اینه که اگر که میخوای رابطه شفاف و سالم بمونه لازمه که تو این مسئله کسی مقصر دونسته نشه. اینجاست که گفتگو میتونه کمک کننده باشه اما اگه تو وجودت دنبال اینی که کی بد گفته و تقصیر کیه؟ لازمه که صبر کنی و فعلاً چیزی نپرسی. و اینکه نیاز هست که تو سه تا مرز رو تو این مسیر رعایت کنی یکیش مرز روانی هست که باید خودتو از گفتگوهای دم دستی و حرفهای آسیب زننده کنار بکشی در واقع ذهن ما ارزش ورود هر چیزی رو نداره . دوم مرزهای ارتباطی هستند که در اون لازمه که نه قهر صورت بگیره نه اون صمیمیت به شکل افراطی صورت بگیره بلکه یک رابطه و یک فاصله محترمانه و بالغانه باید تو اون وجود داشته باشه . و همسرت هم در این ارتباط خیلی مهم هست و اگر قرار باشه مرزی قرار داده بشه خب قطعاً اگر از طریق همسرت این پیش بره خیلی بهتره و اینکه دوباره تاکید میکنم نه با دعوا بلکه بسیار بالغانه و از مسیر درست.
پس هرجا لازم بود گفتگو میکنیم ولی از مسیر امنش یادت باشه که تو مسئول مدیریت حسادتها و زخمهای حل نشده دیگران نیستی فقط مسئول مراقبت از خودت و رابطت هستی.
امیدوارم که در این مسیر موفق باشی
درود و ادب همراه گرامی مطلبی که نوشته بودی رو مطالعه کردم و میخوام بهت بگم که چیزی رو که داری تجربه میکنی خیلی قابل درک و فهم هست در واقع وقتی میفهمیم پشت رابطهای که برامون مهم بوده کسی حرف زده و یا بدگویی کرده طبیعیه که دچار خشم و سردرگمی و یا حتی غم بشیم خب این نشونه ضعیف بودن تو نیست بلکه نشونه اینه که این رابطه برات ارزش داشته ومهم بوده. قبل از اینکه تصمیم بگیری لازمه که بدونی که حقیقت چیه؟ اینکه میخوای رابطه رو حفظ کنی یا آرامشتو داشته باشی یا فقط تخلیه هیجانی بشی؟ بعضی وقتها ما دنبال سوال کردن میریم اما نه برای حل مسئله برای اینکه بتونیم اون آسیبی که دیدیم رو آرومش کنیم باید بدونیم که آیا واقعاً این مسیر ما رو آروم میکنه یا فقط اون آسیبمون رو بیشتر میکنه؟ خب چرا اونا همچین رفتاری میکنن قطعاً ممکنه که پشت این حساسیتها چند تا مسئله وجود داشته باشه ما بدون قضاوت این چند تا رو نام میبریم: یکی اینکه ممکنه که یک احساس رقابت پنهان وجود داشته باشه و یا اینکه ترس از کمرنگ شدن جایگاهشون دارن و یا اینکه یک نیاز دیده نشده دارند و یا اینکه یک الگوی قدیمی بوده که به صورت مقایسه توی خانواده ایجاد شده بوده در واقع این رفتارها بیشتر از اینکه به تو مربوط باشه در مورد دنیای درونی اون آدمهاست ولی انگار یک جایی دردش رو تو داری حس میکنی. خب در مورد اینکه از جاریت این سوال رو بکنی یا نه؟ باید بگم خیلی مهمه اگر که این پرسیدن، خیلی با آرامش و بالغانه صورت بگیره و بدون سرزنش کردن و بازخواست کردن باشه، میتونه مفید باشه واگر برای خشم گرفتن، گله کردن یا اثبات حقانیت خودمون باشه معمولاً یکی از این نتایج اتفاق میفته یا اینکه انکار اتفاق میفته یا اینکه ماجرا پیچیدهتر میشه و دوباره این حرفها منتقل میشن و اوضاع سختتر میشه پس معیار تصمیم اینه که اگر که میخوای رابطه شفاف و سالم بمونه لازمه که تو این مسئله کسی مقصر دونسته نشه. اینجاست که گفتگو میتونه کمک کننده باشه اما اگه تو وجودت دنبال اینی که کی بد گفته و تقصیر کیه؟ لازمه که صبر کنی و فعلاً چیزی نپرسی. و اینکه نیاز هست که تو سه تا مرز رو تو این مسیر رعایت کنی یکیش مرز روانی هست که باید خودتو از گفتگوهای دم دستی و حرفهای آسیب زننده کنار بکشی در واقع ذهن ما ارزش ورود هر چیزی رو نداره . دوم مرزهای ارتباطی هستند که در اون لازمه که نه قهر صورت بگیره نه اون صمیمیت به شکل افراطی صورت بگیره بلکه یک رابطه و یک فاصله محترمانه و بالغانه باید تو اون وجود داشته باشه . و همسرت هم در این ارتباط خیلی مهم هست و اگر قرار باشه مرزی قرار داده بشه خب قطعاً اگر از طریق همسرت این پیش بره خیلی بهتره و اینکه دوباره تاکید میکنم نه با دعوا بلکه بسیار بالغانه و از مسیر درست.
پس هرجا لازم بود گفتگو میکنیم ولی از مسیر امنش یادت باشه که تو مسئول مدیریت حسادتها و زخمهای حل نشده دیگران نیستی فقط مسئول مراقبت از خودت و رابطت هستی.
امیدوارم که در این مسیر موفق باشی
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۳۱۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار روشنک فلاح
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر .من دختری ۳۰ ساله هستم حدود سه ماهه قهر کردم خونه پدرم هستم .ودوتا بچه دارم خونه شوهرم موندن ۸ ساله و سه ساله هستن.من ۱۳ سال هست که ازدواج کردم واز روزی که عقد کردم شوهرم ادم بداخلاقی هستش سر همین موضوع همیشه باهاش اختلاف دارم و هیچ جور حاضر نیست خودش تغییر بده واز خانواده من اصلا خوشش نمیاد و همیشه در حال جنگ. طوری که سالهای اول ازدواجم هفته ای چند ساعت میزاشت من خونه پدرم برم و اصلا خودش ادم معاشرتی نیست و با هیچ کس اهل رفت و امد نیست بد دل نیست ولی حتی با خانواده خودشم دوست نداره معاشرت کنه.تا ایکنه حدود سه سال و نیم پیش خدا به من پسری داد و قرار شد اقوام من برای چشم روشنی خونه من بیان ولی شوهرم مخالفت کرد با خانواده من درگیر شد و خیلی کتک کاری تو خونه من شد از اون روز هر بار یا شوهرم از دست پدرم شکایت میکنه یا برعکس واقعا زندگیم از هم پاشیده هر سری که احضارییه دادگاه میاد من میزد فحاشی میکنه حتی با چاقو به سمتم حمله میکنه هر دفعه من از خونه میندازه بیرون با خانوادم بد افتاده برادرزادش فرستاد خونه پدرم اتیش زد تا اینکه بعد از سه سال و نیم من از خونه با دعوا زدم بیرون سه ماه خونه پدرمم حتی بچه هام نمیزاره ببینم و چندین نفر وساطت کردن که صلح بشه ولی شوهرم خیلی ادم کینه ای هست و قبول نمیکنه طوری که اصلا حتی حاضر نیست من برگردم خونه میگه من همینطور زندگیم میکن .میخاستم ببینم به نظرتتون من چکار کنم .ممنون میشم اگه پاسخ بدید.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار روشنک فلاح
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر .من دختری ۳۰ ساله هستم حدود سه ماهه قهر کردم خونه پدرم هستم .ودوتا بچه دارم خونه شوهرم موندن ۸ ساله و سه ساله هستن.من ۱۳ سال هست که ازدواج کردم واز روزی که عقد کردم شوهرم ادم بداخلاقی هستش سر همین موضوع همیشه باهاش اختلاف دارم و هیچ جور حاضر نیست خودش تغییر بده واز خانواده من اصلا خوشش نمیاد و همیشه در حال جنگ. طوری که سالهای اول ازدواجم هفته ای چند ساعت میزاشت من خونه پدرم برم و اصلا خودش ادم معاشرتی نیست و با هیچ کس اهل رفت و امد نیست بد دل نیست ولی حتی با خانواده خودشم دوست نداره معاشرت کنه.تا ایکنه حدود سه سال و نیم پیش خدا به من پسری داد و قرار شد اقوام من برای چشم روشنی خونه من بیان ولی شوهرم مخالفت کرد با خانواده من درگیر شد و خیلی کتک کاری تو خونه من شد از اون روز هر بار یا شوهرم از دست پدرم شکایت میکنه یا برعکس واقعا زندگیم از هم پاشیده هر سری که احضارییه دادگاه میاد من میزد فحاشی میکنه حتی با چاقو به سمتم حمله میکنه هر دفعه من از خونه میندازه بیرون با خانوادم بد افتاده برادرزادش فرستاد خونه پدرم اتیش زد تا اینکه بعد از سه سال و نیم من از خونه با دعوا زدم بیرون سه ماه خونه پدرمم حتی بچه هام نمیزاره ببینم و چندین نفر وساطت کردن که صلح بشه ولی شوهرم خیلی ادم کینه ای هست و قبول نمیکنه طوری که اصلا حتی حاضر نیست من برگردم خونه میگه من همینطور زندگیم میکن .میخاستم ببینم به نظرتتون من چکار کنم .ممنون میشم اگه پاسخ بدید.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
613312
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۸۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر دکتر ثانی
خواستم بدونم تو گروه مشاوره تلفنی رایگان هم دارید ؟ من برای دخترم میخوام که با مشاور حرف بزنه دخترم ۱۶سالشه دکتر و روانشاس قبلا بردم گفتن اختلال خود مرزی داره . دارو فقط ۱سال خورد از ۱۳تا۱۴ سالگیش العان دارو مصرف نمیکنه به هیچ عنوان بعد میگه دکترم نمیرم چون دارو میدن
مشاوره هم خیلی میگیرن من واقعا توان مالی ندارم چون بایک و دوجلسه مشکل درسا حل نمیشه میدونم
امسال تا دی خوند درسشو دیگ هرکاری کردم گفت نمیخوام بخونم و نرفت امتحان بده تمام نمراتشم ۲۰. سیگاری عرق میخوره گل میدونم میکشه پاش بیفته .....
زندگی خودش هم که داغونه من و همسرم طلاق نگرفتیم ولی کاملا جدا ازهم زندگی میکنیم . واین بچه توخونه اصلا ن قانون میفهمه ن حرمت .... روحیه ش خیلی خرابه لطفا کمکم کنید
این بگم با شروع فصل پاییز وزمستان بچم حال روحیش بدتر میشه
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز تحت شرایط خاص مشاوران این گروه راه و مسیر درمان را نشان می دهندو این که اعضا انتظار مشاوره ی رایگان داشته باشند شاید امکانپذیر نباشه و جون مشکل دختر شما با جلسات زیادو چارت بندی خاص باید انجام بشه بهتره در محل زندگی و حضوری انجام بشه و البته با کمک و همدلی مشاور کم کم نیاز دارویی و تمایل برای مصرف دارو پیدا کنه ، بنابراین نکته مهمی که در برخورد با شخصیت مرزی وجود داره اینه که شما و افراد خانواده باید بدانید فردی که جلوی شما ایستاده یا دارید با او زندگی می کنید، کاملا تحریک پذیره و رفتار شما باید کنترل بشه و توقعات زیاد خذف بشه ،،
با توجه به شناختی که نسبت به بیماری دخترتون دارید که اختلال شخصیت مرزی داره باید توجه کنین که ممکنه به خاطر افکار بیماری، میل شدیدی به خودکشی و یا آسیب به دیگران داشته باشه بنابراین باید در نگهداری و حمایت از او دقت کافی را داشته باشید. بنظرم تمام افراد خانواده نیاز اساسی دارید که با مشاور متخصص صحبت کنید و زفتارتونو با دخترتون تغییربدید. مطمئنا وقتی شما تغییرکردید دخترتونم تغیییر می کنه و اما برای مشاوره ی رایگان ،با بهزیستی تماس بگیرید
کارشناسان این خط در همه زمینهها ازجمله شرایط بحرانی موجود. کودک و نوجوان، تحصیلی و تربیتی، شغلی، مشکلات خانوادگی، سوالات پیش از ازدواج و روانشناسی بالینی شامل اختلالاتی نظیر افسردگی، اضطراب و وسواس به مردم ارائه خدمت میکنند.
تماس با خط ۱۴۸۰ محرمانه و امن. مشاوره تلفنی یک ارتباط قراردادی، حرفهای و مداخلهای است. که حتی شما با کد مخصوص یک مشاور بارها و بارها می تونید صحبن کنید البته کمیته ی امداد و حتی کتابخانه ها و اماکن مذهبی و بعضی مساجد هم دارای مشاوران با تجربه هستند که به صورت رایگان انجام وظیفه می کنند .
با شرایط سخت و مشکلاتی که در خانواده دارید همگی از این امکان برخوردار شوید ،
در پناه خدا🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر دکتر ثانی
خواستم بدونم تو گروه مشاوره تلفنی رایگان هم دارید ؟ من برای دخترم میخوام که با مشاور حرف بزنه دخترم ۱۶سالشه دکتر و روانشاس قبلا بردم گفتن اختلال خود مرزی داره . دارو فقط ۱سال خورد از ۱۳تا۱۴ سالگیش العان دارو مصرف نمیکنه به هیچ عنوان بعد میگه دکترم نمیرم چون دارو میدن
مشاوره هم خیلی میگیرن من واقعا توان مالی ندارم چون بایک و دوجلسه مشکل درسا حل نمیشه میدونم
امسال تا دی خوند درسشو دیگ هرکاری کردم گفت نمیخوام بخونم و نرفت امتحان بده تمام نمراتشم ۲۰. سیگاری عرق میخوره گل میدونم میکشه پاش بیفته .....
زندگی خودش هم که داغونه من و همسرم طلاق نگرفتیم ولی کاملا جدا ازهم زندگی میکنیم . واین بچه توخونه اصلا ن قانون میفهمه ن حرمت .... روحیه ش خیلی خرابه لطفا کمکم کنید
این بگم با شروع فصل پاییز وزمستان بچم حال روحیش بدتر میشه
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز تحت شرایط خاص مشاوران این گروه راه و مسیر درمان را نشان می دهندو این که اعضا انتظار مشاوره ی رایگان داشته باشند شاید امکانپذیر نباشه و جون مشکل دختر شما با جلسات زیادو چارت بندی خاص باید انجام بشه بهتره در محل زندگی و حضوری انجام بشه و البته با کمک و همدلی مشاور کم کم نیاز دارویی و تمایل برای مصرف دارو پیدا کنه ، بنابراین نکته مهمی که در برخورد با شخصیت مرزی وجود داره اینه که شما و افراد خانواده باید بدانید فردی که جلوی شما ایستاده یا دارید با او زندگی می کنید، کاملا تحریک پذیره و رفتار شما باید کنترل بشه و توقعات زیاد خذف بشه ،،
با توجه به شناختی که نسبت به بیماری دخترتون دارید که اختلال شخصیت مرزی داره باید توجه کنین که ممکنه به خاطر افکار بیماری، میل شدیدی به خودکشی و یا آسیب به دیگران داشته باشه بنابراین باید در نگهداری و حمایت از او دقت کافی را داشته باشید. بنظرم تمام افراد خانواده نیاز اساسی دارید که با مشاور متخصص صحبت کنید و زفتارتونو با دخترتون تغییربدید. مطمئنا وقتی شما تغییرکردید دخترتونم تغیییر می کنه و اما برای مشاوره ی رایگان ،با بهزیستی تماس بگیرید
کارشناسان این خط در همه زمینهها ازجمله شرایط بحرانی موجود. کودک و نوجوان، تحصیلی و تربیتی، شغلی، مشکلات خانوادگی، سوالات پیش از ازدواج و روانشناسی بالینی شامل اختلالاتی نظیر افسردگی، اضطراب و وسواس به مردم ارائه خدمت میکنند.
تماس با خط ۱۴۸۰ محرمانه و امن. مشاوره تلفنی یک ارتباط قراردادی، حرفهای و مداخلهای است. که حتی شما با کد مخصوص یک مشاور بارها و بارها می تونید صحبن کنید البته کمیته ی امداد و حتی کتابخانه ها و اماکن مذهبی و بعضی مساجد هم دارای مشاوران با تجربه هستند که به صورت رایگان انجام وظیفه می کنند .
با شرایط سخت و مشکلاتی که در خانواده دارید همگی از این امکان برخوردار شوید ،
در پناه خدا🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۶۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام.من برادری دارم 26 ساله بسیار قوی هیکل و بی اعصاب.نزدیک به دوسال هستم که سر کار نمیره تو تو خونه منو خواهر کوچکترم و مادرم رو کتک میزنه تهدید به سوزاندن با آتیش میکنه همهچیز میشکنه برای حمام رفتن یا توالت رفتن باید بهش پول بدیم .من با باج دادن تونستم از خونه فرار کنم و شاغل شدم باید نصف حقوقم رو بدم بهش تا بزاره برم سرکار.پدرم و مادرم از ترس ابرو و ناتوانی دارای مقابله با این دیونه کاری از دستشون برنمیاد .هروقت هم ک مادرم یا پدرم میگن چرا کار نمیکنی چرا مثل بقیه نمیری زندگی بسازی برای خودت میگه من کار کردم د میلیارد بتونی شما پول دادم تا وقتی دو میلیارد به من ندید نمیزارم مثل آدم زندگی کنید. شب در رو قفل میکنه تا ظهر ساعت 1 .اگر صدامون در بیاد بلند میشه فحش میده ناسزا میکه توهین میکنه تصمیم گرفتیم خانوادگی قرص برنج بخوریم پایان بدیم به این زندگی نکبت بار.حتی چندباری زنگ زدیم به مشاوره به ما گفتن تا ثابت نشه موادمخدر مصرف میکنه نمیتونیم کاری بکنیم .این بی عرضه تر از اینهاست که مواد مصرف کنه فقط کارش شده باج گرفتن از بابام یا مامانم یا من خواهر کوچکترم رو هم تحقیر جنسی میکنه حتی.چیکار کنیم ؟خودمون رو بکشیم ؟
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز قرار نیست بخاطر ترس از آبروریزی هر تحقیر و توهین و تهدید را تحمل کرد و به شرایطی برسیدکه آسیب جدی تر و بدتر از آبروریزی داشته باشه،با شرح حال برادرتون بنظرم نشانه هایی از اختلالات روانی وجودداره بهتره در زمان هایی که حوصله داره و خلق بالا و حالش خوبه پیشنهاد مشاوره و مراجعه به روانپزشک و یا متخصص اعصاب و روان بدید و در صورت مخالفتتش ،،پدر و مادر و یا خود شما به افراد متخصص مراجعه کنید ، و دستورات درمانی و دارویی را اجرا کنید ،برادرتون یک فرد عادی نیست و شما به این اگاهی رسیدید که مشکلات جدی رفتاری و آسیب زننده داره پس نباید در تیررسش قرار بگیرید ، بحث و لجبازی نکنید ، فردی که فخش میده را با چوب نمی زنن و فردی که با چوب حمله می کنه را با چاقو و اسلحه نمی زنن !! مطمئنا شما با یک بیمار روحی زندگی می کنید و به جای درگیری و کشمکش کمکش کتید ، بنظرم زمانی که دعوا و جنگ راه میندازه از ۱۱۰ و یا اورژانس اجتماعی کمک بگیرید ،شاید نیاز به بستری داره . و اما مهمتر از برادرتون سلامت روان شما هم اهمیت داره و بتظرم شما هم با این افکار که خودتونو با قرص برنج آسیب بزنید افسردگی دارید ، دخترم در اولین فرصت با مشاور با تجربه صحبت کن تا بتونی هیجاناتتو کنترل کنی . در صورت داشتن افکار خودکشی و یا اقدام به این کار با ۱۲۳ صحبت کن . این دوستان بسیار مهربان و همدلی بالایی خواهند داشت . با کمال میل در کنارتونم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام.من برادری دارم 26 ساله بسیار قوی هیکل و بی اعصاب.نزدیک به دوسال هستم که سر کار نمیره تو تو خونه منو خواهر کوچکترم و مادرم رو کتک میزنه تهدید به سوزاندن با آتیش میکنه همهچیز میشکنه برای حمام رفتن یا توالت رفتن باید بهش پول بدیم .من با باج دادن تونستم از خونه فرار کنم و شاغل شدم باید نصف حقوقم رو بدم بهش تا بزاره برم سرکار.پدرم و مادرم از ترس ابرو و ناتوانی دارای مقابله با این دیونه کاری از دستشون برنمیاد .هروقت هم ک مادرم یا پدرم میگن چرا کار نمیکنی چرا مثل بقیه نمیری زندگی بسازی برای خودت میگه من کار کردم د میلیارد بتونی شما پول دادم تا وقتی دو میلیارد به من ندید نمیزارم مثل آدم زندگی کنید. شب در رو قفل میکنه تا ظهر ساعت 1 .اگر صدامون در بیاد بلند میشه فحش میده ناسزا میکه توهین میکنه تصمیم گرفتیم خانوادگی قرص برنج بخوریم پایان بدیم به این زندگی نکبت بار.حتی چندباری زنگ زدیم به مشاوره به ما گفتن تا ثابت نشه موادمخدر مصرف میکنه نمیتونیم کاری بکنیم .این بی عرضه تر از اینهاست که مواد مصرف کنه فقط کارش شده باج گرفتن از بابام یا مامانم یا من خواهر کوچکترم رو هم تحقیر جنسی میکنه حتی.چیکار کنیم ؟خودمون رو بکشیم ؟
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز قرار نیست بخاطر ترس از آبروریزی هر تحقیر و توهین و تهدید را تحمل کرد و به شرایطی برسیدکه آسیب جدی تر و بدتر از آبروریزی داشته باشه،با شرح حال برادرتون بنظرم نشانه هایی از اختلالات روانی وجودداره بهتره در زمان هایی که حوصله داره و خلق بالا و حالش خوبه پیشنهاد مشاوره و مراجعه به روانپزشک و یا متخصص اعصاب و روان بدید و در صورت مخالفتتش ،،پدر و مادر و یا خود شما به افراد متخصص مراجعه کنید ، و دستورات درمانی و دارویی را اجرا کنید ،برادرتون یک فرد عادی نیست و شما به این اگاهی رسیدید که مشکلات جدی رفتاری و آسیب زننده داره پس نباید در تیررسش قرار بگیرید ، بحث و لجبازی نکنید ، فردی که فخش میده را با چوب نمی زنن و فردی که با چوب حمله می کنه را با چاقو و اسلحه نمی زنن !! مطمئنا شما با یک بیمار روحی زندگی می کنید و به جای درگیری و کشمکش کمکش کتید ، بنظرم زمانی که دعوا و جنگ راه میندازه از ۱۱۰ و یا اورژانس اجتماعی کمک بگیرید ،شاید نیاز به بستری داره . و اما مهمتر از برادرتون سلامت روان شما هم اهمیت داره و بتظرم شما هم با این افکار که خودتونو با قرص برنج آسیب بزنید افسردگی دارید ، دخترم در اولین فرصت با مشاور با تجربه صحبت کن تا بتونی هیجاناتتو کنترل کنی . در صورت داشتن افکار خودکشی و یا اقدام به این کار با ۱۲۳ صحبت کن . این دوستان بسیار مهربان و همدلی بالایی خواهند داشت . با کمال میل در کنارتونم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from N N
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۶۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای نورانی
🆔@Nor7no
شرح مشکل :
"سلام وقت بخیر پدر شوهرم و شوهرم با هم اختلاف داشتن و یه مدت باهم روابط خوبی دارن و یه مدت نه همسرم یه مدت درگیر اعتیاد بوده و الان ترک کرده و خب این افراد نباید زیاد تحت فشار باشن چون مجدد تحریک میشن به مصرف برای همسرم فرصت شغلی پیش اومد و پدرش باعث از دست دادن اون فرصت شد درحالیکه همسرم بیکاره و به جای کمک بدتر دردسر درست میکنه و هر بار با یه جنگ و دعوا جدید ارامش من و همسرم رو بهم میریزه و چون همسرم ادم حساسیه، هر بار با بروز مشکل از درون بهم میریزه و من نگرانم که مجدد سمت اعتیاد بره. چجوری میتونم شکایتی چیزی کنم که پدرشوهرم دست از این کاراش برداره چون هر بار زندگیمون اشفته میشه ممنون"
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای نورانی
🆔@Nor7no
شرح مشکل :
"سلام وقت بخیر پدر شوهرم و شوهرم با هم اختلاف داشتن و یه مدت باهم روابط خوبی دارن و یه مدت نه همسرم یه مدت درگیر اعتیاد بوده و الان ترک کرده و خب این افراد نباید زیاد تحت فشار باشن چون مجدد تحریک میشن به مصرف برای همسرم فرصت شغلی پیش اومد و پدرش باعث از دست دادن اون فرصت شد درحالیکه همسرم بیکاره و به جای کمک بدتر دردسر درست میکنه و هر بار با یه جنگ و دعوا جدید ارامش من و همسرم رو بهم میریزه و چون همسرم ادم حساسیه، هر بار با بروز مشکل از درون بهم میریزه و من نگرانم که مجدد سمت اعتیاد بره. چجوری میتونم شکایتی چیزی کنم که پدرشوهرم دست از این کاراش برداره چون هر بار زندگیمون اشفته میشه ممنون"
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from کوروش شیرازی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۳۰۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شیرازی
🆔@koroosh_shirazi
شرح مشکل :
چن وقت پیش بین شوهرم و شوهرخواهرشوهرم اختلاف پیش اومد بعد شوهر خواهرشوهرم به شوهرم گفته بود ک زندگیمون رو خراب میکنه بهم زنگ زد وگفت که شوهرم زن صیغه ای داره ،بعد یه ساعت دوباره زنگ زد وگفت که دروغ گفت و میخاست مارو بهم بریزه،آقای دکتر ازون موقع به بعد باعث شد من یکم بدبین شم به شوهرم پیش خودم میگفتم من ک چیزی ندیدم پس چرا شک کنم ،بعد به مرور یه چیزایی ازش دیدم بهش هم که میگم قسم میخوره که عمرا خیانت کنه ومیگه حرف شوهرخواهرش باعث شده من حساس وشکاک بشم،من خودمم دیگ دارم دیوونه میشم نمیدونم چیزایی که ازش دیدم واقعیت داره یااینکه من بدبین وشکاک شدم،آقای دکتر دستم ب دامنتون توروخدا کمکم کنین ،
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شیرازی
🆔@koroosh_shirazi
شرح مشکل :
چن وقت پیش بین شوهرم و شوهرخواهرشوهرم اختلاف پیش اومد بعد شوهر خواهرشوهرم به شوهرم گفته بود ک زندگیمون رو خراب میکنه بهم زنگ زد وگفت که شوهرم زن صیغه ای داره ،بعد یه ساعت دوباره زنگ زد وگفت که دروغ گفت و میخاست مارو بهم بریزه،آقای دکتر ازون موقع به بعد باعث شد من یکم بدبین شم به شوهرم پیش خودم میگفتم من ک چیزی ندیدم پس چرا شک کنم ،بعد به مرور یه چیزایی ازش دیدم بهش هم که میگم قسم میخوره که عمرا خیانت کنه ومیگه حرف شوهرخواهرش باعث شده من حساس وشکاک بشم،من خودمم دیگ دارم دیوونه میشم نمیدونم چیزایی که ازش دیدم واقعیت داره یااینکه من بدبین وشکاک شدم،آقای دکتر دستم ب دامنتون توروخدا کمکم کنین ،
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from کوروش شیرازی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۷۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شیرازی
🆔@koroosh_shirazi
شرح مشکل :
سلام علیکم
مادر بنده 4-5 سال است که جدا از پدرم زندگی می کند چرا که پدر اخلاق خوبی ندارد و من این را نیز تایید میکنم، مادر من در این چند سال مداوم با مرد های غریبه مختلف ارتباط داشته است، ارتباط کلامی، فیزیکی و …، بنده بارها با ایشان دعوا کرده ام که این کار ها اشتباه است اما هر بار این کار زشت و این بی حیایی را تکرار می کند.
من پسر 19 ساله هستم و یک برادر 17 ساله دارم، تا الان فقط به یکی از آشنایان که بسیار با ایشان صمیمی هستم مطرح کردم، لطفا بفرمایید من چه کار کنم؟؟ در ضمن مادر من تمام اموال پدرم را هم به عنوان مهریه گرفته است، اما آیا این درست که زنی که در حال خیانت به شوهرش است تمام اموال مرد را بگیرد و بعد جلوی فرزندان ادعای خوب بودن کند ؟؟؟
لطفا بفرمایید من باید چه کار کنم با ایشان و چه رفتاری کنم؟ فقط خواهش می کنم از صحبت های کلیشه ای پرهیز نمایید.
ممنون
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شیرازی
🆔@koroosh_shirazi
شرح مشکل :
سلام علیکم
مادر بنده 4-5 سال است که جدا از پدرم زندگی می کند چرا که پدر اخلاق خوبی ندارد و من این را نیز تایید میکنم، مادر من در این چند سال مداوم با مرد های غریبه مختلف ارتباط داشته است، ارتباط کلامی، فیزیکی و …، بنده بارها با ایشان دعوا کرده ام که این کار ها اشتباه است اما هر بار این کار زشت و این بی حیایی را تکرار می کند.
من پسر 19 ساله هستم و یک برادر 17 ساله دارم، تا الان فقط به یکی از آشنایان که بسیار با ایشان صمیمی هستم مطرح کردم، لطفا بفرمایید من چه کار کنم؟؟ در ضمن مادر من تمام اموال پدرم را هم به عنوان مهریه گرفته است، اما آیا این درست که زنی که در حال خیانت به شوهرش است تمام اموال مرد را بگیرد و بعد جلوی فرزندان ادعای خوب بودن کند ؟؟؟
لطفا بفرمایید من باید چه کار کنم با ایشان و چه رفتاری کنم؟ فقط خواهش می کنم از صحبت های کلیشه ای پرهیز نمایید.
ممنون
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۲۹۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید.برادری دارم ۲۲سالشه سرباز رفته مدرک دیپلم داره گواهینامه هم داره. تیپ خوب قیافه مردونه خوب جذبه ماشالله همه چی داره . وقتی ک ما بچه بودیم من سه سال ازش بزرگترم. حدودن ۱۳سال پیش . پدرم تلویزیون خرید ال ای دی ک ب سختی خریدش چون واقعن توان خریدشو نداشت منو داداشم سر برنامه کودک دعوا کردیم بعد اون بک چیزی ب شوخی پرت کرد خورد ب تلویزیون و سوخت و پدرم ک خدا بگم چیکارش کنه😭من هیچوقت خودمو بابت این موضوع نمیبخشم اگه من بحرف میکردم اینجوری نمیشد. من نمیدونم بابام برد چیکارش کردانقذر تو خونه زدش ک خدا میدونه بعد هرکار میکردیم بابامو نمیتونستیم بگیریمش. برادرم برد با خودش وقتی بعد سه چهار ساعت نصف ش ب آوردش تمام فرم صورتش بهم ریخته بود میگفت ک بابام منو برده توقبرستون آنقدر منو زده تنهام گذاشته . اصلن بچه شناخته نمیشد اورده بودنش. بعد الان خیلی بچه خوبیه. ولی یادش میاد همش این موضوع.یکبار همین تازگی یادش اومد ورداشت توضیح داد ب بابام اون نشست یکساعت بابام گریه کرد و گفت منو ببخش. ولی داداشم همش الان گریه میکنه و اصلن نمیتونه باکسی ارتباط برقرار کنه بااین که جلو بندی کارماشین هست صافکاری بلده. میگه انگیزه ندارم ب فکر آینده اصلن نیست میگه نمیخام زندگی کنم خودشون باچاقو خط انداخته بود یک بار بردیمش روان پزشک چندماهی دارو میخورد سرکارش میرفت. با الان دارو نمیخوره میگه مگه دیونم. ولی اگه یادش نیاد حالش خوبه .مادرم خیلی عذاب میکشه میبینه همش توخودشه میره میاد مرغ و خروس و پرنده دارع همش باهمونا سرگرمه. یکشبم بابامو گرغت یکی زد محکم توسرس گفت خدا تورونمیبخشه با من اونکاروکردی. وموتورش و ورداش رفت از مشهد تا بجنورد فقط یکراست رفته بود میگفت اصلن نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم.بعد همش میگه دوست و رفیق ندارم. نمیتونم . فقط یک رفیق داره باهم خیلی خوبن. بعد تلاش نمیکنه اصلن واسه خودش. یا ایندش.
من هروقت داداشمومیبینم یادم میاد میخام بمیرم چندساعت میشینم گریه میکنم براش😭 گفتیم دامادش کنیم سرگرم زن و بچه بشه. و اصلن هم اهل دوست دختر بازی و اینا نیست . ولی کلن مزاجش گرمه . تروخدا یک راه کار بزارین ما چیکار کنیم این کینه رو از دلش بندازه بیرون . بابام هم هنوز بعد این همه سال همش بهش میگه تو اشغال جمع کن میشی تو اخر معتاد میشی 😔درصورتی ک همه سر داداشم قسم میخورن از اقاییش. کلن از اول مدل بابام همینجوری بوذ. خورد و خاکت میکرد باز یکساعت بعد از دلمون درمیآورد.
باداداش م باید چیکار کنیم ؟.
من باخودم چیکار کنم اصلن یادآوری اونولحظه ک دنبالش میدوید از ذهنم پاک نمیشه روانم کامل بهم میریزع تپش قلب شدید میگیرم.خودشم میشینه آنقدر گریه میکنه بلند بلند 😭بار خودش آروم میشه بابام ک براش مهم نیس منو مامانم و داداشکوچکترم ک ۱۳سالشع خیلی غصه میخوریم😭.مادرم۴۵سالشه. پدرم ۵۲ سالش هست.ب همین اتفاقات بازم باباشو دوست داره مواظبش هست.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید.برادری دارم ۲۲سالشه سرباز رفته مدرک دیپلم داره گواهینامه هم داره. تیپ خوب قیافه مردونه خوب جذبه ماشالله همه چی داره . وقتی ک ما بچه بودیم من سه سال ازش بزرگترم. حدودن ۱۳سال پیش . پدرم تلویزیون خرید ال ای دی ک ب سختی خریدش چون واقعن توان خریدشو نداشت منو داداشم سر برنامه کودک دعوا کردیم بعد اون بک چیزی ب شوخی پرت کرد خورد ب تلویزیون و سوخت و پدرم ک خدا بگم چیکارش کنه😭من هیچوقت خودمو بابت این موضوع نمیبخشم اگه من بحرف میکردم اینجوری نمیشد. من نمیدونم بابام برد چیکارش کردانقذر تو خونه زدش ک خدا میدونه بعد هرکار میکردیم بابامو نمیتونستیم بگیریمش. برادرم برد با خودش وقتی بعد سه چهار ساعت نصف ش ب آوردش تمام فرم صورتش بهم ریخته بود میگفت ک بابام منو برده توقبرستون آنقدر منو زده تنهام گذاشته . اصلن بچه شناخته نمیشد اورده بودنش. بعد الان خیلی بچه خوبیه. ولی یادش میاد همش این موضوع.یکبار همین تازگی یادش اومد ورداشت توضیح داد ب بابام اون نشست یکساعت بابام گریه کرد و گفت منو ببخش. ولی داداشم همش الان گریه میکنه و اصلن نمیتونه باکسی ارتباط برقرار کنه بااین که جلو بندی کارماشین هست صافکاری بلده. میگه انگیزه ندارم ب فکر آینده اصلن نیست میگه نمیخام زندگی کنم خودشون باچاقو خط انداخته بود یک بار بردیمش روان پزشک چندماهی دارو میخورد سرکارش میرفت. با الان دارو نمیخوره میگه مگه دیونم. ولی اگه یادش نیاد حالش خوبه .مادرم خیلی عذاب میکشه میبینه همش توخودشه میره میاد مرغ و خروس و پرنده دارع همش باهمونا سرگرمه. یکشبم بابامو گرغت یکی زد محکم توسرس گفت خدا تورونمیبخشه با من اونکاروکردی. وموتورش و ورداش رفت از مشهد تا بجنورد فقط یکراست رفته بود میگفت اصلن نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم.بعد همش میگه دوست و رفیق ندارم. نمیتونم . فقط یک رفیق داره باهم خیلی خوبن. بعد تلاش نمیکنه اصلن واسه خودش. یا ایندش.
من هروقت داداشمومیبینم یادم میاد میخام بمیرم چندساعت میشینم گریه میکنم براش😭 گفتیم دامادش کنیم سرگرم زن و بچه بشه. و اصلن هم اهل دوست دختر بازی و اینا نیست . ولی کلن مزاجش گرمه . تروخدا یک راه کار بزارین ما چیکار کنیم این کینه رو از دلش بندازه بیرون . بابام هم هنوز بعد این همه سال همش بهش میگه تو اشغال جمع کن میشی تو اخر معتاد میشی 😔درصورتی ک همه سر داداشم قسم میخورن از اقاییش. کلن از اول مدل بابام همینجوری بوذ. خورد و خاکت میکرد باز یکساعت بعد از دلمون درمیآورد.
باداداش م باید چیکار کنیم ؟.
من باخودم چیکار کنم اصلن یادآوری اونولحظه ک دنبالش میدوید از ذهنم پاک نمیشه روانم کامل بهم میریزع تپش قلب شدید میگیرم.خودشم میشینه آنقدر گریه میکنه بلند بلند 😭بار خودش آروم میشه بابام ک براش مهم نیس منو مامانم و داداشکوچکترم ک ۱۳سالشع خیلی غصه میخوریم😭.مادرم۴۵سالشه. پدرم ۵۲ سالش هست.ب همین اتفاقات بازم باباشو دوست داره مواظبش هست.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
Forwarded from @Amini
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۳۴۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شهرکی مهاجر
🆔@Amir_shahraki_mohajer
مشاور شما: سرکار خانم امینی
🆔@Amini94lawyer
شرح مشکل :
خانمی 50 ساله و کارمند هستم.همسرم 54 ساله و بازنشسته اداری هستند.
دو فرزند پسر محصل 18 ساله و 13 ساله دارم.
من مشکلی دارم و ازتون درخواست می کنم برای رفع مشکلم من رو راهنمائی کنید.
من و همسرم حدود 5 سال پیش در کار نقره سرمایه گذاری کردیم.
سرمایه خودمون رو به پسر عموی شوهرم که استاد نقره کار بود دادیم و ایشون چون معتاد تازه ترک کرده بودند همه سرمایه ما رو صرف اعتیاد خودش کرد و بعد از سه سال چون هیچ پولی براش نمونده بود و بعلت اعتیاد و دزدی موبایل دستگیر شد کارگاهش رو جمع کرده و وسایل کارگاه که ارزش مالی چندانی نداشت رو ضبط کردیم.اما اون فرد بعد از سه ماه آزاد شد.
متاسفانه شوهر من بعد از دو سال که از ورشکستگی میگذره هنوز ارتباطش رو با پسرعموش قطع نکرده و اون آقا هم هر از گاهی به بهانه و وعده و وعیدی از شوهرم پول میگیره.
اون آقا یه آدم زبون باز و فریبکاره که با دروغهایی مثل اینکه پیشنهاد کار از امارات دارم و یا اینکه سنگ گرانقیمتی برای فروش به من پیشنهاد شده،همسر من رو به برگشت پولش امیدوار میکنه و همسرم حاضر نیست ارتباطش رو با اون قطع کنه و امیدواره روزی به سرمایه از دست رفته اش برسه.
این ارتباط بی نتیجه بدون اینکه عایدی برای ما داشته باشه فقط از لحاظ مالی و همچنین اختلاف بین من و همسرم به ما لطمه میزنه و همسرم هرگز حاضر نیست ارتباطش رو با اون فرد که در حال حاضر یک ریال پول و سرمایه نداره و از طرف تمام اعضای خانواده اش طرد شده قطع کنه.
همسر اون فرد هم به دلایل مختلف ازش طلاق گرفته و الان حتی جای خواب نداره و با اجازه شوهرم شبها تو ماشین ما میخوابه.
هر تلاش و مشاوره ای از طرف خانواده شوهرم برای قطع این ارتباط بی نتیجه بوده و همسرم چون روحیه بسیار زیاد پیگیر و خستگی ناپذیری داره امیدواره بلاخره از طریق پسرعموش به پولش برسه
خواهش می کنم به من کمک کنید چون من و همسرم سر این موضوع خیلی کشمکش داریم اما با وجودی که ناراحتی و غصه من رو می بینه حاضر نیست ارتباطش رو قطع کنه و میگه میخوام پولم برگرده.چون اون فرد با دروغ و وعده های الکی شوهرم رو به آینده امیدوار میکنه.در حال حاضر اون آقا وامی خریده به مبلغ بالا و همسر من ضمانتش کرده.
ارتباطشون اینقدر محکمه که احساس میکنم جادو شده چون اون آقا تقید مذهبی نداره و ضمنا تو انرژی درمانی مهارت هایی داره.
لطفا من رو راهنمایی کنید و برای قطع این ارتباط کمکم کنید.
این ارتباط داره زندگیم رو خراب میکنه.
به شورای حل اختلاف هم مراجعه کردم گفتند نهایتا دادگاه از همسر شما برای حفظ زندگیتون و قطع این ارتباط یه تعهد میگیره که هیچ ضمانت اجرایی نداره.
لطفا وکیل هم پاسخ بده
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما دوست عزیز
از لحاظ حقوقی هیچگونه تعهد الزام آوری به جهت عدم مراوده ایشان با هر شخصی وجود ندارد.
اقدامات قانونی شما شاید صرفا ایشان را تحت فشار قرار دهد. و چه بسا با هر اقدام قانونی با چالش های جدیدتری مواجه شوید که استاد محترم روانشناسی بهتر شما را راهنمایی می کنند.
موفق باشید
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شهرکی مهاجر
🆔@Amir_shahraki_mohajer
مشاور شما: سرکار خانم امینی
🆔@Amini94lawyer
شرح مشکل :
خانمی 50 ساله و کارمند هستم.همسرم 54 ساله و بازنشسته اداری هستند.
دو فرزند پسر محصل 18 ساله و 13 ساله دارم.
من مشکلی دارم و ازتون درخواست می کنم برای رفع مشکلم من رو راهنمائی کنید.
من و همسرم حدود 5 سال پیش در کار نقره سرمایه گذاری کردیم.
سرمایه خودمون رو به پسر عموی شوهرم که استاد نقره کار بود دادیم و ایشون چون معتاد تازه ترک کرده بودند همه سرمایه ما رو صرف اعتیاد خودش کرد و بعد از سه سال چون هیچ پولی براش نمونده بود و بعلت اعتیاد و دزدی موبایل دستگیر شد کارگاهش رو جمع کرده و وسایل کارگاه که ارزش مالی چندانی نداشت رو ضبط کردیم.اما اون فرد بعد از سه ماه آزاد شد.
متاسفانه شوهر من بعد از دو سال که از ورشکستگی میگذره هنوز ارتباطش رو با پسرعموش قطع نکرده و اون آقا هم هر از گاهی به بهانه و وعده و وعیدی از شوهرم پول میگیره.
اون آقا یه آدم زبون باز و فریبکاره که با دروغهایی مثل اینکه پیشنهاد کار از امارات دارم و یا اینکه سنگ گرانقیمتی برای فروش به من پیشنهاد شده،همسر من رو به برگشت پولش امیدوار میکنه و همسرم حاضر نیست ارتباطش رو با اون قطع کنه و امیدواره روزی به سرمایه از دست رفته اش برسه.
این ارتباط بی نتیجه بدون اینکه عایدی برای ما داشته باشه فقط از لحاظ مالی و همچنین اختلاف بین من و همسرم به ما لطمه میزنه و همسرم هرگز حاضر نیست ارتباطش رو با اون فرد که در حال حاضر یک ریال پول و سرمایه نداره و از طرف تمام اعضای خانواده اش طرد شده قطع کنه.
همسر اون فرد هم به دلایل مختلف ازش طلاق گرفته و الان حتی جای خواب نداره و با اجازه شوهرم شبها تو ماشین ما میخوابه.
هر تلاش و مشاوره ای از طرف خانواده شوهرم برای قطع این ارتباط بی نتیجه بوده و همسرم چون روحیه بسیار زیاد پیگیر و خستگی ناپذیری داره امیدواره بلاخره از طریق پسرعموش به پولش برسه
خواهش می کنم به من کمک کنید چون من و همسرم سر این موضوع خیلی کشمکش داریم اما با وجودی که ناراحتی و غصه من رو می بینه حاضر نیست ارتباطش رو قطع کنه و میگه میخوام پولم برگرده.چون اون فرد با دروغ و وعده های الکی شوهرم رو به آینده امیدوار میکنه.در حال حاضر اون آقا وامی خریده به مبلغ بالا و همسر من ضمانتش کرده.
ارتباطشون اینقدر محکمه که احساس میکنم جادو شده چون اون آقا تقید مذهبی نداره و ضمنا تو انرژی درمانی مهارت هایی داره.
لطفا من رو راهنمایی کنید و برای قطع این ارتباط کمکم کنید.
این ارتباط داره زندگیم رو خراب میکنه.
به شورای حل اختلاف هم مراجعه کردم گفتند نهایتا دادگاه از همسر شما برای حفظ زندگیتون و قطع این ارتباط یه تعهد میگیره که هیچ ضمانت اجرایی نداره.
لطفا وکیل هم پاسخ بده
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما دوست عزیز
از لحاظ حقوقی هیچگونه تعهد الزام آوری به جهت عدم مراوده ایشان با هر شخصی وجود ندارد.
اقدامات قانونی شما شاید صرفا ایشان را تحت فشار قرار دهد. و چه بسا با هر اقدام قانونی با چالش های جدیدتری مواجه شوید که استاد محترم روانشناسی بهتر شما را راهنمایی می کنند.
موفق باشید
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃